فهرست مطالب

محیط زیست طبیعی - سال هفتاد و سوم شماره 2 (تابستان 1399)
  • سال هفتاد و سوم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/25
  • تعداد عناوین: 15
|
  • محمد اتفاق دوست*، حمید علاف نویریان صفحات 199-210

    عناصر سنگین با توجه به اینکه دارای ماهیتی غیرتخریب پذیر و قابلیت زیادی برای تجمع زیستی در بافت جانداران آبزی هستند، مخاطره ای جدی برای آبزیان و همینطور سلامت انسان ها به حساب می آیند، بنابراین این پژوهش با هدف ارزیابی مقدار و ترتیب انباشت عنصرهای سنگین فلزی تجمع یافته در بافت خوراکی عضله ماهی سیم (Abramis brama orientalis) نمونه برداری گردیده از رودخانه سیاه درویشان به عنوان یکی از گونه ماهیان قابل توجه و بهره مند از ارزش اقتصادی و بوم شناسی بالا و در نهایت تشخیص میزان سطح سلامت بهداشتی آن برای مصارف انسانی، انجام شده است. در آزمایش کنونی، مقدار انباشت یازده عنصر (نیکل، سلنیوم، آهن، کروم، سرب، روی، کادمیوم، آرسنیک، جیوه، منگنز و مس) در بافت عضله 30 قطعه ماهی سیم صید شده با کمک تور سالیک پرتابی از رودخانه سیاه درویشان استان گیلان با به کارگیری دستگاه طیف سنجی جذب اتمی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. مقدار تجمع عنصرهای مورد بررسی در بافت عضله به ترتیب: روی (2/443±34/807)، آهن (2/325±27/110)، مس (0/361±4/264)، منگنز (0/073±2/087)، سلنیوم (0/045±0/843)، سرب (0/079±0/821)، آرسنیک (0/025±0/713)، کادمیوم (0/016±0/293)، نیکل (0/015±0/183)، کروم (0/018±0/151) و جیوه (0/005±0/088) میکروگرم بر گرم وزن خشک، بود. نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد، میانگین انباشت بیولوژیک تمامی عنصرهای بررسی شده در بافت عضله ماهی سیم به غیر از منگنز، آرسنیک، سرب و کادمیوم در سطحی پایین تر از استاندارد مورد تایید نهاد FAO/WHO بودند. این یافته ها نشان دهنده اهمیت توجه دقیق تر به عوامل افزایش دهنده این عنصرها در محیط زیست گونه مذکور می باشد.

    کلیدواژگان: جذب اتمی، ماهی سیم، بافت عضله، عناصر کمیاب
  • سمیه امامی*، حسینعلی علیخانی، احمدعلی پوربابایی، حسن اعتصامی، فریدون سرمدیان، بابک متشرع زاده صفحات 211-225

    امروزه استفاده بی‎رویه از کودهای شیمیایی در زمین‎های کشاورزی به دلیل نگرانی‏ های زیست محیطی مورد بحث است، بنابراین یافتن راه کارهای جایگزین برای کاهش اثرات مضر فعالیت‎های کشاورزی حایز اهمیت است. هدف از این تحقیق، بررسی پتانسیل جدایه‏ های فراریشه‏ ای و درون‏رست جداسازی شده از ریشه گیاه گندم به منظور بررسی ویژگی‏های محرک رشد و اثر آن ها بر شاخص‎های رشد گیاه گندم و کاهش مصرف کودهای شیمیایی فسفر بود. به این منظور ابتدا باکتری‎ها از نظر تولید هورمون ایندول استیک اسید در محیط کشت حاوی ال-تریپتوفان غربال‎گری شدند و توانایی آن‏ها در انحلال فسفات های نامحلول معدنی و آلی ارزیابی شد. در ادامه توانایی این باکتری‎ها در بهبود رشد گیاه گندم در یک آزمایش گلخانه‎ای در قالب طرح کاملا تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. جدایه‎های فراریشه ‏ای R185 و درون‎رست E240 به‎ترتیب با تولید 2/299 و 1/330 میکرو‎گرم بر میلی ‎لیتر فسفر و همچنین تولید 2/19 و 22 میکروگرم بر میلی‎لیتر هورمون ایندول استیک اسید به عنوان جدایه‎هایی با توان انحلال فسفات‎های نامحلول و مولد ایندول استیک اسید انتخاب شدند. نتایج حاصل از تعیین توالی 16S rRNA نشان داد که جدایه‏ های باکتریایی فراریشه ‏ای (R185) و درون‏رست (E240) از جنس Pseudomonas بودند. به استناد نتایج حاصله، مایه‏ کوبی تلفیقی با باکتری‏های فراریشه‏ ای و درون‎رست موجب افزایش 6/55 درصدی در مقدار فسفر گیاه شد در حالی‎که این مقدار در مورد مایه‏ کوبی جداگانه با باکتری‏های فراریشه ‏ای و درون‎رست به‏ ترتیب 6/35 و 4/36 درصد بود. در ارتباط با ارقام گندم، رقم روشن نسبت به رقم مرودشت درصد فسفر بالاتر (7/4 درصد) و بیومس ریشه بیشتری (2/14 درصد) تولید کرد.

    کلیدواژگان: باکتری های فراریشه‎ای و درون‎رست، کود شیمیایی، گندم، کود زیستی، مولفه های محرک رشد گیاه
  • محمد پناهنده*، ماندانا عزیزی صفحات 227-241

    حوزه آبخیز انزلی از مهمترین حوزه های استان گیلان بوده که تالاب بین المللی انزلی را در خود جای داده است. هدف این تحقیق بررسی تغییرات ساختاری حوزه آبخیز انزلی از طریق بررسی تغییرات زمانی الگوی سیمای سرزمین وکمک گرفتن از چارچوب مفهومی DPSIR برای شناسایی وضعیت حوزه آبخیز تالاب انزلی و ارایه راهکارهای مناسب برای حفاظت و مدیریت یکپارچه سیمای سرزمین بوده است. در تحقیق حاضر جهت بررسی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از سنجش ازدور، از تصاویر ماهواره ای لندست برای سال های 1994، 2008و 2018 استفاده شد. سپس از سنجه های سیمای سرزمین NP, CA, PD, PLAND,LPI, CORE-AM جهت کمی سازی و بررسی پدیدهای رخ داده در سرزمین استفاده گردید. در این راستا، پوشش اراضی جنگل، کشاورزی ، شهری و آب که مهم ترین تغییرات را داشتند مد نظر قرار گرفتند. سپس با کمک گرفتن از چارچوب مفهومی DPSIR مهمترین نیروهای محرکه، تغییرات و فشارها و پیامد های مترتب بر آنها تعیین گردید. تحلیل سنجه ها نشان داد که در سطح اراضی جنگلی و بدون پوشش پدیده حذف، اراضی کشاورزی وشهر پدیده خلق یا ایجاد، اراضی مرتعی پدیده توسعه و در سطح کلاس آب پدیده قطعه قطعه شدن روی داده است. نتایج مدل کیفی DPSIR نشان داد که عامل اصلی تغییر در حوزه آبخیز انزلی رشد جمعیت، سکونتگاه ها و مناطق شهری و توسعه کشاورزی است. در مجموع پدیده های رخ داده در سیمای سرزمین مورد بررسی بیانگر آن است که لکه های اختلالی شهری و کشاورزی از طریق وقوع الگوی خلق یا ایجاد ،توسعه یافته و لکه های طبیعی مانند جنگل و آب از طریق وقوع الگوهای حذف و تکه تکه شدن تخریب شده اند.

    کلیدواژگان: حوزه آبخیز انزلی، سنجه های سیمای سرزمین، تغییرات کاربری، چهارچوب DPSIR
  • روح الله پیرایش مایوان، صدیقه نبی ئیان*، الهام خواجه پور صفحات 243-256
    محدودیت های منابع طبیعی و بروز آلودگی های زیست محیطی به عنوان تهدیدی برای بشر در دهه اخیر افزایش یافته است. محصولات سبز کشاورزی ارتباط تنگاتنگی با محیط زیست و مصرف کننده دارد. از همین رو، توجه به عواملی که در فرآیند تصمیم -به خرید محصولات سبز توسط مشتری تاثیر می گذارد، از اهمیت خاصی برخوردار است. در مطالعه حاضر تلاش می شود قصد مصرف کننده به خرید محصولات سبز کشاورزی بررسی شود. در این راستا از تیوری رفتار برنامه ریزی شده (TBA) به عنوان چارچوب نظری استفاده، و سعی شده با ترکیب سازه های اضافی (نگرانی زیست محیطی و دانش زیست محیطی) در آن تیوری بسط داده شود. در این راستا پرسش نامه ای تنظیم و نمونه ای به روش خوشه ای تصادفی به حجم 384 نفر از مصرف کنندگان شهر کرمان گرفته و داده های مورد نیاز جمع آوری و با کمک مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شد. یافته ها نشانگر مناسب بودن TPB در پیش بینی قصد مصرف کنندگان برای خرید محصولات سبز کشاورزی است. نتایج همچنین قابلیت استفاده از ساخت سازهای اضافی در TPB را پشتیبانی می کند، زیرا ابزار پیش بینی مدل پیشنهادی را بهبود بخشیده و اثر نگرانی زیست محیطی و دانش زیست محیطی بر قصد خرید محصولات سبز مثبت بوده است. در پایان به کاربرد نتایج برای سیاست گذاران پرداخته شده است. یکی از کاربردهای قابل توجه کمک به دولت، بخش خصوصی، کارفرمایان و بازاریابان است تا استراتژی های مناسبی را برای محصولات سبز و خرید آن ها تدوین کنند.
    کلیدواژگان: تئوری رفتار برنامه ریزی شده (TBA)، مدل معادلات ساختاری، نگرانی زیست محیطی، دانش زیست محیطی
  • علی جهانی*، مریم صفاریها صفحات 257-270
    مدیریت اکوسیستم های طبیعی در مناطق تحت حفاظت گردشگری اثرات زیست محیطی بسیاری ایجاد می کند که یک موضوع چالش انگیز جهانی در زمینه حفاظت است. هدف از این پژوهش مدل سازی کاهش درصد پوشش تاجی گیاهی جهت ارزیابی اثر گردشگری با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و تعیین میزان اثرگذاری متغیرهای اکولوژیکی و شدت گردشگری بر آن است. پژوهش حاضر در پارک ملی و پناه گاه حیات وحش قمیشلو با مساحت 10 هکتار زون تفرج متمرکز و 100 هکتار زون تفرج گسترده انجام شده است. در این مطالعه از 100 قطعه نمونه آماربرداری و اندازه گیری متغیرهای اکولوژیکی و گردشگری و تغییرات درصد پوشش تاجی گیاهی در طی یک سال (بهار 1396 تا بهار 1397) استفاده شد. روش مدل سازی شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش بینی کاهش درصد پوشش تاجی گیاهی با استفاده از 11 متغیر محیطی انجام شده است. با توجه به نتایج، مدل با ساختار 1-8-11 (11 متغیر ورودی، 8 نورون در لایه مخفی و یک متغیر خروجی) با توجه به بیشترین مقدار ضریب تبیین در سه دسته داده آموزش، اعتبارسنجی و آزمون معادل 95/0، 87/0 و 93/0، بهترین عملکرد بهینه سازی ساختار را نشان می دهد. بر این اساس طبقه شدت گردشگری، شیب زمین، شوری خاک، عمق خاک و درصد ماده آلی خاک با ضریب اثرگذاری 59/8، 02/2، 88/1، 81/1 و 65/1 به ترتیب بیشترین تاثیر را در میزان کاهش درصد پوشش تاجی گیاهی در منطقه از خود نشان می دهند. مدل ارایه شده در این پژوهش یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری در ارزیابی اثرات گردشگری در مناطق تحت حفاظت شناخته شده و امکان پیش-بینی میزان کاهش درصد پوشش تاجی گیاهی در زون های تفرجی پارک های ملی را فراهم می کند.
    کلیدواژگان: پارک ملی، پوشش تاجی، گردشگری، شبکه عصبی مصنوعی، زون تفرجی
  • فاطمه جهانی شکیب*، دلارام بخشی صفحات 271-283
    ریشه مسایل محیط زیستی امروز را می توان در رفتارهای غیر مسیولانه ی انسان ها با محیط زیست دانست. این رفتارها نیز تحت تاثیر عوامل مختلف در محیط بروز می نمایند. محیط های طبیعی و انسانی زمینه ساز فعالیت های گردشگری هستند و ممکن است رفتارها و فعالیت های تفریحی نامناسب گردشگران تاثیر منفی بگذارد و آنها را در معرض آسیب قرار دهد. این پژوهش با هدف مدلسازی رفتارهای محیط زیستی گردشگران در شهرستان بیرجند انجام شده است. در روش کار این پژوهش به منظور سنجش رفتار گردشگران (متغیر وابسته)، متغیرهای موثر ادراکی، رضایت، نگرش و درگیری فعال (متغیرهای مستقل) از طریق توزیع پرسشنامه بین گردشگران در جاذبه های طبیعی و فرهنگی شهرستان بیرجند ارزشیابی شده اند. بدین ترتیب بعد از تکمیل پرسشنامه از در جامعه گردشگران شهرستان بیرجند در شش ماهه ابتدای سال 1398، نتایج به روش رگرسیونی خطی با نرم افزار SPSS 13.0 تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل آزمون های اسپیرمن و پیرسون حاکی از همبستگی بالا بین متغیرهای مورد مطالعه بود. در مدل رفتاری بدست آمده از تحلیل رگرسیونی در جامعه گردشگران بیرجند نشان داد که دو متغیر ادراک گردشگران و رضایت آنها از مکان های گردشگری و جاذبه های طبیعی بیرجند تاثیر زیادی بر رفتار آنها می گذارد. درحالی که متغیرهای نگرش و درگیری فعال در مدل رفتاری بی تاثیر بودند. در این مدل رفتاری میزان R و R2 بترتیب مقدار 99/0 و 98/0 بدست آمد که بیانگر قدرت برازش بالای مدل است. از نتایج دیگر این تحقیق، معنادار بودن تفاوت رفتاری در جنسیت، سن و میزان تحصیلات در جامعه گردشگران مورد مطالعه است. به نظر می رسد رفتار محیط زیستی گردشگران ناشی از متغیرهای درون گرایانه افراد بوده است. بنابراین لازم است به منظور تقویت رفتار مسیولانه در گردشگران و ایجاد نگرش و درگیری فعال، اقدامات آموزشی و ترویجی از سوی سازمان های مربوطه در دستور کار قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مدل رفتاری، ادراک محیط زیستی، گردشگری، رگرسیون، بیرجند
  • بهمن جباریان امیری*، سید صادق دژکام صفحات 285-298
    با توجه به آثار منفی افزایش دمای مناطق انسان ساخت روی مصرف انرژی و رفاه انسانی، جبران این اثرات منفی از طریق کنترل الگوی پوشش های سبز و اثر خنک کنندگی آن از اهمیت زیادی برخودار است. هدف از این مطالعه تعیین مناسب ترین رابطه رگرسیونی الگوی مکانی سرزمین با دمای سطحی شهرستان رشت بوده است و بدین منظور از سنجه های سیمای سرزمین به عنوان متغیرهای ورودی به مدل سازی استفاده شد. کاربری/ پوشش و دمای سطحی زمین با استفاده از طبقه بندی تصویر سنجنده های OLI/TIRS خرداد ماه سال 1397 ماهواره لندست 8 نقشه سازی شدند. سپس سنجه های ترکیب و پیکره بندی محاسبه و در نهایت مدل های رگرسیونی مختلف برازش یافته و با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد گرچه هر چهار مدل خطی، لگاریتمی، نمایی و توانی کارایی مناسبی در پیش بینی دمای سطحی از طریق سنجه های سیمای سرزمین دارند، ولی بیشترین کارایی در منطقه مطالعاتی مربوط به مدل توانی است و این موضوع متاثر از الگوی چیدمان پوشش زمین در منطقه است.
    کلیدواژگان: دمای سطحی زمین، الگوی سیمای سرزمین، رگرسیون، شهرستان رشت
  • مجید رئوف*، سیمین علی اوغلی صفحات 299-312
    تامین و تخصیص حقابه های محیط زیستی رودخانه ها، جهت حفاظت از اکوسیستم منابع آب و اکوسیستم های وابسته به این منابع، نظیر تالاب ها و دریاچه ها، باید به عنوان یک ضرورت در مدیریت پایدار منابع آب کشور در نظر گرفته شود. در این تحقیق، در یک دوره 44 ساله (از 1970 تا 2013)، جریان محیط زیستی رودخانه بالیخلوچای، با استفاده از سه روش تنانت، تسمن و منحنی تداوم جریان مورد مطالعه قرار گرفت. با استفاده از نرم افزار IHA به بررسی تغییرات هیدرولوژیکی و محیط زیستی ناشی از احداث و بهره برداری از سد یامچی پرداخته شد. نتایج نشان داد که با استفاده از روش تنانت و برای حفاظت از رژیم جریان رودخانه در محدوده بهینه، برای تمام ماه های سال نیاز به جریانی در محدوده ی 96/1 تا 27/3 مترمکعب بر ثانیه است این درحالی است که روش تسمن برای حفاظت از اکوسیستم های رودخانه ای جریانی معادل 31/1 مترمکعب بر ثانیه را تخمین زده است. نتایج روش منحنی تداوم جریان، حاکی از تامین دبی 95/2و 46/2 مترمکعب بر ثانیه به ترتیب برای حفاظت از رودخانه در شرایط مناسب و نسبتا مناسب است. بهره برداری از سد بر پارامترهای هیدرولوژیکی و محیط زیستی پایین دست تاثیرگذار بوده است به نحوی که میزان این تاثیرات بر پارامترهای هیدرولوژیکی مانند مقادیر جریان های ماهانه، زمان وقوع مقادیر حدی در سال، مقدار و تداوم جریان های حدی در سال و تناوب تغییر وضعیت جریان به میزان 38/61 درصد با درجه تغییرات متوسط است. همچنین با وجود سد به میزان 6/51 درصد پارامترهای محیط زیستی مانند جریان های کم آبی ماهانه، جریان های کم آبی شدید، سیلاب های کوچک و سیلاب های بزرگ تغییر یافته است.
    کلیدواژگان: حقابه محیط زیستی، هیدرولوژیکی، منحنی تداوم جریان، نرم افزار IHA
  • مسلم سواری*، زینب اسدی صفحات 313-326

    هدف اصلی این مطالعه شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار زنان روستایی جهت جلوگیری از تغییرات کاربری اراضی جنگلی در استان لرستان بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی زنان روستایی بالای 15 سال در استان لرستان بود (N= 231000). حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه‏ گیری کوکران 235 نفر با روش طبقه‏ بندی با انتساب متناسب (براساس سطح جنگل) برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ‏ها پرسشنامه بود. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن از طریق برآورد مدل اندازه ‏گیری و ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. داده‏ های پژوهش با استفاده از روش مدل‏سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربات جزیی و با کمک نرم‏ افزارهای SmartPls3.0 و SPSS19 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مقایسه میانگین ‏ها نشان داد افرادی که دوره‏ های ترویجی حضور داشته ‏اند و از تحصیلات بالاتری برخوردار بودند، نوع نظام بهره‏ برداری مشاعی و تعاونی دارند و فاصله مزرعه آنان با جنگل بیشتر از دو کیلومتر بود رفتار جلوگیری از تغییرات کاربری اراضی را بیشتر انجام می‏دهند. علاوه بر این، نتایج مدل‏سازی معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتار درک شده و تمایل قادرند 4/73 درصد از تغییرات متغیر رفتار زنان روستایی در جلوگیری از تغییرات کاربری اراضی را تبیین نمایند.

    کلیدواژگان: تخریب اراضی، توسعه پایدار، معیشت پایدار، منابع طبیعی، حفاظت از جنگل
  • مهدی صدیق کیا*، اصغر عبدلی، شهرزاد کاویانی کوثر خیزی، فرشاد نجات صفحات 327-339

    در چندسال اخیر در منابع علمی استفاده از شبیه سازی فیزیک زیستگاه در رودخانه ها برای محاسبه جریان زیست محیطی مورد توجه قرار گرفته است اما مطالعات انجام شده عمدتا برپایه روش تک متغیره PHABSIM بوده است. در مقاله حاضر روش منطق فازی در مطالعات شبیه سازی فیزیک زیستگاه که در سطح جهان در تخمین جریان زیست محیطی مورد توجه کمتری بوده است مطالعه شده و در رودخانه جاجرود نتایج دو روش مورد مقایسه قرار گرفته است. براساس نتایج در روش منطق فازی به دلیل اینکه اثر ترکیبی پارامتر به طور همزمان بر میزان جمعیت و مطلوبیت در یک زیستگاه در نظر گرفته می شود بنابراین مطلوبیت زیستگاهی حقیقی موجود در زیستگاه استخراج میشودکه مقایسه نتایج محاسباتی با مشاهدات واقعی زیستگاه نیز این موضوع را اثبات می نماید. در صورت استفاده از روش تک متغیره PHABSIM در پروژه های منابع آب ممکن است میزان اب قابل برداشت از رودخانه را به طرز قابل توجهی پایین تخمین بزند که صحیح نبوده و باعث ایجاد تعارض منافع برای ذینفعان و حقابه داران می باشد. بنابراین به طور اکید توصیه می شود که روش تک متغیره در مطالعات جریان زیست محیطی حذف و با روش منطق فازی جایگزین شود.

    کلیدواژگان: زیستگاه های رودخانه ای، تخمین رژیم جریان زیست محیطی، شبیه سازی فیزیک زیستگاه، رویکرد منطق فازی، مدل ریاضی CASIMIR
  • بهاره صمدی کوچکسرائی، افشین دانه کار*، سید محمدرضا فاطمی، سید علی جوزی، احسان رمضانی فرد صفحات 341-354

    با توجه به اهمیت مناطق ساحلی-دریایی و حساسیت بالای آن، طرح های مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی برای مدیریت و استفاده پایدار از این منابع در سطح جهانی تعریف و تحدید حدود شده است که استفاده از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره، برای نیل به این اهداف معمول است. معیارهای انتخاب این مناطق در ایران، نیاز به بازنگری دارد تا دستورالعملی واحد بر اساس شرایط کنونی تدوین شود. در تحقیق حاضر، نتایج آخرین تحقیقات که اولویت معرف بودن زیستگاه ها را با روش AHP و درجه حساسیت نسبت به عوامل بیرونی را با روش ANP تعیین کرده اند، تلفیق شده و اولویت نهایی معرف بودن به دست آمد. سپس با توجه به اکوریژن های تعیین شده در تحقیقات پیشین، اولویت زیستگاه ها بر اساس اکوریژن ها تعیین گردید. سپس وضعیت حفاظتی کدهای نهایی در کل منطقه و در هر اکوریژن به دست آمد. نتایج نشان داد که کل منطقه مورد مطالعه از نظر حفاظتی کامل بوده و اکوریژن تنگه هرمز دارای بیشترین تنوع زیستگاهی، بیشترین تنش زایی و بهترین وضعیت حفاظتی است. آنالیز حساسیت مدل ها، نسبت به تغییر هیچ یک از معیارها حساسیتی نشان نداد. از آنجا که بخشی از اکوریژن های شمال خلیج فارس و مکران در استان هرمزگان قرار ندارند، قضاوت نهایی در مورد آنها انجام نشد. سپس کاربری های بالقوه در سطح استان تعریف شده و الگوریتم تصمیم گیری برای مناطق ساحلی-دریایی جنوب ایران به دست آمد.

    کلیدواژگان: الگوریتم تصمیم گیری، مناطق تحت حفاظت ساحلی-دریایی، هرمزگان، خلیج فارس
  • ناهید محمودی مه پاش*، بابک سوری صفحات 355-367
    پدیده گردوغبار در نیمه غربی ایران معضلات محیط زیستی زیادی به بار آورده، بنابراین شناخت جنبه های کمی و کیفی آن ضروری است. این تحقیق به بررسی نسبت یون ها و مرفولوژی ذرات گردوغبار با هدف تعیین منابع احتمالی دخیل در ایجاد گرد-وغبار می پردازد. نمونه برداری بمدت یک سال در شهرهای سنندج، خرم آباد و اندیمشک به روش غیرفعال صورت گرفت. مقادیر سنجش شده بوسیله IC با استفاده از نسبت های Cl-/Na+، Mg2+/Na+ و NO3-/SO42- ارزیابی شدند. آنالیز داده ها با نرم افزارهای Spss-ver23 وExcel-2016 انجام پذیرفت. نتایج نشان داد کلسیم میانگین درصد بیشتری نسبت به سایر کاتیون ها در سه ایستگاه (684/3 %، 488/5% ،444/4 %) دارد. آنیون ها در سه ایستگاه میانگین درصد مشابهی داشتند. بالا بودن درصد یون ها موید منشا خاکزاد و نقش رسوبات تبخیری در پدیده گرد و غبار می باشد. میانگین نسبت Cl-/Na+ در ایستگاه های سنندج و اندیمشک (815/0، 432/0) کمتر از استاندارد منابع دریایی (17/1) بدست آمد. نسبت Mg2+/Na+ در سه ایستگاه بالاتر از حد استاندارد منابع دریایی بود (23/0). بررسی نسبت یون ها نشان داد ذرات گرد و غبار از بسترهای خشک شده منابع آبی (مناطق تولید گردو غبار فرامرزی و داخلی) که با خشکسالی از بین رفته اند منشا گرفته اند و در مسیر انتقال، بوسیله جریان هوا ترکیب یون ها بواسطه ترکیب با عوامل مختلف دچار تغییرات، واکنش ها و نوساناتی گردیده است. اندازه ذرات گرد وغبار با دور شدن از منبع شکل گیری آن ها (غبارهای فرامرزی) تمایل به ریز شدن داشتند. بطوریکه میانگین اندازه ذرات در سنندج 9/7، خرم آباد 9/8 و اندیمشک 6/10 میکرومتر بود. مرفولوژی ذرات در سه ایستگاه به شکل کروی، نیمه کروی و زاویه دار بود.
    کلیدواژگان: سنندج، خرم آباد، اندیمشک، نسبت یونی
  • سمانه معتمدی، رحیم ملک نیا*، حمید شایان، فرناندو آلمیدا گارسیا صفحات 369-382

    در سال های اخیر، همزمان با تشدید مشکلات محیط زیستی در سطح جهانی، پایداری مقاصد طبیعت گردی نیز با چالش هایی روبرو شده است. از آنجا که در اکثر موارد، انسانها مسبب اصلی مشکلات محیط زیستی هستند، در صورت عدم تغییر رفتار، اثرات تخریب های غیرقابل برگشت انسانی، حیات در کره زمین را به خطر خواهد انداخت. از این روی نظارت و مدیریت بر عرصه های طبیعی نیاز به رفتارهای حامی محیط زیست برای به حداقل رساندن تاثیرات منفی فعالیت های انسانی بر محیط زیست دارد. این رفتارهای حامی محیط زیست در جوامع مختلف تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی (جمعیت شناختی)، بیرونی و دورنی قرار دارند. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر فاکتورهای جمعیت شناختی (جنسیت، وضعیت تاهل، سن، تحصیلات، درآمد و وضعیت شغلی، تحصیلات و شغل والدین) بر میزان رفتار حامی محیط زیست طبیعت گردان است. جمعیت آماری تحقیق شامل کلیه طبیعت گردان مناطق طبیعت گردی پارک طبیعت شمخال و پارک جنگلی طبیعی ارتوکند است. برای رسیدن به این هدف، بر اساس فرمول کوکران تعداد 760 پرسشنامه (384 پرسشنامه در ارتوکند، 376 پرسشنامه در شمخال)، در تابستان و پاییز 1398 به روش نمونه-گیری تصادفی و به صورت مصاحبه حضوری تکمیل گردید. داده های مربوط به فاکتورهای جمعیت شناسی و رفتارهای محیط زیستی طبیعت گردان از طریق این پرسش نامه ها جمع آوری شد. متناسب با نوع داده ها و اطلاعات، از آزمون T دو نمونه مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه(ANOVA) جهت تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج پژوهش بیانگر این است که سن، تحصیلات، شغل، درآمد، تحصیلات مادر و شغل پدر تاثیر معناداری بر میزان رفتارهای حامی محیط زیست طبیعت گردان دارند. همچنین یافته ها اشاره دارند که خانم های شاغل و طبیعت گردان تحصیل کرده با درآمد متوسط، که مادران تحصیل کرده و پدرانی با شغل های دولتی دارند، افراد محیط زیست گرا تری هستند و رفتارهای حامی محیط زیست بیشتری نسبت سایر طبیعت گردان دارند.

    کلیدواژگان: طبیعت گردی، رفتار محیط زیستی، گردشگری پایدار، پارک جنگلی ارتوکند، پارک طبیعت شمخال
  • نسیم منجزی* صفحات 383-396
    سوزاندن نیشکر عملی است که قبل از برداشت نیشکر به منظور تسهیل برداشت و یا بعد از برداشت سبز به منظور حذف بقایای گیاهی مانده در مزرعه انجام می گیرد. هدف از این مطالعه، مقایسه روش های برداشت سبز و سوخته نیشکر و بررسی اثرات زیست محیطی آتش زدن مزارع در برداشت سوخته نیشکر در شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در استان خوزستان است. برای بررسی روش های برداشت سبز و سوخته نیشکر از تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. جهت تعیین معیارها، پس از مطالعات و مذاکره با کارشناسان برداشت نیشکر در شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی، معیارهای احتمالی تاثیرگذار بر برداشت نیشکر، شناسایی و در چهار گروه میزان خاشاک ارسالی به کارخانه، میزان ضایعات در زمان برداشت، آلودگی زیست محیطی و مدیریت بقایا در عملیات بازرویی و آبیاری تقسیم بندی شدند. اطلاعات مورد نیاز در قالب پرسشنامه هایی توسط 31 کارشناس عملیات برداشت شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در سال زراعی 1398 جمع آوری و برای تجزیه و تحلیل با استفاده از نرم افزار Expert Choice 11.0 مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از رویکرد تلفیقی SWOT-AHP اقدام به شناسایی و طبقه بندی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای برداشت سبز و سوخته نیشکر گردید. نتایج حاصل از ارزیابی ماتریس های عوامل داخلی و خارجی نشان داد میانگین وزن نهایی عوامل داخلی و خارجی به ترتیب برابر181/3 و 693/2 است که نشان می دهد روش های برداشت نیشکر از نظر عوامل داخلی دارای نقاط قوت برجسته است و در بهره برداری از عوامل خارجی با نقاط تهدید مهمی روبه رو است. همچنین نتایج نشان داد از بین روش های برداشت سبز و سوخته نیشکر در حال حاضر با توجه به امکانات و تجهیزات فعلی شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی، روش برداشت سوخته با وزن نسبی 634/0 در اولویت می باشد. نتایج مربوط به نشر گاز گلخانه ای دی اکسیدکربن ناشی از آتش زدن مزارع نیشکر شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی نشان داد میزان نشر این گاز معادل 1641780000 کیلوگرم برای یک فصل زراعی می باشد. در نهایت با توجه به نتایج تحقیق حاضر و بررسی های انجام شده، برداشت سبز تنها راهکار کاهش آلاینده های زیست محیطی در صنعت تولید نیشکر در استان خوزستان می باشد. اما از آنجا که برداشت سبز برای اجرایی شدن نیازمند مدیریت همه جانبه است، در حال حاضر، مدیریت دود و خاکستر ناشی از آتش زدن مزارع نیشکر به صورت سوزاندن مجاز تحت شرایط توصیه شده آب و هوایی، به منظور کاهش اثرات مخرب بر محیط زیست و سلامت عمومی الزامی است.
    کلیدواژگان: نیشکر، برداشت، سبز، سوخته، خوزستان
  • وحید نصیری، ماهان قربانی، علی اصغر درویش صفت* صفحات 397-409

    آشفتگی، نتیجه تبدیل سیمای سرزمین به قطعات کوچکتر با ارتباطات کمتر است که کاهش پایداری آن را در پی دارد. هدف از انجام این پژوهش، ارایه روشی برای کمی سازی تغییرات آشفتگی مکانی اراضی جنگلی که اصلی ترین پوشش منطقه حفاظت شده ارسباران است، بر پایه سنجه های سیمای سرزمین در یک دوره زمانی می باشد. در همین راستا از تصاویر ماهواره لندست برای تهیه نقشه های کاربری اراضی سال های 1369 و 1393 استفاده شد. برای تعیین مساحت بهینه پهنه ها، در 10 نقطه تصادفی روی نقشه پوشش سرزمین سال 1393 پهنه هایی با مساحت های مختلف انتخاب و با رسم منحنی نتایج سنجه ها در مساحت های فوق، اندازه بهینه تعیین شد. سپس برای کمی سازی عناصر سیمای سرزمین، سنجه های شکل، بزرگی، تعداد، تراکم، چگونگی پراکنش و همجواری محاسبه شدند. پس از محاسبه سنجه ها مقدار آن ها به روش انحراف معیار استاندارد سازی و وارد تحلیل PCA شد تا سنجه های تاثیرگذار در آشفتگی بر اساس مقادیر ویژه آن ها گروه بندی شوند. سپس بر اساس میزان بارعاملی هر یک از سنجه ها، نقشه های آشفتگی برای هر یک از مقاطع زمانی ایجاد شد. بر اساس نتایج، در هر دو مقطع زمانی، بیشترین آشفتگی (طبقه آشفتگی زیاد) در اطراف مناطق مسکونی و کشاورزی و کمترین آشفتگی در مناطق کوهستانی و دور از دسترس که عمدتا جنگل های پیوسته و متراکم اند، مشاهده شد. نتایج نشان داد میزان آشفتگی در سال 1393 افزایش یافته است، که تغییرکاربری از جنگل به مرتع با مساحت 170/24 هکتار بیشترین سهم را در افزایش آشفتگی داشته است. روش معرفی شده در این مطالعه می تواند در راستای ارزیابی، برنامه ریزی و مدیریت مناطق ویژه اکولوژیکی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آشفتگی، تغییرات کاربری اراضی، سنجه های سیمای سرزمین، تجزیه و تحلیل مولفه های اصلی، ارسباران
|
  • Mohammad Ettefaghdoost *, Hamid Alaf Noveirian Pages 199-210

    The heavy elements are a serious hazard to aquatics as well as human health, as their resistance to degradation and great potential for bio-accumulation in aquatic organisms so this study aimed to evaluate the order and concentration of heavy elements accumulated in edible muscle tissue of Common bream (Abramis brama orientalis) sampled from Siah Darvishan River considered one of the fish species with high economic and ecological value and eventually, assessment its safety status for human consumption purposes. In the present experiment, bio-accumulation of eleven elements (Ni, Se, Fe, Cr, Pb, Zn, Cd, As, Hg, Mn and Cu) in muscle tissue of 30 Common bream captured by cast net from Siah Darvishan River (Guilan province, Iran) were monitored and evaluated using by atomic absorption spectroscopy. The accumulation of investigated elements in muscle tissue have been observed, as follows: Zinc (34.807±2.443), Iron (27.110±2.325), Copper (4.264±0.361), Manganese (2.087±0.073), Selenium (0.843±0.045), Lead (0.821±0.079), Arsenic (0.713±0.025), Cadmium (0.293±0.016), Nickel (0.183±0.015), Chromium (0.151±0.018) and Mercury (0.088±0.005) microgram per gram dry weight, respectively. The obtained results of this study showed that the mean bio-accumulation of all investigated elements in muscle tissue of Common bream; except Manganese, Arsenic, Lead, and Cadmium were at lower level than the Organization (FAO/WHO) considered approved standard. These results indicate the importance of precise attention to the enhancement factors of these elements in the environment of mentioned species.

    Keywords: Atomic absorption, common bream, Muscle tissue, Trace elements
  • Somayeh Emami *, HosseinAli Alikhani, AhmadAli Pourbabaee, Hassan Etesami, Fereydoon Sarmadian, Babak Motesharezadeh Pages 211-225

    Currently, the excessive application of chemical fertilizers in agriculture field is under debate due to environmental concerns. Therefore, it is important to find the alternative strategies to reduce harmful effects of farming practices. Aims of the research was to investigate the potential of rhizosphere and endophytic bacterial isolates isolated from the roots of wheat plant in terms of plant growth promoting (PGP) traits and study their effect on the wheat plant growth indices and decreased phosphorus (P) fertilizer use. To this end, the isolated bacteria were first screened for the production of indole-3-acetic acid (IAA) in the presence of tryptophan in the culture medium, and then the bacteria were tested for their ability to dissolve inorganic and organic phosphates. Then, the ability of these bacteria to improve wheat plant growth was conducted in a completely randomized design under greenhouse condition. Rhizospheric isolate R185 and endophyte isolate E240 produced 299.2 and 330.1 μg / ml P respectively and also produced 19.2 and 22 μg / ml IAA, respectively. 16S rRNA sequencing showed that these bacterial isolates were Pseudomonas. The results obtained from pot assay showed that the combined use of the strains caused a significant increase in wheat growth and nutritional indices (an increase of 55.6% in the amount of plant P) compared to their single application (35.6 and 36.4% increase in plant P content by R185 and E240, respectively). Among the cultivars evaluated, Roshan cultivar had a higher percentage of P (4.7%) and biomass (14.2%) than Marvdasht cultivar.

    Keywords: Rhizospheric, endophyte bacteria, Chemical Fertilizer, Wheat, Biofertilizer, plant growth promoting traits
  • Mohammad Panahandeh *, Mondana Azizi Pages 227-241

    Anzali watershed is one of the most important watersheds of Guilan province which houses Anzali International Wetland. The purpose of this study was to investigate structural changes in Anzali watershed through temporal changes of landscape pattern and use of DPSIR to identify Anzali watershed status and provide appropriate solutions for integrated landscaping protection and management. In this study, Landsat satellite imagery for 1994, 2008 and 2018 was used to investigate land use changes using remote sensing. Then, landscape metrics of NP, CA, PD, PLAND, LPI, CORE-AM were used to quantify and investigate the phenomena occurring in the land. In this regard, the most important changes were forest, agricultural, urban and water cover. Then, within the DPSIR conceptual framework, the most important driving forces, changes and pressures and their associated consequences were determined. Analyzes of metrics showed that at the level of forest and barr land the phenomenon of Attrition, agricultural lands and cities creation phenomenon, rangelands of Enlargment phenomena and at the water class level the phenomenon of Disection occurred. The results of DPSIR qualitative model showed that the main factor of change in Anzali watershed is population growth, settlements and urban areas and agricultural development. Overall, the phenomena occurring in the landscape under study explanatory that urban and agricultural disordered patch disturbances expansion are caused by the creation patterns, and that natural patch such as forest and water are destroyed through the patterns of Attrition and Disection.

    Keywords: Anzali Watershed, Landscape metrics, LandUse Changes, DPSIR Framework
  • Rooholah Pirayesh Mayvan, Sedigheh Nabieyan *, Elham Khajepour Pages 243-256
    The limitations of natural resources and the occurrence of environmental pollution as a threat to mankind have increased in the last decade. Green agricultural products are closely related to the environment and the consumer. Therefore, it is important to consider the factors affecting customer's intention towards buying green products. The present research attempts to understand the consumers' intention toward buying green agricultural products. The study has used the Theory of Planned Behavior (TPB) as its theoretical framework and further attempted to extend the TPB by incorporating additional constructs (environmental concern & environmental knowledge) in it. In this regard, a random cluster sample of 384 consumers was obtained in Kerman city, and the required data were collected and analyzed with the help of structural equation modeling (SEM). The finding reported the usefulness of TPB in predicting consumers' intention towards purchasing green agricultural products. The result also supported the applicability of including additional constructs in TPB, as it has improved the proposed model prediction tool. The effect of environmental concern and environmental knowledge on the intention towards buying green products has been positive too. At the end, the implications for policy makers have been discussed. One of the notable applications is helping the government, the private sector, employers and marketers to formulate appropriate strategies for green products and their purchase.
    Keywords: Theory of Planed Behavior, structural equation model, Environmental concern, Environmental knowledge
  • Ali Jahani *, Maryam Saffariha Pages 257-270
    The protected areas are managed by ecological targets including ecological and biological protection of nature and at the same time the goal of tourism use. The management of natural ecosystems in protected areas and where tourism creates many environmental impacts is a global challenging issue in the field of protection. The aim of this study is to model the vegetation canopy cover reduction in Qhamishloo national park and wildlife refuge in order to evaluate the impact of tourism using artificial neural network to determine the influence of the ecological variables and severity of tourism on protected areas. This study has been performed in Qhamishloo national park and wildlife refuge with an area of 10 hectares intensive tourism zone and 100 hectares extensive tourism zone. In this study to evaluate the impact of tourism on vegetation canopy cover reduction, 100 inventory sample plots were used to measure ecological and tourism variables and vegetation canopy cover density changes along one year (spring 2017-2018). Artificial neural network modeling method has been used to predict the reduction of vegetation canopy cover density using 11 environmental variables. According to the results, the model with the structure of 1-8-11 (11 input variables, 8 neurons in hidden layer and 1 output variable) with regard to the maximum coefficient of determination in the three categories of training, validation and test data set which equal 0.95, 0.87, and 0.93 respectively, declare the best function of structural optimization. On this basis, the intensity of tourism, land slope, soil salinity, soil depth and percentage of organic matter of soil with the coefficient of determination of 8.59, 2.02, 1.88, 1.81 and 1.65 respectively show the highest effect on the vegetation canopy cover reduction in the region. The proposed model in this study provides a decision support system in tourism impacts assessment in the protected areas and enables prediction of the vegetation canopy cover reduction in recreational zones of national parks.
    Keywords: National Park, Canopy cover, Tourism, Artificial Neural Network, Recreational zone
  • Fatemeh Jahanishakib *, Delaram Bakhshi Pages 271-283
    The base of current environmental problems can be addressed in irresponsible behavior humans around nature. These behaviors appear that are influenced by different factors in the environment. The natural and humanity are bedded of tourism activities. Then maybe behaviors and unsuitable tourism activities have negative impacts and subject to vulnerable them. This research aim to modeling the environmental behaviors of tourists in Birjand city was applied. In the method of this research In order to assess the behaviors of tourists (dependent variable) evaluate the influenced factors such as cognition, satisfaction, theory, and involvement activity (independent variables) using spread the questionnaires among tourist in Birjand natural and cultural attractions. So, after the query of the tourist’s community in Birjand city during the first six months of 1398, the results were analyzed by linear regression with SPSS 13.0 software. Analyze of Spearman and Pearson were appeared the high correlation among the studied factors. In achieved behavior model from regression analysis in tourist’s community showed the cognition of tourists and their satisfaction of tourism places and natural attractions have a high impact on behavior. While the theory and involvement activity have no impact on the behavior model. In this behavior model, the value of R and R2 achieved 0.99 and 0.98 respectively that shown the high prediction power of the model. The others of the result’s research are a significant effect on behavior in gender, age and education levels in the studied tourist community. It seemed the environmental behavior was due to subjectivism factors. So, it needs to execute to improve the responsible behavior in tourists and create the theory and involvement activity, education and promotion measures of the relevant organization.
    Keywords: Behavior model, Environmental cognition, Tourist, Regression, birjand
  • Bahman Jabbarian Amiri *, Seyed Sadeq Dezhkam Pages 285-298
    Due to the negative effects of built up area temperature on energy consumption and human welfare, it is important to mitigate these negative effects by controlling the spatial pattern of green cover and its cooling effect. Therefore, in order to reveal the type and shape of relationship between landscape spatial patterns with land surface temperature (LST) in Rasht, the statistical modeling approach and landscape metrics were used. Land use- land cover and LST mapping were performed using Landsat sensor imagery classification and finally calculated landscape metrics of entered into the modeling process. Validation results showed that although all four linear, logarithmic, exponential and power regression models have good performance in predicting LST through land cover metrics, the highest performance was related to power model. In addition, this models indicate LST is strongly correlated with near distance to green patch and near distance to water patch metrics.
    Keywords: Land surface temperature, Landscape Pattern, Regression, Rasht County
  • Majid Raoof *, Simin Alioghli Pages 299-312
    The provision and allocation of environmental rights of rivers, should be considered as a necessity in the sustainable management of the country's water resources, to protect the water resource ecosystem and the ecosystems associated with these resources, such as wetlands and lakes. In this research, over a 44 year period (from 1970 to 2013), the environmental flow of the Balikhloochai River, was studied using Tennant, Tessmann and FDC methods. Using IHA software, the effect of construction and operation of the Yamchi dam on hydrological and environmental changes, were investigated. Results showed that the Tennant method calculate the river flow between 1.96 to 3.27 m3/s to keeping the river flow regime at the optimum range for all months of the year, while Tessmann method calculate it 1.31 m3/s. The results of the FDC indicate that for the protection of the river in suitable and relatively suitable conditions, the flow rate of 2.95 and 2.46 m3/s was required, respectively. It was found that Dam operation has influenced downstream hydrological and environmental parameters. The extent of these effects on hydrological parameters such as Magnitude of monthly water conditions, Magnitude and duration of annual extreme water conditions, timing of annual extreme water conditions, and frequency and duration of high and low pulses status were 61.38% with moderate change degree. Also, despite the dam, 51.6% of environmental parameters such as monthly low flows, extreme low flows, small floods and large floods have changed.
    Keywords: Environmental Rights, Hydrological, Flow duration curve, IHA software
  • Moslem Savari *, Zinab Asadi Pages 313-326

    The study was conducted with the aim of Identifying Factors Affecting Rural Women's Behavior to Prevent Forest Land Use Changes in Lorestan Province. The statistical population included all rural women over 15 years in Lorestan province (N= 231000). A questionnaire was used to collect data. The content and face validity of the questionnaire was confirmed by a panel of experts and its reliability was confirmed by evaluating measurement model and using Cronbach’s alpha coefficient. Data were then analyzed using partial least squares structural equation modelling by the help of SmartPLS3.0 SPSS19 and software. The results showed that all predictor variables in the theory of planned behavior have a positive and significant relationship with the behavior of rural women to prevent forest degradation. Also, structural equation modeling results that explain variables such as attitude, subjective norm, perceived behavior control and tendency are able to explain 73.4% of the variations of rural women's behavior change.

    Keywords: Land use, rural women, Sustainable Development, Forest, Sustainable Livelihood
  • Mahdi Sedighkia *, Asghar Abdoli, Shahrzad Kaviani, Farshad Nejat Pages 327-339

    Assessment of environmental flow regime based on regional ecological status is the supreme method which has been approved by broad previous researches. Although ecological weakness points PHABISM univariate method is inevitable, this method has been applied in developed and developing countries.Present research uses fuzzy logic approach as an improved habitat model to simulate river habitats and demonstrate that replacement of PHABISM univariate method by fuzzy approach in national and regional environmental flow regime assessment in rivers is essential. By applying physical habitat simulation in Jajrood river by two described methods which were PHABSIM univariate habitat model and fuzzy based habitat simulation, WUA curves have been obtained. According to results, PHABISM univariate habitat method assesses environmental flow regime more than real needs of river and it could dramatically deteriorate challenges between environmental managers and stakeholders. It is strongly recommend to avoid use of PHABSIM univariate physical habitat models for environmental flow assessment in rivers or streams and ecologists must shift on fuzzy based approaches for further studies.

    Keywords: river habitats, assessment of environmental flow, physical habitat simulation, fuzzy logic approach, CASIMIR
  • Bahareh Samadi Kuchaksaraei, Afshin Danehkar *, Seyed MohammadReza Fatemi, Seyed Ali Jozi, Ehsan Ramezani Fard Pages 341-354

    Given the importance of coastal-marine areas and their high sensitivity, integrated coastal zone management plans for the sustainable management and use of these resources, have been globally defined and restricted. The criteria for selecting these areas in Iran need to be revised to develop a specific guideline, based on the current situation. In the present study, the results of the hitherto researches, determining priorities of being representative by AHP method and sensitivity by ANP method, were combined and the final priorities of being representative were obtained. Then, according to the established ecoregions in hitherto researches, habitat priorities were determined based on ecoregions. Then the protection status of the final codes was gained in the whole region and in each ecoregion. The results showed that the entire study area has been protected completely. The Hormuz Strait ecoregion with the most diverse habitat, has the greatest tension and it is in the best protection status. Sensitivity analysis of the models showed no sensitivity to any of the criteria. Since, some parts of the Northern Persian Gulf and Makran ecoregions are not located in Hormozgan province, a final judgement was impossible to be made for them. Finally, potential land uses were defined at the provincial level and a decision-making algorithm was developed for coastal-marine areas of southern Iran.

    Keywords: Decision-making algorithm, Coastal-marine protected areas, Hormozgan, Persian Gulf
  • Nahid Mahmoodimahpash *, Bubak Souri Pages 355-367
    The phenomenon of dust has caused many environmental problems in the western half of Iran. Therefore, recognition of this phenomenon from two aspects of quantity and quality is necessary. This study investigates the ions ratios as well as the morphology of dust particles in order to determine the possible sources involved in dust-fall. Sampling was carried out for one year through the passive method in Sanandaj, Khorramabad and Andimeshk cities.the measured components using Ion Chromatography were evaluated by Cl-/Na+, Mg2+/Na+, and NO3-/SO42- ratios.The resulted data were also analyzed using Exel-2016 and Spss-ver 23 softwares. The results showed that calcium ion has got more percentage average in comparison with other cations in the three stations (3.684%, 5.488%, 4.444%). An-ions have similar average percentages for the three stations. High percentages of ions in dust-fall confirm soil origin and role of evaporites in dust-fall phenomenon. Average of Cl-/Na+ in Sanandaj and Andimeshk stations (0.432, 0.815) were found to be less than seawater standards (1.17). Mg2+/Na+ ratio was higher than the standard of seawater ratio (0.23) for the three stations. Investigation of ratios of the measured ions also showed that dust-fall particles are originated from drylands (transboundary and inland dust production areas) particularly wetlands currently dried because of drought condition and during transportation, by air flows admixtion of ions by different actions are face changes, reactions , and fluctuations. The size of dust were likely to get small by diverging of their shaping origians (transboundary dusts).So the average of dusts size were sanandaj 7.9, Khorramabad 8.9 , and andimeshk 10.6 micrometer. Morphology of the particles was round sphere, semi-sphere , and angular shapes.
    Keywords: Sanandaj, Khorramabad, Andimeshk, Ionic ratio
  • Samaneh Motamedi Barabadi, Rahim Maleknia *, Hamid Shayan, Fernando Almeida GarcIa Pages 369-382

    In recent years, as environmental problems getting worse throughout the earth, popular and nature tourism destinations face challenges in preserving ecological and sustainability resources. Monitoring and managing these natural areas requires Pro-Environmental Behavior to minimize the harmful effects of human activities on the environment. However, these targeted actions namely pro-environmental behaviors, are frequently influenced by various factors. The purpose of this research is investigating the influence of socio-demographic factors (gender, marital status, age, education, income and occupation status, education and occupation of parent) on pro-environmental behaviors of ecotourists. The statistical population of the study includes all ecotourists of Shamkhal Nature Park and Ortokand Natural Forest Park in Khorasan Razavi province of Iran. After filling 760 questionnaires in summer and autumn of 2018 by face to face method, in accordance with the type of collected data and information, T-test and ANOVA were used for data analysis in SPSS 20 software. The results show that age, education, occupation, income, mother's education and father's job have significant effect on pro-environmental behaviors of ecotourists. Also the findings indicate that eemployed women and educated ecotourists with medium income, who have educated mothers and fathers with governmental jobs, are more environmental and doing more pro-environmental behaviors than other ecotourists.

    Keywords: Eco-tourists, Pro-Environmental Behavior, Sustainable Tourism, Shamkhal Nature Park, Ortokand Natural Forest Park
  • Nasim Monjezi * Pages 383-396
    Sugarcane burning is a process that is done before the cane harvest to facilitate harvesting or after green harvesting to remove residual plant residues in the field. The purpose of the present study was to compare the methods of green and burnt sugarcane harvesting and to investigate the environmental effects of burning of sugarcane fields on sugarcane harvesting in Khuzestan province. Hierarchical analysis was used to investigate green and burnt sugarcane harvesting methods. In order to determine the criteria, after interviewing the experts on sugarcane harvesting at the Sugarcane and by Products Development Company, the probable criteria affecting the sugarcane harvesting were identified and divided into four groups: amount of trashes sent to the factory, amount of waste at harvest, environmental pollution and residue management in irrigation and rationing operations. To weight the criteria, a questionnaire was completed by 31 experts in the field of sugarcane development and ancillary industries in the year 1398 and used for analysis by Expert Choice 11.0 software. Also using SWOT-AHP integrated approach was identified and classified strengths, weaknesses, opportunities and threats of green and burnt sugarcane. Results of evaluation of internal and external factors matrices showed that the average weight of internal and external factors were 3.181 and 2.693, respectively. There is an important threat. The results also showed that among the current methods of green and burnt sugarcane harvesting, considering the current facilities and equipment of the sugarcane development and ancillary industries, the burning method with a relative weight of 0.634 is preferred. Also, the results of carbon dioxide emissions from the burning of sugarcane farms by the sugar cane development and ancillary industries showed that the amount of greenhouse gas emissions is 1641780000 kg for one crop season. Finally, according to the results of the present study and the conducted studies, green harvesting is the only solution for reducing environmental pollutants in sugarcane production industry in Khuzestan province. But since green harvesting requires comprehensive management to be implemented, at present, the management of smoke and ash from the burning of sugar cane fields is permitted under the recommended weather conditions to mitigate adverse effects on the environment and public health.
    Keywords: Sugarcane, Harvest, green, Burnt, Khuzestan
  • Vahid Nasiri, Mahan Ghorbani Pages 397-409

    The disturbance, is the result of the landscape conversion into smaller pieces with less communication, which in turn leads to decrease the ecosystem stability. The aim of this study is to introduce a new method for quantifying the spatial disturbances of forested areas, which is the main land-cover class of Arasbaran Protected Area, using the landscape metrics over a period of time. To do so, the Landsat satellite imagery were used to generate the land-cover maps of corresponding years (i.e. 1990 and 2014). The metric graph analyses were applied to determine the optimal size of the zones for ten random points in the land-cover map of 2014. Optimal size was determined by plotting the curve results for different areas. Different metrics, i.e. shape, size, number, density, distribution, and contiguous metrics were calculated to quantify the landscape components. To standardize the metric values the standard deviation method was applied. PCA analysis to group the effective metrics on disturbance based on their eigenvalues. Then, the disturbance maps were generated for each time, based on the loading value of each metric. According to the results in both periods, the highest disturbance (high disturbance class) was observed around residential and agricultural areas, and the least disturbance was occurred in mountainous and inaccessible areas, that mostly covered by continuous and dense forests. The results showed that the disturbance rate was increased in 2014 and the land-cover change from forest to grassland has the highest contribution in the increasing disturbance rate with an area of 170.24 hectares. The presented method can also be used in the assessment, planning and management of other specific ecological zones.

    Keywords: disturbance, Land-cover Changes, Landscape metrics, Principal component analysis, Arasbaran