فهرست مطالب

آموزش پرستاری - سال نهم شماره 2 (خرداد و تیر 1399)
  • سال نهم شماره 2 (خرداد و تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/02
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه دهقانی، معصومه برخورداری شریف آباد*، مریم صداقتی کسبخی، حسین فلاح زاده صفحات 1-9
    مقدمه

    با توجه به پیشرفت‎های قابل توجه در علم مراقبتهای ویژه، امکان کمک به بیماران بسیار بدحال فراهم شده و این امر سبب افزایش طول عمر در مواردی با پیش آگهی بسیار ضعیف شده است. هدف از این مطالعه، تعیین خودکارامدی درک شده پرستاران با آموزش مراقبت تسکینی می باشد.

    روش کار

    این پژوهش یک مطالعه تجربی می باشد که در سال 1398 انجام شد. جامعه پژوهش را پرستاران شاغل در بیمارستانهای میبد و اردکان تشکیل می دادند که 80 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. مداخله شامل آموزش مفهوم مراقبت تسکینی، به مدت چهار جلسه 60 دقیقه ای بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و مقیاس خودکارامدی مراقبت تسکینی گردآوری شدند. پرسشنامه قبل و بعد از آموزش توسط نمونه ها تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSSنسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی(تحلیل کواریانس تک متغیری) انجام شد.

    یافته ها

    میانگین سنی مشارکت کنندگان در گروه مداخله 6/38 سال و سابقه کاری 25/14 سال بود که به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بود. در هر دو گروه، اکثریت مشارکت کنندگان زن (85%) و دارای تحصیلات کارشناسی (5/92%) بودند که همسان بودند. میانگین نمرات خودکارآمدی درک شده و ابعاد آن، در پیش آزمون، بین دو گروه تفاوت معنادار بوده و در گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل بود. پس از کنترل تاثیر سن، سابقه کار و نمرات پیش آزمون، با استفاده از آزمون آنکووا، مشخص شد که میانگین نمره خودکارآمدی درک شده و ابعاد آن، در گروه مداخله، به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بود (001/0>P)

    نتیجه گیری

    یافته ها نشان داد که آموزش مراقبت تسکینی بر ارتقاءمیزان خودکارآمدی درک شده موثر بوده است. بدین ترتیب مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد مراقبت تسکینی می تواند به عنوان یک مداخله ی موثر در ارتقای خودکارامدی درک شده و ابعاد آن در پرستاران مورد استفاده قرار گیرد

    کلیدواژگان: آموزش، مراقبت تسکینی، خودکارآمدی، مدیریت علائم، حمایت روانی اجتماعی، پرستار
  • فرزام بوستانچی، عهدیه پرهیزکار*، کمال صالحی، رسول نصیری کالمرزی، دائم روشنی صفحات 10-18
    مقدمه

    آسم یک بیماری مهم و مزمن ریوی می باشد که علاوه بر تاثیر منفی بر ابعاد کیفیت زندگی بیماران موجب مرگ و میر بالای این بیماران می شود. امروزه یکی از روش های نوین آموزش در پرستاری، آموزش مجازی از طریق گوشی های هوشمند می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مجازی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم در بیمارستان توحید شهر سنندج انجام گرفت.

    روش کار

    این مطالعه در سال 1397بصورت نیمه تجربی بر روی 70 بیمار مبتلا به آسم انجام شد. نمونه ها به شکل هدفمند انتخاب شدند و سپس با روش بلوک بندی تصادفی چهار تایی در دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 35 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری اطلاعات، فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه کیفیت زندگی بود که در اختیار گروه مداخله قرار گرفت. گروه کنترل هم مراقبت های روتین را همزمان دریافت می کردند. اطلاعات در دو مرحله قبل و بعد از مداخله جمع آوری و وارد برنامه SPSS نسخه 21 شد و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای بررسی نرمال بودن متغیرها از آزمون کلموگروف اسمیرنف و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کای اسکویر، تی مستقل و آنالیز کوواریانس استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین نمره کیفیت زندگی قبل از مداخله در گروه مداخله 2/21 و در گروه کنترل 2/17 بود که آزمون آنالیز کوواریانس اختلاف معنی داری را نشان نداد (0/09=p)؛ اما میانگین نمره کیفیت زندگی بعد از مداخله در گروه مداخله2/05 و در گروه کنترل 2/17 بود که آزمون آنالیز کوواریانس اختلاف معنی داری را بین دو گروه نشان داد (0/001 >p).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش مجازی می تواند در بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم موثر باشد. بر همین اساس پیشنهاد می شود که آموزش مجازی در برنامه های مراقبتی پرستاران به عنوان یک روش آموزشی مفید، به روز و کاربردی مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش مجازی، کیفیت زندگی، آسم
  • فیروزه پیامنی، فاطمه چراغی، سیدرضا برزو، سیمین حجت الاسلامی، مهناز خطیبان* صفحات 19-26
    مقدمه

    بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به دلیل ماهیت مزمن و پیچیده بیماری، نیازمند اجرای یک برنامه مراقبت جامع پرستاری هستند. مدل های پرستاری چارچوب و اهدافی را جهت فرآیند پرستاری مهیا می کند تا مراقبت بالینی موثرتر و کامل تر ارایه شود. لذا این مطالعه با هدف تاثیر به کارگیری فرآیند پرستاری مبتنی بر مدل سیستم رفتاری جانسون در مددجو مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.

    روش کار

    در این گزارش مورد، فرآیند پرستاری از یک مددجو مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس، مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر همدان در سال 1398 ارایه گردید. گردآوری داده ها در مرحله بررسی براساس "فرم بررسی مدل سیستم رفتاری جانسون" با مشاهده، مصاحبه و معاینه فیزیکی انجام شد. تشخیص های پرستاری به صورت رفتارهای پایدار و ناپایدار تدوین شد و اهداف مراقبتی جهت افزایش حفظ رفتارهای پایدار و کاهش یا حذف رفتارهای ناپایدار تعیین و با مددجو به اشتراک گذاشته شد. اقدامات پرستاری جهت دستیابی به اهداف، انجام و ارزشیابی گردید. تجزیه و تحلیل داده ها، با استفاده از جدول ارایه شد.

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد مددجو رفتارهای ناپایدار در چهار زیر سیستم رفتاری (ناکارآمدی در زیر سیستم های پرخاشگری و محافظت، دفعی، ذخیره ای و جنسی) داشت. پس از انجام اقدامات پرستاری طراحی شده، رفتارهای ناپایدار کاهش پیدا نمود.

    نتیجه گیری

    استفاده از مدل رفتاری جانسون، بر تعدیل و اصلاح رفتارهای ناپایدار بسیار مفید و کمک کننده بود. بنابراین پیشنهاد می شود این مدل به عنوان چارچوبی برای انجام مراقبت پرستاری مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: فرآیند پرستاری، مدل پرستاری، مولتیپل اسکلروزیس، گزارش مورد، مدل جانسون
  • مهناز طالبی، فرح نادری*، سعید بختیارپور، سحر صفرزاده صفحات 27-36
    مقدمه

    مادران کودکان کم توان ذهنی دارای مشکلات روانشناختی بسیاری هستند و آموزش بهزیستی روانشناختی یکی از روش های آموزشی نسبتا جدید برای بهبود ویژگی های روانشناختی است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش بهزیستی روانشناختی بر تحمل آشفتگی، سرگردانی ذهنی و افسردگی مادران کودکان کم توان ذهنی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش مادران دانش آموزان کم توان ذهنی منطقه 15 شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بودند که 30 مادر پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (15 مادر در هر گروه) تقسیم شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) با روش بهزیستی روانشناختی آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. داده ها با مقیاس تحمل آشفتگی Simons and Gaher و پرسشنامه های سرگردانی ذهنی Merazek و همکاران و افسردگی Beck و همکاران جمع آوری و با روش های خی دو، تی مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که گروه های آزمایش و کنترل در مرحله پیش آزمون از نظر تحمل آشفتگی، سرگردانی ذهنی و افسردگی تفاوت معنی داری نداشتند (05/0P>)، اما گروه ها در مرحله پس آزمون از نظر هر سه متغیر تفاوت معنی داری داشتند (05/0P<). به عبارت دیگر، آموزش بهزیستی روانشناختی باعث افزایش تحمل آشفتگی و کاهش سرگردانی ذهنی و افسردگی مادران کودکان کم توان ذهنی شد (001/0P<).

    نتیجه گیری

    با توجه به تاثیر آموزش بهزیستی روانشناختی در بهبود ویژگی های روانشناختی در مادران کودکان کم توان ذهنی توصیه می شود که درمانگران و متخصصان سلامت از روش آموزش بهزیستی روانشناختی برای افزایش تحمل آشفتگی و کاهش سرگردانی ذهنی و افسردگی استفاده کنند.

    کلیدواژگان: بهزیستی روانشناختی، تحمل آشفتگی، سرگردانی، افسردگی، کم توان ذهنی
  • حمیده جلیلی، محمد محمدی*، نورمحمد یعقوبی، جلیل جراحی فریز صفحات 37-53
    مقدمه

    در جهان رقابتی امروز توسعه اقتصادی بدون برخورداری از منابع انسانی کارآفرین محقق نخواهد شد. در این میان نظام آموزش وپرورش نقش مهمی در پرورش چنین نیروهایی برای کشور دارد، زیرا تربیت نیروی انسانی کارآفرین با معلم غیر کارآفرین غیرممکن است و دانشگاه فرهنگیان هسته اصلی نظام توسعه منابع انسانی کارآفرین محور به شمار می آید. از این رو هدف پژوهش حاضر ارایه الگوی توسعه منابع انسانی کارآفرین محور و اعتبارسنجی آن بود.

    روش کار

    مطالعه حاضر یک مطالعه روش شناسی است که با رویکرد کیفی- کمی اجرا شد. در بخش کیفی 19 نفر از خبرگان و فعالان بخش کارآفرینی و سیاست گذران حوزه منابع انسانی دانشگاه فرهنگیان در سطح کشور در شش ماه نخست سال 1398 به روش نمونه گیری هدفمند در مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته در سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان شرکت نمودند. جهت تحلیل مصاحبه های نیمه ساختاریافته از استراتژی داده بنیاد و طرح سیستماتیک اشتراوس و کوربین(2014) به منظور طراحی الگوی نظام توسعه منابع انسانی کارآفرین محور در دانشجویان استفاده شد. سپس، با نرم افزار MAXQDA نسخه 12 مفاهیم از مصاحبه ها استخراج و متغیرهای اصلی و فرعی مشخص و الگوی طراحی شده به دست آمد. در بخش کمی به منظور اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی یک پرسشنامه محقق ساخته تنظیم و پس از حصول اطمینان از روایی صوری و محتوایی در بین 74 نفر از اعضاء هییت علمی دانشگاه فرهنگیان با روش نمونه گیری تصادفی ساده داده های آماری با نرم افزار PLS نسخه دوم تحلیل شد.

    یافته ها

    در بخش کیفی 14 مقوله محوری شامل عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل نهادی، راهبردها، مدیریت، منابع مادی و غیرمادی، تامین توسعه، انگیزش، جامعه دانشگاهی توسعه اجتماعی اکوسیستم کارآفرینی مطلوب، سطح دانشگاه و نظام تعلیم و تربیت در ارتقای نظام توسعه منابع انسانی کارآفرین محور در دانشجویان شناسایی شد.ند. در بخش کمی نتایج تحلیل عاملی تاییدی(09/2= χ2/df ، 1/0=RMR،9/0=GFI،9/0= NFI، 9/0=CFI، 9/0=IFI،8/0= TLI) نشان داد که الگوی طراحی شده برای نظام توسعه منابع انسانی کارآفرین محور در دانشجویان از برازش بسیار مطلوبی برخوردار است.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج پژوهش استفاده از این الگو در راستای فراهم نمودن زیرساخت های لازم جهت توسعه منابع انسانی کارآفرین محور در دانشجویان پیشنهاد می شود، همچنین با درنظرگرفتن نقش مثبت کارآفرینی و اهمیت این مقوله پیشنهاد می شود واحد درسی منابع انسانی کارآفرین محور  در برنامه درسی دانشجویان گنجانده شود.

    کلیدواژگان: توسعه، منابع انسانی، کارآفرینی، دانشجویان
  • فردین عزیزیان، ناهید رامک، فهیمه وحید، سلیمه رضایی، علیرضا سنگانی* صفحات 54-62
    مقدمه

    در فرآیند یادگیری عوامل شناختی نقش بسیاری دارند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش تکنیک های شبیه سازی شناختی گروهی بر درگیری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی دانشجویان پرستاری انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل در سال 1398 بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی 384 دانشجو کارشناسی پرستاری دختر دانشکده پرستاری و مامایی شهر گرگان که اهمال کار بودند، تشکیل داد. شرکت کنندگان به صورت داوطلبانه به پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی پاسخ دادند، تعداد 30 دانشجو که بیشترین نمره اهمال کاری را داشتند انتخاب و به صورت تصادفی ساده با توجه به قرعه در گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه درگیری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی استفاده شد. آموزش تکنیک های شبیه سازی شناختی گروهی روی گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای اعمال شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره با نرم افزار spss18 مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد میانگین و انحراف استاندارد درگیری تحصیلی در پیش آزمون گروه آزمایش (11/4±30/51) و کنترل (78/4±24/50) و در پس آزمون گروه آزمایش (01/4±24/79) و کنترل (88/4±19/50) بدست آمد. میانگین و انحراف استاندارد اهمال کاری تحصیلی در پیش آزمون گروه آزمایش (95/8±14/60) و کنترل (22/8±20/60) و در پس آزمون گروه آزمایش (58/5±28/34) و کنترل (24/8±96/61) بدست آمد. به طور کلی آموزش تکنیک های شبیه سازی شناختی گروهی بر درگیری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی دانشجویان در سطح0/001<P تاثیر معنی داری دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان داد که آموزش تکنیک های شبیه سازی شناختی گروهی می تواند بر درگیری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی دانشجویان پرستاری موثر باشد. بنابراین مجریان تعلیم و تربیت در نظام آموزش پزشکی از این روش می توانند به عنوان یک روش تسهیل کننده در یادگیری دانشجویان پرستاری استفاده نمایند.

    کلیدواژگان: تکنیک های شبیه سازی شناختی، درگیری تحصیلی، اهمال کاری تحصیلی
  • زهرا کریمی، احمد نصیری*، احمدرضا سبزاری، نسیم مهرپویا صفحات 63-74
    مقدمه

    بیماران مبتلا به سرطان دامنه ای از علایم شامل درد و انواع ناراحتی های جسمی و روانی را تجربه میکنند که بر کیفیت زندگی این بیماران تاثیر منفی میگذارد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر شان درمانی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. 

    روش کار

    در این کارآزمایی بالینی 76 بیمار مبتلا به سرطان به روش در دسترس از بین مراجعه کنندگان سرپایی به بیمارستان ایران مهر بیرجند در سال 1397-1398وارد مطالعه شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه شان درمانی و کنترل قرار گرفتند.کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان(QLQ-C30) قبل و 4 هفته بعد از مداخله شان درمانی مورد سنجش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های t زوجی، ویلکاکسون، t  مستقل و من ویتنی و کای اسکویر انجام شد.

    یافته ها

    میانگین نمرات کیفیت زندگی در ابعاد عملکردی، علایم و کیفیت زندگی عمومی قبل از مداخله بین گروه ها تفاوت معناداری نداشت (72/0=p)، (78/0=p) و (70/0=p)، در حالیکه این میزان بعد از مداخله در ابعاد عملکردی و کیفیت زندگی عمومی در میان دو گروه تفاوت معناداری داشت(04/0=p). قبل و بعد از شان درمانی میانگین نمره بعد عملکردی کیفیت زندگی  (0/001>p) و میانگین نمره کیفیت زندگی عمومی در گروه آزمون تفاوت آماری معناداری نشان داد(003/0=p). اما در بعد علایم تفاوت معنی داری مشاهده نشد(48/0=p). میانگین نمرات کیفیت زندگی در ابعاد عملکردی، علایم وکیفیت زندگی عمومی قبل و بعد  از مداخله در گروه کنترل تفاوت معناداری نداشت(0/05<p).

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش نشان داد که رویکردهای جدید مانند شان درمانی می تواند باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان شود. پیشنهاد می شود این مطالعه در سطح وسیعتر در سایر بیمارستان ها و فرهنگ ها انجام شود. هم چنین مقایسه تاثیر این مداخله با سایر روش های روان درمانی در افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: سرطان، کیفیت زندگی، شان درمانی
  • افشین گودرزی، رضا یرزو، مهدی مولوی وردنجانی، فاطمه چراغی* صفحات 75-88
    مقدمه

    بازنگری در برنامه آموزش پرستاری با استفاده از نتایج مطالعات و پژوهش های تطبیقی لازمه آماده سازی فارغ التحصیلان برای حضور در یک محیط بهداشتی- درمانی در حال تغییر می باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه برنامه آموزشی پرستاری ایران با کره جنوبی در سطح کارشناسی انجام شده است.

    روش کار

     این مطالعه به روش توصیفی- تطبیقی و با استفاده از رویکرد "Jorj F Berdy" طی چهار مرحله توصیف، تفسیر، هم جواری و مقایسه انجام شده، که طی آن عناصر اصلی و شاخص های مهم برنامه درسی در دانشکده های منتخب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از مقایسه شاخص های مورد نظر و استخراج نقاط قوت برنامه آموزشی پرستاری کره جنوبی پیشنهاد های کاربردی در جهت ارتقای نظام آموزشی کارشناسی پرستاری ارایه گردید.

    یافته ها

    استقرار واحدهای درسی روابط انسانی، مراقبت های بهداشتی برای جامعه چند فرهنگی، تحلیل و استدلال بالینی، پرستاری درک طب سنتی کلاسیک منطبق بر اهداف برنامه آموزشی، در کنار به کارگیری شیوه های نوین آموزشی، رویکرد ادغام عمودی دروس و همچنین به کار بستن آزمون های استاندارد بین المللی در سیستم ارزشیابی در برنامه آموزش پرستاری کره جنوبی مشهود است.

    نتیجه گیری

     مقایسه برنامه آموزشی کارشناسی پرستاری ایران و کره جنوبی نشان می دهد که در کنار اشتراکات برخی تفاوت ها نیز وجود دارد که می توان جهت ارتقای سیستم آموزش پرستاری کشور از آن بهره گرفت. انجام مصاحبه در جهت بررسی توان ارتباطی و سطح علاقه افراد قبل از ورود به حیطه پرستاری، هماهنگی بین اهداف و محتوی آموزشی و همچنین توانمند ساختن دانشجویان در حیطه های تفکر انتقادی و خلاق و بهره گیری از رویکرد های جدید آموزشی از نقاط قوت برنامه آموزش پرستاری کره جنوبی محسوب می گردد.

    کلیدواژگان: برنامه درسی، ایران، کره جنوبی، آموزش کارشناسی پرستاری، برنامه درسی پرستاری
|
  • Fatemeh Dehghani, Maasoumeh Barkhordari-Sharifabad*, Maryam Sedaghati-Kesbakhi, Hossein Fallahzadeh Pages 1-9
    Introduction

    Due to the remarkable advances in the field of intensive care, it has been possible to assist critically ill patients and this has led to a longer life expectancy in those with very poor prognosis. The purpose of this study was to determine the perceived self-efficacy of nurses with palliative care education.

    Methods

    This study was an experimental study conducted in 2019. The study population included of nurses working in Maybod and Aardakan hospitals that 80 were selected by random sampling. The intervention consisted of teaching the concept of palliative care for four 60 minute sessions. Data were collected using a demographic questionnaire and Palliative Care Self-Efficacy Scale (PCSES). Questionnaires were completed by the subjects before and after education. Data were analyzed by SPSS 16 software using descriptive and analytical statistics (univariate covariance analysis).

    Results

    The mean age of participants in the intervention group was 38.6 years and work experience was 14.25 years, which was significantly higher than the control group. In both groups, the majority of participants were female (85%) and had a bachelor's degree (92.5%). Mean scores of perceived self-efficacy and its dimensions in the pre-test were significantly different between the two groups and were higher in the intervention group than the control group. After controlling for the effect of age, work experience and pre-test scores, using ANCOVA test, it was found that the mean perceived self-efficacy score and its dimensions in the intervention group were significantly higher than the control group (P <0.001).

    Conclusion

    Findings of the analysis of covariance showed that palliative care training was effective in promoting perceived self-efficacy. Thus, educational intervention based on palliative care approach can be used as an effective intervention in promoting perceived self-efficacy and its dimensions in nurses.

    Keywords: Education, palliative care, self-efficacy, symptom management, psychosocial support, nurse
  • Farzam Bostanchi, Ahdieh Parhizkar*, Kamal Salehi, Rasool Nasiri Kalmarzi, Daem Roshani Pages 10-18
    Introduction

    Asthma is an important and chronic lung disease that in addition to having a negative impact on the quality of life of patients causes high mortality. Nowadays, one of the new methods of education in nursing is virtual education through smartphones. Therefore, this study aimed to determine the effect of virtual education on quality of life in asthmatic patients in Tohid Hospital in Sanandaj. 

    Methods

    This study was performed semi-experimentally in 2018 on 70 patients with asthma. The samples were randomly selected and then placed in two groups of intervention and control (35 people in each group) by quadruple random blocking method. Data collection tools, personal information form and quality of life questionnaire were provided to the intervention group. The control group also received routine care at the same time. The data were collected in two stages before and after the intervention and entered into SPSS version 21 and then analyzed and analyzed. The Chlomogorov-Smirnov test was used to test the variability of the variables, and the Kai-Square test, independent t-test, and covariance analysis were used to analyze the data.

    Results

    The mean score of quality of life before intervention was 2.21 in the intervention group and 2.17 in the control group, which did not show a significant difference (p = 0.09). But the mean score of quality of life after the intervention was 2.05 in the intervention group and 2.17 in the control group. Covariance analysis test showed a significant difference between the two groups (p < 0.001).

    Conclusion

    The results of this study showed that virtual education can be effective in improving the quality of life of patients with asthma. Accordingly, it is suggested that virtual education be considered as a useful, up-to-date and practical training method in nursing care programs.
    Keywords: Asthma, Quality of Life, Virtual Education.

    Keywords: Health Dimensions, Virtual Education, Quality of Life, Asthma
  • Firuzeh Payamani, Fatemeh Cheraghi, Seyed Reza Borzou, Simin Hojjatoleslami, Mahnaz Khatiban* Pages 19-26
    Introduction

    Patients with multiple sclerosis need a comprehensive nursing care program because of the chronic and complex nature of the disease. Nursing models can provide a framework and goals for the nursing process to provide more effective and comprehensive clinical care. The aim of this study was to investigate the effect of applying nursing process based on Johnson Behavioral Model on improving stable behaviors client with multiple sclerosis (MS).

    Methods

    In this case study, the nursing process was presented by a client with multiple sclerosis who met the MS criteria in Hamadan in 2019. In the Nursing assessment and Recognition phase, data were collected based on the "Johnson Behavioral Model scale" by observation, interview and physical examination. Data sources were the client herself, her family, physician, and medical record and MS staff. Nursing diagnoses were formulated as stable and unstable behaviors. And caring goals were set and shared with the client to increase stable behaviors and reduce or eliminate unstable behaviors. Nursing measures were performed and evaluated to achieve the goals. Data analysis was presented using the table.

    Results

    The results of the study showed that the client had unstable behaviors in four behavioral subsystems (inefficiency in, Aggressive- protective, Elimination, restorative and sexual subsystems). Unstable behaviors decreased after planned nursing measures.

    Conclusion

    Johnson's behavioral model was useful in modifying and correcting the unstable behavior. So providing care based on nursing models, can increase the quality of care and client satisfaction.

    Keywords: Nursing Process, Nursing Model, Multiple Scleroses, Case report, Johnson Model
  • Mahnaz Talebi, Farah Naderi*, Saeid Bakhtiyarpour, Sahar Safarzadeh Pages 27-36
    Introduction

    Mothers of mentally retarded children have many psychological problems and psychological well-being training is one of the relatively new training methods for improving psychological characteristics. Therefore, present research aimed to determine the effect of psychological well-being training on distress tolerance, mind wandering and depression of mothers with mentally retarded children.

    Methods

    This study was a semi-experimental with pretest and posttest design with control group. The research population was mothers of mentally retarded students of 15 region of Tehran city in 2019-20 academic years, which 30 mother were selected by available sampling method after reviewing the criteria for entering the study and randomly divided into two experimental and control groups (15 mothers in each group). The experimental group trained 10 sessions of 90-minutes with the method of psychological well-being (two sessions a week) and the control group didn’t receive training. Data collected with the Simons and Gaher distress tolerance scale and questionnaires of Mrazek and et al mind wandering and Beck and et al depression and analyzed with the methods of chi-square, independent t and multivariate analysis of covariance in SPSS version 19.

    Results

    The findings showed that the experimental and control groups in the pretest stage didn’t have any significant difference in terms of distress tolerance, mind wandering and depression (P>0.05), but the groups in the posttest stage had a significant difference in terms of all three variables (P<0.05). In the other words, the psychological well-being training led to increase distress tolerance and decrease mind wandering and depression of mothers with mentally retarded children (P<0.001)

    Conclusions

    Regarded to the effective of psychological well-being training in improving the psychological characteristics in mothers of mentally retarded children, it is recommended that health professionals and therapists used from psychological well-being training method to increase distress tolerance and decrease mind wandering and depression.

    Keywords: Psychological Well-being, Distress Tolerance, Wandering, Depression, Mentally Retarded
  • Hamideh Jalili, Mohammad Mohammadi*, Nour Mohammad Yaghoobi, Jalil Jarahi Feriz Pages 37-53
    Introduction

    In today's competitive world, economic development will not be possible without entrepreneurial human resources. Meanwhile, the education system plays an important role in cultivating such forces for the country, because it is impossible to train entrepreneurial human resources with non-entrepreneurial teachers, and Farhangian University is the core of the entrepreneurial human resource development system. Therefore,the present study aimed to provide a model for the development of entrepreneurial human resources and its validation.

    Method

    The present study is a methodological study that was conducted with a qualitative-quantitative approach. In the qualitative section, 19 experts and activists in the field of entrepreneurship and policy-making in the field of human resources at Farhangian University in the first six months of 2020 participated in an in-depth semi-structured interview using targeted sampling. To analyze the semi-structured interviews, the foundation data strategy, and the systematic design of Strauss and Corbin (2014) were used to design the model used. Then, with the MAXQDA software version 12, the concepts of the interviews were extracted and the main and sub-variables were obtained. In the quantitative section, to validate the proposed model, a researcher-made questionnaire was prepared and after ensuring formal and content validity among 74 members of the faculty of Farhangian University, the second version was analyzed by simple random sampling of statistical data with PLS software.

    Results

    In the qualitative section, 14 pivotal categories were identified in five axes: contextual, causal conditions, strategies, intervening factors, and consequences. In the quantitative section, the results of confirmatory factor analysis (x2/df=2.09, RMR = 0.1, GFI = 0.9, NFI = 0.9, CFI = 0.9, IFI = 0.9, TLI=0.8) showed that the pattern designed for the entrepreneurial human resource development system in students has a very good.

    Conclusion

    In the qualitative section, 14 key categories including socio-cultural factors, economic factors, institutional factors, strategies, management, material and immaterial resources, development, motivation, the academic community, social development, desirable entrepreneurial ecosystem, university level and education system in improving the development system. Entrepreneur-oriented human resources were identified in students. Also, considering the positive role of entrepreneurship and the importance of this category, it is suggested that the entrepreneurial human resources course be included in the students' curriculum.

    Keywords: Development, Human Resources, Entrepreneurship, Students
  • Fardin Azizian, Nahid Ramak, Fahimeh Vahid, Salimeh Rezaee, Alireza Sangani* Pages 54-62
    Introduction

    Cognitive factors play a large role in the learning process; therefore purpose of this study was to investigate the effectiveness of cognitive simulation techniques group training on academic procrastination and academic engagement in nursing students.

    Methods

    The present study is a Semi-experimental with pre-test, post-test, and control group in 2019. The statistical population of the study consisted of all 384 undergraduate female nursing students of Gorgan School of Nursing and Midwifery that they had academic procrastination. Participants voluntarily responded to the academic procrastination questionnaire. The number of 30 students who had the most academic procrastination scores was selected and Simple randomly assigned to the experimental and control groups. The academic engagement questionnaire and academic procrastination questionnaire were used. Cognitive Simulation Techniques Training was applied to the experimental group in 8 sessions with 90 minute. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance with spss18 software.

    Results

    The results showed that the mean and standard deviation of academic engagement in the pre-test of the experimental group was (51.30 ±4.11) and the control group was (50.24±4.78) and in the post-test of the experimental group was (79.24± 4.01) and the control group  (50.19. ± 4.88) was obtained. The mean and standard deviation of academic procrastination in the pre-test of the experimental group of (60.14 ±8.95) and control of 60.20 ± 8.22 and in the post-test of the experimental group of (34.28 ± 5.58) and control of (61.96 ± 6.24) was obtained. Generally results showed that cognitive simulation techniques group training has a significant effect on academic engagement and academic lagging at the level of (P <0.001).

    Conclusion

    The results of this study showed that cognitive simulation techniques group training can be effective in academic engagement and academic procrastination of nursing students. Therefore, educators in the medical education system can use this method as a facilitator in learning nursing students.

    Keywords: Cognitive Simulation Techniques, Academic engagement, Academic procrastination
  • Zahra Karimi, Ahmad Nasiri*, Ahmad Reza Sebzari, Nasim Mehrpooya Pages 63-74
    Introduction

    Patients with cancer experience a range of symptoms, including pain and a variety of physical and psychological distress, which negatively affects the quality of life of these patients. The purpose of this study was to investigate the effect of Dignity therapy on quality of life in patients with cancer.

    Methods

    In this clinical trial, 76 cancer patients were studied by available methods among patients referred to Iran Mehr Hospital in Birjand in 1397-1398 and were randomly assigned to two groups of dignity therapy and control. Quality of life was assessed by Quality of Life Questionnaire-Core 30(QLQ-C30) at baseline and 4 weeks after the intervention. The data were analyzed in SPSS (version 16) using the paired t-test, Wilcoxon, Mann-Whitney U, and t-dependent tests.

    Result

    Mean scores of quality of life in functional dimension, symptom dimension and general quality of life dimension before intervention were not significantly different between groups (p = 0.72), (p = 0.78) and (p = 0.70), while after the intervention in the functional dimension and the general quality of life dimension was significantly different between the two groups (p = 0.04). Before and after dignity therapy, the mean score of functional of quality of life dimension (p <0.001) and the mean score of the general quality of life dimension in the experimental group showed a statistically significant difference (p = 0.003). But no significant difference was observed in the symptoms (p = 0.48). The mean scores of quality of life in functional dimension, symptom dimension, and general quality of life dimension before and after the intervention in the control group were not significantly different (p >0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that new approaches such as dignity therapy can improve the quality of life of cancer patients. It is recommended that this study be conducted on a larger scale in other hospitals and cultures. It is recommended comparing the effect of this intervention with other psychotherapeutic methods in increasing the quality of life of cancer patients.

    Keywords: Cancer, Quality of life, Dignity therapy
  • Afshin Gudarzi, Reza Borzou, Mehdi Molavi Vardanjani, Fatemeh Cheraghi* Pages 75-88
    Introduction

    A review of the nursing education program using the results of comparative studies and research is required to prepare graduates to attend a changing healthcare environment. The present study aims to compare Iran's nursing education program with South Korea at the undergraduate level.

    Method

     This study was performed by a descriptive-comparative method using the "Jorj F Berdy" approach in four stages of description, interpretation, coherence, and comparison, during which the main elements and important indicators of the curriculum in the selected faculties were analyzed. After comparing the indicators and extracting the strengths of the South Korean nursing training program, practical suggestions were presented to improve the nursing expert education system.

    Result

    Establishment of human relations courses, health care for a multicultural society, analysis and clinical reasoning, nursing understanding of traditional classical medicine in accordance with the objectives of the curriculum, along with the use of new teaching methods, vertical integration of courses and also the use of tests The international standard in the evaluation system is evident in South Korea's nursing education program.

    Conclusion

    A comparison of the expert training program of nursing in Iran and South Korea shows that along with the commonalities, there are some differences that can be used to improve the country's nursing education system. Conducting interviews to assess the communication ability and level of interest of people before entering the field of nursing, coordination between goals and educational content, as well as empowering students in critical and creative thinking and using new educational approaches are the strengths of nursing education program it is considered South Korea.

    Keywords: Curriculum, Iran, South Korea, Bachelor of Nursing Education, Nursing Curriculum