فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • مریم حسین مردی، شهرام نعیمی*، سعید رضائی صفحات 1-15

    لکه موجی با عامل Alternaria spp.یکی از بیماری های مهم گوجه فرنگی است که سالانه خسارت شدیدی به این محصول وارد می کند. کنترل بیولوژیک این بیماری با استفاده از قارچ های اپیفیت به عنوان میکروارگانیسم های سازگار در اندام های هوایی می تواند جایگزین مناسبی برای آفت کش های خطرناک شیمیایی باشد. جهت جداسازی قارچ های اپیفیت، پس از نمونه برداری از بوته های سالم گوجه فرنگی، قطعاتی از برگ و ساقه در ظروف ارلن حاوی آب مقطر و روی دستگاه تکان دهنده قرار گرفت و سوسپانسیون به دست آمده کشت داده شد. به منظور یافتن سویه های بیوکنترل موثر، جدایه های به دست آمده با استفاده از روش های کشت متقابل و تاثیر متابولیت های فرار و غیر فرار علیه قارچ بیمارگر (Alternaria alternata SN1-1) در آزمایشگاه، غربال و جدایه های موثر برای بررسی اثر آن ها در کنترل بیماری در شرایط گلخانه انتخاب شدند. در گلخانه، سوسپانسیون کنیدی های قارچ های اپیفیت در دو مرحله بر روی اندام های هوایی گیاه محلولپاشی شد. دو هفته پس از مایه زنی بیمارگر، شدت بیماری بر اساس یک مقیاس 9-0 ارزیابی شد. نتایج غربالگری در آزمایشگاه نشان داد که قارچ های اپیفیت مورد مطالعه با درجات مختلف از رشد میسلیومی قارچ بیمارگر جلوگیری کردند. حداکثر این بازدارندگی در آزمون های کشت متقابل، متابولیت های فرار و متابولیت های غیرفرار به ترتیب 70، 53 و 68 درصد بود. در گلخانه ، کم ترین شاخص درصد بیماری مربوط به جدایه های F1-22 و  P4-1(4/81% کنترل بیماری) و  P1-1و P2-1 (4/74% کنترل بیماری) بود. جدایه های F1-22،  P4-1و P2-1 به گونهTrichoderma harzianum و جدایه P1-1 به گونه Trichoderma longibrachiatum تعلق داشتند.

    کلیدواژگان: آلترناریا، کنترل بیولوژیک، قارچ های رورست، گلخانه
  • مسعود لطیفیان*، بهار راد، جهانشیر شاکرمی، اسماعیل راه خدایی صفحات 17-30

    در صورت سازگار بودن عصاره های گیاهی با قارچ Beauveria bassiana، و وجود اثرات تشدیدکنندگی بین این دو، امکان افزایش کارآیی در کنترل میکروبی آفت انباری خرما وجود دارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثرات کشندگی و سینرژیستی عصاره های گیاهی در تلفیق با B. bassiana به منظور امکان سنجی کنترل جمعیت شپشه دندانه دار Oryzaephilus surinaemensis در شرایط انبارداری خرما بود. قسمت های رویشی و زایشی هوایی گیاهان مورد، درمنه کوهی، پونه ، بومادارن و چریش آزمایش شدند. اثر عصاره های گیاهان بر رشد میسلیومی و درصد جوانه زنی B. bassiana به روش اختلاط عصاره مایع الکلی با محیط کشت بررسی شد. قدرت کشندگی عصاره های گیاهی سازگار به صورت منفرد و در تلفیق با B. bassiana روی حشره کامل و لارو شپشه دندانه دار ارزیابی شد. نتایج نشان داد B. bassiana در محیط های عصاره درمنه و چریش توانایی رشد میسلیومی و جوانه زنی اسپور دارد. درصد جوانه زنی اسپور در تمام غلظت ها در چریش بالاتر از درمنه بود. برای کاهش 50 درصد قدرت جوانه زنی قارچ توسط چریش غلظتی معادل 4/1949 میکرولیتر/لیتر نیاز بود. کمترین درصد کاهش رشد میسیلیومی در غلظت 250 میکرولیتر/لیتر چریش و معادل 1/3 درصد و بیشترین آن در 1000 میکرولیتر/لیتر درمنه و معادل 1/20 درصد بود. برای کاهش 50 درصدی رشد میسیلیومی قارچ توسط چریش به غلظتی معادل 4/36679 میکرولیتر/لیتر نیاز بود. بالاترین شاخص سازگاری در غلظت 500 میکرولیتر/لیتر چریش و معادل 89/76 درصد و کم ترین در 1000 میکرولیتر/لیتر درمنه بود. هر دو عصاره دارای اثرات سینرژیستی در بیمارگری B. bassiana روی حشره کامل و لارو بودند. اما عصاره چریش اثرات سینرژیستی بالاتری نشان داد.

    کلیدواژگان: Beauveria bassiana، عصاره گیاهی، سازگاری، سینرژیستی
  • فرید بیکی* صفحات 31-48

    کپک خاکستری میوه کیوی فروت که توسط قارچ Botrytis cinerea ایجاد می شود یکی از مهم ترین بیماری های پس از برداشت کیوی فروت می باشد. به منظور استفاده از عوامل بیوکنترل برای پیشگیری از این بیماری، در این بررسی سعی شد تا توان مخمرهای بومی کشور بر روی این بیمارگر ارزیابی شود. بدین منظور از 51 نمونه ارسالی از گیاهان مختلف در کشور طی سال1394، 34 جدایه بر اساس خصوصیات ریخت شناسی پرگنه ها، به عنوان نماینده انتخاب شدند. آزمایشات براساس توان بازدارندگی توسعه بیمارگر توسط مخمرها روی میوه و با دو روش حفر چاهک و نیز بررسی بر روی برش میوه کیوی فروت در تشتک شیشه ای، انجام شد. ارزیابی نتایج آزمایشات بر اساس آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح 1% و نیز شاخص بیماری زایی انجام گرفت. نتایج نشان داد مخمرهای Aureobasidium pullulans،Candida membranifaciens،Cryptococcus albidus،Metschnikowia koreensis، Ogataea cortices،Papilioterama flavescens،Rhodotorula mucilaginosaوR. glutinisکه بر اساس تعیین ترادف قسمتی از ناحیه ITS شناسایی شدند، پتانسیل بازدارندگی از رشد بیمارگر کپک خاکستری کیوی فروت را دارا می باشند.

    کلیدواژگان: مخمر، بوتریتیس، کپک خاکستری، کیوی فروت، کنترل بیولوژیک
  • فاطمه صابری، رسول مرزبان*، مهدی ارجمند، فرشید پژوم شریعتی، امید توکلی صفحات 49-62

    برای بومی سازی دانش تولید tenebrionisvar. Bacillus thuringiensis کنترل کننده آفات سخت بالپوش، اولین گام پس از جداسازی باکتری، بهینه سازی محیط تولید می باشد که در پروژه حاضر مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه ازB. thuringiensis var. tenebrionis-BN1 (Btt-BN1) به عنوان یک آفت کش بیولوژیک برای کنترل سوسک برگخوار نارون استفاده شد. هدف از بهینه کردن محیط کشت مطلوب، افزایش راندمان تولید آفت کش بیولوژیکB. thuringiensis با ارزش افزوده بالا می باشد که در این محیط کشت از ضایعات کشاورزی و صنایع غذایی (ملاس نیشکر، جو دوسر، سبوس گندم و شربت ذرت) به عنوان مواد اولیه ارزان قیمت استفاده شده است. برای بهینه سازی پارامترهای محیط کشت از طراحی آزمایش به روش پاسخ سطح RSM)) و با رویکرد طراحی مرکب مرکزی استفاده شد. متغیرهای مستقل شامل مقدار منبع کربن و مقدار منبع نیتروژن در 3 سطح غلظت (6/0 تا 1 درصد ملاس نیشکر، 3/0 تا 9/0 درصد جو دوسر، 3/0 تا 9/0 درصد سبوس گندم و 1 تا 5 درصد شربت ذرت) با پاسخ واحدهای تشکیل دهنده پرگنه (CFU) و درصد تلفات برگخوار نارون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده در شرایط عملیاتی pH = 7 و دمای 30 درجه سلسیوس پس از 72 ساعت نشان داد که حداکثر میزان CFU برای حداقل غلظت جو دوسر (3/0%)، حداقل غلظت سبوس گندم (3/0%)، حداکثر غلظت ملاس نیشکر (1 %) و حداقل غلظت شربت ذرت (1 %) معادل spores.ml−18.3611 بدست آمد. همچنین نتایج زیست سنجی Btt-BN1 روی برگخوار نارون نشان داد دو غلظت 5/0 و 1 درصد به ترتیب 7/67% و 80% تلفات ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: Bacillus thuringiensis var. tenebrionis، برگخوار نارون، راندمان تولید، بستر تولید، شرایط رشد
  • مهناز گجری محمدآبادی*، غلام خداکرمیان، دوستمراد ظفری صفحات 63-76

    در این بررسی امکان القای مقاومت در گندم (رقم پیشگام) علیه بیماری پاخوره ناشی از قارچGaeumannomyces graminis var. tritici (Ggt) با کاربرد پنج استرین باکتریایی اندوفیت در شرایط گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که شدت بیماری در گیاهان تیمار شده نسبت به گیاهان شاهد 6/56%کاهش یافت و مقاومت گندم در برابر بیمارگر به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافت. در این پژوهش فعالیت آنزیم های کیتیناز و بتا-1 و 4-گلوکاناز در گیاهان گندم تیمار شده با پنج باکتری اندوفیت جدا شده از گندم شامل: Pseudomonas fluorescens،marcescensSerratia، Microbacterium phyllosphaerae،Bacillus pumilus و Streptomyces argenteolus در زمان های 0، 24، 48 و 168 ساعت پس از مایه زنی گیاه با Ggt به عنوان نشانگرهای القای مقاومت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد فعالیت این دو آنزیم در گیاهان آلوده تیمار شده با استرین های اندوفیت به طور معنی داری بالا بود. حداکثر فعالیت این آنزیم ها در گیاهان تیمار شده در زمان 48 و 168 ساعت پس از مایه زنی گندم با Ggt مشاهده شد. در زمان 48 ساعت فعالیت آنزیم β-1 و 4- گلوکاناز در گندم در اثر مایه زنی با استرین marcescensSerratia معادل U/mg protein 0291/0 در مقایسه با شاهد سالم بدون باکتری اندوفیت و بیمارگر به میزان U/mg protein 0055/0 و شاهد بیمار آلوده به بیمارگر و تیمار نشده با باکتری اندوفیت به میزان 0075/0 بود. فعالیت آنزیم کیتیناز در اثر مایه زنی با استرین های Pseudomonas fluorescens و marcescensSerratia به ترتیب معادل U/mg protein 0056/0 و 0045/0 در مقایسه با شاهد سالم بدون باکتری اندوفیت و بیمارگر به میزان 0030/0 و شاهد بیمار آلوده به بیمارگر و تیمار نشده با باکتری اندوفیت به میزان 0031/0 بود.

    کلیدواژگان: باکتری های اندوفیت، پاخوره، کیتیناز، بتا-1 و 4- گلوکاناز
  • مریم عجم حسنی*، سونیا امیری جامی صفحات 77-90

    نقش غذا در رشد، تولیدمثل، پارامترهای ایمنی و فعالیت آنزیم های موثر در هضم به اثبات رسیده است. چنان چه حشرات از غذای مطلوب و با ارزش غذایی بالاتر بهره مند شوند سامانه ایمنی قوی تری داشته و بهتر می توانند با عوامل بیگانه مقابله کنند. به علاوه، تغذیه کافی در دوران لاروی منجر به تولید حشراتی با توان بارآوری مناسب می شود که این موضوع از اهداف مهم پرورش حشرات میزبان واسط انگل واره ها است. لذا در تحقیق حاضر برخی ویژگی های فیزیولوژیک شب پره آرد با تغذیه از ویتامین C و قندهای سوربیتول و مانیتول به عنوان مکمل غذایی در شرایط آزمایشگاهی تعیین شد. حشرات در شرایط آزمایشگاهی (دمای 1±25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 45% و دوره روشنایی به تاریکی 14:10 ساعت) پرورش داده شدند و از لاروهای سن سوم در آزمایشات استفاده شد. تیمارها شامل تیمار اول :آرد (99 گرم) + اسید اسکوربیک (یک گرم)، تیمار دوم آرد (97 گرم)+ سوربیتول (سه گرم)، تیمار سوم آرد (97 گرم) + مانیتول (سه گرم)، تیمار چهارم (شاهد) آرد (100 گرم) بود. آزمایشات در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شدند. نرخ نسبی رشد (RGR) در همه تیمارها نسبت به شاهد افزایش معنی داری نشان داد. لاروهای سن سوم بید آرد پرورش یافته روی رژیم غذایی حاوی ویتامین C و مانیتول به ترتیب بیشترین کارایی تبدیل غذای خورده شده (ECI) (66/0±66/7 درصد) و بالاترین شاخص هضم نسبی (FDI) (72/2±2/37 درصد) را دارا بودند. بالاترین شاخص تبدیل غذای هضم شده به زیست توده (ECD) (9/0±38/16 درصد) مربوط به لاروهایی بود که از غذای حاوی ویتامین C تغذیه کردند. فعالیت کیموتریپسین (03/0±05/1) میکرومول بر دقیقه بر میلی گرم پروتیین در لاروهای تغذیه کرده از غذای حاوی ویتامین C افزایش معنی داری داشت. در حالی که فعالیت پروتیاز دیگر یعنی تریپسین توسط هر دو تیمار قندی و ویتامین C نسبت به شاهد افزایش یافت. رژیم های غذایی حاوی قندهای سوربیتول و مانیتول فعالیت آنزیم های کربوهیدرازی آلفا گلوکوزیداز (07/0±74/0) و بتا گلوکوزیداز را به میزان (008/0±44/0) میکرومول بر دقیقه بر میلی گرم پروتیین نسبت به سایر تیمارها تغییر دادند و فعالیت لیپاز در لاروهای تغذیه کرده از غذای حاوی سوربیتول به مقدار (06/0±30/1) و ویتامین C به مقدار (01/0±6/0) میکرومول بر دقیقه بر میلی گرم پروتیین کاهش معنی داری نشان داد. مانیتول بر فعالیت لیپاز تاثیر مثبت یا منفی نشان نداد. در بحث ایمنی شناسی تزریق جدایه 47 از قارچ Beauveria bassiana (غلظت 105 اسپور در میلی لیتر) به لاروهای سن سوم، سبب پاسخ همولنف به شکل افزایش معنی دار تعداد کل سلول های خونی و ایمنوسیت ها در زمان چهار ساعت پس از تیمار بود که نقش ویتامین C از سایر تیمارها در تغییر تعداد سلول های خونی به میزان (7/48± 625) عدد در میلی متر مکعب خون بارزتر بود. تعداد کل سلول های خونی، پلاسموتوسیت ها و گرانولوسیت ها با گذشت زمان تا 24 ساعت روند کاهشی نشان داد. به طور کلی، در میان تیمارها، ویتامین  Cو قند مانیتول می توانند به عنوان گزینه های مناسبی در رژیم غذایی شب پره آرد لحاظ شوند. به نظر می رسد بهبود کیفیت غذای لاروها در میزان هضم غذا، فعالیت آنزیم های گوارشی و توان دفاع فیزیولوژیک حشره موثر بوده و می توان امیدوار بود که پرورش شب پره آرد به عنوان میزبان جایگزین برای دشمنان طبیعی با قوت بیشتری محقق شود.

    کلیدواژگان: اسید اسکوربیک، قندهای سوربیتول و مانیتول، ویژگی های فیزیولوژیکی، شب پره آرد
  • زینب حقی، رضا مستوفی زاده قلمفرسا*، حبیب الله حمزه زرقانی صفحات 91-112

    گونه Pythium oligandrum یکی از عوامل زیست مهار مهم در برابر بیمارگرهای گیاهی محسوب می شود. بر اساس آزمون های ریخت شناختی و مولکولی جدایه های این گونه از استان های آذربایجان غربی، ایلام، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، فارس، کرمانشاه، کرمان، گلستان و یزد جداسازی و شناسایی گردید. بیشترین فراوانی جدایه ها به ترتیب در استان های کرمانشاه و فارس مشاهده شد. به منظور غربال گری، تنوع کارکردی جدایه ها بر اساس دمای رشد و اثر مهار زیستی آن ها در شرایط آزمایشگاه ارزیابی شد. اثر جدایه های بومی P. oligandrum در برابر قارچ های بیمارگر خاک برد شامل Rhizoctonia solani، Phytophthora parasitica، Fusarium solani، F. redoens، F. oxysporum f. sp. lycopersici و F. oxysporum f. sp. pisi با واکاوی های آماری ناپارامتریک ارزیابی و با سویه های تجاری Fusarium oxysporum، Clonostachys rosea، P. oligandrum و Trichoderma asperellum مقایسه گردید. جدایه های بومی P. oligandrum در دمای رشدی و فعالیت های زیست مهاری خود دارای تنوع بودند. بیشترین میزان بازدارندگی رشد ریسه در برهمکنش جدایه ی P. oligandrum با R. solani مشاهده شد. ترکیبات فرار این جدایه ها بیشترین اثر معنی دار را روی P. parasitica وR. solani و کمترین اثر را روی F. oxysporum f. sp. lycopersici نشان دادند. همچنین ترکیبات غیرفرار آن ها بیشترین اثر معنی دار خود را روی P. parasitica نشان دادند. در آزمون های ترکیبات فرار و غیرفرار، در اکثر تیمارها بین فرم تجاری P. oligandrum و جدایه های P. oligandrumتفاوتمعنی داری مشاهده نشد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که ویژگی های رشدی و توان جدایه های بومی P. oligandrumدر مهار بیمارگرهای گیاهی مختلف، در شرایط آزمایشگاهی متفاوت است و از تنوع موجود می توان در غربال گری های بیوشیمیایی و گلخانه ای آن ها استفاده کرد.

    کلیدواژگان: اامیکوتا، بیمارگرهای گیاهی خاک برد، تنوع، مهار زیستی، سازوکاره
  • افروز فارسی *، فرحان کچیلی، محمد سعید مصدق، آرش راسخ صفحات 113-126

    واکنش تابعی و عددی زنبور انگل واره Aphidius matricariae Haliday روی شتهNasonovia ribisnigri Mosely در شرایط آزمایشگاهی در دمای20±1 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 65±5 درصد و دوره نوری 16:8 ساعت (تاریکی:روشنایی) مورد ارزیابی قرار گرفت. تراکم های 2، 4، 8، 16، 32 و 64 عدد پوره سن سوم شته N. ribisnigri در 10 تکرار به مدت 24 ساعت در اختیار زنبور ماده بالغ جفت گیری کرده (کمتر از 24 ساعت عمر) قرار گرفت. نوع واکنش تابعی و پراسنجه های حاصل از آن به‌ترتیب با استفاده از رگرسیون لجستیک و رگرسیون غیرخطی محاسبه شدند. بر اساس نتایج، واکنش تابعی زنبور ماده نسبت به تراکم های مختلف پوره سن سوم شته N. ribisnigri از نوع دوم تعیین شد. مقادیر نرخ حمله و زمان دستیابی به ترتیب 0367/0 بار بر ساعت و 4114/0 ساعت به دست آمد. همچنین، حداکثر نرخ حمله (T/ Th) 33/58 پوره میزبان محاسبه شد. نتایج واکنش عددی نشان داد، با افزایش تراکم میزبان، میانگین تعداد شته های مومیایی شده به طور معنی داری از 8/7 عدد در تراکم 2 به 7/140 عدد در تراکم 64 میزبان افزایش یافت. بر اساس نتایج به دست آمده، به نظر می رسد، زنبور انگل واره A. matricariaeمی تواندبه عنوان عامل مهار زیستی مناسبی در کاهش جمعیت شته کاهو N. ribisnigriمورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: Nasonovia ribisnigri، Aphidius matricariae، کارایی، زمان دست یابی، قدرت جستجوگری
  • طیبه اکبری*، حسنعلی واحدی، محمد حیدری صفحات 127-137

    یکی از معیارهای مهم ارزیابی دشمن طبیعی در مهار زیستی، تعیین واکنش تابعی آن نسبت به تغییرات تراکم میزبان می باشد. شپشک آردآلود مو،Planococcus ficus (Signoret) ، یکی از آفات مهم تاکستان ها در جهان است. کفشدوزک شکارگر CryptolaemusmontrouzieriMulsant  شناخته شده‌ترین دشمن طبیعی شپشک های آردآلود است. پژوهش حاضر برای تعیین نوع واکنش تابعی و قدرت جستجوی کفشدوزک یاد شده نسبت به شپشک آردآلود مو انجام شد. در این پژوهش واکنش تابعی لاروهای سن سوم و حشرات بالغ نر و ماده کفشدوزک یاد شده نسبت به تراکم های 3، 5، 7، 9 عددی حشرات کامل ماده شپشک به عنوان طعمه، در 10 تکرار و در دمای 1±26 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ±70 درصد و دوره نوری 12:12 (روشنایی: تاریکی) داخل ظروف پتری پلاستیکی به قطر5/7 و عمق یک سانتی‏متر و با درپوش منفذدار بررسی شد. تعداد شپشک‌های تغذیه شده در هر ظرف ثبت گردید. تجزیه و تحلیل داده های واکنش تابعی با استفاده از نرم‌افزار SAS و به روش دو مرحله‏ای جولیانو انجام شد. در این بررسی منفی بودن شیب قسمت خطی منحنی درجه دو رگرسیون لجستیک در حشرات بالغ نر و ماده و در لارو سن سوم کفشدوزک، نشان دهنده واکنش تابعی از نوع دوم است. میزان قدرت جستجو (a) و زمان دستیابی (Th) برای لاروهای سن سوم و حشرات بالغ نر و ماده کفشدوزک به‏ترتیب (6922/0 بر ساعت و 9549/0ساعت)، (4901/0 بر ساعت و 3542/1 ساعت) و (5977/0 بر ساعت و 0996/1 ساعت) بود. لارو سن سوم دارای قدرت جستجوی بیشتر و زمان دستیابی کمتری نسبت به حشرات بالغ نر و ماده بود.

    کلیدواژگان: زمان دستیابی، شپشک آردآلود مو، قدرت جستجو، مهار زیستی، واکنش تابعی
  • مسعود لطیفیان *، بهار راد صفحات 139-152

    موفقیت کنترل زیستی آفات با استفاده از قارچ های بیمارگر حشرات مانند Beauveria bassianaوMetarhizium anisopliae  به روش های عملی و اقتصادی برای تولید انبوه آن ها بستگی دارد. در این پژوهش تاثیر دوره نوری (شامل 12-12، 18-6 و 6-18 روشنایی و تاریکی)، زمان انکوباسیون (دوره 48، 72 و 96 ساعت) و سرعت چرخش انکوباتور (100، 150 و 200 دور در دقیقه انکوباتور شیکر دار) در تولید بلاستوسپور این دو قارچ در چهار تکرار بررسی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که اثر تیمارهای مختلف دوره نوری، دور انکوباتور و دوره انکوباسیون در چرخه تولید بلاستوسپور قارچ های B. bassianaوM. anisopliae از نظر غلظت اسپور تولیدی، توانایی جوانه زنی، وزن تر و وزن خشک دارای تفاوت معنی داری در سطح احتمال 1 درصد است. بالاترین غلظت بلاستوسپور، درصد جوانه زنی، وزن تر و وزن خشک قارچ های B. bassianaوM. anisopliae در شرایط دوره نوری 18 ساعت روشنایی و 6 ساعت تاریکی، دور انکوباتور 150 دور در دقیقه و دوره انکوباسیون 72 ساعت بود. براساس نتایج این پژوهش دو گونه قارچ بیمارگر می توانند با استفاده از ترکیب شرایط محیطی و تنظیمات دستگاهی انکوباتور بدست آمده با عملکرد خوبی از تولید و بازده اقتصادی مناسب تولید شوند.

    کلیدواژگان: قارچ بیمارگر حشرات، تولید انبوه، فرمانتاسیون مایع، تنظیمات دستگاهی
  • معصومه درویشی، ندا خردپیر *، سعیده جاور صفحات 153-158

    سفیدبالک توت، Aleuroclava jasmini sensu latoیکی از مهم‌ترین آفات مکنده نوظهور درختان توت فضای سبز شهر تهران است. مقاومت حشرات نسبت به آفت‌کش‌ها و آثار سوء کاربرد آنها بر محیط زیست، انگیزه قوی برای استفاده از بیمارگرهایی مانند Beauveria bassianaفراهم کرده است. در پژوهش حاضر بیمارگری چهار جدایه ایرانی B. bassianaروی پوره‌های A. jasminis senso latoدر پنج غلظت روی برگ‌های توت درون ظروف پتری و در شرایط آزمایشگاهی (دما 1±25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 60±%5 و دوره نوری 16:8) مورد ارزیابی قرار گرفت. میانگین درصد مرگ و میر توسط آزمون آنالیز واریانس یک طرفه در سطح اعتماد 95% و مقادیر LC50 و LT50 با استفاده از نرم افزار SPSS آنالیز شد. نتایج حاصل از آزمون پروبیت نشان داد که در بین جدایه‌های B. bassiana کمترین LC50مربوط به دو جدایه PTCC5197 و IRAN1395 به میزان 105×3/1 کنیدی در میلی‌لیتر و بیشترین مقدار مربوط به جدایه IRAN1228 به میزان 105×9/9 کنیدی در میلی‌لیتر بود. نتایج حاصل از LT50 در جدایه‌های مختلف نشان داد که با افزایش غلظت تا 107 کنیدی در میلی‌لیتر، مقدار LT50 کاهش می‌یابد. لذا می‌توان نتیجه گرفت که جدایه‌های مورد مطالعهB. bassiana  روی پوره‌های سفیدبالک A. jasmini sensu lato بیماری‌زا بوده و پتانسیل کاربرد علیه این آفت را داشتند.

    کلیدواژگان: بیماری زایی، قارچ بیمارگر حشرات، Beauveria bassiana، سفیدبالک Aleuroclava jasmini sensu lato
|
  • Maryam Hosseinmardi, Shahram Naeimi *, Saeed Rezaee Pages 1-15

    Early blight incited by Alternaria spp. is one of the destructive diseases of tomato which causes considerable crop yield losses. Biological control of the disease with epiphytic fungi as phyllosphere competent microorganisms is a suitable alternative to chemical pesticides. In order to isolating the fungi, healthy tomato plants were collected and small pieces of leaves and stems were placed in distilled water on a shaker and the aliquot was cultured. In search for biocontrol strains, isolated fungi were screened against the fungal pathogen (Alternaria alternata SN1–1) using dual culture as well as the volatile and non–volatile metabolites tests in vitro andeffective isolates were selected to study their efficacy on disease control under greenhouse conditions. Conidial suspension of epiphytic fungi was sprayed two times on the aerial parts of the plant in greenhouse. Two weeks after inoculation of the pathogen, the disease severity was evaluated based on a 0–9 scale. Results of screening test showed that epiphytic fungi inhibited the mycelial growth of the pathogen in various degrees. Maximum inhibition in dual culture, volatile and non–volatile metabolites tests were 70%, 53% and 68%, respectively. In greenhouse, the least disease indexes were recorded for the isolates F1–22 and P4––1 (81.4% disease control) together with P1–1 and P2–1 (74.4% disease control). Isolates F1–22, P4–1 and P2–1 identified as Trichoderma harzianum and isolate P1–1 identified as Trichoderma longibrachiatum.

    Keywords: Alternaria, biological control, fungal epiphytes, Greenhouse
  • Masoud Latifian *, Bahar Rad, Jahanshir Shakarami, Esmaeil Rahkhodaei Pages 17-30

    Given the compatibility of Beauveria bassiana and plant extracts, it is feasible to increase efficacy of the fungus in microbial control of date storage pests. The aim of this study was to evaluate the interaction of plant extracts and B. bassiana on sawtoothed beetle populations. The vegetative and reproductive parts of myrtle, mugwort, mentha, yarrow, and neem plants were evaluated. The fungal mycelium growth and spore germination were evaluated to checking the consistency of extracted from plants by extract medium mixing method. Then, the compounds toxicity were evaluated individually and conjunction with B. bassiana by bioassay on the adult and larvae of sawtoothed beetle. Studies have shown that mycelial growth and spore germination of B. bassiana occur only in artemisia and neem. The spore germination rate of B. bassiana in neem was higher than artemisia in all concentrations. A concentration equivalent to 1949.4 microliters/liter of neem was required to reduce 50% of the germination of the fungus. The lowest and highest mycelial growth reduction (3.1% and 20.1%) were observed in 250 microliters/liter of neem and 1000 microliters/liter of artemisia, respectively. So, the concentration of neem equivalent of 36679.4 microliters/liter was required for 50% reduction of mycelial growth. The highest compatibility index (T) was 76.89 for 500 microliters/liter in combination with neem and the lowest level consistent with artemisia in 1000 microliters/liter. Both plant extracts had synergistic effect on the pathogenicity of B. bassiana on adult and larva of sawtoothed beetle. However, synergistic effect of neem extract was higher.

    Keywords: Beauveria bassiana, Plant extracts, consistency, synergistic
  • Farid Beiki * Pages 31-48

    Botrytis gray mold of kiwifruit is one of the most important fungal diseases that causes a significant damage to the kiwifruit during harvest and postharvest stages. The aim of this study was to find some effective isolates of native yeasts that have a good biocontrol effects on the pathogen, Botrytis cinerea. Fifity one plant samples were collected from different part of Iran during 2015–2016. Thirthy four yeast isolates were selected as representative based on the morphological characteristics of the colonies and the size of the cells. The experiment carried out to examine the yeasts ability in pathogen inhibition on Hayward cultivar of kiwifruit based on two assays, in well on fruit and on fruit slices in Petri dishes. Results based on partial ITS region sequence region showed and according to Duncan’s multiple range test at significance level 1% as well as index disease (ID), the yeasts including  Aureobasidium pullulans, Candida membranifaciens, Cryptococcus albidus, Metschnikowia koreensis, Ogataea cortices, Papilioterama flavescens, Rhodotorula mucilaginosa and R. glutinis have the most potential to pathogen growth inhibition.

    Keywords: Yeast, Botrytis, gray mold, Kiwifruit, biological control
  • Fatemeh Saberi, Rasoul Marzban *, Mehdi Ardjmand, Farshid Pajoum Shariati, Omid Tavakoli Pages 49-62

    For knowledge localization of Bacillus thuringiensis (Bt) production as biological pest control, optimization of culture medium is necessary. In this study, Bacillus thuringiensis var. tenebrionis–BN1 (Btt–BN1) was used as a biological pesticide to control elm leaf beetles. The aim of optimizing the desire culture medium is to increase the production efficiency of Bt biopesticide using agricultural and food wastes as cheap raw materials. To optimize the parameters of the culture medium, experimental design of response surface methodology (RSM) was applied with a central composite design (CCD) approach. The parameters including the amount of carbon (sugar cane molasses, oats and wheat bran sources) and the amount of nitrogen (corn syrup source) at three levels (0.6 to 1 percent of sugar cane molasses, 0.3 to 0.9 percent of oat, 0.3 to 0.9 percent of wheat bran and 1 to 5 percent of corn syrup) were investigated with colony forming unit (CFU) response. The results obtained under operating conditions of pH = 7, temperature of 30oC after 72 hours. The results showed that the maximum CFU for the minimum concentration of oats (0.3%), the minimum concentration of wheat bran (0.3%), the maximum concentration of sugar cane molasses (1%) and the minimum concentration of corn syrup (1%) were equivalent to 8.36 11 spores.ml–1. In addition, the results of Btt–BN1 bioassay survey on elm leaf beetle showed that two concentrations of 0.5 and 1.0 percent cause 67.7% and 80.0% of mortality, respectively.

    Keywords: Bacillus thuringiensis var. tenebrionis, elm leaf beetle, Production efficiency, production substrate, growth conditions
  • Mahnaz Gajari Mohammad Abadi *, Gholam Khodakaramian, Doustmorad Zafari Pages 63-76

    In this study the possibility of inducing resistance was tested using five endophytic bacterial strains against wheat take–all disease caused by the Gaeumannomyces graminis var. tritici (Ggt) under greenhouse conditions. The results showed that disease severity in treated plants compared to control samples decreased 56.6% and wheat resistance against the pathogen has been substantially increased. Effect of five endophytic bacterial strains including Pseudomonas fluorescens, Serratia marcescens, Microbacterium phyllosphaerae, Bacillus pumilus and Streptomyces argenteolus were studied on some enzymes related to plant resistance at the 0, 24, 48 and 168 hours after inoculation with Ggt. Results showed the highest levels of the β–1, 4–glucanase and chitinase at 48 and 168 hours after inoculating of pathogen. The level of β–1, 4–glucanase in plant samples inoculated with Serratia marcescens showed 0.0291 U/mg protein compared to c+ (healthy control without endophytic bacteria and pathogen) with 0/0055 and cp (pathogen– infected control and untreated with endophytic bacteria ) with 0/0075. The level of chitinase for plant samples inoculated with Pseudomonas fluorescens and Serratia marcescens strains were 0.0056 and 0.0045 U/mg protein compared to c+ (healthy control without endophytic bacteria and pathogen) with 0/0030 and cp (pathogen– infected control and untreated with endophytic bacteria) with 0/0031, respectively.

    Keywords: biocontrol, Chitinase, endophytic bacteria, take–all, β–1, 4–glucanase
  • Maryam Ajamhassani *, Sonia Amiri Jami Pages 77-90

    It is proved that nutrients have an important role in growth, reproduction, immune and activity digestive enzyme. If insects feed on suitable and valuable food, they will have a strong immune capacity and could be better against foreign agents. In addition, larval feeding lead to produce of insects that they have high fecundity potention. This is important purpose of rearing of intermediate hosts for parasitoides. So, in the present study, some physiological properties of Ephestia kuehniella by feeding with vitamin C and sorbitol and mannitol were determined as a dietary supplement in vitro. Condition of rearing was 25±1 ºC, RH=45% and L: D=14:10 h. Treatments were including first treat: flour (99 g) + ascorbic acid (1 g), second treat: flour (97g) +sorbitol (3 g), third treat: flour (97 g) +mannitol (3 g) and forth treat: flour (100 g) as control. Experiments were done with completely randomized design. Relative growth rate (RGR) showed a significant increase in all treatments compared to control. Third instar larvae reared on nutritional diet containing vitamin C and mannitol had the highest efficiency of conversation of ingested food (ECI) (7.66±0.66%) and highest feeding deterrent index (FDI) (37.2±2.72%). The highest index of efficiency of conversation of digested food to biomass (ECD) (16.38±0.9%) was found in larvae fed on diet containing vitamin C. Chymotrypsin activity significantly increased in larvae fed on vitamin C–enriched food. Whereas, the activity of another protease, trypsin, increased by both sugars and vitamin C treatments compared to those of control. Nutritional diets containing sorbitol and mannitol sugars increased the activity of carbohydrase enzymes, alpha (0.74±0.07) and beta glucosidase (0.44±0.008) µmol/min/mg protein compared to other treatments, and decreased lipase activity in larvae fed on diet containing sorbitol (1.3±0.06) and vitamin C (0.6±0.01) µmol/min/mg protein. Mannitol did not have a positive or negative effect on lipase activity. Regarding immunology, injection of Beauveria bassiana (isolate 47) to third instar larvae resulted in a significant increase in total blood cell and immunocyte counts 4 h after treatment. In fact, the role of vitamin C was clearer in altering blood cell counts (625±48.7) in mm3 hemolymph compared with other treatments. The number of blood cells showed a decreasing trend over time up to 24 hours. In general, among the treatments, vitamin C and mannitol sugar can be considered as good choices in the Mediterranean flour moth diet. It seems that improving the quality of the larval food is effective in their digestion, digestive enzymes, and insect physiological defense potential and the objective of rearing of Ephestia kuehniella as an alternative host to natural enemies will be achieved more strongly.

    Keywords: ascorbic acid, sorbitol, mannitol sugars, Physiological properties, Mediterranean flour moth
  • Zeinab Haghi, Reza Mostowfizadeh–Ghalamfarsa *, Habiballah Hamzeh Zarghani Pages 91-112

    Pythium oligandrum is known as an important biological agent against plant pathogens. Isolates from different regions of Iran including Bushehr, Bakhtiari, Chaharmahal, Fars, Golestan, Ilam, Kermanshah, Kerman, West Azerbaijan and Yazd were identified based on morphological and molecular characteristics. The highest recovering frequency of isolates was observed in Kermanshah and Fars provinces. The functional diversity of isolates based on their growth temperature and biological control effect under laboratory conditions was evaluated. The antagonistic effects of native P. oligandrum isolates were evaluated against soil–borne fungal pathogens including Rhizoctonia solani, Phytophthora parasitica, Fusarium solani, F. oxysporum f. sp. lycopersici and F. oxysporum f. sp. pisi using nonparametric statistics, and compered with commercial products of various biocontrol agents such as Clonostachys rosea, Fusarium oxysporum, P. oligandrum and Trichoderma spp. The native isolates of P. oligandrum were diverse in their growth temperature and biocontrol activities. The highest mycelial growth inhibition was found in the interaction between P. oligandrum isolates and R. solani. A significant difference between P. oligandrum isolates was found by evaluating their volatile compounds. The isolates of P. oligandrum showed maximum inhibition on P. parasitica and R. solani and minimum inhibition on F. oxysporum f. sp. lycopersici. The non–volatile compounds had the highest significant effect on P. parasitica as well. The result of this study showed that the growth characteristics and the in vitro biocontrol ability of the native isolates of P. oligandrum on various plant pathogens were different. This variety can be employed in biochemical and greenhouse screening of the isolates.

    Keywords: biological control, diversity, mechanisms, Oomycota, soil–borne plant pathogens
  • Afrooz Farsi *, Farhan Kocheili, Mohammad Saeed Mossadegh, Arash Rasekh Pages 113-126

    unctional and numerical responses of Aphidius matricariae Haliday were studied on Nasonovia ribisnigri Mosely at 20±1°C, 65±5% RH and a photoperiod of 16:8 (L: D) h. Different densities (2, 4, 8, 16, 32 and 64) of third instar nymphs of N. ribisnigri were provided to mated female wasp (< 24 h old) with ten replicates in 24 hours. The functional response was determined using logistic regression and the parameters were estimated by non–linear regression. The results revealed a type II functional response of A. matricariae to different densities of third instar nymphs of N. ribisnigri. Attack rate and handling time were obtained as 0.0367 h–1 and 0.4114 h, respectively. Also, maximum attack rate (T/Th) was estimated 58.33 nymphs. The data of numerical response of A. matricariae indicated that with increase of host density, the average number of mummified aphids in life span of parasitoid increased from 7.8 (density of 2) to 140.7 mummies (density of 64). According to these results, it seems that A. matricariae is potentially suitable biological control agent in suppressing N. ribisnigri population.

    Keywords: Nasonovia ribisnigri, Aphidius matricariae, efficiency, handling time, searching efficiency
  • Tayebeh Akbari *, Hassanali Vahedi, Mohammad Heidari Pages 127-137

    One of the parameters used in natural enemies evaluation is functional response studies to predict the efficacy of the predator in biological control programs. The vine mealybug, Planococcusficus (Signoret) is an important vineyard pests in all parts of the world. Cryptolaemusmontrouzieri Mulsant, is a well–known natural enemy of mealybugs. The experiment was conducted under laboratory condition with 26±1°C with 70±5 % RH and 12:12 D:L photoperiod with four densities of adult females of vine mealybug, P. ficus, as host insect. Adult female and male and 3rd instar larval stage of C. montrouzieri and four densities (3, 5, 7 and 9, each with 10 replicates). The number of host killed after 24 hours were recorded. Determination type of functional response model and estimation of related parameters were carried out based on two–stage analysis method by using SAS software. A type 2 functional response was concluded under this experimental condition for all stages of predator using logistic regression with parameters estimated through nonlinear regression. The results for searching efficiency and handling time for 3rd instar larval, adult male and adult female of the predator were (0.6922 and 0.9549 hours), (0.4901 and 1.3542 hours) and (0.5977 and 1.0996 hours), respectively. Results showed that 3rd instar larvae of predator showed a better searching efficiency and lowest handling time rather than adults which is a fine character for a predator.

    Keywords: biological control, functional response, handling time, searching efficiency, vine mealybug
  • Masoud Latifian *, Bahar Rad Pages 139-152

    The success of pest control using insect pathogenic fungi such as Beauveria bassiana and Metarhizium anisopliae depends on practical and economical methods for their mass production. In this study, the effects of light periods (including 12-12, 18-6 and 18-6 light and dark), incubation times (48, 72- and 96-hours) and incubator rotations (100, 150 and 200 rpm) were investigated based on blastospore concentrations of the two fungi in 4 replications. The results showed that different treatments including light periods, incubation times and incubator rotations had significant difference on B. bassiana and M. anisopliae fungi in terms of spores concentrations, germination percentage, wet and dry weights production in complete liquid phase for blastospore at 1% probability level. The highest concentration of blastospore, germination percentage, wet weight and dry weight of B. bassiana and M. anisopliae were 18 hours of light and 6 hours of darkness, rotation rate of incubator of 150 rpm and incubation period of 75 hours. Also, the results of this study showed that B. bassiana and M. anisopliae can be replicated with good performance of sugarcane byproducts and maintain the germination capacity of blastospore. The highest concentration of blastospore, germination percentage, fresh weight and dry weight of B. bassiana and M. anisopliae were incubated at 150 rpm. According to the results of this study, two species of pathogenic fungi can be produced by using a combination of environmental conditions and incubator device settings with good production performance and appropriate economic efficiency.

    Keywords: entomopathogenic fungi, mass production, liquid fermentation, machine settings
  • Masoomeh Darvishi, Neda Kheradpir, Saeedeh Javar Pages 153-158

    Mulberry whitefly Aleuroclava jasmini sensu lato Takahashi 1932 as a sap feeder insect is one of the most serious pest in mulberry trees in Tehran province, Iran since 2016. The population of the species has increased due to lack of natural enemies in the new area. In this paper, virulence of four Iranian isolates of B. bassiana on second nymphal stage of A. jasmini sensu lato in five concentrations through spraying under laboratory conditions were investigated. The number of dead nymphs was recorded daily to 10 days. Mean mortality percentages were analyzed by AVONA under 95% of confidence level in SPSS. LC50 and LT50 were calculated by SAS. The final results from Probit test showed that the lowest LC50 produced by to two isolates, PTCC5197 and IRAN1359 as 1.3 × 105 conidia ml–1 indicated higher pathogenicity against A. jasmini sensu lato. The highest LC50 belonged to IRAN1228 with the value of 9.9 × 105 conidia ml–1 . LT50 results showed that by increasing the isolates concentration, mean lethal time decreases. It can be concluded that the studied isolates had high level of pathogenicity on A. jasmini sensu lato nymphs and it can be applied through IPM programs, indeed their environmentally safety would be so valuable.

    Keywords: pathogenicity, Beauveria bassiana, nymph, Aleuroclava jasmini sensu lato