فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال شصت و سوم شماره 2 (پیاپی 170، خرداد و تیر 1399)
  • سال شصت و سوم شماره 2 (پیاپی 170، خرداد و تیر 1399)
  • (ویژه روانشناسی خرداد-تیر 99)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • پروین فرج زاده، احمد غضنفری*، مریم چرامی، طیبه شریفی صفحات 1-15
    مقدمه

    اشتیاق تحصیلی پایین مولفه های روان شناختی، هیجانی و شناختی دانشجویان را تحت تاثیر قرار می دهد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش سرمایه های روان شناختی و خودتنظیمی هیجانی بر انعطاف پذیری روان شناختی دانشجو معلمان با اشتیاق تحصیلی پایینانجام گرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجو معلمان دختر دانشگاه فرهنگیان شهر شهرکرد در سال تحصیلی 98-1397 بود. در این پژوهش تعداد 45 دانشجو معلم دختر دارای اشتیاق تحصیلی پایین در دانشگاه فرهنگیان شهر شهرکرد با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (15 دانشجو در گروه آزمایش آموزش سرمایه های روان شناختی، 15 دانشجو در گروه آزمایش آموزش خودتنظیمی هیجانی و 15 دانشجو در گروه گواه). گروه های آزمایش مداخله آموزش سرمایه های روان شناختی (آخوندی، 1396) و خودتنظیمی هیجانی (گراس، 2007) را به شکل جداگانه را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه اشتیاق تحصیلی (فردریکز، بلومنفیلد و پاریس، 2004) و انعطاف پذیری روان شناختی (دنیس و وندروال، 2010) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که آموزش سرمایه های روان شناختی و خودتنظیمی هیجانی بر انعطاف پذیری روان شناختی دانشجو معلمان با اشتیاق تحصیلی پایین تاثیر معنادار دارد (p<0/001). علاوه بر این نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین میزان اثربخشی این دو مداخله نیز تفاوت معنادار وجود داشته (p<0/001) و آموزش سرمایه های روان شناختی نسبت به خودتنظیمی هیجانی تاثیر بیشتری بر انعطاف پذیری روان شناختی دانشجویان داشته است.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که آموزش سرمایه های روان شناختی با بهره گیری از مفاهیمی همانند امید، خودکارآمدپنداری، تاب آوری و خوش بینی می تواند به عنوان یک آموزش کارآمد جهت بهبود انعطاف پذیری روان شناختی دانشجو معلمان با اشتیاق تحصیلی پایین مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش سرمایه های روان شناختی، انعطاف پذیری روان شناختی، اشتیاق تحصیلی، خودتنظیمی هیجانی، دانشجو معلمان
  • پیش بینی رضایت زناشویی دانشجویان زن متاهل دانشگاه شهید بهشتی بر اساس مولفه های ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای آنان
    فائزه صدیقی، فریده دوکانه ای فرد*، سیمین دخت رضاخانی صفحه 2
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت زناشویی دانشجویان زن متاهل دانشگاه شهید بهشتی تهران بر اساس مولفه های ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای آنان است.

    روش کار

    جامعه آماری پژوهش عبارت است از کلیه دانشجویان زن متاهل مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران که در سال تحصیلی 98-97 مشغول به تحصیل بودند و تعداد نمونه 350 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس و داوطلبانه است. برای جمع آوری داده های پژوهش، از چهار پرسشنامه تحت عنوان رضایت زناشویی انریچ، پرسشنامه شخصیتی نیو ، سبک های  دلبستگی کولینز و رید و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای رضاخانی استفاده گردید. با استفاده از آمار استنباطی که شامل استفاده از روش همبستگی، تحلیل مسیرجهت ارایه الگو، استفاده از رگرسیون چندگانه جهت بررسی رابطه بین متغیرها و ابعاد مرتبط با هر متغیر، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که  بین مولفه های ویژگی های شخصیتی رابطه بین روان رنجوری با رضایت زناشویی زنان متاهل منفی و معنادار است و رابطه بین وظیفه شناسی، گشودگی، توافق و برون گرایی با رضایت زناشویی زنان متاهل مثبت و معنادار است .

    نتیجه گیری

    نتایج  به طور کلی نشان می دهد که روان رنجوری سهم بیشتری در تبیین رضایت زناشویی زنان متاهل دارد.. نتایج نشان می دهد ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای بر رضایت زناشویی دانشجویان زن متاهل دانشگاه شهید بهشتی اثر مثبت و معناداری داشته است.

    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، ویژگی های شخصیتی، سبک های دلبستگی، راهبرد های مقابله ای
  • بررسی تاثیر رفتار درمانی دیالکتیک با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و روابط بین فردی در افراد بزرگسال مبتلاء به اختلال بیش فعالی و نقص توجه
    محسن بیات*، محمد نریمانی، سجاد بشرپور صفحه 3
    مقدمه

    اختلال نقص توجه/ بیش فعالی یکی از اختلالاتی است که بر فرد و جامعه تاثیرات نامطلوبی دارد و درمان های موج سوم شناختی-رفتاری نویدبخش درمان این نوع اختلالات هستند. لذا هدف مطالعه حاضر مقایسه اثر بخشی رفتار درمانی دیالکتیک (DBT) با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر تنظیم هیجان و روابط بین فردی در افراد بزرگسال مبتلاء به  اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) بود.

    روش کار

    تحقیق حاضر مطالعه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون به همراه گروه کنترل بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد مرکزی شهر زنجان در سال تحصیلی 98-1397 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند (15 نفر در هر گروه). افراد گروه DBT  و گروه ACT مورد مداخله قرار گرفتند درحالی که گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش مقیاس خود گزارشی اختلال نقص توجه/بیش فعالی بزرگسالان ASRS، پرسشنامه تنظیم هیجان و روابط بین فردی بود که در مراحل پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. برای تحلیل داده ها در سطح فراوانی از آمار توصیفی و برای تحلیل داده ها در سطح استنباطی از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) و برای مقایسه ای اثر بخشی درمان ها از آزمون LSD استفاده گردید. داده ها درنرم افزار SPSS25 تحلیل شدند.

    نتایج

    نتایج نشان داد هر دو درمان با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و  رفتار درمانی دیالکتیک بر روی تنظیم هیجان  و روابط بین فردی نسبت به گروه کنترل اثربخش تر بوده اند (001/0>P). در مرحله مقایسه دو درمان آزمون LSD نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیک در ارزیابی مجدد تنظیم هیجان (00/0>P)  و سرکوبی تنظیم هیجان (00/0>P)  نسبت به با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد اثر بخشی مطلوب تری داشته است. در روابط بین فردی نیز نتایج نشان داد ACT نسبت به رفتار درمانی دیالکتیک بر مهارت ارتباط کلامی (001/0 >P)، مهارت ارتباط شنیداری (001/0>P) و مهارت ارتباط بازخوردی (001/0>P) اثر بخشی مطلوب تری داشته است.

    نتیجه گیری

    درمجموع نتایج این پژوهش حاکی از عملکرد بهتر رفتار درمانی دیالکتیک برای تنظیم هیجان و با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نیز بر روابط بین فردی بود، لذا در مراکز بالینی این درمان ها می تواند برای کنترل نقص توجه، مولفه های تنظیم هیجان و بهبود روابط بین فردی و اجتماعی به کار گرفته شوند.

    کلیدواژگان: ACT، DBT، اختلال نقص توجه، بیش فعالی، تنظیم هیجان، روابط بین فردی
  • شهلا خطیبی، محمود گودرزی*، یحیی یاراحمدی صفحات 16-33
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مسیولیت پذیری و نیازهای بنیادین گلاسر با ازدواج رضایتمند بر اساس نقش میانجی تاب آوری بود.

    روش کار

    در این پژوهش 254 نفر از زنان سه منطقه شهر زنجان از طریق نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. پنج نیاز اساسی به وسیله پرسشنامه استاندارد نیازهای اساسی گلاسر، مسیولیت پذیری به وسیله پرسشنامه مسیولیت پذیری گاف و تاب آوری با استفاده از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون سنجیده شد. سپس داده های جمع شده با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل و در ادامه مدل تدوین شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان دادند که داده ها از مدل اولیه، برازش خوبی از مدل نشان دادند به عنوان مثال شاخص برازش CFI و IFI در مدل حاضر برابر با 96/0 بود که چون این میزان بالاتر از معیار 90/0 برای این شاخص ها بود نشان دهنده ی برازش خوب مدل بود. همچنین مسیر مستقیم متغیر تاب آوری به متغیر ازدواج رضایت مند معنی دار است (084/21T= ،821/0=β).

    نتیجه گیری

    ارضای نیازهای بنیادین متغیری است که می تواند بیشترین تاثیر را بر رضایتمندی داشته باشد چرا که رضایتمندی ضرورتا تا حد زیادی بسته به ارضای نیازها در روابط است. از سوی دیگر تاب آوری نیز بر رضایت از زندگی مشترک تاثیر دارد؛ یافته ای که با مدل پیشنهادی پژوهش نیز همخوان است.

    کلیدواژگان: ازدواج رضایتمند، نیازهای بنیادین گلاسر، تاب آوری، مسئولیت پذیری
  • فاطمه محمدی، ندا طالب*، سولماز رضائی شجاعی، طاهره امامی رودی صفحات 34-42
    مقدمه

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری بیماران مبتلا به اضطراب فراگیر انجام گرفت.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد مبتلا به اضطراب فراگیر منقطه 1 تهران تشکیل دادند. از طریق فراخوان و مراجعه به کلینیک های روانشناسی منطقه 1 شهر تهران، 40 نفر مبتلا به اضطراب فراگیر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند؛ بدین ترتیب ابتدا پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری به عنوان پیش آزمون اجرا شد سپس گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی به مدت 10 جلسه قرار گرفتند و در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده های پژوهش با استفاده از کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج کواریانس نشان داد که طرحواره درمانی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری بیماران مبتلا اضطراب فراگیر تاثیر مثبت و معنی داری دارد (p≤0/001).

    نتیجه گیری

    با استفاده از رویکرد طرحواره درمانی می توان انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری بیماران مبتلا به اضطراب فراگیر را افزایش داد.

    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، انعطاف پذیری شناختی، تاب آوری، اضطراب فراگیر
  • فرزاد شکوئی*، خدیجه ابولمعالی الحسینی صفحات 43-50
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف  تعیین اثر بخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل بر وابستگی و صمیمیت زناشویی انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از جامعه کارمندان متاهل شرکت پارس آرا، 30 نفر به عنوان نمونه پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. پرسشنامه های پژوهش شامل وابستگی هرشفیلد و همکاران (1977) و صمیمیت زناشویی واکر و تامپسون (1983) بود.آموزش تحلیل رفتار متقابل به مدت 8 جلسه برای گروه آزمایش برگزار گردید ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. بدین ترتیب داده های پژوهش جمع آوری و با استفاده از کواریانس تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج آمار توصیفی نشان از کاهش وابستگی و افزایش صمیمت زناشویی گروه آزمایش داشت و تحلیل کواریانس نشان داد که اختلاف دو گروه آزمایش و کنترل در وابستگی و صمیمیت زناشویی معنی داری بود (p≤0/001).

    نتیجه گیری

     آموزش تحلیل رفتار متقابل منجر به کاهش وابستگی و افزایش صمیمیت زناشویی کارمندان متاهل موثر است، بنابراین می توان جهت بهبود وابستگی و صمیمت زناشویی از روش تحلیل رفتار متقابل بهره گرفت.

    کلیدواژگان: تحلیل رفتار متقابل، وابستگی و صمیمیت زناشویی
  • محمدرضا وجدیان، مژگان عارفی*، غلامرضا منشئی صفحات 51-61
    زمینه

    شکست عاطفی، آسیب های روان شناختی و هیجانی فراوانی برای دختران ایجاد می کند که ضروری است با بکارگیری درمان های روان شناختی مناسب نسبت به کاهش این آسیب ها اقدام شود. اما آیا آموزش ذهن آگاهی نوجوان محور به کاهش افسردگی و اضطراب دختران دارای شکست عاطفی کمک می کند؟

    هدف

    بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی نوجوان محور بر افسردگی و اضطراب دختران دارای شکست عاطفی انجام گرفت.

    روش

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل شامل کلیه دختران نوجوان دوره دوم متوسطه دارای تجربه شکست عاطفی در شهرستان ازنا (استان لرستان) بود. در این پژوهش تعداد 30 دختر نوجوان دارای تجربه شکست عاطفی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (15 دختر در گروه آزمایش و 15 دختر در گروه گواه). گروه آزمایش آموزش ذهن آگاهی نوجوان محور (بوردیک، 2014) را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه ضربه عشق (راس، 1999)، پرسشنامه افسردگی (بک و همکاران، 1996) و پرسشنامه اضطراب (بک و همکاران، 1988) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی نوجوان محور بر افسردگی و اضطراب دختران دارای شکست عاطفی تاثیر معنادار دارد (p<0/001).

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که آموزش ذهن آگاهی نوجوان محور با بهره گیری از فنونی همانند فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش افسردگی و اضطراب دختران دارای شکست عاطفی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش ذهن آگاهی، افسردگی، اضطراب، شکست عاطفی
  • معصومه مردانی گرمدره، احمد غضنفری*، رضا احمدی، طیبه شریفی صفحات 62-73
    مقدمه و هدف

    اضطراب امتحان علاوه بر ایجاد مشکل در فرایند تحصیلی دانش آموزان، می تواند فرایند شناختی و هیجانی آنها را نیز متاثر سازد که ضروری است با بکارگیری درمان های روان شناختی مناسب نسبت به کاهش این آسیب ها اقدام شود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و کمال گرایی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه دارای اضطراب امتحانانجام گرفت.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه دارای اضطراب امتحان شهر شهرکرد در سال تحصیلی 98-1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز دختر دارای اضطراب امتحان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 دانش آموز). گروه آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2004) را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و کمال گرایی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه دارای اضطراب امتحانتاثیر معنادار دارد (p<0/001).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با بهره گیری از تکنیک های ذهنی و گسلش شناختی، تصریح ارزش ها و عمل متعهدانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود انعطاف پذیری روان شناختی و کاهش اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان مورد استفاده گیرد.

    کلیدواژگان: اضطراب امتحان، انعطاف پذیری روان شناختی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، کمال گرایی
  • پژمان جنود، فاطمه محمدی شیرمحله، شهرام محمدخانی، مرجان حسین زاده تقوایی، پریسا پیوندی صفحات 74-84
    مقدمه

    طبق آمارهای غیررسمی مصرف مت آمفتامین در ایران در جایگاه دوم یا سوم پرمصرف ترین مواد مورد سوءمصرف قرار گرفته است. هدف این پژوهش تعیین میزان اثربخشی درمان مثبت گرا بر رفتارهای خودآسیب رسان و هیجان های منفی در مردان وابسته به داروهای محرک (شیشه) بود.

    روش کار

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش و پس آزمون و پیگیری، با گروه کنترل بود.  جامعه آماری، شامل کلیه مردان وابسته به مواد محرک (شیشه) مراجعه کننده به مرکز تی سی استان کرج در پاییز 1397 بودند. روش نمونه گیری بصورت دردسترس  (40مرد) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (n=20) و گواه (n=20) قرار گرفتند. مرحله پیش آزمون، مقیاس پرسشنامه رفتارهای خود آسیب رسان و فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (21-  DASS) انجام شد. سپس گروه آزمایش 8 جلسه تحت درمان مثبت گرا قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند و در پایان هر دو گروه تحت پس آزمون و دوره پیگیری (3 ماه) قرار گرفتند. تحلیل داده ها، از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شد.

    نتایج

    نشان دادند بین دو گروه آزمایش وگواه، پس از اجرای درمان تفاوت معناداری وجود دارد. بطوریکه، میانگین نمره رفتارهای خودآسیب رسان و هیجان های منفی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش یافت.001/0> P

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت درمان مثبت گرا  بر رفتارهای خودآسیب رسان و هیجان های منفی در مردان وابسته به داروهای محرک (شیشه) موثر می باشد.

    کلیدواژگان: استرس، اضطراب، افسردگی، درمان مثبت گرا، داروهای محرک (شیشه)، رفتارهای خودآسیب رسان
  • الناز کریمی، رسول داودی*، محمدرضا کرمی پور شمس آبادی صفحات 85-98
    مقدمه

    هدف این پژوهش ارایه مدلی به منظور ارتقاء بهره وری منابع انسانی در راستای بهبود اهداف سلامت عمومی در سازمان بهزیستی بود. دراین راستا به شناسایی و تبیین مولفه ها و عوامل موثر بر بهرهوری منابع انسانی در راستای بهبود اهداف سلامت عمومی سازمان بهزیستی کشور پرداخته شد.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر همبستگی با رویکرد مدل ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان اداره بهزیستی در استان تهران در سال 1397 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای مرحله ای، 320 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. در این پژوهش گردآوری داده ها با روش کتابخانهای و پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. روایی پرسشنامه محقق ساخته نیز از طریق روایی صوری، محتوا و سازه و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. در این پژوهش به منظور توصیف ویژگی های جمعیت شناسی و متغیرهای پژوهش از آمار توصیفی و از شاخصهای درصد فراوانی ،جدول و نمودار استفاده شد و در بخش استنباطی نیز به منظورآزمون سوالات پژوهش ازمدلسازی معادلات ساختاری، آزمون فریدمن استفاده شد.

    نتایج

    از میان 88 شاخص (گویه) استخراج شده از مبانی نظری و پیشینه پژوهش، 14 عامل اصلی شامل 4 مولفه بهره وری و 10 عامل موثر بر بهره وری نیروی انسانی قابل شناسایی بود. مولفه های بهره وری منابع انسانی شامل کارایی، اثربخشی، تعهد و همکاری در حل مسیله بودند

    نتیجه گیری

    عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در راستای بهبود اهداف سلامت سازمان بهزیستی کشور نیز عبارت بودند از توانایی، درک نقش، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، سبک رهبری، عوامل انگیزشی، فضای فیزیکی، توانمندسازها، رقابت پذیری و خلاقیت، لذا با بهبود مولفه های بهره وری و همچنین کنترل عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در سازمان بهزیستی، می توان انتظار افزایش سطح سلامت در جامه را داشت.

    کلیدواژگان: منابع انسانی، بهره وری، سازمان بهزیستی، سلامت عمومی، اثربخشی، کارایی، تعهد
|
  • Parvin Faraj Zadeh, Ahmad Ghazanfari *, Maryam Charami, Tayyebeh Sharifi Pages 1-15
    Introduction

    Low academic eagerness affects students' psychological, emotional, and cognitive components. Therefore the present study was conducted aiming to comparison of the effectiveness of training psychological capitals and emotional self-regulation on the psychological flexibility of the teacher students with low academic eagerness.

    Methods

    The present study was quasi-experimental with pretest, posttest, control group and two-month follow-up design. The statistical population of the study included female teacher students at teachers university in the city of Shahrekord in academic year 2018-19.45 female teacher students with low academic eagerness at the teachers university of Sharekord were selected through purposive sampling method and they were randomly replaced into experimental and control groups (15 students in the experimental group of psychological capitals, 15 students in the experimental group of training emotional self-regulation and 15 students in the control group). The experimental group received ten ninety-minute sessions of interventions of training psychological capitals (Akhoondi, 2017) and emotional self-regulation (Gross, 2007) separately in two-and-a-half months. The applied questionnaires included the questionnaire of academic eagerness (Fredricks, Bloomenfield, and Paris, 2004) and psychological flexibility (Dennis, Vander Wal, 2010). The data from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA and Bonferroni follow-up test.

    Results

    The results showed that training psychological capitals and emotional self-regulation have significant effect on the psychological flexibility of the teacher students with low academic eagerness (p<0/001). Moreover, the results of Bonferroni follow-up test showed that there is a significant difference between the degree of the effectiveness of these two interventions too (p<0/001) and training psychological capitals has had more effect on the students’ psychological flexibility compared to emotional self-regulation.

    Conclusion

    The findings of the present study revealed that training psychological capitals employing concepts such as hope, self-efficiency beliefs, resilience and optimism can be used as an effective training to increase the teacher students’ psychological flexibility with low academic eagerness.

    Keywords: Training psychological capitals, psychological flexibility, academic eagerness, emotional self-regulation, teacher student
  • Predicting the marital satisfaction of married female students of Shahid Beheshti University based on the components of personality traits and attachment styles through the mediation of their coping strategies
    Faeze Sedighi, Farideh Dokanehei Fard *, Simin Dokht Rezakhani Page 2
    Introduction

    The aim of the present study is to predict the marital satisfaction of married female students of Shahid Beheshti University of Tehran based on the components of personality traits and attachment styles through the mediation of their coping strategies.

    Methods

    The statistical population of the study is all married female undergraduate and graduate students of Shahid Beheshti University of Tehran who were studying in the academic year of 1997-98 and a sample of 350 people was considered. The non-random sampling method is available and voluntary. To collect the research data, four questionnaires were used under the heading of Enrich's marital satisfaction, Neo's personality questionnaire, Collins and Reid's attachment styles, and Rezakhani's coping strategy questionnaire. Data were analyzed using inferential statistics, which included the use of correlation method, path analysis analysis, and multiple regression to examine the relationship between variables and the dimensions associated with each variable.

    Results

    The results showed that among the components of personality traits, the relationship between neuroticism and marital satisfaction of married women is negative and significant, and the relationship between conscientiousness, openness, agreement and extroversion with marital satisfaction of married women is positive and significant.  

    Conclusion

    The results generally show that psychoanalysis has a greater role in explaining the marital satisfaction of married women.

    Keywords: Marital satisfaction, Personality traits, Attachment Styles, Coping strategies
  • Comparing The Effectiveness of dialectical behavior therapy with acceptance and commitment based therapy on emotion regulation and interpersonal relationships in adults with ADHD
    Mohsen Bayat *, Mohammad Narimani, Sajjad Basharpor Page 3
    Background and Aim

    Attention-deficit / hyperactivity disorder (ADHD) is one of the disorders that has adverse effects on the individual and society, and cognitive-behavioral third wave treatments are promising to treat these disorders.  The aim of the present study was to compare the effectiveness of Dialectical Behavior Therapy (DBT) with Acceptance and Commitment-Based Therapy (ACT) on emotion regulation and interpersonal relationships in adults with attention deficit / hyperactivity disorder (ADHD).

    Materials and Methods

    The present study was a pretest-posttest study with control group.  The statistical population of the study consisted of all students of Zanjan Central Azad University in the academic year of 1398-98.  Sample size consisted of 45 subjects who were divided into two experimental and one control group (15 subjects in each group).  Subjects in DBT group and ACT group received intervention while control group received no treatment.  Research instruments were Adult Attention Deficit / Hyperactivity Disorder Scale (ASRS), Emotion Regulation Questionnaire, and Interpersonal Relationships Questionnaire that were administered in the pre-test and post-test stages.  Descriptive statistics were used to analyze the data at multiple levels and multivariate analysis of variance (MANOVA) was used to analyze the data at inferential level and LSD test was used to compare the efficacy of treatments.  Data were analyzed in SPSS 25 software.

    Results

    The results showed that both treatment with Acceptance and Commitment Therapy and Dialectical Behavior Therapy were more effective on emotion regulation and interpersonal relationships than the control group (P <0.001).  In the comparison phase of the two treatments, the LSD test showed that dialectical behavior therapy was more effective in re-evaluating emotion regulation (P <0.00 & GT; P) and emotion regulation repression (P <0.00).  Is.  In interpersonal relationships, the results also showed that ACT dialectical behavior therapy had an effect on verbal communication skills (P <0.001 & GT; P), auditory communication skills (P <0.001 & GT; P) and feedback communication skills (P <0.001 & GT; P).  More desirable.

    Conclusion

    Overall, the results of this study showed that dialectical behavioral therapy is better for emotion regulation with interpersonal and acceptance-based therapy. Therefore, it can be used in clinical centers for attention deficit disorder, emotion regulation components and improvement.  Implement interpersonal and social relationships.

    Keywords: ACT, DBT, Attention Deficit, Hyperactivity Disorder, Emotion regulation, interpersonal relationships
  • Shahla Khatibi, Mahmoud Godarzi *, Yahya Yarahmadi Pages 16-33
    Introduction

    The purpose of the present study was to investigate the relationship between accountability and the basic needs of Glaser with satisfactory marriage based on the mediating role of resilience.

    Methods

    In this study, 254 women from three regions of Zanjan were selected through available sampling. The five basic needs were measured by the standard Glaser Basic Needs Assessment, Liability Questionnaire and Gap Responsibility Questionnaire, using Conner and Davidson Resiliency Questionnaire. Then the collected data were analyzed using path analysis method and then the model was developed.

    Results

    Findings showed that the primary model had a good fitness. For example, the CFI and IFI in the present model were about 0.96, which indicates a good fitness (> 0.90). All indices indicated a good fitness of the model. Therefore, the study hypothesis is confirmed. In addition, the analysis showed that the direct path from resiliency to satisfactory marriage is significant (T= 21.084, β= 0.821).

    Conclusion

    Satisfying basic needs is a variable that can have the greatest impact on satisfaction because satisfaction is largely dependent on satisfying needs in relationships. Resilience, on the other hand, has an impact on life satisfaction, which is consistent with the proposed research model.

    Keywords: satisfactory marriage, Glasser’s basic needs, Resiliency, responsibility
  • Fatemeh Mohammadi, Neda Taleb *, Solmaz Rezaei Shojaei, Tahereh Emami Roudi Pages 34-42
    Introduction

    The purpose of this study was to determine the effectiveness of schema therapy on cognitive flexibility and resiliency in patients with generalized anxiety.

    Methods

    The present study was a quasi-experimental study with pretest-posttest design with control group. The statistical population of this study consisted of all individuals with generalized anxiety disorder in Tehran 1. 40 patients with generalized anxiety were selected through recall and referral to psychology clinics in district 1 of Tehran. They were randomly assigned into two experimental and control groups. The pretest was administered then the experimental group underwent 10 sessions of Schema Therapy. At the end of both posttest groups the research data were analyzed using covariance.

    Results

    The results of covariance showed that schema therapy had a positive and significant effect on increasing cognitive flexibility and resiliency in patients with generalized anxiety (p≤0.001).

    Conclusion

    Schema therapy can increase cognitive flexibility and resiliency in patients with generalized anxiety.

    Keywords: Schema therapy, Cognitive flexibility, Resiliency, Generalized Anxiety
  • Farzad Shakouee *, Kahdijeh Abolmaali Alhoseyni Pages 43-50
    Introduction

    The purpose of this study was to determine the effectiveness of interactive behavior analysis training on Dependency and marital intimacy.

    Methods

    The research method was quasi-experimental with pre-test and post-test design with control group. Of the married employees of Pars Ara Company, 30 individuals were selected randomly and were randomly divided into two experimental (n = 15) and control (n = 15) groups. Research questionnaires included Hirschfield et al.'s (1977) dependency and Walker and Thompson's (1983) marital intimacy. Interaction analysis training was given to the experimental group for 8 sessions but the control group received no training. The research data were collected and analyzed using covariance.

    Results

    The results of descriptive statistics showed a decrease in dependence and increased marital intimacy in the experimental group and analysis of covariance showed that there was a significant difference between experimental and control groups in Dependency and marital intimacy (p≤0.001).

    Conclusion

    Interaction analysis training leads to decreasing dependency and increasing the marital intimacy of the effective married staff, so interactive behavior analysis can be used to improve Dependency and marital intimacy.

    Keywords: Mutual behavior analysis, Dependency, Marital Intimacy
  • MohammadReza Vajdian, Mojgan Arefi *, Gholamreza Manshaei Pages 51-61
    Background

    affective failure brings about many psychological and emotional damages for the girls that applying appropriate psychological therapies to decrease these damages is necessity. But does the adolescent-based mindfulness training help decreasing the depression and anxiety of the girls with affective failure?

    Purpose

    therefore the present study was conducted to investigate the effectiveness of adolescent-based mindfulness training on the depression and anxiety of the girls with affective failure.

    Method

    the present study was quasi-experimental with pretest, posttest, and control group and a two-month follow-up design. The statistical population included all secondary high school female adolescents with affective failure in the town of Azna (province of Lorestan). 30 female adolescents experiencing affective failure were selected through purposive sampling method and randomly replaced into experimental and control groups (15 girls in the experimental and 15 girls in the control group). The experimental group received adolescent-based mindfulness training (Bordik, 2014) in ten ninety-minute sessions during two-and-a-half-months. The applied questionnaires were Love Trauma Inventory (Ross, 1999), depression questionnaire (Beck et.al, 1996) and anxiety questionnaire (Beck et.al. 1988). The data taken from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA.

    Findings

    the results showed that the adolescent-based mindfulness training has significant effect on the depression and anxiety of the girls with affective failure (p<0.001).

    Conclusion

    the findings of the present study showed that the adolescent-based mindfulness training can be used as an efficient method to decrease depression and anxiety of the girls with affective failure through the application of techniques such as thoughts, emotions and mindful behavior.

    Keywords: Mindfulness training, Anxiety, affective failure
  • Masomeh Mardani Garmdareh, Ahmad Ghazanfari *, Reza Ahmadi, Tayebeh Sharifi Pages 62-73
     Introduction and purpose

    exam anxiety influences the students’ cognitive and emotional process besides making problem in their educational process that applying appropriate psychological therapies is a necessity in decreasing these damages. therefore the objective of the present study was to investigate the effectiveness of ACT on the psychological flexibility and perfectionism in second high school female students with exam anxiety.

    Material and Methods

    the present study was experimental with pretest, posttest and control group design and a two-month follow-up stage. The statistical population included second high school female students with exam anxiety in the city of Shahrekord in academic year 2018-19. 30 students with exam anxiety were selected though clustered random sampling method and they were randomly replaced into experimental and control groups (each group of 15). The experimental group received ACT intervention (Heyz et.al. 2004) in ten seventy-five-minute sessions during two and half months. The applied questionnaires in this study included psychological flexibility questionnaire (Denis and Wanderwall, 2010) and perfectionism questionnaire (Mill, et.al, 2004). The data from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA.

    Findings

    the results showed that ACT has significant effect on the psychological flexibility and perfectionism in second high school female students with exam anxiety (p<0.001).

    Conclusion

    according to the findings of the present study it can be concluded that ACT can be applied as an efficient therapy to improve psychological flexibility and the decrease of cognitive avoidance in the students with exam anxiety through employing mental techniques and cognitive defusion, stipulating values and committed action.

    Keywords: exam anxiety, psychological flexibility, ACT, Perfectionism
  • Pejman Jonoud, Fatemeh Mohammadi Shirmahaleh, Shahram Mohammadkhani, Marjan Hossein Zadeh Taqvaei, Parisa Peyvandi Pages 74-84
    Introduction

    According to unofficial statistics, methamphetamine consumption in Iran is ranked as the second or third most commonly used substance abuse. The purpose of this study was to determine the effectiveness of positive treatment on self-injurious behaviors and negative emotions in men with opiate dependence.

    Methods

    The research method was quasi-experimental with pre- and post-test and follow up with control group. The statistical population consisted of all men with glasses referring to Karaj province TC center in autumn 2019. Samples were selected by convenience sampling (40 males) and were randomly divided into experimental (n = 20) and control (n = 20) groups. The pre-test phase, the questionnaire of self-harming behaviors and the short form of the Depression, Anxiety, Stress Scale (DASS-21) were used. Then the experimental group received 8 sessions of positive treatment and the control group did not receive any intervention. At the end both groups underwent posttest and follow up period (3 months). Multivariate analysis of covariance (MANCOVA) was used for data analysis.

    Results

    There was a significant difference between experimental and control groups after treatment. The mean score of negative self-injurious behaviors and negative emotions in the experimental group was lower than the control group (P <0.001).

    Conclusion

    According to the findings, it can be concluded that positive therapy is effective on self-injurious behaviors and negative emotions in men with opiate dependence.

    Keywords: stress, Anxiety, Depression, positive treatment, Stimulant Drugs (Crystal Methamphetamine), self-injurious behaviors
  • Elnaz Karimi, Rasoul Davoodi *, Mohammadreza Karamipour Shemshabadi Pages 85-98
     Intrudoction

     The purpose of this research was to presentation of the model to enhance the human resources productivity productivity to Improve the General Health Goals of the Welfare Organization. In this regard, identification and explanation of dimension and factors affecting human resource efficiency in the welfare organization of the country were addressed.

    Methodology

    The research method was correlated with the structural model approach. The statistical population of the study consisted of all employees of the Welfare Office in Tehran province during the years 2019. Using a random sampling method, 320 subjects were selected as sample. In this research, data collection was done by library method and researcher-made questionnaire. Validity of the researcher made questionnaire was confirmed through formal validity, content and structure, and its reliability was confirmed by Cronbach's alpha coefficient and combined reliability. In this research, descriptive statistics and descriptive statistics were used to describe the demographic characteristics and the variables of frequency, table and graph. In the inferential part, in order to test the research questions, we used the modeling of structural equations, Friedman test and Spss software and Lisrel was used.

    Results

    Among the 88 indicators extracted from theoretical and historical bases, 14 main factors including 4 productivity components and 10 factors influencing human resource productivity were detectable. The components of human resource efficiency included effectiveness, efficiency, commitment and cooperation in problem solving.

    Conclusion

    Factors affecting human resource efficiency to improve the general health goals of the Welfare organization were: ability, perception of role, organizational culture, organizational structure, leadership style, Motivational factors, Physical Space, Empowerment, Competitiveness and Creativity. Therefore, by improving the productivity components and controlling the factors affecting human resource productivity in the Welfare Organization, we can expect to increase the level of health in country.

    Keywords: Human Resources, Productivity, Welfare Organization, General Health, Effectiveness, Efficiency, Commitment