فهرست مطالب

  • پیاپی 83 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سلیمه باباخان*، کامران افشار مهاجر صفحات 3-17

    تل باکون در نزدیکی تخت جمشید از مهم ترین تمدن های پیش از تاریخ و مناطق تولید سفال نخودی در هزاره پنجم و چهارم پیش از میلاد بوده است. روانی قلم، اغراق در فرم و انتزاع از خصوصیات بارز نقوش این منطقه به شمار می روند. یکی از دلایل اهمیت این نقوش دارا بودن معانی نمادگونه است و  این نقوش مقدمه ای بر خطوط تصویری و الفبایی هستند. از نظر شیوه اجرا به دو صورت طبیعت پردازانه و چکیده نگارانه ترسیم شده اند.
    هدف از انجام پژوهش حاضر گردآوری و بررسی نقوش به دست آمده از ظروف و سفالینه ‌های این منطقه از نظر ویژگی ‌ها و کیفیات بصری است. از این رو نویسنده به دنبال ویژگی‌ های بصری مشترک در این نقوش است. پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی بوده و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. شیوه جمع‌ آوری اطلاعات نیز به صورت کتابخان‌ه ای بوده است. پس از جمع‌ آوری نقوش مذکور و با حذف موارد مشابه، در نهایت 178 نقش از این سفالینه‌ ها و تکه‌ سفال های یافت شده با ابزار جدول مورد بررسی قرار گرفته اند.
    بر اساس یافته‌ ها از نظر نوع نقش، 55 % از نقوش، نقوش حیوانی با اکثریت چهارپایان، 32 % نقوش تجریدی، 21 % نقوش انسانی و تنها 1 % نقوش گیاهی اند. حدود 80 % از نقوش نیز در محدوده مستطیل‌ های افقی و عمودی قرار می‌ گیرند و بقیه به ترتیب در محدوده مربع و دایره جای می گیرند. 10 % از نقوش نیز راستای غالب خاصی ندارند.

    کلیدواژگان: تل باکون، سفالین ه های منقوش نخودی، نقوش چکید هنگارانه، هنر پیش از تاریخ
  • سمیه پودات* صفحات 18-28

    جگ با نام علمی دالبرجا سیسو  (dalbergia sissoo) و نام فارسی شیشم، و نام های محلی ساسم، جگ، جغ، و سیسو، درختی است متوسط که اغلب در ارتفاعات و در مسیر رودخانه های کوهستانی می روید، زیستگاه های این گونه گیاهی در هندوستان، بنگلادش، مالزی، بوتان، میانمار، نپال، پاکستان و افغانستان و در جنوب شرقی ایران در ارتفاعات مکران، سسلسله جبال بارز و بشکرد گزارش شده است. چوب جگ یکی از مقاوم ترین چوب هاست و در عین حال، کار با آن از جهت برش و شکل دهی سهولت دارد. از این رو علاوه بر استفاده خوراکی و دارویی، از دیرزمان در ساخت لوازم مختلف و نیز در معماری کاربردهای فراوانی داشته است.
    در مطالعات زبان شناسی و باستان شناسی، شواهدی از کاربردهای تاریخی این درخت وجود دارد. در متون آشوری و فارسی باستان، نام این درخت و استفاده از چوب آن به میان آمده و نیز در کاوش‌های باستان شناسی در‌هاراپا، موهنجودارو، مهرگاره، تل ابرق، و شهر سوخته قطعاتی از آن به دست آمده است. مهم تر از همه، در کتیبه داریوش به کاربرد چوب جگ در ساخت کاخ های آپادانای شوش اشاره شده است.    
    این نوشتار تلاشی است برای معرفی این گونه ارزشمند گیاهی به جامعه باستان شناسی، ذکر اجمالی منابع تاریخی که در آن به کاربرد جگ اشاره شده، شواهد و مدارک استفاده از آن در دوران تاریخی و اسلامی در منطقه بشکرد، احتمال وجود ارتباط بین شوش و بشکرد، و انتقال چوب جگ از بشکرد به آنجا برای ساخت کاخ های داریوش.

    کلیدواژگان: پوشش گیاهی بشکرد، جگ، شواهد تاریخی، معماری، مصنوعات دست ساخت
  • مهدی رازانی*، سحر احمدخان بیگی صفحات 29-41

    فضولات پرندگان در واژه شناسی تخصصی سنگ در زیرمجموعه‌های آسیب رسوب تقسیم‌بندی شده و به معنی تجمع و انباشتگی مواد خارجی روی آثار سنگی است که نقش قابل‌توجهی در تخریب بناها و یادمان ‌های سنگی دارد. پرندگان نه ‌تنها به ‌واسطه لانه کردن و صداهای شان باعث آزار می‌ شوند، بلکه به سبب انتقال بیماری‌ های متنوع به انسان، به‌ خصوص زمانی که فضولات شان خشک شده و ذرات آن‌ها در هوا پراکنده می‌ شود، در مطالعات بهداشت محیطی و حفاظت و مرمت مورد توجه قرار گرفته ‌اند. در همین راستا آشیانه آن‌ها نیز محلی برای تجمع انگل های برونزی است که برای انسان در مواردی خطرناک گزارش ‌شده‌‌اند. تحقیقات اخیر درباره اثرات تخریبی فضولات کبوتران نشان داده است که محتوای اسیدی و نمک‌ های محلول در آن‌ها حدود 4% است که برهم‌کنش آن با سنگ ‌های متخلخل به‌ خصوص سنگ ‌آهک به تخریب شیمیایی، انحلال کانی ‌ها، و به‌جاگذاری نمک ‌های محلول در آن‌ها منجر می‌ شود. در این تحقیق نقش تخریبی فضولات پرندگان و آثار نمکی باقی‌مانده از آن‌ها در بناهای دارای مصالح سنگی مورد بررسی قرار گرفته است. امروزه روش‌های دور کردن و پراندن پرندگان به دلیل آنکه آن‌ها جزیی از محیط ‌زیست طبیعی یادمان‌ های تاریخی محسوب می ‌شوند و در برخی بناها به بخشی لاینفک از جذبه‌ های آن‌ها تبدیل ‌شده‌‌اند از اهمیت زیادی برخوردار است. ازاین‌رو کنترل و جلوگیری از صدمات آن‌ها در عین ‌آنکه حیات طبیعی شان در محیط ادامه دارد می‌ تواند باعث جلوگیری از تخریب آثار سنگی و همچنین انتقال بیماری‌ ها به انسان از طریق حفاظت پیشگیرانه شود. ازاین‌رو در این مقاله با اشاره به راهکارهای داخلی و بین‌المللی در پراندن پرندگان از محیط‌ های موردنظر، شرح چند روش اصلی آن همچون سیم ‌های ضد نشستن، خارک ‌های ضد نشستن، استفاده از امواج التراسونیک مورد بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: فضولات پرنده، تخریب شیمیایی، مصالح سنگی، روش های کنترل
  • فتانه فلاحی، احد نژاد ابراهیمی* صفحات 42-68

    پنجره ‌های ارسی یکی از آرایه‌ هایی ست که در گونه ‌ها مختلف معماری و به خصوص در خانه‌ های تاریخی از جایگاه خاصی برخوردار است. ارسی ‌ها علاوه بر کارکرد نورگیری در خانه ‌ها، در مقام عنصری هنری در زیباسازی فضای درون و بیرون خانه ‌ها موثر هستند. شهر تبریز خانه‌ های تاریخی زیادی با ارسی‌ های زیبا و طرح ‌های متنوع دارد. هدف پژوهش حاضر یافتن الگوهای مشترک (طرح، نقش، و رنگ) در ارسی‌ های خانه ‌های تاریخی تبریز است. برای رسیدن به این هدف، دو سوال کلی مطرح می شود: 1. آیا ارسی ‌های خانه ‌های قاجاری تبریز از نظر شکل ظاهری و ساختار الگوهای مشترک دارند؟ 2. در صورت وجود تشابه، الگوهای مشترک کدام اند و در چه حیطه‌ ای هستند؟ برای پاسخگویی به سوالات مطرح‌ شده، به عنوان مطالعه موردی، ارسی خانه‌ های تاریخی (مشروطه، حیدرزاده، و نیکدل) به گواه اصیل بودن، عدم مداخله در زمان مرمت، و داشتن طرح ‌های شاخص و متفاوت از همدیگر، انتخاب و مطالعه و بررسی شده است.
    در نهایت با بررسی ‌های به‌ عمل ‌آمده، این نتایج حاصل شد که ارسی ‌های به ‌کار رفته در خانه ‌های قاجاری تبریز از نظر شکل ظاهری، اکثرا سه ‌لنگه‌ ای با کتیبه مازه‌ دار است و هنرمندان این سازه‌ ها بیش تر به تکنیک قواره ‌بری و رنگ‌ های اصلی در ساخت ارسی‌ ها، توجه نشان داده اند.

    کلیدواژگان: پنجره ارسی، خانه ‎های قاجاری تبریز، خانه مشروطه، خانه حیدرزاده، خانه نیکدل
  • زبیده گردکانی، علیرضا انیسی* صفحات 69-87

    محور تاریخی بندرعباس به لار، مجموعه‌ه ای متشکل از اجزاء و عناصری است که به صورت یکپارچه و به‌ هم پیوسته کار می کرده است. بیش ترین رونق این مسیر مربوط به دوره‌ های صفویه و قاجار است. مسیر تاریخی مذکور روزگاری محور تبادلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بود و بازرگانان و جهانگردان بسیاری از جمله تاورنیه و فیگویرا از این مسیر عبور کرده و در کاروانسراهای آن اقامت کرده اند. این مسیر همچنین یکی از مهم ترین راه‌ های ایران (راه ادویه) بود که بنادر و جزایر جنوب را به مرکز و به ‌خصوص پایتخت آن زمان یعنی اصفهان متصل می ‌کرد. در حال حاضر مسیر کنونی بندرعباس به لار و شیراز بر روی همین مسیر تاریخی قرار دارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و شناسایی مسیر تاریخی بندرعباس به لار و بناهای مرتبط با آن است. همچنین بررسی و شناسایی کاروانسراها و موقعیت قرارگیری آن ها نسبت به مسیر کنونی و گونه ‌شناسی آن ها با توجه به ویژگی های معماری موجود در آن ها از جمله اهداف این مطالعه است که با روش مطالعات میدانی و کتابخانه ‌ای انجام شده است.

    کلیدواژگان: هرمزگان، بندرعباس، لار، مسیر تاریخی، کاروانسرا
  • الهام ویسه* صفحات 88-100

    بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی شامل بناهایی از دوره های مختلف است که نخستین بار شاه طهماسب آن ها را به صورت مجموعه واحدی درآورد. بعدها شاه عباس [اول] بناهای مهمی به این مجموعه افزود و اصلاحاتی در آن کرد. اهمیت این مجموعه تاریخی به طور کلی در رابطه ای که با سلسله خاندان سلاطین صفویه دارد، جلوه گر می شود. دروازه اول مجموعه شیخ صفی معروف به سردر عالی قاپو است. این بنا با توجه به توصیفات آن در سفرنامه ها و نوشته های سیاحان و مورخان و همچنین با استناد به عکس ها و مستندات باقی مانده از آن، معماری باشکوه و منحصربه فردی داشته است. متاسفانه بخش های به جا مانده این اثر به دلایل مختلف از جمله فرسودگی و آسیب های وارده از جنگ و زلزله و خسارت های آگاهانه و ناآگاهانه انسانی، و... در اوایل آبان ماه 1321ش، به دستور فرماندار وقت و توسط اسماعیل دیباج نماینده وقت باستان شناسی آن زمان بعد از برداشتن باقی مانده های تزیینات و کتیبه کاشی معرق تخریب شد. حال اگر چه به دلایلی سردر عالی قاپو، میدان و فضای اولیه مجموعه از بین رفته است و بر حجم فضایی مجموعه و اصالت آن خدشه وارد آمده است، امروز لزوم بازسازی این اثر تاریخی و جبران این ضایعه و رفع آسیب آن و رسیدن به هویت شهری و تاریخی و تکمیل مجموعه امری اجتناب ناپذیر و ضروری است و [بازنمایی] قطعات باقی مانده از کاشی های این اثر تاریخی از مهم ترین اهداف و انگیزه های بازسازی سردر است.

    کلیدواژگان: سردر عالی قاپو، معماری، تزیینات، کتیبه، کاش ی های معرق، هویت شهری
|
  • Salimeh Babakhan*, Kamran Afshar Mohajer Pages 3-17

    Pre-historic pottery investigating is one of the sources that provide a lot of information about the life and art of that time. Among Iranian arts, Pottery is of a greater antiquity, originality and importance and represents people’s culture, beliefs and traditions more than any other art. After basket weaving, pottery has been the first lasting art of mankind. By investigating earthenware motifs, we understand that designs and motifs are sometimes tools or references to express a subject and a matter, and sometimes indicate religious beliefs. One of the most important prehistoric regions and civilizations in the fifth and fourth millennium BC, which has a variety of certain earthenware in terms of the shape of the vessel and type of its motifs, is Tall-i Bakun near Persepolis, which is divided into two parts, Bakun A and B. Pottery production more than the residents’ needs indicates that Bakun’s Buff-wares and Slip-painted Pottery were exported to the surrounding areas. The pen smoothness, the exaggeration of the form and the abstraction are the prominent features of the motifs of this region. Having symbolic meanings as well as being an introduction to visual and alphabetical lines is one of the reasons for the importance of these motifs. In terms of implementation, they are drawn in both naturalistic and abstract forms. The purpose of this research was to collect and investigate the animal motifs obtained from earthenware and pottery pieces in this area in terms of visual features and qualities. Therefore, the author seeks common visual features in these motifs. The present study is fundamental in terms of purpose and has been done through a descriptive-analytical method and Library research in data collecting. Finally, after collecting the mentioned patterns and motifs and removing analogous items, 98 of the 178 motifs obtained from these found pottery pieces and earthenware were related to animal motifs and were examined with table tools. A number of these examples are given. Using table tools, animal motifs were divided into three groups: Quadruped, Birds, and Reptiles. According to the research findings, Quadrupeds which include goats and sheep, Canidae and other Quadrupeds, are at the forefront of animal motifs, with a frequency of 43%, which shows their great importance in the life and beliefs of the people of the region. In the next rank, reptiles include lizards, scorpions, fish and insects, accounting for about 35% of all animal motifs. In terms of the motif’s location, the horizontal rectangle ranks first, with 66% and the rest are located in the vertical and square rectangles. As for the dominant line, Bakuni has used 67% of curved lines in animal design. The predominant direction is also divided into six groups: horizontal, vertical, oblique, horizontal and oblique, vertical and oblique, horizontal and vertical, that most of the reviewed motifs have a predominant horizontal direction. Regarding the texture quality it should be said that 77% of the patterns and motifs do not have special textures and flat colors have been used in drawing them. The composition of these motifs also used asymmetry in 64% of them.

    Keywords: Tall-i Bakun, Buff wares, Abstract motifs, prehistoric art
  • Somayeh Podat* Pages 18-28

    Jag, scientifically known as Dalbergja sissoo and Shisham_Persian name_, and local names Sassam, Jag, Jagh and Ciso, is a medium-sized tree that often grows in the highlands and along the mountain rivers. Habitats of this plant species have been reported in India, Bangladesh, Malaysia, Bhutan, Myanmar, Nepal, Pakistan and Afghanistan, and in southeastern Iran in the Makran Heights, Jabal_Barez and Bashkard mountain ranges. Bashkard mountainous areas, the research area of this article; including Kart Zani, Pish Jā, Grish-e Jāsbi, Parkhāsh, Ashnut, Jagdān and Angoharan / Goharan have been reported as the natural habitats for Jag. More specifically, Gi majg _ 1600 AMSL_ and Pisken _ 995 AMSL_ are the habitats that have been reported as a result of local visits (Emtehani and Jazireh-ee 1381:58). The author has also observed this tree and its various uses in the heights of Dar-gwan village, Dar shahr city, Kāhken and Ahviri mountain range. In linguistic and archeological studies, there is some evidence that firms this tree’s historical uses: the name of this tree and its wood uses are mentioned in Assyrian and ancient Persian texts, and also some parts of it have been found in archeological excavations in Harappa, Mohenjo-daro, Mehrgarh, Tell Abraq and Shahr-e Sukhteh. Most importantly, as the well-known Russian Iranologist and linguist Ilya Gershevitch acknowledges, Darius’s inscription mentions the use of Jag wood in the construction of Apadana palaces of Susa. As a result of a research trip (to record Bashkardi language) to ​​fourteen Bashkard villages and Dar-gwan village, and observing Jag tree and the doors made of its wood, Gershevitch suggests this hypothesis that these woods may have been transported from Bashkard to the sea through Minab River, and then they were taken to Susa. During archeological research in the area, the author found a vessel made of Jag wood in a historical-Islamic area at a mountain hillside near Jagin Dam. Then with locals’ guidance, He saw the Jag tree, near the village of Shun and Sit-e-pirow River at Dar-gwan village heights. Then, searching for the artists, craftsmen and professionals in this field, he found people with the knowledge of the right quality and having the skill of cutting and shaping the trunk and branches of this tree with simple and basic tools in Dar-gwan and kulegh villages. This article - following valuable reports and researches by Ilya Gershevitch is an attempt to introduce this valuable plant species to the archeological community, a brief mention of historical sources that include the use of Jag, evidence of its use in historical and Islamic times in Bashkard, the possibility of communication between Susa and Bashkard and Jag wood transfer from Bashkard to Susa in order to construct Darius’ palaces. Also, hope that it will be the beginning of further professional studies in this field with the help of other sciences such as ancient languages, ancient botany, ancient climatology and archeology.

    Keywords: Bashkard Vegetation, Jag, Historical Evidence, Architecture, Handicrafts
  • Mehdi Razani*, Sahar Ahmad Khan Beigi Pages 29-41

    Bird dropping in terminology of stone deterioration pattern is a sub branch of deposit decay, means accumulation of exogenic materials, on stone surface, dropping has a main role in deterioration of buildings and stone monuments. Birds not only to build the nests and noisy cause to bother, but also due to transfer of variety disease into human, especially when it drops any place and then this deposit dried and them particles distribution in the space. This problem is important for the investigation of environmental health and conservation aspects. Nevertheless their nests are suitable place for ectoparasite that is hazardous for humans healthy. Recent researches about the effect of biodeterioration of birds dropping showed that the rate of acid content and soluble salts of dropping is about 4% and with this interaction specialty by porous limestone rock due to damage chemicals, dissolved minerals, salts dissolved and etc. in this review article, we investigate the damage role of birds dropping on stone surfaces and considering Bird control method to eliminate or deter pest birds from landing, roosting and nesting.

    Keywords: Bird’s Dropping, Chemical Damage, Stone Masonry, Controlling Method
  • Fataneh Fallahi, Ahad Nejad Ebrahimi* Pages 42-68

    Iranian architecture has beautiful embellishments that are made of different materials such as tiles, plaster, pottery, stone and wood. Although due to Iran’s hot and dry climate, wood embellishments are less being used, in some cases they have a special and unique place in Iranian architecture. Orosi windows are one of these embellishments which have a special place in various types of architecture, especially in historic houses. In addition to the use of lighting in the houses, Orosi has been used as an artistic element in beautifying the interior and exterior of the houses. Tabriz is one of the cities which have many historical houses with beautiful Orosi windows and various designs. The present study seeks to find common design patterns and colors in historical Tabriz houses’ Orosi windows. In this regard, the method of data collecting is based on library studies and field surveys and based on direct investigation of Orosi windows through documentation, accurate designs surveying, drawing, analysis and comparative comparison of Orosi windows’ patterns. To achieve this goal, two general questions arise: 1) Do Orosi windows used in Tabriz Qajar houses have common patterns in terms of design and construction? 2) If there are similarities, what are the common patterns and contexts? In order to answer the questions raised, as a case study, Mashrooteh, Haidarzadeh and Nikdel historical houses’ Orosi windows have been selected and studied due to their originality, non-intervention during restoration and having a significant and different design and role from each other.Finally as a result of the investigations it was found that despite the differences, Orosi windows are somewhat similar and included in one category, so that the study in the field of form factor confirms that the design of the main frame is mostly in the form of a three-leaf door with a semicircular impost. Also, the designers of these Orosi windows have shown more interest in rotating patterns than geometry; as a result of which, the craftsmen and carpenters had to use the technique of Qavareh-bori. Reviewing the colors used in these Orosi windows specifies that three colors are fixed, used, and repeated, including red, blue, and green. But in some of these Orosi windows other colors such as yellow or purple have also been used, which have been used as filler or sub-colors. Most of these Orosi windows have green color in the center, red color in the middle, and blue color in the upper parts of the quadrant (Vagireh). Also, by examining the position and amount of colors used, we can notice the color balance and proportion; in each Orosi’s overall color scheme which itself reflects the computational thinking of these Orosi windows’ creators.

    Keywords: Orosi windows, Tabriz Qajar houses, Mashrooteh house, Heydarzadeh house, Nikdel house
  • Zubaydah Gerdakani, Alireza Anisi* Pages 69-87

    The historical route of Bandar Abbas to Lar is a complex consisting of components and elements that has been working in an integrated and interconnected manner. Investigating this route and associated buildings (caravanserais, water reservoirs, etc.) from the historical periods of Safavid and Qajar to the present time, as well as studying various travelogues in this field, shows the importance and position of this route throughout history and especially the Safavid time. In addition to its economic importance, it has also had special political, cultural and social significance. Many tourists have provided detailed descriptions and explanations on this route and its features, as well as the caravanserais and accommodations along the route in their travelogues. This route was also one of the most important routes in Iran (the spice route) that connected ports and islands of the south to the center, especially Isfahan which was the capital in that time. The current route from Bandar-Abbas to Lar is 161 km long, located in the west of Hormozgan province. Approximately 70% of this route is located in Bandar Khamir city and the rest is located in Fars province. This main and inter-provincial route is located on the same historical route with a slight change. According to the current situation a list composed of caravanserais along this route, with their old names, has been prepared, in order of location from Bandar Abbas to Lar. This list is prepared on the basis of Sadid al-Saltanah-Kababi-Bandar-Abbasi’s travelogue, a native writer of the late Qajar period. All caravanserais and related water reservoirs are carefully identified through field and library methods, in terms of their location in relative to the route and other caravanserais, registration status in the list of national monuments, adaptation with the items mentioned in the studies conducted during previous years, and comparative comparison with the other caravanserais located in the province. Despite the large number of caravanserais on this route, only two types of plans can be seen, one type as a central courtyard with rooms around; and the second type of caravanserais with smaller dimensions in form of a cross plan without stables, docks and fences with low facilities. The main purpose of this research is to investigate and identify the historical route of Bandar Abbas to Lar and its related elements as well as caravanserais, their location in relation to the current route and typology according to the architectural features. In the current situation, the intended caravanserais are in similar conditions in terms of being located along the new Bandar Abbas to Lar route, physical condition, use and the damage level. The caravanserais, which are located outside the urban and rural areas, have been completely abandoned and destroyed. Out of 16 caravanserais along the intended historical route, which are given in the categories, only 7 caravanserais have been registered on the list of national monuments.

    Keywords: Hormozgan, Bandar Abbas, Lar, Historical route, Caravanserai
  • Elham Veisseh* Pages 88-100

    Sheikh Safi mausoleum includes a number of buildings of different periods, which Shah Tahmasb first turned them into a single complex. Later, Shah Abbas amended this complex and added important buildings to it. In general, the great importance of this historical monument is reflected in its relationship with the Safavid dynasty. According to the travelogues and tourists and historians’ writings and also photos and documents left, the first gate of Sheikh Safi complex, known as Ali-Qapu Transom, has had a magnificent and unique architecture. Unfortunately, due to various reasons, such as exhaustion and damages from war, earthquakes and conscious and unconscious human damages, etc., the remaining parts of this monument were destroyed after surveying the embellishments’ and mosaic tile inscriptions’ remnants  by the order of Mr. Ismail Dibaj, the archeology representative at that time, in the beginning of November 1942. However for some reason Ali-Qapu Transom, the square and the original space of the complex, have been destroyed and despite the damage to the spatial mass of the complex and its originality, today it is necessary to rebuild this historical monument and compensate for this damage and fix it. Achieving the complex’s historical and urban identity and completing it is inevitable. The remaining parts of this historical monument’s tiles are the most important goal and value in the reconstruction of the transom. There are many narrations and travelogues about Ardebil, Sheikh Safi al-Din mausoleum and Ali-Qapu Transom until Friedrich Sarre examined the mausoleum in 1897 and published the first correct description of this complex. His research results were published in the form of a book named “Ardebil”, which is one of the most important sources about this historical monument, and due to research activities shortage on Ali-Qapu Transom and the details of its embellishments; this research is of a great importance. Little research has been conducted on Ali-Qapu Transom including: Mesbahi (2009), Rezazadeh (1999), M, E, Vivor (1970). However, the studies and researches that have been conducted on this magnificent building are incomplete, and all the original sources should be re-examined and revised in the original texts.The purpose of this article is to reach the general architectural design of this monument and to survey and document the mosaic tiles remaining from the transom so that despite the remaining black and white images from the transom’s generalities, the main color and technique of architecture, embellishments and mosaic tiles can be discovered.The method of this research is based on the available documents, library research, field research and comparative comparison.The value of any historical monument and old building is in the physical evidence that was made in the same period. The sensitivity of the embellishments and the Transom’s tiles protection is to entrust these documents and historical identity to the next generation correctly and without fail. Reconstruction of this magnificent architecture, which is a symbol, sign and part of the identity of Ardebil city, is inevitable. It is necessary to explain that Dar-al-Aman makes sense with this historical monument, means that it should be given priority with high sensitivity as soon as possible.

    Keywords: Ali-Qapu Transom, Architecture, Embellishments, Inscriptions, Mosaic Tiles, Urban Identity, Monument