فهرست مطالب

مدیریت دارایی و تامین مالی - سال هشتم شماره 2 (پیاپی 29، تابستان 1399)
  • سال هشتم شماره 2 (پیاپی 29، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/16
  • تعداد عناوین: 5
|
  • رضا تهرانی*، سید مجتبی میرلوحی، محمدرضا گل کانی صفحات 1-12
    هدف

    همیشه برای برخی فعالان بازار و دانشگاهیان این سوال مطرح بوده است که چرا قیمت سهام شرکت ها با الگوهای سنتی تنزیل جریان نقد منطبق نیست؛ پس باید قیمت های بازاری سهام شرکت ها براساس اصول علمی تجزیه و تحلیل شود.

    روش

    علاوه بر این، بحث اختیارهای واقعی و نقش آنها در ارزش بازاری سهام شرکت ها موضوعی است که همیشه به صورت ضمنی و در عمل مدنظر بوده و لازم است به صورت علمی نیز مطالعه شود؛ ازاین رو، این مقاله رابطه میان بخشی از ارزش بازاری سهام شرکت نشیت گرفته از اختیارهای واقعی و متغیرهای مرتبط با اختیارهای واقعی را بررسی کرده است.

    نتایج

    نتایج براساس داده های 140 شرکت تولیدی - صنعتی طی دوره 11ساله نشان می دهد در هر سه رویکرد سود خالص، جریان نقد آزاد سهامداران و جریان نقد آزاد شرکت به طور متوسط، بخشی از ارزش بازاری سهام شرکت ها ناشی از اختیارهای واقعی است.

    کلیدواژگان: اختیار واقعی، سود خالص، جریان نقد آزاد سهامداران، جریان نقد آزاد شرکت
  • سامان رحمانی نوروزآباد، علی اصغر انواری رستمی*، کرم خلیلی، اسفندیار محمدی صفحات 13-30
    هدف

    در این پژوهش، راهبرد‏های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در شرایط عادی و بحران اقتصادی طی سال های 1382 تا 1395 بررسی و مقایسه شده است.

    روش

    جامعه آماری را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس تشکیل می دهد. فرضیه ها ازطریق معادله رگرسیون چندمتغیره و با استفاده از نرم افزار Eviews آزمون شده است.

    نتایج

    یافته ها نشان می دهد بازده دارایی ها و اندازه شرکت تاثیر مثبت و مستقیم بر تامین مالی ازطریق بازار سهام در هر دو دوره عادی و بحران دارد. رشد فروش، سودآوری و متوسط اهرم مالی تاثیر منفی و معکوسی بر تامین مالی ازطریق بازار سهام دارد. دارایی های مشهود و ریسک بازار، تاثیری بر تامین مالی ازطریق بازار سهام ندارد. به علاوه یافته ها نشان می دهد بازده دارایی ها و اندازه شرکت تاثیر منفی و معکوسی بر تامین مالی ازطریق بازار بدهی در هر دو دوره عادی و بحران دارد. رشد فروش در دوره بحران تاثیر منفی و معکوسی بر تامین مالی ازطریق بدهی دارد؛ اما این تاثیر در دوره عادی مثبت و مستقیم است. متغیرهای سودآوری و متوسط اهرم مالی نیز تاثیر مثبت و مستقیم بر تامین مالی ازطریق بدهی دارند. دارایی های مشهود تاثیر مثبتی بر تامین مالی ازطریق بدهی در دوره بحران دارد؛ ولی در دوره عادی این رابطه منفی است. براساس مقدار ضرایب، ریسک بازار، تاثیری بر تامین مالی ازطریق بدهی ندارد.

    کلیدواژگان: تامین مالی، بازار سهام، بدهی، دوره بحران اقتصادی، دوره عادی
  • سمیه اسکندرنژاد، رسول برادران حسن زاده*، حسن طاهری صفحات 31-48
    هدف
    شرایط اقتصادی می تواند آثارمتفاوتی بر سرمایه در گردش شرکت ها داشته و سودآوری آنها را تحت تاثیر قرار دهد. در شرایط رکود اقتصادی انتظار می رود میزان رشد فروش، حاشیه سود شرکت ها و سرمایه گذاری شرکت ها کاهش یابد و در رونق اقتصادی انتظار می رود عکس این موضوع رخ دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین چگونگی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر قابلیت سودآوری شرکت ها در چرخه های تجاری مبتنی بر شکاف تولید انجام شده است.
    روش
    در این پژوهش ارزیابی مدیریت سرمایه در گردش از دوره تبدیل وجه نقد، دوره وصول مطالبات، دوره پرداخت بدهی و دوره گردش موجودی کالاو سنجش قابلیت سودآوری از بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده سود عملیاتی 85 شرکت در طول دوره 1393 - 1384 از الگوی پانل با داده های ترکیبی و همچنین جهت ارزیابی چرخه های تجاری از شکاف تولید استفاده شده است.
    نتایج
    نتایج علاوه بروجود تاثیر معنی دار منفی بین اجزای مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری در شرکت های ایرانی نشان می دهد که در دوره رونق اقتصادی نسبت به رکود، اجزای مدیریت سرمایه در گردش تاثیر بیشتری بر بازده دارایی ها دارد.
    کلیدواژگان: مدیریت سرمایه در گردش، سودآوری، چرخه های تجاری
  • محمد توحیدی* صفحات 49-68
    هدف
    در مالی کلاسیک جایگاهی برای بروز احساسات معامله گران وجود ندارد؛ اما پارادایم مالی رفتاری نشان می دهد در برخی مواقع، تغییرات قیمت اوراق بهادار هیچ دلیل بنیادی ندارد و گرایش احساسی سرمایه گذار نقش مهمی در تعیین قیمت ها بازی می ‎کند.
    روش
    احساسات سرمایه گذار، گرایش فعالان بازار برای بورس بازی تعریف شده است و این گرایش ممکن است به وضعیت روان شناختی ذهن سرمایه گذاران مرتبط باشد. با توجه به اینکه معامله گران اختلال زا با تاثیرگرفتن از احساسات و هیجانات بازار تصمیم گیری می کنند، برای تبیین رفتار این نوع معامله گران، از شاخص گرایش احساسی استفاده می شود. شاخص های گرایش احساسی به دو روش مستقیم (به روش پیمایشی) و غیرمستقیم (ازطریق تحلیل آمار و داده های بازار) استخراج می شوند.
    نتایج
    این پژوهش با توجه به پژوهش های گذشته و شرایط بازار سهام ایران، به روش تحلیل مولفه های اساسی، متغیرها و نماگرهای احساسی مختلفی را برای استخراج شاخص ترکیبی احساسی برای معامله گران اختلال زا در بورس اوراق بهادار تهران بررسی و تحلیل کرده است که درنهایت، با توجه به مقدار ویژه مولفه مشترک اول و بار عاملی (ضرایب) متغیرها، از سه متغیر در شاخص نهایی استفاده شد. این سه متغیر عبارت اند از: حجم ماهانه معاملات خرد به حجم کل معاملات سهام، حجم ماهانه معاملات آنلاین به حجم کل معاملات سهام و حجم ماهانه معاملات سهام به وسیله صندوق ها و شرکت های سبدگردان به حجم کل معاملات بازار.
    کلیدواژگان: گرایش احساسی، مالی رفتاری، شاخص ترکیبی، تحلیل مولفه های اساسی، بورس اوراق بهادار تهران
  • مهشید شهرزادی، داریوش فروغی* صفحات 69-88
    هدف
    ریسک دنباله چپ احتمال وقوع رویدادهای نامطلوب را نشان می دهد. سرمایه گذارانی که با ریسک دنباله چپ روبه رو می شوند، بازده منفی بزرگی را تجربه می کنند. ریسک دنباله چپ در دوره آتی هم استمرار دارد. سرمایه گذاران انفرادی، به ریسک دنباله چپ توجه محدودی نشان می دهند و سهام مذکور را نگه می دارند؛ بنابراین، برخلاف انتظارشان در دوره آتی هم بازده منفی بزرگی را تجربه می کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی توجه محدود سرمایه گذاران انفرادی به ریسک دنباله چپ است.
    روش
    بدین منظور 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1388 تا 1396 با استفاده از روش رگرسیون فاما و مکبث تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    نتایج نشان می دهد توجه سرمایه گذاران انفرادی به ریسک دنباله چپ محدود نیست و بر این اساس فرضیه پژوهش رد شد. شواهد نشان دهنده آن است که سرمایه گذاران انفرادی به دلیل ظرفیت و اعتمادبه نفس کمی که در پذیرش ریسک دارند، برنامه سرمایه گذاری محافظه کارانه ای را در پیش می گیرند و احتمال استمرار ریسک دنباله چپ در دوره آتی را در نظر می گیرند و اقدام به فروش سهام خود می کنند.
    کلیدواژگان: ارزش در معرض ریسک، ارزش در معرض ریسک شرطی، بازده مازاد موردانتظار، ریسک دنباله چپ
|
  • Reza Tehrani *, Seyed Mojtaba Mirlohi, MohammadReza Golkani Pages 1-12
    Objective

    A question that always arises for some practitioners and academicians is why stock prices in firms are not consistent with traditional discounted cash flow (DCF) models.

    Method

    To this end, firms’ stock market prices should be analyzed on the basis of scientific principles. In addition, real options and their role in firms’ stock market value is an issue that has always been considered implicitly in practice and needs to be studied scientifically. Hence, this paper examines the relationship between a portion of the firm's stock market value that is due to real options and variables that are related to real options.

    Results

    The results of the study, based on data from 140 industrial-productive firms during an 11-year period, indicates that in all three approaches, net income (NI), free cash flow to equity (FCFE) and free cash flow to firm (FCFF), a part of the firm’s stock market value is on average due to real options.

    Keywords: real option, net income, free cash flow to equity, free cash flow to firm
  • Saman Rahmani Noroozabad, AliAsghar Anvary Rostamy *, Karam Khalili, Esfandyar Mohammadi Pages 13-30
    Objective

    This research investigates the financing strategies of companies under normal and the economic crisis conditions over the years 2003-2016.

    Method

    The statistical population of this research consists of companies listed on the Tehran Stock Exchange and Iran Over-The-Counter market (OTC). Research hypotheses have been tested through Multivariate Regression Equation.

    Results

    The findings indicate that in both normal and crisis periods, the ROA (Return on Assets) and size of the company have a positive impact on the financing through the stock market. In addition, despite the negative impacts of sales growth, profitability, and average financial leverage on equity financing, tangible assets and market risk fail to indicate any effect on it. The results also demonstrate that the ROA and size of the company have negative effects on financing through the debt market over both normal and crisis periods. In addition, notwithstanding the negative impact of sales growth during the crisis period on debt financing, this effect is positive in the normal condition. Moreover, profitability and financial leverage have positive effects on debt financing during both normal and crisis times. Finally, it has been revealed that tangible assets have a positive impact on debt financing during the crisis period, but a negative effect during the normal period. Market risk has no effect on debt financing.

    Keywords: Financing, Stock market, Debt, Economic Crisis Condition, Normal Condition
  • Somayeh Iskandarnejad, Rassoul Hassanzadeh Baradaran *, Hasan Taheri Pages 31-48
    Objective
    This study aims to determine the impact of working capital management on profitability in business cycles based on the output gap in companies listed inTehran stock Exchange. In this study, the combination of panel data is used.
    Method
    For evaluating hypotheses, Factors such as Return on total Assets (ROA), Return of owner’s Equity (ROE), Return Operating profit (OP) Were applied to evaluate corporate profitability. Moreover factors such as cash conversion cycle (ccc), Inventory Turnover In Day (ITID), Average collection period (ACP), Average payment period (APP), were utilized as criteria for evaluating working capital management. The business cycle has used been to evaluate output gap In this study, 85 companies during the period 2005 to 2014 is considered as the sample.
    Results
    The results show that the cash conversion cycle and accounts receivable collection period in boom period has a significant and negative impact on operating profit.
    Keywords: Working capital management, Profitability, Business Cycles
  • Mohammad Tohidi * Pages 49-68
    Objective
    Hardly are traders inclined to indicate sentiment in the classical finance, however the behavioral finance paradigm shows that in some cases stock price changes have no fundamental triggers, and just the emotional tendency of the investors play the stimulant role in determining prices.
    Method
    Investor sentiment is defined as the tendency of market participants for speculation and this tendency can be related to the psychological state of the minds of investors. Given the fact that distressed traders are influenced by their emotions and the total emotion of the market, emotional tendency indicators are used to explain the behavior of these types of traders. In this research, the emotional tendency indicators are extracted in two ways: direct approach (survey method) and indirect approach (through the analysis of statistics and market data).
    Results
    Furthermore, this study, based on literature review and stock market conditions in Iran, applied the principal component analysis method (PCA) with different sentiment variables and indicators for extracting a composite sentiment index for extracting noise traders in Iranian stock market. Regarding the special value of the first component and the factor load (coefficients) of the variables, three variables are used in the final index. These three variables are: "Monthly volume of retail transactions by the volume of total stock trades", "Monthly volume of online transactions by the volume of total stock trades", and "Monthly volumes of stock trades by wholesalers and wholesalers by the volume of total market transactions".
    Keywords: Sentiment Index, Behavioral finance, composite index, Principal Component Analysis, Tehran Stock Exchange
  • Mahshid Shahrzadi, Daryoosh Forooghi * Pages 69-88
    Objective
    Left tail risk shows the probability of the occurrence of undesirable events. Investors who undergo the left tail risk are likely to experience considerable negative returns since the left tail risk oftentimes continues to the next period. Thus, if individual investors show scant attention to the left tail risk, holding the risky stocks, high levels of negative return are almost inevitable. The purpose of this study is to investigate whether or not the attention of individual investors to the risk is limited.
    Method
    Data fromone hundred and twenty (120) companies listed in Tehran Stock Exchange during the period from 2010 to 2018 was analysed using Fama regression and Macbeth.
    Results
    The results of the present research suggest that individual investors, due to their little capacity and confidence in accepting risks, pursue a conservative investment program and their selling of their stocks depends on the probability of the left tail risk persistence in the next period.
    Keywords: Value at Risk, conditional value at risk, Expected Excess Returns, Left Tail Risk