فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 5 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • هادی سلیمی، موسی جاودان*، اقبال زارعی، سمانه نجارپوریان صفحات 1-7
    اهداف

    باورهای معنوی-مذهبی می تواند به دلیل هنجارها و گفتمان هایی که ایجاد می کند زندگی زناشویی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. ازاین رو مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش باورهای معنوی-مذهبی همسان زوج در سلامت زناشویی و با نقش واسطه ای ارتباط سازنده، عشق و تعهد انجام شد.

    مواد و روش ها

    روش مطالعه حاضر توصیفی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد متاهل شهر بندرعباس در سال 98 بودند. نمونه موردمطالعه شامل 310 نفر از افراد بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. از پرسشنامه محقق ساخته جاذبه های زناشویی (MAQ) و شاخص رضایت زناشویی (IMS) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها از طریق همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر و نرم افزار SPSS-22 و برنامه ماکرو ساخته پریچر و هایز مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که باورهای معنوی-مذهبی همسان، ارتباط سازنده، عشق و تعهد می توانند 75/4درصد از واریانس سلامت زناشویی را تبیین کنند. باورهای معنوی-مذهبی همسان می تواند 17/9درصد از واریانس ارتباط سازنده و نیز 25/1درصد از واریانس عشق را تبیین کند؛ اما توان پیش بینی تعهد را نداشت. همچنین نتایج اثرات غیرمستقیم نشان داد که باورهای معنوی-مذهبی همسان از طریق ارتباط سازنده 11/3- درصد و از طریق عشق 4/4- درصد به صورت غیرمستقیم بر روی عدم سلامت زناشویی اثر دارد.

    نتیجه گیری

    رابطه زناشویی می تواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر باورهای معنوی-مذهبی زوج باشد. معنویت و مذهب می توانند با تقویت رابطه بین زوج و نیز افزایش عشق و دوستی بین آن ها موجب افزایش سلامت زناشویی شوند. نتایج این پژوهش می تواند دستاوردی در جهت اجرای مداخلات معنوی-مذهبی در حیطه زوج باشد.

    کلیدواژگان: معنویت، مذهب، سلامت زناشویی، ارتباط، عشق، تعهد
  • فریبا کرامتی، الهام السادت هاشمی، فاطمه السادات آزادی نژاد، هادی برزین، محمود شریفیان* صفحات 8-16
    هدف

    شدت و فاجعه انگاری درد همراه با پریشانی روان شناختی همواره مشکلی قابل ملاحظه در بیماران مولتیپل اسکلروزیس محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر آموزه های اسلامی- ایرانی بر شدت درد، فاجعه انگاری درد و پریشانی روان شناختی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.

    روش

    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر در برگیرنده تمامی زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در سال 1398 بود که در انجمن مولتیپل اسکلروزیس ایران عضویت داشتند. با عنایت به شبه آزمایشی بودن طرح، نمونه ای به حجم 30 نفر با توجه به معیارهای شمول از بین افراد جامعه آماری به صورت در دسترس انتخاب شدند. اعضای نمونه به صورت جایگزینی تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهن آگاهی مبتنی بر آموزه های اسلامی- ایرانی شرکت کردند؛ در حالیکه اعضای گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه چندوجهی درد وست هاون - ییل (1995)، مقیاس فاجعه انگاری درد سالیوان و همکاران (1995) و مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر (2003) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس یک و چندمتغیره استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک متغیره نشان داد درمان ذهن آگاهی مبتنی بر آموزه های اسلامی- ایرانی بر شدت درد (17/19=F؛ 000/0=P) و پریشانی روان شناختی (81/42=F؛ 000/0=P) تاثیر معناداری دارد. علاوه بر این، آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد مداخله تاثیر معناداری بر فاجعه انگاری درد (77/34=F؛ 000/0=P) و زیرمقیاس های نشخوار ذهنی (77/208=F؛ 000/0=P) و بزرگنمایی (20/5=F؛ 000/0=P) دارد.

    نتیجه گیری

    طبق یافته های این مطالعه، درمان ذهن آگاهی مبتنی بر آموزه های اسلامی- ایرانی سبب کاهش شدت درد، فاجعه انگاری درد و پریشانی روان شناختی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می شود و نمایانگر افق های تازه در مداخلات بالینی است و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای موثر سود جست. بنابراین، به نظر می رسد این مداخله آموزشی برای زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس نیز کاربردی است.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی مبتنی بر آموزه های اسلامی- ایرانی، شدت درد، فاجعه انگاری درد، پریشانی روان شناختی، مولتیپل اسکلروزیس
  • زهره نیک پی، خدیجه کشیشی، پریسا کشیری، مریم توپه، فریبا کرامتی* صفحات 17-24
    هدف

    اشتغال زنان همواره تاثیر قابل ملاحظه ای در سلامت روان شناختی زنان دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرحواره های معنوی - اسلامی بر کنترل عاطفی و احساس خودارزشمندی در زنان شاغل انجام شد.

    روش

    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر در برگیرنده کلیه زنان شاغل شهر تهران در سال 1398 بود که در یکی از سازمان های خصوصی مشغول به فعالیت بودند. با عنایت به شبه آزمایشی بودن طرح، نمونه ای به حجم 30 نفر با توجه به معیارهای شمول از بین افراد جامعه آماری به صورت در دسترس انتخاب شدند. اعضای نمونه به صورت جایگزینی تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرحواره های معنوی - اسلامی شرکت کردند؛ در حالیکه اعضای گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس کنترل عواطف (1977) و مقیاس احساس خودارزشمندی (2003) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرحواره های معنوی - اسلامی بر کنترل عاطفی (891/72=F؛ 011/0=P) و احساس خود ارزشمندی (680/15=F؛ 001/0=P) تاثیر معناداری دارد. به عبارت دیگر، ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرحواره های معنوی - اسلامی موجب بهبود کنترل عاطفی و احساس خود ارزشمندی در زنان شاغل می شود.

    نتیجه گیری

    طبق یافته های این مطالعه، ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرحواره های معنوی - اسلامی سبب بهبود کنترل عاطفی و احساس خودارزشمندی در زنان شاغل می شود و نمایانگر افق های تازه در مداخلات بالینی است و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای موثر سود جست. بنابراین، به نظر می رسد این مداخله برای زنان شاغل نیز کاربردی است.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی مبتنی بر فعال سازی طرحواره های معنوی - اسلامی، کنترل عاطفی، احساس خودارزشمندی، زنان شاغل
  • غلامعلی آقاجری، فاطمه نادری، زهره نیک پی، فهیمه جندقی، فائزه کیا دربندسری* صفحات 25-31
    هدف

    تنش شغلی همراه با پریشانی روان شناختی همواره مشکلی قابل ملاحظه در پرستاران شاغل در بخش مراقبت های ویژه محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی معنویت درمانی شناختی - رفتاری بر تنش شغلی و پریشانی روان شناختی پرستاران شاغل در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.

    روش

    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر در برگیرنده تمامی پرستاران شاغل در در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام خمینی (ره) شهر تهران در سال 1398 بود. با عنایت به شبه آزمایشی بودن طرح، نمونه ای به حجم 30 نفر با توجه به معیارهای شمول از بین افراد جامعه آماری به صورت در دسترس انتخاب شدند. اعضای نمونه به صورت جایگزینی تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای معنویت درمانی شناختی - رفتاری شرکت کردند؛ در حالیکه اعضای گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه تنش شغلی کوهن (1964) و مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر (2003) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس یک و چندمتغیره استفاده شد.

    یافته ها

    آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد معنویت درمانی شناختی - رفتاری تاثیر معناداری بر تنش شغلی (77/34=F؛ 000/0=P) و زیرمقیاس های ناکارآمدی تصوری (77/208=F؛ 000/0=P) و ابهام و محدودیت (20/5=F؛ 000/0=P) دارد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک متغیره نشان داد آموزش معنویت درمانی شناختی - رفتاری بر پریشانی روان شناختی (81/42=F؛ 000/0=P) پرستاران شاغل در بخش مراقبت های ویژه تاثیر معناداری دارد.

    نتیجه گیری

    طبق یافته های این مطالعه، معنویت درمانی شناختی - رفتاری سبب کاهش تنش شغلی و پریشانی روان شناختی در پرستاران شاغل در بخش مراقبت های ویژه می شود و نمایانگر افق های تازه در مداخلات بالینی است و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای موثر سود جست. بنابراین، به نظر می رسد این مداخله آموزشی برای پرستاران شاغل در بخش مراقبت های ویژه نیز کاربردی است.

    کلیدواژگان: معنویت درمانی شناختی - رفتاری، تنش شغلی، پریشانی روان شناختی، پرستاران
  • بنفشه لطیفی، بهرام میرزائیان* صفحات 32-39

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه روانشناختی خانواده محور بر پایه الگوی اسلامی- ایرانی بر کاهش پرخاشگری و افزایش سازگاری زوجین انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر در برگیرنده والدین مادران دانش آموزان دوره اول متوسطه شهرستان بابل در سال تحصیلی 98-1397 بود. با عنایت به نیمه آزمایشی بودن طرح، نمونه ای به حجم 20 نفر (10 زوج) با توجه به معیارهای شمول از بین افراد جامعه آماری به صورت در دسترس انتخاب شدند. اعضای نمونه به صورت جایگزینی تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای برنامه روانشناختی خانواده محور بر پایه الگوی اسلامی- ایرانی شرکت کردند؛ در حالی که اعضای گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) و پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد برنامه روانشناختی خانواده محور بر پایه الگوی اسلامی- ایرانی بر پرخاشگری و سازگاری زناشویی زنان متاهل تاثیر معناداری دارد. طبق یافته های این پژوهش، برنامه روانشناختی خانواده محور بر پایه الگوی اسلامی- ایرانی سبب کاهش پرخاشگری و افزایش سازگاری زناشویی در زوجین می شود و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای موثر سود جست.

    کلیدواژگان: آموزش هوش هیجانی، پرخاشگری، سازگاری زناشویی، زوجین
  • ثریا برزگرنژاد*، حمید حسینی، علی حسین احتشامی صفحات 40-51

    بی شک در هیاهوی مشکلات نامحدود جامعه امروزی، از جمله بالا رفتن آمار طلاق، مادیگرایی، غفلت زدگی، تجمل گرایی، گرایش به بی حجابی،اعتیاد... که مهمترین منشاء این معضلات ریشه در نوع سبک زندگی افراد دارد. بنابراین گزینش هر نوع سبک زندگی در تمام ابعاد زندگی افراد سر و کار دارد و در بین تمام سبکهای زندگی، دین اسلام بهترین و مناسب ترین شیوه را ارایه نموده است، سبک زندگی  اسلامی برای تمام جنبه های چگونه زیستن افراد، برنامه دارد. اما این مهم نیازمند بسترسازی می باشد لذا در این نوشتار به بررسی برخی از بازدارنده های فرهنگی و در مقابل راهکارهای آن در قرآن و نهج البلاغه پرداخته شده  است.

    کلیدواژگان: سبک زندگی، بازدارنده ها، فرهنگی
  • اکرم پیمان* صفحات 52-58

    پرستاران نقش مهمی را در ارایه  مراقبت های بهداشتی درمانی در بیمارستانها ایفا می کنند و شناسایی وضعیت سلامت عمومی پرستاران نقش مهمی، بر کیفیت ارایه مراقبت ها خواهد داشت. از جمله عواملی که به نظر می رسد با سلامت عمومی ارتباط دارد، دینداری است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط دینداری و سلامت عمومی در پرستاران یایسه برای اولین بار در ایران انجام شد.

    روش

    این مطالعه توصیفی بر روی 123 نفر از پرستاران خانم شاغل یایسه در بیمارستان های منتخب شهر تهران ، در سال 1396 انجام شد. برای گردآوری اطلاعات، از پرسشنامه های سلامت عمومی(CHQ-28) و دینداری گلاک و استارک استفاده شد.

    یافته ها

    نمونه های این پژوهش پرستاران یایسه، با میانگین سنی 18/6±30/46 سال بودند. اکثر پرستاران در وضعیت مطلوبی از نظر دینداری قرار داشتند. اما میانگین نمره سلامت عمومی پرستاران مطلوب نبود همچنین، بر اساس یافته های آمار ی در این مطالعه بین دینداری و برخی از  زیر مقیاس های سلامت عمومی همبستگی معنی دار وجود داشت.

    نتیجه گیری

     پرستاران  با نمره بالاتر پرسشنامه دینداری، از سلامت عمومی بهتری برخوردار هستند. از آنجایی که پرستاران زن یایسه با تنش های متعددی مواجهه می شوند، دینداری می تواند موجب ارتقاء سلامت عمومی آنان شود، لذا پیشنهاد می شود بستر دینی متناسب با فرهنگ جوامع به منظور ارتقای باورهای دینی پرستاران فراهم شود.

    کلیدواژگان: سلامت عمومی، دینداری، پرستار، یائسگی، ایران
  • شیدا خوشه مهری، قربان فتحی اقدم*، محمدجواد پوروقار صفحات 59-61
    زمینه

    مطالعات متعددی به ثاثیر درمان شناختی رفتاری بر اختلالاتی چون افسردگی  پرداخته اند. اما پیرامون اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی با تاکید بر سبک زندگی سالم در قالب برنامه درسی منظم مدرسه، براحساس تنهایی و تصویر بدنی دانش آموزان شکاف تحقیقاتی وجود دارد.

    هدف

    تحقیق حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی شناختی رفتاری با تاکید بر سبک زندگی سالم بر افسردگی، احساس تنهایی و تصویربدنی دانش آموزان دختر دبیرستان های منطقه 8 شهر تهران انجام گرفته است.

    روش

    این تحقیق به روش شبه آزمایشی در یک طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری این تحقیق، دانش آموزان دختر سال هشتم منطقه 8 تهران بودند. نمونه گیری از نوع خوشه ای بود. در نهایت، 70 دانش آموز بصورت تصادفی در دو گروه (35 نفرگروه آزمایش و 35 نفرگروه گواه) مورد مطالعه قرار گرفتند. درمان فقط برای گروه آزمایش، انجام شد. از پرسشنامه های افسردگی بک، احساس تنهایی دی توماسو و پرسشنامه ترس از تصویربدن لیتلتون استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در سطح معنی داری کمتر از 05/0 با استفاده از نرم افزار spss24 انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0 p>  )، اما در مرحله پس آزمون از نظر هر سه متغیر تفاوت معنی داری وجود دارد (001/ 0= p، 9/18  F= افسردگی)، (001/0= p ، 2/12 F= احساس تنهایی)، (001/0 = p ، 1/20 F=  تصویر بدنی).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان می دهد، درمان شناختی رفتاری با تاکید بر سبک زندگی سالم، در بهبود افسردگی، احساس تنهایی و تصویربدنی موثر است.

    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، سبک زندگی سالم، افسردگی، احساس تنهایی، تصویر بدنی
|
  • Hadi Salimi, Moosa Javdan*, Eghbal Zarei, Samaneh Najarpourian Pages 1-7
    Aims

    Spiritual-religious beliefs can influence marital life because of the norms and discourses it creates.Therefore this study was done aimed to evaluation the role of coupleschr('39') similar spiritual-religious beliefs on marital health and mediator role of constructive communication, love and commitment.

    Materials and Methods

    The method of this study was descriptive and path analysis. Statistical population consisted of all married people in Band Abbas city in 2019. The sample studied were all 310 individuals who were selected by random cluster sampling. For collection data was used from researcher-made of Marital Attractions Questionnaire (MAC) and Index of Marital Satisfaction (IMS). Data Analyzing was conducted with Pearson correlation, multiple regression, and path analysis and also SPSS-22 software and the Preacher and Hayes macro program.

    Findings

    The results of the data analysis showed that the similar spiritual-religious beliefs, constructive communication, love and commitment can explain 75.4% of marital health variance. The similar spiritual-religious beliefs could explain 17.9% of constructive communication variance as well as 25.1% of love variance, but it could not predict commitment. The results of indirect effects also showed that the similar spiritual-religious beliefs had a negative effect on lack of marital health through constructive communication and love respectively -11.3% and 4.4%.

    Conclusion

    Marital relationship can be directly and indirectly influenced by the couplechr('39')s spiritual-religious beliefs. Spirituality and religion can enhance marital health by enhancing the couple relationship as well as increasing the love and friendship between them. The results of this study can be an achievement in conducting spiritual-religious interventions in the couplechr('39')s area.

    Keywords: Spirituality, Religion, Marital Health, Relationship, Love, Commitment
  • Fariba Keramati, Elham-Alsadat Hashemi, Fatemeh-Alsadat Azadinejad, Hadi Barzin, Mahmoud Sharifian* Pages 8-16
    Aim

    Pain intensity and catastrophizing along with psychological distress is an important problem in patients with multiple sclerosis. The aim of this research was to investigate the effectiveness of mindfulness therapy based on Islamic-Iranian approaches on pain intensity, pain catastrophizing and psychological distress in women with multiple sclerosis.

    Method

    This study was a quasi-experimental pretest - posttest with control group. The study population was consisted of all women with multiple sclerosis who were members of Iran multiple sclerosis Society at 2019. The sample consisted of 30 (15 for each group) women with multiple sclerosis that were selected by as a voluntary and randomly recruits to each of groups. Then, the participants in the experimental group participated in 8 sessions of 90 min of mindfulness therapy based on Islamic-Iranian approaches, while the control group did not receive any therapy. Instruments for gathering data were West Haven-Yale Multidimensional Pain Inventory (1995), Pain Catastrophizing Scale (1995) and Kessler Psychological Distress Scale (2003). Then, the data were analyzed using SPSS.v21 software and statistical tests such as MANCOVA and ANCOVA.

    Results

    The results of ANCOVA indicate that the mindfulness therapy based on Islamic-Iranian approaches had significant impact on pain intensity (F=19.17, P=0.000) and psychological distress (F=42.81, P=0.000). Furthermore, results of MANCOVA showed that mindfulness therapy based on Islamic-Iranian approaches had significant impact on pain catastrophizing (F=34.77, P=0.000) and subscales of rumination (F=208.77, P=0.000) and magnification (F=5.20, P=0.000).

    Conclusion

    Based on the findings of this study, mindfulness therapy based on Islamic-Iranian approaches decreases pain intensity, pain catastrophizing and psychological distress in women with multiple sclerosis and represents new horizons in clinical interventions and thus could be used as an effective interventional method.  So, it seems that this intervention is an applicable treatment for women with multiple sclerosis.

    Keywords: mindfulness therapy based on Islamic-Iranian approaches, pain intensity, pain catastrophizing, psychological distress, multiple sclerosis
  • Zohre Nikpey, Khadijeh Keshishi, Parisa Kashiri, Maryam Toopeh, Fariba Keramati* Pages 17-24
    Aim

    Womenchr('39')s employment has an important impact in women mental health. The aim of this research was to investigate the effectiveness of mindfulness based on activating spiritual-Islamic schemas on affect control and sense of self-worth among employed women.

    Method

    This study was a quasi-experimental pretest - posttest with control group. The study population was consisted of all employed women of Tehran City in 2020 who worked in one of the private organizations. The sample consisted of 30 (15 for each group) employed women that were selected by as a voluntary and randomly recruits to each of groups. Then, the participants in the experimental group participated in 8 sessions of 90 min of mindfulness based on activating spiritual-Islamic, while the control group did not receive any therapy. Instruments for gathering data were Affective Control Scale (1977) and Sense of Self-Worth Scale (2003). Then, the data were analyzed using statistical tests such as MANCOVA.

    Results

    The results of ANCOVA indicate that the mindfulness based on activating spiritual-Islamic had significant impact on affect control (F=72.891, P=0.000) and sense of self-worth (F=15.680, P=0.001). In other words, mindfulness based on activating spiritual-Islamic improves affect control and sense of self-worth in employed women.

    Conclusion

    Based on the findings of this study, mindfulness based on activating spiritual-Islamic schemas improves affect control and sense of self-worth in employed women and represents new horizons in clinical interventions and thus could be used as an effective interventional method.  So, it seems that this intervention is an applicable treatment for employed women.

    Keywords: mindfulness based on activating spiritual-Islamic schemas, affect control, sense of self-worth, employed women
  • Gholamali Aghajari, Fatemeh Naderi, Zohre Nikpey, Fahimeh Jandaghi Pages 25-31
    Aim

    Job Stress along with psychological distress is an important problem in nurses. The aim of this research was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral spiritual therapy on job stress and psychological distress among intensive care unit nurses.

    Method

    This study was a quasi-experimental pretest - posttest with control group. The study population was consisted of all intensive care unit nurses of Imam Khomeini Hospital in Tehran City in 2020. The sample consisted of 30 (15 for each group) intensive care unit nurse that were selected by as a voluntary and randomly recruits to each of groups. Then, the participants in the experimental group participated in 8 sessions of 90 min of cognitive-behavioral spiritual therapy, while the control group did not receive any therapy. Instruments for gathering data were Cohenchr('39')s Job Stress Questionnaire (1964) and Kessler Psychological Distress Scale (2003). Then, the data were analyzed using SPSS.v21 software and statistical tests such as MANCOVA and ANCOVA.

    Results

    The results of MANCOVA showed that cognitive-behavioral spiritual therapy had significant impact on Job Stress (F=34.77, P=0.000) and subscales of imaginary inefficiency (F=208.77, P=0.000) and ambiguity and limitation (F=5.20, P=0.000). Furthermore, the results of ANCOVA indicate that the cognitive-behavioral spiritual therapy had significant impact on psychological distress (F=42.81, P=0.000).

    Conclusion

    Based on the findings of this study, cognitive-behavioral spiritual therapy decreases Job Stress and psychological distress in intensive care unit nurses and represents new horizons in clinical interventions and thus could be used as an effective interventional method.  So, it seems that this intervention is an applicable treatment for intensive care unit nurse.

    Keywords: cognitive-behavioral spiritual therapy, job stress, psychological distress, nurses
  • Banafsheh Latifi, Bahram Mirzaeian* Pages 32-39

    This study aimed to investigate the effectiveness of family- based Islamic – Iranian oriented psychological program on the reduction of aggression and increasing of adjustment among couples. This study was a quasi-experimental pretest-posttest with the control group. The study population consisted of all parent of students of the first course of high-school from Babol in the academic year of 2018- 2019. The sample consisted of 20 (10 couple) parent that were selected by as an available and randomly recruits to each of groups. Then, the participants in the experimental group participated in 10 sessions of 90 min of family- based Islamic – Iranian oriented psychological program, while the control group did not receive any therapy. Instruments for gathering data were Aggression Questionnaire (Buss & Perry, 1992) and Spanir Adjustment Scale (1976). Then, the data were analyzed using SPSS.v21 software and statistical tests such as MANCOVA. The results indicate that family- based Islamic – Iranian oriented psychological program had a significant impact on the aggression and marital adjustment of couples. Based on the findings of this study, family- based Islamic – Iranian oriented psychological program can decrease aggression and increase marital adjustment among couples and thus could be used as an effective interventional method.

    Keywords: family- based Islamic – Iranian oriented psychological program, aggression, marital adjustment, couples
  • Soraya Barzegarnejad*, Hamid Hosseini, Ali Hossein Ehteshami Pages 40-51

    Certainly in the wake of todaychr('39')s limitless problems of todaychr('39')s society, such as rising divorce rates, materialism, neglect, luxury, tendency to hijab, addiction ... all of which are rooted in these lifestyle issues. Therefore, the choice of any lifestyle is in all aspects of onechr('39')s life, and among all the styles of life, the Islamic religion has provided the best and most appropriate way, the Islamic lifestyle has plans for all aspects of how people live. But this issue needs to be contextualized, so this article examines some of the cultural deterrents and their solutions in the Qurchr('39')an and Nahjul Balagheh.

    Keywords: Lifestyle, inhibitors, cultural
  • Akram Peyman* Pages 52-58
    Background and aim

    Considering that nurses play the most important role in providing health services in hospitals, identification of effective factors on the general health of nurses has a direct impact on the quality of care provision. One of the factors that seem to be related to general health is religiosity. Therefore, the present study was conducted to determine the relationship between religiosity and general health in menopausal nurses of the hospitals in Iran.

    Methods

    This descriptive study was conducted on 123 postmenopausal nurses in 2017. Data were collected using the General Health Questionnaire (CHQ-28) and Glock & Stark Religion Questionnaire.

    Results

    The sample consisted of 123 nurses with an average age of 46/3±6/18 years old. According to the findings of this study, most nurses are at a desirable level in terms of religion but the average score of nurseschr('39') general health was not anticipated. Finally, a meaningful correlation between the total score of religiosity and its components with the general score of general health was founded.

    Conclusions

    Generally religiosity is related to general health and its dimensions. Since postmenopausal nurses are confronted with multiple stresses, religiosity can enhance their general health so offering religious programs suiting different cultures are recommended

    Keywords: General health, religiosity, Nurse, Menopause, Iran
  • Sheyda Khoshemehry, Ghorban Fathi Aghdam*, Mohammad Javad Pourvaghar Pages 59-61
    Background

    The high prevalence of some disorders in adolescent girls due to social and hormonal problems, etc., can be controlled and treated by cognitive-behavioral therapy of the group included in the curriculum.

    Aims

    The present study aims to determine the effectiveness of cognitive-behavioral group therapy on depression, loneliness and depiction of female high school students in District 8 of Tehran.

    Method

    The research was conducted on a quasi-experimental basis in a pre-test, post-test and follow-up with the control group. The statistical population of this study was female students in the eighth year of District 8 of Tehran. Sampling was of the cluster type. Finally, 70 students were randomly divided into two groups (35 experimental groups and 35 control groups). Treatment was performed only for the experimental group. Beckchr('39')s depression questionnaire, Di Tomaso’s loneliness, and Littletonchr('39')s body image questionnaire were used. Using covariance analysis at a significance level of less than 0.05 was investigated.

    Results

    The findings showed that there was no significant difference between experimental and control groups in the pretest stage (p > 0.05), but in the post-test stage, there was a significant difference in all three variables (p = 0.001, F = 18.9 depression), (p = 0.001, F = 12.2 loneliness), (p =0.001, F = 20/1 body image).

    Conclusion

    The results show that cognitive-behavioral therapy is effective in improving depression and feeling lonely and depressed.

    Keywords: Cognitive-behavioral therapy, depression, loneliness, physical image