فهرست مطالب

پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی - سال بیست و ششم شماره 1 (پیاپی 95، بهار 1399)
  • سال بیست و ششم شماره 1 (پیاپی 95، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/29
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی مهدی، محمد یمنی دوزی سرخابی*، مرتضی رضایی‌زاده، مرتضی منادی صفحات 1-22

    رویکرد قابلیت حدود دو دهه است که به عنوان چارچوبی جامع نگر برای هدایت کاوش های کیفی در حوزه عدالت در آموزش عالی به کار رفته است. به رغم پژوهش های قابل توجه صورت گرفته در این حوزه، هنوز دامنه قابلیت های اساسی مورد نیاز برای تحقق عدالت در دسترسی به آموزش عالی و حین تحصیل دانشگاهی روشن نیست و گستره عوامل تبدیلی موثر بر این قابلیت ها تعیین نشده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی دامنه قابلیت های اساسی، عوامل تبدیلی و منابع لازم برای دانشجویان و ارایه تعریف روشنی از آنها بود. در این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب کیفی به صورت نظام مند پژوهش های منتشرشده در پایگاه های معتبر ملی و بین المللی از سال 2000 تا 2019 میلادی بررسی شد و تعداد 88 مقاله برای مرور اولیه به دست آمد و با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج از مطالعه، تعداد 20 مقاله به صورت تمام متن بررسی شد. تحلیل مقالات مد نظر و مقایسه با مطالعات مشابه نشان داد که به منظور تحقق عدالت در دسترسی و تحصیل دانشجویان در دانشگاه، تامین 12 قابلیت شامل استدلال عملی، تاب آوری آموزشی، همبستگی، داشتن آرزو، داشتن صدا، آمادگی یادگیری، دانش و تخیل، روابط و شبکه های اجتماعی، احترام و کرامت، ایمنی و انسجام جسمانی، انسجام عاطفی و شایستگی زبانی ضروری است. در این خصوص، عوامل گوناگون فردی، اجتماعی و محیطی اثرگذار هستند که لزوم توجه دانشگاه را به تفاوت های دانشجویان و تنوع نیازهای آنان و همچنین زمینه های اجتماعی بیرون دانشگاه ایجاب می کند.

    کلیدواژگان: آموزش عالی، رویکرد قابلیت، عدالت آموزشی، دسترسی برابر، فراترکیب کیفی
  • نرگس کشتی آرای*، رضا اقدام پور، رضا اسماعیلی صفحات 23-49

    هدف از پژوهش حاضر طراحی برنامه درسی مبتنی بر مسیولیت پذیری اجتماعی برای نظام آموزش عالی ایران با استفاده از واکاوی تجارب زیسته دانشجویان و تحلیل منابع مکتوب و دیجیتال مرتبط با
    مسیولیت پذیری اجتماعی دانشجویان بود که با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش های پدیدارشناسی و تحلیل مضمون انجام شد. در روش پدیدارشناسی مشارکت کنندگان 13 نفر از دانشجویان دانشگاه های آموزش عالی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. در روش تحلیل مضمون 28 منبع مرتبط با مسیولیت پذیری اجتماعی دانشجویان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش کدگذاری موضوعی تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل داده های مصاحبه به ایجاد هفت مقوله اصلی شامل فضای حاکم، اصول حاکم، عوامل زمینه ساز، درک همدلانه، نقش پذیری و مشارکت، ارزش مداری و ساختار اجتماعی دانشگاه و 51 مقوله فرعی انجامید. داده های بخش تحلیل مضمون در قالب مضامین فراگیری مانند عوامل زمینه ای، عوامل اثرگذار، نگرش، ابعاد و پیامدهای مسیولیت پذیری دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که تاکید بر توانمندسازی دانشجویان در قالب مقوله ها و مضامین یافت شده، ارتقای سطح مسیولیت پذیری اجتماعی دانشجویان نظام آموزش عالی را در پی خواهد داشت. در انتها برنامه درسی آموزش عالی بر اساس الگوی اکر طراحی شد.

    کلیدواژگان: آموزش عالی، برنامه درسی، مسئولیت پذیری اجتماعی، الگوی اَکِر
  • معصومه نقدی، بدری شاه طالبی*، محمدعلی نادی صفحات 51-75

    بدون تردید، انسان محور توسعه است و نقش آموزش و پرورش و آموزش عالی در تربیت و توسعه منابع انسانی کاردان بی رقیب است. بنابراین، لازم است دانشگاه ها با شناخت درست ضرورت ها و نیازهای زمان و استفاده بهینه از فرصت ها، به نیازهای کنونی جامعه پاسخ شایسته بدهند و به مثابه کانون حیات و شکوفایی استعدادها و مغز متفکر جامعه درآیند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های آموزش و توسعه سرمایه انسانی در گذر از دانشگاه سنتی به دانشگاه آینده در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی و در بخش کمی از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. محیط پژوهش در بخش کیفی مستندات در حوزه سرمایه انسانی و دانشگاه آینده بود که به روش سرشماری 58 مورد انتخاب شد. بر اساس مولفه های به دست آمده، پرسشنامه 63   گویه ای ساخته شد. روش نمونه گیری در بخش کمی در مرحله اول تصادفی ساده، در مرحله دوم سهمی و در مرحله سوم غیرتصادفی در دسترس بود و حجم نمونه 181 نفر از اعضای هییت علمی رشته علوم تربیتی دانشگاه های آزاد کل کشور تعیین شد. به منظور اعتبارسنجی پرسشنامه از روایی صوری، روایی محتوایی و روایی سازه و برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. اطلاعات با روش تحلیل عاملی تاییدی و رویکرد مدلسازی معادله ساختاری کوواریانس محور تجزیه و تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل مضمون، 63 مضمون پایه و 9 مضمون سازمان دهنده را برای مضمون فراگیر با عنوان مدیریت سرمایه انسانی دانشگاه آینده گزارش می کند.

    کلیدواژگان: سرمایه انسانی، دانشگاه سنتی، دانشگاه آینده، آموزش عالی، پژوهش آمیخته
  • فاطمه اکرمی ابرقویی* صفحات 77-95

    رشته معماری جزو معدود رشته هایی است که حوزه های بسیار گسترده ای را در بر می گیرد. بر این اساس، برای آموزش دانشگاهی این رشته باید برنامه سنجیده و جامعی تهیه شود تا بتواند به خوبی پاسخگوی نیاز آن باشد. در سال های اخیر، با پیشرفت آموزش رشته معماری و توسعه آن به مقاطع تحصیلات تکمیلی، بحث آموزش حوزه های حمایت کننده آن مطرح و در برخی از دانشگاه ها گرایش های مجزایی از جمله معماری و انرژی تاسیس شده است. اگرچه آموزش این گرایش به سبب نیازهایی بوده که در سطح جهانی پیش آمده، اما اجرایی شدن آن در کشور ایران بدون آسیب نبوده است. در مطالعه حاضر تلاش شد تا محتوای برنامه آموزشی گرایش تحصیلات تکمیلی رشته معماری و انرژی واکاوی و فرصت ها و چالش های آن در شرایط موجود ایران تبیین شود. این موضوع می تواند مسیر برنامه دهی آینده این رشته را روشن سازد. بر این اساس، با استفاده از روش ترکیبی ابتدا در منابع مستند، ماهیت و محتوای برنامه آموزشی این رشته بررسی و مقایسه و سپس، برای فهم تجربه به دست آمده صاحبنظران در واقعیت، با اتکا بر مصاحبه های نیمه ساختار یافته، چالش ها و فرصت های موجود نقد شد. با توجه به اهداف آموزشی اولیه در تاسیس این رشته، این گونه استنباط می شود که دانش آموخته این رشته به عنوان دستیار معمار برای تامین اهداف بهره وری زیست محیطی و انرژی مهارت می یابد. حال آنکه ارزیابی نظرهای دانش آموختگان آن نشان می دهد که این هدف محقق نشده است. بر طبق یافته های پژوهش، این گونه به نظر می رسد که آموزش صحیح رشته معماری و انرژی با روش های خطی و تجزیه گرایانه مرسوم امکان پذیر نیست. لذا، حصول اهداف اساسی این رشته فقط زمانی به طور کامل فراهم می شود که زمینه و ابزارهای آموزش آن نیز تکمیل شود.

    کلیدواژگان: آموزش معماری، معماری و انرژی، برنامه آموزشی، بهره‌وری انرژی
  • محمدمهدی فراحی*، فاطمه بیگی نصرابادی صفحات 97-122

    شکل گیری تعاملات پایدار میان دانشگاه و صنعت همواره از دغدغه های نظام آموزش عالی بوده است. با این حال، این تعاملات همواره به دلایل مختلف با چالش مواجه بوده است. دلایل این امر را می توان ناشی از نوع نگرش ها به نقش دانشگاه در تعامل با صنعت، شکل نگرفتن تعاملات راهبردی مبتنی بر ارزش افزایی مشترک با صنعت و شکل نگرفتن سازوکارهای کارآمد مبتنی بر این نقش ها دانست. پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی و دستیابی به الگویی برای راهبری ارتباطات بین دانشگاه و صنعت انجام شد. روش پژوهش کیفی و استراتژی آن پدیدارشناسی بود. با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند، با خبرگان شامل اعضای هییت علمی فعال در طرح های برون دانشگاهی و نیز مدیران صنایع و سازمان ها در شهر مشهد مصاحبه شد. نتایج به دست آمده از چند مرحله کدگذاری، ارایه دهنده مدلی مشتمل بر چهار نوع نقش از طرف دانشگاه در ارتباط با صنعت و جامعه است. یافته ها نشان داد که دانشگاه در تعاملات خود با صنعت و جامعه به ترتیب و در درجات بلوغ بالاتر می تواند نقش های دانشگاه در نقش پیمانکار، دانشگاه در نقش مرکز دانش و فناوری، دانشگاه در نقش موسسه هاب و دانشگاه در نقش شریک راهبردی را ایفا کند. در این مطالعه نقش های یادشده تبیین و سازوکارهای مرتبط با هر کدام ارایه شده است.

    کلیدواژگان: مدیریت روابط دانشگاه و صنعت، دانشگاه و جامعه، آموزش عالی، الگوی تعالی، پدیدارشناسی
  • مهتاب پورآتشی*، اصغر زمانی صفحات 123-148

    دانشگاه پایدار از موضوعات نوظهور دانشگاهی است که در دهه اخیر دانشگاهیان سعی دارند تا به آن دست یابند. لذا، توجه به اقدامات دانشگاه های برتر در خصوص دانشگاه پایدار و استفاده از تجارب و شیوه های اقدام آنان در این خصوص، گنجی پنهان از دانش است که می تواند راهگشای سایر دانشگاه ها در مسیر پایداری باشد. در این پژوهش تلاش شد تا دانشگاه های برتر از نظر تنوعات عملکردی توسعه پایدار سنخ شناسی شوند. پژوهش از نظر هدف کاربردی بود و با روش مطالعه توصیفی و تطبیقی و روش تحلیل محتوا انجام شد. نمونه هدفمندی از دانشگاه های برتر دنیا انتخاب شدند و فعالیت های آنان در حوزه توسعه پایدار با استفاده از اطلاعات موجود در وبسایت های دانشگاه ها و اسناد و مدارک مربوط بررسی شد. یافته های این مطالعه مدلی پنج بعدی را برای سنخ شناسی دانشگاه ها از منظر توسعه پایدار پیشنهاد داد که بر اساس درصد تنوعات عملکردی، دانشگاه پایدار کلاس اول در سطح "آغازین" قرار دارد و دانشگاه های کلاس دوم و سوم به ترتیب در سطح "موفقیت در مسیر" و "پیشرو" قرار دارند. همچنین بر اساس یافته ها، لازم است که دانشگاه ها الزامات پایه ای را برای قرارگیری در زمره دانشگاه پایدار داشته باشند و چنانچه دانشگاهی از این الزامات برخوردار باشد، می توان آن را در یکی از دسته بندی های دانشگاه پایدار جای داد. این سنخ شناسی به دانشگاه ها این امکان را می دهد تا ضمن شناسایی نوع دانشگاه خود از منظر تنوعات عملکردی توسعه پایدار، به اقداماتی که حرکت در مسیر دستیابی به توسعه پایدار را امکان پذیر می کند، توجه کنند و هوشمندانه در این مسیر گام بردارند.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار، دانشگاه پایدار، سنخ شناسی، حکمرانی و رهبری آموزش عالی، مدیریت محیط زیستی
  • مقصود فراستخواه*، رضا منیعی صفحات 149-175

    فرهنگ سازمان و رهبری در دانشگاه شرط مهمی برای اثربخشی آن است. ظرفیت علمی و معرفتی دانشگاه فقط از این طریق می تواند به نحو مطلوب پشتیبانی و متحقق بشود. این پژوهش با روش پیمایش زمینه یابی در میان مدیران دانشگاه های دولتی شامل مناطق ده گانه در سه رده مدیریت دانشگاه، دانشکده و گروه انجام شد. روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم بر حسب مناطق بود و ابزار پرسشنامه استاندارد گلوب برای قابلیت مقایسه با دیگر داده های موجود ملی و بین المللی به کار رفت. حسب مورد آزمون های زوجی، تی مستقل، تحلیل واریانس و مقایسه چندگانه توکی به عمل آمد. وضعیت فرهنگ سازمانی و فضای کار بخش اداری و مدیریتی در دانشگاه بر مبنای تجربه مدیران دانشگاهی و نیز رهبری و رفتار سازمانی مدیران دانشگاهی و اثربخشی آنها پیمایش ملی شد. وضعیت رضایت بخشی در جمع گرایی درون گروهی، خطرپذیری و برابری خواهی جنسیتی به چشم نمی خورد. هرچند در مدیران دانشگاهی شوق پیشرفت و موفقیت و ارتقای عملکرد هست، اما در رفتار سازمانی آنها عناصر حال گرایی رسوخ دارد و هر کس می خواهد نتایج آنی بگیرد به جای اینکه به انباشت نتایج در درازمدت بیندیشد. رهبران به تجربه دریافته اند که در فرهنگ موجود سازمانی، جریت اظهار نظر به زیان آنها تمام می شود و به همین دلیل، حفظ ظاهر می کنند و این مانع اثربخشی آنها می شود. فرهنگ سازمان اداری در دانشگا ه های ایرانی هنوز درگیر سلسله مراتب گرایی ناکارآمدی است. این امر به علاوه ناپایداری ها سبب رشد فردگرایی خودمدار حتی در میان دانشگاهیان می شود. دانشگاهیان ایرانی انتظارات بالایی از خود دارند، اما شرایط نهادی لازم را برای آن احساس نمی کنند. شکاف میان ارزش های مورد انتظار و اعمال واقعی می تواند به «درماندگی آموخته» بینجامد و تفکر علی و حس خودکارآمدی را کاهش بدهد. برحسب مناطق ده گانه، میان گروه های عمده تحصیلی، سطوح مدیریتی و نیز نسل های سه گانه دانشگاهی تفاوت های معناداری دیده شد و توصیه هایی سیاستی از پژوهش بر آمد.

    کلیدواژگان: گلوب، دانشگاه های ایرانی، فردگرایی خودمدار، حال گرایی، سلسله مراتب، گریز از مخاطره، شوق به موفقیت از طریق عملکرد، برابری خواهی جنسیتی
|
  • Mahdi Mahdi, Mohammad Yemeni Douzzi Sorkhabi*, Morteza Rezaeizadeh, Morteza Monadi Pages 1-22

    The capability approach has been used for nearly two decades as a holistic framework for guiding qualitative inquiries on equity in higher education. Despite significant research in this area, the scope of the basic capabilities needed for the realization of equity in access to higher education and during university education has not yet been clarified, and the extent of the factors influencing these capabilities has not been determined. The aim of the present study was to identify the scope of basic capabilities, conversion factors, and necessary resources for students, and provide a clear definition of them. In this study, using a qualitative meta-synthesis method, studies published in reputable national and international databases from 2000 to 2019 were reviewed. A total of 88 articles were identified for initial review. Considering the inclusion and exclusion criteria, 20 articles were full-text reviewed. The analysis of the articles and comparing them with similar studies showed that in order to achieve equity in accessing to and studying at the university, providing   following 12 capabilities are essential: practical reasoning, educational resilience, affiliation, aspirations, having a voice, learning disposition, knowledge and imagination, social relations and social networks, respect and dignity, safety and physical cohesion, emotional integrity, and language competencies. In this regard, various individual, social and environmental factors are influential that necessitate the university's attention to the differences between students and the diversity of their needs, as well as the social contexts outside the university.

    Keywords: Higher education, Capability approach, Equity in higher education, Equal access, Qualitative meta-synthesis
  • Narges Keshtiaray*, Reza Aghdampoor, Reza Esmaili Pages 23-49

    The purpose of the present study was to design a curriculum based on social responsibility for the Iranian higher education system by analyzing students 'lived experiences and analyzing written and digital resources related to students' social responsibility using qualitative approach and phenomenological methods and themes analysis. In the phenomenological method, participants were 13 university students who were selected by purposeful oriented criterion sampling and conducting semi-structured in-depth interviews with them. In the themes analysis method, 28 sources related to students' social responsibility were selected by purposeful sampling. Data were analyzed using thematic coding method. The results showed that the analysis of the interviews data resulted in7 main categories, including governing atmosphere, governing principles, contextual factors, empathetic understanding, role-playing and participation, value oriented and social structure of the university and 51 sub-categories. The data of the themes content analysis section were categorized as pervasive themes such as contextual factors, influencing factors, attitudes, dimensions and consequences of responsibility. The results showed that the emphasis on empowering students in the categories and themes would lead to a higher level of social responsibility for higher education students. Finally, a higher education curriculum design based on the Acker model was presented.

    Keywords: Higher education, Curriculum, Social responsibility, Akker Model
  • Masoumeh Naghdi, Badri Shahtalebi*, Mohammadali Nadi Pages 51-75

    Undoubtedly, human beings are the center of development, and the role of education and higher education in the training and development of skilled human resources is unrivaled. Therefore, it is necessary for universities to respond to the current needs of the society with the correct understanding of the necessities and needs of the time and the optimal use of opportunities, and to become the center of life and flourishing of the talents and thinkers of the society. Therefore, the present study was conducted to identify the components of education and human capital development in the transition from the traditional university to the future university. The research method was done in two parts: qualitative and quantitative. In the qualitative part, the thematic analysis method with inductive approach was used and in the quantitative part, the descriptive survey method was used.  The research environment in the qualitative part was the documentation in the field of human capital and the future university, which was selected by census method of 58 cases. Based on the obtained components, a 63-item questionnaire was developed.  Quantitative sampling method in the first, second and third stages were simple random, quota and non-random convenience, respectively. The sample size was 181 faculty members in the field of educational sciences at country's Azad universities. In order to validate the questionnaire, formal validity, content validity and structural validity were used. Cronbach's alpha coefficient was used to evaluate the reliability of the questionnaire. In order to analyze the data, the confirmatory factor analysis method and the covariance-based structural equation modeling approach were used. Findings from content analysis reported 63 basic themes and 9 organizing themes for human capital management of the future university comprehensive theme.

    Keywords: Human capital, Traditional university, Future university, Higher education, Mixed research
  • Fatemeh Akrami* Pages 77-95

    Architecture is one of the few disciplines that covers a wide range of fields.  Accordingly, a comprehensive program should be developed for university education in this field so that it can meet its needs well.  In recent years, with the advancement of architecture education and its development to graduate studies, the issue of teaching in its supporting areas has been raised. Therefore, in some universities, separate fields, including "architecture and energy", have been established. Although the teaching of this field has been due to the needs that have arisen globally, its implementation in Iran has not been without harm.  In the present study, an attempt was made to analyze the content of the graduate study program in the field of architecture and energy and explain its opportunities and challenges in the current situation in Iran. This could pave the way for future planning. Accordingly, using the mixed method, the nature and content of the curriculum in this field were studied and compared. Then, relying on semi-constructed interviews to understand the experience gained by the experts in reality, the existing challenges and opportunities were criticized. According to the initial educational goals in establishing this field, it is inferred that the graduate student of this field, as an assistant architect, is skilled in achieving the goals of environmental productivity and energy. However, the evaluation of the opinions of its graduates showed that this goal has not been achieved. Based on research findings, it seems that proper education in the field of architecture and energy is not possible with conventional linear and analytical methods. Therefore, achieving the basic goals of this field is provided only when the field and its teaching tools are completed.

    Keywords: Architecture, Architecture & energy education, Curriculum, Energy efficiency
  • Mohammad Mahdi Farahi*, Fatemeh Beigi Nasrabadi Pages 97-122

    Establishing sustainable and effective interactions between university and society has always been a concern for higher education system. However, these interactions have always been challenged for various reasons. The reasons can be attributed to the type of attitudes toward the roles a university plays in interaction with industry, the lack of value-added strategic interactions with industry, and the lack of efficient mechanisms based on these roles. The present study aimed at pathology of university- industry relations, and to design a model for guiding the relationship between university and industry. The research method was qualitative using a phenomenological strategy approach. Utilizing purposeful sampling method, interviews were conducted with experts including faculty members active in external university projects and industries and organizations’ managers in city of Mashhad. The results of several coding steps provided a model comprising four types of roles for the university in relation to industry and society. The findings showed that the university in its interactions with industry and society at higher levels of maturity can play the roles of  “contractor”,  “knowledge and technology center”, “ hub institute” and  “strategic partner” respectively. In this study, the mentioned roles are explained and the related mechanisms are presented.

    Keywords: University-industry relations management, University, society, Higher education, Excellence model, Phenomenology
  • Mahtab Pouratashi*, Asghar Zamani Pages 123-148

    Sustainable university is one of the emerging issues that academics have been trying to achieve in recent decades. Therefore, considering the actions of top universities regarding sustainable university and using their experiences and their methods is a hidden treasure of knowledge that can be suitable for other universities on the sustainability road. In this study, an attempt was made to classify the top universities in terms of functional variations of sustainable development.The research was applied in terms of purpose and was conducted by utilizing descriptive, comparative and content analysis methods. A purposeful sample was selected from the world's top universities. Their activities in the field of sustainable development were reviewed using the information available on the universities' websites and related documents. The findings of this study suggested a five-dimensional model for the typology of universities from the perspective of sustainable development. Based on the percentage of model variations, sustainable first-clsss universities are at the "start of the path" level, and second- and third-class universities are at the "path to success" and "leading" levels, respectively. In addition, it is found that universities need to have the basic requirements for being a sustainable university and if a university has these requirements then can be placed in one of the categories of a sustainable university. Such a typology enables universities to identify and characterize their university in terms of the functional diversity of sustainable development and consider the actions that make it possible to move on the path of sustainable development

    Keywords: Sustainable development, Sustainable University, Typology, Higher education Governance, leadership, Environmental management
  • Maghsood Farasatkhah*, Reza Maniee Pages 149-175

    Organizational culture and leadership at the university is an important requirement for its effectiveness. Only in this way, can the scientific and epistemological capacity of the university be optimally supported and realized. This research was conducted by a field survey among public universities' administrators in ten regions and three administrative levels including university, faculty, and department. A proportional stratified sampling method appropriate to each region stratum was used. The GLOBE standard questionnaire was used to compare with other available national and international data. Paired tests, independent t-test, analysis of variance, multiple comparisons and Toki's test were used for data analysis. Based on the experience of university administrators, as well as the leadership and organizational behavior of university administrators and their effectiveness, the state of organizational culture and work environment in the administrative and managerial department of the university were nationally surveyed. Satisfactory collectivism, risk tolerance and gender egalitarianism were not observed. Although, university administrators are keen on progress and success and performance improvement, university administrators are keen on progress and success and performance improvement, but in their organizational behavior,  there is the elements of tendency to the present, and everyone wants to get instant results rather than thinking about accumulating long-term results. Experienced leaders have found that in existing organizational culture, expression and courage are to their detriment. For this reason, they keep up appearances and this prevents them from being effective. Organizational culture in Iranian universities is still plagued by inefficient hierarchy. This matter, in addition to instability, leads to the growth of egoistic individualism, even among academics. Iranian academics have high expectations of themselves but they do not feel the necessary institutional conditions to implement it. The gap between expected values ​​and actual behaviors can lead to "learned helplessness" and reduce causal thinking and self-efficacy. Significant differences were observed among ten regions, between fields of study, management levels, and three generations of academics. Policy research recommendations were presented.

    Keywords: GLOBE, Iranian universities, Egoistic individualism, Present-orientation, Hierarchy, Uncertainty avoidance, Performance orientation, Gender egalitarianism