فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 2 (پیاپی 74، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • آیدین ولی زاده اورنج*، فرشاد قربانلو، امیرعلی جعفرنژادگرو صفحات 1-8
    زمینه و هدف

    یکی از شایع ترین عارضه های مفصل زانو، زانوی ضربدری (genu valgum) است. این مطالعه به منظور تعیین اثر بریس زانوی مدرج در دو زاویه 30 درجه و 60 درجه بر مولفه های نیروهای عکس العمل زمین طی فرود در پسران دارای زانوی ضربدری انجام شد.

    روش بررسی

    این کارآزمایی بالینی روی 20 دانشجوی پسر در محدوده سنی 2.12±21.70 سال دارای زانوی ضربدری انجام شد. بریس زانوی مدرج در دو زاویه فلکشنی 30 درجه و 60 درجه استفاده شد. فرود از سکوی 40 سانتی متری روی صفحه نیرو در سه شرایط بدون بریس، با بریس در زاویه 30 درجه و با بریس در زاویه 60 درجه انجام شد.

    یافته ها

     نیرو در راستای عمودی و طی فاز تماس پاشنه کاهش آماری معنی داری را طی شرایط فرود با بریس در زاویه 60 درجه در مقایسه با فرود بدون بریس به اندازه 15.21% نشان داد (P<0.05). همچنین اوج نیرو در راستای داخلی - خارجی طی فاز تماس پاشنه در شرایط فرود با بریس در زاویه فلکشنی 60 درجه به طور معنی داری بیشتر از فرود با بریس در زاویه فلکشنی 30 درجه به میزان 27.18% بود (P<0.05).

    نتیجه گیری

     با کاهش زاویه محدود کننده فلکشن زانو نیروهای وارده بر اندام تحتانی افزایش می یابد و این امر باعث افزایش احتمال آسیب در مفصل زانو می شود. از این رو استفاده از بریس زانوی مدرج در افراد دارای زانوی ضربدری در زاویه محدود کننده فلکشنی 60 درجه توصیه می شود.

    کلیدواژگان: زانوی ضربدری، مفصل زانو، بریس
  • امین فرزانه حصاری* صفحات 9-17
    زمینه و هدف

    اعمال حاد پیش شرطی سازی ایسکمی منجر به بهبود عملکرد ورزشی می شود. این مطالعه به منظور تعیین اثر چهار هفته اعمال پیش شرطی سازی ایسکمی بر عامل رشد اندوتلیال عروقی (Vascular Endothelial Growth Factor: VEFG) پاسخ لاکتات سرم و شاخص خستگی بعد از فعالیت شدید انجام شد.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی، 20 مرد جوان غیرفعال به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت 4 هفته قبل از تمرینات، مداخله پیش شرطی سازی ایسکمی که شامل سه دور 5 دقیقه ای انسداد با 5 دقیقه جریان مجدد بود را اجرا نمود. نمونه خونی برای اندازه گیری VEGF سرمی در حالت استراحت انجام شد. 48 ساعت قبل و بعد از مداخله، آزمون بی هوازی وینگیت اجرا و میزان درک فشار بلافاصله و لاکتات سرم در زمان های بلافاصله، 5، 10 و 15 دقیقه بعد آزمون وینگیت اندازه گیری شد.

    یافته ها

    چهار هفته اعمال پیش شرطی سازی ایسکمی منجر به افزایش سطح استراحتی VEGF به میزان 8.2±138.2 نسبت به گروه کنترل به میزان 10.3±160.1 شد (P<0.05). میزان درک فشار (میزان 0.57±6.4 در مقابل 0.1±6) و غلظت لاکتات سرم در زمان 15 دقیقه بعد فعالیت در گروه مداخله نسبت به کنترل (میزان 1.2±5.6 در مقابل 0.8±4.1) کاهش آماری معنی داری داشت (P<0.05)؛ ولی تفاوت آماری معنی داری در برونده توان (میزان 131.6±745.2 در مقابل 148.6±769.7) و شاخص خستگی (میزان 11.08±46.2 در مقابل 7.2±50.58) بین دو گروه مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    چهار هفته پیش شرطی سازی ایسکمی منجر افزایش عامل رشد اندوتلیال عروقی و کاهش میزان درک فشار و لاکتات سرم بعد از فعالیت شدید در مردان جوان غیرفعال می شود.

    کلیدواژگان: ایسکمی، جریان مجدد، عامل رشد اندوتلیال عروقی، خستگی
  • راضیه کارشناس، علی نوری*، فاطمه شهبازی صفحات 18-25
    زمینه و هدف

    از آنجایی که نانوذرات اکسید مس علاوه بر کاربردهای مفید، ممکن است دارای اثرات سوء بر جانداران باشند؛ این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوذرات اکسید مس بر میزان سمیت، تغییرات آنزیمی و ساختار بافتی کبد موش صحرایی انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی در 4 دسته 10 تایی تقسیم شدند. سپس طی مدت 10 روز، 5 مرتبه (به صورت یک روز در میان) به 3 گروه از موش ها 10،20 و 30 میلی گرم بر کیلو گرم نانوذرات اکسید مس با قطر کمتر از 50 نانومتر و خلوص 99 درصد و سطح 80 مترمربع بر گرم به روش درون صفاقی تزریق گردید و یک گروه به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. سپس فعالیت آنزیم های لاکتات دهیدروژناز (Lactate dehydrogenase: LDH)، آلکالین فسفاتاز (Alkaline Phosphatase: ALP)، آسپارتات ترانس آمیناز (Aspartate transaminase: AST) و آلانین آمینو ترانسفراز (Alanine aminotransferase: ALT) در دو مرحله خونگیری (یک روز و 15 روز پس از تیمار) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقاطع بافت کبد با رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ایوزین تهیه و مطالعه گردید.

    یافته ها

    فعالیت آنزیم AST بین گروه های مختلف در دو مرحله خونگیری تغییر معنی داری نشان نداد. فعالیت آنزیم های ALT ، ALP و LDH در اولین خونگیری افزایش معنی داری را در هر سه گروه تیمار نسبت به گروه کنترل نشان داد و پس از 15 روز (دومین خونگیری) به حالت طبیعی بازگشت. تغییرات وزن موش ها بین گروه های مختلف اختلاف آماری معنی داری نداشت. بررسی های بافت شناسی آسیب های بافتی متعدد را به صورت وابسته به دوز در گروه های تیمار نشان داد که شامل پرخونی خفیف و شدید، دژنراسیون هپاتوسیت ها، هایپرپلازی و التهاب بودند.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که با تزریق دوزهای پایین نانوذرات اکسید مس، پس از گذشت 15 روز، با وجود آن که تغییرات فعالیت آنزیمی به حالت طبیعی بازمی گردد؛ اما همچنان اختلالات قابل توجهی در ساختار بافت کبد مشاهده می شود.

    کلیدواژگان: کبد، نانوذرات اکسید مس، سمیت
  • سیمین فاضلی پور، زهرا طوطیان، مینو شفیعی*، مسلم دهمرده، صبا محجوب، ندا فعال همدانچی، فرزانه شیواپور صفحات 26-33
    زمینه و هدف

    لووتیروکسین سدیم یکی از داروهای رایج مورد استفاده در درمان مبتلایان به هیپوتیروییدی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر مصرف لووتیروکسین سدیم بر روی خط tidemark غضروف مفصل زانو، ضخامت غضروف و آنزیم های کبدی در هیپوتیروییدیسم موش سوری انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه تجربی روی 30 سر موش سوری ماده بالغ نژاد BALB/c به وزن 25 تا 30 گرم انجام شد. حیوانات به یک گروه کنترل و چهار گروه تجربی تقسیم شدند. در گروه یک (گروه کنترل) از هیچ دارویی استفاده نشد. گروه دوم دوزهای متفاوت افزایشی لووتیروکسین (دو هفته اول، دو هفته دوم، دو هفته سوم و دو هفته چهارم به ترتیب 1.5 ، 2 ، 2.5 و 3 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) به طور روزانه در 8 هفته و گروه سوم از ابتدا دوز بالا و ثابت لووتیروکسین (3 mg/kg/bw) را روزانه به صورت گاواژ دریافت کردند. در گروه چهارم هیپوتیروییدی با propylthiouracil (PTU) القاء گردید. در گروه پنجم، حیوانات هیپوتیرویید، لووتیروکسین سدیم را به روش گاواژ مانند گروه دوم دریافت نمودند. بعد از 8 هفته نمونه های سرمی برای اندازه گیری آلکالین فسفاتاز (Alkaline Phosphatase: ALP)، آسپارتات ترانس آمیناز (Aspartate transaminase: AST) و آلانین آمینو ترانسفراز (Alanine aminotransferase: ALT) تهیه شد. غضروف طبق تیبیای مفصل زانوها با روش هماتوکسیلین - ایوزین رنگ آمیزی شد. به کمک میکروسکوپ مجهز به دوربین عکسبرداری از اسلایدها صورت گرفت و میزان ضخامت غضروف، بخش کلسیفیه و غیرکلسیفیه برحسب میکرومتر توسط نرم افزار کامپیوتری axiovision اندازه گیری شد. همچنین وضعیت یکپارچگی خط tidemark در رنگ آمیزی هماتوکسیلین - ایوزین با میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان دهنده جداشدگی و از هم گسیختگی در خط tidemark در گروه سوم (گروه دریافت کننده لووتیروکسین سدیم با دوز بالا و ثابت) بود. در گروه های سوم، چهارم و پنجم کاهش ضخامت غضروف در منطقه غیرکلسیفیه دیده شد که این کاهش در گروه سوم نسبت به گروه کنترل معنی دار بود (P<0.05). ضخامت منطقه کلسیفیه در تمام گروه ها کاهش نشان داد که این کاهش در گروه سوم نسبت به گروه کنترل معنی دار بود (P<0.05). در بررسی آنزیم های ALP و AST در اکثر گروه ها با افزایش و میزان آنزیم ALT در اکثر گروه ها با کاهش همراه بود که این تغییرات نسبت به گروه کنترل معنی دار بود (P<0.05).

    نتیجه گیری

     مصرف لووتیروکسین سدیم با دوز ثابت و بالا باعث ایجاد تغییرات شدید غضروف مفصل زانو در مقایسه با دوز افزایشی در حیوانات مبتلا به هیپوتیروییدیسم می گردد.

    کلیدواژگان: هیپوتیروئیدی، لووتیروکسین سدیم، مفصل زانو، غضروف، کبد
  • اعظم خزاعی پور، سمیه نمرودی*، شهره تازیکی صفحات 34-39
    زمینه و هدف

    سرب از سمی ترین آلاینده های محیط زیست بوده که برای جانوران از جمله انسان بسیار خطرناک است. لذا استفاده از ترکیبات مختلف چون نانوکیتین برای حذف سرب از محیط های آبی در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه به منظور تعیین اثر نانوکیتین بر میزان جذب بافتی استات سرب در کبد موش های صحرایی انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه تجربی روی 15 سر موش صحرایی نژاد ویستار با وزن 150 تا 180 گرم و سن 8 تا 10 هفته انجام شد. حیوانات در سه گروه پنج تایی شامل گروه شاهد، گروه دریافت کننده سرب (50 mg/kg/bw) و گروه دریافت کننده سرب (50 mg/kg/bw) توام با نانوکیتین (1.6 mg/kg/bw) قرار گرفتند و به مدت 6 هفته گاواژ شدند. سپس بافت های کبد جدا و غلظت سرب با دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. بافت های کبد برای رنگ آمیزی هماتوکسیلین - ایوزین آماده سازی و سپس به وسیله میکروسکوپ نوری بررسی شدند.

    یافته ها

     میانگین غلظت سرب در بافت کبد گروه شاهد، دریافت کننده سرب و دریافت کننده سرب توام با نانوکیتین به طور همزمان به ترتیب برابر با 0.45±8.01 ، 4.73±45.41 ، 0.83±17.06 میکروگرم بر گرم تعیین شد. غلظت کبدی سرب در گروه دریافت کننده سرب نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری افزایش یافت (P<0.05). همچنین غلظت کبدی سرب در گروه دریافت کننده سرب توام با نانوکیتین نسبت به گروه دریافت کننده سرب به طور معنی داری کاهش یافت (P<0.05). مطالعات هیستوپاتولوژیک بیانگر کاهش ضایعات بافتی (دژنره شدن و نکروز هپاتوسیت های کبدی، پرخونی و احتقان شدید در بافت کبد) در گروه دریافت کننده سرب توام با نانوکیتین نسبت به گروه دریافت کننده سرب به تنهایی بود.

    نتیجه گیری

     نانوکیتین بدون داشتن اثرات منفی بر بافت کبد می تواند باعث افزایش حذف و مانع جذب فلز سرب در بافت کبد موش های صحرایی باشد

    کلیدواژگان: نانوکیتین، سرب، کبد، موش صحرایی
  • عنایت الله اسدمنش، مریم کوشکی جهرمی*، مهدی صمدی، فرهاد دریانوش، جواد نعمتی صفحات 40-48
    زمینه و هدف

    فعالیت ورزشی و مکمل های غذایی از روش های توصیه شده برای کاهش کاشکسی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین مقاومتی و مکمل یاری رسوراترول بر شاخص های باززایی عضلانی MyoD (myoblast determination protein) و eMHC (embryonic Myosin Heavy Chain) در موش های سوری مبتلا به سرطان کولون CT-26 انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه تجربی روی 20 سر موش سوری نژاد BALB/c انجام و تومور CT-26 به حیوانات پیوند زده شد. موش ها به چهار گروه تمرینات مقاومتی، گروه رسوراترول، گروه ترکیب رسوراترول توام با تمرین مقاومتی و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تمرینات مقاومتی 6 هفته تمرینات فزاینده مقاومتی را انجام دادند. گروه رسوراترول روزانه 100 میلی گرم بر کیلوگرم رسوراترول و گروه کنترل و تمرین مقاومتی فقط محلول سلولز متیل را به روش گاواژ دریافت کردند. در عضله دوقلو، میزان پروتیین MyoD به روش وسترن بلات و eMHC به روش الایزا اندازه گیری شد.

    یافته ها

    میزان eMHC در گروه ترکیب رسوراترول توام با تمرین مقاومتی (0.25±4.66) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (0.64±3.46) افزایش آماری معنی داری داشت (P<0.05). میزان وزن بدن بدون تومور موش ها در گروه تمرین مقاومتی (1.30±21.50) نسبت به گروه های دیگر افزایش آماری معنی داری یافت (P<0.05). وزن تومور موش ها و پروتیین MyoD در بین گروه های تحقیق تفاوت آماری معنی داری نشان نداد.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثر افزایشی ترکیب تمرینات مقاومتی با رسوراترول بر میزان eMHC نسبت به گروه تمرینات مقاومتی، احتمالا مصرف مکمل رسوراترول در دوزهای بالاتر می تواند همراه با تمرین مقاومتی برای بهبود باززایی عضلانی توصیه گردد.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، رسوراترول، میوپروتئین (myoD)، سرطان
  • نوش آفرین نیکنام، سید صدرالدین شجاع الدین*، ملیحه حدادنژاد صفحات 49-57
    زمینه و هدف

    درد کشککی - رانی یکی از شایع ترین و بحث برانگیزترین مشکلات اسکلتی عضلانی است. به همین دلیل مطالعات فراوانی در مورد علل بروز و راه های پیشگیری و درمان آن انجام شده است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هشت هفته تمرین متداول و ثباتی عملکردی بر درد و عملکرد حرکتی زنان با درد کشککی - رانی انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه شبه تجربی 45 زن غیرورزشکار مبتلا به درد کشککی - رانی با دامنه سنی 18 تا 35 سال به صورت غیرتصادفی به سه گروه 15 نفری تمرین ثباتی عملکردی، تمرین متداول و گروه کنترل تقسیم شدند و به مدت 8 هفته مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور اندازه گیری متغیر شدت درد از مقیاس سنجش دیداری درد و عملکرد حرکتی از پرسشنامه کیوجالا استفاده گردید.

    یافته ها

    در پایان مطالعه شدت درد در دو گروه مداخله (تمرین متداول و ثبات عملکردی) در مقایسه با گروه کنترل کاهش آماری معنی داری داشت (P<0.05). عملکرد حرکتی در گروه های مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش آماری معنی داری داشت (P<0.05). تغییرات شدت درد و عملکرد حرکتی پس از مداخله در بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معنی داری نشان ندادند.

    نتیجه گیری

    روش درمانی تمرین ثباتی عملکردی و روش تمرین متداول به مدت هشت هفته، اثرات سودمندی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی در زنان مبتلا به درد کشککی - رانی دارد.

    کلیدواژگان: درد کشککی - رانی، ورزش، درد، حرکت
  • زینت زرندی، امیرحسین براتی، سید صدرالدین شجاع الدین*، وحید نجاتی صفحات 58-67
    زمینه و هدف

    کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی (Attention Deficit / Hyperactivity Disorders: ADHD) علاوه بر مشکلات رفتاری این عارضه (بیش فعالی، تکانشگری و کم توجهی) از نقص حسی حرکتی رنج می برند. مخچه به طور ویژه دروندادهای زیادی را از سیستم های بینایی، وستیبولار و حسی پیکری دریافت می کند و نقش مهمی در تنظیم تعادل دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط مشخصه های کینتیکی تعادل با نشانه های رفتاری در کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه مورد - شاهدی روی 15 کودک مبتلا به ADHD در محدوده سنی 0.69±9.21 سال و 15 کودک سالم در محدوده سنی 0.75±9.27 سال انجام شد. شاخص های کینتیکی تعادل در شرایط حسی مختلف (بینایی، حسی پیکری و وستیبولار) از طریق آزمون SOT (Sensory Organization Test) با کمک دستگاه Neurocom اندازه گیری شد. میزان بیش فعالی و کم توجهی کودکان مبتلا به ADHD با استفاده از پرسشنامه کانرز والدین و همچنین با بررسی یک روانشناس به دست آمد.

    یافته ها

    براساس آزمون SOT ، نمرات تعادل در گروه ADHD نسبت به گروه سالم به صورت معنی داری کمتر از گروه شاهد بود (P<0.05). کودکان مبتلا به ADHD دارای اختلال در تعادل ایستا و تغییرپذیری بالاتر در متغیرهای کینتیکی تعادل در مقایسه با گروه کنترل بودند. بین بیش فعالی و مشارکت حسی در کودکان مبتلا به ADHD ارتباط آماری معنی داری وجود داشت (P<0.05).

    نتیجه گیری

     کودکان مبتلا به ADHD اختلال در عملکرد تعادل دارند که در نتیجه ضعف در یکپارچگی حسی و یا ضعف در توجه رخ می دهد. در تجزیه و تحلیل مجزا سیستم های حسی، نشان داده شد که عملکرد ضعیف سیستم وستیبولار و بعضا حسی پیکری و همچنین وابستگی زیاد به اطلاعات بینایی عامل اصلی اختلال تعادل در کودکان مبتلا به ADHD است.

    کلیدواژگان: اختلال کم توجهی - بیش فعالی، کینتیک، کنترل حسی حرکتی
  • فاطمه زمانی عصمتی، نرگس نیکونهاد لطف آبادی*، بی بی فاطمه حقیرالسادات صفحات 68-74
    زمینه و هدف

    سرطان تخمدان یکی از خطرناک ترین سرطان های زنان است. زیرا عموما دیر تشخیص داده شده و غیرقابل درمان است. از سوی دیگر، شیوه های درمانی متداول در حال حاضر با محدودیت ها، شکست ها و عوارض جانبی گوناگونی همراه هستند. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره پوست انار بر بیان ژن تحریک کننده رگ زایی (Vascular Endothelial Growth Factor: VEFG) با کشت سلول های رده A2780 از سرطان تخمدان انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی - تحلیلی عصاره پوست انار تهیه و سپس سلول های سرطان تخمدان (رده A2780) در معرض غلظت های مختلف عصاره پوست انار (10، 25، 50، 75، 100، 250، 500 میکروگرم بر میلی لیتر) برای مدت 24، 48 و 72 ساعت قرار داده شدند. سپس میزان بقای سلول ها با استفاده از تست MTT و میزان بیان ژن VEGF با استفاده از روش RT-PCR مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    عصاره پوست انار با غلظت 500 میکروگرم بر میلی لیتر در زمان 72 ساعت باعث کاهش 18 درصدی میزان بقاء شد (P<0.05). در غلظت های 200،100،50 میکروگرم بر میلی لیتر از عصاره پوست انار میزان کاهش بیان ژن VEGF به ترتیب 7 درصد، 16 درصد و 19 درصد به دست آمد که این کاهش بیان در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری معنی دار بود (P<0.05). کمترین میزان بقا در هر سه زمان 24، 48 و 72 ساعت مربوط به دوز 500 میکروگرم بر میلی لیتر بود که به ترتیب 30 درصد، 25 درصد و 18 درصد تعیین شد (P<0.05).

    نتیجه گیری

    احتمالا عصاره پوست انار به واسطه دارا بودن ترکیبات متعدد و خواص آنتی اکسیدانی قابل توجه می تواند با کاهش بیان عامل رگزایی، سبب کاهش متاستاز و تظاهرات بدخیمی شود.

    کلیدواژگان: انار، سرطان تخمدان، میزان بقاء، VEGF، رگزایی
  • شهره عظیمی، آذر سبکبار، امیر بایرامی، محمدجواد غروی* صفحات 75-81
    زمینه و هدف

    زندانیان در معرض خطر ابتلا به عفونت های خطرناک مسری از جمله ویروس نقص ایمنی انسان (HIV)، ویروس هپاتیت B (HBV)، ویروس هپاتیت C (HCV) و توبرکلوزیس (TB) قرار دارند. این مطالعه به منظور تعیین شیوع عفونت های همزمان با ویروس نقص ایمنی انسان (HIV) در زندانیان مرد استان البرز انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 100 بیمار مرد زندانی مبتلا به HIV با میانگین سنی 7±39 سال انجام شد. از بیماران نمونه خلط و خون گرفته شد. برای بررسی هپاتیت B و C تست الایزا بر روی سرم بیماران انجام شد. پس از استخراج DNA این ویروس ها، بار ویروسی با استفاده از روش مولکولی Real time PCR اندازه گیری و سپس نمونه های مثبت تعیین توالی شدند و ژنوتیپ آنها تعیین گردید. برای بررسی عفونت توبرکلوزیس خلط بیماران به روش اسید فست رنگ آمیزی شد.

    یافته ها

    فراوانی ابتلا به HBV، HCV و TB در بین 100 نفر از زندانیان مرد مبتلا به HIV به ترتیب 45 درصد، 3 درصد و 9 درصد تعیین شد. مبتلایان به HBV دارای ژنوتیپ D و ساب ژنوتیپ ayw2 بودند. 45 درصد بیماران آلوده به HCV بودند که از میان آنها 3 درصد آلودگی همزمان HIV-HCV-TB داشتند. از 45 بیمار مبتلا به HCV، تعداد 34 نفر (75.5%) ژنوتیپ 1a و 11 نفر (24.5%) دارای ژنوتیپ 3a بودند. تعداد 9 بیمار همزمان مبتلا به بیماری TB بودند. سابقه اعتیاد تزریقی شایع ترین راه (79%) ابتلا به HCV و HBV تعیین شد. بین متغیرهای سن، تعداد سلول های CD4 و راه انتقال با ابتلا به عفونت HCV در افراد مبتلا به HIV ارتباط آماری معنی داری یافت نشد.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان دهنده شیوع بالای هپاتیت C و بیماری سل در بین زندانیان مرد مبتلا به HIV است.

    کلیدواژگان: ویروس نقص ایمنی انسان، عفونت همزمان، ویروس هپاتیت B، ویروس هپاتیت C، توبرکلوزیس
  • شیما ندافی، محمدمهدی سلطان دلال*، علیرضا پرتوآذر، زهرا درگاهی صفحات 82-88
    زمینه و هدف

    پیدایش گونه های باکتری گرم مثبت و گرم منفی که در برابر آنتی بیوتیک ها مقاوم هستند؛ در سرتاسر جهان یک تهدید برای عموم به شمار می رود. این مطالعه به منظور تعیین فعالیت ضدباکتریایی نانو ذره اکسید روی بر سویه های استاندارد، جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سریوس از مواد غذایی انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی، نانو ذره اکسید روی از زیولیت تهیه گردید و مقدار آن با استفاده از XRF تعیین شد. حداقل غلظت مهارکنندگی رشد (Minimum Inhibitory Concentration: MIC) و حداقل غلظت باکتری کشی (Minimum Bactericidal Concentration: MBC) با استفاده از روش انتشار دیسک تعیین شدند.

    یافته ها

     مقدار MIC نانو ذره اکسید روی برای همه باکتری های مورد آزمایش 4 میلی گرم بر میلی لیتر و مقادیر MBC این ماده برای سویه استاندارد و جدایه سالمونلا اینتریتیدیس به ترتیب برابر با 16 و 8 میلی گرم بر میلی لیتر و برای سویه استاندارد و جدایه باسیلوس سریوس 16 میلی گرم بر میلی لیتر محاسبه گردید.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد که می توان از نانو ذره اکسید روی برای مهار جدایه سالمونلا اینتریتیدیس و باسیلوس سریوس از مواد غذایی استفاده نمود و پتانسیل مناسبی برای جایگزینی مواد نگهدارنده برای جلوگیری از فساد مواد غذایی است.

    کلیدواژگان: سالمونلا اینتریتیدیس، باسیلوس سرئوس، نانو ذره اکسید روی، فعالیت ضدباکتریایی، مواد غذایی
  • صونا کلته، سید مهدی اجاق*، علیجان تبرائی، مهدی ذوالفقاری صفحات 89-98
    زمینه و هدف

    لیستریا مونوسیتوژنز (Listeria monocytogenes) یک پاتوژن غذازاد گرم مثبت است که سرما دوست بوده و توانایی تحمل درصد بالای نمک بیش از ده درصد را دارد. این باکتری در بسیاری از محصولات غذایی که مدت زمان نگهداری طولانی دارند رشد می کند. این مطالعه به منظور ارزیابی بیان ژن های hly و inlA باکتری لیستریا مونوسیتوژنز در وضعیت زنده اما غیر قابل کشت (Viable But non-Culturable state: VBNC) در دمای 4 درجه سانتی گراد انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی 106 باکتری در اواسط رشد لگاریتمی به محیط کشت BHI Agar غنی تلقیح و تا زمان از دست رفتن کشت در دمای یخچال (4 درجه سانتی گراد) بررسی و نگهداری شد. در انتهای دوره ژن 16S rRNA همچنین ژن های hly و inlA به عنوان ژن های بیماری زایی این باکتری مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی بیان این ژن ها قبل و بعد از ورود به حالت VBNC، به منظور مقایسه بیان آنها انجام گردید.

    یافته ها

    باکتری لیستریا پس از 5 ماه نگهداری در دمای یخچال توانایی کشت پذیری خود را از دست داد. نتایج بررسی بیان ژن نشان داد که در انتهای دوره باکتری وارد حالت «زنده اما غیر قابل کشت» شد. همچنین ژن های بیماری زایی hly و inlA آن در محیط غنی شده نیز بیان نشدند. با افزودن خون به محیط کشت غنی این باکتری ژن بیماری زایی همولایزین O مجددا روشن گردید.

    نتیجه گیری

     نتایج این مطالعه نشان داد که امکان ورود باکتری به حالت VBNC در شرایط یخچال وجود دارد و بیان ژن های بیماری زایی آن تحت تاثیر قرار می گیرد. خون و فاکتورهای آن به عنوان عامل القا کننده برای ژن hly می تواند عمل کند. از اینرو بازبینی فرایندهای کنترل کیفیت میکروبی فرآورده های شیلاتی ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: لیستریا مونوسیتوژنز، VBNC، ژن hly، ژن inlA، دما
  • محمد احمدی قراچه، مجید غلامی آهنگران*، حسن ممتاز صفحات 99-103
    زمینه و هدف

    کریپتوسپوریدیوم یکی از تک یاخته های انگلی است که در بهداشت عمومی انسان دارای اهمیت است. این انگل دارای گونه های بسیاری است که بیماری زایی بعضی از گونه ها در میزبان های حیوانی و انسان مشترک است. از جمله میزبان های کریپتوسپوریدیوم، پرندگان زینتی هستند. این تک یاخته در پرندگان زینتی باعث مشکلات گوارشی و تنفسی می گردد. این مطالعه به منظور شناسایی مولکولی کریپتوسپوریدیوم به عنوان یک عامل بیماریزای زیونوز در پرندگان زینتی اصفهان انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی نمونه های مدفوع 114 قفس (50 قفس گنجشک سانان و 64 قفس طوطی سانان) از سراسر شهر اصفهان با کسب تاریخچه جمع آوری شد و پس از استخراج ژنوم با پرایمرهای اختصاصی بر مبنای ژن ssrRNA به شناسایی کریپتوسپوریدیوم پرداخته شد.

    یافته ها

    در 16.66% قناری های واجد علایم گوارشی و 4.54% قناری های به ظاهر سالم ژن ssrRNA کریپتوسپوریدیوم ردیابی شد. علاوه بر آن، در 10% عروس هلندی و 4.16% مرغ های عشق نیز این ژن ردیابی شد و در سایر گونه های طوطی سانان ردیابی نشد.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که پرندگان زینتی در اصفهان می توانند به عنوان منبع آلودگی به کریپتوسپوریدیوم مطرح باشند.

    کلیدواژگان: کریپتوسپوریدیوم، پرندگان زینتی، PCR، زئونوز
  • سوسن محمدی، فاطمه کشاورزی*، بهناز منوچهری، فریبا لاهورپور، محمدرضا جواهری صفحات 104-109
    زمینه و هدف

    گونه های کاندیدا پس از عوامل باکتریایی دومین عامل شایع واژینیت در سراسر جهان محسوب می شوند. این مطالعه به منظور تعیین عوامل اتیولوژیک ولوواژنیت کاندیدایی در زنان باردار انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 زن باردار 18 تا 45 ساله مراجعه کننده در زمان بارداری یا ناراحتی واژینال به درمانگاه زنان و زایمان بیمارستان تامین اجتماعی شهر سنندج طی سال 1395 انجام شد. پس از جمع آوری اطلاعات زمینه ای با استفاده از پرسشنامه، بیماران توسط پزشک متخصص معاینه شدند و نمونه ها جمع آوری گردید. شناسایی ایزوله ها بر اساس رنگ کلنی و نیز با استفاده از روش PCR-RFLP صورت گرفت.

    یافته ها

    ولوواژینیت کاندیدایی در 29 درصد از زنان مشاهده شد. شایع ترین عامل بیماری کاندیدا آلبیکنس (86.2%) تعیین شد. سپس کاندیدا پاراپسیلوزیس (10.34%) و کاندیدا گلابراتا (3.45%) در مراتب بعدی شیوع قرار داشتند. بین ابتلا به دیابت بارداری و ولوواژینیت کاندیدایی ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد. بین سابقه مصرف آنتی بیوتیک، سن بالای 35 سال و سه ماهه سوم بارداری با ابتلا به ولوواژینیت کاندیدایی ارتباط آماری معنی داری مشاهده گردید (P<0.05).

    نتیجه گیری

     فراوانی ولوواژینیت کاندیدایی 29 درصد و کاندیدا آلبیکنس شایع ترین عامل بیماری تعیین گردید.

    کلیدواژگان: ولوواژینیت کاندیدایی، کاندیدا آلبیکنس، بارداری، PCR-RFLP
  • سعید کوکلی*، طاهره بخشی صفحات 110-113

    استیویید استیوما از تومورهای خوش خیم استخوانی است که درگیری استخوان تالوس در آن نادر است. مورد گزارش شده پسری 17 ساله بود که سابقه درد و کاهش حرکات مچ پای راست را از یکسال قبل داشت. بعد از انجام معاینات تخصصی، انجام رادیوگرافی، CT-Scan و MRI مچ پا و تشخیص اولیه استیویید استیوما، با اپروچ قدامی مچ پا تحت عمل جراحی قرار گرفت. بیمار بعد از دو روز ترخیص گردید. درد بیمار بعد از عمل از بین رفت و حرکات طبیعی مچ پا بعد از دو ماه مانند پای مقابل سالم بود. تشخیص قطعی استیویید استیوما با بیوپسی بود. به علت نادر بودن درگیری تالوس با استیویید استیوما و مشکلات تشخیصی بالینی و تظاهرات غیرمعمول رادیوگرافیک آن، این مورد گزارش شد تا استیویید استیوما تالوس در درد مزمن مچ پا در بیماران به خصوص جوان در لیست تشخیص های افتراقی مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: استوئید استوما، تالوس، رادیوگرافی، مچ پا
  • علیرضا نوروزی، افشین سردارزاده مجد*، بهزاد وطن خواه، نفیسه عبدالهی، سمانه توسلی، عبدالرضا فاضل، آسیه خلیلی، سمیه پاسندی، صبا بشارت صفحات 114-116

    در اواخر دسامبر 2019 گزارشاتی از بروز یک نوع بیماری حاد تنفسی با تظاهرات تب، سرفه های خشک، علایم گوارشی، گلودرد و میالژی و در تعدادی از موارد همراهی با علایم سندرم دیسترس تنفسی حاد (Acute Respiratory Distress Syndrome: ARDS) در کشور چین منتشر شد. طی بررسی های به عمل آمده علت آن، نوع جدیدی از کرونا ویروس با عنوان COVID-19 را مطرح نمود.طبق اعلام منابع رسمی در ایران در اواخر بهمن 1398 اولین گزارش ابتلا به COVID-19 اعلام و به دنبال آن بلافاصله تیم های مدیریتی در سطح دانشگاه های کشور از جمله دانشگاه علوم پزشکی گلستان تشکیل شد تا در خصوص نحوه برخورد با بیماران مشکوک به این بیماری تصمیم گیری شود. اولین جلسه «ستاد مبارزه با کرونا» در دانشگاه علوم پزشکی گلستان با حضور ریاست، معاونین و روسای بیمارستان های سطح استان در یکم اسفند ماه 1398 برگزار و بلافاصله کمیته مدیریت بحران تشکیل شد. در ابتدا فضای درمانگاهی جداگانه برای بیماران سرپایی مشکوک (کلینیک تب) و نیز فضای جداگانه تریاژ و تحت نظر مستقل، در واحد اورژانس بیمارستان شهید صیاد شیرازی (20 تخت) اختصاص یافت. تجهیزات حفاظت فردی کامل برای کارکنان شاغل در بخش های فوق الذکر نیز فراهم گردید. به منظور شکل گیری کمیته مدیریت بالینی استان، از تیم آموزشی و درمانی مستقر در بیمارستان برای تدوین الگوریتم های برخورد با بیماران مشکوک به کرونا در کلینیک های سرپایی و بخش های بستری دعوت به عمل آمد. به دنبال حجم بالای مراجعین مشکوک به COVID-19 در سطح استان و نیز احساس نیاز فوری به اختصاص فضای بیمارستانی کامل به منظور ارایه خدمات مناسب و ایمن، جلسه فوق العاده ای با حضور ریاست دانشگاه، معاونت درمان دانشگاه و روسای بیمارستان شهیدصیاد شیرازی، بیمارستان پنجم آذر، معاون درمان بیمارستان صیاد شیرازی، ریاست بیمارستان فلسفی و نمایندگان بیمارستان طالقانی و بیمارستان حکیم جرجانی در هفتم اسفند ماه 1398 در دفتر مدیریت بیمارستان شهید صیاد شیرازی برگزار و تصمیم گیری شد که تمام ظرفیت تخت های موجود (300 تخت) آن مرکز به بیماران مشکوک به COVID-19 اختصاص یابد و سایر بیماران به مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر (130 تخت بستری و 20 تخت ICU)، بخش های زنان و زایمان و زایشگاه به بیمارستان حکیم جرجانی (50 تخت) و بخش های نوزادان و NICU با تجهیزات کامل به همراه کارکنان آن بخش ها به بیمارستان های حکیم جرجانی و طالقانی منتقل شوند. بیماران تحت ونتیلاتور غیرمبتلا به COVID-19 بستری از قبل، جداسازی و در ICU B (مستقر در طبقه دوم بیمارستان) تجمیع شدند. سپس به تدریج بیماران غیرمبتلا به COVID-19 از ICU B به ICU بیمارستان پنجم آذر گرگان انتقال یافتند. از ظرفیت متخصصین طب اورژانس در مراکز آموزشی درمانی شهید صیاد شیرازی و پنجم آذر و نیز پزشکان عمومی حوزه بهداشت برای تریاژ اولیه و انتخاب بیماران بدحال COVID-19 استفاده گردید. نظارت بالینی و ویزیت روزانه بیماران بستری در طبقات و بخش اورژانس ساختمان اصلی و ساختمان سلیم به تفکیک بین متخصصین داخلی، عفونی و فوق تخصص داخلی تقسیم گردید و الگوریتم های درمانی یکسان، با توجه به نیاز درمانی احساس شده از طریق آموزش مجازی به اطلاع همکاران پزشک رسانده شد. با افزایش تعداد بیماران مبتلا به نوع شدید COVID-19 تعداد تخت های ICU بیمارستان از 33 تخت به 44 تخت (30 درصد) افزایش یافت. همچنین کلینیک تب به صورت 24 ساعته در فضای درمانگاه تخصصی بیمارستان مستقر گردید. برای تامین وسایل حفاظت فردی (PPE) کمیته ای متشکل از ریاست بیمارستان، معاونت درمان، مسوول واحد دارویی بیمارستان و نمایندگانی از معاونت غذا و دارو و معاونت توسعه دانشگاه تشکیل شد. دو کانکس 2.5 در 4.5 متر مجزا به منظور تحویل و تعویض لباس کارکنان آقا و خانم در حیاط بیمارستان و پیش از ورود به بخش های بیمارستانی، در ابتدای هر شیفت کاری اختصاص یافت. مواد ضدعفونی کننده سطوح و دو دستگاه مهپاش برای ضدعفونی سطوح بیمارستان و البسه کارکنان تحت نظارت مستقیم واحد بهداشت محیط بیمارستان خریداری و استفاده شد. با بررسی ظرفیت های موجود در گروه خیرین سلامت، مجموعه های مردم نهاد و سایر نهادهای خارج از بخش سلامت، امکان درخواست کمک ایشان در تامین وسایل حفاظت فردی مورد تایید وزارت بهداشت خصوصا تهیه گان و ماسک دولایه FFP2، FFP3 و N95 سنجیده شد. از اواسط اسفند ماه باتوجه به افزایش شدید بار مراجعه و تکمیل ظرفیت تخت های سانتر کرونا، ضمن هماهنگی با ستاد دانشگاه و براساس یک پروتکل تدوین شده توسط کمیته مدیریت بالینی، بخشی مجزا در مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر تعیین شد و روزانه بیماران با شرایط پایدارتر، برحسب تشخیص پزشک معالج به بخش مذکور انتقال یافتند. به منظور رعایت قرنطینه دو هفته ای پس از بهبودی، برای بیمارانی که امکان تامین شرایط لازم را نداشتند؛ فضای نقاهتگاهی به ظرفیت 200 تخت در محل هتل ورزش گرگان جانمایی و تجهیز گردید. برای جابجایی بیماران از اتوبوس آمبولانس مرکز فوریت های استان استفاده گردید. به منظور تسریع در فرآیندهای پذیرش، مستندسازی استاندارد خدمات بالینی و ترخیص بیماران، با نظرخواهی از کمیته بالینی و همکاری واحدهای آمار و اسناد پزشکی، برگه های آماده شرح حال و خلاصه پرونده و دستورات اولیه بستری بیماران COVID-19 طراحی و در پرونده های پذیرش شده قرار گرفت. نظر به نیاز مبرم بیماران مبتلا به COVID-19 برای دریافت اکسیژن با خلوص و حجم بالا و نیز با توجه به عدم تناسب زیرساخت های تاسیساتی بیمارستان با شرایط به وجود آمده؛ ضمن بستن خطوط انتقال اکسیژن در مسیرهای بلااستفاده و یا بخش های منتقل شده، به منظور تقویت فشار در سایر خطوط مورد استفاده، بلافاصله نسبت به استقرار 24 ساعته باکس های اکسیژن فشار قوی به منظور تزریق به سیستم سانترال بیمارستان اقدام شد و به موازات آن مقرر گردید تا بیماران بدحال و با SPO2 پایین و یا بیماران تحت ونتیلاتور نیازمند FIO2 بالا، توسط گروه پزشکی و پرستاری تعیین و نسبت به استقرار کپسول اکسیژن پرتابل همراه با یک کپسول رزرو در کنار تخت بیمار اقدام شود و در نهایت یک دستگاه اکسیژن ساز جدید با ظرفیت 600 لیتر برای مرکز خریداری و در مجاورت دو اکسیژن ساز قبلی نصب گردید. در ابتدای بحران، جلسه ای با حضور ریاست دانشگاه، نمایندگانی از استانداری و دادستان شهرستان و جلسه دیگری با حضور فرماندار شهرستان، ریاست بیمارستان و معاونین بیمارستان در محل دفتر مدیریت بیمارستان تشکیل و در خصوص سازوکار مناسب برای تحویل سریع اجساد به خانواده متوفیان و همچنین شیوه کار برای موارد عدم دسترسی به خانواده متوفیان تصمیم گیری و ابلاغ گردید. بلافاصله پس از وقوع موارد فوت، سوپروایزر کنترل عفونت روزانه نسبت به ثبت دقیق آمار متوفیان و اطلاع تلفنی به خانواده متوفی اقدام نمود. در نهایت با هماهنگی همکاران بهداشت محیط بیمارستان، در خصوص اطلاع رسانی و اعمال نظارت بر حمل و دفن مناسب جنازه توسط مراکز بهداشتی شهرستان ها اقدام لازم به عمل آمد. علاوه بر این فرآیند ضدعفونی و مهپاشی روزانه و مکرر سطوح و فضای سردخانه جنازه با نظارت مستقیم همکاران بهداشت محیط بیمارستان انجام و در عین حال از حضور روحانیون داوطلب جهادگر برای اجرای مراسم مذهبی متوفیان بهره گرفته شد. تیمی متشکل از دفتر پرستاری، سوپروایزر کنترل عفونت و واحد IT بیمارستان، به صورت 24 ساعته نسبت به جمع آوری و صحت سنجی آمار و داده های عملکردی بیمارستان اقدام نمودند و اطلاعات حاصله در شروع هر روز برای تصمیم گیری و کنترل چالش های به وجود آماده و یا تغییر احتمالی شرایط بخش ها و نیروها، در اختیار تیم مدیریت بیمارستانی قرار گرفت. برای افزایش بهره وری واحد آزمایشگاه، پزشکان مجموعه حتی الامکان از درخواست موارد غیرضروری اجتناب نمودند. ضمن آن که کارکنان بخش آزمایشگاه برای نمونه گیری دقیق بیماران مشکوک به COVID-19، مطابق با آخرین دستورالعمل های وزارت بهداشت در اسرع وقت تحت آموزش قرار گرفتند. ارسال نمونه ها به آزمایشگاه ویروس شناسی دانشگاه در کمترین زمان با رعایت کامل اصول ایمنی و محرمانگی انجام و پاسخ ها دریافت شدند. به دلیل فراوانی موارد درخواست سی تی اسکن ریه، پروتکل معینی برای تعیین و غربالگری بیماران تدوین و ابلاغ گردید. ضمن افزایش تعداد نیرو در هر شیفت، یک دستگاه مهپاش ثابت در محل مستقر و پس از انجام هر مورد سی تی اسکن، فضا و تخت ضدعفونی گردید. سلف سرویس بیمارستان تعطیل شد و غذا در آشپزخانه تحت نظارت کامل کارشناسان تغذیه و بهداشت محیط در ظروف یکبار مصرف تهیه، بسته بندی و به همراه بطری آب معدنی در اختیار کارکنان و بیماران قرار داده شد. نظر به کمبود نیرو ناشی از افزایش بار مراجعه و همچنین موارد مکرر بروز بیماری در میان کارکنان واحدهای مختلف، با هدف جایگزینی و تامین نیروهای جدید، مکاتبه و هماهنگی لازم با معاونت های محترم درمان و توسعه صورت گرفت. متعاقبا از همکاری نیروهای قرارداد محدود، نیروهای مراکز بهداشت و نیروهای رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی، رزیدنت ها و کمک فراگیران اینترن همراه با پزشکان مراکز بهداشتی بهره گرفته شد. با توجه به ظرفیت بالای خیرین سلامت و سایر گروه های مردم نهاد، از همان ابتدا فرم های مخصوصی برای تحویل اقلام اهدایی اعم از مواد غذایی، تجهیزات حفاظت فردی و تجهیزات پزشکی طراحی شد. در روزهایی که سیستم درمان با بحرانی سخت و فراگیر مواجه شده بود؛ پاسخ دهی فوری، آگاهی، توجیه و آموزش، سازماندهی، توزیع و تامین منابع مورد نیاز و حفاظت از کارکنان در راس امور قرار گرفت. سپس با ارزیابی مستمر و باز خورد میزان تاب آوری و افزایش ظرفیت بخش های بیمارستان، همچنین تقسیم کار و سازماندهی گروه های بالینی، تسهیل سازی و تسریع در چرخه اطلاعات و آموزش ها، بازخورد مستمر پروتکل ها و الگوریتم ها برمبنای تغییرات بالینی بیماران سعی در رفع اشکالات موجود به عمل آمد. در نهایت میزان پذیرش بیماران COVID-19 در اردیبهشت ماه 1399 در وضعیت مطلوبی قرار گرفت و شرایط بیمارستان به حالت عادی بازگشت. پس از آن مرکز آموزشی درمانی پنجم آذر به عنوان مرکز ریفری مراجعین COVID-19 در نظر گرفته شد. در دوره زمانی اول اسفند 1398 تا آخر فروردین ماه 1399، بیش از دو هزار بیمار مشکوک به COVID-19 در مراکز درمانی استان پذیرش شدند. بدین وسیله از زحمات شبانه روزی تیم های پزشکی و پرستاری و نیز تمامی کارکنان درگیر در آن روزهای بسیار سخت تشکر و سپاسگزاری می گردد. ضمن زنده نگه داشتن یاد عزیزانی که در این همه گیری از بین ما رفتند؛ یاد و خاطره شهید مدافع سلامت در مقابله با کرونا، استاد گرامی جناب آقای دکتر عبدالله عباسی (متخصص عفونی) را گرامی می داریم.

    کلیدواژگان: مدیریت بحران، COVID-19، گرگان
|
  • Aidin Valizadehorang*, Farshad Ghorbanlou, AmirAli Jafarnezhadgero Pages 1-8
    Background and Objective

    One of the most common malalignments of the knee joint is valgus. This study was done to determine the effect of using graded knee brace at two angles of 60 and 30 degrees on the ground reaction force components in males with genu valgus during landing.

    Methods

    This clinical trial study was done on twenty males with genu valgus with age range of 21.70±2.12 years. The graded knee brace was used in two flexion angles of 60 and 30 degrees. Landing from a platform with 40 cm height on a force plate was done during three conditions including without brace, with a brace at flexion angles of 30 and 60 degrees.

    Results

    A significant reduction was observed in the vertical force during contact phase while landing with brace at a 60-degree angle compared with landing without brace by 15.21% (P<0.05). Also, the peak of medio-lateral force during the heel contact phase while landing with knee brace at 30 degree was significantly greater than that landing with knee brace at 60 degree by 27.18 % (P<0.05).

    Conclusion

    By reducing the knee flexion angle, the forces of the lower extremities increase and this issue could possibly increase the risk of injury in the knee joint. Therefore, the use of this type of brace is recommended for individuals with genu valgum at a 60 degrees limiting angle.

    Keywords: Genu valgum, Knee joint, Brace
  • Amin Farzaneh Hesari* Pages 9-17
    Background and Objective

    Acute ischemic preconditioning improves exercise performance. This study was done to determine the effect of four weeks of ischemic preconditioning on vascular grow factor (VEGF), lactate metabolism and fatigue indices.

    Methods

    In this clinical trial study, twenty inactive young men were randomly divided experimental (n=10) and control (n=10) groups. Subjects in experimental group perceived ischemic preconditioning (consisted of four 5-minute cycles of ischemia, followed by five minutes of reperfusion) for four weeks prior training. Blood samples were taken in the rest in order to measuring of VEGF. 48 hours prior and after the last intervention session, subjects performed an anaerobic Wingate test and rating the perceived exertion immediately and blood lactate were measured before, immediately, 5, 10 and 15 min after of Wingate test.

    Results

    4-week IPC treatment significantly increased VEGF in compared to control group (138.2±8.2 vs 160.1±10.3) (P<0.05). Rating of perceived exertion (6.4±0.5 vs 6±0.1) and lactate accumulation in 15 min after exercise was significantly lower in experimental group in compare to controls (4.1±0.8 vs 5.6±1.2) (P<0.05). There was no significant difference between groups for power output (745.2±131.6 vs 769.7±148.6) and fatigue index (50.58±7.2 vs 46.2±11.8).

    Conclusion

    Four weeks of ischemic preconditioning increase VEGF and reduce rating the perceived exertion and blood lactate after intensive exercise in inactive young men.

    Keywords: Ischemia, Reperfusion, VEGF, Fatigue
  • Razieh Karshenas, Ali Noori*, Fatemeh Shahbazi Pages 18-25
    Background and Objective

    Copper oxide nanoparticles, in addition to useful applications, may have adverse effects on the organisms.This study was done to determine the effect of copper oxide nanoparticles on liver toxicity, enzymes changes and liver histological structure of rats.

    Methods

    In this experimental study, 40 Wistar male rats were randomly allocated into 4 groups. During 10 days, five times (one day interval), 3 groups of rats were received 10, 20 and 30 mg/kg of copper oxide nanoparticles with a diameter of less than 50 nm and purity of 99% and a surface of 80 m2/g intraperitoneally, respectively. One group was considered as the control group. Activity of Lactate dehydrogenase (LDH), Alkaline phosphatase (ALP), Aspartate transaminase (AST) and Alanine aminotransferase (ALT) enzymes were tested in two stages (one day and 15 days after treatment). Also, liver tissue sections were prepared and stained with hematoxylin-eosin.

    Results

    No significant alterations of AST enzyme activity were not seen between different groups in two stages. The activity of ALT, ALP, and LDH enzymes in the first stage showed a significant increase in all treatment groups compared to control and returned to normal after 15 days. Rat's weight changes were not statistically significant between different groups. Histological studies revealed multiple tissue injuries in dose-dependent in treatment groups which included mild and severe hyperemia, hepatocytes degeneration, hyperplasia and inflammation.

    Conclusion

    Injection of low doses of copper oxide nanoparticles, after 15 days, although changes in enzyme activity return to normal, but significant disturbances observes in the structure of the liver tissue.

    Keywords: Liver, Copper oxide nanoparticles, Toxicity
  • Simin Fazelipour, Zahra Tootian, Minoo Shafii*, Moslem Dahmardeh, Saba Mahjoub, Neda Faal Hamedanchi, Farzaneh Shivapoor Pages 26-33
    Background and Objective

    Sodium levothyroxine is one of the common medicines used for treatment of hypothyroidism and thyroid cancer. The study was done to determine the effect of sodium levothyroxine on knee articular cartilage tidemark integrity, plateau tibia cartilage thickness (calcified and non-calcified) and liver enzymes in induced hypothyroidism rats.

    Methods

    In this experimental study, 50 adult female BALB/c mice, weighting 25-30 grams were randomly allocated into one control and four experimental groups. Animals in control did not receive any medicine. Animals in the second group were received different increasing doses of sodium levothyroxine daily for 8 weeks. Animals in the third group were received constantly high dose of levothyroxine daily for 8 weeks. In the fourth group, the animals became hypothyroid with propylthiouracil (PTU). In the fifth group, animals with hypothyroidism were received sodium levothyroxine by gavage same as group 2. After 8 weeks serum samples were taken to determine ALT, AST and ALP. The plateau tibia cartilage stained with hematoxylin-eosin. Histologic changes evaluated by light microscopy. Using a light microscope equipped with camera, the samples were photographed and using a computer equipped with axiovision software. Cartilage (calcified and non-calcified) thickness measured in micrometer. The integrity of tidemark line on hematoxylin-eosin staining also evaluated.

    Results

    The results of the present study showed separation, disruption and destruction in tidemark line in group 3 (the group with high dosage of sodium levothyroxine from the beginning of the treatment). The total cartilage and non-calcified part thickness in groups 3, 4, 5 were reduced and in group 3 showed significant reduction (P<0.05). Calcified cartilage thickness in all groups were reduced and in group 3 showed significant reduction (P<0.05). ALT level decreased in all groups compared to control group but only in the second and third groups, the decrease of ALT was significant (P<0.05). AST serum level in all groups significantly increased in compared to control group (P<0.05). ALP serum level in all groups increased compared to the control group, but this increase was significant only in the groups 4, 5.

    Conclusion

    Consumption of sodium levothyroxine with constantly high dose can cause severe alteration in knee joint cartilage in hypothyroidism rats.

    Keywords: Hypothyroidism, Sodium levothyroxine, Knee Joint, Cartilage, Liver
  • Azam Khazaeipour, Somaye Namroodi*, Shohre Taziki Pages 34-39
    Background and Objective

    Lead is one of the most toxic environmental pollutants, which is very dangerous for living creatures, including humans. Therefore, the use of various compounds such as nanochitin to remove lead from aquatic environments has been considered in recent years. This study was performed to determine the effect of nanochitin on the Tissue absorption rate of lead acetate in the liver of rats.

    Methods

    This experimental study was performed on 15 Wistar rats with a weight of 150-180 grams and an age of 8-10 weeks. The animals were allocated into three groups including control group, the lead group, and the nanochitin and lead simultaneously group. Animals were received lead and nanochitin by gavage for six weeks. Then liver tissue was removed and lead concentration was measured with an atomic absorption device. Liver tissue was prepared for hematoxylin-eosin staining and then examined under an optical microscope.

    Results

    The mean lead concentration in the liver tissue of the control, lead and the nanochitin and lead simultaneously groups were 8.1±0.45, 45.41±4.73, and 17.06±0.83 mic/g, respectively. The concentration of lead in the lead group increased significantly compared to the control group (P<0.05). Also, the hepatic concentration of lead in the nanochitin and lead simultaneously group significantly reduced in compared to lead group (P<0.05). Histopathological studies showed a reduction in tissue lesions including degeneration and necrosis of liver hepatocytes, hypertension, and severe congestion in liver tissue in the nanochitin and lead simultaneously group in compared to lead group.

    Conclusion

    Nanochitin without adverse effects on liver tissue can increase the removal and inhibit the absorption of lead in rats liver tissue.

    Keywords: Nanochitin, Lead, Liver, Rat
  • Enayatollah Asadmanesh, Maryam Koushkie Jahromi*, Mahdi Samadi, Farhad Daryanoosh, Javad Neamati Pages 40-48
    Background and Objective

    Physical exercise and nutrition supplements are recommended interventions to reduce cachexia. This study was conducted to determine the effect of resistance training and resveratrol supplementation on muscle regeneration indices of MyoD (myoblast determination protein) and eMHC (embryonic Myosin Heavy Chain) in CT-26 colon cancer mice.

    Methods

    This experimental study was performed on 20 six-week-old BALB/c mice to which CT-26 tumor was implanted. The mice were divided into four groups of resistance training, resveratrol, combination of resveratrol with resistance training, and control. The resistance training group performed six weeks of progressive resistance training. The resveratrol group received 100 mg/kg resveratrol per day, and the control and resistance training group received the solution of Methyl cellulose through gavage. In gastrocnemius muscle MyoD protein and eMHC level were measured using western blot and ELISA methods, respectively.

    Results

    eMHC protein in combination of resveratrol with exercise group (4.66±0.25) increased significantly compared to the exercise group (3.46±0.64) (P<0.05). Body weight of mice without tumor (21.50±1.30) in the resistance training group increased significantly compared to other groups (P<0.05). There was no significant difference in the tumor weight of mice and MyoD protein in expermental groups.

    Conclusion

    Regarding the increasing effect of combination of resveratrol with exercise group compared to resistance training group on eMHC, resveratrol supplementation at higher doses may be recommended along with resistance training to improve muscle regeneration.

    Keywords: Resistance Training, Resveratrol, MyoD Protein, Cancer
  • Noushafarin Niknam, Seyed Sadradin Shojaedin*, Malihe Hadadnezhad Pages 49-57
    Background and Objective

    Patellofemoral pain is the most common and controversial musculoskeletal problem. Several studies have focused on its causes, prevention, and treatment strategies. This study was done to determine the effect of eight weeks of standard and functional stabilization training on pain and functional movement of women with patellofemoral pain.

    Methods

    This quasi-experimental study was performed on 45 non-athletic women with patellofemoral pain syndrome aged 18-35 years. Subjects were divided into three standard, functional stabilization training and the control group and followed for 8 weeks. Pain was measured by visual analogue scale and functional movement was measured by the KUJALA (Anterior knee Pain Scale).

    Results

    Severity of pain significantly reduced in the two interventional groups (standard and functional stabilization training) in comparison with control group (P<0.05). Functional movement significantly increased in the two interventional groups in comparison with control group (P<0.05). Severity of pain and functional movement had no significant difference between the two intervention groups.

    Conclusion

    Performing each of the exercises, standard or functional stabilization training, for eight weeks, had beneficial effect on reducing pain and improving functional movement in patients with patellofemoral pain syndrome.

    Keywords: Patellofemoral pain syndrome, Exercise, Pain, Movement
  • Zinat Zarandi, AmirHossein Barati, Seyed Sadradin Shojaedin*, Vahid Nejati Pages 58-67
    Background and Objective

    Children with ADHD suffer from motor impairment in addition to behavioral problems (hyperactivity/impulsivity, attention deficit).The cerebellum receives data from visual, vestibular and somato- sensory systems.This study was done to determine the correlation between kinetic parameters of balance performance and behavioral symptoms in children with attention-deficit/hyperactivity disorder.

    Methods

    This case - control study was performed on 15 children with ADHD (9.21±0.69 year) and 15 healthy children (9.27±0.75 year). Kinetic parameter of balance evaluated using sensory organization test (SOT) in different sensory conditions including visual, somatosensory and vestibular by Neurocom. Conner’s questionnaire used to assess hyperactivity and attention deficit in addition to a psychologist.

    Results

    Dynamic balance score in ADHD children was significantly lower in compare to controls (p<0.05). Children with ADHD had kinetic parameters of balance performance abnormality in compare to controls. There was a significant correlation between sensory contribution and hyperactivity in children with ADHD (P<0.05).

    Conclusion

    Children with ADHD suffer from balance dysfunction which is a result of sensory integration and attention deficit. The sensory systems analysis showed that vestibular system, partially somatosensory dysfunction is the most important factor in balance disorder in children with ADHD.

    Keywords: Attention Deficit, Hyperactivity Disorders, Kinetic, Behavioral symptoms
  • Fateme Zamani Esmati, Narges Nikoonahad Lotfabadi*, Bibi Fatemeh Haghiralssadat Pages 68-74
    Background and Objective

    Ovarian cancer, also known as “The Silent Killer,” is one of the most dangerous cancers for women, which often diagnosed late and incurable. On the other hand, conventional therapies currently have limitations, failures and various side effects. This study was performed to determine the effect of pomegranate peel extract on the expression of angiogenesis stimulating gene (Vascular Endothelial Growth Factor: VEGF) by culturing A2780 cell line of ovarian cancer.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, pomegranate peel extract was prepared and then ovarian cancer cells (A2780 cell line) were exposed to different concentrations of pomegranate peel extract (500, 250, 100, 75, 50, 25 and 10 µg/ml) for 48, 24 and 72 hours. Also, the survival rate of the cells was tested by MTT assay and VEGF gene expression was evaluated using RT-PCR.

    Results

    Pomegranate peel extract concentration of 500 µg/ml reduced the survival rate to 18% in 72 hours (P<0.05). At concentrations of 200, 100 and 50 µg/ml of pomegranate peel extract, the expression of VEGF reduced by 7%, 16% and 19%, respectively, which was significant compared to the control group (P<0.05).

    Conclusion

    Pomegranate peel extract, due to its numerous compounds and significant antioxidant properties, is likely to reduce metastasis and malignant manifestations by reducing the expression of the angiogenesis agent.

    Keywords: Pomegranate, Ovarian cancer, Survival rate, VEGF, Angiogenesis
  • Shohreh Azimi, Azar Sabokbar, Amir Bairami, MohammadJavad Gharavi* Pages 75-81
    Background and Objective

    Prisoners are among the high risk population for contagious infections such as HIV (Human Immunodeficiency Virus), HBV (Hepatitis B Virus), HCV (Hepatitis C Virus), TB (Tuberculosis), and other dangerous diseases. In spite of other countries in the world, data about the prevalence and risk factors for infectious diseases among prisoners are spars in Iran. The aim of this study was to determine the prevalence of HBV, HCV and TB coinfections among male prisoners suffering from HIV.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, 100 HIV patients were selected. Microscopic examination (acid fast staining) was applied on sputum specimens and serological (HBsAg, anti- HCV) and molecular (Real time PCR and DNA sequencing) investigations carried out on patient’s sera.

    Results

    Among 100 prisoners affected with HIV, the prevalence of HCV, HBV and TB infections were 45%, 3%, and 9%, respectively. All HBV positive cases were genotype D, subgenotype ayw2. Among the HCV positive subjects, 34 (75.5%) and 11 (24.5%) were genotype 1a and genotype 3a, respectively. There was no significant relation between age, CD4 and transmission route of HCV in male prisoners affected with HIV. Drug injection was the main route for the acquisition of HCV, HBV infections.

    Conclusion

    This study showed that a high prevalence of HCV and TB infections among male prisoners affected with HIV.

    Keywords: Human Immunodeficiency Virus, Coinfection, Hepatitis B Virus, Hepatitis C Virus, Tuberculosis
  • Shima Naddafi, MohammadMehdi Soltan Dallal*, Alireza Partoazar, Zahra Dargahi Pages 82-88
    Background and Objective

    The emergence of Gram-positive and Gram-negative bacteria resistant to antibiotics is a crisis worldwide. In this study, the antibacterial effect of zinc oxide nanoparticles was evaluated on standard and food isolated strains of Salmonella enteritidis and Bacillus cereus.

    Methods

    This descriptive laboratory study, zinc oxide nanoparticles were prepared on zeolite materials, and zinc level was determined using XRF. The minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum bactericidal concentration (MBC) of ZnO nanoparticles were determined using disc diffusion method.

    Results

    MIC value for all tested bacteria was 4 mg/ml and MBC values of standard and isolated strains of Salmonella enteritidis were 16 and 8 mg/ml, respectively, and for standard and isolated strains of Bacillus cereus was calculated in the range of 16 mg/ml.

    Conclusion

    Zinc oxide nanoparticles can inhibit Salmonella enteritidis and Bacillus cereus strains and may have a potential for its replacement with current preservatives to prevent food spoilage in industry.

    Keywords: Salmonella enteritidis, Bacillus cereus, Zinc oxide, Nanoparticles, Antibacterial activity, Food
  • Sona Kalteh, Seyed Mahdi Ojagh*, Alijan Tabarraie, Mehdi Zolfaghari Pages 89-98
    Background and Objective

    Listeria monocytogenes is a gram-positive and foodborne pathogen that is psychrophilic and has the ability to tolerate a high percentage of salt by more than 10%. This bacterium grows in many food products that have a long shelf life. This study was performed to evaluate the expression of genes hly and inlA of Listeria monocytogenes bacteria in the viable but non-culturable (VBNC) condition in temperatures of 4 degrees Celsius.

    Methods

    In this descriptive laboratory study, bacteria in 106 counts in mid log phase were inoculated into BHI Agar rich medium and It was investigated and stored at refrigerated temperature (4 degrees Celsius) until the cultivate was lost. At the end of the 16S rRNA gene, the hly and inlA genes were studied as pathogenic genes of this bacterium. The expression of these genes before and after entering to VBNC state was performed to compare their expression.

    Results

    Listeria bacteria lost its cultivation ability after 5 months of storage at a refrigerated temperature. The results of the gene expression analysis showed that at the end of the period, the bacterium entered "Viable But non-Culturable" form; also the hly and inlA pathogenic genes were not expressed in riched medium. By adding blood to the rich culture medium of this bacterium, the hemolysin O pathogen gene was re-illuminated.

    Conclusion

    The results of this study show that the possibility of bacterial entry into VBNC mode occurs at the refrigerator condition, and the expression of its pathogenic genes is affected. Blood and its agents can act as an agent for the induction and clarification of the hly gene. Therefore, it is necessary to review the microbial quality control of fishery products.

    Keywords: Listeria monocytogenes, VBNC, hly gene, inlA gene, Temperature
  • Mohammad Ahmadi Gharacheh, Majid Gholami Ahangaran*, Hasan Momtaz Pages 99-103
    Background and Objective

    Cryptosporidium is one of protozoan parasites. Cryptosporidium is important in human public health. This parasite has many species, some of which are common in animal and human hosts. One of the animal hosts of this parasite is pet bird. This parasite causes digestive and respiratory problems in pet birds. This study was performed for molecular identification of Cryptosporidium as a zoonotic pathogen of pet birds.

    Methods

    In this descriptive laboratory study, fecal samples of 114 cages (50 Passeriformes and 64 Psittaciforms) from all over Isfahan city in Iran were collected by collecting history and after extracting the genome; the Cryptosporidium was detected by specific primers, based on ssrRNA gene.

    Results

    In 16.66% of the canaries with gastrointestinal symptoms and 4.54% of apparently healthy canaries the ssrRNA gene of Cryptosporidium was detected. In addition, the gene was detected in 10% of cockatiel and 4.16% of budgerigars and in other species of Psittaciforms was not detected.

    Conclusion

    Pet birds in Isfahan can be considered as a source of Cryptosporidium infection.

    Keywords: Cryptosporidium, Pets, PCR, Zoonosis, Iran
  • Sousan Mohammadi, Fatemeh Keshavarzi*, Behnaz Manouchehri, Fariba Lahoorpour, MohammadRaza Javaheri Pages 104-109
    Background and Objective

    Candida species are the second most common cause of vaginitis in worldwide after bacterial agents. This study was performed to determine the etiological factors of Candida vulvovaginitis in pregnant women.

    Methods

    This descriptive-analytical study, was performed on 100 pregnant women with vaginal discomfort that referring to gynecologic and obstetric clinics of the Sanandaj Social Security Hospital, Kurdistan province, Iran during 2016. After obtaining informed consent and collecting background information using a questionnaire, the patients were examined by a specialist physician and samples were collected. Identification of isolates was done based on colony color and also using PCR-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) method.

    Results

    Candida vulvovaginitis was seen in 29% of women. Candida albicans were the most common cause of the disease (86.2%) followed by Candida paraposilosis (10.43%) and Candida glabrat (45.3%) . There was no significant relationship between diabetes and candida vulvovaginitis. There was a significant relationship between the history of antibiotic usage, age over 35 and third trimester of pregnancy with Candida vulvaginitis (P<0.05).

    Conclusion

    The prevalence of Candida vulvovaginal candidiasis was 29% and Candida Albicans was the most common cause of the disease.

    Keywords: Candida Vulvovaginitis, Candida albicans, Pregnancy, PCR-RFLP
  • Saeed Kokly*, Tahere Bakhshi Pages 110-113

    Osteoid osteoma is benign bone tumor, in which talus bone involvement is rare. This case was a 17 year old man with a right ankle pain and reduced range of motion since one year ago. Following clinical evaluation and radiological studies (X-ray, CT scan, and MRI), a bone tumor was detected in the talus with a possible diagnosis of Osteoid osteoma. The patient was operated with ankle anterior approach and the tumor was resected from the site. The patient was discharged after two days. The patient's pain was eliminated after surgery. Ankle movements are back after two months. Due to the rare nature of the disease and clinical diagnostic problems and its unusual radiographic manifestations, osteoid osteoma in chronic ankle pain in young patients, is included in the list of differential diagnosis.

    Keywords: Osteoid osteoma, Talus, X-ray, Ankle
  • Alireza Norouzi, Afshin Sardarzade Majd*, Behzad Vatankhah, Nafiseh Abdolahi, Samaneh Tavassoli, Abdolreza Fazel, Asieh Khalili, Somayeh Pasandi, Saba Besharat Pages 114-116

    In December 2019, the new acute respiratory disease spread in China presented with fever and dry cough known to be resulted from the new Corona Virus as the COVID-19. In Iran, the first case was reported on 20th of February 2020. Our management team in Golestan University of Medical Sciences held an immediate meeting to decide how to manage the cases suspected to the COVID-19.The two main hospitals had been selected as the Corona center in the Golestan province, northern Iran. Admitting patients other than COVID-19 has been stopped in these hospitals, and all patients had been transferred to the other hospital in Gorgan city and those in the recovery state had been transferred to a hotel prepared for this purpose. The capacity of Sayyad-e-Shirazi hospital was 300 bed for admission and 25 ICU beds that had been increased to 44 ICU beds (30 percent increases) to be prepared for COVID-19 admission. Clinical groups and specialists had been organized with special duty for each part. After 3 months of COVID-19 crisis, Sayyad-e-Shirazi hospital with 300 beds is in a good shape and admission of severe cases has been decreased.

    Keywords: Crisis management, COVID-19, Iran