فهرست مطالب

  • پیاپی 12 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسین پروانه دیر صفحات 5-17

    نویسندگان رمانها و داستانهای معروف از اسطوره ها در افسانه های زیادی استفاده کرده اند و هرچه این موارد در لایه های درونی اثر بیشتر وجود داشته باشد، بر غنای آنها می افزاید. پژوهشگران هم باید در قرایت آثار داستانی از این افسانه ها باخبر باشند تا آنها را بهتر تحلیل کنند. افسانه گردانی فقط استفاده ی مستقیم و تلمیح وار از افسانه ها و اسطوره ها نیست، بلکه بهره گیری بینامتنی از آنها به صورت پیچیده و دیریاب در درون داستان است. استفاده از افسانه ها و اسطوره ها به صورت ترکیبی است و تحلیلگر داستان باید به چند نمونه از آنها اشاره کند، زیرا داستان نویس آنها را با هم ترکیب کرده و با دنیای داستان امروزی درآمیخته است. هدایت از افسانه ها و اسطوره های فراوانی در جهت عمق بخشیدن به رمان بوف کور استفاده کرده است. این نوشتار به بررسی رمان بوف کور از دیدگاه افسانه گردانی میپردازد.

    کلیدواژگان: افسانه گردانی، اسطوره گردانی، رمان، بوف کور
  • دکتر جیهاد شکری رشید صفحات 18-40

    مم و زین از جمله داستانی است که می توان آن را تراژدی نامید . نظام ارزشی حاکم بر تراژدی مم و زین، نظام ارزش های معنوی است که باعث شکوفایی و رشد احساسات و عواطف می شود و تزک یه روح را به دنبال دارد که در ا ین باره شباهت های بس یاری با ایده های تراژیک و موقعیت تراژیکی دارد . از این رو، این مثنوی از مایه های قوی تراژیک برخوردار است که می تواند با بهترین تراژدی ها همسنگ باشد. این داستان دارای قهرمانانی است که به سرنوشتی تراژیک دچار می شوند، چنانچه ذهن آدمی را درگیر فلسفه ی مرگ و زندگی می کنند و باعث پالایش روح می شوند. زیرا در اصل، پیام تراژدی خانی، رسیدن قهرمان تراژیک به کاتارس یس و تطهیر و پالایش روح است که در این پژوهش بدان پرداخته خواهد شد . نگارنده در این پژوهش سعی بر آن دارد تا با روش تحلیلی - استنادی نشان دهد که تراژدی مم و زین با مولفه های الگویی تراژدی ارسطو از جمله ، قهرمان، هامارتیا، تقدیرباوری، بازشناخت ، کاتارس یس، دگرگونی همخوانی دارد که از این رو، از زاویه ی الگوی تراژدی ارسطویی قابل بررسی و تحلیل است . نتایج حاصل آمده بیانگر آن است که این داستان در ماهیت خود دربردارنده مضامین تراژیک است که همانندی های بنیادین با انگاره های تراژدی ارسطویی دارد.

    کلیدواژگان: مم وزین، تراژدی، قهرمان، هامارتیا، کاتارسیس
  • دکتر عبدالرضا نادری فر *، فراست پیروزی نژاد صفحات 41-64

    نوستالژی رفتاری ناخودآگاه است که به عنوان احساسی طبیعی در همه ی انسانها بروز میکند. هنگامی که فرد از وضعیت کنونی اش احساس ناخشنودی کند، میکوشد تا با پناه آوردن به رویدادها و خاطرات خوش گذشته اش به نوعی درد درون خود را تسکین بخشد نوستالژی و مصادیق آن درون مایه ی شعر بسیاری از شاعران گذشته تا به امروز را تشکیل میدهد. نوستالژی و حسرت گذشته با تمام مولفه ها و معانی آن از برجسته ترین مضامین و در واقع خصیصه ی اصلی شعر بهزاد محسوب میشود. گریز به خاطرات شیرین کودکی، ایام خوش جوانی و گله از دوران پیری و... از جمله مضامینی اند که شعر او را با نوستالژی پیوند عمیق میبخشند؛ به حقیقت او با پناه بردن به گذشته و خاطرات خوش آن، نارضایتی و اعتراض خود را نسبت به اوضاع جامعه و روزگار خویش نشان داده است. نوستالژی شعر بهزاد با دو معنا مطرح میشود، نوستالژی فردی و نوستالژی جمعی. نوستالژی فردی شعر او شامل یاد دوران خوش کودکی و مدرسه، غم عشق و مفاهیمی چون اندوه از دست رفتن جوانی و دوستان و نزدیکان و شکوه از روزگار پیری میشود. نوستالژی جمعی شعر او جاییست که شاعر را با دردهای مردم پیوند میزند. اشعار سیاسی- اجتماعی شاعر نوستالژی جمعی شعر او را پر رنگتر از نوستالژی فردی کرده است. بهزاد شاعری متعهد، آرمان خواه و انسان دوست است. او شعر را در خدمت اخلاق به کار گرفت. جنبه های مختلف تعهد سیاسی، اجتماعی، عاطفی، مذهبی و تعهد به خانواده و دوستان در اشعارش نمود دارد؛ این عناصر نه تنها جانمایه ی شعر او را شکل میدهند؛ بلکه نمودار حقیقی شخصیت والای او نیز هستند. پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی نوستالژی و جنبه های مختلف آن در شعر یدالله بهزاد کرمانشاهی بپردازد.

    کلیدواژگان: یدالله بهزاد، شعر، حسرت گذشته، نوستالژی فردی، نوستالژی جمعی
  • دکتر احمد ذاکری *، فهیمه گلنار صفحات 65-91

    تحلیل نشانه- معناشناختی مکتب پاریس به بررسی نحوهی ارتباط نشانه های زبانی در نظام گفتمانی و بررسی دو ساختار روایتی و معناشناختی در دو سطح روساخت و ژرف ساخت میپردازد. این تحلیل نشان میدهد که یک نشانه در ارتباط با سایر نشانه های گفتمانی چه فرایندی را طی میکند تا دارای معنای خاصی شود. در بررسی روساخت، عناصری مانند شکل های بیرونی و درونی گفتمان، بعد پویای کلام، نقش فعلهای موثر، کنشگران، کنشها، ارتباط عناصر در محور جانشینی و همنشینی، نمودها و ایزوتوپ و مانند آن و در بررسی ژرف ساخت، مربع معنایی و ارتباط آن با روساخت روایت و نقش معنایی افعال موثر در کلام و در سطح تعاملی گفتمان، بررسی ابعاد شناختی، حسی- ادراکی و عاطفی، ابزارهای موثر در تحلیل های نشانه- معناشناختی، به شمار میآیند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی فراهم آمده است کوشیده ایم عناصر معنا ساز را در رمان سووشون سیمین دانشور مورد بررسی قرار دهیم و نشان دهیم نشانه های گفتمانی از برایند سه سطح روساخت و ژرف ساخت و تعامل بین گفته پرداز و گفته خوان است که منجر به شکل گیری معنا میشوند.

    کلیدواژگان: سووشون، نشانه- معناشناسی، کریماس، مکتب پاریس
  • فروغ کاظمی*، مهسا قاسمی صفحات 92-102

    شمول معنایی یکی از مهم ترین روابط مفهومی در هر نظام زبانی است و زمانی مطرح است که یک مفهوم چند مفهوم دیگر را شامل می شود . پژوهش حاضر ، به بررس ی تطبیق ی این رابطه واژگانی در اشعار سهراب سپهری و نیما یوشیج پرداخته است . روش گردآوری داده های مقاله به صورت کتابخانه ای است و پژوهش به شیوه ی توصیفی - تحلیلی انجام شده است . حجم نمونه شامل صد بیت شعر از هشت کتاب سهراب سپهری و صد بیت شعر از مجموعه اشعار ن یما یوشیج است که اشعار واژه های مربوط به شمول معنایی از آنها استخراج و سپس به مقایسه و تجزیه و تحلیل آنها پرداخته شده است . نتایج پژوهش نشان میدهد که رابطه شمول معنایی در اشعار هر دو شاعر کاربرد قابل ملاحظه ای داشته است . اما این کاربرد در اشعار سهراب بیشتر از اشعار نیما است . گفتنی است کاربرد شمول معنایی در اشعار نیما عمدتا در حوزه واژگان منفی، یاس و ناامیدی مانند «تیرگی، زمستان، سیاهی، شب، سیا» بوده است، اما در اشعار سهراب، غالبا شامل واژگان مثبت و مربوط به امید به زندگی مانند «دریا، تابستان، ماهی، عشق، زندگی » است. یافته ها حاکی از آن است که اشعار سهراب سپهری و نیما یوشیج در استفاده از شمول معنایی در واژه های دریا، شب و تابستان دارای شباهت هستند . علاوه بر آن، نیما جز در مواردی معدود از هم شمولی چندان بهره ای نبرده، این در حالی است که سهراب در اکثر ابیات خود به خوبی به هم شمولی به عنوان بخشی از رابطه شمول معنایی توجه داشته است.

    کلیدواژگان: معنی شناسی، روابط واژگانی، شمول معنایی، شعر
  • حسن رنجبر* صفحات 110-135

    نخست دارایی هر ملت که آن را از سایر ملل متمایز میسازد، زبان است؛ چرا که در سایه ی زبان است که ابعاد گونه گون فرهنگی آن ملت شکل گرفته و هویت آن را رقم میزند. زبان فارسی زبانی است که پویایی و رشدش تا حد زیادی وابسته به پیشوندها و پسوندهایش است. پسوند کاف از جمله پسوندهای زبان فارسی است که در فارسی باستان و میانه بسیار پویا بوده است، اما امروزه کارکردهایش بسیار محدود شده است. در این پژوهش، روش گردآوری مطالب میدانی و کتابخانه ای بوده و روش پژوهش نیز تحلیل محتوا با رویکرد تحلیلی- توصیفی بوده است. نتایج این جستار نشان میدهد که پسوند «ک» ak و همگروه هایش یعنی؛ «کی» aki، «کا» akâ» ،کو» aku» ،کای» akɔy و «وک» uk در گویش لای زنگانی بسیار پرکاربردند و انواع اسمها، صفتها و قیدها را میسازند و در مواردی در کیفیت صفتها و قیدها نیز تصرف میکنند. همچنین کارکردهایی دارند که در فارسی معیار نمیتوانیم آن کارکردها را مشاهده کنیم.

    کلیدواژگان: گویش لای زنگانی، ساخت واژه، واژه ی مشتق، پسوند، زایش زبانی