فهرست مطالب

پژوهش های ادب عرفانی (گوهر گویا) - سال سیزدهم شماره 3 (پیاپی 42، پاییز 1398)
  • سال سیزدهم شماره 3 (پیاپی 42، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/16
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مهدی فاموری* صفحات 1-34
    قصیده نخست دیوان ناصرخسرو قبادیانی مهم ترین سروده فلسفی دیوان اوست. او در این چکامه برخی از بنیادی ترین اصول تفکر خود را مانند یکی از حکیمان اسماعیلی، گاه به شکل پرسش و گاه اخبار، به نظم آورده است. اگرچه بر این قصیده شروحی نگاشته اند، هنوز می توان درباره آن سخن گفت. روش شرح در این مقاله بر استناد به آثار منثور فلسفی خود حکیم استوار است. نخست ابیات و آنگاه شرح و تفسیر هر بیت در ذیل آن آورده شده است. زبان ناصرخسرو در این چکامه خالی از لغزش نیست؛ اما درکل مدخلی مناسب برای شناخت جهان شناسی او و دیگر حکیمان شیعی و اسماعیلی است. تاکید بر مفاهیمی مانند وحدت محض و تفاوت آن با وحدت متکثر، جایگاه عقل اول و ربط آن با کلمه امر، ربط نفس و فلک و حرکت، تمسک به تمثیل عدد و واحد، پرسش از معنای عدم و هیچیز، پرسش از ماهیت و کنش آخشیجان و تاکید بر جایگاه امام زمان، از مهم ترین سخنان او در این چکامه است.
    کلیدواژگان: ادب حکمی، ناصرخسرو، دیوان، قصیده نخست، شرح
  • فاطمه سادات طاهری*، مریم پاکدل صفحات 35-64
    نویسندگان این مقاله زوایای غنا و استغنا و نقش آن در تکامل سالک را بررسی می کنند. منظور از استغنا در این پژوهش، استغنای سالک از خلق و مقصود از غنا توانگری مادی سالک است. نگارندگان با رویکرد توصیفی تحلیلی مبتنی بر متون منثور عرفانی تا قرن هفتم، درپی پاسخ به این پرسش های بنیادی هستند: بین استغنای عرفانی با غنای مادی چه ارتباطی وجود دارد؟ مشایخ درباره التزام غنای مادی در مرحله استغنای از خلق چه دیدگاه هایی دارند؟ دلایل موافقت یا مخالفت ایشان با این موضوع چیست و مکتب های عرفانی چقدر بر دیدگاه عارفان در این زمینه اثر گذاشته است؟ نویسندگان با پاسخ به این پرسش ها می کوشند استدلال کنند استغنای از خلق با مفهوم بی نیازی جستن از ماسوی الله و اظهار نیاز به غنی مطلق، می تواند در دو حالت فقر و غنای مادی سالک محقق شود؛ ازاین رو دیدگاه مشایخ درباره رد یا تایید غنای مادی در مرحله استغنای از خلق بررسی و شروط و دلایل آنها تبیین می شود تا درک درستی از تعابیر استغنا و غنا و ارتباط آنها در متون و مکتب های عرفانی ارایه شود؛ درنتیجه به درک صحیح تر این مقوله مهم عرفانی کمک می شود.
    کلیدواژگان: استغنا، غنا، مشایخ، متون منثور عرفانی تا قرن هفتم
  • تقی اژه ای*، غلامعباس صائب صفحات 65-90
    از سده هفتم هجری، در تصوف دوره ای نو آغاز شد که به دو دسته شدن متصوفه انجامید؛ گروهی به اصول و مبانی عارفان پیشین پایبند ماندند و گروهی دیگر به سبب رویکرد به فلسفه و کلام و تمایل به برخی اعتقادات شیعی، سنتی نو در عرفان پایه ریزی کردند که امروزه به سنت دوم عرفانی شهرت یافته است. درپی این دگرگونی ها طریقت نقشبندیه به مثابه مولود طریقه خواجگان، در قرن هشتم هجری با خواجه بهاءالدین نقشبند بخارایی در فرارودان تاسیس شد و در قرن های نهم و دهم هجری به بزرگ ترین دستگاه تصوف در ایران تبدیل شد. در این پژوهش به روش تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای سعی شده است جایگاه خواجه شمس الدین محمد بخارایی، ملقب به خواجه پارسا در ترویج این طریقت نشان داده شود. برپایه تحقیق، چنین فهمیده شد که خواجه پارسا به دو طریق جذبه و سلوک، تحت تعالیم خواجه نقشبند پرورش یافته است و در طریقت نقشبندیه به جایگاهی رسیده که بهاءالدین محمد مقصود از ظهور خود را تربیت وی دانسته است. پارسا پس از علاءالدین عطار، خلیفه دوم نقشبندیه خوانده می شود؛ اما در ترویج مبانی و تعالیم نقشبندیه، نقشی مهم تر از وی بر عهده داشته است. یکی از خطوط برجسته فکری در تعالیم مشایخ و طریقه نقشبندیه بزرگداشت و محبت نسبت به بزرگان و خلفای این طریقت و ارج نهادن به جایگاه و منزلت رفیع آنان است که در آثار و مکتوبات عارفان آن به وضوح آشکار است. از دیگر دستاوردهای این پژوهش عبارت است از: اثبات تربیت مریدان به همت خواجه پارسا؛ پی بردن به فراهم کردن مقدمه ارتباط پیروان و مشایخ نقشبندی با صاحبان قدرت و سیاست به وسیله وی؛ آگاهی از اینکه خواجه پارسا نخستین کسی است که با تالیف آثار مهمی مثل فصل الخطاب، قدسیه و تحقیقات، مبانی و تعالیم این طریقه را تبیین و تثبیت کرده است.
    کلیدواژگان: طریقه نقشبندیه، سنت اول عرفانی، سنت دوم عرفانی، بهاءالدین نقشبند، خواجه پارسا، آثار مکتوب
  • ناصر جابری* صفحات 91-108

    گفت وگو یکی از مهم ترین ویژگی های تذکره الاولیای عطار است. در آغاز هر ذکری، گفت وگو و پرسش و پاسخ دیده می شود و اغلب نخستین اتفاقی که به تغییری در اندیشه و زندگی فرد انجامیده است، در قالب گفت وگویی انتقادی یا مکالمه ای انذاری دیده می شود. با توجه به اهمیت مکالمه در این اثر، پرسش های این پژوهش چنین است: چه اشکال، گونه ها و موضوعاتی در گفت وگوهای تذکره الاولیا دیده می شود؟ طرفین گفت وگوهاچه کسانی هستند و در برابر مخالفان چه برخوردی صورت گرفته است؟ روش تحقیق تحلیلی توصیفی است؛ بدین معنا که اشکال و ساختارهای گفت وگو و نیز محتوای مکالمات در یک صد شاهد بررسی شده است. این پژوهش نشان می دهد افزون بر نقد اولیا بر یکدیگر، میان اولیا و دگردینان، زنان، کودکان، اصحاب قدرت و افراد ناشناس، مکالماتی برقرار شده و خودانتقادی نیز یکی از اشکال گفت وگو بوده است. این مکالمات را می توان از نوع مباحثه و گفت وگو، مناظره و دیالکتیک دانست. نقد گزاره های مثبت نوعی ساختارشکنی ایجاد کرده است. ساختار شکنی و غیرمنتظرگی از مهم ترین وجوه این مکالمات است که براساس قاعده «تلقی سایل بغیر ما یطلب» و «اسلوب الحکیم» قابل بررسی است و اهداف تربیتی اثر با این شیوه های بلاغی سازگار بوده است. عارفان غالبا لایه های درونی اندیشه ها و رفتارها را در نظر داشته اند و همین نیز علت کوتاهی و بی نیازی گفت و گوها از مجادلات طولانی بوده است. درواقع در گفت وگو آن کسی که لایه درونی تر رفتار یا اندیشه را دیده، برگ برنده را در اختیار داشته است. دقت در طرفین گفت وگوها نشان می دهد اولیا در برابر کودکان، زنان و افراد ناشناس، غالبا در موضع نقدشده، در گفت وگو با حکام در موضع ناقد و در گفت وگو با دگردینان در موضع مداراکننده بوده اند.

    کلیدواژگان: عطار، تذکره الاولیا، گفت وگوی انتقادی
  • کاووس حسن لی* صفحات 109-122

    بیدل دهلوی از شاعران نامدار سبک هندی است که شیوه متفاوت سخن سرایی اش او را در میدان داوری های گوناگون قرار داده است. کمتر کسی است که هنگام داوری درباره شعر بیدل به پیچیدگی سخن او و دیرآشنایی اش اشاره نکرده باشد. همچنین از کسانی که با شعر بیدل آشتی کرده و با آن مانوس شده اند کمتر کسی است که بر دلربایی شگفت انگیز شعر او پای نفشرده باشد. برای ورود به ساختمان مرتفع و تودرتوی شعر بیدل، کلیدهایی لازم است که بیشتر آن کلیدها را در همان دیوان بیدل می توان به دست آورد. یکی از ویژگی های آشکار بیدل نونگری اوست. قدرت بیدل در ایجاد رابطه های تازه میان پدیده ها و خروج پی درپی او از هنجارهای متداول ادبی، دریافت بخش مهمی از شعرهای او را دچار اختلال می کند. در این جستار یکی از ترکیب های شعر بیدل (موی چینی) که در برخی ابیات او ایجاد پیچیدگی کرده، بررسی و بازنمایی شده است. با درنگ همه جانبه در مضمون «موی چینی» در دیوان غزلیات بیدل و پیوند آن با عناصر دیگر، یازده رابطه پایه ای در این مقاله، بازشناسی شد و با توضیح و تبیین این روابط یازده گانه (صدا و سرمه، شب، سایه، جوانی، تراشیدن، شکست دل، فغفور، شانه، عجز و توانگری، سفال، پرچم و علم) گره تعدادی از بیت های بیدل گشوده شد.

    کلیدواژگان: بیدل دهلوی، موی چینی، سبک هندی
  • مریم حسینی * صفحات 123-142

    یکی از زنانی که در تاریخ و فرهنگ کهن ایران و اسلام نقش برجسته ای ایفا کرده، فاطمه ام علی (متوفی حدود 250 ق.) همسر احمد بن خضرویه (متوفی 240 ق.) از عارفان و فتیان قرن سوم هجری است. درباره زندگی این بانوی فرهیخته اطلاعات پراکنده ای موجود است؛ اما با توجه به اینکه نام او همواره در کنار نام همسرش در تذکره ها آمده است، می توان با جمع آوری داده ها به شرح احوال و آرا و سخنان وی دست یافت و تلاش های او را برای یافتن جایگاهی درخور در تصوف و فتوت اسلامی نشان داد و ستود. نویسنده این مقاله می کوشد با تحلیل گفتمان های موجود در عصر فاطمه، افزون بر ترسیم نقش او در حمایت و یا برانداختن آن گفتمان ها، حقایق پنهان تاریخی را آشکار کند. با استفاده از نظریه انواع سرمایه های پیر بوردیو می توان به اثبات این مطلب پرداخت که فاطمه ام علی فرزند دختر یکی از خانواده های اشراف و بزرگان بلخ با تکیه بر سرمایه اقتصادی و نمادین می کوشد سرمایه فرهنگی درخوری برای خود فراهم آورد و با ورود به گفتمان صوفیه و اهالی فتوت به سرمایه اجتماعی و جایگاه اجتماعی سزاوار دست یابد. همچنین توانسته است با ورود به حلقه های تصوف و اهل فتوت در مقابل گفتمان مردسالاری روزگار خود بایستد و نگرش زن گریز حاکم بر آن را به حاشیه براند. روش این پژوهش در بخش مرکزی مقاله، شیوه پژوهش تاریخی است؛ در آن بخش به جست وجوی منابع درباره زندگی، احوال و آثار ام علی اقدام شده است. شیوه پژوهش در بخش دیگر مقاله تحلیلی  توصیفی بوده و از نظریه سرمایه پیر بوردیو و دیدگاه زن مبنای والترز در چهارچوب نظری این پژوهش استفاده شده است.

    کلیدواژگان: تصوف، ام علی، احمد بن خضرویه، گفتمان فتوت، مردسالاری، هویت، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی
|
  • Mehdi Famoori * Pages 1-34
    The first ode of Naser Khosrow Qobadiani’s Divan is the most important philosophical hymn of his Divan. He has outlined some of the most fundamental principles of his thinking like an Ismaili scholar, sometimes in the form of questions and sometimes news. Although some descriptions have been written about this ode, we can still talk about it. The method described in this article is based on the philosophical prose works of hakim himself. First the verses and then the description of each bit are given. Naser Khosrow’s language is not free of mistake in this poem, but it is, on the whole, a good introduction for understanding his geology and other Shiite and Ismaili scholars. Emphasis on concepts such as pure unity and its difference with plural unity, the position of the first intellect and its relation to the word of matter, the relevance of self and celestial movement, the appeal to the allegory of number and unit, the question of the meaning of nothing and not-thing, the question of the essence and action of the four elements, and the emphasis on the status of Imam Zaman are among the most important words in this ode.
    Keywords: Didactic literature, Naser Khosrow, Divan (, Collection), the First Ode, ‎Description‎
  • Fatemesadat Taheri *, Maryam Pakdel Pages 35-64
    The authors of this study have examined different aspects of Ghena (Richness) and Esteghna (Independence) and their role in the evolution of the mystic wayfarer. In this study, Esteghna implies the independence of the seeker from the people, and Ghena means the worldly richness of the seeker. With a descriptive-analytical approach based on mystical prose texts up to the seventh century AH, the authors seek to answer these fundamental questions: What is the relationship between mystical independence and worldly richness? What are the Mashayekh’s (Elders) views regarding the obligation of worldly richness in the stage of independence from the people? What are the reasons for their agreement or disagreement with this issue? How much have mystical schools influenced the views of mystics in this regard? By answering these questions, the authors tried to argue that the independence from the people and the concept of independence from ‘all but God’ can be realized in the two moods of Faqr (poverty) and worldly Ghena (richness) of the mystic wayfarer. Thus, the elders’ views on the rejection or confirmation of worldly richness at the stage of independence from the people have been examined and their conditions and reasons are explained to provide a correct understanding of the meanings of Esteghna and Ghena and their connection in mystical texts and schools. As a result, it is helpful to have a more accurate understanding of this important mystical category.
    Keywords: Esteghna (Independence), Ghena (richness), Mashayekh (Elders), Mystical ‎Prose Texts until the Seventh Century AH. ‎
  • Taghi Ejieh *, Gholamabbas Saeb Pages 65-90
    From the seventh century AH, a new era began in the Sufism that led to the division of the Sufis into two groups. One group adhered to the principles and foundations of the earlier mystics and another group established a new tradition in mysticism, which is now called the second mystical tradition, due to its approach to philosophy and theology and its inclination toward certain Shiite beliefs. Following these changes, the Naqshbandiyah Order was established as a descendant of the Khajegan method in the eighth century AH by Khajeh Baha al-Din Naqshbandi Bukharaie in Fararoudan, which became the largest school of Sufism in Iran during the ninth and tenth centuries AH. The present research has tried to obtain the position of Khajeh Shams al-Din Mohammad Bukharaie, nicknamed Khajeh Parsa, in promoting this Order in an analytical way and with the help of library tools. The research has shown that Khajeh Parsa was brought up under the teachings of Khajeh Naqshband in the two ways of attraction and behavior. And, in the Naqshbandiyah Order, he has reached a position where Baha al-Din Mohammad has considered the purpose of his emergence to educate Parsa. Although Parsa, after Ala al-Din Attar, has been called the second caliph of the Naqshbandiyah, he played a more important role in promoting the principles and teachings of the Naqshbandiyah. One of the prominent lines of thought in the teachings of the elders and the method of the Naqshbandiyah was to honor and love the elders and caliphs of this path and to honor their high position and status, which is evident in the works and writings of its mystics. Other achievements of this research included proving the training of disciples by Khajeh Parsa and understanding the relationship between followers and elders of the Naqshbandiyah Order with rulers and politicians by Khajeh Mohammad Parsa. The latest achievement of this research was that Khajeh Mohammad Parsa was the first person who has established the basis of the Naqshbandiyah Order by writing the books such as Fasl al-Khetab, Qodsiyeh, and Tahqiqat.
    Keywords: Naqshbandiyah Order, the first mystical tradition, the second mystical tradition, ‎Baha al-Din Naqshband, Khajeh Parsa, Written Works.‎
  • Naser Jaberi * Pages 91-108

    Dialogue is one of the most important features of Attar’s Tazkerat al-Owliya (Biographies of the Saints). At the beginning of every zikr, a dialogue and a question and answer are seen and often the first event that has caused a drastic change in the thoughts and way of life of the person is demonstrated in the form of a conversational critique or admonition. Considering the importance of the dialogue in this work, the questions addressed in this study are as follows: what forms and kinds of dialogues and what subject matters are dealt with in Attar's Tazkerat al-Owliya? Who are on the two sides of the dialogues? What has been done against the opponents? The research was descriptive-analytical, meaning that the forms and structures of the dialogues, as well as the contents of the dialogues, were examined in one-hundred instances. This study showed that, in addition to Awlya's (the saints) criticism of each other, there has been one of the forms of the dialogue between them and people of other religions, women, children, men in power, and strangers, and self-criticism. The dialogues can be considered as conversations, debates, and dialectics. The criticism of positive statements has created a kind of deconstruction. The deconstruction and unexpectedness were the most important aspects of these dialogues, which can be examined according to the rule of ‘Talaghi Sael Beghair ma Yatlob’ (the seeker received something other than what he asked) and Oslob Alhakim; and the educational goals of the work have been consistent with these rhetorical methods. Mystics have often considered the inner layers of thoughts and behaviors, and this has been the reason for the shortness and needlessness of long discussions. In fact, in the dialogue, the one who sees the innermost layer of the behavior or thought is the winner. A careful look at the two sides of dialogues showed that Owliya has been criticized by children, women, and anonymous people. They criticized rulers and were tolerant of people of other religions in the debates.

    Keywords: Attar, Tazkerat al-Owliya, Critical Dialogue
  • Kavoos Hassanli * Pages 109-122

    Abdul-Qader Bidel Dehlavi is one of the celebrated Hindi style poets whose different mode of poetry has placed him in the arena of various judgments. There is hardly anyone who has not mentioned the complexity and knottiness of Bidel’s speech when judging his poetry. On the other hand, among those who have become reconciled and familiar with Bidel’s poetry, there is hardly anyone who has not emphasized on the marvelous charm of his poetry. To enter the ‌lofty and labyrinthine construction of Bidel’s poetry, some keys are needed, most of which are accessible in Bidel’s Divan. One of the evident features of Bidel is his creativity. Bidel’s ability to make new connections among phenomena and his constant departure from common literary norms disrupt the reception of an important part of his poetry. In this study, one of the compounds of Bridel’s poetry (Muye Chini: China crack) that has complicated some of his verses has been analyzed and reviewed. With a comprehensive contemplation on the concept of ‘Muye Chini’ in Bidel’s Divan of odes and its connection with other elements, eleven basic relationships have been recognized in this study. Through expressing and explaining these eleven relationships including sound and kohl (seda va sorme), night (shab), shadow (saye), youth (javani), scraping (tarashidan), break of the heart (shekast-e- del), Faqfur, comb (shane), poverty and wealth (ajz va tavangari), and flag (parcham va alam) some of Bidel’s verses have been untied.

    Keywords: Bidel Dehlavi, Muye Chini, Hindi style
  • Maryam Hosseini* Pages 123-142

    One of the women who played a prominent role in the ancient history and culture of Iran and Islam is Fatima Umm Ali (died about 250 AH), the wife of Ahmad ibn Khidrawayh (died 240 AH), a mystic and Fata (cavalier) of the third century AH. Scattered information is available about the life of this educated woman. However, considering that her name has always been mentioned in the hagiographies along with her spouse’s name, it is possible to obtain a description of her opinions and words by collecting data, to show and praise her efforts to find a worthy place in Sufism and Islamic chivalry. The author of the present study has tried to reveal the hidden historical facts by analyzing the discourses in the era of Fatima, in addition to depicting her role in supporting or overthrowing those discourses. Using Pierre Bourdieu’s theory of Multiple Capitals, it can be proved that Fatima Umm Ali, the daughter of one of the noble families of Balkh, tried to provide an appropriate cultural capital by relying on economic and symbolic capitals. Moreover, by entering the Sufi discourse and Fetyan (chivalries), she was able to achieve the social capital and status she deserved. She has also been able to stand against the patriarchal discourse of her time by entering the circles of Sufism and Ahl al-Futuwwa (chivalries) and marginalizing the anti-feminist attitudes. The method of this research in the central part of the article was the method of historical research. In that section, sources about the life, conditions, and works of Umm Ali have been investigated. The research method in the other part of the study was descriptive-analytical and Pierre Bourdieu’s Theory of Capital and Walters’s Feminism have been used in the theoretical framework of this research.

    Keywords: Sufism, Umm Ali, Ahmad ibn Khidrawayh, Futuwwa (Chivalry) Discourse, Patriarchy, Identity, ‎Cultural Capital, Social Capital