فهرست مطالب

شهرسازی و معماری هویت محیط - پیاپی 2 (بهار 1399)
  • پیاپی 2 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • نوید سعیدی رضوانی*، شایان اسدی صفحات 1-21
    بیان مساله

    امروزه گسترش دامنه فعالیت ها به واسطه ساخت و سازهای سرسام آور در شهرها، موجب بروز مشکلات ترافیکی در معابر نظیر تراکم ترافیک و کندی جریان عادی عبور و مرور وسایل نقلیه،کاهش شدید فضای پارکینگ، افزایش استفاده از سوخت های فسیلی،بروز تصادفات و کاهش میزان امنیت عابران،افزایش آلودگی های زیست محیطی و مشکلات اجتماعی چون کاهش سرزندگی در افراد و مسایلی از این دست می شود.مراکز شهری به دلیل تمرکز فعالیت ها و تجمع افراد، همواره به عنوان یکی از مهم ترین گره های ترافیکی در سطح شهرها نمایان می شوند. نظریه پردازان شهری ضمن ارایه تکنیک های متعدد در راستای توسعه انسان محورشهرها،اشاره ای مستقیم به احداث پیاده راه ها و تاثیرات مثبت این گونه فضاها بر رونق سرزندگی اجتماعی و افزایش رضایتمندی شهروندان داشته و آن را به عنوان یکی از مهم ترین راهکارهای کاهش حجم ترافیک وسایل نقلیه در  معابر معرفی می کنند.در فضای مشترک علاوه بر مرتفع کردن اولویت نخست نظریه پردازان شهری که همان انسان محور کردن فضاهای شهری می باشد، به نیازهای وابسته به حضور خودروها نیز توجه شده و همین امر موجب رضایت خیل عظیمی از ذینفعان فضاهای شهری به همراه داشته است.در فضای مشترک سعی برآن شده که علاوه بر حضور کامل افراد پیاده، وسایل نقلیه به صورت کنترل شده و با حجم محدود در فضای شهری حضور یابند.

    هدف

    مقاله حاضر با هدف استخراج و ارایه معیارهای طراحی شهری ایجاد فضاهای مشترک در مراکز شهری(در این پژوهش : خیابان خیام شهر قزوین) بر مبنای تحلیل اطلاعات بدست آمده از تجربیات موفق جهانی تدوین شده است.

    روش

    در فرآیند پژوهش ضمن بررسی مبانی نظری مرتبط با نظریه مذکور،با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل اطلاعات موجود در منابع موردنظر،به بررسی معیارهای طراحی فضای مشترک در تجارب جهانی پرداخته و در ادامه معیارهای پیشنهادی به منظور اجرای این طرح در مناطق مرکزی شهری ارایه شده است.

    یافته ها

    یافته های پژوهش در 5 محور مجزا، اصول و معیارهای طراحی فضای مشترک بمنظور اجرا در مناطق مراکز شهری را شناسایی کرده و زیرمعیارها، محورهای استراتژیک،راهکارها و در نهایت ضوابط و توصیه های طراحی سیاست اجرایی را در چارچوبی مشخص ارایه کرده است.

    نتیجه

    ارایه چارچوبی مدون در قالب 5 محور مدیریت و آرامسازی ترافیک،بهبود سیمای کالبدی شهر،وضعیت زیست محیطی،وضعیت اقتصادی و خدمات شهری،تقویت زندگی اجتماعی و تعاملات فرهنگی از معیارهای طراحی فضای مشترک در مناطق مرکزی شهری می باشد.

    کلیدواژگان: فضای مشترک، مرکز شهر، ترافیک، طراحی، قزوین
  • امید جامی* صفحات 22-39

    دست یابی و نیل به توسعه، اگرچه امروز به طور مشخص، یکی از آمال و آرزوهای شیرین و دور از دسترس بسیاری از کشورهای جهان می باشد، اما اندیشه پیشرفت و راه های تحقق آن، قدمتی طولانی دارد و در طی دوره های مختلف حیات بشری، جوامع مختلف و به خصوص رقیب، همواره در تلاش بوده اند که برای بسط قدرت و توانایی های خویش، به جدیدترین شیوه ها و ابزارهای تسلط بر طبیعت و استفاده بهتر و کاراتر از امکانات آن دست یابند. هدف این مقاله دستیابی به برتری نسبی هر استان از طریق ارزیابی شاخص های غالب اقتصادی است. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش آنتروپی شانون به وزن دهی هر یک از 11 شاخص اقتصادی پرداخته، سپس به منظور دستیابی به نتایج تحقیق، با استفاده از داده های موجود در مرکز آمار و استفاده از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره (VIKOR) برای داده های سال 1395 تحلیلی صورت گرفته است. با توجه به هدف تحقیق که ارزیابی استانهای شمال غربی ایران از لحاظ شاخص های غالب اقتصادی با مدل ویکور می باشد پنج استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و کردستان مورد مطالعه قرار گرفتند. در این راستا برای محاسبه داده های کمی در مراحل مختلف مدل از نرم افزار Excel و برای ترسیم نقشه ی سطح برخورداری استانها از نرم افزارArc GIS10.3 استفاده شده است. نتایج نیز با توجه به شاخص های مورد نظر نشان می دهد که استان های آذربایجان غربی به دلیل داشتن کمترین مقدار عددی شاخص ویکور معادل 0.180 در بالاترین رتبه و آذربایجان شرقی با مقدار شاخص 0.5 در رتبه دوم و استان های اردبیل ، کردستان و زنجان با مقدار عددی شاخص به ترتیب معادل 0.978، 0.984 و 1 در رتبه های سوم تا پنجم قرار دارند.

    کلیدواژگان: ارزیابی، توسعه، مدل ویکور(VIKOR)، شاخص های اقتصادی، استان های شمال غربی ایران
  • بهنام پزشکی*، مریم علیجانی صفحات 40-57

    در سالهای اخیر تسلط سواره بر پیاده که نوعی از تسلط کمیت بر کیفیت می باشد، در فضاهای شهری به نوعی به فرهنگ غالب شهرها تبدیل شده است. کاهش تعاملات اجتماعی، ترافیک سنگین، آلودگی های محیط زیستی و تخریب بافت ها و بناهای ارزشمند کهن شهرها از معضلات شهرهای امروزی می باشند که بخشی از دلایل آن به خودرو محوری و کاهش حرکت پیاده در شهرها برمی گردد. جنبش پیاده محوری، تقویت حرکت پیاده در فضاهای شهری و ایجاد پیاده راه ها، روش هایی برای کاهش اثرات معضلات ذکر شده و بازگرداندن جایگاه حرکت پیاده به فضاهای شهری می باشند. پیاده راه ها به عنوان معابری با نقش اجتماعی بالا و محدودسازی حرکت سواره، در واقع راهی برای بازپس گیری معابر عمومی به ویژه فضاهای شهری ارزشمند که دارای جاذبه های فرهنگی، تاریخی، تجاری و تفریحی برای عابرین پیاده هستند، از وسایل نقلیه و پس دادن آن به انسان به منظور حرکت، تعاملات اجتماعی و فعالیت های تفریحی، گردشگری و تجاری است. یکی از مهم ترین شاخصه های پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور، میزان سرزندگی آنها می باشد که می تواند نقش اساسی در میزان حضور و رضایت شهروندان جهت افزایش تعاملات اجتماعی و نزدیک شدن به اهداف پیاده محوری داشته باشد. این پژوهش به بررسی شاخصه های سرزندگی محورهای پیاده پرداخته و هدف این پژوهش رسیدن به معیارهای مشترک برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور می باشد. همچنین با مقایسه و بررسی دو پیاده راه، استقلال استانبول و خیابان سی تیر تهران از طریق تکنیک تجزیه و تحلیل SWOT به تدوین معیارهایی برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها می پردازد و  معیارهایی را برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور پیشنهاد می نماید.

    کلیدواژگان: پیاده راه، سرزندگی، خیابان سی تیر، پیاده راه استقلال، تکنیک SWOT
  • کیانوش حسنی*، مرجان بهاری نژاد صفحات 58-70

    در پی رشد بی رویه جمعیت ناشی از مهاجرت که اغلب در شهرهای موجود در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد؛ شاهد رشد بی قواره شهرها و گسترش افقی آنها به بهانه تامین نیاز مسکن هستیم. از این رو جهان امروز با مشکلات عمده ای از جمله مشکلات ناپایداری محیط های شهری، بحران انرژی، کاهش منابع طبیعی و عدم مدیریت صحیح در زمین های شهری مواجه است. علاوه بر موارد فوق، نادیده گرفتن و رها کردن بافت تاریخی که هویت و سرمایه هر سرزمین قلمداد می شود، بسیار حایز اهمیت است. در حال حاضر بسیاری از برنامه ریزان بر روی توسعه میان افزا به عنوان راهبردی جهت حل مشکلات ناشی از مدیریت رشد و توسعه شهری، تجدید حیات مراکز شهری، مسکن و توسعه پایدار متمرکز شده اند.  درایران اصلی ترین پتانسیل توسعه میان افزای شهری، بافت های قدیمی هستند، که مبحث نوسازی و بهسازی در این بافت ها سال هاست که آغاز شده است و با توجه به گستردگی مسیله پیش رو همچنان ادامه دارد و  روی آوردن به بحث توسعه درونی، رویکردی مناسب در زمینه شهرسازی و معماری و رفع مشکلات فوق تلقی می شود. سیاست توسعه میان افزای شهری به واسطه ویژگی میان رشته ای خود، تعاملی میان معماری، شهرسازی و مرمت ایجاد کرده است. توسعه میان افزا با محافظت از فضاهای باز شهری، بازنده سازی محلات قدیمی و کاهش هزینه های مربوط به زیرساخت ها امکان خانه دار شدن را برای مردم فراهم کرده است. این پژوهش کوشیده است با روش توصیفی _ تحلیلی و استفاده از داده های اسنادی، مطالعات میدانی، مصاحبه و پرسش نامه و نیز با استفاده  از فن تحلیل الگوی رفتاری به بررسی و ثبت الگوهای رفتاری استفاده کنندگان از محیط کالبدی  بپردازد. فن تحلیل الگوهای رفتاری در فضاهای شهری شامل چهار گام اصلی است که گام اول: تهیه نقشه از محدوده مشخص شده میدان تجریش تا باغ فردوس است. گام دوم: ثبت الگوهای رفتاری که ثبت صحیح و سیستماتیک حرکات در فضای مورد مطالعه که کار عمده و اصلی در فن حاضر است.  گام سوم: تهیه نقشه الگوهای رفتاری است. این گام به ثبت دقیق اطلاعات به دست آمده در گام دوم بر روی نقشه تولید شده در گام اول اختصاص دارد. پیش از ثبت الگوهای رفتاری باید موقعیت عناصر متحرک بر روی نقشه تعیین شود.  گام چهارم، تحلیل نقشه الگوهای رفتاری است.در واقع گام چهارم در راستای پاسخ گویی به سوالات زیر است:  1.آیا فضای شهری طراحی شده با الگوی رفتاری مردم انطباق دارد؟2. آیا فضاها(فضاهای مخصوص عابر پیاده، سواره، حمل ونقل عمومی، عمومی، خصوصی و نظایر آن) به درستی تعریف شده اند. متناسب با کارکردشان توسط مردم مورد استفاده قرار می گیرند؟3. چه بخش هایی از فضا توسط مردم بیشتر و یا کمتر مورد استفاده قرار می گیرند؟  به طور مثال ازدحام و و احساس سردرگمی و عدم نمایانی در دسترسی ها، سبب ایجاد مشکلات زیادی میشود که ، بهبود دسترسی ها و ارتقاء کیفیت منظر شهری پیشنهاد شده است. پیشنهاد چگونگی بهبود در بخش تحلیل یافته ها مشخص می شود. از مسایل دیگر ازدحام دست فروشان کتاب و کالاهای مود نیاز در جداره پیاده رو است که  به منظور ساماندهی دست فروشان، پیش بینی فضاهای فرهنگی و در نتیجه  منجر به رونق اقتصادی شد. نتایج حاصل از تحلیل دوربین ها حاکی از آن است که برخی دانه های درشت محدوده باعث عدم نفوذپذیری و در پی آن ایجاد مناطق ناامن می شود.  در در واقع مواردی که با استفاده از فن تحلیل الگوی رفتاری در راستای توسعه میان افزا استخراج شد شامل؛ توجه به مسایل زیست محیطی، فضاهای فرهنگی و تفریحی، ارتقای سمنظر شهری ، ایجاد مکان های امن، بهسازی فضایی، بهبودی دسترسی ها، ایجاد رونق اقتصادی، افزایش نفوذ پذیری و اختلاط کاربری هاست. در واقع مواردی که با استفاده از فن تحلیل الگوی رفتاری در راستای توسعه میان افزا استخراج شد شامل؛ توجه به مسایل زیست محیطی، فضاهای فرهنگی و تفریحی، ارتقای منظر شهری ، ایجاد مکان های امن ، بهسازی فضایی، بهبودی دسترسی ها، ایجاد رونق اقتصادی، افزایش نفوذ پذیری و اختلاط کاربری هاست که به منظور اجرایی کردن این موارد با کمک تحلیل محله 4 روش الگوی رفتاری و مصاحبه با افراد و متخصصین راهکاهایی ارایه شد.

    کلیدواژگان: “توسعه میان افزا، منطقه یک تهران، بافت شهری، تجریش
  • آنوش اسکندری*، بهناز بابائی مراد، سید علیرضا موسوی صفحات 71-89

    امروزه مسیله بافت های تاریخی از جمله مسایل مهم در حوزه های شهرسازی و معماری می باشد. یکی از عوامل تاثیر گذار بر باززنده سازی این بافت ها وجود کاربری های محرک هستند که در توسعه و پویایی بافت های تاریخی بسیار تاثیر گذار می باشند. هدف این پژوهش ارزیابی تاثیر کاربری های محرک بر باززنده سازی بافت های تاریخی، مرکزی، عامری و خرمکوشک واقع در شهر اهواز است. عوامل و معیارهای تاثیر گذار کاربری های محرک بر باززنده سازی و پویایی این بافت های تاریخی چیست؟ به عنوان سوال اصلی پژوهش مطرح شده است. با توجه به مقایسه تطبیقی سه بافت تاریخی مرکزی، عامری و خرمکوشک روش تحقیق این پژوهش بصورت توصیفی و تحلیلی و یافته های بدست آمده از طریق مدل ahp و با استفاده نرم افزار expert choice انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد بافت مرکزی با میانگین وزنی 691/0، در رتبه نخست، عامری با میانگین وزنی 209/0 و خرمکوشک با میانگین وزنی 100/0 در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین با توجه به ارزیابی صورت گرفته، معیارهای اجتماعی با میانگین وزنی 459/0، اقتصادی با میانگین وزنی 285/0، کالبدی با میانگین وزنی 137 /0 و زیست محیطی با میانگین وزنی 119/0، بر تاثیر گذاری کاربری های محرک بر پویایی و باززنده سازی این سه بافت موثر هستند.

    کلیدواژگان: کاربری های محرک، بافت های تاریخی، باززنده سازی، پویایی، اهواز
  • مینوش صدوقیان زاده* صفحات 90-103

    این نوشتار چکیده ی پژوهشی است جامع که برای بررسی چگونگی پیوند میان فضای کالبدی و ساختار جنسیت در دوره ی مدرنیته در ایران انجام شده است. نگرش انتقادی به دگرگونی های فضایی مدرنیته در شهر و معماری ایران پیوسته به پدیده ی گسست میان فرم و محتوی اشاره کرده است. معماران و پژوهش گران شهری از این پدیده به عنوان یک مسیله در روند پویای دگرگونی های فضای کالبدی/اجتماعی یاد کرده اند. روند تحولات مدرن جامعه که از اواخر قرن نوزدهم در ایران چشمگیر می شود، با کمیت و کیفیت های گوناگون تا به امروز هم چنان ادامه دارد. اگرچه مناسبات اجتماعی/جنسیتی و سازمان فضای کالبدی هریک در روند تحولات تاریخی خود در عصر معاصر دچار گسست شده اند، اما به نظر رسیده و چنین ادعا شده است که این دو پیوند دیرینه ی خود را نیز از دست داده اند. این پژوهش با رویکردی جامعه شناختی به روند دگرگونی های فضای معماری و شهر، بار دیگر پدیده ی گسست این دو منظومه، اجتماعی/جنسیتی از یک سو و فضایی/کالبدی از سوی دیگر را به پرسش می کشد. پاسخ این پرسش با تکیه بر نظریه ی "هویت اجتماعی" گیدنز و "تمایز" بوردیو در چرایی و چگونگی هویت مدرن نهفته است، پاسخی که پیوند تاریخی میان فرم و عملکرد یا فضا و متن را تایید می کند، هویت اجتماعی مدرن در حین تحول و در کنشی متقابل مناسبات اجتماعی/جنسیتی و همچنین اشکال فضایی را، آگاهانه یا ناآگاهانه، دگرگون می کند.

    کلیدواژگان: جنسیت، معماری، شهر، مدرنیته، هویت مدرن
|
  • Navid Saeidi Rezvani *, Shayan Asadi Pages 1-21
    Background

    Nowadays, outspreading the range of activities due to indulgent constructions in cities has led to road traffic problems such as traffic jam, slow transportations, intense decrease in parking lot, consumption of fossil fuels increases dramatically, accidents and decline in the safety of the pedestrian, increase of environmental pollution, social problems namely individual vivacity declines and etc. City centers due to concentration of activities and people are always indicated as one of the most important traffic spots in cities. Civil theoreticians, along providing various techniques in the human oriented development of the cities, have directly referred to constructing sidewalks and the positive effects of these spaces on social vivacity’s development and citizens satisfaction. which can be introduce as one of the most important approaches in decreasing traffic. in shared spaces, the first priority of the scientists of civil studies, in addition to make the city human-oriented, is the need for the presence of automobiles has also been noticed. This has led to satisfaction of a large number of the beneficiaries of the city space. In the shared spaces it has been tried to establish the controlled and limited presence of vehicle along with the full presence of the pedestrians.  

    Objectives

    This paper aims to extract and provide urban design criteria to create Share Spaces in urban center (In this Study: Khayaam Street in Qazvin city) based on information analysis obtained from successful global experiences.  

    Method

    In the research process, in addition to reviewing the theoretical contexts , using descriptive methods and analyzing the information available in the resources, it investigates the design criteria of Shared Space in global experiences and the proposed criteria are Provided in order to implement this plan in central urban areas.  

    Result

    Findings research indicate 5 separate items, identified the principles, criteria , sub-criteria, strategic axes and finally designing approaches of the Shares Space design for implementation in the urban centers and criteria for administrating these ideas has been presented as a framework in a table.     

    Conclusion

    presents a framework in 5 area such as, managing and calming traffic, progress in urban land scape, environmental and economical situations, city services, improvement in social life and cultural interaction are shared space design criterion in urban central area.

    Keywords: shared space, City center, Traffic, Designing, Qazvin
  • Omid Jaami * Pages 22-39

    Achieving development, although today is clearly one of the sweetest and most unattainable aspirations of many countries in the world, but the idea of ​​progress and the ways to achieve it, has a long history and during different periods of human life, Different societies, especially the rival ones, have always tried to achieve the latest methods and tools for mastering nature and making better and more efficient use of its facilities in order to expand their power and abilities. The purpose of this article is to achieve the relative superiority of each province by evaluating the dominant economic indicators. For this purpose, first, using the Shannon entropy method, each of the 11 economic indicators was weighed, then in order to achieve the research results, using the data available in the Statistics Center and using the multi-criteria decision-making technique (VIKOR) for the data. In 2016, an analysis was made. According to the purpose of the research, which is to evaluate the northwestern provinces of Iran in terms of dominant economic indicators with the Vikor model, five provinces of East Azerbaijan, Western Azerbaijan, Ardabil, Zanjan and Kurdistan were studied. In this regard, Excel software has been used to calculate quantitative data in different stages of the model and Arc GIS10.3 software has been used to draw the map of the level of provinces. The results show that the provinces of West Azerbaijan have the lowest numerical value of the Vikor index equal to 0.180 in the highest rank and East Azerbaijan with the value of the index 0.5 in the second rank and the provinces of Ardabil, Kurdistan and Zanjan due to the desired value. The index numbers are 0.978, 0.984 and 1, respectively, in the third to fifth ranks.

    Keywords: evaluation, Development, Vikor model, Economic indicators, Northwestern Provinces of Iran
  • Behnam Pezeshki *, Maryam Alidjani Pages 40-57

    In recent years, the dominance of riders on pedestrians, which is a kind of dominance of quantity over quality in urban space, has reached its peak as a dominant culture in cities. Reducing social interactions, heavy traffic, environmental pollutions such as air pollution, physical and mental health problems for citizens, and also the destruction of valuable tissues and buildings of ancient cities are some of the issues of today's cities which, part of that returns to the consequences of the car-centric and reducing pedestrian traffic in cities. Pedestrian movement, strengthening the pedestrian moves in urban spaces and creating pathways are among the methods to reduce the effects of the mentioned issues and restoring the position of pedestrian moves to urban spaces. Pathways as passages with high social role and restricting riders moves is actually a way to reclaim public passages, especially the valuable urban spaces that have cultural, historical, commercial, and recreational attractions for pedestrians, from vehicles, and giving it back to human beings for the purpose of move, social interactions and recreational, tourism and commercial activities One of the most important characteristics of pedestrian pathways and pedestrian-oriented streets is their vitality, which can play an essential role in the level of presence and satisfaction of citizens in order to increase social interactions and approach pedestrian-oriented targets. In this study, we have tried to express the characteristics of vitality in urban spaces. The purpose of this study is to achieve common criteria for creating vitality on pedestrian pathways and pedestrian oriented streets. And by comparing and examining the Istiklal pedestrian pathway in Istanbul and 30 Tir pedestrian oriented Street in Tehran through SWOT technique, it develops criteria for creating vitality in pedestrian pathways and proposes these criteria for creating vitality in pedestrian pathways and pedestrian oriented streets.

    Keywords: Pedestrian pathway, Vitality, 30 Tir street, Istiklal pedestrian pathway, SWOT technique
  • Kiyanoosh Hasani *, Marjan Baharinezhad Pages 58-70

    Following the unregulated population growth caused by migration, which often occurs in cities in developing countries; We are witnessing the rapid growth of cities and their horizontal expansion under the pretext of meeting the housing needs. Hence, the world today is facing major problems such as the instability of urban environments, energy crisis, depletion of natural resources and lack of proper management of urban lands.   In addition to the above, it is very important to ignore and abandon the historical context that is considered the identity and capital of any land. Many planners are currently focusing on infill development as a strategy to address the challenges of managing urban growth and development, revitalizing urban centers, housing, and sustainable development. In Iran, the main potential for urban infill development is the old context, the issue of renovation and rehabilitation in these textures has been started for many years and continues due to the extent of the problem ahead, and turning to the discussion of internal development is an appropriate approach. In the field of urban planning and architecture and solving the above problems is considered. Urban infill policy has created an interaction between architecture, urban planning and restoration due to its interdisciplinary nature. Infill development has made it possible for people to become homeowners by protecting open urban spaces, restoration old neighborhoods, and reducing infrastructure costs.   This research has tried to study and record the behavioral patterns of users of the physical environment by descriptive-analytical method and using documentary data, field studies, interviews and questionnaires and also by using the behavioral pattern analysis technique. The technique of analyzing behavioral patterns in urban spaces includes four main steps, the first step: preparing a map of the specified area of Tajrish Square to Ferdows Garden. Step 2: Record behavioral patterns that record the correct and systematic movements in the study space, which is the main work in the present technique.    The third step is to prepare a map of behavioral patterns. This step is dedicated to accurately recording the information obtained in the second step on the map produced in the first step. The position of the moving elements on the map must be determined before recording the behavioral patterns. The fourth step is to analyze the schema of behavioral patterns. In fact, the fourth step is to answer the following questions: 1. Does the designed urban space conform to the behavior pattern of the people? 2. Are the spaces (spaces for pedestrians, riders, public transport, public, private, etc.) properly defined? Are they used by people in proportion to their function? 3. What parts of the space are more or less used by people? For example, congestion and confusion and lack of visibility in accesses, cause many problems that, improve access and improve the quality of urban landscape has been proposed. The suggestion of how to improve is specified in the analysis section. Another issue is the overcrowding of booksellers and fashion goods on the sidewalk, which in order to organize the vendors, anticipate cultural spaces and thus lead to economic prosperity. The results of the analysis of the cameras indicate that some coarse grains in the range cause impermeability and consequently create insecure areas.  In fact, the items that were extracted using the behavioral pattern analysis technique for infill development, including attention to environmental issues, cultural and recreational spaces, urban landscape promotion, creating safe places, spatial rehabilitation, improving access, creating prosperity Economic, increasing permeability and mixing uses. In fact, the items that were extracted using the behavioral model analysis technique for infill development, including attention to environmental issues, cultural and recreational spaces, urban landscape promotion, creating safe places, spatial rehabilitation, improving access, creating economic prosperity. , Increasing the permeability and mixing of land uses, in order to implement these cases, with the help of neighborhood analysis, 4 methods of behavioral model and interviews with individuals and experts were provided.

    Keywords: infill development, Tehran's first district, urban context, Tajrish
  • Anush Eskandari *, Behnaz Babaeimorad, Seyed Alireza Mousavi Pages 71-89

    Today, the issue of historical contexts is one of the most important issues in the fields of urbanism and architecture. One of the factors affecting the regeneration of these textures is the existence of stimulus uses that are very effective in the development and dynamics of historical textures. The purpose of this study is to evaluate the effect of stimulant uses on the regeneration of historical, central, Ameri and Khorramkushk textures located in Ahvaz. What are the factors and criteria influencing stimulus uses on the regeneration and dynamism of these historical contexts? Has been raised as the main research question. According to the comparative comparison of the three historical contexts of Markazi, Ameri and Khorramkushk, the research method of this research is descriptive and analytical and the findings obtained through the AHP model have been done using expert choice software. The results show that the central tissue with an average weight of 0.691, in the first rank, Ameri with an average weight of 0.209 and Khorramkushk with an average weight of 0.100 were in the second and third ranks. Also, according to the evaluation, social criteria with an average weight of 0.459, economic with an average weight of 0.285, physical with an average weight of 0.137 and environmental criteria with an average weight of 0.119, on the effect of stimulus uses on dynamics and the regeneration of these three tissues is effective.

    Keywords: Stimulus uses, Historical Contexts, Regeneration, dynamics.Ahvaz
  • Minoosh Sadoughianzadeh * Pages 90-103

    A critical perspective to the social spatial influences of modernity has always pointed to the interruption between form & content in Iran. Architecture and urban scholars have referred to this phenomenon as a problem in dynamic changing process of spatial environment. The process of modern transformation of society, beginning from the late nineteenth century, has been continued with different quantities and qualities to the present time. Although social/gender relations and the spatial organization each experienced a break in their historical dynamic changing processes, but it seems and has been claimed that the two have lost their long-standing integration. Focusing on the process of change through a social cultural approach and based on Giddens’ theory of ‘social identity’ and Bourdieu's ‘distinction’, this study questions again the matter of social/gender and spatial disconnection and finds the answer within modern social/gender identity, as the main actor, which transforms the social/gender relations as well as the spatial forms, consciously or unconsciously.

    Keywords: Gender, Architecture, City, modernity, Modern identity