فهرست مطالب

سلامت و بهداشت - سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 45، تابستان 1399)
  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 45، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سعید شجاعی برجوئی *، حمیدرضا عظیم زاده، سیده زهرا حسینی سنگ چی صفحات 144-155
    زمینه و هدف

    بیماری های ناشی از کار، حجم بسیار زیادی از مشکلات جامعه را به خود اختصاص داده است. ازنظر متخصصین طب کار، بیماری های شغلی به عنوان یک عامل تهدید کننده زندگی کارگران تلقی می شود. این مطالعه با هدف اندازه گیری آلودگی هوا به ذرات معلق و ارزیابی ریسک بهداشتی مواجهه با 5/2PM و 10PM در صنعت نساجی انجام شد.

    روش کار

    پژوهش به صورت تحلیلی- مقطعی در سالن های ریسندگی- بافندگی و چاپ- استنتر یک کارخانه نساجی انجام شد. نمونه برداری با استفاده از دستگاه Particle Mass Counter مدل TES 5200 برای اندازه گیری تراکم جرمی و تعداد ذرات محیطی صورت گرفت. ارزیابی ریسک بهداشتی مواجهه پوستی، گوارشی و استنشاقی با 5/2PM و 10PM به روش پیشنهادی EPA انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بیشترین تراکم جرمی ذرات در سالن ریسندگی- بافندگی و بیشترین تراکم تعداد در سالن استنتر- چاپ است. در هر دو سالن تراکم متوسط جرمی مجموع ذرات پایین تر از حدود مواجهه شغلی برای گرد و غبار کلی تعیین گردید. نتایج دیگر نشان داد با افزایش قطر، تراکم جرمی ذرات افزایش یافته و به دنبال آن، تراکم تعداد آن ها کاسته می شود. شاخص خطر برای ریسک های غیرسرطانی مواجهه با 5/2PM و 10PM کوچکتر از یک و ریسک های سرطانی کوچکتر از 6-10 محاسبه گردید.

    نتیجه گیری

    اگرچه ریسک های سرطانی و غیرسرطانی مواجهه با 5/2PM و 10PM در سالن های خط تولید قابل قبول محاسبه گردید، ولی این ذرات به واسطه ماهیت شیمیایی خود ممکن است اثرات بهداشتی نامطلوبی بر سلامت کارکنان داشته باشند.

    کلیدواژگان: تراکم جرمی، تراکم تعداد، ذرات معلق، ریسک سرطانی، ریسک غیرسرطانی
  • امیر زیدی، فرزاد مهرجو * صفحات 156-169
    زمینه و هدف

    رنگ مالاشیت سبز کاربردهای صنعتی بسیار گسترده ای به خصوص در صنعت آبزی پروری در سراسر دنیا داشته است. تخلیه پساب های رنگی حاوی مالاشیت سبز به اکوسیستم های آبی خطرات بسیار جدی را برای سلامت انسان و محیط زیست ایجاد کرده است. هدف از این مطالعه بررسی حذف مالاشیت سبز از محلول های آبی با استفاده از فتوکاتالیست نانوذرات دی اکسید تیتانیوم (TiO2) و اکسید روی (ZnO) تحت تاثیر تابش نور فرابنفش (UV) می باشد. 

    روش کار

    این مطالعه در مقیاس آزمایشگاهی به صورت ناپیوسته با استفاده از فرآیند فتوکاتالیستی با منبع تابش دو عدد لامپ فرابنفش (UV) دارای توان مصرفی 12 وات انجام شد. همچنین تاثیر فاکتورهای pH، مقدار نانوذرات، غلظت مالاشیت سبز و زمان تماس در حذف مالاشیت سبز از محلول های آبی مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان دادند بیشترین درصد حذف مالاشیت سبز برای نانوذره دی اکسید تیتانیوم به مقدار 51/90 درصد در غلظت مالاشیت سبز 5/3 میلی گرم بر لیتر، pH 9، غلظت 2/5 میلی گرم بر لیتر نانوذره و 180 دقیقه بود. همچنین برای نانوذره اکسید روی به مقدار 23/91 درصد در غلظت مالاشیت سبز 14میلی گرم بر لیتر، pH 9، غلظت 6/2 میلی‫گرم بر لیتر نانوذره و 180 دقیقه بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر، روش فتوکاتالیستی تحت تاثیر تابش نور فرابنفش (UV) و نانوذرات دی اکسید تیتانیوم و اکسید روی تابعی از pH، زمان تماس، غلظت مالاشیت سبز و نانوذره بود. همچنین می توان گفت، روش مناسبی برای حذف مالاشیت سبز از محلول های آبی می باشد.

    کلیدواژگان: مالاشیت سبز، فتوکاتالیست، فرابنفش، دی اکسید تیتانیوم، اکسید روی
  • مریم نوری، سید سجاد مهدی زاده *، صادق پرتانی صفحات 170-182
    زمینه و هدف

    در سال های اخیر از نانو ذرات آهن به صورت موفقیت آمیزی در جهت حذف آلاینده های آب استفاده شده است. کلیفرم مدفوعی یکی از پارامترهایی است که وجود آن در آب سبب کاهش کیفیت شده و حذف آن امری ضروری است. هدف از مطالعه حاضر، استفاده از نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی به منظور ارتقاء فیلترهای شنی معمول، در حذف کلیفرم از آب‫های زیرزمینی شهر ایلام است.

    روش کار

    در این مطالعه از چند حلقه چاه فعال آب در شهر ایلام نمونه آب برداشت شده و پارامترهای سختی، کلیفرم احتمالی و مدفوعی در آن ها اندازه گیری گردید. سپس نمونه های آب آلوده به کلیفرم مدفوعی از فیلترهایی با مقادیر مختلف نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی (gr 3-5/0) عبور داده شده و مجددا پارامترهای مورد بررسی اندازه گیری شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد با افزایش میزان نانو ذرات آهن، راندمان حذف کلیفرم افزایش یافت به طوری که با افزایش نانو ذرات به 3 گرم در اکثر نمونه ها میزان کلیفرم به صفر رسید. میزان سختی در ابتدا با افزایش مقدار نانو ذرات آهن کاهش یافت اما با گذشت زمان روند کاهشی متوقف گردید.

    نتیجه گیری

    به طور کلی نتایج بیانگر آن است نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی نه تنها قدرت بالا و توانایی ویژه ای در حذف آلودگی میکروبی آب دارند بلکه می توانند برای تصفیه کامل آب های زیر زمینی و کاهش سایر آلاینده ها از جمله آلاینده های شیمیایی تا حد مجاز بخصوص در مناطق کوچک که فاقد تاسیسات پیچیده تصفیه آب هستند، مورد استفاده قرار گیرند.

    کلیدواژگان: کلیفرم، سختی، نانو ذرات آهن، راندمان حذف
  • محمدحسین سینکاکریمی *، قاسم رجایی، محمدهادی مهدی نژاد، مسعود حاتمی منش صفحات 183-193
    زمینه و هدف

    به طور کلی آلودگی ناشی از ورود فلزات سنگین به منابع آب آشامیدنی، سلامتی موجودات زنده به ویژه انسان ها را مورد تهدید جدی قرار می دهد. از این رو این پژوهش به بررسی غلظت برخی از  فلزات سنگین در منابع آب زیرزمینی و تاثیر آن بر سلامت مصرف کنندگان پرداخته است.

    روش کار

    در این تحقیق از تعداد 17 حلقه چاه آب دشت بیرجند در پاییز سال 1389 نمونه برداری صورت گرفت. نمونه‫های برداشته شده پس از فیکس شدن با اسید نیتریک 65% به آزمایشگاه انتقال داده شده و میزان فلزات سنگین آهن، روی، سرب، کادمیوم، کروم و مس با استفاده از دستگاه جذب اتمی تعیین گردید. در نهایت ارزیابی ریسک سلامت انسان ها با استفاده از شاخص آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA) محاسبه شد.

    یافته ها

    به استثناء کروم و سرب که  میزان آن ها از استاندارد های ملی و WHO فراتر رفت، میزان سایر عناصر (آهن، روی، کادمیوم و مس) پایین تر از حد استانداردها بدست آمد. نتایج ارزیابی ریسک کلی سلامت فلزات مورد بررسی در چاه های مورد مطالعه برای بیماری های سرطان زایی 5- 10 × 31 و برای بیماری های غیر سرطان زایی 6- 10 × 19 فرد بدست آمد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد میزان آلودگی آب آشامیدنی شهر بیرجند به سرب و کروم در سطح مناسبی نمی باشد. بنابراین انجام مطالعات پایشی مداوم برای تعیین میزان بروز و شیوع بیماری های مرتبط با فلزات، خصوصا کروم و سرب در مصرف کنندگان ضرروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: آب، ریسک سلامت، کروم، دشت بیرجند، آلودگی
  • مشرفه چالشگر کردآسیابی *، جمشید یزدانی چراتی، محبوبه عوض پور، آتنا رمضانی، کبری حسین زاده صفحات 194-202
    سابقه و هدف

    سرمایه اجتماعی به مفهوم مجموعه ای از هنجارها و روابط اجتماعی است که افراد را به همکاری برای نیل به اهداف مطلوب، توانا می‫سازد و سبب پایین آمدن سطح هزینه های ارتباطات می‫گردد. با در نظرگرفتن اهمیت سرمایه اجتماعی این مطالعه با هدف بررسی سرمایه اجتماعی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1396 انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه یک مطالعه مقطعی بود که بر روی 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. نمونه ها متناسب با جمعیت دانشجویی هر دانشکده بصورت سهمیه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل چک لیست مشخصات دموگرافیگ و پرسشنامه سرمایه اجتماعی Onyx بود که دارای 8 حیطه می‫باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون‫های تی تک نمونه ای و آزمون چند متغیره پیوسته استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نرم‫افزار SPSS-20 ستفاده شد.

    یافته ها

    در این مطالعه، میانگین امتیاز کل سرمایه اجتماعی بدست آمده از مجموع ابعاد، 41/0±31/2 بود. کمترین میانگین مربوط به بعد مشارکت در اجتماعات محلی (72/1) و بیشترین میانگین مربوط به بعد ارتباط با دوستان و خانواده (68/2) بود. سرمایه اجتماعی با متغیرهای جنس، وضعیت اقتصادی، سن، مقطع تحصیلی ارتباط آماری معنی دار داشت (05/0<p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج مطالعه جهت افزایش سرمایه اجتماعی دانشجویان پیشنهاد می‫شود مدیران و مسیولین دانشگاه از طریق تقویت تعاملات فردی، گروهی و تشویق به انجام مشارکت در فعالیت های اجتماعی، زمینه مناسبی جهت بهبود سرمایه اجتماعی در سطح دانشگاه فراهم کنند.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، دانشجویان، دانشگاه علوم پزشکی مازندران
  • معصومه عرفانی خانقاهی *، فربد عبادی فرد آذر، گلرخ عبادی فرد آذر صفحات 203-212
    زمینه و هدف

    عوامل اثرگذار از مهمترین و در عین حال از بحث انگیزترین مباحث حوزه آموزش است. بر این اساس تعاریف متعدد و الگوهای متفاوتی برای ارزیابی اثربخشی آموزش و عوامل موثر بر آن شکل گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر انتقال آموزش در کارکنان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است.

    روش کار

    پژوهش حاضر، کاربردی و از لحاظ کنترل متغیرها غیرآزمایشی است. جامعه آماری در پژوهش حاضر کلیه کارشناسان و کارکنان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 96 بودند که تعداد آنها بالغ بر 3000 نفر بود. حجم نمونه محاسبه شده بر اساس فرمول کوکران با احتساب 15 درصد ریزش 358 نفر محاسبه گردید. ابزار اصلی تحقیق شامل دو پرسشنامه استاندارد، مبتنی بر طیف امتیازی لیکرت بود. در این پژوهش از تحلیل رگرسیون خطی و معادلات ساختاری استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد بیشترین تاثیر را متغیر محتوای آموزش با ضریب تعیین (54/0) و کمترین تاثیر را جو سازمانی با ضریب تعیین (077/0) بر اثربخشی انتقال آموزش در معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ایران داشته اند.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج حاصله از آزمون فرضیات و بدست آوردن میزان تاثیرگذاری هر یک از متغیرهای مستقل پژوهش بر انتقال آموزش می‫توان نتیجه گرفت که با افزایش سطح و کیفیت محتوای آموزشی شاهد روند مناسب تری در انتقال آموزش در کارکنان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ایران خواهیم بود و هزینه های کمتری برای سازمان ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: انتقال آموزش، جوسازمانی، حمایت مدیران، تعهدسازمانی، انگیزش شغلی، محتوای آموزشی، مدل
  • سید علیرضا موسوی *، شیدا آتش کار، افشین الماسی، محمدجواد شکوهی زاده، میترا امینی، زهرا سبحانی صفحات 213-222
    زمینه و هدف

    پسماندهای بیمارستانی از نظر مخاطرات بهداشتی و زیست محیطی در گروه مواد زاید خطرناک قرار دارند. با توجه به اینکه کارکنان بیمارستان ها به طور مستقیم با زباله های بیمارستانی در تماس هستند، دانش و عملکرد ایمن آن ها در مدیریت پسماند اهمیت بسیاری دارد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت سطح دانش، نگرش و عملکرد کارکنان در زمینه مدیریت پسماند بیمارستانی در بیمارستان امام حسین (ع) کرمانشاه اجرا گردید.

    روش کار

    این مطالعه با حجم نمونه 149نفر از کل جامعه آماری شامل کادر بهداشتی- درمانی و دیگر کارکنان واحدهای مختلف بیمارستان امام حسین (ع) با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته در چهار بخش شامل اطلاعات فردی، سوالات آگاهی، عملکردی و نگرش طراحی شده بود، اجرا گردید.

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد که بین سطح آگاهی و عملکرد کارکنان بیمارستان در زمینه مدیریت پسماندهای بیمارستانی با متغیر های جنس، شغل و گذراندن دوره های آموزشی رابطه معناداری از نظر آماری وجود دارد (05/0 <p)، به طوری که سطح آگاهی و عملکرد در زنان بیشتر از مردان و پرسنل شاغل در بخش های پاراکلینیک بیشتر از سایر رده‫های شغلی به دست آمد. نتایج نشان داد 58/70 درصد پرسنل بخش های پاراکلینیکی دوره های آموزش مدیریت پسماند را گذرانده اند.

    نتیجه گیری

    گذراندن دوره های آموزشی مدیریت پسماند می‫تواند منجر به افزایش سطح آگاهی و عملکرد پرسنل گردد و نسبت به سابقه کاری و رده شغلی اهمیت و نقش موثرتری دارد، لذا ضرورت دارد مدیریت بیمارستان‫ها در راستای توسعه همه جانبه برنامه های مدیریت پسماند برنامه ریزی ویژه و مداومی داشته باشند.

    کلیدواژگان: پسماند بیمارستانی، مدیریت، آگاهی، نگرش، عملکرد
  • علی صالحی سهل آبادی، علی کریم، اشکان خطابخش *، حمید سوری صفحات 223-234
    زمینه و هدف

    در سال های اخیر، رشد سریع تکنولوژی و استفاده از رایانه ها تقریبا تمامی ایستگاه های کاری اداری را تحت تاثیر قرار داده است. اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان کارکنان اداری از شیوع بسیار بالایی برخورداراست. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت ارگونومیک و شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی درکارکنان اداری وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه برروی 96 نفر از پرسنل اداری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1397 انجام شد. جهت ارزیابی وضعیت ارگونومیک افراد از روش ROSA و به منظور تعیین میزان شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی از پرسشنامه استاندارد نوردیک استفاده گردید. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون های آماری کای دو، آنالیز واریانس یک طرفه و آمار توصیفی با نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

    یافته ها

    شیوع علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی در اندام های گردن (5/6%)، شانه (3/57%) و کمر (3/57%) در کارکنان بیش از سایر اندام ها بود. میانگین امتیاز نهایی روش ROSA در جامعه 02/1±9/4 محاسبه شد. 8/70 درصد از افراد در ناحیه هشدار و 2/29 درصد در ناحیه اقدامات اصلاحی فوری ارزیابی شدند. بین امتیاز نهایی ROSA و شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در اندام های گردن، شانه و کمر ارتباط یافت شد. همچنین بین سن، جنسیت و سابقه کار و امتیاز نهایی ROSA ارتباط وجود داشت.

    نتیجه گیری

     روش ROSA یک ابزار مناسب به منظور ارزیابی وضعیت ارگونومیک ایستگاه های اداری تعیین شد. با توجه به نتایج، کارکنان در معرض ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی بوده و دارای ایستگاه های کاری با سطح بالای ریسک ارگونومیک هستند. لذا حرکات کششی و نرمشی، تنظیم برنامه های کاری، استفاده از تجهیزاتی همچون نگهدارنده اسناد و Headset توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی عضلانی، ROSA، ارزیابی ارگونومیک، کارکنان اداری، پرسشنامه نوردیک
  • الناز رحیمی، سید شمس الدین علیزاده *، عبدالرسول صفائیان، ناطق عباسقلیزاده صفحات 235-247
    زمینه و هدف

    خطاهای پزشکی به عنوان یکی از پنج علت رایج مرگ و میر محسوب می‫شوند. ایمنی بیمار موضوع مهمی در سیستم‫های بهداشت و درمان است و وجود فرهنگ ایمنی بیمار قوی در بیمارستان‫ها بر رفتارهای مرتبط با ایمنی و کاهش خطاهای پزشکی تاثیرگذار است. هدف این مطالعه بررسی فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان‫های اردبیل و مقایسه نگرش کارکنان به عملکرد خودشان نسبت به همکارانشان در زمینه فرهنگ ایمنی بیمار است. 

    روش کار

    داده‫های این پژوهش مقطعی از 420 نفر از کارکنان چهار بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل توسط پرسشنامه «پایش بیمارستانی فرهنگ ایمنی بیمار» HSOPSC و پرسشنامه محقق ساخت نظرات کارکنان درباره عملکرد خودشان در زمینه فرهنگ ایمنی بیمار جمع آوری شده است. به منظور تعیین ارتباط آماری میان مشخصات دموگرافیک کارکنان و ابعاد فرهنگ ایمنی بیمار، از آزمون‫های تی و آنالیز واریانس یکطرفه، و جهت انجام تحلیل‫ها از نرم افزار SPSS-24 استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین کلی درصد پاسخ مثبت به ابعاد فرهنگ ایمنی بیمار 71/65 درصد و در محدوده متوسط بود. بالاترین درصد پاسخ مثبت، مربوط به ابعاد «ارتباطات و ارایه بازخورد درمورد خطاها» (82/86%) و «کار گروهی درون واحدهای بیمارستان» (64/86%) بود. پایین‫ترین درصد پاسخ مثبت نیز مربوط به ابعاد «تناوب گزارش دهی رخدادها» (83/24%) و «واکنش غیرتنبیهی در قبال رویداد خطا» (93/27%) و مقایسه نظرات کارکنان نسبت به خودشان و همکارانشان نشان می‫دهد که در اکثر ابعاد، کارکنان عملکرد خود را بهتر از همکارانشان می‫دانند.

    نتیجه گیری

    وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان‫های مورد مطالعه نیاز به بهبود دارد. همچنین میزان گزارش‫دهی خطا توسط کارکنان بسیار کم است. لذا افزایش تعداد کارکنان به ویژه پرستاران متناسب با تعداد بیماران و حجم کاری، کاهش ساعات کاری کارکنان، اتخاذ سیاست‫های فرهنگ ایمنی و غیرتنبیهی، حمایت از کارکنان و اجرای برنامه‫های آموزشی موثر در بیمارستان‫ها ضروری می‫باشد.

    کلیدواژگان: خطای پزشکی، حادثه، ایمنی بیمار، فرهنگ ایمنی بیمار
  • انوشیروان صدیق، ابراهیم فتائی *، محسن ارزنلو، علی اکبر ایمانی صفحات 248-256
    زمینه و هدف

    این مطالعه با هدف بررسی بیوآیروسل‫های باکتریایی در هوای داخل سالن‫های ورزشی و بررسی فاکتورهای تاثیرگذار بر روی غلظت آنها در شهر اردبیل انجام گرفت. در این مطالعه 12 سالن ورزشی (شامل سالن فوتسال، والیبال و بدنسازی) انتخاب و از هوای داخل آنها برای بیوآیروسل‫های باکتریایی نمونه برداری انجام شد.

    روش کار

    نمونه برداری هوا با استفاده از نمونه بردار تک مرحله اندرسون با دبی 3/28 لیتر در دقیقه و مدت زمان 10 دقیقه از محدوده تنفسی افراد انجام گرفت.

    یافته ‫ها

     نتایج نشان داد که غلظت میانگین باکتری‫ها در کل سالن‫های ورزشی برابر CFU/m3 24/294 می باشد که غلظت آن در سالن‫های ورزشی دانشگاه محقق اردبیلی، علوم پزشکی اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور اردبیل به‫ترتیب برابر CFU/m35/203، 5/728، 6/504 و 576 بود. همچنین متوسط غلظت باکتری‫ها در هوای بیرون برابر CFU/m35/60 بود.گونه های غالب باکتری‫ها در هوای داخل سالن‫های ورزشی به ترتیب شامل استافیلوکوک اوریوس، استافیلوکوک اپیدرمیدیس و باسیلوس بودند.

    نتیجه‫ گیری

     با توجه به نتایج این مطالعه مشخص شد که غلظت بیوآیروسل‫های باکتریایی در هوای داخل سالن‫های ورزشی بالا می‫باشد و سالن ها از این نظر می‫توانند یک خطر بالقوه در نظر گرفته شوند چرا که می‫توانند باعث بیماری‫های تنفسی در افراد ورزشکاری شوند که از این سالن ها استفاده می‫کنند.

    کلیدواژگان: بیوآئروسل ها، باکتریایی، سالن های ورزشی، دانشگاه ها، اردبیل
|
  • S* Shojaee Barjoee*, H.R Azimzadeh, S.Z Hosseini Sangchi Pages 144-155
    Background & objectives

    Work-related illnesses account for a large number of social problems. According to occupational therapists, occupational diseases are considered as life-threatening factors for workers. The aim of this study was to measure air pollution to suspended particles and to assess the health risk of PM2.5 and PM10 exposure in the textile industry.

    Methods

    This analytical-cross-sectional research was carried out in the spinning, knitting, and printing workshops of a textile factory. Samples were taken by using the Particle Mass Counter Model TES 5200 to measure mass density and number of environmental particles. Health Risk Assessment of skin, digestive and inhalation exposure to PM2.5 and PM10 was carried out according to EPA proposed method.

    Results

    The results showed that the highest particle mass density was measured in the Spinning-Weaving hall and the highest number density was detected in the Stanter-Printed hall. In both halls, the average mass density of total particles was determined lower than the occupational exposure limit of total suspended particles. In addition, the results detected that with increasing the dust diameter, the mass density of particles increased and subsequently their number density decreased. The risk index for non-cancer risk exposure to PM2.5 and PM10 was less than 1 and the cancer risk was less than 10-6.

    Conclusion

      Although, the cancerous and non-cancerous exposures to PM2.5 and PM10 were considered acceptable in the production line halls, but these particles may have adverse health effects on the employees, due to their chemical nature.

    Keywords: Mass Density, Number Density, Suspended Particles, Cancer Risk, Non-Cancer Risk
  • A. Zeidi, F. Mehrjo* Pages 156-169
    Background & objectives

    Malachite green color has been extensively used in aquaculture industry around the world. The drainage of colored wastewater containing malachite green to aquatic ecosystems has created very serious risks for human health and the environment. The purpose of this study was to investigate the removal of green malachite from aqueous solutions using photocatalysis of titanium dioxide (TiO2) and zinc oxide (ZnO) nanoparticles under the influence of ultraviolet (UV) radiation.

    Methods

    This study was carried out in laboratory scale and in discontinuous system using a photocatalysis process with radiation source of two UV lamps with a power consumption of 12 watts. Also, the impact of some factors including pH, nanoparticle content, malachite green concentration and contact time were investigated in green malachite removal from aqueous solutions.

    Results

    The results showed that the highest percentage of malachite green removal for titanium dioxide nanoparticle was 90.51% in malachite green concentration of 3.5 mg/l, pH 9, nanoparticle concentration of 5.2 mg/l and 180 minutes. Also, this value for zinc oxide nanoparticle was 91.23% in malachite green concentration of 14 mg/l, pH 9, nanoparticle concentration of 2.6 mg/l and 180 minutes.

    Conclusion

    According to the results of present study, the photocatalysis method under the influence of ultraviolet irradiation and two nanoparticles of titanium dioxide and zinc oxide, was a function of pH, contact time and the concentrations of malachite green and nanoparticles. It can be concluded that this method was a suitable method for removing malachite green from aqueous solutions.

    Keywords: Malachite Green, Photocatalysis, Ultraviolet (UV), Titanium Dioxide, Zinc Oxide
  • M Noori, S.S* Mehdizadeh*, S Partani Pages 170-182
    Background & objectives

    In recent years, iron nanoparticles have been successfully used to remove water pollutants. Fecal coliform is one of the parameters that reduces water quality and its removal is essential. The aim of the present study is using nanoscale zerovalent iron particles to enhance the usual sand filters in removal of fecal coliform of groundwater in Ilam city.

    Methods

    Water samples were collected from several active wells in Ilam city. The parameters of hardness, probable and fecal coliforms were measured. Afterward, samples of fecal coliform contaminated-water were passed through filters with different values of zerovalent iron nanoparticles (0.5-3 gr) and parameters were remeasured.

    Results

    The results of this study showed that by increase of iron nanoparticles, the removal efficiency of coliform was increased, so that, in most samples, by increasing the iron nanoparticles to 3 gr, the coliform content reached to zero. The degree of hardness was initially reduced when the amount of iron nanoparticles increased, but over time, the reduction trend was halted.

    Conclusion

    In general, the results indicate that not only zero-valent iron nanoparticles are capable enough to remove microbial contamination from water, but also they can be used to completely purify the groundwater and also to reduce other contaminants including chemical pollutants to a permissible threshold, especially in small regions where complex water treatment plants may not be available.

    Keywords: Coliform, Hardness, Iron Nanoparticles, Removal Efficiency
  • M.H. Sinkakarimi*, G. Rajei, M.H. Mahdijezhad, M .Hatamimanesh Pages 183-193
    Background & objectives

    In general, contamination of drinking water sources by heavy metals can poses a serious threat to the living organism, especially human. Therefore, this research examines the concentration of some heavy metals in groundwater resources and their impact on consumer health.

    Methods

    In this study, samples were collected from 17 wells in Birjand flood plain, in autumn of 2010. The water samples were fixed with Nitric acid 65%, transferred to the laboratory, and the concentrations of Cd, Cr, Cu, Fe, Pb and Zn were determined by atomic absorption spectrophotometer. Finally, the risk for human health was calculated according to a model proposed by the Environmental Protection Agency (EPA).

    Results

    Except for Cr and Pb, the concentrations of Cd, Cu, Fe and Pb were lower than standard levels of Iran and WHO. The results of the health risk of studied heavy metals related to the studied water samples of wells, were 31×10-5 person for cancerous diseases and 19×10-6 person for non-cancerous diseases.

    Conclusion

    According to the results, it can be concluded that among of the studied metals, the concentrations of Cr and Pb in underground water were not in safe level. Therefore, continuous monitoring studies are needed to determine the incidence and prevalence rates of the diseases related to the metals, in the Birjand flood plain, especially for Cr and Pb.

    Keywords: Water, Health Risk, Cr, Birjand Flood Plain, Contamination
  • M. Chaleshgar Kordasiabi*, J. Yazdani Cherati, M.Avazpour, A. Ramezani, K. Hosseinzadeh Pages 194-202
    Background & objectives

    Social capital is a set of norms and social relationships that enable people to interact together to achieve desirable goals and reduce the cost of interaction and communication. Considering the importance of social capital, the aim of this study was to evaluate the social capital and related factors among students of Mazandaran University of Medical Sciences.

    Methods

    This cross-sectional study was performed on 400 students of Mazandaran University of Medical Sciences. They were selected using quota sampling based on the students’ population of each faculty. Demographic characteristics and Onyx social capital questionnaire with 8 items were used for data collection. Data were analyzed by one-sample T test and multivariate regression tests using SPSS-20.

    Results

    The mean score of total social capital obtained from the total dimensions was 2.31±0.41. The minimum and maximum means were measured for dimensions of “participation in local community” (1.72) and “family and friends’ connections” (2.68). The study also showed a significant relation between social capital with gender, economic status, age and educational level.

    Conclusion

    Based on the study results, to increase the social capital, it is recommended that manager and administrators of university provide a good context for improving social capital through reinforcing individual and group interactions, and encouraging of involvement in social activities.

    Keywords: Social Capital, Students, Mazandaran University of Medical Sciences
  • M. Erfani Khanghahi*, F. Ebadi Fard Azar, G .Ebadi Fard Azar Pages 203-212
    Background & objectives

    Affecting factors and concept of effectiveness is the most important and controversial issue in the field of education. According to this definition, the multiple definitions and different patterns have been formed to assess the training effectiveness and factors affecting it. This research aimed to investigate the factors affecting of educational transfer in health deputy staff of Iran University of Medical Sciences.

    Methods

    The current research was an applied type and non-experimental in terms of controlling variables. The statistical popolation was all experts and staff of health deputy of Iran University of Medical Sciences in 1396, which were nearly 3000. The sample size of study was 358, calculated based on the Cochran formula with a 15% drop. The main tools of study were two standard questionnaires based on Likert scale. In this study, the Linear regression analysis with structural equation were used.

    Results

    The results showed that the most and less effective variables on educational transfer in Iran University of Medical Sciences health deputy were educational content and organizational atmosphere with coefficients of determination of 0.54 and 0.077, respectively.

    Conclusion

    Based on the results obtained from hypothesis testing and obtained effect of each independent variables on educational transfer, it can be concluded that by increasing the level and quality of educational content, a more suitable process in transfer of training would be observed in health deputy staff of Iran University of Medical Sciences, and less costs would be incurred for the organization.

    Keywords: Educational Transfer, Organizational Atmosphere, Management Support, Organizational Commitment, Job Motivation, Educational Content, Model
  • S.A. Mousavi*, Sh. Atashkar, A. Almasi, M.J. Shokoohizadeh, M .Amini, Z .Sobhani Pages 213-222
    Background & objectives

    Hospital wastes can be categorized as hazardous wastes due to their risks to the environment and human. Considering the fact that the hospital staff are in direct contact with biomedical wastes, their knowledge and safe operation are important in waste management. The aim of this study was to determine the status of knowledge, attitude and practice of healthcare staff of Imam Hossain Hospital of Kermanshah regarding biomedical waste management.

    Methods

    This was a descriptive cross-sectional study. The study population included healthcare and office staff of hospital with sample size of 149. The data collection tool was a questionnaire including four parts: demographic information as well as knowledge, performance and attitude questions.

    Results

    The results of this study showed that there was a significant (p<0.05) relationship between the level of knowledge and practice of health staff for management of hospital wastes with gender, professional and educational courses. The level of knowledge and practice in women was higher than men, and in the third-grade staff (paraclinical) was more than other job grops. Based on the result, more paraclinical personnel (70.58%) had been engaged and completed their waste management training courses.

    Conclusion

    As the results, training can lead to increased knowledge and practice of health staff in waste management and have more important role than work experience and job group. Therefore, managers of hospitals should have a special and continuous planning in order to develop all aspects of waste management programs.

    Keywords: Hospital Waste, Management, Knowledge, Attitude, Practice
  • A. Salehi Sahlabadi, A. Karim, A. Khatabakhsh*, H. Soori Pages 223-234
    Background & objectives

    In recent years, the rapid growth of technology and the use of computers have affected almost all office work stations. Musculoskeletal disorders are very common among administrative staff. Therefore, this study aimed to evaluate the ergonomic status and prevalence of musculoskeletal disorders in office staff affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences.

    Methods

    This study was conducted on 96 office staff affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences in 2018. To evaluate the ergonomic status, ROSA method and to determine the prevalence of musculoskeletal disorders, Nordic standard questionnaire was used. The data were analyzed using Chi-square, one-way ANOVA and descriptive statistics with SPSS-22 software

    Results

    The prevalence of musculoskeletal disorders in staff was higher in the neck (62.5%), shoulder (57.3%) and lower back (57.3%) than the other organs. The average ROSA score in the society was 4.9 ±1.02. 70.8% of the subjects were evaluated in warning zone and 29.2% in the area of immediate corrective measures. There was a relationship between the final score of ROSA and the prevalence of musculoskeletal disorders in the neck, shoulders and lower back. There was also a relationship between age, gender, work experience and the final score of ROSA.

    Conclusion

    The ROSA method was determined as a suitable tool for evaluating the ergonomic status of office stations. According to the results, employees are at risk of musculoskeletal disorders and have workstations with ergonomic risk factors. Therefore, tensile movements, adjusting work schedules, using equipment such as a document holder and Headset are recommended.

    Keywords: Musculoskeletal Disorders, ROSA, Ergonomic Assessment, Administrative Staff, Nordic Questionnaire
  • E. Rahimi, SH.Alizadeh*, AR. Safaeian, N .Abbasgholizadeh Pages 235-247
    Background & objectives

    Medical errors are one of the five most common causes of death. Patient safety is an important issue in healthcare systems, and the existence of a strong patient safety culture in hospitals influences safety-related behaviors and reduces medical errors. The present study aimed to evaluate patient safety culture in Ardabil hospitals and investigate the attitude of employees towards their own performance compared to their colleagues in the field of patient safety culture.

    Methods

    The data of this cross-sectional study were collected from 420 staff of four hospitals of Ardabil University of Medical Sciences by HSOPSC questionnaire and a researcher-made questionnaire for staff opinions on their own practice in the field of patient safety culture. One-way Anova and T-tests were used to determine the statistical relationship between staff demographics and dimensions of patient safety culture. SPSS24 software was used for analysis.

    Results

    The overall mean percentage of positive response to the dimensions of patient safety culture was 57.71% and was in the middle range. The highest percentage of positive responses was related to the dimensions of "Feedback & Communication about Error" (86.82%) and "Teamwork within Units" (86.64%). The lowest percentage of positive response was related to the dimensions of "Frequency of Events Reported" (24.83%) and "Non-punitive Response to Errors" (27.93%). Investigating the attitude of employees towards their own performance compared to their colleagues shows that in most dimensions, employees perceive their performance better than their colleagues.

    Conclusions

    The status of patient safety culture in the studied hospitals needs to be improved. The error reporting by staff is also very low. Therefore, it is necessary to increase the number of staff, especially nurses in proportion to the number of patients and the workload, to reduce staff working hours, adopt policies of safety and non-punitive culture, support staff and implement effective training programs in hospitals.

    Keywords: Medical Error, Accident, Patient Safety, Patient Safety Culture
  • A .Sadigh, E. Fataei*, M. Arzanloo, A.A. Imani Pages 248-256
    Background & objectives

    The purpose of this study was to investigate the exposure of individuals to bacterial bioaerosols in indoor air and to investigate the factors affecting their concentration in Ardabil city. In this study, 12 Sports halls (including futsal, volleyball, and bodybuilding halls) were selected and the samples of bacterial bioaerosols were taken from their indoor air.

    Methods

    Air sampling was performed using Anderson's single-stage sampler with a discharge rate of 28.3 liters per minute and a respiratory range of 10 minutes.

    Results

    The results showed that the mean concentration of bacteria in all gyms was 494.24 CFU/m3. The concentration of bacteria in the gyms of Mohaghegh Ardabili, Medical Sciences, Islamic Azad and Payam Noor were 203.5, 728.5, 504.6 and 576 CFU/m3, respectively. The average bacterial concentration in the air was 60.5 CFU/m3. The dominant species of bacteria in indoor air were Staphylococcus aureus, Staphylococcus epidermidis and Bacillus, respectively.

    Conclusion

    According to the results of this study, it is found that the concentration of bacterial bioaerosols is high in indoor air of sports halls and these halls can be considered as a potential hazard and cause respiratory diseases in athletes who use these halls.

    Keywords: Bio Aerosols, Bacterial, Sports Halls, Universities, Ardabil