فهرست مطالب

  • پیاپی 31 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • شیرزاد پیک حرفه* صفحات 1-29
    «جهان پس از کرونا» ناگزیر به «فلسفه سیاست» جدیدی نیازمند است و این مقاله می کوشد آینده «دمکراسی لیبرال» را در آن نشان دهد. این مقاله نشان می دهد «دمکراسی لیبرال» با یک «بحران جهانی» روبه رو است که پیشتر آغاز شده است، اما «همه گیری ویروس کرونای جدید»، چونان مانعی برای آن، بر شدت این بحران می افزاید. «لیبرالیزم» و «دمکراسی»، که به باور «فیلسوفان سیاست» سال ها دوشادوش هم بوده اند، اینک در حال جدایی از یک دیگرند و ارزش های «لیبرال» «دمکراسی» دچار فرسایش شده اند. این مقاله، برای یافتن چرایی و چگونگی این جدایی، «اقتدارگرایی»، «توتالیتاریانیزم» و شرور و کژی های «دمکراسی» را، که باعث افزایش فرسایش «ارزش های لیبرال» می شوند، واکاوی می کند. یافتن نقطه بهینه میان ارزش های «لیبرال» و «اقتدارگرایانه» کار دشواری است و این مقاله نشان می دهد، پس از تجربه «ویروس کرونا»، «دمکراسی غیرلیبرال یا اقتدارگرا» احتمالا قوی تر خواهد شد.
    کلیدواژگان: دمکراسی، لیبرالیزم، اقتدارگرایی، توتالیتاریانیزم، دمکراسی لیبرال، دمکراسی غیرلیبرال
  • علیرضا فرنام*، بهاره دلجو صفحات 31-50
    بحران پاندومی کووید- 19 انسان را در بی دفاع ترین حالت در مقابل هجوم مرگ قرار داد. بشر معاصر، خود را در مقابل مرگ بسیار ایمن می دید. اما بحران کرونا احتمال مرگ پیشرس را بسیار بالا برد و جمع کثیری از انسان ها را متوجه عمیق ترین تعارض های درون روانیشان کرد: بودن یا نبودن، زندگی یا مرگ! باز فعال شدن تعارض های بنیادین در اثر محرک ها و وقایع بیرون، از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر وضعیت روحی- روانی انسانها و رفتارهایی است که از آنها سر می زند. وقایع بزرگ با نتایج مهیب، موجب باز فعال شدن تعارض های مربوط به سطوح عمیق تر روان بشری می گردند، تعارض بین بودن و نبودن! و نتیجه آن رو آمدن دو عاطفه «اضطراب وجودی» و «حیرت» خواهد بود. با جلب شدن توجه بشر به «بودن» خود و درک عمیق این مسیله که «نبودن» نیز در کمین ماست، بشر رویکردهای جدیدی را در زندگی اتخاذ خواهد کرد. رویکردهایی که با تجلیات اضطراب وجودی (طبق نظر تیلیش) منطبق است. اما این رویکردها لزوما هم مثبت و سازنده نخواهد بود و احتمال واکنش های مخرب و غیرسازنده را نیز نباید از نظر دور داشت.
    کلیدواژگان: پاندومی کووید- 19، تعارض های درون روانی، دازاین، بودن یا نبودن، سلسله مراتب خودآگاهی، سطوح بودن، انواع اضطراب وجودی
  • منصور ایمانپور* صفحات 51-75
    ماجرای اخیر «کرونا ویروس» در عصر جدید، یادآور یکی از مسایل همیشگی در تاریخ فلسفه و کلام است.فیلسوفان و متفکرین حوزه دین پژوهی، این قبیل امور را تحت عنوان «شرور» مورد بحث و موشکافی قرار داده اند. این مقاله نیز بحران ناشی از رفتار این ویروس را تحت همین عنوان بررسی کرده و ابعاد مختف آن را در ساحت باورها و عواطف تحلیل نموده است. در حوزه معرفتی و فکری، راه حل های مختلفی در این خصوص ارایه شده است. هیچ یک از این راه حل ها به تنهایی قادر به پاسخگویی به همه اشکالات و توجیه کننده همه اقسام شرور نیستند؛ لکن به نظر می رسد در تبیین شرور رایج، ترکیبی از آن ها را در چارچوب یک جهان بینی جامع، می توان به کار برد. در حوزه عاطفی و وجودی نیز که براساس آن، فرد پدیده شر یعنی درد و رنج را با تمام وجودش تجربه می کند، هم  تحلیل ها و تبیین های ناظر به حوزهباورهادر جهت معنا بخشی بهاین درد و رنج ها، کارساز هستند و هم مراقبت های اخلاقی و عاطفی و روان شناختی، مفید و اثربخش اند و به تسکین و تقلیل درد و رنج افراد گرفتار کمک می کنند. پدیده «کروناویروس»، از منظری دیگر نیز دارای آثار و پیامدهای مختلف و مخرب در حوزه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی، اقتصادی و جهان گردی است که حل آن ها، نیازمند تدابیر هوشمندانه و هماهنگ است.
    کلیدواژگان: کروناویروس، شرور، شر وجودی، خیر و شر، خداشناسی
  • مسعود امید* صفحات 77-107
    این مقاله مجموعه تاملاتی بر محور چالش ها و پرسش های فلسفی پیش رو در بحران کروناست. از این رو مقاله ای توصیفی-تحلیلی و مشتمل بر فرض ها و حدس هایی در باب پیامدها و امکانات فلسفی بحران موجود و مسایل مرتبط با آن است. از نظر این نوشتار، بحران کرونا زمینه و بنابراین امکان آغاز خانه تکانی فلسفی در برخی از شاخه ها و حوزه های مطالعاتی فلسفی را فراهم آورده است و در صورت جدی گرفتن آنها، می توان در آینده شاهد تغییراتی چند در دیدگاه های فلسفی بود. به علاوه این بحران ظرفیت ایجاد خانه تکانی در وضعیت زندگی امروز و تغییر در دیدگاهای کلی محلی (در ایران) را نیز دارد. در حال حاضر در مساله بحران کرونا عمدتا تمرکز بر پیامدهای متعدد اقتصادی، سیاسی، نظامی، علمی و... آن است و از این سنخ امور پرسش می شود. اما از سوی دیگر با توجه به دامنه تاثیر بحران کرونا می توان آن را به عنوان خاستگاه امکانات دیگری مانند طرح مسایل فلسفی نیز محسوب داشت. این نوشتار با پرسش هایی از این قبیل سروکار دارد: آیا بحران کرونا از بازتاب های فلسفی برخوردار است؟ بحران کرونا چه پرسش ها و چالش هایی را در حوزه های فلسفی-به طور کلی یا جزیی (در ایران)- عملا برانگیخته است؟ این بحران، ظرفیت و قابلیت یا امکان طرح چه سوالاتی را دارد؟ به نظر این نوشتار بحران کرونا ظرفیت زمینه سازی برای طرح پرسش ها و چالش های فلسفی را دارد. در این مقاله نخست به پرسش ها و چالش های فلسفی این بحران به نحو کلی پرداخته می شود. در این حالت، نخست به بازتاب های محتوم و محتمل فلسفی این بحران در سطح پارادایم های تاریخی فلسفه، جریان های فلسفی (قاره ای و تحلیلی) و نیز با لحاظ جریان سوبژکتیویته و ضد آن و مساله نیهیلیسم و همچنین پیامدهای آن در شاخه ها و حوزه های فلسفی از قبیل حوزه منطق، فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی، فلسفه هنر، فلسفه دین، فلسفه دانشگاه و... پرداخته می شود. سپس نظری خواهیم داشت به چالش هایی که این بحران در ایران برانگیخته است.
    کلیدواژگان: ظرفیت تغیرافکنی بحران، فلسفه در بحران، چالش های فلسفی جهانی، مسایل فلسفی محلی (ایران)، بحران و فلسفه های مضاف
  • میکائیل جمال پور* صفحات 109-135

    یکی از کلمات پرکاربردی که اخیرا در سطح جهان رواج پیداکرده، بی گمان کلمه کروناویروس است که تنها در چند ماه اندک توانست سایه خود را بر جهان بگستراند. پیامدهای این پدیده از آن چنان حساسیت و اهمیتی برخوردار است که از یک سوی، موجب تغییر زاویه دید انسان نسبت به مقوله هایی از قبیل حیات، امید، مرگ و اجتماع شده و از سوی دیگر موجب ظهور ادبیات واژگانی جدید مانند زندگی مجازی، رزمایش کمک مومنانه، تمدن بی جامعه و مدافعان سلامت شده است. آنچه در این مقاله موردتوجه واقع شده، نه خود کروناست و نه خود فلسفه، بلکه همه مباحث مطرح شده، معطوف به این مسیله است که آیا فلسفه می تواند در مقابله با این رخداد ناگوار چاره اندیشی کند؟ این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای تدوین شده و می خواهد این نکته محوری را به اثبات رساند که علاوه از راهکارهایی که در متون سنتی فلسفه اسلامی برای حل معضل شر ارایه شده است، می توان با تمسک به نظریه ای که از پیشینه آن سال های چندانی نمی گذرد با کرونا نیز مواجه شده، آن را بررسی و تحلیل کرد و آن عبارت است از نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی که به باور آشنایان توان ایجاد تحول در علوم انسانی را داشته و در تبیین مقولات مهمی مثل فرهنگ، اخلاق، زندگی و تمدن، از موقعیت موفقی برخوردار است. یافته های این مقاله بدین قرار است:1 فلسفه و پاره ای از مباحث آن با کرونا دو مقوله مجزا از هم نبوده و بین آن دو ارتباط وجود دارد؛ 2 رابطه فلسفه و کرونا نه رابطه درمانگری است و نه رابطه آرام بخشی، بلکه می توان رابطه آن دو را تبیینی نامید؛ 3 بر اساس نظریه اعتباریات، می توان با خلق مفاهیم و ادبیات مناسب، به نحوه برخورد خردمندانه با این ویروس و یا هر پدیده مشابه دیگر نایل آمد؛ 4 هم چنین نظریه اعتباریات، انسان را در اتخاذ سبک زندگی جدید و اعطاء راه استمرار رضایت بخش حیات یاری می رساند.

    کلیدواژگان: کرونا ویروس، نظریه اعتباریات، علامه طباطبایی، حیات، نیاز، انسان
  • عبدالمجید مبلغی* صفحات 137-161
    این نوشتار به بررسی ظرفیت نظریه های فلسفه سیاسی معاصر در مواجهه با ویروس کووید-19 می پردازد. جهت انجام این مهم نویسنده به پیشهاد طبقه بندی ویژه ای برای فهم تنوع حاکم بر منطق اقدام و عمل در حوزه عمومی بر اساس نظریه های فلسفه سیاسی همت می گمارد و سپس، از منظر آگاهی ناشی از این طبقه بندی مفهوم پردازانه، سطوح مختلف درک موقعیت به لحاظ فلسفی را در مواجهه با این ویروس همه گیر به بحث می گذارد. بر این اساس چهار گروه نظریه پردازی عدالت- محور، سنت- محور، نتیجه-محور و آزادی-محور معرفی می گردد. نوشتار می کوشد، در تلاشی ابتدایا معرفت شناسانه و سپس ظرفیت سنجانه بر پایه نظام هنجاری ناشی از هر یک از نظریه های فلسفه سیاسی، امکان های پیش روی این دیسیپلین های نظری را جهت فهم موقعیت همه گیری ویروس کرونا و سپس مواجهه با آن توضیح دهد. مقاله قادر به شناسایی طیفی از امکان ها، بر اساس رویکردی انتقادی و تحلیلی، می گردد. فرضیه پژوهش آن است که به میزانی که نظریات فلسفه سیاسی از سمت معرفت شناسی کل نگر متعین پیرامون عدالت گرایی به سمت معرفت شناسی جزءنگر نامتعین پیرامون آزادی گرایی تغییر موقعیت می یابند، استعداد سیاست گذاری کنترل پایه و محدودیت گرا در جامعه کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: فلسفه سیاسی، کووید-19، ویروس کرونا، عدالت، آزادی، فاصله گذاری اجتماعی
  • محمود نوالی صفحات 163-168
    در این مقاله کوتاه سعی کردیم نشان دهیم که امروز ویروس کرونا به صورت ملموس و انضمامی ولی در نسبتی ضعیف و محدود به ما می فهماند که مرگ چیست. او امکان بیرون رفتن از خانه را از دست ما گرفته است؛ همچنین امکان کار و خدمت کردن در اجتماع را نیز تا حد بسیار زیادی از ما سلب نموده است. ما نمی توانیم به مسافرت برویم، آزادانه و بالصرافه قادر نیستیم به کوه ها، به بوستان ها، به مساجد، به سینماها... برویم، حتی نمی توانیم با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشیم و با دلی خالی از دلهره به خارج از خانه برویم و خریدهای ضروری خود را انجام دهیم. از شرکت در محافل دوستان نیز محروم مانده ایم. من این نقش محروم کننده و آگاهی دهنده کرونا را «موت اصغر» می نامم زیرا قسمت مهمی از امکانات ما را ربوده است. باری کرونا به ما یادآوری می کند که ارزش های موجود را مورد نقد قرار دهیم، در نگرش های خود تجدیدنظر کنیم و به فراسوی نیک و بد برویم. در معیارهای خود در باب صحت و سقم احکام خود و درباب خیر و شر، زیبا و زشت متحجر نشویم و دیدگاه های تازه بیابیم.
    کلیدواژگان: کرونا، موت اصغر، مرگ، امکانات
  • مسعود زین العابدین*، امیرحسین منصوری، عارفه پوشیان جویباری، عین الله خادمی صفحات 169-194
    آلام ناشی از بیماری کووید 19 شر ادراکی است و یک امر وجودی محسوب می شود. شر ادراکی با برخی صفات الهی به ویژه حکمت و عدل و علم او و همچنین، احسن بودن نظام خلقت تزاحم ظاهری پیدا می کند و بایستی وجود این شرور را بر این اساس تبیین و توجیه کرد. در پاسخ به این پرسش که اگر شر ادراکی بیماری کووید 19 با علم و حکمت و عدالت و نظام احسن منافات ندارد پس چرا خداوند عالمی فاقد همین مقدار شرور را نیز نیافریده است، چند پاسخ ارایه شد که مبتنی بر حکمت خداوند قابل تحلیل هستند. شرور فایده هایی دارند و جلوه گر شدن آنها در قالب شر ناشی از نسبت ادراکی ما با آنهاست. همچنین، شرور مجعول بالعرض هستند و مربوط به هیولا و ماده عالم می باشند و خیرهای عالم در مجموع بر شرور غلبه دارند. جدای از این، شرور لازمه اختیار انسانی هستند. از سویی علم و معرفت بشر، تابع قوانین ثابت می باشد و جوشش عواطف و احساسات و نیکی ها در عالم، وابسته به حضور شرور می باشد. بر این اساس بر اساس باور به خداوند می توان وجود شرور ادراکی را بدون توسل به عدمی بودن همه شرور توجیه کرد و همچنان بر این اندیشه بود که شرور ادراکی بیماری کووید19 منافاتی با حکمت الهی ندارد. بایستی از فرصت حاصل شده از بیماری کووید 19 برای اندیشیدن به جهانی بهتر پس از کنترل شیوع ویروس کرونا اندیشید.
    کلیدواژگان: شر ادراکی، کرونا، کووید 19، شرور، الم، باور، خدا
  • حسن خسروی* صفحات 195-219
    امروزه زیست جمعی و نیازهای متقابل اساس زندگی بشر را تشکیل داده و حفظ تعادل آن، مستلزم همکاری مشترک در عرصه جهانی است. لذا انسان به تنهایی قادر به حل بحران ها و چالش های پیرموان خود نخواهد بود. با گسترش  بیماری کرونا ویروس یا کووید 19، به عنوان یک «اپیدمی جهانی»، همکاری های متقابل و نوع دوستی بیشتر اهمیت یافته و مهار بیماری، درمان مبتلایان و پوشش نیازهای آسیب دیدگان و تامین حقوق انسانی، نیازمند مبنایی اساسی جهت الزامی شدن «اصل حمایت از حقوق انسانی دیگران»، می باشد. هدف اساسی مقاله، موجه سازی این الزام بر بنیاد اخلاق وظیفه گرای کانتی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که متاثر از کووید 19 حقوق انسانی افراد زیادی در معرض آسیب قرار گرفته و اخلاق وظیفه گرا به جهت نهادینه سازی قانون الزامی عمل به تکلیف ناشی از فاعل اخلاقی و خودآیین، خرد خودبنیاد و اراده نیک و آزاد، می تواند منشا حرکت افراد اخلاقی برای تضمین اصل حمایت از سایرین در برابر این بیماری شود. انسان متصف به اخلاق وظیفه گرا در کمک به سایر افراد، صرفا به اصل عمل اخلاقی «حمایت از دیگری»، توجه می نماید، لذا در کمال بی طرفی، عدالت، برابری، عدم تبعیض و بدون دخالت دادن انطباعات حسی، به افراد نیازمند، آسیب دیده، مبتلا و بیمار کمک می نماید.
    کلیدواژگان: کرونا ویروس، کوید 19، اصل حمایت، حقوق انسانی، اخلاق وظیفه گرایی کانت
  • علیرضا منصوری* صفحات 221-245
    مقاله حاضر با بهره گیری از نظریه سه جهان پوپر توضیح می دهد که ویروس کرونا چگونه می تواند تاثیری وسیع و گسترده بر زیست بوم عقلانیت بگذارد و به واسطه وجود جهان 3 چگونه ویروس هایی که تهدیدی برای انسان هستند، می توانند تهدیدی برای کل حیات در کره زمین باشند. از طرفی مقاله حاضر ضمن تاکید بر تفاوت مهم معرفت شناختی علم و تکنولوژی توضیح می دهد نقش نقادانه علم به تکنولوژی تا چه اندازه اهمیت دارد و در عین حال می تواند الهام بخش تکنولوژی های پاک و الهام بخش ابداع تکنولوژی هایی برای جلوگیری از بحران های بیشتر داشته باشد. رویکرد درست قرار دادن تکنولوژی در سپهر عقلانیت است، اتخاذ رویکردهای غیرعقلانی و فلسفه هایی که علم را به تکنولوژی فرومی کاهند یا آن دو را باهم خلط می کنند، نه تنها نادرست است، بلکه زمینه ساز بحران های بیشتر و عمیق تر نه تنها برای انسان، بلکه برای کل حیات در کره زمین است.
    کلیدواژگان: کرونا، کووید-19، عقلانیت نقاد، نظریه سه جهان پوپر، تکنولوژی های انسانی
  • فریده آفرین* صفحات 247-278

    هدف مقاله این است که از نحوه طرح مفاهیم هایدگر در «هستی و زمان» برای شرح نسبت ها، یافت حال و حال های دازاین در مواجهه با کوید 19 استفاده کند. با روش تحلیلی-تطبیقی و رویکرد اگزیستانسیالیسم کاربردی در این مواجهه نسبت هایی چون علمی و پدیدارشناختی ضمن معرفی نسبت های القایی سرمایه داری شرح داده شده اند. ضمن مطالعه یافت حال و حال برسانده ی آن، متوجه اهمیت در-جهان-هستن دازاین در پرتوی مفهوم بدن زیسته می شویم. یافت حال به طور خلاصه احساس درونی نیست، بلکه در نسبت ها و رابطه ها شکل می گیرد و امکان هایی را پدیدار می کند. نسبت های پدیدارشناختی، مواجهه با کوید 19، وجوه مختلف رویارویی، یافت حال ها و در نتیجه حال هایی را در بدن زیسته به وجود می آورد. ترس و اضطراب بسته به نوع مواجهه و رویارویی دو نوع یافت حال است که از حالت ضعیف به قوی حال های متفاوتی را رقم می زند. دازاین در ترس، حال هایی چون فرار، بی تفاوتی، بیماری هراسی، ترس دایمی از کوید 19، دیگرترسی، دیگری هراسی، ترس از مرگ را تجربه می کند. اضطراب در حالت قرنطینه مطلق و نیز برخی افراد مبتلا بستری در بیمارستان، قریب به فوت روی می دهد. اضطراب حاکی از خنثی شدن همه امکان ها و سربرآوردن پرسش از کیسیتی و چیستی دازاین است. نحوه زیستن اضطراب در قرنطینه مطلق یا مرگ تدریجی در بیمارستان، تجربه مرگ به معنای هایدگری، است. تحلیل یافت حال های دازاین در این شرایط به روشن سازی عملکرد دازاین می انجامد که می تواند به بهبود اقدامات بشر در بحران های مربوط به حوزه بهداشت و سلامت منجر شود.

    کلیدواژگان: ترس، اضطراب، یافت حال، کوید 19، دازاین، هایدگر
  • رضا ماحوزی* صفحات 279-304
    نولیبرالیسم آموزشی در هفت دهه اخیر توانسته به تدریج دیگر الگوهای دانشگاهی را از دور خارج کرده و در دو دهه پایانی قرن بیستم و سه دهه اخیر به مثابه قدرتمندترین هژمونی آموزشی و پژوهشی جلوه گر شود؛ هژمونی ای که در خدمت بازار آزاد سرمایه است و با آموزش و پژوهش آزاد (لیبرال) برنامه های توسعه اقتصادی را پشتیبانی می کند. اما اینک، با شیوع ویروسی کوچک اما قدرتمند، اعتبار این نظام آکادمیک خدشه دار شده است. این نوشتار درصدد است ضمن برشمردن سابقه نظام های دانشگاهی مسلط در دو سده اخیر از جمله دانشگاه هومبولتی آلمانی، دانشگاه آموزش محور انگلیسی، دانشگاه فنی و ملی گرایانه فرانسوی و تشریح چارچوب فکری نولیبرالیسم آموزشی، این پرسش را تحلیل کند که آیا الگوی اخیر می تواند در مقابل نقدهای تند و گسترده مخالفان دوام آورد و اگر نتواند، جایگزین این نظام مسلط جهانی، چه خواهد بود؟ تحلیل نویسنده آن است که استقلال تبیین شده در الگوی کانتی از دانشگاه و ظرفیت هایی که ریالیسم انتقادی پیش پای نولیبرالیسم آموزشی می گذارد و همچنان دقت این نظام در استفاده از نقدهای منتقدان برای اصلاح و بازسازی خود، می تواند به بقاء این نظام کمک کند و این نظام به نحوی منعطف، سبک خود را تغییر دهد. با این حال باید منتظر تحولات بعدی جهان در نتیجه تبعات شیوع ویروس کرونا ماند.
    کلیدواژگان: نولیبرالیسم، دانشگاه هومبولتی، دانشگاه فرانسوی، دانشگاه انگلیسی، کرونا ویروس
  • حسین مصباحیان* صفحات 305-331
    این نوشته تلاش کرده است وجوهی از پدیدار کرونا که در دام مستوری افتاده اند را مورد مطالعه قرار دهد و به آنها مجال دهد تا خود را بنمایانند . در چنین جهتی ، مقاله بحث کوتاهی عرضه کرده است درباره ابعاد وضعیت بحرانی ناشی از بیماری های همه گیر با تاکید بر کرونا و نشان داده است که بحران مذکور سبب شده است که بحران های ناشی از کنش انسانی از پستوی خود خارج شوند و انسان را مجبور سازند تا وضعیت بحرانی خود را دریابد و درگیر آن شود . مقاله بحث کرده است که پاندمی کووید 19، شش سطح بحران رابطه انسان با خود ، با فرهنگ ملی ، با طبیعت ، با دیگری ، با خدا ، و با علم را از پستو درآورده است و انسان را مجبور کرده است که در خود و در رابطه خود با غیر خود توقف کند . گرچه پدیدارشناسی پاندومی کووید 19 زمانی به سرانجامی می رسد که سطوح شش گانه بحران مذکور به ترتیب از طریق وام گیری مفاهیم فلسفی«موقعیت های مرزی» ، «نزاع برای ارج شناسی» ، «گشتل» ، «دیگری» ، «نام خدا» و «بحران علم» مورد مطالعه قرار گیرند ، مقاله به دلایل روش شناختی ترجیح داده است ، درآمد آن را برگزار کند و به کمک واضع اصطلاح موقعیت های مرزی ، کارل یاسپرس ، منحصرا بر سطح نخست بحران توقف کند و به ایضاح آن بپردازد . مقاله بدین ترتیب با برشمردن دو خصلت اصلی موقعیت های مرزی یعنی تعارض و شکست ، و چهار موقعیت مشخص مرزی یعنی رنج ، جدال ، گناه و مرگ تلاش کرده است شرحی از بحران های ناشی از کرونا فراهم آورد و نشان دهد که بحران مذکور ، نقش های موقعیت های کلی و موقعیت های مرزی را جا به جا کرده است . اگر موقعیت های مرزی در شرایط عادی حاشیه ای بر متن موقعیت های کلی بوده است ، در شرایط کرونایی جاری این موقعیت های کلی مبتنی بر آگاهی است که حاشیه ای بر متن درگیری های وجودی در موقعیت های مرزی شده است و چون چنین است ضرورت دارد که نحوه مواجهه با آن از سطح اگزیستانسیل به سطح اگزیستانسیال و از خاستگاهی ناشی از اگزیستانس آدمی به موقعیت های کلی رودرروی دازاین تغییر جهت دهد .
    کلیدواژگان: بحران کرونا، موقعیت مرزی، تعارض، رنج، جدال، مرگ
  • محسن باقرزاده مشکی باف*، مصطفی عابدی، محمود صوفیانی صفحات 333-361
    در این پژوهش درصدد توضیح این موضوع هستیم که چگونه نیککولو ماکیاوللی، مبانی اندیشه سیاسی کلاسیک را به صورت بنیادین مورد نقد قرار می دهد و در گسست از آن مبانی، راه را برای ایجاد نگرشی جدید به سیاست و همچنین تاسیس علم سیاست هموار می کند. در این جستار، فلسفه سیاسی ارسطو به عنوان نماینده منطق اندیشیدن سیاسی کلاسیک مطرح شده است و این اندیشه را بر اساس سه اصطلاح استراتژیک طبیعت، بخت و فضیلت و همچنین نسبت پیچیده میان آن ها و ارتباطشان به سیاست در منظر ارسطو، مورد تفسیر و بررسی قرار می دهیم و نشان خواهیم داد که سیاست دنباله نگاه طبیعت محور و اخلاق محور ارسطوست. همچنین به صورت همزمان می پردازیم به اینکه چگونه ماکیاوللی با سه اصطلاحی که در مقابل اصطلاحات ارسطو وضع می کند (که عبارتند از قدرت، ویرتو و میهن) مبانی اندیشه سیاسی ارسطو و همچنین به تبع آن اندیشه سیاسی کلاسیک را بی اعتبار می کند و راه را برای ایجاد اندیشه سیاسی جدید که در بیرون میدان جاذبه قدرت طبیعت، قدرت اخلاق و قدرت بخت شکل می گیرد، باز می کند. جایی که آدمی تنها با اتکا به اراده خود و ویرتو و بدون نیاز به نیروی طبیعت و بخت، منطق مناسبات سیاسی را به نفع خود بر هم می زند.
    کلیدواژگان: ماکیاوللی، ارسطو، طبیعت، بخت، فضیلت، ویرتو، میهن، قدرت
  • مسعود علیزاده اقدم*، محمدرضا عبدالله نژاد صفحات 363-385

    مقاله حاضر، بخشی است از تحقیقی درباره رابطه سه نقد در فلسفه کانت، مبتنی بر مفاهیم اساسی فلسفه انتقادی. یکی از این مفاهیم، طبیعت است. طبیعت در فلسفه انتقادی، مجموعه متعلقهای فعالیت حکم کردن است، و چون این فعالیت، بنحو خودآیین یعنی مطابق اصول استعلایی انجام می گیرد طبیعت نیز افقی است که با این اصول تقویم می شود. طبیعت در نقد اول، قلمرو متعلقهای شناخت متناهی از جهت صورتشان است، و توسط اصول استعلایی فاهمه تقویم می شود. تقویم ماتقدم صورت عین و نه ماده اش، متوقف است به تناهی شناخت انسان. طبیعت در نقد دوم، قلمرو متعلقهای عقل عملی است که اراده های آزادند و توسط قانون اخلاقی تقویم می شود. غایت بودن این طبیعت، نشان تناهی عمل انسان است. طبیعت در نقد سوم، افق ماتقدم گشوده شده توسط اصل استعلایی حکم تاملی است یعنی حوزه ای است که در آن انسان به تامل در متعلقهای شناخت از جهت کثرت و عدم ضرورتشان می پردازد، که این نیز وجه دیگری از تناهی در شناخت انسان است. بدین سان سیر تحلیل طبیعت در سه نقد، سیر تحلیل تناهی انسان است. این تحلیل در تمامیتش نشان می دهد که انسان، یعنی موجود آزاد متناهی در جهان محسوس، به چه معناست. چنین است که تحلیل کانت از مفهوم طبیعت در سه نقد، بخشی از تلاش اوست در جهت پاسخ دادن به آن سوال واحد که به گفته او مسیله اصلی فلسفه انتقادی است: «انسان چیست؟»، و چنانکه می بینیم فهم این پاسخ، و ازین رو فهم فلسفه انتقادی، فقط با درنظرآوردن هر سه نقد ممکن می شود.

    کلیدواژگان: طبیعت، اصول استعلایی، طبیعت صوری، طبیعت مادی، تناهی، آزادی
  • علی بابایی صفحات 387-411

    در بطن منابع حکمی، عرفانی و متون دینی به مناسبت های مختلف سه گانه های بسیاری طرح شده است؛ این سه گانه ها را می توان به سه دسته 1. سه گانه های مرتبط با مراتب شوون حق تعالی، 2. مراتب عالم و 3. مراتب شوون انسانی تقسیم بندی کرد. مهم ترین سه گانه در مورد خداوند، سه گانه «ذات، صفات و افعال» است که اساس تمام آموزه های عرفانی و سه گانه های مطرح در آن است؛ و در مورد عالم، به تعبیر عرفانی سه مرتبه «ملک، ملکوت جبروت»، به تعبیر فلسفی سه مرتبه « ماده، مثال و عقل» و به تعبیر دینی سه مرتبه «دنیا، برزخ و آخرت» قابل اشاره است؛ به تبع مراتب عالم، مراتب سه گانه بسیار مهم زمان یعنی «زمان، دهر، سرمد» مطرح می شود؛ اما در مورد انسان نیز سه مرتبه نیروی «حواس، خیال، عقل» محوری ترین سه گانه است؛ و به همین ترتیب سه گانه های مهم دیگری در خرده -موضوع های معرفتی، با تکیه بر موارد یاد شده طرح شده است. حال مساله اساسی در این مقاله این است که چرا در این جا بر «سه گانه» تاکید شده است؟ و مراتب سه گانه چه نسبتی با مراتب کم تر یا بیشتر می تواند داشته باشد؟ آیا بین مراتب یاد شده در این مقاله ارتباط منطقی ای وجود دارد؟ یا هر سه گانه ای را می توان در زمره مراتب یاد شده قرار داد؟ پاسخ همه این سوالات در اصل وزین تشکیک در فلسفه اسلامی نهفته است؛ بنابراین اصل، هر یک شاخه از سه گانه های یاد شده سه مرتبه از یک حقیقت واحدند و با هم ارتباط طولی دارند؛ و در حقیقت یک چیزند با چند مرتبه.

    کلیدواژگان: سه گانه ها، اصل تشکیک، مراتب، طول و عرض، فلسفه اسلامی
  • نوید حکم آبادی*، علی سلمانی صفحات 412-435
    در تراژدی های یونان با شکلی از عدالت و تقدیر کیهانی روبه روییم که برای ما غریب می نماید. اودیپوس به سبب گناه نادانسته اش خود را مجازات می کند. آنتیگون کفاره اعمال اعضای خانواده خود را می پردازد. پرومته به واسطه نیکخواهی اش تقاص پس می دهد، و آژاکس بازیچه هوس خدایان می شود. در تمامی تراژدی های فوق، و به طور کلی، در همه تراژدی های یونان با نوعی عدالت تقدیرگونه روبه روییم که اتفاقا براساس معیارهای انسان امروزی ناعادلانه و خلاف عدالت اند. در مواجهه با این آثار کلاسیک همواره با این سوال مواجه می شویم که ذهن یونانی چه تصوری از حق و عدالت داشته است و به طور کلی تراژدی های یونانی مروج چه نوع نظام حقوقی است که اینگونه برای ما غریب می نماید. در این مقاله سعی بر اینست که با واکاوی مفهوم عدالت در سه حوزه طبیعیات، مابعدالطبیعه، و سیاست به پاسخ پرسش های فوق برسیم. برای نیل به منظور خود تمرکز اصلی این پژوهش را بر تراژدی های سه گانه سوفکل یعنی ادیپوس شهریار، ادیپوس در کلنوس، و آنتیگونه قرار می دهیم. این سه تراژدی، که به ترتیب سرنوشت شوم خاندان لابداسیدها را شرح می دهند، نمونه های خوبی برای بررسی مفهوم عدالت در اندیشه یونانی به شمار می روند. چرا که در تراژدی های سه گانه فوق به اغلب تعابیری که مفهوم عدالت به ذهن یونانیان متبادر می کرده اشاره شده است، تعابیری که مخصوص ذهن یونانیست و تنها در سپهر اندیشه فلسفی آنزمان قابل فهم است.
    کلیدواژگان: تراژدی، خطای تراژیک، عدالت، دمکراسی آتن، پولیس، سوفوکلس، سولون
  • مجید دهقان*، محمد سعیدی مهر صفحات 437-458
    خودآیینی از کانت به بعد فضیلتی عقلانی به شمار می آید که فرد را مستقل از دیگری دارای توانایی انتخاب و تصمیم گیری در حوزه هایی مانند اخلاق، سیاست و معرفت فرض می کند. شخص خودآیین با این تعریف در مقابل هر آتوریته شامل آتوریته دینی مقاومت نشان می دهد. به همین دلیل همواره خودآیینی مانع از پذیرش آموزه های دینی بدون شاهد مستقل قلمداد می شود. در این تصویر، دوراهی بین باور دینی و عقلانیت انتخاب سختی را پیش روی انسان مدرن دیندار قرار داده است. انسان مدرن ناگزیر است عقلانیت را به کنار نهاده و متعبدانه به دین باور داشته باشد یا باورهای دینی خود را محدود به گزارهای اندکی کند که برای آن شاهدی داشته باشد. فیلسوفانی مانند زاگزبسکی، کدی و رابرت و وود در تلاشند با تحلیل دوباره مفهوم خودآیینی تفسیری از آن ارایه کنند که با پذیرش آتوریته معرفتی از جمله آتوریته دینی ناسازگاری نداشته باشد. در این مقاله پس از مرور تعریف خودآیینی و تاریخچه آن بر چرایی تنافی این مفهوم با آتوریته تمرکز می شود. سپس به رابطه این مفهوم با مفاهیمی مانند استقلال و آتوریته پرداخته می شود. در ادامه با ارایه تفسیری سازگار از این مفهوم با آتوریته رابطه این مفهوم جدید با آتوریته دینی تحلیل می گردد و صورت هایی از سازگاری خودآیینی و آتوریته دینی ارایه می گردد.
    کلیدواژگان: خودآیینی، آتوریته دینی، زاگزبسکی، دین و عقلانیت، عموم گرایی معرفتی
  • رضا رسولی شربیانی، ابراهیم امرانی* صفحات 459-477

    تامل در منطق ارسطو و تحلیل مبانی متافیزیکی آن، ارتباط تنگاتنگ میان منطق و متافیزیک در اندیشه او را نشان می دهد. اما با دقت در تمایزات این منطق با منطق ابن سینا، شاهد کم رنگ شدن ارتباط متافیزیک و منطق نزد ابن سینا و به تبع آن پر رنگ تر شدن گرایش صوری در این منطق می شویم.پرداختن به تمایزاتی که نشان دهنده گرایش صوری منطق ابن سینا نسبت به منطق ارسطو است، نیازمند نوشتار دیگری است و ما در این مقاله تنها به بیان علل کلامی و معرفت شناختی این گرایش نزد ابن سینا می پردازیم. او در کتاب اشارات و تنبیهات، منطق را علم بررسی اشکال تفکر معرفی می کند و تفکر شرطی را نیز قسمی از تفکر دانسته و در مورد آن به تفصیل بحث می کند. این توجه به تفکر شرطی، ناشی از دغدغه ها و مسایلی است که ابن سینا با آن ها درگیر بوده و برای تبیین آن ها از منطق بهره جسته است. ابن سینا در شرایطی از مکان و زمان زندگی می کرد که اندیشه کلامی، تفکر غالب زمانه وی بود و ازآنجاکه در مباحث کلامی از واقعیت های جهان و مصادیق باورهای دینی و روابط آن ها بحث می شود نه از مفاهیم و امور ذاتی و اندراج آن ها، لذا ابن سینا به منطق شرطی که روابط میان امور واقع را تبیین می کند التفات بیشتری داشت و چون منطق ارسطو را با توجه به مبانی خاص فلسفی آن در تبیین این قسم از تفکر ناتوان می یافت، سعی درکمرنگ کردن رابطه منطق و متافیزیک و درنتیجه صوری تر کردن منطق ارسطویی نمود.

    کلیدواژگان: منطق ابن سینا، فلسفه منطق، منطق صوری، کلام فلسفی
  • فریدالدین سبط*، سعیده کوکب صفحات 479-500
    این نوشتار تاملی است بر دیدگاه ریچارد سویین برن در باب فرضیه خداباوری؛ دیدگاهی که ادعا می کند فرضیه مذکور محتمل ترین تبیین برای عالم است و سعی دارد با توسل به اصل سادگی این مدعا را به اثبات رساند. برای این منظور، سویین برن استدلال می کند که چون موضوع فرضیه موردنظر، خدای نامتناهی است و از طرفی مفهوم نامتناهی ساده تر از مفهوم متناهی است، لذا این فرضیه از هر فرضیه دیگری(شخصی و علمی) ساده تر خواهد بود، زیرا موضوع سایر فرضیات امری متناهی است و درنتیجه می توان فرضیه موردنظر را محتمل ترین تبیین برای عالم تلقی کرد. اما در ادامه سعی بر آن است تا نشان دهیم که تبیین سویین برن درباره مفهوم نامتناهی، قابل تامل است، زیرا مفهوم نامتناهی ای که او از حیث معرفت شناختی لحاظ می کند، مفهومی ایجابی و مشتمل بر تمام کمالات است که به طور مجزا از یکدیگر شناخته می شوند. درنتیجه این مفهوم نامتناهی متشکل از بی نهایت مولفه و درنتیجه پیچیده ترین مفهوم خواهد بود. بنابراین راه حل ما برای این اشکال، ترک مقام معرفت شناسی و ورود به حوزه هستی شناسی است، به این معنا که نامتناهی را صرفا در مقام تحقق لحاظ کنیم. زیرا نامتناهی در مقام تحقق، وجودی مطلق و بسیط است. و ازآنجاکه وجود خاستگاه وحدت است، لذا در موجود نامتناهی کثرت بماهو کثرت راه نداشته و عین وحدت خواهد بود. و اگر خداوند را در این مقام، نامتناهی لحاظ کنیم فرضیه خداباوری ساده ترین فرضیه ممکن و بالتبع محتمل ترین تبیین برای عالم به شمار خواهد آمد.
    کلیدواژگان: فرضیه خداباوری، اصل سادگی، نامتناهی، متناهی، معرفت شناسی، هستی شناسی
|
  • Shirzad Peik Herfeh * Pages 1-29
    A new ‘political philosophy’ is indispensable to the ‘post-Corona world,’ and this paper tries to analyze the future of ‘liberal democracy’ in it. It shows that ‘liberal democracy’ faces a ‘global crisis’ that has begun before, but the ‘novel Coronavirus pandemic,’ as a setback for it, strongly encourages that crisis. ‘Liberalism’ and ‘democracy,’ which had long been assumed by ‘political philosophers’ to go together, are now becoming decoupled, and the ‘liberal values’ of ‘democracy’ are eroding. To find why and how, this paper analyzes ‘authoritarianism,’ ‘totalitarianism,’ and the evils and propensities of ‘democracy’ that bring about further erosions of ‘liberal values.’ There may be difficult trade-offs to be made between ‘liberal’ and ‘authoritarian’ ‘values’ - and, after the experience of ‘Coronavirus,’ this paper shows the ‘illiberal or authoritarian democracy’ may become stronger.
    Keywords: Democracy, liberalism, authoritarianism, totalitarianism, liberal democracy, illiberal democracy
  • Alireza Farnam *, Bahareh Deljou Pages 31-50
    COVID-19 pandemic crisis has put everyone in the most vulnerable position, facing the onslaught death. The contemporary human beings used to see themselves as very safe and far from death. However, the COVID-19 crisis has greatly increased the likelihood of death, guiding a large number of people to their deepest psychological conflicts: being versus non-being, life versus death. Reactivation of the basic conflicts of the human psyche by events in the external world are among the most effective factors of psychic states and behaviors. Considerable events, particularly those with disastrous consequences, can reactivate the most fundamental conflicts of the human soul, the conflicts about being versus nonbeing, with the resultant emergence of existential anxiety and astonishment! Attracting the attention of the contemporary humans to their being and the profound comprehension of the inevitable nonbeing would guide towards new approaches which are in accordance with Paul Tillich’s formulations, regarding types and expressions of existential anxiety. Ought to be in mind that these approaches would not be necessarily positive or negative, thereby the possibility of the emergence of nonproductive and even destructive approaches lies ahead, though the vice versa is also true
    Keywords: COVID-19 Pandemic, Dasein’s Conflicts, the hierarchical levels of self-awareness, existential anxiety
  • Mansour İmanpour * Pages 51-75
    The recent crisis of the Corona Virus in the modern era is reminiscent of one of the most enduring issues in the history of philosophy and theology. Philosophers and theologians have discussed such matters as "evil." This paper also examines the crisis caused by the behavior of this virus under the same title and analyzes its various dimensions in the realm of human beliefs and emotions. In the intellectual and philosophical areas, various solutions have been proposed in this regard. None of these solutions alone can answer all the problems and justify all sorts of evils, but it seems that a combination of them can be used to explain common evils. In the emotional and existential realm, according to which the individual experiences pain and suffering with all his being, both analyzes and explanations related to the realm of beliefs are effective in order to make sense of these sufferings, and moral, emotional, and psychological care are helpful and effective in helping to alleviate people's suffering. From another point of view, the phenomenon of "coronavirus" has different and destructive effects and consequences in various cultural, social, economic and tourism fields, the solution of which requires intelligent and coordinated management.
    Keywords: Coronavirus, Evil, Existential Evil, Good, Evil, Theology
  • Masoud Omid * Pages 77-107
    In this article, we argue that the Coronavirus crisis is the beginning of a new era, but not like the middle Ages or the Enlightenment. So, we can say that for several reasons, the Coronavirus and also its persistence and presence in the coming months and even  future years, as well as its impact on the gradual emergence of the fundamental challenges in the realm of life, thought, and action, can be the basis for fundamental change and the formation of a different age. In addition to economic, political, religious, social and other challenges and questions, the philosophical challenges and questions about the Corona crisis can also be the theme of the philosophical inquiry. Therefore, our aim in this article is to first address the philosophical challenge in addition to the political, economic, social, religious, etc. and second, to analyze the philosophical challenge arising from this virus in Iran.
    Keywords: Coronavirus, philosophical challenge, subjectivity, Nihilism, Iran
  • Mikaeel Jamalpoor * Pages 109-135

    What is discussed in this article is neither the Coronavirus itself nor philosophy, however, all the issues refer to the question of whether philosophy can find a solution to this unfortunate event? This research has been compiled using the library method and wants to prove that, in addition to the solutions presented in traditional texts of Islamic philosophy to solve the problem of evil, we can analyze the Coronavirus problem by relying on the theory of credit perception was first put forward by Allameh Tabatabai (ATCP). ACTP is an interactive epistemological realism based on the epistemology, according to which our cognition is refined and evolved in the face of external reality. For example, it can be utilized to revolutionize the humanities and explain important categories such as culture, ethics, life, and civilization. The findings of this article are as follows: 1- Philosophy and some of its topics in relation to Corona are not two separate categories and there is a connection between them. 2- The relationship between philosophy and corona is neither a therapeutic relationship nor a sedative one, but this can be called explanatory. 3- Based on the ATCP, by creating appropriate concepts and literature, it is possible to achieve a wise approach to this virus or any other similar phenomenon. 4- ATCP also helps people to adopt a new lifestyle and find a way to the satisfactory continuation of life.

    Keywords: Coronavirus, Constructional Perceptions, Allameh Tabatabai, Life, necessity, Human
  • Abdolamjeed Moballeghi * Pages 137-161
    This paper examines the capacity of contemporary political philosophy theories in dealing with the Coronavirus disease (Covid-19). It proposes a special categorization which helps to classify the meaning and understand the diversity of action and practice in the public sphere based on theories of political philosophy. Based on this, four groups of meta-theories are identified: justice-oriented, tradition-oriented, result-oriented and freedom-oriented. In the next step, the paper identified the most important and better known theories within each of these meta-theories. In an attempt, based on a normative explanation of each of the theories of political philosophy, the theoretical capacity of political philosophy to understand the epidemic situation of the Coronavirus (Covid-19) and then to face it is studied. The research hypothesis is that to the extent that theories of political philosophy shift from justice-oriented holistic epistemology to Freedom-oriented non-holistic epistemology, their inclination toward controlling state management, such as social distancing, diminishes.
    Keywords: Political Philosophy, Covid 19, Coronavirus, justice, freedom, Social Distancing
  • Mahmoud Navali Pages 163-168
    In this short article, we tried to show that today the carnivorous as tangible and as concrete, but in a weak and limited ratio, it makes us understand what death is. It has taken away our ability to leave the house; It has also largely deprived us of the opportunity to work and serve in the community. We cannot travel, we cannot go freely and expeditiously to the mountains, to the parks, to the mosques, to the cinemas..., we can not even go out with our relatives and go out with a fearless heart. Let's go home and do our essential shopping. We are also deprived of participating in friends' circles. I call this depriving and informing role of the carnivorous " minor death " because it has robbed us of an important part of our possibilities. The Corona reminds us to critique existing values, reconsider our attitudes, and go beyond good and evil. Let us not be petrified in our standards about the correctness of our judgments and about good and evil, beautiful and ugly, and find new perspectives.
    Keywords: Corona, minor death, Life, possibilities
  • Masoud Zeinolabedin *, Amirhossein Mansouri, Arefeh Poushyan Jouybarie, Eynollah Khademi Pages 169-194
    The pains and afflictions caused by the covid-19, are a kind of cognitive evils, and are an existential thing. cognitive evils are in conflict with God’s wisdom and justice and knowledge and the goodness of the creation. here is a question that, if cognitive evils are not in conflict with these divine qualities, why they are created by God, and why not have God created a world without evils. There are some responses to this question based on God’s wisdom: Evils are necessary in creation of world and have some benefits. We consider them evil, because of their relation with us. Too, evils are not because of God’s creation but they are belonging to corporal aspects of the world and its weakness and abilities. The goodness of world is very much as evils. Too, the evils are necessary for human free will. Human science is based to fixed laws and the stirring of emotions and goodness depends on the presence of evil. then we can justify the existence of evil without resorting to non-existence. and we can say that cognitive evils of covid-19 did not conflict with divine wisdom. Now we have opportunity given by covid-19 to think about a better world after coronavirus.
    Keywords: cognitive evil, Coronavirus, Covid-19, evils, pain, belive, . GOD
  • Hassan Khosravi * Pages 195-219
    Today, collective living and mutual needs form the basis of human life, and maintaining its balance requires cooperation in the world. Therefore, man alone will not be able to solve the challenges of his elders. With the spread of coronavirus, or Covid-19, as a "global epidemic", mutual cooperation and altruism have become more important, and disease control, treatment of patients and coverage of the needs of victims and the human rights need a necessary basis to protect the human rights. The main purpose of this paper is to justify this requirement on the basis of Kant's deontological ethics with a descriptive-analytical approach. The results of the study show that many people are exposed to harm as a result of Covid-19, and deontological ethics according to the categorical imperative, moral agency, self-founded wisdom, and good and free will can be the source of a moral movement toward others support against the disease. A person characterized by this ethics, in helping other people only pays attention to the principle of moral action "supporting the other", so incomplete neutrality, justice, equality, non-discrimination and without interfering with sensory consciousness, helps all individuals as the needy, the injured, the infected and the sick.
    Keywords: Coronavirus, Covid-19, Principle of Protection, Human Rights, Kant's Deontological Ethics
  • Alireza Mansouri * Pages 221-245
    This paper, using Popper's theory of three worlds, aims to explain how coronavirus has a far-reaching impact on the ecosystem of rationality, and how the viruses that threaten humans could be a threat to the life on Earth. On the other hand, this paper, while emphasizing the important epistemological difference between science and technology, explains the importance of science to prevent further crises by putting technology in the sphere of rationality, both by criticizing technologies and inspiring to invent clean technologies. It is emphasized that irrational approaches and doctrines which reduce science to technology or confuse the two discipline are not only incorrect, but also may create more and deeper crises, for humans and all life on earth.
    Keywords: Coronavirus, Covid-19, Critical Rationalism, Popper's Theory of three Worlds, human technologies
  • Farideh Afarin * Pages 247-278

    The aim of this article is based on Heideggerian concepts and ideas in Being and Time to provide a framework for describing the types of dasein's disposedness in the encounter with COVID-19. With the analytic-comparative method and applied existentialism approach, we study different relations like capitalistic, scientific, and phenomenological to COVID-19.  Despite the resistance to the homogenization of globalization in the capitalistic system, Dasein finds himself against it. COVID-19 makes Dasein to be degraded to a corpse and being present-at-hand. It provides an opportunity for speculative reflection on Dasein`s corporeal body for scientific results. Fear and anxiety existentially are the disposedness in front of COVID-19.the encounter with the undeterminable being, for non-patients make also the fear of threatening things, and appear possibilities at- hand. The infected Dasein to COVID-19 and his/her hospitalization brings about anxiety and existential death before demise. and, for the hospitalized quarantine people, there is an inability to project to everyday possibilities. Dasein experiences the relation to COVID-19 in various ways. the phenomenological analysis of some of them leads to better studies, decisions, measurements to effective control over COVID-19, and similar pandemic situation.

    Keywords: Fear, Anxiety, disposedness, Covid-19, Dasein, Heidegger
  • Reza Mahoozi * Pages 279-304
    Educational neo-liberalism gradually alternated the university patterns in recent seven decades, especially, final two decades of 21th century, and emerged as a powerful hegemony in education and research; A hegemony that serves the liberal capital market and supports the economic development programs with liberal education and research. Nowadays, by a tiny, but powerful, pandemic of coronavirus, it seems this academic system has lost its credibility. This paper intends to explore the history of dominant academic systems in two recent century - as of German Humboldtian University, British education-based university, and French technical and national-oriented university. While trying to explain the neo-liberalism education thought, it also analyzes the question that “Does the recent pattern can endure before radical critics of oppositions?” If not, what would be the alternative to this dominant global system? The author believes that the explained independency in Kant's pattern of the university, capacities that critical realism provides for educational neo-liberalism, and accuracy of this system in applying the critics of oppositions for the reconstruction of itself could help to its survival and reconstruction of self in a flexible manner. However, we have to wait for the next world climate changes in response to the Covid-19 pandemic.
    Keywords: neo-liberalism, Humboldtian model of the university, French university, British university, Covid-19
  • Hossein Mesbahian * Pages 305-331
    By taking a phenomenological approach in examining the Covid crisis, this paper investigates aspects of the Corona phenomenon that remain hidden and allows them to self-reveal. I begin by situating the Coronavirus in the context of pandemic crises to examine its various dimensions. Following this introduction, I argue that the current crisis has made humanity cognizant of disasters caused by human action, compelling humans to confront, and reflect on them. As a result, the individual’s relationship with self, national culture, nature, other, God, and science has been greatly challenged. These challenges could best be explained using philosophical conceptions of “boundary situation”,” recognition”, “Gestell”, “other”, “the name of God”, and the “crisis of science”, respectively. For methodical reasons however, I only attend to the relationship with self and the concept of “boundary situation”, coined by Karl Jaspers. The main characteristics of “boundary situations”, antinomy and foundering, as well as four specific boundary situations, namely suffering, struggle, guilt and death are discussed to demonstrate that the Coronavirus crisis has caused general situations to switch places with boundary situations. Under normal circumstances, boundary situations would be at the periphery of general situations. In the current Covid state, the general situation founded on awareness is at the periphery of the existential crisis in boundary situations. It is therefore necessary that the encounter with this crisis shifts from the existentiell to the existential level and from stemming from human existence to general situations facing Dasein.
    Keywords: Coronavirus crisis, boundary situations, antinomy, suffering, Struggle, death
  • Mohsen Bagherzadeh Meshkibaf *, Mostafa Abedi, Mahmoud Sufiani Pages 333-361
    In this research, we are trying to explain how Niccolò Machiavelli Basically criticizes the foundations of classical political thought, and in breaking off those foundations, paves the way for a new vision of politics as well as the establishment of political science. In this essay, Aristotle's political philosophy is presented as the representative of the logic of classical political thinking and we interpret this thought on the basis of the three strategic terms of nature, luck and virtue, as well as the complex relationship between them and their relation to politics in Aristotle's perspective and we will show that politics follows the naturalist-ethical view of Aristotle. We also discuss simultaneously how Machiavelli works with three terms that set against the terms of Aristotle (Which include power, virtue , and the homeland) invalidate the foundations of Aristotle's political thought and, consequently, classical political thought. And opens the way for the creation of a new political thought that forms outside the field of gravity of nature power, of fortune power. Where man is only relying on his will and virtue and without the need for a force of nature and fortune, It changes the logic of political relations to its own advantage.
    Keywords: Machiavelli, Aristotle, nature, virtue, Fortune, homeland, Power
  • Masoud Alizadeh Aghdam *, MohammadReza Abdollahnejad Pages 363-385

    In critical philosophy, nature is sum of objects of the activity of judging. Because this activity is autonomous, i.e. according to transcendental principles, nature is a horizon constituted by these principles. In first Critique, nature is domain of objects of finite cognition as far as their form is concerned, and constituted by transcendental principles of understanding. The constitution of form of object, not of its matter, is possible because of finitude of man's cognition. In second Critique, nature is domain of objects of reason, i.e. free wills, and constituted by moral law. Finality of this nature is mark of finitude of man's action. In third Critique, nature is a priori horizon opened by transcendental principle of reflective judging. It is a field where man reflects upon objects of cognition as far as their diversity and contingency is concerned, and this is another aspect of the finitude of man's cognition. Thus analysis of concept of nature through three Critiques is analysis of man's finitude. In its totality, this analysis shows what it means to be a man, i.e. a finite free being in sensible world. This is how Kant's analysis of concept of nature through three Critiques is a part of his effort to answer the one question which he says to be the main question of critical philosophy, i.e. that of what man is. And as it is clear, we can understand this answer and so the critical philosophy only if we consider all three Critiques.

    Keywords: nature, transcendental principles, formal nature, material nature, Finitude, freedom
  • Ali Babaei Pages 387-411

    There are many trinities in Islamic philosophical, mystical, and religious sources on various topics; these trinities can be divided into three general categories, including: "God's Affairs", " Universe" and "human faculties".  The most important trinities of God's Affairs are the trinity of "Essences, Attributes and Acts" which is the basis of all mystical teachings and trinities that have been raised in Islamic mysticism. In the case of the universe, the three degrees of "kingdom (Molk), Dominion (Malakoot) and Archangelic world (Jabaroot)" can be noted. These three mystical interpretations are, respectively, in the philosophical term "matter, imagine and intellect," and in the religious interpretation "material world, inter-world and ultimate world." According to the hierarchy of the universe, a very important three-fold hierarchy of time, namely, "Time (Zaman), Aeon (Dahr), eternity (Sarmad)," is raised; but in the case of human faculties, the hierarchy of "senses, imagination, and intellect" is the most central trinities. And so in the sub-themes, there are other important trinities, based on the main points mentioned above. Now, the central question in this article is why the emphasis here is on the 'trinities'? And what relation can the trinity hierarchy have to a degree less or more? Is there a logical connection to the hierarchy mentioned in this article? Or can we put any of the trinities beside the hierarchy? The answer to all of these questions lies in the principle of Gradation (Tashkik) in Islamic philosophy; therefore, each branch of the above-mentioned trinities is three degrees of the same truth and has a long relationship with each other's; and in fact they all are one thing with several degrees. The end result of these discussions is the possibility of achieving unity in plurality.

    Keywords: The principle of Gradation, Trinities, Islamic acknowledge
  • Navid Hokmabadi *, Ali Salmani Pages 412-435
    In Greek tragedies, we face a form of cosmic justice and fate that strikes us as strange. Oedipus punishes himself for his unintentional sin. Antigone is paying for her family deeds, Prometheus is punished through his benevolence, and Ajax becomes the puppet of the gods. In all of the mentioned tragedies, and generally in all Greek tragedies, we face a kind of fateful justice, which seems unjust in the standard perspective of modern man. Reading these classic tragedies, we encounter the following question: What did the Greek mind think of righteousness and justice? And In general, what kind of legal system does Greek tragedy promote, which is strange to us? This paper tries to answer the above questions by exploring the concept of justice in the three areas of naturalism, metaphysics, and politics of Presocratic thinkers. In order to achieve this, we place the main focus of this research on the tragedies of Sophocles’ trilogy; Oedipus the Prince, Oedipus in Colonus, and Antigone. These three tragedies, which illustrate the sinister fate of the Labdacides progeny, respectively, are good examples of examining the notion of justice in Greek thought, and refer effectively to various aspects that the concept of justice brought to the mind of the Greeks. These aspects are peculiar to the Greek mind and can be understood only in the sphere of philosophical thought of classical Greek time
    Keywords: Tragedy, tragic error, hamartia, justice, dike, Athenian Democracy, polis, Sophocles, Solon
  • Majid Dehqan *, Mohammad Saeedimehr Pages 437-458
    Autonomy is a rational virtue that assumes that an individual is independent of the other, with the ability to choose and decide in areas such as ethics, politics, and knowledge. The autonomous person with this definition resists religious authority. For this reason, autonomy always prevents the acceptance of religious teachings without independent evidence. The relationship between religious belief and rationality has made a hard choice for modern religious people. Modern humans have to relinquish rationality and believe in religious authority, or limit their religious beliefs to a small proposition for which it has evidence. Philosophers such as Zagzebski, Coady, and Robert & Wood are attempting to reinterpret the concept of autonomy that does not conflict with the acceptance of epistemological authority, including religious authority. In this article, after reviewing the definition of autonomy and its history, the relation between this concept and concepts such as independence and authority is discussed. Then, by providing a consistent interpretation of this concept, it analyzes the relationship between this new concept and religious authority.
    Keywords: Autonomy, religious authority, Zagzebski, religion, rationality, epistemic universalism
  • Reza Rasouli Sharabiani, Ebrahim Amrani * Pages 459-477

    Reflecting on Aristotle's logic and analyzing its metaphysical foundations shows the close connection between logic and metaphysics in his thought. However, by paying close attention to the differences between this logic and Ibn al-Sina's logic, we see that the metaphysical and logical relationship with Ibn Sina has diminished, and as a result, the formal tendency in this logic has become more prominent.

    Keywords: Avicenna's logic, philosophy of logic, formal logic, philosophical word
  • Farid Al-Din Sebt *, Saeideh Kowkab Pages 479-500
    This paper is a reflection on Richard Swinburne's view on the hypothesis of theism, a view that claims to be the most probable explanation of the universe and tries to prove this claim by appealing to the principle of simplicity; The principle which states that the simpler hypothesis will be more probable to be true. Hence, he argues that since the subject of the hypothesis is a single and infinite God, and the notion of infinity is simpler than the notion of finite and also the hypothesis which contains fewer components will be simpler, therefore, this hypothesis will be simpler than any explanatory hypothesis (personal and scientific). Because the subjects of the other rival hypotheses are either finite or contain more than one component, then this hypothesis (the hypothesis of theism) can be regarded as the most probable explanation of the universe. In the following, we will try to demonstrate that if we take this claim epistemologically, the hypothesis of theism will be considered as the most complicated hypothesis. But the infinite can be considered simpler than the finite only ontologically.
    Keywords: Hypothesis of theism, The principle of simplicity, Infinity, Epistemology, Ontology