فهرست مطالب

مراقبت پرستاری و مامایی ابن سینا - سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 75، مرداد و شهریور 1399)
  • سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 75، مرداد و شهریور 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • معصومه همتی مسلک پاک، فرزین ملازاده*، حمیدرضا خلخالی، سعید آبخیز صفحات 154-162
    مقدمه

    پیوند کلیه باعث بازگشت به زندگی سالم و رهایی از محدودیت همودیالیز می‌شود. مزایای پیوند کلیه ثابت شده است ولی نیاز به نظارت مداوم و خود‌مراقبتی در طول حیات فرد و نیز آموزش و حمایت دارد. یکی از روش‌های نوین برای آموزش، روش بازگشتی است که به‌منظور دریافت و فهم اطلاعات استفاده می‌شود. بنابراین، پژوهشی با هدف تعیین تاثیر آموزش خود‌مراقبتی به روش بازگشتی بر عزت‌نفس بیماران با پیوند کلیه طراحی و اجرا شد.

    روش کار

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده، 79 نفر از بیماران پیوند کلیه به روش دردسترس از درمانگاه بیمارستان امام‌خمینی (ره) ارومیه در سال 1395 انتخاب شدند و به‌طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. سپس در گروه مداخله، محتوای آموزشی در رابطه با خودمراقبتی با روش آموزش بازگشتی در طی 5 جلسه 60 دقیقه‌ای ارایه شد. اطلاعات با پرسش‌نامه اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامه عزت‌نفس روزنبرگ جمع‌آوری و تحلیل شد.

    یافته‌ ها

    پیش از آموزش، میانگین نمره عزت‌نفس در دو گروه کنترل و مداخله ازنظر آماری تفاوت معنی‏داری نداشت (0/559=P) بعد از اجرای برنامه آموزشی، گروه مداخله نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری ازلحاظ میانگین نمره عزت‌نفس داشت (0/001=P).

    نتیجه‌ گیری

    در این پژوهش، اجرای آموزش خود‌مراقبتی به روش بازگشتی در ارتقای عزت‌نفس بیماران پیوند کلیه موثر بود. توصیه می‌شود از این روش در آموزش بیماران با پیوند کلیه از روش آموزش بازگشتی استفاده شود.

    کلیدواژگان: آموزش، آموزش بازگشتی، پیوند کلیه، عزت نفس، پرستاری
  • صفورا یداللهی، عباس عبادی، شهرام مولوی نژاد، مرضیه اسدی ذاکر*، امل ساکی مالحی صفحات 163-170
    مقدمه

    صلاحیت فرهنگی به‌معنای آن است که یک فرد یا یک سازمان بتواند به‌طور موثر در بستری از باورهای فرهنگی، رفتارها و نیازهای مشتریان و جامعه کار کند. باتوجه‌به ضرورت وجود این ویژگی در پرستاران، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان صلاحیت فرهنگی در پرستاران شاغل انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی روی 230 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی و خصوصی اهواز و اصفهان انجام شد. روش نمونه‌گیری، تصادفی و با در نظر گرفتن معیارهای ورود بود. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه سنجش صلاحیت فرهنگی محقق‌ساخته بود. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه 22 و آزمون‌های توصیفی و استنباطی (تی‌مستقل، آنالیز واریانس، و آزمون توکی) تحلیل شدند.

    یافته ‌ها

    8/67 درصد از شرکت‌کنندگان خانم بودند و 6/92 درصد مدرک کارشناسی داشتند. میانگین سابقه کار 10 سال بود و 1/69 درصد از پرستاران تجربه کار با فرهنگ‌های مختلف را ذکر کردند. میانگین نمره صلاحیت فرهنگی پرستاران در سطح متوسط (58/11 ± 8/104) ارزیابی شد. همچنین، نتایج نشان داد میانگین نمره صلاحیت فرهنگی در بعد انعطاف‌پذیری بالاترین (46/3 ± 46/24) و در بعد تمایل فرهنگی پایین‌ترین (90/3 ± 73/10) سطح را داشت.

    نتیجه ‌گیری

    باتوجه‌به گسترش تنوع فرهنگی بیماران در کشور ایران، سطح متوسط صلاحیت فرهنگی پرستاران در این مطالعه بیانگر لزوم افزایش توجه و برنامه‌ریزی مدیران پرستاری در جهت ارتقای صلاحیت فرهنگی پرستاران، ضمن خدمت است.

    کلیدواژگان: صلاحیت فرهنگی، انعطاف پذیری فرهنگی، تمایل فرهنگی، مراقبت فرهنگی، پرستار، ایران
  • فرشته قلجایی، صدیقه فولادی، اعظم جمالی*، نسرین محمودی، بهاره زارعی صفحات 171-180
    مقدمه

    مراقبت از کودک مبتلا به سرطان می‌تواند عمیقا برای والدین با نگرانی‌های زیاد و دیسترس‌های روان‌شناختی همراه باشد. والدینی که از فشارهای روحی-روانی بالا رنج می‌برند، عملکرد ضعیف تری در خانواده دارند و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در کودکان آنان به مراتب پایین‌تر است. پژوهش‌های پیشین حاکی از اثربخشی حمایت همتایان از والدین در کاهش سطوح دیسترس‌های روان‌شناختی والدین بوده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر حمایت همتایان از مادران بر میزان کیفیت زندگی کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد (ALL) انجام شد.

    روش کار

    مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه‌تجربی است که روی 74 مادر کودک مبتلا به ALL بستری در بخش هماتولوژی بیمارستان علی ابن ابی‌طالب شهر زاهدان در سال 1396 انجام گردید. نمونه‌گیری بااستفاده‌از روش نمونه‌گیری در دسترس باتوجه‌به معیارهای ورود انجام شد. شرکت‌کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و مداخله تخصیص یافتند. سپس، مداخله حمایت گروه همتایان به مدت 5 روز برای گروه مداخله انجام گردید. قبل از مداخله، بلافاصله پس از اتمام مداخله و دو ماه پس از آن، پرسش‌نامه  KID-KINDL به گزارش والدین برای هر دو گروه مداخله و کنترل تکمیل گردید. داده‌ها بااستفاده‌از آزمون‌های توصیفی و استنباطی در سطح معناداری 0/05P-value< تحلیل شدند. 

    یافته ‌ها

    میانگین نمره کیفیت زندگی کل و ابعاد آن قبل از مداخله بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (0/05>P). آزمون آنالیز واریانس با اندازه‌های تکراری نشان داد که میانگین نمرات کیفیت زندگی کل و ابعاد آن در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل در طول زمان افزایش معنادار داشته است (0/001<P).

    نتیجه ‌گیری

    به‌کارگیری برنامه‌های حمایت همتایان از مادران کودکان مبتلا به ALL می‌تواند سبب بهبود کیفیت زندگی کودکان گردد. بنابراین، بکارگیری این شیوه به تنهایی یا در ترکیب با دیگر شیوه‌ها در ارتقاء کیفیت زندگی کودکان مبتلا به ALL توصیه می‌شود.

    کلیدواژگان: حمایت گروه همتایان، مادران، کودکان، لوسمی لنفوبلاستیک حاد، کیفیت زندگی
  • نسترن سلطان آبادی*، علی بیک مرادی صفحات 181-192
    مقدمه

    پرستاران با به‌کارگیری هوش هیجانی با محیط اطراف خود و تنش شغلی، سازگاری بیشتری پیدا کرده و فرسودگی شغلی کمتری در محیط کار خواهند داشت. این مطالعه با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی با تنش شغلی و فرسودگی شغلی پرستاران بخش‌های مراقبت ویژه انجام شده است.

    روش کار

    مطالعه حاضر توصیفی‌همبستگی از نوع مقطعی با  روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی روی 205 نفر از پرستاران بخش‌های مراقبت ویژه مراکز آموزشی و درمانی (بهشتی، اکباتان، بعثت، فرشچیان، و فاطمیه) شهر همدان در سال1393 انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از سه پرسش‌نامه هوش هیجانی بار-آن، تنش شغلی فیلیپ ال رایس، و فرسودگی شغلی مسلاچ استفاده کردیم.

    یافته ‌ها

    پرستاران‌های مراقبت ویژه از میانگین نمره هوش هیجانی متوسط (12/71±233/11)، میانگین نمره تنش شغلی (14/16±169/30)، و میانگین نمره مولفه‌های فرسودگی شغلی شامل خستگی هیجانی (13/77±29/96)، مسخ شخصیت (8/87±11/55) و کفایت شخصی (11/85±35/78) برخوردار هستند. هوش هیجانی با تنش شغلی (0/28- r=؛ 0/01=P) و همچنین مولفه‌های فرسودگی شغلی خستگی هیجانی (0/44- r=؛ 0/01= P)، مسخ شخصیت (0/37- r=؛ 0/01=P)، و کفایت شخصی (0/37- r=؛ 0/01 =P) ارتباط معکوس و معنی‌داری داشت.

     نتیجه‌ گیری

    تنش شغلی می‌تواند منجر به آسیب‌های جسمی یا روانی شود و در طولانی‌مدت باعث ایجاد نتایج منفی در عملکرد پرستاران و بیمارستان شود و در بلندمدت منجر به فرسودگی شغلی در پرستاران و کاهش توانایی در توجه‌کردن به بیماران می‌شود. بنابراین، پیشنهاد می‌شود تمهیداتی همچون توجه به مفهوم هوش هیجانی و ارتقای آن در حرفه پرستاری برای پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: هوش هیجانی، تنش شغلی، فرسودگی شغلی
  • مریم آقامحمدی، مهناز خطیبان، علیرضا سلطانیان، زهرا خلیلی* صفحات 193-204
    مقدمه

    عدم تبعیت دارویی مانع دستیابی به اهداف درمانی در بیماران قلبی‌عروقی می‌شود و آموزش جهت افزایش تبعیت دارویی امری ضروری است. بنابراین، مطالعه حاضر تاثیر دو روش آموزش بازخوردمحور و تصویری را بر تبعیت دارویی بیماران نارسایی قلبی بررسی کرده است.
    روش‌ کار

    این مطالعه به صورت نیمه‌تجربی روی 210 نفر از بیماران نارسایی قلبی در بیمارستان قلب همدان در سال 1398 انجام شد. بیماران به صورت در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی ساده در یکی از سه گروه آموزش بازخوردمحور، تصویری و کنترل قرار گرفتند. جلسات آموزشی در طی سه جلسه در سه روز متوالی برگزار شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه دموگرافیک و تبعیت دارویی موریسکی قبل، بلافاصله و شش‌هفته بعد از آموزش گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری واریانس، کوواریانس و اندازه‌گیری مکرر استفاده شد.

    یافته ‌ها

    تبعیت دارویی در بدو ورود به مطالعه بین سه گروه تفاوت آماری معناداری نداشت. بلافاصله بعد از آموزش به‌طور معناداری تبعیت دارویی در گروه بازخوردمحور و تصویری بیشتر از گروه کنترل بود (0/001>P)، اما تفاوتی بین گروه بازخوردمحور با تصویری وجود نداشت (0/123=P) شش‌هفته بعد از آموزش تبعیت دارویی در گروه بازخوردمحور به‌طور معناداری بالاتر از گروه تصویری و کنترل گزارش شد (001/0>P). بین دو روش در سطوح مختلف تحصیلات تفاوت آماری معنی‌داری مشاهده نشد (0/05>P). 

    نتیجه‌ گیری

    آموزش بازخوردمحور باعث حفظ و نگهداری تبعیت دارویی در بیماران نارسایی قلبی می‌شود؛ بنابراین، توصیه می‌شود پرستاران از این روش آموزشی جهت بهبود تبعیت دارویی در این بیماران استفاده کنند.

    کلیدواژگان: نارسایی قلبی، تبعیت دارویی، آموزش
  • فرشته شعبانی اسرمی، زینب حمزه گردشی*، ماه منیر دانش، محمود موسی زاده صفحات 205-215
    مقدمه

    باوجود اینکه هیسترکتومی دومین عمل جراحی زنان است و ارایه اطلاعات درمورد این جراحی به درک مثبت زنان از تجارب مراقبت‌های بهداشتی کمک می‌کند، ابزار جامعی برای بررسی نیازهای آموزشی زنان هیسترکتومی‌شده وجود ندارد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف طراحی و روان‌سنجی پرسش‌نامه نیازهای آموزشی زنان بعد از هیسترکتومی انجام شد.

    روش کار

    نسخه اولیه پرسش‌نامه این پژوهش روش‌شناختی به صورت قیاسی و با مروری جامع بر منابع مرتبط با موضوع و با نظرخواهی گروهی از متخصصین و زنان هیسترکتومی‌شده تدوین شد. در ادامه، روایی صوری و محتوایی به صورت کیفی و کمی و پایایی پرسش‌نامه در بعد انسجام درونی و بعد تکرارپذیری بررسی شد.

    یافته‌ ها

    تدوین پرسش‌نامه نیازهای آموزشی زنان بعد از هیسترکتومی و روان‌سنجی آن باعث شکل‌گیری پرسش‌نامه نیازهای آموزشی زنان بعد از هیسترکتومی با 44 سوال و در 5 بعد فیزیکی، روحی- روانی، جنسی، مراقبتی و سایر نیازها شد. شاخص CVR برای همه آیتم‌های پرسش‌نامه به‌جز یک آیتم بالاتر از معیار جدول لاوشه بود که اهمیت و ضرورت هر آیتم را ازنظر متخصصین نشان می‌داد. CVI برای هر آیتم، بالاتر از 0/79 بود و بنابراین مناسب در نظر گرفته شد. همچنین پایایی ابزار در بعد انسجام درونی با بررسی ضریب آلفای کرونباخ برای کل ابزار 0/90 بود. اندازه‌گیری شاخص تکرارپذیریی در فاصله دو هفته نشان داد که ابزار فوق از ثبات برخوردار است (0/001< P؛ 0/97ICC=).

    نتیجه‌ گیری

    پرسش‌نامه نیازهای آموزشی زنان هیسترکتومی‌شده تدوین‌شده، روا و پایا است. از این‌رو محققان حوزه سلامت باروری زنان و مامایی و سیاست‌گذاران نظام سلامت می‌توانند از آن برای برنامه‌ریزی و ارایه خدمات سلامت براساس نیازها و اولویت‌های بیماران استفاده کنند.

    کلیدواژگان: روانسنجی، ارزیابی نیازهای آموزشی، هیسترکتومی، زنان
  • بررسی تاثیر مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد شناختی رفتاری بر رفتارهای خود مراقبتی و ادراک از بیماری زنان میان سال مبتلا به دیابت نوع 2: یک مطالعه نیمه تجربی
    صدیقه هاتفی*، مریم دافعی، علی دهقانی صفحات 216-224
    سابقه و هدف

    ادراک بیماری و رفتارهای خودمراقبتی عنصر اساسی در درمان و مدیریت بیماران مبتلا به دیابت است.  هدف از این مطالعه بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد شناختی - رفتاری نسبت به رفتارهای خودمراقبتی و ادراک بیماری در زنان میانسال مبتلا به دیابت نوع 2 است

    مواد و روش ‌ها

    مطالعه حاضر, نیمه تجربی با دو گروه مداخله و کنترل به صورت موازی و با طرح پیش آزمون, پس آزمون و کنترل یک ماهه در مراکز جامع سلامت اصفهان در سال  1398انجام گرفت. برای هر گروه 32 زن میانسال مبتلا به بیماری دیابت نوع 2به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. هر دو گروه مراقبتهای معمول بیماران دیابتی را دریافت کردند ولی گروه آزمون تحت برنامه مشاوره گروهی با رویکرد شناختی رفتاری قرار گرفت. داده‌ها از طریق پرسشنامه مشخصات فردی ,پرسشنامه کوتاه ادراک بیماری بردبنت و فعالیت‌های خود مراقبتی دیابت جمع آوری گردید. سپس از طریق نرم افزار spss نسخه 16   با استفاده از آزمون آماری توصیفی و آزمون کای اسکویر و آزمون tمستقل و با سطح معنی دار 05/0 داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ‌ها

    گروه ها از نظر دموگرافیک اختلاف چندانی نداشتند. میانگین سنی 23/4± 65/38 و 87/4 ± 19/39 یکسان بودندو مدت زمان تشخیص بیماری 2سال و کمتر بود. ، 77% سابقه ابتلا به فشارخون یا چربی خون و یا هر دو را در هر دو گروه داشتند. در پیش آزمون از لحاظ رفتارهای خود مراقبتی(  022/0-t= و  859/0=  P- value) و ادراک بیماری (178/0-   t= و  859/0=  P- value)  با یکدیگر تفاوت معنا داری نداشتند. اما در پس آزمون گروه مداخله بطور معنا داری از نظر رفتارهای خود مراقبتی  (  25/4t= و 001/0=  P- value)  و ادراک بیماری (93/3   t= انحراف معیار=87/0)  بهبود داشتند . همچنین در دوره پیگیری رفتارهای خود مراقبتی (  41/4t= و001/0=  P- value) و ادراک بیماری  (   414t= و    001/0=  P- value)   بهبود داشته که این نشاندهنده ماندگاری تغییرات در اثر مشاوره است.

    نتیجه گیری

    اجرای برنامه مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد شناختی رفتاری می‌تواند باعث بهبودی رفتارهای خود مراقبتی و ادراک از بیماری در زنان میانسال مبتلا به بیماری دیابت نوع 2شود. لذا می‌توان استفاده ازاین روش را به همراه روش های درمان دارویی در این بیماران توصیه کرد.

    کلیدواژگان: شناختی رفتاری، مشاوره گروهی، دیابت، ادراک بیماری، خود مراقبتی
  • تاثیر نقش پرستار رابط بر شاخص های فیزیولوژیک و سطح هوشیاری بیماران انتقالی از بخش مراقبت های ویژه: یک مطالعه کارآزمایی بالینی
    انسیه الیاسی، مهناز خطیبان، یونس محمدی، مرتضی شمسی زاده* صفحات 225-235
    مقدمه

     بیماران انتقالی از ICU  به بخش عمومی، نیازمند توجه و مراقبت پرستاری در سطح بالاتری نسبت به سایر بیماران بستری در بخش دارند. بخش های عمومی برای مراقبت از این دسته بیماران مجهز نشده اند، بنابراین این بیماران درخطر تهدید سلامتی هستند. لذا این مطالعه به تاثیر نقش پرستار رابط بر شاخص های فیزیولوژیک و سطح هوشیاری بیماران انتقالی از بخش مراقبت های ویژه به‌عنوان راه حل پرداخت.

    مواد و روش ها

    مقاله حاضر، حاصل یک کارآزمایی بالینی دو گروهی می‌باشد که در بخش های ویژه و عمومی یک بیمارستان دولتی بر روی 90 بیمار بستری به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت تصادفی انجام شد. گروه کنترل مراقبت های معمول را دریافت کردند و در گروه مداخله تا سه روز، روزی دو بار توسط پرستار رابط ویزیت شدند. ابزار مورد استفاده چک لیست شاخص‌های فیزیولوژیک و تست های آزمایشگاهی می باشد. برای توصیف داده ها از میانگین، انحراف معیار، واریانس و درصد فراوانی توسط نرم افزار  SPSS نسخه 16 استفاده شد.

    یافته ‌ها

    اختلاف معنی‌داری بین مشخصات دموگرافیک و بالینی دو گروه مشاهده نشد. در شروع مطالعه دو گروه از نظر میانگین شاخص های فیزیولوژیک و تست‌‌های آزمایشگاهی تفاوت آماری معنی‌داری نداشتند. بعد از مداخله پرستار رابط بخش مراقبت‌های ویژه، تست‌های آزمایشگاهی تفاوتی نداشت و در گروه آزمون و کنترل میانگین فشار خون سیستول (674/0=p) و میانگین فشارخون دیاستول (0/757=p)، میانگین فشار متوسط شریانی(0/793=p) و تعداد ضربان قلب (0/255=p) تفاوت آماری معنی داری نشان نداد. میانگین تعداد تنفس (0/001=(p و میانگین درجه حرارت (0/020=(P در دو گروه اختلاف معنی‌داری داشت، ولی دو گروه در محدوده طبیعی بودند. تفاوتی بین دو گروه هر چند از لحاظ آماری معنی‌دار می‌باشد، از لحاظ بالینی اهمیتی ندارد.

    نتیجه گیری

    خدمات پرستار رابط بر شاخص‌های فیزیولوژیک و تست‌های آزمایشگاهی در بیماران انتقالی از بخش مراقبت‌های ویژه به بخش عمومی در این مطالعه موثر نبود.

    کلیدواژگان: پرستار همراه، بخش مراقبت های ویژه، کارآزمایی بالینی
|
  • Masoumeh Hemmati Maslak Pak, Farzin Mollazadeh*, Hamidreza Khalkhali, Saeed Abkhiz Pages 154-162
    Background & Aim

    Kidney transplantation leads to return to a healthy life and relief from hemodialysis restrictions. The benefits of kidney transplantation have been proven but require constant self-care monitoring throughout onechr('39')s life and training and support. One of the new methods of training is the teach-back method used to obtain and understand information. This study aimed to determine the impact of self-care education with Teach-Back method on self-esteem in Kidney Transplant Recipients.

    Methods

    In this clinical trial study, 79 renal transplant patients were selected from the clinic of Imam Khomeini Hospital in Urmia in 2016 and were randomly assigned to intervention and control groups. Then, in the intervention group, educational content about self-care with teach-back method was presented during five 60-minute sessions. Data were collected using demographic questionnaire and Rosenberg self-esteem questionnaire.

    Results

      Before intervention, the mean score of self-esteem was not significantly different between the control and intervention groups (P=0.559). After the intervention, the intervention group had a significant increase in the mean score of self-esteem compared to the control group (P=0.001).

    Conclusion

    In this study, self-care education with teach-back method was effective in improving the self-esteem of kidney transplant patients. And it is suggested to use the teach-back method in education of patients with kidney transplantation.

    Keywords: Education, Teach-Back Communication, Kidney Transplantation, Self-esteem, Nursing
  • Safoura Yadollahi, Abbas Ebadi, Shahram Molavinejad, Marziyeh Asadizaker*, Amal Saki Malehi Pages 163-170
    Background & Aim

    Cultural competence is the ability to work effectively as an individual or an organization in the context of the cultural beliefs, behaviors and needs of customers and society. Due to the necessity of this feature in nurses, the present study aimed to investigate the level of cultural competence in employed nurses.

    Methods

    This descriptive study was performed on 230 nurses working in educational and private hospitals in Ahvaz and Isfahan, Iran, who were selected by random sampling with inclusion criteria. Data gathering tool was a researcher-made cultural competency questionnaire. Data were analyzed using SPSS 22 by describing and deduction examining like independent samples t-test, ANOVA, and Tukey test.

    Results

      Of the participants, 67.8% were women and 92.6% had undergraduate degrees. The average work experience was 10 years, and 69.1% of nurses reported experience of working with patients with different cultures. The mean score of nurseschr('39') cultural competence was in the average level (104.8±11.58). The results also showed that the mean score of cultural competence was the highest in cultural flexibility dimension (24.46 ± 3.46) and lowest in cultural desire dimension (10.73±3.90).

    Conclusion

    Due to the expansion of cultural diversity of patients in Iran, the average level of nurseschr('39') cultural competence in this study indicated the necessity of increasing the attention and planning of nursing managers to promote nurseschr('39') cultural competence.

    Keywords: Cultural competence, Cultural flexibility, Cultural desire, Culturally competent care, Nurse, Iran
  • Fereshteh Ghaljaei, Sedighe Fooladi, Azam Jamali*, Nasrin Mahmoodi, Bahare Zarei Pages 171-180
    Background & Aim

    Caring for a child with cancer can be deeply frustrating for parents with high levels of anxiety and psychological distress. Parents who suffer from high psychological stress have poorer performance in the family and health-related quality of life in their children is significantly lower. Previous research has demonstrated the effectiveness of peer support in reducing levels of parental psychological distress. This study was aimed to investigate the effect of peer support of mothers of children with acute lymphoblastic leukemia (ALL) on quality of life of patients.

    Methods

    This is a quasi-experimental study which was performed on 74 mothers of children with ALL hospitalized in Hematology ward of Ali ibn Abi Talib Hospital in Zahedan in 2017. Convenience sampling was used to recruit the participants in accordance with the inclusion criteria. The subjects were randomly assigned to the control and intervention groups. Peer group training was then conducted for the intervention group for five days. KID-KINDL questionnaire to parent report was completed before intervention, immediately and two months after intervention for both intervention and control groups. Data were analyzed using descriptive and inferential tests at the significant level P-value<0.05.

    Results

      Before intervention, the mean score of total quality of life and its dimensions were not significantly different between the two groups (P>0.05). Analysis of variance with repeated measures indicated that the mean scores of total quality of life and its dimensions in the intervention group were significantly increased over time (P<0.001).

    Conclusion

    Using peer support program for mothers of children with ALL can improve the quality of life of children. Therefore, it is recommended to use this method alone or in combination with other methods to improve the quality of life of children with ALL.

    Keywords: Support, Peer group, Mothers, Children, Acute Lymphoblastic Leukemia, Quality of life
  • Nastaran Soltan Abad*, Ali Beikmoradi Pages 181-192
    Background & Aim

    Using emotional intelligence, nurses will be more adaptable to their environment and job stress and will have less burnout in the workplace. The aim of this study was to investigate the relationship between emotional intelligence and job stress and occupational burnout among nurses in intensive care units.

    Methods

    A descriptive cross-sectional correlation study with random stratified sampling method, 205 nurses of intensive care units in the educational and health centers (Beheshti, Ekbatan, Behesht, Farshchian and Fatemiyeh) in Hamedan city in 2014 were conducted. Data was collected by questionnaire of Emotional Intelligence-Load, Philip L. Ricechr('39')s Job Stress, and Meslachchr('39')s Burnout Questionnaire.

    Results

      Special care nurses had a mean score of moderate emotional intelligence (233.13 ± 12.71) and the mean of occupational stress score (169.30±14.16) and the mean score of burnout components were emotional exhaustion (29.96±13.77) and personality deprivation (11.55±8.87) and personal capability (35.78 ± 11.85). Emotional intelligence with job stress (P=0.01, r=-0.28) also, the burnout components of emotional exhaustion (P=0.01, r=-0.44), personality depersonalization (P=0.01, r=-0.37) and personal adequacy (P=0.01, r=-0.37) had a reverse and significant relationship.

    Conclusion

    Job stress can lead to physical or psychological harm and in the long run lead to negative outcomes in the performance of nurses and hospitals; in the long run, this leads to burnout in nurses and reduced ability to care for patients. Actions such as paying attention to the concept of emotional intelligence and promoting it in the nursing profession can be considered in preventing such problems.

    Keywords: Emotional Intelligence, Job Stress, Burnout
  • Maryam Aghamohammadi, Mahnaz Khatiban, Alireza Soltanian, Zahra Khalili* Pages 193-204
    Background & Aim

    Medicinal nonadherence prevents the achievement of therapeutic goals in cardiovascular patients. Training is essential to increase medicinal adherence. Therefore, the present study compared the effect of two teach-back and pictorial training methods on the medication adherence in heart failure patients.

    Methods

    This quasi-experimental study was performed on 210 heart failure patients in Hamadan Heart Hospital in 2019. Patients were selected by convenience sampling and randomly assigned to one of three groups of Teach-back, pictorial, and control training. Training sessions were held in three sessions on three consecutive days. Data were collected using demographic and medication adherence questionnaire (MMAS-8) before, immediately and 6 weeks after training. ANOVA, ANCOVA and Repeated measures ANOVA statistical tests were used.

    Results

    There was no statistically significant difference between the three groups in medicinal adherence at baseline. Immediately after training, medication adherence was significantly higher in teach-back and pictorial groups than the control group (P<0.001), but there was no difference between teach back group and the pictorial group (P=0.123). Six weeks after training, medicinal adherence was significantly higher in teach-back group compared to the control and pictorial group (P<0.001). There was no significant difference between the two methods at different levels of education (P>0.05).

    Conclusion

    Teach-back training helps maintain medicinal adherence in heart failure patients. Therefore, it is recommended that nurses use this training method to improve medicinal adherence in these patients.

    Keywords: Heart Failure, Medication Adherence, Education
  • Fereshteh Shabani-Asrami, Zeinab Hamzehgardeshi*, Mahmonir Danesh, Mahmood Moosazadeh Pages 205-215
    Background & Aim

    Despite that hysterectomy is the second gynecological surgery and providing the necessary information about this surgery will help womenchr('39')s positive perceptions of health care experiences, there is no comprehensive tool for examining the educational needs of women with hysterectomy. Therefore, the present study was conducted with the aim of designing and psychometric evaluation of the womenchr('39')s educational needs questionnaire after hysterectomy.

    Methods

    The initial version of the questionnaire of this methodological study was compiled by deductive and comprehensive overview of related resources considering the point of view of a group of specialists and women with hysterectomy history. The face and content validity of both qualitative and quantitative data and reliability of the questionnaire in the dimension of internal consistency and then the repeatability were examined.

    Results

      Developing the questionnaire for womenchr('39')s educational needs after hysterectomy and psychometrics led to the formation of a questionnaire for womenchr('39')s educational needs after hysterectomy with 44 questions and in 5 dimensions: physical, mental, sexual, care and other needs. The CVR index for all items in the questionnaire except for one item was above the Lawshe table criterion, which indicated the importance and necessity of each item. The CVI for each item was above 0.79 and was therefore considered appropriate. Also, the reliability of the instrument in terms of internal coherence by examining the Cronbachchr('39')s alpha coefficient for the whole instrument was 0.90. Measurement of the repeatability index at two-week intervals showed that the instrument was stable (ICC= 0.97, P<0.001).

    Conclusion

    The Hysterectomy Womenchr('39')s Educational Needs Questionnaire is valid and reliable. It can be used by public health researchers and health system policy makers to provide patient-centered health services based on the needs and priorities of patients.

    Keywords: Psychometric, Educational Needs Assessment, Hysterectomy, Women
  • effect of group counseling based on cognitive-behavioral approach on self-care behaviors and Illness perception of middle-aged women with diabetes type 2:A quasi-experimental study
    Sedighe Hatefi*, Marysm Dafei, Ali Dehghani Pages 216-224
    Background

    Illness Perception and and self-care behaviors are essential element in treatment and  management of   patients with diabetes .

    Methods

    study is a quasi - experimental study with two groups of intervention and control in parallel with pre - test, post - test and one month control in Isfahan comprehensive health centers. For each group, 32 middle-aged women with type 2 diabetes were selected by convenience sampling. Both groups received routine care of diabetic patients, but the experimental group received a cognitive behavioral group counseling program. Data were collected through demographic questionnaire, The Illness Perception Questionnair, and Summary of diabetes self-care activity  
    checklist. Data was analyzed by SPSS software using descriptive statistics, chi-square test and independent t-test with significance level of 0.05

    Result

    There were no significant differences in self-care behaviors (t = -0.0222, P-value = 0.859) and illness perception (t = -0.178, P-value = 0.859) in the pre-test. But in the post-test, the intervention group showed a significant improvement in self-care behaviors (t = 4.25, P-value = 0.01) and disease perception (t = 3.93, standard deviation = 0.87). There was also an improvement in self-care behaviors (t = 4.41 and P-value = 0.014) and illness perception (t = 414 and P-value = 0.01) in the follow-up period, indicating the persistence of changes in counseling

    Conclusion

    Group counseling based on cognitive-behavioral approach can enhance the perception of disease and self-care behaviors in type 2 diabetes. Therefore, it can be used as a therapeutic approach to medication for  patients with T2DM

    Keywords: Cognitive behavioral approach, Type 2 diabetes, Group counseling, Disease perception, Self care behaviors, Iran
  • The impact of an ICU liaison nurse Program to Physiological parametr and clinical test in patient Transitional on the intensive care unit
    Ensieh Elyasi, Mahnaz Khatiban, Younes Mohammadi, Morteza Shamsizadeh* Pages 225-235