فهرست مطالب

پژوهش و برنامه ریزی شهری - پیاپی 41 (تابستان 1399)
  • پیاپی 41 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • حسن محمودزاده، برنامه ریزی شهری*، عذرا معصومی، مهدی هریسچیان صفحات 1-22

    امروزه رشد پراکنده شهرها، موجبات دست اندازی به زمین های باارزش کشاورزی و توزیع نامتناسب خدمات شهری را باعث شده است که آن هم زمینه ناپایداری محیط شهری را فراهم نموده است. در این بین توسعه میان افزا با تمسک به توسعه در اراضی خالی شهری و بافتهای قدیمی و فرسوده می تواند رشد پراکنده شهری را تقلیل داده و شهرها را بسوی پایداری هرچه بیشتر سوق دهد. از این رو هدف این تحقیق، شناسایی و تشخیص اراضی مناسب میان بافتی شهر ارومیه برای توسعه میان افزا و پیش بینی میزان زمینی که در افق سال 1405 با اعمال توسعه میان افزا می توان از رشد پراکنده شهری جلوگیری نمود، می باشد. پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و دارای ماهیت توسعه ای- کاربردی است. داده های موردنیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری گردید. تعداد 14 معیار در قالب معیارهای طبیعی، اجتماعی و کالبدی  موثر در تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزارExpert choice، به منظور الویت بندی، وزن دهی معیارها، از مدل تحلیل چند متغیره فازی در محیط  GISبرای تولید، وزن گذاری، فازی سازی، تلفیق و همپوشانی لایه ها و از مدل رشد نمایی و سرانه زمین برای پیش بینی میزان زمینی که با اعمال توسعه میان افزا می توان از رشد پراکنده جلوگیری کرد، استفاده گردید. نتایج نشان داد که از مجموع 6/5502 هکتار اراضی ارومیه، 83/367 (69/6%) از اراضی برای توسعه میان افزا کاملا مناسب، 55/863 هکتار (70/15%) از اراضی مناسب، 91/1448 هکتار (33/26%) تا حدودی نامناسب، 25/1721 هکتار (28/31%) نامناسب و  06/1101 هکتار (20%) کاملا نامناسب می باشد و میزان زمینی که با اعمال توسعه میان افزا می توان در افق سال 1405 از رشد پراکنده شهری جلوگیری کرد، 3680000 متر مربع برآورد گردید.

    کلیدواژگان: توسعه میان افزا، سیستم اطلاعات جغرافیایی، تحلیل چندمتغیره فازی گاما، رشد نمایی، ارومیه
  • فروزان فرخیان*، هدا مایدزاده صفحات 23-36

    فضای سبز از مولفه های مهم نظام زیستی شهرها و از نیازهای اساسی جامعه شهری محسوب می شود. فضای سبز باید از لحاظ کمی و کیفی با نیازها و حجم فیزیکی شهر تناسب داشته باشد و متناسب با شرایط اکولوژیکی شهر ایجاد و گسترش یابد. در برنامه ریزی شهری نوین، برنامه ریزی و مکان یابی فضای سبز شهری اهمیت بسیاری دارد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر فضای سبز برکیفیت زندگی شهری، درجهت بهبود کیفیت زندگی شهروندان شهر اهواز به انجام رسید. روش تحقیق توصیفی و از نوع پس رویدادی می باشد. گردآوری اطلاعات با استفاده از دو روش کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش کلیه شهروندان شهر اهواز هستند که براساس فرمول کوکران حجم نمونه 390 نفر برآورد گردید. پرسش نامه به روش تصادفی ساده بین شهروندان توزیع گردید. در این پژوهش، 5 پارامتر کیفیت زندگی در ارتباط با فضای سبز مورد بررسی قرار گرفت و نظرات شهروندان با استفاده از آزمون t و آزمون همبستگی اسپیرمن و با کاربرد نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که از نظر شهروندان، تاثیر فضای سبز شهری  بر بعد رضایتمندی از زندگی با میانگین 81/3 و بر بعد روانی و اجتماعی با میانگین 97/2 درسطح اطمینان 95 درصد در سطح متوسط، معنی دار و تاثیر فضای سبز بر سلامت عمومی و محیط زیست زندگی شهروندان با میانگین 58/3 در سطح زیاد، معنی دار می باشد و کلیه پارامترهای کیفیت زندگی با فضای سبز دارای ارتباط مستقیم و مثبت می باشند. فضای سبز به عنوان بخشی از کالبد و بافت شهرها رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگی با زندگی مردم دارد. بنابراین با افزایش و بهبود فضای سبز در سطح شهر می توان وضعیت کلی کیفیت زندگی را ارتقا داد.

    کلیدواژگان: فضای سبز شهری، کیفیت زندگی، شهروندان، ماهیت فضای سبز، شهر اهواز
  • رستم صابری فر* صفحات 37-52

    هدف کلی از انجام این پژوهش، بررسی وضعیت توانمندی ساکنین حاشیه نشین مشهد و اثر فرهنگ سازمانی بر این روند بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه مورد بررسی 240 نفر از سکونتگاه های غیررسمی و 120 نفر از پرسنل شهرداری بودند. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون و توانمندی روانشناختی استفاده شد. داده های گردآمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به خصوص رگرسیون و آزمون فریدمن تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که سطح توانمندی در بین ساکنین حدود 41/2 می باشد. در بخش عوامل موثر بر ارتقای سطح توانمندی آزمون اول نشان داد که سطح معنی داری 000/0 بوده و تی محاسبه شده 296/2 می باشد، بنابراین، فرهنگ سازمانی نیروهای شهرداری در این امر نقش تعیین کننده ای دارد. همین آزمون ها نشان داد که 55 درصد از توانمندسازی ناشی از درگیرشدن در کار می باشد. سوال بعدی آن بود که آیا نیروهای شهرداری امکان درگیرشدن در کار را برای ساکنین فراهم می آورند؟ نتایج نشان داد که در سطح معنی داری 011/0 و در صورت فراهم آمدن شرایط، توانمندی ساکنین بیشتر می شود. همچنین ضریب تشخیص 047/0 محاسبه شد که نشان می داد توانمندی ایجاد شده مربوط به سازگاری است. اطلاعات موجود تحلیل شده و مشخص شد در سطح معنی داری 039/0، انطباق پذیری بر توانمندسازی ساکنین اثرگذاراست. در آخر، نقش و جایگاه مولفه رسالت در فرهنگ سازمانی و نقش آن بر توانمندسازی بررسی شد. مطابق بررسی صورت گرفته، سطح معنی داری آزمون 000/0 محاسبه شد و نشان داد که این تاثیر مطرح می باشد. از آنجا که میزان ضریب تشخیص نیز 130/0 به دست آمد، مشخص گردید که توانمندسازی حاصل، نتیجه مولفه رسالت در فرهنگ سازمانی است. به طورکلی، هرچه اعتقاد پرسنل شهرداری به درگیر شدن، سازگاری، انطباق پذیری و کیفیت رسالت بیشتر باشد، توان و قابلیت آنها برای توانمندسازی ساکنین بیشتر خواهد بود. در این روند، متغیر انطباق پذیری بالاترین تاثیر و رسالت، کمترین نقش را بر عهده داشته است. در نتیجه، چنانچه مسیولین بپذیرند که ساکنین توان و تمایل تغییر امور را دارند، می توان امیدوار بود که سطح توانمندی ساکنین به حد قابل قبولی افزایش پیدا نماید.

    کلیدواژگان: توانمندسازی، فرهنگ سازمانی، رسالت و انطباق پذیری، سکونتگاه های غیر رسمی، مشهد
  • امیرحمزه شهبازی*، هادی غنی‌زاده قاسم آبادی، زینب سرگزی صفحات 53-64

    شهر بم به دلیل پیامدهای زلزله 1382 (با حدود 27 هزار جانباخته و30 هزار مصدوم) به مثابه یک شهر با سابقه مصیبت بزرگ، دارای نشانگان افسردگی، اضطراب، پس آسیبی و خشم است. تبعات این مصیبت عظیم، مشکلات فقدان شادی و سرزندگی شهروندان، را تشدید و سلامتی روحی، انرژی روانی و انگیزه فردی را به مخاطره می اندازد. هدف پژوهش، تحلیل میزان احساس شادی و سرزندگی یا احساس دلمردگی و سرخوردگی شهروندان، همچنین تبیین ریشه ها و عوامل زمینه ساز آن؛ فضای سبز، امکانات اوقات فراغت و ورزش و... که در حیطه برنامه ریزی شهری می باشد. این پژوهش به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است. روایی توسط متخصصین و پایایی آن با آلفای کرونباخ تایید گردید. جامعه هدف، شهروندان 15 ساله و بالاتر شهر بم و حجم نمونه 330 واحد می باشد. مدل های تحلیل، آزمون T تک گروهی،  Tنمونه های مستقل، کای دو، تست لوین، جدول متقاطع و آنالیز واریانس هستند. یافته ها نشان می دهد: 67 درصد نمونه ها احساس شادی و سرزندگی شان، کم تا بسیار کم است. مضافا، که 85 درصد همین افراد از وضعیت مولفه های شهرشاد یعنی فضای سبز، امکانات ورزشی، امکانات اوقات فراغت و محیط زندگی ناراضی اند. میانگین رضایت شهروندان از مولفه های شهر شاد، برای شاخص های فضای سبز 6/2؛ اوقات فراغت 8/2؛ امکانات ورزشی 5/2 و محیط زندگی، 6/2، پایین تر از متوسط (3) می باشد.

    کلیدواژگان: شهر شاد»، »مصیبت بزرگ »، «شهر بم»، «سرزندگی و شادی»، «زلزله»
  • احسان حیدرزاده*، سید محمدصادق پوریزدانپرست صفحات 65-82

    یکی از مباحث مهم در ساماندهی شهری، توجه به فضاهای عمومی است؛ از آغاز دهه 1960 بسیاری از صاحب نظران حوزه معماری و شهرسازی از افت عرصه های عمومی و حتی مرگ فضاهای جمعی سخن گفته اند و علت آن را افت دایم کیفیت در فضاهای شهری برشمرده اند. اخیرا کیفیت فضاهای عمومی به طور فزاینده ای به صورت یک عنوان پژوهشی مهم در رشته های گوناگون توسعه شهری مطرح می شود. در منطقه گردشگری محور عرفان شیراز کمبود امکانات در فضاهای شهری، مشکلات و ناآرامی ترافیکی، عدم کشش این فضاها در ایام شلوغ و... ازجمله مشکلات عمده فضاهای شهری است. هدف این پژوهش سنجش، آسیب شناسی و ارایه راهکارهای ارتقای کیفیت فضاهای عمومی است. روش تحقیق مورد استفاده به صورت اسنادی و کمی بوده است. در این مقاله از طریق مروری بر متون معتبر جهانی در نهایت شاخص های 23 گانه برای سنجش کیفیت فضاهای شهری انتخاب گشت. در ادامه این شاخص ها در 4 محدوده مطالعه منتخب از طریق پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفت و با استفاده از روش تحلیل عاملی، عوامل 6 گانه تبیین کننده کیفیت فضاهای شهری تعیین گردیدند. در ادامه امتیاز هر یک از 4 فضای شهری از عوامل 6 گانه و از کل کیفیت فضا تعیین گشت که مطابق با نتایج دروازه قرآن با امتیاز نهایی 129. از عوامل کیفیت فضای شهری دارای وضعیت بهتری است. در ادامه با انجام تحلیل رگرسیونی و رتبه بندی عوامل سازنده کیفیت فضا بر اساس اهمیت آن ها، عامل کیفیت اجتماعی مکان با ضریب تاثیر 342. دارای بیشترین تاثیر علی در متغیر وابسته بود. سپس اولویت مداخله در شاخص ها در کیفیت فضاهای شهری محدوده موردمطالعه تعیین گشت. اولویت های مداخله در میدان قایم بر ارتقای رضایتمندی از جذابیت مکان، در میدان ابوالکلام بر ارتقای کارایی اقتصادی مکان و در دروازه قرآن و پیاده راه حافظیه بر بهبود دسترسی و نفوذپذیری به مکان دلالت دارند که بر این اساس راهکارهای مقتضی پیشنهاد گردید.

    کلیدواژگان: کیفیت فضای شهری، رضایت مندی، تحلیل عاملی، تحلیل رگرسیونی، محور عرفان شیراز
  • محمود آروین، امین فرجی*، مرتضی آژند صفحات 83-98

    رضایتمندی سکونتی متاثر از طیف گسترده ای از شرایط ادراک شده عینی و ذهنی است و اغلب جهت ارزیابی ادراکات و احساسات ساکنین از واحد مسکونی، محله و محیط زندگی خویش بکار می رود. نهایتا این مفهوم نشانه ای مهم مبنی بر وجود ادراکات مثبت ساکنین نسبت به کیفیت زندگی خویش تلقی می شود. رضایتمندی سکونتی بر مباحثی مانند تعلق مکانی، مشارکت، ماندگاری جمعیت به ویژه در شهرهای جدید و طرح های مسکن نو (مسکن مهر) تاثیر زیادی می گذارد.. شناسایی عوامل موثر در میزان رضایت و نارضایتی سکونتی ساکنان، می تواند در جهت تحلیل وضع موجود سکونتی، تصمیمات آتی به منظور ارتقای سطح کیفی محدوده های سکونتی افراد و جلوگیری از تکرار نواقص در سایر مکان ها موثر واقع گردد. بنابراین، هدف پژوهش، بررسی تاثیر رضایتمندی سکونتی بر ماندگاری جمعیت در طرح مسکن مهر شهر بهبهان می باشد. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی، ازنظر روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و ازنظر گردآوری داده ها، پیمایشی می باشد.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد. جامعه آماری شامل 804 نفر ساکن مجتمع می باشد که با استفاده از فرمول کوکران 280 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. پرسشنامه تحقیق شامل دو متغیر اصلی (رضایتمندی سکونتی(کالبدی، اجتماعی، دسترسی، اقتصادی)، ماندگاری جمعیت) با 36 گویه است. اطلاعات جمع آوری شده از طریق نرم افزارهای SPSS21 و آموس 24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که ساکنان مجتمع مسکن مهر از شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و دسترسی رضایت پایینی دارند. با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مشخص گردید شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، دسترسی که متغیر رضایتمندی را نشان می دهند بر ماندگاری جمعیت تاثیر مثبت و معنی داری دارند.

    کلیدواژگان: رضایتمندی سکونتی، ماندگاری جمعیت، مسکن مهر، شهر بهبهان، معادلات ساختاری
  • محمدتقی پیربابایی*، پریسا هاشم پور، پیمان زاده باقری صفحات 99-112

    مبحث توسعه اجتماع محلی به رغم سابقه نسبتا طولانی در متون و نوشتارهای علمی و اجرایی، در اواخر دهه 1980 در قالب نظریه توسعه محلی مورد توجه قرار گرفت. این در حالی است که شاخص های مربوط به توسعه اجتماع محلی در شهرهای اسلامی به رغم وجود بنیادهای معرفتی آن در کانون توجه پژوهشگران قرار نداشته و پژوهش های انجام شده در این مورد بسیار اندک اند. از این رو شناسایی شاخص ها و میزان اهمیت آنها برای تدوین الگویی در جهت توسعه اجتماعات محلی مناسب با شرایط شهرهای اسلامی می تواند این رهیافت برنامه ریزی را بیش از پیش در شهرهای اسلامی کاراتر سازد. هدف این پژوهش، شناسایی عناصر الگوی توسعه اجتماعات محلی در شهر اسلامی است و روش این مطالعه با توجه به سوالات و اهداف پژوهش، کیفی است که در دو مرحله بازبینی مدون متون و پیمایشی- مصاحبه با خبرگان به روش دلفی- صورت گرفته است. حجم نمونه مطالعاتی ده نفر از صاحب نظران حوزه توسعه اجتماع محلی و شهر اسلامی هستند که به شکل هدفمند انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان داده است که ابعاد اصلی الگوی مورد نظر شامل 4 مولفه، 13 معیار و 23 شاخص می باشد که در این الگو، وزن هر دسته و ترتیب اهمیت شاخص ها در هر دسته نشان داده شده است. طبق نظر خبرگان مهم ترین مولفه مربوط به سیاست های کاربردی توسعه اجتماع محلی با امتیازی برابر با 31/8 است که دارای معیارهایی چون عدالت محوری، مسیولیت پذیری، توانمندسازی و مشارکت در امور محله می باشد. پس از آن مولفه سرمایه اجتماعی محله با امتیاز 27/8، دارایی های مالی محله با امتیاز 23/8 و مولفه نهادها و عوامل اثرگذار با امتیاز 15/8 قرار دارند. در پایان دور سوم روش دلفی، ضریب هماهنگی کندال برای این پژوهش معادل 59/0 بدست آمد که به مقدار نسبتا متوسط تا زیاد می توان به ترتیب عوامل آن اعتماد کرد.

    کلیدواژگان: اجتماع محلی، توسعه اجتماع محلی، شهر اسلامی، روش دلفی، مشارکت
  • رتبه بندی کیفی و تحلیل فضاهای پیاده شهری با رویکرد عدالت فضایی (مورد مطالعه: پنج مسیر پرتردد شهر همدان)
    احسان پایاب، سید محمدرضا خطیبی*، حسین سلطانزاده، مریم معینی فر صفحات 113-130

    امروزه رشد سریع شهرنشینی و وسایل نقلیه شخصی به نفع سواره ها، مساله افت جدی کیفیت فضاهای پیاده شهری و توزیع ناعادلانه آنها از این لحاظ را مطرح کرده است. هدف اصلی پژوهش، افزایش مطلوبیت و کاهش شکاف کیفی در پنج مسیر پیاده پرتردد همدان است. معیارهای ارزیابی شده : کیفیت فرم، فضا، کاربری، محیط زیست، وضعیت اجتماعی، ترافیک و زیرشاخص های مرتبط به آنها بودند. روش تحقیق توصیفی– تحلیلی و نوع آن کاربردی است. داده های تحقیق حاصل مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و تکمیل پرسشنامه توسط 15 نفر از کارشناسان مسلط به موضوع است. به منظور رتبه بندی کیفی مورد مطالعه، از فرآیند تحلیل شبکه و مدل ویکور بهره گرفته شد. یافته ها، گویای رتبه اول کیفی مسیر پیاده بوعلی پایین با امتیاز  (0) است. مسیرهای پیاده ارم، مهدیه بالا، اکباتان و پاستور به ترتیب با امتیازهای 2637/0، 5247/0، 9380/0 و 9497/0 در رده های بعدی قرارگرفتند. دلایل اصلی مثبت و منفی تاثیرگذار بر رتبه های کیفی اخذ شده، متناسب با شاخص های تحقیق، تحلیل شد. بعلاوه، شاخص های زیست محیطی و فرمی با اوزان (402/0) و (038/0) بیشترین و کمترین اهمیت را به ترتیب داشتند. نتیجه کلی پژوهش بیانگر کیفیت فضایی نامتوازن مسیرهای یاد شده است، هرچند در برخی معیارها این توالی مشاهده نمی شود. ریشه های فرا کالبدی مثل لایه های اقتصادی، اجتماعی و همچنین نظام مدیریت و برنامه ریزی از بالا به پایین، ضوابط منطقه بندی و تجمیع انواع سرمایه گذاری در مسیر های برخوردار، سهم بسزایی در نتایج بدست آمده داشته اند. در پایان متناسب با سطح نیاز و استحقاق هر مسیر به افزایش کیفیت در معیارهای مورد ارزیابی، پیشنهادات کاربردی ارایه شد.

    کلیدواژگان: فضاهای پیاده شهری، عدالت فضایی، مولفه های کیفی، شهر همدان، مدل ویکور
  • حجت مهکویی*، نادر شیرانی صفحات 131-146

    در راستای توسعه پایدار شهرها تاکنون نظریه ها و الگوهای مختلفی ارایه شده است. در این باره می توان به نظریه هایی مانند شهر سالم و شهر خلاق اشاره کرد. هدف اصلی پژوهش، تحلیل شاخص های شهر خلاق و ارتباط آن با مدیریت توسعه شهری سالم در مناطق شهر اصفهان است. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی- تحلیلی است. جهت تحلیل و سنجش داده ها از مدل ویکور استفاده شده و در فرایند انجام آن از ضریب آنتروپی شانون و در نهایت نیز از روش همبستگی پیرسون بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد منطقه 3 با نمره 1 رتبه اول و  منطقه 5 با نمره 781/0 رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. کمترین سطح نیز مربوط به منطقه 12 می باشد و مناطق 5 و 6 با نمره برابر با 1 بهترین مناطق از لحاظ شاخص های شهر سالم هستند. کمترین نمرات نیز به مناطق 15 و 11 اختصاص دارد. در نهایت پس از تعیین نمره هر یک از مناطق بر اساس شاخص های شهر خلاق و سالم، رابطه بین این دو رویکرد در بین مناطق شهر اصفهان با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تحلیل می شود. نتایج تحلیل های آماری نشان می دهد بین دو متغیر اصلی پژوهش رابطه وجود دارد. در واقع سطح معنی داری کمتر از 05/0 است و ضریب همبستگی مثبت است. به این معنا که بین دو رویکرد در مناطق شهر اصفهان رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ضریب بتا برابر با 614/0 است که می توان گفت 60% تغییرات در زمینه توسعه شهر خلاق را می توان با شاخص های شهر سالم پیش بینی کرد.

    کلیدواژگان: توسعه شهری، شهر سالم، شهر خلاق، کلاشهر اصفهان
  • مهسا چیزفهم دانشمندیان*، مصطفی بهزادفر صفحات 147-164

    در دو دهه اخیر، حفاظت از منظر شهری تاریخی در مقابل توسعه ساخت و سازهای بلند مرتبه به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات در حوزه نگهداری از میراث جهانی و ملی شهر هایی با سابقه تاریخی مطرح شده است. منظر ورودی شهر شیراز از سوی دروازه قرآن یکی از ارزشمند ترین مناظر این شهر به حساب می آید، که نه تنها از برنامه حفاظتی ویژه ای برخوردار نمی باشد، بلکه با اجرای طرح های مصوب موجود مورد تهدید جدی قرار خواهد گرفت. هدف اصلی این پژوهش آسیب شناسی منظر تاریخی دروازه قرآن، با تاکید بر تقویت دید به دو عنصر شاخص حرم شاهچراغ و علی بن حمزه می باشد. تفاوت اصلی مقاله حاضر با سایر پژوهشهای مشابه در این است که تنها به بررسی معیارهای کیفی طراحی اکتفا نشده و تلاش شده تا با به کارگیری آخرین روش های تحلیل کمی در محیط سه بعدی به بررسی دقیق موضوع پرداخته شود. روش تحقیق به کارگرفته شده به صورت آمیخته ای از روش های کمی کیفی است. در گام اول با بهره گیری از تکنیک سطوح حفاظت بصری (VPS) در نرم افزار ArcGIS و Rhino به تعیین آستانه ارتفاعی مجاز ساختمان ها در محور دید دورازه قرآن و مقایسه تطبیقی آن با طرح تفصیلی شیراز پرداخته شده و پس از آن تصاویر شبیه سازی شده دیدهای ناظر پیاده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که قوانین و ضوابط ارتفاعی طرح تفصیلی شیراز در پهنه موثر این منظر تاریخی به علت بی توجهی به بعد کالبدی- بصری دارای نقص جدی می باشد، به طوری که با اجرای ضوابط ارتفاعی موجود، شامل ساخت و ساز تا ارتفاع 24 متر در بخش شمالی خیابان حافظ و تا ارتفاع 5/33 متر در محل پل علی بن حمزه، دید افراد پیاده از دروازه قرآن به سمت حرم شاهچراغ و علی بن حمزه در معرض خطرات جبران ناپذیری قرار خواهد گرفت. نتایج اعمال تکنیک فوق حاکی از آن است که با کاهش ارتفاع از 1 تا 14 متر در 93 قطعه ساختمانی و نظارت شدید جهت جلوگیری از افزایش تراکم غیر مجاز در پهنه محدودی از این محور می توان موجبات صیانت کامل از این منظر شهری تاریخی برای آیندگان را فراهم نمود.

    کلیدواژگان: منظر شهری تاریخی، سطوح حفاظت بصری (VPS)، ضوابط ارتفاعی، حفاظت، آستانه ارتفاعی
  • یزدان شیرمحمدی، سید اسحاق جلالیان*، منصور رضاعلی، مریم بهرامی صفحات 165-178

    هدف پژوهش بررسی رضایت ساکنان از مقصد بر تبلیغات دهان به دهان به واسطه متغیرهای هویت مقصد، وابستگی نسبت به مقصد، دلبستگی عاطفی به مقصد، پیوند اجتماعی، خاطره از مقصد و انتظار از مقصد ساکنان در دو منطقه گردشگری ماسوله و قلعه رودخان پرداخته شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق در زمره ی تحقیقات توصیفی پیمایشی قرار می گیرد. در تحلیل استنباطی داده ها از ضریب آلفای کرونباخ و جهت تعیین ثبات درونی ابزار از آزمون KMO و کرویت بارتلت برای مناسب بودن حجم نمونه و درست بودن تفکیک عامل ها و برای تعیین ارتباط علی بین متغیرها از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد، رضایت گردشگران از مقصد بر هویت مقصد، وابستگی نسبت به مقصد، دلبستگی عاطفی به مقصد، پیوند اجتماعی، خاطره از مقصد و انتظار از مقصد اثر مثبت و معناداری دارد؛ و همچنین هویت مقصد، وابستگی نسبت به مقصد، دلبستگی عاطفی به مقصد، پیوند اجتماعی، خاطره از مقصد و انتظار از مقصد بر تبلیغات دهان به دهان اثرگذار است. با توجه به ضرایب مسیر مدل این پژوهش دلبستگی به مکان به میزان 518 درصد قدرت پیش بینی تغیرات مربوط به تبلیغات دهان به دهان را برخوردار است. همچنین رضایت گردشگران از مقصد توانایی پیش بینی 33 درصد از تغییرات دلبستگی به مکان را دارد، رضایت گردشگران از مقصد نیز می تواند 168 درصد از تغییرات تعامل با مکان را پیش بینی کند. تعامل با مکان نیز به میزان توانایی پیش بینی 422 درصد تغییرات متغیر را تبلیغات دهان به دهان دارد.

    کلیدواژگان: وابستگی مکانی، برند مقصد، جذب گردشگر، تبلیغات دهان به دهان، قلعه رودخان
  • محمد رفیع رفیعی*، زهرا قدم پور، تورج سبزواری صفحات 179-196

    یکی از پرکاربردترین مدل های شبیه سازی هیدرولوژیکی و هیدرولیکی جریان در شبکه دفع آبهای سطحی شهری، مدل SWMM است. این مدل همچون سایر مدل های جامع، در برگیرنده دامنه گسترده ای از داده ها و اطلاعات ورودی است. در چنین شرایطی احتمال دارد به دلیل عدم دسترسی به داده های واقعی یا پایین بودن دقت اندازه گیری آنها، نتایج مدل چندان قابل اطمینان نباشند. میزان این عدم قطعیت بسته به حساسیت مدل به داده های ورودی متفاوت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی حساسیت مدل SWMM به الگوها و زیرمدل های مورد استفاده در آن می باشد. بدین ترتیب که ضمن بررسی تاثیر 5 تیپ توزیع مصنوعی الگوی بارندگی، 4 طول گام زمانی تعریف داده های بارش، 3 مدل نفوذپذیری و نهایتا 2 روش روندیابی هیدرولیکی بر دبی حداکثر سیلاب، حساسیت مدل به این الگوها و زیرمدل ها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. به منظور تحلیل حساسیت مدل، از دو روش گرافیکی و آنالیز همبستگی استفاده گردید. بر اساس نتایج حاصله، بیشترین حساسیت مدل به طول گام های زمانی بارندگی تشخیص داده شد که در آن با تغییر گام زمانی از 15 دقیقه به 90 دقیقه، دامنه تغییرات نسبی دبی اوج به 5/26 % و 5/37 % هم رسید. بعد از آن مدل، با ضرایب اسپیرمن حدود 1، نسبت به معادله نفوذ انتخابی، از بیشترین حساسیت برخوردار بود اما میزان حساسیت مدل به تیپ الگوی توزیع بارندگی، بسته به شرایط تعریف شده برای شبیه سازی، متغیر تشخیص داده شد.

    کلیدواژگان: سیلاب شهری، مدل SWMM، الگوی توزیع بارندگی، معادلات نفوذ، آنالیز حساسیت
  • اکرم خدامی پور، حسین ذبیحی*، سید مجید مفیدی شمیرانی صفحات 197-214

    بحران هویت یکی از مشکلات بنیادی در سیمای بصری شهرهای ایران بشمار می رود. علی رغم ساخت وسازهای متعدد در راستای توسعه شهری، همچنان منظر معماری شهرها فاقد شخصیتی منسجم، خوانا و واجد هویت می باشد. هویت منظر معماری به معنای مجموعه ویژگی هایی است که در طول زمان حضوری مداوم در تعریف سیمای معماری داشته و علاوه بر پاسخگویی به تغییرات و نیازهای جدید در امتداد تاریخ خود قرار گیرد. ازآنجاکه پرداختن به ساختار معماری و شهرسازی نماهای معاصر جهت بازخوانی هویت، نیازمند اندیشه ای انتقادی بر مفاهیم و مولفه های تاثیرگذار بر شکل گیری عناصر معماری و خاصه نماهای شهری است، می توان با شناخت مفاهیم تاثیرگذار و ساختاری، امکانی جهت احیای هویت بصری در سیمای منظر معماری نماهای معاصر را فراهم کرد. هدف پژوهش حاضر، شناخت این مولفه ها در راستای تبیین مفاهیمی است که ارتقاء هویت منظر معماری در نماها را به دنبال داشته باشد. جهت دستیابی به این عناصر، ابعاد سازنده هویت، منظر و نما باهدف دستیابی به معیارها و کیفیت های خلق کننده ی اثرگذار بر ارتقاء هویت منظر معماری نماهای معاصر بررسی شده است. روش تحقیق پژوهش ترکیبی از روش های توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با هدف ماهیت کاربردی است. اطلاعات موردنیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش تحلیل داده های ثانویه (اسنادی) جهت گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری و ادبیات مرتبط با تحقیق استفاده شده است. نتایج کلی پژوهش نشان می دهد؛ ارتقاء هویت منظر معماری در نماهای معاصر در قالب مولفه های زیبایی شناسی از بعد معنایی و بصری، مولفه کالبدی مکان از بعد عملکردی و بصری، ویژگی محیطی مکان از بعد اقلیمی و زیست محیطی و مولفه معنایی مکان از ابعاد تاریخی و فرهنگی قابل حصول می باشد که معیارها و کیفیت های خلق کننده توسط هرکدام از آن ها در قالب مدل مفهومی ارایه شده است. در پایان بر مبنای یافته های پژوهش پیشنهاداتی در راستای راهکارهای عملی ارتقاء کیفی منظر ارایه شده است.

    کلیدواژگان: هویت، منظر معماری، نما، معماری شهری
|
  • Hassan Mahmodzadeh *, Azra Masoumi, Mahdi Herischian Pages 1-22

    This research from the methodology aspect is the descriptive-analytic and categorized in the development - applied type. The required data were collected using library and documentary studies. Environmental, social and physical criteria were identified in 12 variables. Then, by preparing the layers of each criterion, we defined the weight of each layer based on its importance in the infill development analysis. In this study, the Analytical Hierarchy Process (AHP) was applied by Expert choice software for prioritizing, the weighting of criteria and fuzzy multivariate analysis model in GIS environment for production, weighting, and fuzzy combination of layers were used. Finally, using the weights obtained from AHP Analysis, the suitability map for infill development of uremia was prepared using Fuzzy Overly extending in ArcGIS software and the exponential population growth model and land per capita are used to predict the amount of land that could be effective for preventing urban growth sprawl using infill development option. The results showed that from the total of 5502.6 hectares of Uremia, 367.83 (6.69%) of the land quite suitable, 863.55 hectares (15.71%) of land medium suitable, 1448.91 hectares (26.33%) somewhat inappropriate, 1721.25 hectares (28.31%) inappropriate, and 11.61% (20%) are totally inappropriate and the amount of land that can be increased by the applying of an infill development strategy for preventing of urban sprawl growth estimated at 3680000 square meters in the 1405.

    Keywords: Infill Development, Geographic Information System, Gamma Fuzzy Multivariate Analysis, Exponential Growth, Urmia
  • Forouzan Farrokhian *, Hoda Mayedzadeh Pages 23-36

    Green space is one of the important components in the city's biological system and it is one of the basic demands of the urban community. Green space should fit with demands and physical volume of the city quantitatively and qualitatively and develop and expand in line with the ecological conditions of the city. This research was carried out to evaluate the effect of green space on the quality of urban life in order to improve the quality of life of citizens in  Ahvaz. The method of this research descriptive and post-event type. Data collection was done by using two methods of library and field studies. The statistical population of this research includes all citizens in Ahvaz city. According to Cochran formula, the sample size was 390 people. The questionnaire was distributed randomly among citizens. In this research, five parameters of quality of life in relation to green space were studied and citizens' opinions were analyzed with t-test and spearman correlation test using by SPSS software. The findings showed that the effect of urban green space on the life satisfaction score with a mean of 3.81 and on social and psychological dimensions was 2.97 in the 95% confidence level in the mean and significance level. The impact of green space on public health and environment of citizens, with a mean of 3.58, is meaningful at a high level and all parameters of quality of life with green space are directly and positively related. Green space, as part of the body structure and urban texture, has a very close relationship with people's lives. Therefore, with the increase and improvement of green space in the city, the overall quality of life can be improved

    Keywords: Urban green space, &quot, Quality of life&quot, Citizens, Nature of green space, Ahvaz
  • Rostam Saberifar * Pages 37-52

    The general purpose of this study was to determine the status of residents' empowerment in marginal areas of Mashhad and the effect of organizational culture on this trend. The research method was descriptive-correlational and the population of the study consisted of 240 residents of informal accommodations in Mashhad as well as 120 officials and personnel of the municipality. Data were gathered using Denison's organizational culture questionnaire and psychological empowerment. The collected data were analyzed using descriptive and inferential statistics, especially regression and Friedman test. The results showed that the level of empowerment among residents was about 2.41. However, for empowerment, it is imperative that people are also part of the body of planning and implementation. Obviously, following such a comprehensive approach will not be free of challenge, because authorities often fear the transfer or division of power and refrain from providing information to people. Empowerment of the community is a dynamic and inclusive process. The main goal of the empowerment process is to make suitable changes in all dimensions and aspects of lives of individuals, families, groups, and social strata, so that by exploiting the satisfaction and desire of the people, their potential and hidden talents become under control and it is possible to improve their lives. As a result, if the authorities accept that residents have the power and willingness to change affairs, one could hope that the residents' empowerment would increase to an acceptable level.

    Keywords: Empowerment, organizational culture, mission, compliance, informal accommodations, Mashhad
  • Amirhamze Shahbazi *, Hadi Ghanizadeghasemabadi, Zeinab Sargazi Pages 53-64

    Bam cBam city as a city with background of major disaster has symptoms of depression, anxiety, post injury and anger as a Consequences of the 2003 earthquake. The problems of the lack of happiness or vitality of the citizens are exacerbated and it threatens mental health, psychological energy and individual motivation. The aim of research, is to analyze the level of happiness feeling, and explaining the root causes. This research is descriptive-analytic and Sample size is 330 units. Hypotheses are: lack of happiness, limitation in components of the happy city and, their significant relationship. Analysis Models, T Test, Anova, .chi2 the findings shows that 67% of the individuals believes that their level of happiness and vitality is very low to low. In addition, 85% of these people are dissatisfied because, their satisfactions, are: for green space, 2.6; leisure time; 2.8; sports facilities 2.5 and living environment, 2.6. Thus, they are lower than average (3). Therefore, All hypotheses were confirmed at the significant level (0/00). The findings shows that 67% of the individuals believe that their level of happiness and vitality is low to very low. In addition, 85% of these people are dissatisfied of the component of happy city. Citizens' satisfaction from these components, are: for green space indicators, 2.6; leisure time; 2.8; sports facilities 2.5 and living environment, 2.6, therefore, are lower than average (3). It is recommended that the urban political and cultural managers of Bam must planning for improving the components of happy city.

    Keywords: Happy City, big disaster, Bam, vitality, happiness, earthquake
  • Ehsan Heidarzadeh *, Sayyed MohammadSadegh Pouryazdanparast Pages 65-82

    ne of the important issues in urban planning is the attention to public spaces. Since the early 1960s, many practitioners in the field of architecture and urban planning havepointed to the decline of public areas and even the death of collective spaces due to a permanent drop in quality in urban spaces. Recently, the quality of public spaces has increasingly become an important research topic in various fields related to urban development. There are a number of problems in Erfan Tourist Region in Shiraz such as the lack of facilities required for urban spaces, traffic problems, and traffic jams, the lack of the capacities required for crowded periods as problems typical of urban spaces. Through the review of valid literature in the field, 23indicators were selected in this paper to measure the quality of urban spaces. Subsequently, these indicators were tested through a questionnaire in four areas under analysis. Using the factor analysis, the factors determining the quality of urban spaces were determined. In the next stage, the four urban spaces were ranked based on six factors related to the quality of urban spaces. According to the results, Quran Gate was ranked first in terms of urban space quality factors. Besides, the priority of intervention in urban space quality indicators was determined based on the relative importance of these indicators using regression analysis The intervention priorities for the areas under study including Qaem Square, Abu al-Klam Square, Quran Gate, and Hafezieh Footpath were satisfaction with the attractiveness, the economic efficiency of the place, and improvement of accessibility and permeability to the place, respectively. Finally, a number ofstrategies were suggested based on the insights from the study.

    Keywords: Urban Space, Satisfaction, Factor analysis, Regression Analysis, Erfan Region in Shiraz
  • Mahmod Arvin, Amin Faraji *, Morteza Azand Pages 83-98

    Residential satisfaction influences by a wide range of objective and subjective perceived conditions and it is often used to assess perception and feelings of the inhabitants from residential units of their neighborhood and environment. Eventually, this concept deemed to be an important sign of positive perceptions of the life quality for residents. Residential satisfaction have a great impact on issues such as; place belonging, participation, population survival especially in new towns and new housing projects (Mehr housing). Identifying effective factors in the level of residents' satisfaction and dissatisfaction can be effective in assessing the status quo of the residence, making future decisions in order to improve the quality of residential areas and prevent repetitive defects in other places.Therefore, purpose of this research is effect residential satisfactions on population survival in Mehr housing project in Behbahan. In terms of purpose, the research is an applied, in terms of research method is descriptive - Analytical and in terms of data collection is survey. Statistical population included 804 residents that 280 persons were selected as samples by using a Cochran formula. Data were collected by questionnaire. The questionnaire consisted of two main variables with 36 items. collected data were analyzed by software SPSS21 and Amos24. The results show the residents of the Mehr housing complex have low satisfaction of the indicators of physical and Social, economic and access. Equation analysis reveals that indicators of physical, social, economic and access that show the satisfaction variable has a positive and significant effect on population survival.

    Keywords: Residential satisfaction, population survival, Mehr housing, Behbahan City, STRUCTURAL EQUATION
  • MohammadTaghi Pirbabai *, Parisa Hashem Pour, Peyman Zadeh Bagheri Pages 99-112

    Local community development topic, in spite of a relatively long history in scientific and executive texts, are considered by the West in the late 1980s as a local development and as a major issue. However, in the Islamic cities, the topic of the community development in spite of its epistemological foundations has been considered less, and there are few written sources available, and the number of books and research published in this regard are very few. Therefore, recognizing the indices and their importance for developing the model in order to community development which is appropriate with Islamic cities condition can make this planning approach more effective than before. In this regard, the aim of this paper is to recognize the elements of the community development model and the method of this research with regards to research questions and goals is qualitative that made from two phases of systematic review of literature and survey –unreview by elites by method of Delphi. In this research, the main dimensions of the proposed model, obtained from three rounds of the Delphi method, including four components, 13 criteria and 23 indicators. In this model, the weight of each category and order of the indicators importance in each category are shown. According to research experts, the practical policies of community development with the score of 8/31 is the most important indicators in the community development pattern in the Islamic city which has the criteria such as justice; responsibility, enabling and participation in neighborhoods affairs. The social capital factor in the second place with the score of 8/27, fiscal assets of community with score of 8/23 and institutions and influential factors with the score of 8/15 are in the nest ranks. In the final step f third round in Delphi method, Kendal consistency quotients has been calculated 0/59 for this research that can be trusted normally.

    Keywords: Local community, development, Islamic city, Delphi method, taking part
  • The qualitative ranking and analysis of urban walking spaces with spatial justice approach (case study: Five busy pedestrian routes in Hamadan)
    Ehsan Payab, Sied MohammadReza Khatibie *, Hossein Soltanzadeh, Maryam Moinifar Pages 113-130

    Today fast urban growth and personal vehicles in benefit of riders, causes serious drop problems of quality in urban pedestrian spaces and their injustice distribution. The main aim of paper is increasing of desirability and decrease of qualitative divide in five busy walking paths in Hamedan. Evaluated criteria were quality of form, space, function, ecosystem, sociality and traffic. The method of research is descriptive-analytical with practical kind. The data is from documental studies, field observation and completing questionnaire by 15 people of predominant experts. In order to qualitative rank of case study, It is used of ANP and VICOR model. Findings demonstrate the first rank of Down Buali walking path with point of (0). Eram, Up Mahdieh, Ekbatan and Pastor pedestrian routes stay in next categories with points of 0.2638, 0.5247, 0.9380 and 0.9497 respectively. The main positive and negative reasons for obtained ranks analyzed, based on research indicators. Moreover, environmental and formal indicators with (0.402) and (0.038) weights have had maximum and minimum importance respectively.The total result of paper illustrate injustice spatial quality in mentioned routes, However, there is not this sequence in some of criteria. The over physical roots such as economical, social, also management and planning systems from up to down and zoning regulations and aggregation of different kinds of investment in enjoyed paths, have had a great share in obtained results. Finally, it is presented applied suggestions in fit of the need and merit of each route to increasing of quality in evaluated criteria.

    Keywords: Urban Walking Spaces, spatial justice, Qualitative criteria, City Of Hamadan, VICOR model
  • Hojat Mahkouii *, Nader Shirani Pages 131-146

    Various theories and models have been proposed so far for the sustainable development of cities. Theories like healthy city and creative city can be mentioned in this regard. The main purpose of this study is to analyze the indicators of creative city and its relationship with healthy urban development management in metropolitan areas of Isfahan. Vikor model was used to analyze and measure the data and Shannon entropy coefficient was used in the process and finally Pearson correlation method was used. The results of this study show that Zone 3 was ranked first with a score of 1 and Area 5 with a score of 0.781. The lowest level is also in Region 12, with Regions 5 and 6 scoring 1 as the best in terms of city indicators. The lowest scores are for areas 15 and 11. Finally, after determining each area's score based on creative and healthy city indices, the relationship between these two approaches between Isfahan city areas is analyzed using Pearson's correlation coefficient. The results of statistical analysis show that there is a relationship between two main variables of the study. In fact, the level of significance is less than 0.05 and the correlation coefficient is positive. That is, there is a direct relationship between the two approaches in Isfahan. The results of regression analysis showed that the beta coefficient is equal to 0.614 which can be said that 60% of changes in creative city development can be predicted by healthy city indices.

    Keywords: Healthy, Creative, City, Isfahan
  • Mahsa Chizfahmdaneshmandian *, Mostafa Behzadfar Pages 147-164

    he main goal of this research is to assess the future problems and protect of the historic urban landscape of Qur'an-gate, is known as one of the most valuable landscapes of Shiraz, against the development of contemporary construction. The main difference between this article and other similar research is the attempted to use the latest quantitative analysis methods in a three-dimensional environment to accomplish the accurate result Instead of general qualitative methods. Hence, the research method is a combination of both quantitative and qualitative methods. In the first step, Visual Protection Surface (VPS) technique in the ArcGIS and Rhino was used to determine the permitted threshold of buildings and compared with the similar values in the master plan of Shiraz. Then the simulated pedestrian views have been checked.The results show that the standards height determined by the master plan of Shiraz in the effective area of the historic urban landscape of Qur'an-gate have undergone from the serious defect. It means by implementing the existing altitudes, including construction up to 24 meters in the northern section of the Hafez-street and up to 33.5 meters in the Ali-ibn-Hamzeh-bridge, the pedestrian views of this non-renewable landscape will collapse completely. The results of applying the above technique indicate that by reducing the height from 1 to 14 meters in just 93 construction blocks and also strict monitoring to prevent the increase of unauthorized density, the full conservation from this historical urban landscape simply provides for the present and future generations.

    Keywords: Historic Urban Landscape, visual protection surface (VPS), height rules, protection, height threshold
  • Yazdan Shermohammadi, Seed Isaac Jalalian *, Mandsour Rezaali, Maryam Bahrami Pages 165-178

    The purpose of this study was to investigate the residents 'satisfaction with the word-of-mouth advertising through the variables of destination identity, attachment to the destination, emotional attachment to the destination, social bonding, memory of the destination and expectation of the residents' destination in Masouleh and Ghaleh Rudkhan tourism areas. . The present study is a descriptive survey in terms of purpose and method of research. Inferential data analysis using Cronbach's alpha coefficient and KMO and Bartlett's Spearman's test for determining internal consistency of the instrument were used to determine sample size and factor separation accuracy and to determine causal relationship between variables using structural equation modeling method. Findings showed that tourists' satisfaction with destination has a positive and significant effect on destination identity, attachment to destination, emotional attachment to destination, social bond, memory of destination and expectation of destination; and also, destination identity, attachment to destination, attachment Destination emotions, social bonding, memory of destination and expectation of destination affect word-of-mouth advertising. According to the model coefficients of the model, this research has the power to predict 518% of the variance of word-of-mouth advertising related to place. Also, tourists 'satisfaction with the destination is able to predict 33% of the changes in attachment to the place, and tourists' satisfaction with the destination can predict 168% of the changes in interaction with the place. Interaction with location has the ability to predict 422 percent of the variation in word-of-mouth advertising.

    Keywords: Location dependency, destination brand, tourist attraction, word of mouth advertising
  • Zahra Ghadampour *, Zahra Ghadampour, Touraj Sabzvari Pages 179-196

    SWMM is one of the common models used in hydrologic and hydraulic simulations of surface runoff flow throughout urban drainage networks. As any comprehensive model, SWMM needs a wide range of parameters as its input data, which usually involve measurement inaccuracies and approximations leading to model output uncertainty. The degree of such uncertainty depends on model sensitivity to each input data. This article aims to study SWMM sensitivity to patterns and sub-models used in the simulations process. Therefore, alongside examining the effect of 5 different synthetic precipitation patterns, 4 time steps of rainfall data, 3 infiltration models and 2 routing methods on runoff peak discharge values; the sensitivity of SWMM to these patterns and sub-models was analyzed. Graphical and Correlation Analysis (CA) methods were used to analyze the model sensitivity. According to the results, the model was most sensitive to rainfall time-step in which a change from 15 min to 90 min, increased peak discharge values as 26.5 and 37.5 percent. In the next level, the model was most sensitive to infiltration methods with spearman coefficients close to 1. However, the model degree of sensitivity to rainfall different distribution patterns was variable, depending on the simulation scenarios predefined.

    Keywords: urban flood, SWMM, rainfall distribution pattern, infiltration equations, Sensitivity analysis
  • Akram Khoddami Poor, Hossein Zabihi *, Seyed Majid Mofidi Shemirani Pages 197-214

    Identity crisis is one of fundamental problems in the visual aspect of Iran cities. Despite several constructions for civil development, still cities architectural landscape lacks a coherent, legible and with identity. Identity of architectural landscape means a series of features to have a continuous presence in defining architectural view over time and besides responding to new changes and requirements is located in line with its history. Since addressing architecture structure and urbanism of contemporary views for reading out the identity, requires a critical thought on concepts and components influential in forming the architectural elements and especially urban views, we may provide a possibility for revival of visual identity in the view of architectural landscape of contemporary views by recognition of effective and structural concepts. The aim of the present study is identifying these components for explaining the concepts which follows promotion of architectural landscape identity in views. For achieving these elements, the destructive dimensions of identity, landscape and facade have been investigated with the aim of achieving the creative criteria and quality effective on promotion of the identity of architectural landscape of contemporary facades. Research method is a combination of analytical-descriptive methods and with applied objective. The required data was collected through library studies and secondary data analysis method (documentary) and the theoretical principles and literature relating to the study has been used. The overall results of the research show; Improving the identity of architectural landscape in contemporary views in the form of aesthetic components from the semantic and visual dimension, the physical component of the place from the functional and visual dimension, the environmental feature of the place from the climatic and environmental dimension and the semantic component of the place from historical and cultural dimensions can be obtained. Each of them is presented in the form of a conceptual model. In the end, based on the research findings, suggestions for practical solutions for improving the quality of the landscape are presented.

    Keywords: identity, architecture, view, urban architecture