فهرست مطالب

  • سال بیست و پنجم شماره 3 (پیاپی 107، مرداد و شهریور 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/07
  • تعداد عناوین: 12
|
  • بهروز هلشی، هانیه تارخیان، بابک صیاد، فرهاد سالاری، علی گرگین کرجی* صفحات 1-13
    زمینه و هدف

    بروسلوز یک بیماری زیونوز است و از مشکلات بهداشتی مهم کشور محسوب می شود. تشخیص این بیماری، به دلیل علایم غیراختصاصی، اغلب به کمک روش های آزمایشگاهی صورت می گیرد. هدف از مطالعه حاضر بررسی مقایسه ای حساسیت و ویژگی آزمایش الایزا و آزمایش رزبنگال اصلاح شده در تشخیص بیماری بروسلوز بود.

    مواد و روش ها

    در یک مطالعه مقطعی، از 162 فرد مشکوک به بروسلوز نمونه خون گرفته شد. بخشی از این خون به لوله لخته، جهت تهیه سرم و بخش دیگر به لوله واجد ضد انعقاد منتقل شد. سرم جهت انجام آزمایش رزبنگال اصلاح شده و آزمایش الایزا استفاده شد و خون واجد ضد انعقاد برای انجام آزمایش PCR، به عنوان استاندارد طلایی، مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج این مطالعه نشان داد که در مقایسه با روش PCR، آزمایش رزبنگال اصلاح شده، دارای حساسیت بالا (94%) و ویژگی نسبتا خوب (70%) بود. بعلاوه آزمایش الایزا برای IgG ضد آنتی ژن بروسلا نیز دارای حساسیت و ویژگی مشابه با آزمایش رزبنگال اصلاح شده، بود (حساسیت 94% و ویژگی 71%). در مقابل، آزمایش الایزا برای IgM ضد آنتی ژن بروسلا، ویژگی بالا (84%)؛ اما حساسیت پایین (65%) نشان داد.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که حساسیت و ویژگی آزمایش رزبنگال اصلاح شده مشابه با آزمایش الایزا برای IgG بوده و می تواند جایگزین مناسبی برای این آزمایش پرهزینه و پیچیده، در تشخیص بیماری بروسلوز باشد.

    کلیدواژگان: رزبنگال اصلاح شده، الایزای IgG، الایزای IgM، واکنش زنجیره ای پلی مراز
  • عباس عبدلی تفتی*، رسول قائدی، ساناز سادات سجادی، مرتضی دهقان صفحات 14-22
    زمینه و هدف

    شکستگی قسمت فوقانی استخوان ران یکی از شایع ترین شکستگی ها بخصوص در میان قشر سالمند است. جهت کاهش درد بیماران قبل از عمل جراحی، معمولا از تراکشن پوستی و اسکلتی استفاده می شود. در این مطالعه، استفاده از تراکشن پوستی و بالش زیر زانو را قبل از عمل جراحی در کاهش درد بیماران دچار شکستگی قسمت فوقانی ران مورد مقایسه قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه که بر روی بیماران دچار شکستگی قسمت فوقانی ران مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی-درمانی آیت الله کاشانی شهرکرد انجام گرفت. بیماران به صورت تصادفی در 2 گروه تراکشن پوستی یا گروه بالش قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک بیماران شامل جنس، سن، شاخص توده بدن و سایر اطلاعات مانند نوع شکستگی، مدت زمان سپری شده از حادثه تا مراجعه به بیمارستان، میزان مصرف مسکن، مدت زمان بستری تا انجام جراحی، نوع وسیله مصرفی جهت تثبیت حین عمل جراحی و درد (VAS) با استفاده از پرسشنامه و از طریق مصاحبه ثبت گردید.

    یافته ها

    در گروه تراکشن 19 نفر مرد و 19 نفر زن با میانگین سنی 13/10±74/81 سال و در گروه بالش 15 مرد و 20 زن با میانگین سنی13/11±73/08 سال حضور داشتند. میانگین نمرات درد در اولین مراجعه (گروه تراکشن 2/08±7/31 و در گروه بالش 2/54±6/94) و نیز به تفکیک روزهای مورد مطالعه تا روز پنجم بستری در گروه تراکشن 2/07±2/40 و گروه بالش 0±2 اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد (0/05<P).

    نتیجه گیری

    با نظر به عوارض استفاده از تراکشن پوستی از جمله زخم پوستی و هزینه درمان متعاقب آن، در این مطالعه استفاده از بالش به جای استفاده از تراکشن پوستی با کاهش میزان درد مشابه روش تراکشن و عوارض کمتر همراه بود

    کلیدواژگان: شکستگی قسمت فوقانی ران، تراکشن پوستی، درد زانو، بالش زیر زانو
  • سعید رحمنی، عاطفه فراشی بیراموند*، هادی علی، علیرضا اکبرزاده باغبان، هاله کنگری صفحات 23-30
    زمینه و هدف

    بهبود دید و کاهش عیوب انکساری از اهداف مهم عمل جراحی آب مروارید محسوب می شود. هدف از این مطالعه بررسی حدت بینایی و عیوب انکساری باقیمانده پس از عمل جراحی در بیماران با آب مروارید وابسته به سن مراجعه کننده به بیمارستان شهید رحیمی خرم آباد در سال 97-1396 است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی علاوه بر عیوب انکساری، حدت بینایی و بیومتری 192 چشم (از 176 بیمار) مبتلا به آب مروارید وابسته به سن قبل و یک ماه بعد ازعمل جراحی بررسی شد. اندازه گیری عیب انکساری با اتورفرکتومتر، بیومتری توسط دستگاه IOL Master و محاسبه قدرت لنز داخل چشمی با فرمول   SRK/T انجام گرفت. جهت انجام تحلیل آماری در صورت توزیع نرمال داده ها از آزمون تی تست زوجی و در غیر این صورت از تست ناپارامتری ویلکاکسون استفاده شد و سطح معنی داری آزمون کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    از 192 چشم مورد مطالعه، میانگین اکی والان اسفر بیماران قبل از عمل 0/22± 0/7- دیوپتر بود که بعد از عمل به 0/06±0/04- دیوپتر رسید (0/001<p). میانگین حدت بینایی با بهترین اصلاح اپتیکی قبل از عمل 0/01±0/42 بود که به 0/01±0/91 بعد از عمل تغییر یافت (0/0001<p). میانگین طول محوری چشم ها قبل از عمل0/05 ±23/13 میلی متر بود که به 0/05 ± 23/07 میلی متر بعد از عمل رسید (0/001<p) و میانگین عمق اتاق قدامی قبل از عمل از 0/02±3/07 به 0/03±3/73 میلی متر بعد از عمل افزایش یافت (0/0001<p).

    نتیجه گیری

    یافته ها نشان می دهد که عیوب انکساری در بیش از 86 درصد از بیماران مورد مطالعه بعد از عمل در محدوده قابل قبول (معادل اسفر 1/00± دیوپتر) است و حدت بینایی بعد از عمل در تمام بیماران با بهترین اصلاح اپتیکی 0/5 یا بهتر بود.

    کلیدواژگان: حدت بینایی، جراحی کاتاراکت، عیب انکساری، بیومتری، فیکوامولسیفیکشن
  • ماه منیر حقیقی، خاطره اولادبنی آدم*، حمیده محدثی، جواد رسولی صفحات 31-43
    زمینه و هدف

    مشاوره سوگ در والدینی که دچار از دست دادن بارداری شده اند، می تواند به ایجاد احساس حمایت و امنیت در بروز احساسات دردناک و هموار شدن مسیر تکمیل فرآیند سوگ منجر شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله مبتنی بر اصول واردن بر شدت سوگ مادران با بارداری از دست رفته انجام شد.

    مواد و روش ها

    این کارآزمایی بالینی، در سال 1397 روی 100 مادر که بارداری خود را از دست داده بودند، در شهر ارومیه انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس و تقسیم به دو گروه مداخله و کنترل با تخصیص تصادفی به روش بلوکه بندی انجام شد. گروه مداخله 6 جلسه مشاوره فردی بر اساس اصول مشاوره واردن دریافت کردند. برای گروه کنترل مراقبت های معمول اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه سوگ از دست دادن بارداری بود که در دو مرحله به صورت پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار 22-SPSS و آزمون های آماری کای دو، تست دقیق فیشر، تی زوجی، تی مستقل و کوواریانس با سطح معنی داری کمتر از 0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

    یافته ها

     میانگین نمرات کل پرسشنامه سوگ از دست دادن بارداری و همه ابعاد آن در هر دو گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله تفاوت آماری معنی داری نداشت. اما بعد از مداخله، در گروه مداخله به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل بود و نسبت به نمرات پیش آزمون گروه مداخله نیز کاهش معنی داری داشته است.

    نتیجه گیری

    مداخله مبتنی بر اصول واردن در مادران با بارداری از دست رفته زودرس و دیررس موجب کاهش شدت سوگ و بهبودی سریع تر علایم آن می شود و می تواند به تسهیل فرآیند سازگاری در این مادران کمک نماید.

    کلیدواژگان: مشاوره، سوگ، از دست دادن بارداری، اصول واردن
  • رضا احمدی، امید ساعد*، مظاهر رضایی، رویا احمدی زاده صفحات 44-60
    زمینه و هدف

    حساسیت اضطرابی یا ترس از اضطراب و حس های بدنی مرتبط با آن به عنوان یک سازه فرا تشخیصی درروند آسیب شناسی تحولی اختلال های هیجانی و درمان آن ها توجه روزافزونی را به خود جلب کرده است. با توجه به ماهیت چندبعدی حساسیت اضطرابی و واکنش مشابه بیماران به اضطراب، مطالعات زیادی در رابطه با نقش این سازه در پیش بینی و تداوم اختلال های هیجانی صورت گرفته است. مطالعه حاضر با مرور مطالعات مختلف این حوزه به دنبال درک بهتر حساسیت اضطرابی در تحول و تداوم اختلال های هیجانی، سنجش و تلویحات درمانی آن است.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر از نوع مرور ادبیات پژوهش است. مقالات از موتور جستجوی Google Scholar و پایگاه های اطلاعاتی PsycINFO، PubMed و Scopus مورد جستجو قرار گرفتند. در نهایت از اطلاعات 30 مقاله برای نگارش مطالعه حاضر استفاده شد.

    یافته ها

    بیشتر مطالعاتی که حساسیت اضطرابی را در بین اختلال های هیجانی مورد بررسی قرار داده اند بر نقش این سازه در سیر تحولی و تداوم اختلال تاکید داشته‎اند. همچنین، نسخه سوم شاخص حساسیت اضطرابی به عنوان یک شاخص دارای اعتبار از بیشترین شواهد روان سنجی برخوردار است. اهمیت این سازه در آسیب شناسی روانی باعث شده است که هم در درمان های شناختی- رفتاری تشخیص-ویژه و هم درمان شناختی- رفتاری فرا تشخیصی جایگاه ویژه ای پیدا کند.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد درمان حساسیت اضطرابی نه تنها می تواند علایم مشکلات هیجانی را کاهش دهد بلکه پاسخ دهی به درمان را بهبود می بخشد، درنتیجه لازم است که حساسیت اضطرابی در سنجش، مفهوم سازی موردی و درمان اختلال های هیجانی مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: حساسیت اضطرابی، سازه فراتشخیصی، آسیب شناسی روانی، اختلال های هیجانی
  • رضا رضایی*، افشین ملکی، مهدی صفری، بهزاد شاهمرادی، علی جعفری، امید گیاهی، شیوا زندی، نیکو خالدیان، شیما شریفی، شادیه محمدی صفحات 61-71
    زمینه و هدف

    مالاشیت گرین یک ترکیب آلی رنگ زا در صنعت نساجی است و به صورت نادرست و غیرمجاز به عنوان یک داروی ضد میکروبی در آبزی پروری مورد استفاده قرار می گیرد. این ماده دارای اثرات سوء موتاژنی و کارسینوژنی است.  هدف از این مطالعه بررسی میزان باقیمانده مالاشیت گرین و لکومالاشیت گرین در ماهی های قزل آلای رنگین کمان عرضه شده در سطح شهر سنندج می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه غلظت مالاشیت گرین (MG)و لکومالاشیت گرین  (LMG)در بافت عضلانی 90 نمونه ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) جمع آوری شده از بازار محلی در شهر سنندج در طول 6 ماه در سال 1397 اندازه گیری شد. برای تعیین باقیمانده MG و LMG، از روش الایزا بر اساس معیارهای کمیسیون اروپا (675/2002/ EC) استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که MG و LMG در تمامی 90 نمونه ماهی وجود داشته به نحوی که در 41 نمونه (6/45 درصد) حاوی باقیمانده MG در سطح 1تا 2 میکروگرم بر کیلوگرم، 45 نمونه (50 درصد) حاوی باقیمانده MG بالاتر از 2 میکروگرم بر کیلوگرم بودند و تنها 4 نمونه (4/4 درصد) حاوی MG کمتر از 1 میکروگرم بر کیلوگرم بودند. علاوه بر این LMG در 13 نمونه (  14/45درصد) بیشتر از 2 میکروگرم برکیلوگرم، در 67 نمونه (74/44 درصد) بین 1 تا 2 میکروگرم بر کیلوگرم و در 10 نمونه دیگر (11/11 درصد) کمتر از 1 میکروگرم بر کیلوگرم تعیین شد. همچنین، کمترین حد تشخیص (LOD) روش مورد استفاده برابر با 0/43میکروگرم بر کیلوگرم تعیین گردید.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق حاکی از آن است که همچنان در مزارع پرورش ماهی از مالاشیت گرین به صورت غیرمجاز استفاده می شود که این مسیله می تواند به عنوان خطری برای سلامت عمومی و تهدیدی برای محیط زیست مطرح باشد.

    کلیدواژگان: مالاشیت گرین، لکومالاشیت گرین، ماهی قزل آلای رنگین کمان، الایزا، سنندج
  • مریم پرواره، ستار رضایی، دائم روشنی، ابراهیم قادری، بیژن نوری* صفحات 72-86
    زمینه و هدف

    سرطان های دستگاه گوارش به دلیل شیوع بالا و کشندگی زیاد از اهمیت خاصی در بسیاری از جوامع از جمله ایران برخوردار هستند. سرطان های معده، کولورکتال و مری به ترتیب از نظر بروز رتبه دوم، سوم و هشتم را در ایران برخوردار هستند. لذا با توجه به اهمیت موضوع در این مطالعه به مدل بندی فراوانی موارد جدید این سرطان ها و پیش بینی آن ها در آینده در استان کردستان پرداخته شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی تعداد موارد بروز یافته سرطان های معده، مری و کولورکتال در دوره آوریل 2000 تا مارچ 2017 مورد تحلیل قرار گرفته است. برای مدل بندی داده های سری های زمانی سرطان های ذکر شده از مدل autoregressive integrated moving average (ARIMA) و seasonal autoregressive integrated moving average (SARIMA)  با رویکرد Box-Jenkins استفاده شده است. پس از تعیین مدل مناسب تعداد موارد جدید این سرطان ها تا مارچ 2020 پیش بینی شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار R-3.4.2 انجام شد.

    یافته ها

    در دوره زمانی مورد مطالعه تعداد 6439 مورد سرطان دستگاه گوارش ثبت شده است که از بین آن ها سه سرطان مورد بررسی در این مطالعه یعنی معده، مری و کولورکتال به ترتیب با 2548، 1722 و 989 مورد بیشترین فراوانی را دارا بودند. بهترین مدل های برازش داده شده به سرطان های معده، کولورکتال و مری به ترتیب عبارت بودند از SARIMA (0, 1, 1) (0, 0, 1) 4، SARIMA (3, 1, 0) (0, 0, 1) 4 و ARIMA (0, 1, 1). پیش بینی می شود که روند بروز این سرطان ها تا مارچ 2020 دارای روندی صعودی با شیب ملایم باشند.

    نتیجه گیری

    بروز قابل ملاحظه سرطان های معده، کلورکتال و مری و همچنین روند رو به رشد آن ها در زمان پیش بینی شده می تواند زنگ خطری جدی باشد؛ بنابراین، اجرای برنامه های غربالگری به ویژه در گروه های پرخطر، تشخیص زود هنگام بیماری، آگاه سازی عمومی و کنترل عوامل خطر بیماری جهت جلوگیری از ادامه این روند ضروری است.

    کلیدواژگان: سرطان معده، سرطان کلورکتال، سرطان مری، سری های زمانی، کردستان
  • عهدیه پرهیزکار* صفحات 87-98
    زمینه و هدف

    کار طولانی با بیماران بدحال، و ایفای نقش حمایتی بیماران خاص، پرستاران را مستعد ابتلا به انواع اختلالات جسمی می کند که در نهایت اختلالات خلقی، انزوای اجتماعی، خستگی، عصبانیت، افسردگی و اضطراب را به دنبال دارد. لذا این مطالعه، با هدف مقایسه سطح سلامت عمومی پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کردستان و تامین اجتماعی در سال 1397 به انجام رسید.

    مواد و روش ها

    این مطالعه به صورت توصیفی -تحلیلی در سال 1397 بر روی 400 نفر از پرستاران شاغل در دانشگاه علوم پزشکی کردستان (300 نفر) و تامین اجتماعی (100 نفر) انجام شد ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه مشخصات فردی بود که با کمک مصاحبه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار (SPSS) و آزمون های آماری تی وکای دو انجام شد میزان P کمتراز 0/05 معنی دار بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که پرستاران دانشگاه علوم پزشکی نسبت به پرستاران تامین اجتماعی از نظر بعد جسمانی و روابط اجتماعی از سلامت پایین تری برخوردار بودند و در بعد اضطراب و اختلال خواب نسبت به پرستاران تامین اجتماعی از سلامت بالاتری برخوردار بودند (0/01=p). در حالی که در مورد میل به خودکشی و افسردگی پرستاران در دو محیط پژوهش تفاوت آماری معنی داری نداشتند (0/06=p). همچنین ارتباط معنی داری در مورد نمرات کسب شده در سطح سلامت عمومی کلی پرستاران دانشگاه علوم پزشکی و تامین اجتماعی وجود داشت (0/001=p). به این معنا که پرستاران تامین اجتماعی نسبت به پرستاران دانشگاه علوم پزشکی از سلامت عمومی بهتری برخوردار بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، سلامت عمومی پرستاران شاغل در دانشگاه علوم پزشکی و تامین اجتماعی در ابعاد مختلف دارای مشکلاتی است که این مطلب موجب ارایه خدمات پرستاری با کیفیت پایین و کاهش سلامت جامعه می گردد؛ لذا مسئولین پرستاری می بایست راهکارهایی را جهت ارتقا سلامت پرستاران و در نهایت مردم جامعه در برنامه ریزی های خود قرار دهند.

    کلیدواژگان: سلامت عمومی، استرس شغلی، ابعاد سلامتی، پرستاران
  • سعید میری، مرتضی ابوذری پور، محمدجعفر رضایی، فردین فتحی، بهرام نیکخو، دائم روشنی، شیوا خالصرو، عرفان دانشی* صفحات 99-105
    زمینه و هدف

    دگزامتازون بر روی هموستاز بیضه، از طریق کاهش سطح تستوسترون تاثیر می گذارد، در مطالعه ای نشان دادند که دگزامتازون باعث ایجاد نقص هایی در روند اسپرماتوژنز به طریق واکویول جداشدگیو ریزش لایه اپیتلیوم ژرمینال می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر محافظتی سیاه دانه بر اثرات دگزامتازون در پارامترهای اسپرم می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه 40 سر موش بالغ نژاد به صورت تصادفی در 4 گروه قرارگرفتند. گروه اول که کنترل بود نرمال سالین به مدت 7 روز داده شد. گروه دوم که گروه دگزامتازون بود به موش ها دگزامتازون با دوز 5 میلی گرم به مدت 7 روز داده شد. به گروه سوم که گروه درمان بود به موش ها با همان دوز دگزامتازون و سیاه دانه با دوز 5 میلی گرم به مدت 7 روز دریافت کردند و گروه چهارم که گروه سیاه دانه بود موش ها سیاه دانه را با دوز 5 میلی گرم به مدت 7 روز دریافت کردند. پارامترهای اسپرم جهت بررسی دگزامتازون و سیاه دانه انجام شد.

    یافته ها

    پارامترهای اسپرم که شامل"شمارش اسپرم، حرکت اسپرم و اسپرم های غیر نرمال" در گروه دگزامتازون بطور معنی داری تغییر پیدا کرد (0/05<p) که در گروه درمان این تغییرات به خاطر سیاه دانه کاهش کمتر شده بود .0/05<p

    نتیجه گیری

    مطالعات زیادی ناشی از تاثیرات مخرب دگزامتازون بر سیستم تناسلی انجام شده است در این مطالعه سعی شده که اثر محافظتی سیاه دانه بر عوارض جانبی این دارو در سیستم تناسلی مردانه بررسی شود. در این تحقیق ثابت شد که دگزامتازون باعث کاهش پارامترهای اسپرم اپیدیدم می شود که سیاه دانه این تغیرات را جبران کرده است.

    کلیدواژگان: سیاه دانه، دگزامتازون، اسپرم، پارامتر
  • افشین چهرقانی، داود وهاب زاده، لیلا حسنی، رحیم بقایی، آرش موسی ارضایی اقدم* صفحات 106-117
    زمینه و هدف

    سردرد ناشی از مصرف بیش از اندازه داروی مسکن (Medication Overuse Headache) دومین علت سردرد های مزمن می باشد. این مطالعه با هدف بررسی مقایسه تاثیر سه رژیم دارویی در درمان سردرد ناشی از MOH در بیماران مراجعه کننده به درمانگاه نورلوژی بیمارستان امام خمینی ارومیه در سال 1397 انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی اجرا شد. افراد شرکت کننده در مطالعه از میان بیماران MOH مراجعه کننده به درمانگاه نورولوژی بیمارستان امام خمینی ارومیه در سال 1397 واجد شرایط ورود به مطالعه انتخاب شدند. در این مطالعه 60 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران به طور تصادفی در یکی از سه گروه درمان با پردنیزولون و سلکسیب  (Celecoxib ) یا ترکیبی از این دو قرار گرفتند. طول دوره درمانی برای بیماران 15 روز بود، که در پایان زمان تعیین شده از تمام بیماران به صورت حضوری پرسشگری به عمل آمد و در مورد متغیرهای هدف شامل شدت، مدت و تعداد روزهای ابتلا به سردرد سوال شد.

    یافته ها

    میانگین مدت سردرد 1/85 ± 3/55 بود. ارتباط معنی داری بین جنسیت با سن و مدت سر درد  وجود نداشت. میانگین شدت سردرد در ویزیت اول0/71± 8/2 در ویزیت دوم0/84 ± 2/33 و در ویزیت سوم0/95 ± 2/30 بود. میانگین شدت سردرد در ویزیت اول در بیمارانی که داروی سلکوکسیب دریافت کرده بودند به نسبت بالاتر از دو گروه درمانی دیگر بود، ولی در ویزیت دوم و سوم میانگین شدت سردرد در بیمارانی که داروی ترکیبی دریافت کرده بودند، از دو گروه درمانی پایین تر بود. اختلاف شدت سردرد ویزیت اول با ویزیت دوم و سوم در افرادی که داروی ترکیبی دریافت کرده بودند، از دو گروه درمانی دیگر بیشتر بود که نشان دهنده تاثیرگذاری بیشتر در کاهش شدت سردرد نسبت به دو گروه دیگر است.

    نتیجه گیری

    هر سه گروه درمانی در کاهش سردرد موثر هستند، ولی تاثیر داروی ترکیبی بیش تر از زمانی است که دو دارو به صورت جدا داده شود. بین دو داروی سلکوکسیب و پردنیزولون هر دو در کاهش شدت سردرد موثر هستند، ولی سلکوکسیب تاثیر بیشتری نسبت به پردنیزولون دارد.

    کلیدواژگان: سلکوکسیب، پردنیزولون، مصرف زیاد مسکن، سردرد
  • احسان محمدی، پیام حیدری، سکینه ورمزیار* صفحات 118-130
    زمینه و هدف

    خطوط مونتاژ با ریسک سلامتی و اختلالات اسکلتی - عضلانی به ویژه در اندام های فوقانی مرتبط است. لذا هدف مطالعه حاضر آنالیز ریسک فاکتورهای پوسچر، مدت زمان انجام کار و نیرو در یکی از واحدهای مونتاژ قطعات خودرو به روش ارزیابی ریسک ارگونومیک وضعیتی (PERA) است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی- مقطعی در میان کارکنان واحد مونتاژ یکی از صنایع تولید قطعات خودرو انجام شد. با استفاده از روش آنالیز وظایف شغلی، وظیفه شناسایی شده در یک فرآیند سلسله مراتبی(HTA)، به مجموعه ای از زیر اهداف و متعاقب آن عملیات تقسیم شدند. ریسک فاکتورهای پوسچر، مدت زمان و نیرو برای هر وظیفه با استفاده از روش PERA ارزیابی شد.

    یافته ها

    بر اساس آنالیز سلسله مراتبی، وظیفه مونتاژ خودرو شامل 4 زیر وظیفه پلیسه گیری، شستشو، تست وکیوم و بسته بندی است که در مجموع شامل 15 عملیات است. بر اساس آنالیز ریسک فاکتورها، بیشترین ریسک اعمال نیرو در عملیات بارگیری و نامناسب ترین پوسچر در زیر وظیفه پلیسه گیری و بسته بندی به دست آمد. سطح ریسک هر سه زیر وظیفه شستشو، تست وکیوم و بسته بندی، غیرقابل قبول برآورد گردید.

    نتیجه گیری

    نیرو، پوسچر و مدت زمان انجام کار عوامل موثر بر ریسک غیرقابل قبول در عملیات بارگیری قطعات بر روی پالت و گذاشتن آن ها در داخل کارتن می باشند. استفاده از میزهای با ارتفاع قابل تنظیم (کاهش فاصله عمودی بین مبدا و مقصد)، به کارگیری صفحات چرخنده قطعات در تمامی زوایا و کاهش مدت زمان مواجهه با ریسک فاکتورها به وسیله چرخش نیروی کار می تواند از خمش تنه و گردن به سمت جلو و طرفین جلوگیری و سطح ریسک غیرقابل قبول را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: ارگونومی، ارزیابی ریسک، مدل مکعب، PERA، خط مونتاژ، خودرو
  • فرهنگ صفرنژاد، خالد رحمانی، مرتضی یوسفی دارانی* صفحات 131-138
    زمینه و هدف

    پانکراتیت حاد یک بیماری التهابی پانکراس است که ممکن است همراه با فیبروز باشد. درمان غیر جراحی استاندارد در تمام بیماران شامل اصلاح اختلالات آب و الکترولیت، ضد درد و اجتناب از تحریک پانکراس است.با توجه به اینکه پانکراتیت یک پروسه ی التهابی می باشد و داروهای NSAID باعث تعدیل پروسه های التهابی می شوند، بر آن شدیم که در این مطالعه تاثیر داروی دیکلوفناک را بر روی سیر درمانی پانکراتیت های حاد صفراوی را ارزیابی کنیم.

    مواد و روش ها

    این مطالعه بر روی 79 نفر مبتلا به پانکراتیت حاد صفراوی انجام شد. گروه مداخله علاوه بر درمان استاندارد شیاف دیکلوفناک 100 میلی گرم و گروه کنترل شیاف پلاسبو دریافت کردند. این مطالعه دوسو کور بوده و اثر شیاف دیکلوفناک را برروی سیر درمان پانکراتیت حاد بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری بین دو گروه از نظر جنس و سن وجود نداشت (0/05<p). همچنین هیچ تفاوت معنی داری بین دو گروه از نظر مرگ و میر، کلانژیت، نارسایی ارگان، پانکراتیت نکروزان باکتریمیا، کلانژیت، نارسایی درون ریز و یا برون ریز پانکراس، نیاز به عمل جراحی نکروزکتومی، مدت اقامت در بیمارستان و میزان بستری در بخش مراقبت های ویژه وجود نداشت (0/05<p).

    نتیجه گیری

    شیاف دیکلوفناک بر روی سیر درمان پانکراتیت حاد صفراوی تاثیر مثبت نداشته است.

    کلیدواژگان: پانکراتیت صفراوی، شیاف، دیکلوفناک، پیش بینی بیماری
|
  • Behrouz Halashi, Hanieh Tarokhian, Babak Sayad, Farhad Salari, Ali Gorgin Karaji* Pages 1-13
    Background and Aim

    Brucellosis is a zoonotic disease and is one of the major health problems in our country. Considering its nonspecific symptoms, diagnosis of this disease is often made by laboratory methods. The purpose of the present study was to compare the sensitivity and specificity of ELISA and a relatively new modified Rose Bengal test in the diagnosis of brucellosis.

    Material and Methods

    In this cross-sectional study, blood samples were taken from 162 patients who had been diagnosed by an infectious disease specialist as suspected brucellosis. We used clot tube for serum preparation and anticoagulant tube to prevent coagualation. Serum was used for modified Rose Bengal test and ELISA tests and blood with anticoagulant was used for PCR test, as a gold standard test.

    Results

    The results of this study showed that modified Rose Bengal test had high sensitivity (94%) and relatively good specificity (70%), compared to PCR. In addition, ELISA test for IgG specific to Brucella antigen also had the same sensitivity and specificity as the modified Rose Bengal test (sensitivity 94% and specificity 71%). In contrast, ELISA test for IgM specific to Brucella antigen, showed high (84%) specificity, but low (65%) sensitivity.

    Conclusion

    The results of this study showed that the sensitivity and specificity of the modified Rose Bengal test were similar to those of ELISA test for IgG and could be a good alternative to this expensive and complex test in the diagnosis of brucellosis.

    Keywords: Modified rose Bengal, IgG ELISA, IgM ELISA, Polymerase chain reaction
  • Abbas Abdoli Tafti*, Rasoul Ghaedi, Sanazalsadat Sajjadi, Morteza Dehghan Pages 14-22
    Background and Aim

    Proximal femoral fracture is one of the most common fractures, especially among elderly people. Skin and skeletal traction are usually used to reduce the pain in the patients before surgery. In this study we investigated the effects of skin traction and use of pillow under knee before surgery on pain relief in the patients with proximal femoral fracture.

    Material and Methods

    This study included patients with proximal femoral fractures referring to Ayatollah Kashani Hospital in Shahrekord in 2016. Patients were randomly assigned to skin traction and under knee pillow groups. Demographic data including gender, age, body mass index and other information such as type of fracture, time interval between the accident and referring to the hospital, the amount of sedatives taken, the time interval between admission and surgery, type of device used for surgical fixation and pain assessment by VAS were obtained after interview with the participants and recorded in a questionnaire.

    Results

    The traction group included 19 men and 19 women with a mean age of 74.81 ± 13.10 years and the under knee pillow group consisted of 15 male and 20 female participants with a mean age of 73.08 ± 13.11 years. The mean pain scores did not show any significant differences at the first visit (traction group 7.31±2.08; pillow group 6.94±2.54) and also on every separate day of the study up to the fifth day of hospitalization in the traction (2.40±2.07) and pillow groups (2±0) (P>0.05).

    Conclusion

    Considering the complications of skin transaction such as skin ulcers and its subsequent cost of treatment, in this study we found that use of pillow under knee was associated with a reduction in pain similar to the traction method and had fewer complications.

    Keywords: Proximal femoral fracture, Skin traction, Knee pain, Pillow under knee
  • Saeed Rahmani, Atefeh Farashi Beyramvand*, Seyyed Hadi Ali, Alireza Akbarzadeh Baghban, Haleh Kangari Pages 23-30
    Background and Aim

    Vision improvement and reduction of refractive errors are considered as important goals of cataract surgery. The purpose of this study was to evaluate residual refractive errors after cataract surgery in the patients with senile cataract in Shahid Rahimi Hospital in Khorramabad City between 2017 and 2018.

    Material and Methods

    This cross-sectional study included 178 patients. Visual acuity, refractive errors and biometry of 192 eyes with senile cataract were evaluated before and one month after surgery. Refractive error and biometry measurements were performed with an autorefractometer and IOL master, respectively. SRK/T formula was used for IOL power calculation. We used paired T-test for analysis of data with normal distribution and non-parametric Wilcoxon test for the rest of data. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    The mean equivalent spherical refraction decreased from -0.7 ±0.22 before surgery to -0.04 ±0.06 after surgery (P≤0.001). Before and after surgery ,the mean values for corrected visual acuity were 0.42±0.01 D and 0.91±0.01 D (P≤0.0001) and the mean values for axial length of the eyes were 23.13±0.05 and 23.07±0.05, respectively (P≤0.001). The mean values for anterior chamber depth of the eyes was 3.07±0.02 mm before the surgery which changed to 3.73 ±0.03 mm after the surgery (P≤0.0001).  

    Conclusion

    The results showed that refractive errors (%86) after cataract surgery were within acceptable range (±1.00 D) and the best corrected visual acuity was better than 0.5

    Keywords: Visual acuity, Cataract surgery, Refractive error
  • Mahmonir Hagigi, Khatereh Oladbaniadam*, Hamideh Mohaddesi, Javad Rasuoli Pages 31-43
    Background and Aim

    Grief counseling in the parents with pregnancy loss can lead to feelings of support and security when experiencing painful feelings and can pave the way for completing the grief process. The present study aimed to determine the effect of an intervention based on Warden's principles on the severity of grief in the mothers with pregnancy loss.

    Material and Methods

    In this clinical trial we used availability sampling method and 100 mothers who had lost their pregnancy in Urmia in 2018 were entered into the study. The participants were divided into intervention and control groups by randomized block design. The intervention group attended 6 sessions of intervention based on Warden's counseling principles and the control group received usual care. Data were collected using Perinatal Grief Scale in two stages (pre-test and post-test) and were introduced into SPSS-22 software. Chi-square, Fisher exact test, paired t-test and independent t-test were used for data analysis. Significance level was considered less than 0.05.

    Results

    There were no significant differences between the two groups in regard to the mean scores of total Perinatal Grief Scale and all of its different aspects before intervention. But the results of the Post-test of the intervention group revealed a significantly lower score compared to the scores of the control group and also pretest scores of the intervention group.

    Conclusion

    Intervention based on Warden's counseling principles in women with early and late pregnancy loss reduces the severity of mourning and relieves its symptoms more rapidly and can facilitate the process of adjustment in these mothers.

    Keywords: Counseling, Grief, Pregnancy loss, Warden's principles
  • Reza Ahmadi, Omid Saed*, Mazaher Rezaei, Roya Ahmadizadeh Pages 44-60
    Background and Aim

    Anxiety sensitivity or fear of anxiety and its associated physical sensations as a transdiagnostic construct have attracted increasing attention in the developmental psychopathology of emotional disorders and their treatment.Considering the multidimensional nature of anxiety sensitivity similar response of patients to anxiety, many studies have been conducted on the role of this construct in predicting and maintaining of emotional disorders. The aim of this study was to review various studies in this field for better understanding of the anxiety sensitivity in the development and continuation of emotional disorders, its assessment, and therapeutic measures.

    Materials and Methods

    This was a literature review study. Articles were searched in the Google Scholar search engine and the databases of PsycINFO, PubMed, and Scopus.

    Results

    Most studies about anxiety sensitivity in emotional disorders have emphasized the role of this construct in the development and maintenance of these disorders. Currently, the third version of the Anxiety Sensitivity Index as a validated index has the most psychometric evidence. The importance of this construct in psychopathology has given it a special position in both diagnosis-specific cognitive-behavioral therapy and transdiagnostic cognitive-behavioral therapy.

    Conclusions

    It seems that anxiety treatment not only reduces the symptoms of emotional problems but also improves response to treatment. Therefore anxiety sensitivity should be considered in the assessment, selective conceptualization, and treatment of emotional disorders.

    Keywords: Anxiety sensitivity, Psychopathology, Emotional disorders
  • Reza Rezaee*, Afshin Maleki, MAHDI SAFARI, BEHZAD SHAHMORADI, ALI JAFARI, OMID GIAHI, SHIVA ZANDI, NIKU KHALEDIAN, SHIMA SHARIFI, Shadieh Mohammadi Pages 61-71
    Background and Aim

    Malachite green (MG) is an organic compound which his used as a dye in textile industry. This compound is applied incorrectly and illegally in aquiculture as an antimicrobial agent. This compound has mutagenic and carcinogenic effects.

    Materials and Methods

    In this study we determined the concentrations of MG and leucomalachite green (LMG) in the muscle tissue of 90 rainbow trouts (Oncorhynchus mykiss) collected from the local markets in Sanandaj City within a period of six months in 2018. In order to measure the residues of MG and LMG, we used enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) based on the European Union Decision 2002/657/EC.

    Results

    The results showed presence of MG and LMG in all 90 samples: The residues of MG in the samples were as follows: 1-2 μg/Kg in 41 (6.45%), more than 2 μg/Kg in 45 (50%) and less than 1 μg/Kg in 4 samples (4.4%). Furthermore, the residues of LMG in the samples were as follows: more than 2 μg/Kg in 13 (45.14%), 1-2 μg/Kg in 67 (44.74%) and less than 1 μg/Kg in 10 samples (11.11%).  Moreover, the limit of detection (LOD) in the method was 0.43 μg/Kg.

    Conclusions

     It is concluded that MG is illegally applied in fish farms, which can be a threat to human health and the environment.

    Keywords: Malachite green, Leucomalachite green, Rainbow trout, ELISA, Sanandaj
  • Maryam Parvareh, Satar Rezaei, Daem Roshani, Ebrahim Ghaderi, Bijan Nouri* Pages 72-86
    Background and Aim

    The cancers of the gastrointestinal tract, because of their high prevalence and fatality, are of great importance in most countries like Iran. In terms of prevalence, stomach, esophagus and colorectal cancers in Iran are ranked first, second and eighth, respectively. Therefore, this study aimed to model the incidence of the frequency of new cases of these cancers and their prediction in Kurdistan province, Iran.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional study, the incidence of stomach, esophagus and colorectal cancers were analyzed from April 2000 to March 2017. In order to model time series data of the cancers, the autoregressive integrated moving average (ARIMA) and seasonal autoregressive integrated moving average (SARIMA) with Box-Jenkins approach were applied. After determining the suitable models, the frequencies of new cases for the cancers were predicted until March 2020. Data analysis was performed using R-3.4.2 statistical software package.

    Results

    A total of 6439 gastrointestinal cancers were recorded during the study period, among which stomach, esophagus and colorectal cancers had the highest frequencies with 2548, 1722 and 989 new cases, respectively. The best fited model for stomach, esophagus and colorectal cancers were SARIMA (0, 1, 1) (0, 0, 1)4، SARIMA (3, 1, 0) (0, 0, 1)4 and ARIMA (0, 1, 1), respectively. It is predicted that the incidence pattern of these cancers have an upward trend with moderate slope by March 2020.

    Conclusion

    The high incidence of stomach, colorectal and esophagus cancer, as well as their increasing trend in the predicted time can be a serious alarm. Therefore, in order to prevent and reduce the frequency of these cancers, it is vital to design and implement the effective programs such as screening, especially in high risk groups, early diagnosis of the cancers, increasing public awareness and controlling the risk factors to prevent and reduce of these increasing trends.

    Keywords: Stomach Cancer, Colorectal Cancer, Esophagus Cancer, Time Series, Kurdistan
  • Ahdieh Parhizkar* Pages 87-98
    Background and Aim

    Long time working with seriously ill patients and handling protective role for the patients with specific diseases makes nurses susceptible to various types of physical disorders, which can lead to mood disorders, social isolation, fatigue, anger, depression and anxiety. The aim of this study was to compare the general health level of nurses working in educational hospitals of Kurdistan University of Medical Sciences and Social Security Hospital in 2018-2019.

    Method and Material

    This descriptive-analytical study included 400 nurses working in Kurdistan University of Medical Sciences (300 nurses) and Social Security Hospital (100 nurses) in 2018. Data collection tool was a general health questionnaire which was completed after interview with the participants. Using SPSS software, data were analyzed by t-test and chi-square. P value less than 0.05 was considered significant.

    Results

    The results showed that nurses of the University of Medical Sciences had a lower level of physical health and social relations and a higher level of health in regard to anxiety and sleep disorder in comparison to the Social Security Hospital nurses (p = 0.01). However, there was no statistically significant differences in suicidal desire and depression between the nurses in the 2 hospital (p = 0.06). There was also a significant relationship between the scores of general health level of the nurses at the University of Medical Sciences and Social Security Hospitals (p = 0.001), indicating that Social Security Hospital nurses had better general health compared to the  nurses at medical university hospitals.

    Conclusions

    Considering the results of this study, nurses working at at medical university hospitals and Social Security Hospital are at risk of health problems which can result in low quality nursing care and low health level in the community. Therefore proper programs are required to improve nurses' health level which can lead to improvement of the health level of the community.

    Keywords: Health, Job stress, Health dimensions, Nurses
  • Saeid Miri, Morteza Abouzaripour, MohammadJafar Rezaie, Fardin Fathi, Bahram Nikkho, Daem Roshani, Shiva Khalesro, Erfan Daneshi* Pages 99-105
    Background and Aim

    Dexamethasone affects testis hemostasis through reduction of  testosterone level . In one study dexamethasone induced spermatogenesis defects through epithelial vacuolizations and sloughing of germ cell layer.

    Material and Methods

    Forty NMRI mice were randomly divided into four groups. Control and dexamethasone groups received normal saline and dexamethasone (5 mg/kg) respectively for 7 days. Dexamethasone and Nigella sativa(NS) (5 mg/kg) were given to the third group and the fourth group(Nigella sativa group) received 5 mg/kg  Nigella sativa for 7 days. Epididymal sperm parameters were used for evaluation of the effects of dexamethasone and Nigella sativa on testis.  

    Results

    Epididymal sperm parameters) count,motility and abnormal sperm) showed significant alterations in dexamethasone group (p<0.05). Treatment with NS+ dexamethasone significantly prevented these changes (p<0.05).

    Conclusion

    Numerous studies have been performed to evaluate destructive effects of dexamethasone on  male reproductive system. The aim of this study was to assess protective effect of Nigella sativa against the side effects of dexamethasone on male reproductive system. We found that dexamethasone could decrease sperm parameters. These changes were reduced by using Nigella sativa.

    Keywords: Nigella sativa, Dexamethasone, Sperm parameters
  • Afshin Chehreghani, Davoud Vahabzadeh, Leila Hassani, Rahim Baghaei, Arash Mosarrezaii* Pages 106-117
    Background and Aim

    Medication overuse headache (MOH) is the second leading cause of chronic headaches. This study aimed to compare the efficacy of three medication regimens in the treatment of MOH in the patients referring to the neurology clinic of Imam Khomeini Hospital in Urmia in 2018.

    Material and Methods

    This was a randomized clinical trial. Participants in this study selected from MOH patients referring to neurology clinic of Imam Khomeini Hospital in Urmia from Feb to Aug 2018. Our study included 60 patients. Patients were randomly assigned to one of the following 3 groups; prednisolone, celecoxib or a combination of both medications. The duration of treatment was 15 days for all the patients. At the end of the study period, the patients provided the information in regard to the severity, duration, and the number of headache days.

    Results

    The mean duration of headache was 3.55 ± 1.58 months. Gender had no significant relationship with age and the duration of headache. The mean values for severity of headache were 8.2 ±0.71 ,  2.33 ± 0.84 and 2.3 ±0.95 at the first, second and third visits respectively. The mean values for severity of headache at first visit was higher in the patients receiving celecoxib compared to those in the other two treatment groups. At the second and third visits, the mean values for severity of headache were lower in the patients receiving combination therapy. Difference between the scores of severity of headache at the first visit was higher than those at the second and third visits in the combination group which indicated greater effect of this treatment regimen on reducing the severity of the headache compared to the other treatment groups.

    Conclusion

    All three-treatment regimens were effective in reducing headaches, but the combination regimen was more effective. Both celecoxib and prednisolone  had beneficial effects on reducing the severity of headache, but celecoxib was more effective.

    Keywords: Celecoxib, Prednisolone, Medication overuse, Headache
  • Ehsan Mohammadi, Payam Heydari, Sakineh Varmazyar* Pages 118-130

    Assembly lines are associated with health risk and musculoskeletal disorders, particularly in the upper limbs. The aim of this study was to analyze three risk factors of posture, duration and force by using the postural ergonomic risk assessment (PERA) method in the workers of the assembly unit of automobile parts.

    Material and Methods

    This descriptive cross-sectional study was conducted in the assembly unit of one of the auto parts manufacturing industries. Using the occupational task analysis method, task identified in one hierarchical task analysis (HTA) was divided into a set of sub-tasks. Risk factors of posture, duration and force were assessed by PERA method for each task.

    Results

    Based on hierarchical task analysis, the vehicle assembly task included four sub-tasks of deburring, washing, vacuum testing and packaging which consisted of a total of 15 operations. Based on the risk factor analysis, we found the greatest risk of force in loading operations and the most awkward posture in sub-task of deburring and packaging. The risk level was estimated high and unacceptable in all three sub-tasks of washing, vacuum testing, and packaging.

    Conclusion

    Factors of force, posture and duration of work contributed to unacceptable risk in the loading operations of the cylinder head on the pallet and placing it inside the carton. Using tables with adjustable height (reducing the vertical distance between origin and destination) and rotating plates at all angles, together with reducing the exposure time to risk factors by rotation programs for workforces can prevent forward and lateral trunk and neck bending and reduce unacceptable risk levels.

    Keywords: Ergonomics, Risk assessment, PERA, Assembly line, Automotive
  • Farhang Safarnezhad, Khaled Rahmani, Morteza Yousefi Darani* Pages 131-138
    Background and Aim

    Acute pancreatitis is an inflammatory pancreatic disease that is associated with low or no fibrosis of the pancreas. Standard non-surgical treatment in all patients involves correcting water and electrolyte disorders, pain relief and avoiding pancreatic secretion. Given that pancreatitis is an inflammatory process, and NSAIDs have been shown to modulate inflammatory processes and even prevent pancreatitis in those who received ERCP, as well as complete studies on this issue, we concluded that In this study, we evaluated the effect of diclofenac on the treatment of acute biliary pancreatitis.

    Materials and Methods

    This study was performed on 79 patients with acute biliary pancreatitis. The two groups received the standard treatment of acute pancreatitis and the intervention group received 100 mg diclofenac suppository and the control group received placebo suppository excessive to the standard treatment. This double-blind study was conducted to investigate the effect of diclofenac suppository on the treatment of acute pancreatitis.

    Results

    The results showed that there was no significant difference between sexes and age (p>0.05). Also, there were no significant differences between the two groups in terms of mortality, cholangitis, organ failure, bactericidal necrotizing pancreatitis, cholangitis, intrathecal or extracellular pancreatic insufficiency, necrotizing surgery, length of stay in the hospital and hospitalization in the care unit there were no special cases (P> 0.05).

    Conclusion

    Diclofenac suppositories have not had a positive effect on the treatment of acute biliary pancreatitis.

    Keywords: Acute pancreatitis, Suppository, Diclofenac, Prognosis