فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/31
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدعلی بشارت*، رقیه خواصی، خاطره حمیدی، مهسا رجایی صفحات 3-14

    کمال گرایی معنوی/مذهبی، یکی از تعیین کننده های سازگاری زوجین است. سلامت معنوی نیز که رابطه ای قوی با کمال گرایی معنوی/مذهبی دارد، در تقویت سازگاری زوجین نقشی تعیین کننده ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه کمال گرایی معنوی/مذهبی و سلامت معنوی با سطوح سازگاری زوجین بود. 307 زن و مرد متاهل (148 مرد، 159 زن) از جمعیت عمومی شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی (SRPS)، مقیاس بهزیستی معنوی (SWBS)، مقیاس استحکام من (ESS) و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک- راست (GRIMS)، را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که کمال گرایی معنوی/مذهبی با سازگاری زوجین رابطه مثبت معنادار دارد. نتایج همچنین نشان داد که سلامت معنوی با سازگاری زوجین رابطه مثبت معنادار دارد. بر اساس نقش پیش بین تایید شده در این پژوهش، می توان کمال گرایی معنوی/مذهبی و سلامت معنوی را از تعیین کننده های سازگاری زوجین دانست. یافته های پژوهش همچنین وجود بعد جدیدی از کمال گرایی، یعنی کمال گرایی معنوی/مذهبی را متمایز از ابعاد کمال گرایی نامعنوی/نامذهبی تایید می کنند. آموزش و تشویق کمال گرایی معنوی/مذهبی در چهارچوب نظام های تربیتی از کودکی در خانواده و مدرسه، به تحقق دستاوردهای این نوع از کمال گرایی کمک می کند.

    کلیدواژگان: کمال گرایی معنوی، مذهبی، سازگاری زوجی، سلامت خانواده، معنویت، مذهب
  • هاجر براتی*، آرزو باقری کیان صفحات 15-28

    رضایت زناشویی نقش مهمی در تداوم زندگی زوج ها دارد و مشخص شده است که این سازه با ویژگی های شغلی و شخصیتی زوج ها رابطه دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تعارض کار- خانواده در رابطه بین ویژگی شخصیتی کنش ور و رضایت زناشویی بود. نمونه پژوهش142 نفر از زنان و مردان متاهل شاغل در یک سازمان در اصفهان بودند و به سنجه های پژوهش شامل مقیاس ویژگی شخصیتی کنش ور (PPS) باتمن و کرانت، مقیاس رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) و مقیاس تعارض کار- خانواده (WFCS) کارلسون و همکاران پاسخ دادند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین ویژگی شخصیتی کنش ور با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معنادار و  بین ویژگی شخصیتی کنش ور با تعارض کار- خانواده و نیز بین رضایت زناشویی با تعارض کار- خانواده رابطه منفی و معنادار وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر همچنین نشان داد تعارض کار- خانواده در رابطه بین ویژگی شخصیتی کنش ور و رضایت زناشویی نقش واسطه ای دارد. بر اساس یافته های به دست آمده، سازمان ها می توانند در مشاغلی که به علت ماهیت ویژه خود امکان ایجاد تعارض کار- خانواده دارند از متصدیان و متقاضیانی با ویژگی شخصیتی کنش ور استفاده نمایند. همچنین دست اندرکاران سازمانی می توانند با برگزاری دوره های آموزشی، فنون مدیریت تعارض را به کارکنان دارای شخصیت های کنش ور آموزش دهند و از این طریق با کاهش تعارض کار- خانواده، رضایت زناشویی را بهبود بخشند.

    کلیدواژگان: تعارض کار- خانواده، ویژگی شخصیتی کنش ور، رضایت زناشویی
  • زهرا کرمانی مامازندی*، افضل اکبری بلوطبنگان، محمدعلی محمدی فر صفحات 29-42

    شادکامی یکی از مهم ترین عواملی است که موجب استحکام و پایداری رابطه زناشویی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای بخشش در رابطه بین سازگاری زناشویی، رضایت از زندگی و شادکامی بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش حاضر 300 دانشجوی متاهل (170 زن و 130 مرد) دانشگاه آزاد واحد پیشوا بودند. از شرکت کنندگان پژوهش درخواست شد برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه های سازگاری زناشویی اسپانیر (DAS)، بخشش ری (FS)، رضایت از زندگی دینر (SWLS) و شادکامی آکسفورد (OHQ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سازگاری زناشویی، رضایت از زندگی و بخشش با شادکامی رابطه معنادار دارد. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد سازگاری زناشویی، رضایت از زندگی و بخشش اثرات مستقیم مثبت و معناداری بر شادکامی و نیز سازگاری زناشویی و رضایت از زندگی اثرات مستقیم مثبت و معنی داری بر بخشش دارد. همچنین نتایج مشخص ساخت دو متغیر سازگاری زناشویی و رضایت از زندگی اثرات غیرمستقیم مثبت و معنی داری بر شادکامی دارند. یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر به تفصیل مورد بحث قرار گرفتند.

    کلیدواژگان: شادکامی، سازگاری زناشویی، رضایت از زندگی، بخشش
  • فرشته پورمحسنی کلوری*، نگار ظهری، اکبر عطادخت، مهری مولائی صفحات 43-56

    دلزدگی زناشویی یکی از مهم ترین معضلات خانواده ها در دهه های اخیر است و عوامل متعددی در شکل گیری آن سهم دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ابعاد تاریک شخصیت، تمایزیافتگی و نقش های جنسیتی در پیش بینی دلزدگی زناشویی زوجین بود. روش پژوهش حاضر توصیفی همبستگی بود. تعداد 210 نفر (126 مرد و 84 زن متاهل) انتخاب شدند و پرسشنامه سه گاانه تاریک شخصیت (D3S)، پرسشنامه تمایزیافتگی خود (DSS)، پرسشنامه نقش جنسیتی (BSRI) و پرسشنامه دلزدگی زناشویی (MBS) را تکمیل کردند. نتایج پژوهش نشان داد بین تمایزیافتگی مردان و دلزدگی زناشویی رابطه منفی معناداری وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش حاضر مشخص ساخت برای زنان، بین ابعاد تاریک شخصیتی ماکیاولیسم و جامعه ستیزی و دلزدگی زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و همچنین زنانگی و مطلوبیت اجتماعی به گونه ای منفی و معنادار با دلزدگی زناشویی همبسته بود. نتیجه تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که تمایزیافتگی، مردانگی و مطلوبیت اجتماعی (مولفه های نقش های جنسیتی) سهم معناداری در پیش بینی دلزدگی زناشویی مردان دارند. در مورد زنان نیز ابعاد تاریک شخصیتی ماکیاولیسم و جامعه ستیزی به گونه ای معنادار، دلزدگی زناشویی را پیش بینی کرد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت که با ارایه آموزش های لازم در زمینه ارتقاء خودتمایزیافتگی و نقش های جنسیتی و برخی ویژگی های شخصیتی، می توان از میزان دلزدگی زناشویی در بین زوجین کاست.

    کلیدواژگان: شخصیت تاریک، تمایزیافتگی، نقش های جنسیتی، دلزدگی زناشویی
  • مهدی آگاه*، عزیزالله تاجیک اسماعیلی، عبدالرحیم کسایی اصفهانی، سمیه عسکریان صفحات 57-70

    امروزه زندگی پرهزینه، بالا رفتن سطح توقعات و تغییر نقش های جنسیتی و سبک زندگی، خانواده ها را به زوجین هر دو شاغل تغییر داده است. بررسی چالش های این مسیله می تواند در بهداشت روانی جامعه تاثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه زوجین هر دو شاغل و تک شاغل در ابعاد راهبردهای مقابله ای و تمایزیافتگی بود. جامعه  پژوهش شامل فرهنگیان شاغل در آموزش و پرورش شهرستان کلات بود. از این میان، 146 زوج متاهل (60 زوج هردو شاغل و 86 زوج تک شاغل) انتخاب شدند و به پرسشنامه راهبردهای مقابله ای (CSQ) و پرسشنامه تمایزیافتگی خود (DSI) پاسخ دادند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد تفاوت معناداری بین گروه های زوجین هر دو شاغل و تک شاغل برحسب زیرمقیا س های راهبردهای مقابله ای (مسیولیت پذیری، حل مسیله، ارزیابی مجدد و خویشتنداری) وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین گروه های زوجین هر دو شاغل و تک شاغل  هر دو گروه در زیرمقیاس جدایی عاطفی تمایزیافتگی وجود دارد. بر اساس یافته ها، می توان آموزش راهبردهای مقابله ای به زوجین خصوصا زوجین شاغل را توصیه نمود. این راهبردها مانند سپری در رویارویی با چالش ها و مشکلات زندگی زوجین حایز اهمیت است. همچنین نظر به تاثیر تمایزیافتگی در سیستم خانواده و نقش آن در کاهش تعارضات خانوادگی و نتایج به دست آمده در این پژوهش، نیاز به بررسی های بیشتری در این حوزه وجود دارد.

    کلیدواژگان: راهبردهای مقابله ای، تمایزیافتگی، زوجین هردو شاغل و تک شاغل
  • حسین شاهمرادی، مسعود صادقی*، کوروش گودرزی، مهدی روزبهانی صفحات 71-86

    میل به طلاق، میزان تمایل و علاقه مندی زوجین به جدا شدن و گسستن روابط زناشویی است. در بررسی علت طلاق توجه به علل فردی و روان شناختی ازجمله میل به طلاق از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رویکردهای تلفیقی هیجان مدار-گاتمن (GEF) و راهبردی-راه حل محور (SSF) بر کاهش میل به طلاق در زوجین متقاضی طلاق توافقی بود. بدین منظور از بین زوجینی که سال 1397 به مراکز مشاوره شهر پلدختر مراجعه کردند، شش زوج (12 نفر) متقاضی طلاق توافقی انتخاب شدند. در این پژوهش ازطرح آزمایشی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. پروتکل درمانی رویکرد تلفیقی هیجان مدار-گاتمن و رویکرد تلفیقی راهبردی-راه حل محور در دو تا چهار مرحله خط پایه، هشت تا ده جلسه مداخله و سه مرحله پیگیری اجرا شد و زوج ها به پرسشنامه میل به طلاق (DDQ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد میزان بهبودی در متغیر میل به طلاق در گروه رویکرد تلفیقی هیجان مدار-گاتمن در مرحله پس از درمان و پیگیری، 04/53 و 65 درصد و در گروه رویکرد تلفیقی راهبردی-راه حل محور، 98/42 و 76/51 درصد بود. بر این اساس هردو رویکرد بر هدف های درمان تاثیر داشته اند. بنابراین نتیجه گرفته می شود که برای کاهش میل به طلاق در زوجین متقاضی طلاق توافقی می توان از هردو رویکرد تلفیقی هیجان مدار-گاتمن و رویکرد تلفیقی راهبردی-راه حل محور در جلسات درمانی و مشاروه ای استفاده نمود.

    کلیدواژگان: رویکرد هیجان مدار-گاتمن، رویکرد راهبردی-راه حل محور، میل به طلاق
|
  • MohammadAli Besharat*, Roghayeh Khavasi, Khatereh Hamidi, Mahsa Rajaee Pages 3-14

    Spiritual/religious perfectionism is one of the determinants of couple adjustment. Spiritual health, that has a strong relationship with spiritual/religious perfectionism, also has a determinant role in couple adjustment. The aim of the present study was to investigate the corelation of spiritual/religious perfectionism spiritual health with levels of couple adjustment. Three hundred and seven married individuals (148 men, 159 women) from a community sample living in Tehran participated in this study. All participants were asked to complete Spiritual/Religious Perfectionism Scale (SRPS), Spiritual Well-Being Scale (SWBS), and Golombok Rust Inventory of Marital State (GRIMS). Spiritual/religious perfectionism revealed a significant positive correlation with measures of couple adjustment. Spiritual health also revealed a significant positive correlation with couple adjustment. It can be concluded that both spiritual/religious perfectionism and spiritual health can be considered as determinants of couple adjustment. The findings also may support a new dimension of perfectionism, i.e. spiritual/religious perfectionism, separate from nonspiritual/nonreligious perfectionism. Teaching and encouraging spiritual/religious perfectionism within the educational systems from childhood in  family and school can help implications of this kind of perfectionism to be achieved.

    Keywords: spiritual, religious perfectionism, couple adjustment, family health, spirituality, religion
  • Hajar Barati*, Arezoo Bagheri Kian Pages 15-28

    Marital satisfaction plays an important role in the couple's life expectancy. It has been found that this construct is related to the occupational and personality characteristics of the couples. Accordingly, in this study, the mediating role of work-family conflict in the relationship between proactive personality and marital satisfaction has been assessed. The sample consisted of 142 married men and women working in an organization in Isfahan who were selected by simple random sampling and responded to research measures including the Proactive Personality Scale (PPS), the ENRICH Marital Satisfaction Scale (ENRICH), and the Work-Family Conflict Scale (WFCS). SPSS software and correlation coefficient and mediation analysis with the Bootstrap method was used for data analysis. The result showed a positive relationship between proactive personality and marital satisfaction. Also, there were negative relationships between proactive personality and work-family conflict and between marital satisfaction and work-family conflict. The mediating role of work-family conflict was also confirmed. Based on the results, organizations can use employees and applicants with proactive personality in occupations that, due to their special nature, may create work-family conflict. Organizational staff can also teach conflict management techniques to employees with proactive personalities by conducting training courses, thereby reducing work-family conflict, and improve marital satisfaction.

    Keywords: work-family conflict, proactive personality, marital satisfaction
  • Zahra Kermani Mamazandi*, Afzal Akbari Balutbangan, MohammadAli Mohammadyfar Pages 29-42

    Happiness is one of the most important factors that strengthens and maintains a marital relationship. The aim of the present study was to investigate the mediating role of forgiveness in the relationship between marital adjustment, life satisfaction and happiness. The present study was a descriptive correlational study. The sample of the present study was 300 married students (170 women and 130 men) of Pishva Branch Azad University. Research Participants were asked to collect data, complete the Spanier’s Dyadic Adjustment Questionnaires (DAS), Rye’s Forgiveness (FS), Diener's Satisfaction with Life (SWLS) and Oxford Happiness (OHQ). The results of the present study showed that marital adjustment, life satisfaction and forgiveness have a significant relationship with happiness. The results of the structural equation model showed that marital adjustment, life satisfaction and forgiveness have direct and significant positive effects on happiness, as well as marital adjustment and life satisfaction have direct positive and significant effects on forgiveness. The results also showed that the two variables of marital adjustment and life satisfaction have indirectly positive and significant effects on happiness. The findings of the present study were discussed in detail.

    Keywords: Happiness, marital adjustment, life Satisfaction, forgiveness
  • Fereshteh Pourmohseni Kolouri*, Negar Zohri, Akbar Atadokht, Mehri Mowlaie Pages 43-56

    Marital burnout has been one of the most important problems for families in recent decades, and many factors contribute to its formation. The purpose of this study was to investigate the role of dark personality, self-differentiation and gender roles in prediction marital burnout. This research was a descriptive-correlational study. 210 married people (126 men and 84 women) selected and completed the questionnaires of dark triad personality (D3S), self-differentiation questionnaire (DSS), gender roles questionnaire (BSRI) and marital burnout questionnaire (MBS). The results showed that there is a negative and significant relationship between men’s differentiation and marital burnout. In the case of women, the results showed that there is a positive and significant relationship between Machiavellianism and psychopathy with marital burnout also femininity and androgyny was negatively and significantly correlated with marital burnout. The results of multiple regression analysis also indicated that self-differentiation, masculinity and androgyny (components of gender roles) had a significant role in predicting men’s marital burnout. In the case of women, Machiavellianism and psychopathy had a significant role in predicting women’s marital burnout. Based on the results, it can be said that by providing the necessary training in the field of promoting self-differentiation and gender roles and some personality traits, the rate of marital boredom among couples can be reduced.

    Keywords: dark personality, self-differentiation, gender roles, marital burnout
  • Mahdi Agah*, Azizallah Tajikesmaeli, Abdulrahim Kasaei Isfahani, Somayeh Askarian Pages 57-70

    Nowadays, expensive living, elevated expectations, and changes in gender roles have changed families' lifestyles to dual-career couples. Examining the challenges of this issue can affect the mental health of the community. The current research aimed to compare dual-career and single-career couples in dimensions of the coping strategies and the differentiation. The statistical population of the research included all practicing teachers in educational department of Kalat city among whom 146 couple (60 dual-career and 86 single-career couples) were recruited using available sampling method and responded to the Coping Strategies Questionnaire (CSQ) and the Differentiation of Self Inventory Questionnaire (DSI). The results of the research showed that there are significant differences between dual-career and single-career couples in terms of the subscales the Coping Strategies (responsibility, problem solving, reassessment, and self-control). Also, there is a significant difference between the two groups in term of the emotional separation subscale of the differentiation. According to the findings ,  teaching Coping Strategies to couples, especially working couples can be recommended since these skills are as important as a shield against challenges and problems of couples' lives. Also, given the effect of differentiation in family system and its role in reducing family conflicts and the results of the research, there is a need for more research in this regard.

    Keywords: Coping strategies, differentiation, dual-career, single- career couples
  • Hossein Shahmoradi, Masoud Sadeghi*, Kurosh Goodarzi, Mehdi Roozbehani Pages 71-86

    Desire for divorce is the degree of desire and interest of couples to separate and break the marital relationship. In studying the causes of divorce, consideration of individual and psychological causes, including desire for divorce is of particular importance. The purpose of this study was to determine the effectiveness of integrated Gottman-Emotional focused )GEF( and Strategic-Solution focused (SSF) approaches on decreasing desire for divorce in couples applying for agreed divorce. For this purpose, six couples (12 persons) were selected among all couples referring to counseling centers in Poledokhtar city in 2018. In this research, a single-case experimental design of a multiple baseline was used. The GEF  and SSF treatment protocols were implemented in two to four stages of the baseline, eight to ten intervention sessions and three follow up steps. couples responded to divorce desire questionnaire (DDQ) (Rosbult et al, 1986). The results showed that the rate of improvement in the variable of desire for divorce in the group of GEF approach in the post-treatment and follow-up stages was 53.04 and 65% and in the group of SSF approach, 42.98 and 76/51%, in other words, both approaches had a significant effect on the goals of the treatment. Therefore, it can be concluded that in order to reduce the desire for divorce in couples applying for divorce, it is possible to use both integrated Gottman-Emotional focused and integrated Strategic-Solution focused approaches in treatment and consulting sessions.

    Keywords: Gottman-Emotional Focused approach, Strategic-Solution Focused approach, desire for divorce