فهرست مطالب

  • سال بیست و نهم شماره 4 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/01
  • تعداد عناوین: 17
|
  • حسین نجف‌زاده ورزی*، نعیم عرفانی مجد، سعد گورانی‌نژاد، فاطمه حقیقت صفحات 721-731
    باروری و اوولاسیون تحت تاثیر بسیاری از عوامل هورمونی و دارویی است. یکی از داروهایی که احتمال می‌رود با تغییرات نروترانسمیتری ازجمله دوپامین بتواند بر اوولاسیون اثر بگذارد، هایپریسین می‌باشد. هایپریسین یکی از اجزای اصلی گیاه علف‌چای (Hypericum perforatum L.) می‌باشد. از هایپریسین برای درمان افسردگی استفاده می‌شود که یکی از عوارض مهم آن ایجاد حساسیت به نور است. در این مطالعه تاثیر هایپریسین بر روی اوولاسیوان موش صحرایی بررسی شد. بررسی حاضر بر روی 30 سر موش صحرایی ماده سالم نابالغ 25 روزه به‌صورت زیر انجام شد. در روز اول در ساعت 9 صبح هورمون PMSG در تمامی موش‌های صحرایی بجز گروه شاهد تجویز شد. گروه شاهد بدون دریافت دارو و با شرایط تقریبا یکسان با سایر گروه‌ها نگهداری شدند. در روز دوم تزریقی انجام نشد، اما در روز سوم گروه کنترل مثبت اول در ساعت سه بعدازظهر گنادورولین را با دوز 800 نانوگرم به‌صورت زیرجلدی دریافت نمودند. گروه کنترل مثبت دوم ساعت یک بعدازظهر فنوباربیتال را با دوز mg/kg4 از راه داخل صفاقی دریافت کردند. گروه کنترل مثبت سوم ساعت یک بعدازظهر فنوباربیتال را با دوز mg/kg4 از راه داخل صفاقی و دو ساعت بعد GnRH را با دوز 800 نانوگرم به‌صورت زیرجلدی دریافت نمودند. موش‌های صحرایی گروه آزمایش اول همانند گروه کنترل مثبت سوم بود، ولی علاوه‌بر آن هایپریسین را با دوز mg/kg25 به‌صورت خوراکی 30 دقیقه قبل از تجویز فنوباربیتال دریافت کردند. گروه آزمایش دوم همانند گروه آزمایش اول بود ولی هایپریسین با دوز mg/kg50 دریافت کردند. در روز چهارم در ساعت 9 صبح موش‌های صحرایی آسان‌کشی و تعداد فولیکول‌های رسیده، فولیکول‌های پر خون و جسم خونی بر روی تخمدان‌ها شمارش گردید. نتایج نشان داد که تجویز هایپریسین رشد فولیکولی را افزایش داده و بر تعداد فولیکول‌های رسیده و جسم خونی می‌افزاید و اوولاسیون را تشدید می‌کند، به‌طوری که تعداد زیادی از تخمک‌ها به‌وسیله این دارو در مقایسه با گروه‌های کنترل اووله شدند. البته اظهارنظر قطعی در مورد چگونگی تاثیر هایپریسین نیازمند اندازه‌گیری هورمون‌ها و میانجی‌های شیمیایی مداخله‌کننده می‌باشد.
    کلیدواژگان: هایپریسین، اوولاسیون، موش صحرایی، فنوباربیتال، GnRH، PMSG
  • سیمین سارانی، مصطفی حیدری*، محمد گلوی، براتعلی سیاه‌سر صفحات 732-746
    به‌منظور بررسی اثرهای تنش شوری در حضور و عدم حضور عنصر آهن بر رشد، میزان رنگیزه‌های فتوسنتزی و نیز تغییرات باندهای الکتروفورزی دو جنس بابونه آلمانی (Matricaria chamomilla L.) و بابونه رومی (Anthemis nobilis L.)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال 1388 در پژوهشکده زیست فناوری دانشگاه زابل اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل دو جنس بابونه آلمانی و رومی به‌عنوان فاکتور A، چهار سطح شوری 0، 50، 100 و 150 میلی‌مولار نمک کلرید سدیم به‌عنوان فاکتور B و دو سطح تیمار آهن شامل 0 و 100 میکرومولار به‌عنوان فاکتور C در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که با افزایش شوری از شاهد تا 150 میلی‌مولار، از وزن تر و خشک اندام‌های هوایی کاسته و بر وزن تر و خشک ریشه افزوده شد. تیمار کمبود آهن نیز از وزن تر و خشک هر دو بخش هوایی و ریشه دو جنس بابونه کاست. البته تاثیر شوری بر رنگیزه‌های فتوسنتزی همراه با کاهش مقادیر کلروفیل a و b و افزایش مقدار کارتنوییدها بود. در نبود آهن از میزان کلروفیل a به میزان 9/32% و کلروفیل b معادل 5/35% نسبت به تیمار شاهد (حاوی 100 میکرومولار آهن) کاسته شد. هر چند در دو سطح شوری 50 و 100 میلی‌مولار یک باند 42 کیلودالتونی در جنس بابونه رومی سنتز شد، اما در بالاترین سطح شوری (150 میلی‌مولار نمک کلرید سدیم) بیشتر باندهای پروتیینی آن حذف شدند. احتمالا سطح 150 میلی‌مولار نمک کلرید سدیم خارج از تحمل بابونه رومی می‌باشد. در این بین، در بابونه آلمانی تحت تنش شوری و کمبود آهن هیچ باندی حذف نشد و دو باند 14 و 18 کیلودالتونی نیز در آن ظاهر شدند.
    کلیدواژگان: بابونه آلمانی (Matricaria chamomilla L، )، بابونه رومی (Anthemis nobilis L، )، شوری، آهن، رنگیزه‌های فتوسنتزی، الگوی الکتروفورزی
  • احمد رحمانی*، مهدی میرزا، سید رضا طبائی عقدایی صفحات 747-759

    تاثیر کودهای شیمیایی، دامی و تلفیقی از آنها شامل 20 تیمار بر عملکرد کمی و کیفی گل محمدی (Rosa damascena Mill.) با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مجتمع تحقیقاتی البرز کرج در خاک لوم رسی با 9/7 = pH مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه از نیتروژن، فسفر، پتاسیم و ترکیبی از عناصر ریز مغذی و کود گاوی استفاده شد. اسانس موجود در گلبرگ های گیاه در هر تیمار در سه سال متوالی با روش تقطیر با آب استخراج گردید و ترکیب اسانس در سال اول و دوم گلدهی با استفاده از دستگاه GC و GC/MS شناسایی شد. درصد اسانس در مجموع سه سال در تیمار N80P80K40 به همراه 30 تن در هکتار کود دامی بیشترین مقدار بود. متوسط مقدار اسانس در سه سال متوالی در این ترکیب کودی با 35/0% بیشترین مقدار و در تیمار شاهد با 23/0% کمترین مقدار بود. بیشترین عملکرد اسانس در این سه سال هم در تیمار N40P40K40 با مقدار 58/1395 گرم در هکتار بود. کمترین مقدار در تیمار 40 تن کود دامی (23/636 گرم در هکتار) بود. تیمار شاهد با 98/868 گرم در هکتار نیز عملکرد اسانس کمی را در این سه سال داشت. از نظر ترکیب اسانس در سال اول گلدهی مقدار لینالول، سیترونلول و ژرانیول در تیمار کودی N40P40K40 نسبت به شاهد به ترتیب 88، 39 و 36 درصد افزایش یافت. در سال دوم گلدهی نیز مقدار ژرانیول این تیمار نسبت به شاهد 45% افزایش داشت.

    کلیدواژگان: گل محمدی (Rosa damascena Mill، )، اسانس، کود شیمیایی، کود آلی، البرز کرج
  • زهره حبیبی*، مهدیه قویدل، مریم یوسفی صفحات 760-771
    در این تحقیق، قسمت‌های هوایی گیاه Haussknechtia elymaitica Boiss. که بومی ایران بوده و از خانواده چتریان (Umbelliferae) می‌باشد، در فصل گلدهی از اطراف ایلام جمع‌آوری شد و عصاره کلروفرمی آن مورد بررسی قرار گرفت. آسارونیک اسید و دو فنیل‌پروپانویید به نام‌های ترانس- آسارون و ترانس- متیل ایزواوژنول از عصاره کلروفرمی جداسازی شده و پس از خالص‌سازی با استفاده از طیف‌سنجی رزونانس مغناطیسی هسته مورد شناسایی قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: Haussknechtia elymaitica Boiss، Umbelliferae، فنیل پروپانوئید، آسارونیک‌اسید
  • محمدهادی راد*، کامکار جایمند، محمدحسن عصاره، مهدی سلطانی صفحات 772-782
    کمبود آب می‌تواند اثرات متفاوتی را بر فرایندهای مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان به دنبال داشته باشد. تولید اسانس نیز از نظر مقدار و نوع ترکیب تحت تاثیر تنش خشکی قرار می‌گیرد. اکالیپتوس‌ها و ازجمله Eucalyptus camaldulensis Dehnh. به‌عنوان منابع غنی از اسانس و به‌ویژه ترکیب 8،1-سینیول مطرح می‌باشند. به‌منظور بررسی تاثیر تنش خشکی بر بازده اسانس، نوع ترکیب‌های شیمیایی و همچنین کارایی مصرف آب در گونه E. camaldulensis، تاثیر سه تیمار رطوبتی شامل 100% ظرفیت زراعی (بدون تنش)، 70% ظرفیت زراعی (تنش ملایم) و 40% ظرفیت زراعی (تنش شدید) در سه تکرار و در قالب طرح کاملا تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در ایستگاه تحقیقات بیابان‌زدایی شهید صدوقی یزد و در شرایط لایسیمتری انجام شد. نتایج بدست آمده نشان داد که هرچند با افزایش دسترسی گیاه به آب به‌دلیل تولید برگ بیشتر، اسانس بیشتری تولید گردید، اما تنش ملایم خشکی، افزایش بازده اسانس و بهبود کارایی مصرف آب در خصوص تولید اسانس را به همراه داشت. تنش ملایم خشکی باعث بالا رفتن درصد 8،1-سینیول نسبت به سایر تیمارها گردید (p < 0.001)، هرچند باعث کاهش تولید و یا توقف تولید بسیاری دیگر از ترکیب‌ها شد. درصد 8،1-سینیول در تیمارهای 100، 70 و 40 درصد ظرفیت زراعی به‌ترتیب 33/69، 13/78 و 87/51 بود. تولید ترکیب آلفا-پنین نیز به‌عنوان یکی دیگر از ترکیب‌های مهم تحت تاثیر رطوبت کافی (بدون تنش) قرار گرفت، به‌گونه‌ای که مقدار آن با سایر تیمارها دارای اختلاف معنی‌داری (p < 0.001) بود. درصد این ترکیب در تیمارهای 100، 70 و 40 درصد ظرفیت زراعی به‌ترتیب 14، 03/7 و 06/4 بود.
    کلیدواژگان: اکالیپتوس (Eucalyptus camaldulensis Dehnh، )، تنش خشکی، اسانس، کارایی مصرف آب (WUE)
  • فرحناز صیادی، اصغر رحیمی*، حسین دشتی، احمد تاج‌آبادی‌پور صفحات 783-795
    به‌منظور بررسی اثر تنش خشکی و کود نیتروژن بر خصوصیات مرفولوژیکی و تسهیم ماده خشک اسفرزه (Plantago ovate Forsk)، تحقیقی در سال 1389 در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه ولی‌عصر رفسنجان به اجرا درآمد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل چهار سطح نیتروژن (0، 60، 120 و 180 میلی‌گرم نیتروژن از منبع اوره در کیلوگرم خاک) و چهار سطح آبیاری (شاهد 100%، 80%، 60% و 40% ظرفیت مزرعه) بود. نتایج نشان داد که اثر متقابل خشکی و نیتروژن بر عملکرد دانه و وزن خشک کل معنی‌دار است، به‌طوری که در شرایط 100% ظرفیت مزرعه بیشترین وزن بذر (72/1 گرم در بوته) در تیمار 120 میلی‌گرم نیتروژن در کیلوگرم خاک بدست آمد که نسبت به شاهد افزایش 77 درصدی داشت. در تیمار خشکی ملایم (80% ظرفیت مزرعه) مصرف نیتروژن به میزان 120 میلی‌گرم نیتروژن بر کیلوگرم خاک باعث افزایش 93 درصدی وزن خشک کل نسبت به شاهد (بدون کود) گردید. همچنین، با افزایش تنش خشکی، تسهیم ماده خشک به نفع اندام‌های زیرزمینی تمام شده و نسبت ماده خشک ریشه به‌طور معنی‌داری افزایش یافت، هر چند در این شرایط نسبت ماده خشک ساقه و دانه با تغییر معنی‌داری مواجه نشد؛ اما با افزایش کود نیتروژن نیز ماده خشک بیشتری به سمت برگ منتقل و ماده خشک کمتری به دانه منتقل گردید.
    کلیدواژگان: اسفرزه (Plantago ovate Forsk)، خشکی، انتقال ماده خشک، عملکرد دانه
  • کامکار جایمند*، محمدحسن عصاره، مهدی میرزا، محمود نادری، شاهرخ کریمی، اسلام پارسا صفحات 796-807
    درختان اکالیپتوس (Eucalyptus) در شمار گونه‌های جنگلی سریع‌الرشد محسوب می‌شوند که بومی اقیانوسیه هستند، این گونه درختی بیش از 100 سال پیش به ایران وارد شد و در جنوب کشور که محیط مناسبی برای آن بود کشت شد. هدف از این تحقیق بررسی نوسانهای فصلی اسانس و ترکیب 1،8-سینیول در گونه‌های سازگار اکالیپتوس در استان فارس بود. برگ‌های 14 گونه اکالیپتوس به نامهای E. calcicultrix (Miq.) Blakely؛ E. camaldulensis var. camaldulensis Dehnh؛ E. cornuta؛ E. fruticetorum؛ E. intertexta R.T.Baker؛ E. largiflorens F. Muell.؛ E. lesouefii؛ E. longicornis F. Muell.؛ E. oleosa F. Muell.؛ E. rudis Endl.؛ E. salmonophloia F. Muell.؛ E. salubaris؛ E. stricklandii Maiden؛ E. viridic. از استان فارس به مدت دو سال (1387-1386) در اواسط هر فصل جمع‌آوری و به روش تقطیر با آب اسانس‌گیری و توسط دستگاه‌های کروماتوگرافی گازی (GC) و کروماتوگرافی گازی متصل به طیف‌سنج جرمی (GC/MS) مورد تجزیه و شناسایی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در هر منطقه برخی از گونه‌ها ضمن اینکه در فصل یا فصول مشخصی دارای بیشترین بازده و کیفیت از اسانس بودند به‌دلیل بالا بودن مقدار اسانس و میزان ترکیب 1،8-سینیول موجود در آن قابل توصیه برای کشت وسیع در آن منطقه به منظور اسانس‌گیری هستند. بازده اسانس گونه‌های گونه‌های مختلف اکالیپتوس در فصول مختلف بین 0/1 تا 8/6 درصد در سال 1386 و 3/0 تا 8/5 درصد در سال 1387 متغیر بودند. گونه E. oleosa F.Muell. در شوسنی، ممسنی بالاترین میزان اسانس را در پاییز (4/6-2/5%) و بالاترین میزان ترکیب 1،8-سینیول را در زمستان (0/94-4/91%) داشت. این گونه بهترین گونه قابل توصیه برای کشت در این منطقه و مناطق مشابه از نظر اقلیمی بوده و بهترین زمان برداشت آن فصل پاییز و زمستان است.
    کلیدواژگان: اکالیپتوس (Eucalyptus)، نوسانهای فصلی، بازده اسانس، 8-سینئول، تقطیر با آب
  • پریسا حیاتی، وحید روشن* صفحات 808-817
    مرزه با نام علمی Satureja hortensis L. متعلق به خانواده نعناعیان، گیاهی علفی و یک‌ساله می‌باشد. به‌منظور بررسی اثر سالیسیلیک‌اسید (SA) (شاهد، 200، 400 و 600 میلی‌گرم در لیتر) بر رشد و خواص کمی و کیفی اسانس گیاه مرزه، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 4 تکرار انجام گردید. تجزیه اسانس به‌وسیله دستگاه‌های GC و GC/MS، مشخص شد. نتایج نشان داد که وزن تر در تیمار 200 میلی‌گرم در لیتر سالیسیلیک‌اسید افزایش معنی‌داری را نسبت به شاهد نشان داد. میزان اسانس در شاهد 1/3% و در 200 میلی‌گرم در لیتر 7/3% بود که این تفاوت معنی‌دار بود. ترکیب‌های اصلی شناسایی شده شامل کارواکرول، گاما-ترپینن، آلفا-ترپینن و پی-سیمن بودند. سالیسیلیک‌اسید باعث افزایش آلفا-ترپینن از 4/4% (شاهد) به 7/7% (200 میلی‌گرم در لیتر)، بتا-میرسن از 5/2% (شاهد) به 3/4% (200 میلی‌گرم در لیتر) و پارا-سیمن از 9/1% (شاهد) به 5/2% (200 میلی‌گرم در لیتر) و کاهش کارواکرول از 8/44% (شاهد) به 5/38% (200 میلی‌گرم در لیتر) شد. نتایج نشان داد که سالیسیلیک‌اسید باعث تغییرات در کمیت و کیفیت اسانس می‌شود.
    کلیدواژگان: Satureja hortensis، اسانس، کارواکرول، سالیسیلیک‌اسید
  • اعظم منفرد* صفحات 818-827
    به‌منظور کسب دانش از رفتار گیاهان در محیط آلوده (خاک، آب و هوا) به عناصر معدنی، از اندام هوایی سه گیاه خودرو (از خانواده لابیاته)، به نام‌های علمی Eremostachys macrophylla Monthbr & Auch.، Salvia leriifolia Benth. و Teucrium polium L. و نام‌های فارسی به‌ترتیب سنبل بیابانی، مریم‌گلی و کلپوره از شهر کاشمر (استان خراسان رضوی، منطقه آلوده به معدن آهن، ده‌زمان) جمع‌آوری شدند و اسانس آنها با روش تقطیر با آب (طرح کلونجر) تهیه و با دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیف‌سنج جرمی GC/MS تجزیه شدند. 21 ترکیب در اسانس گیاه سنبل بیابانی (اسانس بی‌رنگ با میانگین بازده 03/0% از 2 تکرار) شناسایی گردید که 92% کل اسانس را تشکیل می‌دادند. ترکیب عمده آلفا-پینن (1/60%) بود. در گونه مریم‌گلی 12 ترکیب (97% کل اسانس) شناسایی شد. ترکیب‌های عمده عبارت از آرتمیزیا کتون (9/62%) و کوبنول (4/9%)، (از مجموعه 4/0%-اسانس بی‌رنگ با بوی نافذ و 3/0%- اسانس سبز کم رنگ- با 2بار تکرار) بودند. از گیاه کلپوره، 14 ترکیب (8/98% کل اسانس) شناسایی شد که ترکیب‌های عمده 1،8-سینیول (7/21%)، سیس-کریزانتنول (8/13%)، کریزانتنون (6/13%) و 3-توجوپسانون (7/11%)، (از 2/0% اسانس زرد مایل به سبز رنگ) بودند. مقایسه درصد اسانس‌ها و ترکیب‌ها نشان داد که جنس گیاه سنبل بیابانی نسبت به دو جنس دیگر رفتار متفاوتی دارد. با توجه به منطقه جمع‌آوری یکسان، سه جنس متفاوت از یک خانواده و قدرت جذب متفاوت گیاهان از نظر برخی عناصر موجود در خاک و نیز تغییر در متابولیت‌های ثانویه (در مسیر بیوسنتز)، انتظار می‌رفت نتایج کاملا متفاوتی بروز نماید، اما در این تحقیق دو جنس اخیر رفتار نسبتا مشابهی نسبت به محیط نشان دادند.
    کلیدواژگان: سنبل بیابانی (Eremostachys macrophylla Monthbr & Auch، )، مریم‌گلی (Salvia leriifolia Benth، )، کلپوره (Teucrium polium L، )، ترکیب‌های فرّار، منوترپن‌ها
  • سکینه طاهرنیای مژدهی، مسعود اصفهانی*، داوود بخشی، بابک ربیعی صفحات 828-841
    به‌منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و تراکم بوته بر فیلوکرون و میزان مواد موثره گیاه دارویی ماریتیغال، آزمایشی در قالب فاکتوریل بر پایه بلوک‌های کامل تصادفی در 3 تاریخ کاشت (اول مهر، 20 مهر و 10 آبان) و 3 تراکم بوته (4، 6 و 8 بوته در مترمربع) در دو منطقه رشت و رودبار در استان گیلان در سال 88-1387 اجرا شد. نتایج نشان داد که فیلوکرون تحت تاثیر تاریخ کاشت و تراکم بوته قرار گرفته و با تاخیر در تاریخ کاشت از اول مهر تا 10 آبان، فیلوکرون کاهش و سرعت ظهور برگ افزایش یافت. بیشترین سرعت ظهور برگ در هر دو مکان از تاریخ کاشت 20 مهر (6/8 و 7/7 روز به‌ترتیب در رشت و رودبار) بدست آمد. با افزایش تراکم بوته نیز فیلوکرون افزایش یافت و کمترین مقدار فیلوکرون و به‌عبارتی بیشترین سرعت ظهور برگ از مزرعه رودبار و تراکم 4 بوته در مترمربع (7/7 روز) بدست آمد. اثر تاریخ کاشت بر میزان ماده موثره سیلی‌بین بذر در مزرعه رودبار معنی‌دار بود (872/1 میلی‌گرم در گرم وزن خشک در تاریخ کاشت اول مهر)، اما در مزرعه رشت، تاریخ کاشت اثر معنی‌داری بر میزان سیلی‌بین نداشت. اثر تراکم بوته نیز در هیچ یک از دو منطقه آزمایش بر میزان سیلی‌بین و عملکرد سیلی‌بین در هکتار معنی‌دار نبود. نتایج تجزیه واریانس مرکب نیز اثر تاریخ کاشت را بر میزان سیلی‌بین و اثر متقابل مکان در تاریخ کاشت را بر عملکرد سیلی‌بین در هکتار معنی‌دار نشان داد. به‌طوری که بیشترین مقدار عملکرد سیلی‌بین (31/1 کیلوگرم در هکتار) از تاریخ کاشت اول مهر در منطقه رودبار بدست آمد. براساس نتایج این آزمایش به نظر می‌رسد که تاخیر در کاشت باعث افزایش سرعت ظهور برگ و آمادگی گیاه برای زمستان‌گذرانی می‌شود، اما تاثیری در افزایش ماده موثره آن ندارد.
    کلیدواژگان: ماریتیغال (Silybum marianum L، )، تاریخ کاشت، تراکم بوته، فیلوکرون
  • نجمه غزلباش، محمد عبدالهی* صفحات 842-853
    نماتد ریشه‌گرهی ازجمله نماتدهای مهم انگل گیاهیست که خسارت بسیاری به محصولات کشاورزی، به‌ویژه جالیز وارد می‌سازد. براساس آزمایش‌های انجام شده در شرایط گلخانه، میزان خسارت این نماتد، بر مبنای وزن خشک ساقه و ریشه، 56-49 درصد برآورد گردید. افزایش روزافزون استفاده از سموم دفع آفات موجب نگرانی متخصصان محیط‌زیست و علوم تغذیه شده‌است و استفاده از مواد طبیعی برای کنترل آفات و بیماریهای گیاهی در اولویت قرار گرفته‌است. این تحقیق در راستای کاهش مصرف سموم و کشاورزی ارگانیک، به‌منظور بررسی اثر نماتدکشی پودر و عصاره آبی گیاهان چویل (Ferulago angulata (Schlecht.) Boiss.) و آویشن شیرازی (Zataria multiflora Boiss.) بر نماتد مولد گره ریشه در گوجه‌فرنگی (گونه Meloidogyne javanica) انجام شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب بلوک‌های کاملا تصادفی با سه فاکتور، 1- گونه گیاهی در دو سطح چویل و آویشن شیرازی در مقایسه با شاهد (آب مقطر) 2- غلظت عصاره و پودر در سه سطح با نسبت‌های 1/0، 2/0 و 4/0 درصد 3- اندام عصاره‌گیری در سه سطح گل، برگ و ساقه و در چهار تکرار برای هر تیمار انجام شد. نتایج نشان داد که بهترین تیمار به لحاظ اثر بر فاکتورهای مرتبط با نماتد ریشه‌گرهی، تیمار 2/0% گل چویل و 2/0% ساقه چویل می‌باشد. از نظر بهبود اندام‌های رویشی گیاه، تیمار پودر برگ و ساقه چویل در سطوح 1/0% و 2/0%  به‌عنوان تیمارهای قابل توصیه مطرح هستند که تیمارهای برگ چویل 1/0% و 2/0% علاوه‌ بر تاثیر کافی بر فاکتورهای مرتبط با نماتد، به فاکتورهای رشدی گیاه نیز صدمه‌ای وارد نمی‌کنند.
    کلیدواژگان: گوجه‌فرنگی، نماتد ریشه‌گرهی، عصاره گیاهی، چویل (Ferulago angulata (Schlecht، ) Boiss، )، آویشن شیرازی (Zataria multiflora Boiss، )
  • رمضان کلوندی*، سید محسن حسام‌زاده حجازی، مهدی میرزا، مرتضی عطری، زیبا جمزاد، کیوان صفی‌خانی، مهدی احمدیان صفحات 854-878
    به‌منظور ارزیابی برخی از خصوصیات بوم‌شناختی، ریختی و همچنین تعیین سطح پلوییدی آویشن کرک‌آلود (Thymus eriocalyx (Ronniger) Jalas) با استفاده از روش .D.S.S (Determination of special station) 10 رویشگاه در استان‌های لرستان، مرکزی، همدان، کرمانشاه و کردستان جهت انجام مطالعات مذکور انتخاب شد. در این پژوهش در بهار سال 1388 در مرحله گلدهی، جهت ارزیابی ریختی از هر رویشگاه پنج نمونه کامل گیاهی و سرشاخه‌های گلدار جهت استخراج اسانس تهیه و به همراه بذر به‌منظور تعیین سطح پلوییدی در فصل تولید بذر جمع‌آوری شد. اطلاعات مربوط به رویشگاه‌ها یادداشت‌برداری شد. خصوصیات رویشی و زایشی هر جمعیت به‌علاوه بازده اسانس گونه مورد مطالعه در هر رویشگاه مورد بررسی قرار گرفت. به‌منظور تعیین سطح پلوییدی، در هر جمعیت حداقل 10 یاخته متافاری نوک ریشه مورد مطالعه قرار گرفت و ضمن شمارش تعداد کروموزوم، سطح پلوییدی آنها تعیین گردید. نتایج حاصل، جمعیت‌های مورد مطالعه را در چهار گروه قرارداد. نتایج همچنین نشان داد که بیشترین میانگین طول و عرض برگ گل‌آذینی، بیشترین میانگین نسبت طول به عرض برگ گل‌آذینی، بیشترین میانگین نسبت طول به عرض برگ ساقه‌ای، بیشترین میانگین طول دمبرگ، بیشترین میانگین طول لوله کاسه، بیشترین میانگین طول جام و بیشترین میانگین طول و عرض براکتیول در جمعیت Te9 بیشتر از جمعیت‌های دیگر بود. به‌طور کلی در بررسی‌های سیتوژنتیکی انجام شده مشخص شد که گیاهان جمعیت‌های Te1، Te2، Te3، Te4، Te5، Te6 و Te8 دارای 30 کروموزوم (30=x2=n2) و دیپلویید و گیاهان جمعیت‌های Te7، Te9 و Te10 دارای 60 کروموزوم (60=x4=n2) و تتراپلویید می‌باشند. بالاترین بازده اسانس متعلق به رویشگاه Te5 (04/3%) بود.
    کلیدواژگان: آویشن کرک‌آلود (Thymus eriocalyx (Ronniger) Jalas)، ویژگی‌های ریختی، سطح پلوئیدی، اسانس، تجزیه خوشه‌ای
  • سمیه رضایی ارمی، سید مهدی جعفری*، مرتضی خمیری، هومان بیات صفحات 879-898
    امروزه به‌دلیل اثرات نامطلوب آنتی‌اکسیدان‌های سنتزی، تمایل روزافزونی به استفاده از آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی وجود دارد. در این پژوهش ترکیب‌های فنولی برگ گردوی رقم شهمیرزادی به دو روش سنتی و مایکروویو استخراج گردید. در روش سنتی، استخراج با حلال‌های متانول80%، اتانول 50%، آب داغ و آب با دمای محیط (6، 12، 18 و 24 ساعت) و در روش مایکروویو با حلال‌های متانول 80%، اتانول 50% (2، 4، 6 و 8 دقیقه) و آب داغ (زمان‌های 3، 6 و 9 دقیقه) انجام شد. مقدار فنول کل با روش فولین سیوکالتو ارزیابی شد. بیشترین مقدار فنول کل در استخراج با امواج مایکروویو مربوط به عصاره متانولی (91/0 ± 16/130 میلی‌گرم معادل گالیک‌اسید بر گرم عصاره خشک) بود. فعالیت آنتی‌اکسیدانی عصاره‌ها با روش های مهار رادیکال آزاد 2 و 2 دی‌فنیل 1- پیکریل هیدرازیل (DPPH)، قدرت احیاکنندگی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی کل ارزیابی شد. فعالیت آنتی‌اکسیدانی در همه روش ها وابسته به غلظت بود. بالاترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی در آزمون مهار رادیکال DPPH و نیروی احیاکنندگی مربوط به عصاره اتانولی و در آزمون ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل مربوط به عصاره متانولی بود. در نهایت تاثیر عصاره متانولی در ممانعت از اکسیداسیون روغن سویا بررسی شد. نتایج نشان داد که عصاره‌ها توانایی جلوگیری از تولید محصولات اولیه و ثانویه اکسیداسیون را داشتند و غلظت ppm1000 عصاره به خوبی اکسیداسیون روغن را کنترل کرد. با توجه به نتایج این تحقیق می‌توان برگ گردوی شهمیرزادی را به‌عنوان منبع قابل‌توجهی از ترکیب‌های آنتی‌اکسیدانی مطرح نمود.
    کلیدواژگان: برگ گردو، نیروی احیاکنندگی، فنول کل، روغن سویا
  • محمدرضا شهرکی*، حمیده میرشکاری، احمدرضا شهرکی، الهام شهرکی صفحات 899-908
    از آنجایی‌که ریحان به‌عنوان یک داروی گیاهی استفاده می‌شود، هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره برگ ریحان (Ocimum basilicum L.) بر قند خون، لیپوپروتیین‌های سرم و آنزیم‌های کبدی در موش‌های صحرایی نر تغذیه شده با فروکتوز بود. این مطالعه بر روی 32 سر موش صحرایی نر از نژاد Whistar-Albino که شامل یک گروه کنترل (A)، و 3 گروه آزمایش (B، C، D) بودند، انجام شد (n= 8). گروه‌های آزمایش از آب سرشار از فروکتوزاستفاده کردند و مقادیر صفر و mg/kg20 عصاره آبی و الکلی برگ ریحان را روزانه دریافت نمودند. در پایان دوره کمیت‌های مورد بررسی اندازه‌گیری و با استفاده از آزمایش‌های آماری آنالیز واریانس و توکی آنالیز گردیدند. نتایج بدست‌آمده به‌صورت mean ± SD گزارش و اختلافات آماری با p < 0.05 معنی‌دار تلقی شد. نتایج این بررسی نشان داد که شاخص مقاومت به انسولین حیوانات گروه‌های آزمایش افزایش معنی‌داری نسبت به مقدار این کمیت در گروه A داشت. سطح سرمی انسولین گروه D افزایش معنی‌داری داشت و میزان AST و ALT سرم این گروه نسبت به مقدار این کمیت در گروه‌های B و C کاهش معنی‌داری را نشان داد. سطح سرمی LDL حیوانات گروه C کاهش معنی‌داری نسبت به مقدار این کمیت در گروه‌های B و D نشان داد. همچنین مصرف عصاره برگ ریحان بر میزان LDL سرم و آنزیم‌های کبدی در موش‌های صحرایی نر تغذیه شده با فروکتوز موثر بود.
    کلیدواژگان: ریحان (Ocimum basilicum L، )، قند خون، مقاوم به انسولین، انسولین، آنزیم‌های کبدی
  • مریم نگهبان، سعید محرمی پور*، مژگان زندی، سیدعلی هاشمی صفحات 909-924

    امروزه در مدیریت تلفیقی آفات استفاده از روش های نوین فرمولاسیون مانند نانوکپسول کردن سموم به دلیل کارایی بیشتر و مطلوب تر و همچنین کاهش مضرات و عوارض سوء ناشی از کاربرد مستقیم آنها مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش اثر دورکنندگی ناشی از نانوکپسول حاوی اسانس گیاه درمنه (Artemisia sieberi Besser) در مقایسه با اسانس طبیعی درمنه روی شب پره پشت الماسی (Plutella xylostella L.) (Lepidoptera: Yponomeutidae) مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت. کلیه آزمایش ها در شرایط کنترل شده دمای 1 ± 27 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 65 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شد. در این پژوهش اثر دورکنندگی اسانس نانوکپسوله شده و اسانس طبیعی در غلظت های 9/0 تا 3/2 پی پی ام مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر دورکنندگی اسانس نانوکپسوله در آغشته شدن به غذای حشره به طور معنی داری بسیار بالاتر از اثر تدخینی آن بود. به علاوه اینکه درصد دورکنندگی اسانس طبیعی در غلظت 9/1 پی پی ام در مدت 6 ساعت به بالاترین حد خود (80%) رسید، اما پس از 24 ساعت به 62% کاهش یافت. درحالی که درصد دورکنندگی اسانس نانوکپسوله با گذشت زمان افزایش یافت و پس از 24 ساعت به 100% رسید. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اسانس نانوکپسوله با رهایش کنترل شده ترکیب های موثره اثرات دورکنندگی طولانی مدت را بر جای می گذارد. به طوری که فناوری نانوکپسوله کردن اسانس ها می تواند نقش عمده و بسزایی در دورکنندگی آفات داشته باشد.

    کلیدواژگان: درمنه (Artemisia sieberi Besser)، شب پره پشت الماسی (Plutella xylostella L، )، اسانس گیاهی، دورکنندگی، نانوکپسول
  • آزاده عصارزاده*، حسین آذرنیوند، فاطمه سفیدکن، حسین ارزانی، محمدعلی زارع چاهوکی صفحات 925-935

    اسانس حاصل از اندام هوایی گیاه درمنه دشتی (Artemisia sieberi Besser) در دو منطقه قرق و چرا، از نظر میزان و درصد ترکیب های شیمیایی موجود در آن مورد بررسی قرار گرفت. به منظور نمونه برداری از این گیاه در فصل ابتدای گلدهی در مهرماه 1389 در رویشگاه های احمدآباد در شهرستان دامغان واقع در استان سمنان دو منطقه قرق و چرا در مجاورت یکدیگر انتخاب شدند. در هر یک از مکان ها، 5 نمونه گیاهی از سرشاخه های گلدار گیاه به صورت تصادفی جمع آوری شد. پس از خشک شدن نمونه های گیاهی در هوای آزاد، استخراج اسانس به روش تقطیر با آب انجام گردید. اسانس استخراج شده توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی (GC) و گاز کروماتوگرافی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) بررسی و بعد اجزای آن شناسایی گردید. نتایج حاصل از تجزیه واریانس بازده اسانس، عدم وجود اختلاف معنی دار بین مناطق قرق و چرا را نشان داد. در منطقه قرق کامفور (0/48%)، 1،8-سینیول (0/16%)، کامفن (3/10%) و در منطقه چرا کامفور (8/51%)، کامفن (9/10%) و 1،8-سینیول (5/9%) از ترکیب های عمده بودند. نتایج حاصل از آنالیز داده ها به کمک نرم افزار SPSS نشان داد که درصد ترکیب توجا-2و4 (10) دی ان در سطح 05/0 و آلفا-ترپینیول در سطح 01/0 در دو سایت مطالعاتی تفاوت معنی داری را نشان دادند. سایر ترکیب ها در دو منطقه قرق و چرا، تفاوت معنی داری را نشان ندادند. همچنین مقایسه ارزش اقتصادی اسانس در یک هکتار و کل منطقه قرق و چرا نشان داد که چرا باعث کاهش بازده اقتصادی اسانس شد.

    کلیدواژگان: Artemisia sieberi Besser، اسانس، کامفور، 8-سینئول، قرق، چرا
  • الهام افشاری*، غلامعلی رنجبر، سید کمال کاظمی تبار، مهرناز ریاست، حسین کاظمی پشت مساری صفحات 936-951

    دو برابر شدن تعداد کروموزوم های یک گیاه دارویی، منجر به ایجاد تنوع در ترکیب های آللی و گوناگونی آنزیم های فعال مسیر بیوسنتز متابولیت های ثانویه می شود و می تواند روند متابولیسم ثانویه را تسهیل و میزان متابولیت های ثانویه را افزایش دهد. این تحقیق به منظور مطالعه اثر کلشی سین و تری فلورالین بر القاء پلی پلوییدی و بررسی تاثیر این مواد بر خصوصیات سیتوژنتیکی سلول های مریستمی ریشه گیاه دارویی شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L.) انجام شد. از مریستم انتهایی ریشه برای مطالعات کاریوتیپی استفاده شد. جهت تیمار کردن بذرهای جوانه زده از محلول کلشی سین به غلظت های 25/0، 5/0 و 1 gr.L-1 و محلول تری فلورالین 48% به غلظت های 5/7 ، 15 و 5/22 Mµ، در دو مدت زمان 12 و 24 ساعت استفاده شد. خصوصیات سیتوژنتیکی با استفاده از روش تحلیل تصویری مورد بررسی قرار گرفت. تعداد کروموزوم پایه در گونه مورد بررسی 8=X بود. نتایج نشان داد که هر یک از عوامل غلظت تیمارها، مدت زمان القاء تیمارها و همچنین اثرات متقابل آنها، در القاء پلی پلوییدی اختلاف معنی داری در سطح احتمال 1% دارند. بالاترین درصد القای پلی پلوییدی، به دنبال غوطه وری گیاهچه ها در غلظت Mµ5/22 تری فلورالین در مدت زمان 24 ساعت و غلظت gr.L-15/0 کلشی سین در مدت زمان 12 ساعت بدست آمد. به طوری که تیمارها بر طول کروموزوم ها و بالطبع بر فرمول کاریوتیپی اثر گذاشته بودند. البته بین کاریوتیپ ها در تمام ویژگی های کروموزومی مورد مطالعه اختلاف معنی داری در سطح احتمال 1% وجود داشت. ازاین رو میزان پلی پلوییدی القاء شده تحت تاثیر تری فلورالین بیشتر از کلشی سین بود، اگرچه غلظت های تری فلورالین تقریبا 100 برابر کمتر از غلظت های کلشی سین مورد استفاده بود که این امر بیانگر توانایی بیشتر تری فلورالین در القاء پلی پلوییدی در این گیاه است.

    کلیدواژگان: شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L، )، خصوصیات سیتوژنتیکی، القاء پلی پلوئیدی، کلشی سین، تری فلورالین
|
  • H. Najafzadeh *, N. Erfanimajd, S. Gouraninejad, F. Haghighat Pages 721-731
    Fertility and ovulation are affected by hormones and drugs. Hypericin is one of the drugs affecting the ovulation by neurotransmitters such as dopamine. Hypericin is an important component of Hypericum perforatom (S Johns Wot) used in treatment of depression and its important side effect is photosensitivity. In present study, the effect of hypericin on rat ovulation was evaluated. This study was carried as following on 30 female immature 25-day rats. At first day, PMSG was administrated to all rats at nineo’clock in the morning except control group. The control group was kept without drugs and under similar conditions with other groups. No drug was administrated on the second day of study. Positive control group (1) received gonadotropine at dose of 800 ng subcutaneously on day 3. Positive control group (2) received phenobarbital at dose of 4mg/kg interaperitoneally at one o’clock in the afternoon and positive control (3) received phenobarbital at dose of 4mg/kg interaperitoneally at one o’clock in the afternoon and GnRH at dose of 800 ng subcutaneously 2 hours later. Test group (1) was similar to positive control (3), in addition, hypericin was administrated orally at dose of 25mg/kg 30 min before phenobarbital. Test group (2) was similar to test group (1), but hypericin was given at dose of 50mg/kg. The rats were euthanized on day 4 of study at nine o’clock in the morning. The number of mature follicles, hyperemic follicles and corpus hemoragicum was counted. The results showed that administration of hypericin increased growth of follicles and number of mature follicles, hyperemic follicles, and corpus hemoragicum and it enhanced ovulation in comparison to control. However, a final comment on the mechanisms of hypericin effect needs the measurement of related hormones and neurotransmitters.
    Keywords: Hypericin, OVULATION, rat, phenobarbital, GnRH, PMSG
  • S. Sarani, M. Heidari *, M. Glavi, B. Siahsar Pages 732-746
    To evaluate the effects of salinity in the presence and absence of iron on growth, photosynthesis pigments and electrophoresis bands in two chamomiles, an experiment was conducted as completely randomized factorial design with three replicates at university of Zabol in 2009. The treatments were two genuses of chamomile (German and Roman chamomile), four levels of salinity (0, 50, 100 and 150 mM NaCl) and two levels of iron (0 and 100 μmol). Results showed that, by increasing salinity from 0 to 150 mM NaCl, fresh and dry weight of shoot were reduced but root dry weight was added. At the absence of iron treatment, fresh and dry weight of both shoot and root were reduced in two genus of chamomile. Salinity decreased the amount of two pigments chlorophyll a and b and increased the amount of carotenoids. At the absence of iron, the amount of chlorophyll ‘a’ (32/9) and chlorophyll ‘b’ (35/5) percent decreased in comparison to control treatment (100 μmol). Unlike chlorophyll, at the absence of iron treatment, the amount of carotenoid was added. At the salinity stress from 0 to 150 mM, many protein bands in Roman chamomile were excluded. However, at the levels of 50 and 100 mM NaCl, a 42 KDa fraction band in this material was synthesized, but at the highest level of salinity (150 mM NaCl) many of their bands were removed. Presumably, the 150 mM NaCl is out of tolerance of Roman chamomile genotype. In this study, at the German chamomile genotype under salinity and iron deficiency no bonds were not removed and two bands 14 and 18 KDa were appeared.
    Keywords: Matricaria chamomilla L, Anthemis nobilis L, Salinity, Iron, photosynthesis pigments, electrophoresis pattern
  • A. Rahamani *, M. Mirza, S.R. Tabaei Aghdai Pages 747-759

    In this project, the effect of chemical fertilizers, organic manure and their combination on the quality of essential oils of Damask Rosa was investigated in Karadj Alborz Research Station. The study was conducted using randomized complete blocks design with 20 independent treatments and three replications in a loam-clay soil with pH =7.9. In this experiment, nitrogen, phosphorus and potash and a combination of trace elements as fertilizer and cow manure were used. Amount of essential oil and quality of essential oil at different treatments were measured in 3 years. Essential oils of petals were extracted by hydrodistillation method in three consecutive years and oil composition was identified in the first and second years of flowering stage using GC and GC/MS. The results of analysis of variance and mean performance showed that the difference among treatments was significant at 1% level of probability. Treatment N80P80K40 and 30 tons of manure per hectare had the highest amount of essential oil. The average amount of essential oil in three consecutive years in this with 0.35 percent was the highest and in control with 0.23 percent was the lowest value. The highest average oil yield in the three years was recorded for treatment N40P40K40, (1395.58 g/ha), and minimum was obtained for the treatment consisting only 40 tons of manure, (636.23 g/ha). After that, the minimum oil yield was recorded for control treatment (868.98 g/ha) in these three years. The composition of essential oils in the first year of flowering showed that Linalool, Geraniol and Citronelllol increased 88, 39 and 36 percent, respectively in treatment N40P40K40, compared with the control. In the second year of flowering, the amount of Geraniol in this treatment increased by 45 percent and that of hexadekanol and heptadekan decreased 45 percent and 30 percent compared with the control.

    Keywords: Rosa damascena Mill, fertilizers, essential oil, linalol, geranol, citranelol
  • Z. Habibi *, M. Ghavidel, M. Yousefi Pages 760-771
    The aerial parts of Haussknechtia elymaitica Boiss. (Umbelliferae) which is endemic to Iranwerecollected during the flowering stage from Ilam province. The chloroform extract of H. elymaitica was investigated and asaronic acid and two phenyl propanoids, trans- asarone and trans-methyl isoeugenol were isolated. The structure of these natural products was elucidated using 1H and 13C NMR data.
    Keywords: Haussknechtia elymaitica Boiss, Umbelliferae, Phenylpropanoid, asaronic acid
  • M.H. RAD *, K. Jaimand, M.H. Assareh, M. Soltani Pages 772-782
    Drought stress has different effects on morphological, physiological and biochemical processes of plants. Moreover, the quantity and quality of essential oil are affected by drought stress. Eucalyptus species including Eucalyptus camaldulensis Dehnh. are considered as rich sources of essential oils especially 1,8-cineol. In order to study the effect of drought stress on essential oil yield, the type of chemical compounds and also water use efficiency in E. camaldulensis, this research was conducted in a completely randomized design with three treatments including 100, 70, and 40% field capacity and three replications. The experiment was carried out in combat desertification research station of Shahid Sadoughi under lisymetry conditions. Results showed that increasing of soil moisture led to the increased production of essential oil. However, mild drought stress resulted in increased essential oil yield and improved water use efficiency. Mild drought stress compared to other treatments (p < 0.001), improved the production of 1, 8-cineol, however it was observed that it decreased or stopped the production of many other compounds. The percentage of 1, 8 - cineol in the treatments of 100, 70 and 40% field capacity, were, 69.33, 78.13 and 51.87, respectively. The production of α-pinene, as another important compound was also affected by enough moisture (without stress) so that It's value showed significant difference with other treatments (p <0.001). The percentage of α-pinene in the treatments of 100, 70 and 40% field capacity, were, 14.0, 7.03 and 4.06, respectively. The moisture treatments including 100% FC (without stress), 70% FC (mild stress) and 40% FC (severe stress) were studied with three replicates and completely randomize design.
    Keywords: Eucalyptus camaldulensis Dehnh, Drought Stress, essential oil, Water use efficiency (WUE)
  • F. Sayadi, A. Rahimi *, H. Dashti, A. Tajabadi Pour Pages 783-795
    In this study, the effects of drought and nitrogen were analyzed on morphological traits and dry matter allocation of Isabgul (Plantago ovata) at Vali-e-Asr University of Rafsanjan in 2010. The research was conducted using factorial experiment based on RCD design with 3 replications. The factors included nitrogen (0, 60, 120 and 180 mg N.Kg-1 soil) and soil moisture (100, 80, 60, 40 % FC). Results indicated that drought, nitrogen and their interaction significantly affected seed yield and total dry weight. The highest seed yield (1.72 g.plant-1) was obtained at 120 mg N.Kg-1 soil which was 77% higher than that in control. In 80% FC treatment, using 120 mg N.Kg-1 soil caused 93% increase in total dry weight, compared to control. In addition, with increasing drought stress, dry matter partitioning benefited the root and root mass ratio (RMR) increased significantly. However, no significant changes were recorded for shoot mass ratio (SMR) and grain mass ratio (GMR). Also, with increasing nitrogen fertilizer, more dry matter was transferred to the leaves and less dry matter was transferred to the seed.
    Keywords: Isabgul (Plantago ovate Forsk), Drought Stress, dry matter distribution, seed yield
  • K. Jaimand *, M.H. Assareh, M. Mirza, M. Nadery, Sh. Karimi, E. Parsa Pages 796-807
    Eucalyptuses trees as the fast-growing forest species are native to the Pacific. This species were introduced to Iran more than 100 years ago and cultivated in the south, having perfect environment for them. This research was aimed to investigate seasonal fluctuations of essential oil and1,8-cineol content in Eucalyptus species of Fars province. The leaves of 14 Eucalyptus species were collected from Fars province in the middle of each season for two years (2007 & 2008). Afterward, essential oils were obtained by hydrodistillation method and compounds were identified by GC and GC/MS. Results showed that in each region, some of the species had the highest essential oil yield and quality; therefore due to the high essential oil content and 1,8-cineol, they could be recommended for large-scale cultivation in the region in order to extract essential oil. Studied Eucalyptus included: E. calcicultrix (Miq.) Blakely; E. camaldulensis var. camaldulensis Dehnh.; E. cornuta; E. fruticetorum; E. intertexta R.T. Baker; E. largiflorens F. Muell.; E. lesouefii; E. longicornis F. Muell.; E. oleosa F. Muell.; E. rudis Endl.; E. salmonophloia F. Muell.; E. salubaris; E. stricklandii Maiden; E. viridis. The essential oil yield of different species at different seasons differed from 1.0 to 6.8% in 2007 and 0.3 to 5.8% in 2008. According to the results, the highest oil yield in autumn (5.2%-6.4%), the highest percentage of 1,8-cineole in winter (91.4%-94%), and the best time to harvest were recorded for  E. oleosa F. Muell at Shousni, Mamasani; therefore, E. oleosa F. Muell could be recommended for cultivation as the best species.
    Keywords: Eucalyptus, SEASONAL FLUCTUATIONS, essential oil yield, 8-cineol, hydro-distillation
  • P. Haiati, V. Rowshan * Pages 808-817
    Satureja hortensis L. (Savory), belonging to the family Lamiaceae (formerly Labiatae) is an annual herb. In order to determine the effects of salicylic acid (SA) (Control, 200, 4oo and 600mgL-1) in early flowering stage on  growth and components of essential oils of Satureja hortensis, a factorial experiment based on randomized complete block design was carried out with three replications. The oil was analyzed by GC and GC/MS. The fresh weight was significantly increased in 200 mgL-1 SA, compared to the control. The yield of essential oil was 3.1% (Control) and 3.7% (200 mgL-1) with a significant difference. The main constituents of the essential oil were carvacrol, γ-terpinene, α-terpinene and p-cymene. SA application increased α-terpinene from 4.35% (Control) to 7.7% (200 mgL-1), β-myrcene from 2.5 (Control) to 4.3 (200 mgL-1), p-cymene from 1.9% (Control) to 2.5% (600 mgL-1) and decreased carvacrol from 44.8% (Control) to 38.5% (200 mgL-1). Results showed that SA application caused changes in the quantity and quality of essential oils.
    Keywords: Satureja hortensis L, essential oil, Carvacrol, salicylic acid
  • A. Monfared * Pages 818-827
    In order to gain knowledge on behavior of plant species in environments contaminated to mineral elements, the shoots of three wild species including Eremostachys macrophylla Monthbr & Auch, Salvia leriifolia Benth. , and Teucrium polium L.,  from Labiateae family were collected from the city of Kashmar and their essential oil was extracted by hydro distillation method and analyzed by GC/MS. In the oil of Eremostachys macrophyla, 21 compounds were identified, forming 92% of total oil. The major compound was α-pinene (60.1%). In the essential oil of Salvia leriifolia, 12 compounds (97% of total oil) were identified. Artemisia ketone (62.9%) and cubenol (9.4%) were identified as the major compounds. Fourteen compounds (98.8% of total oil) were identified in the oil of Teucrium polium including 1,8-cineole (21.7%), cis-chrysanthenol (13.8%), chrysanthenone (13.6%) and 3-thujopsanone (11.7%), as the major compounds. The comparison of oil percentage and also compounds showed that Eremostachys behaved differently compared to other two genera. With regard to the same collection area, three different genera from one family with different absorption ability in terms of some of the elements in the soil and also changes in secondary metabolites (in the biosynthetic pathway), it was expected that quite different results would be obtained but in this study, the two mentioned genera showed relatively similar behavior to the environment.
    Keywords: Eremostachys macrophyla Monthbr & Auch, Salvia leriifolia Benth, Teucrium polium L, volatile compounds, monoterpenes
  • S. Taherniaye Mozhdehi, M. Esfahani *, D. Bakhshi, B. Rabiei Pages 828-841
    In order to investigate the effects of planting date and plant density on phyllochron and active integradients of milk thistle (Silybum marianum L.), two field factorial experiments based on a randomized complete blocks design were carried out in two sites (Rudbar and Rasht) in Guilan province, Iran, with three planting dates (Sep., 23; Oct., 12 and Nov., 1) and three plant densities (4, 6 and 8 plant.m-2) during 2008-2009. In this experiment it was observed that phyllochron was affected by planting date and plant density and with delay in planting date (from Sep., 23 to Nov., 1), phyllochron decreased and the rate of leaf appearance increased. The highest rate of leaf appearance was obtained in Oct., 12 (8.6 and 7.7 days in Rasht and Rudbar, respectively). Phyllochron increased with increasing plant density and the lowest phyllochron and, in other words, the maximum rate of leaf appearance was obtained in Rudbar site at a plant density of 4 plant.m-2 (7.7 days). The effect of planting date on silibin content of seeds in Rudbar site was significant (maximum 1.872 mg.g.-1DW) but it wasn’t significant on silibin content in Rasht. Effect of plant density was not significant on silibin yield.ha-1 and silibin content at both sites. Results of combined analysis showed that the effect of planting date on silibin and interaction effect of site and planting date on silibin yield.ha-1 was significant. The maximum silibin yield (1.31 kg.ha-1) was obtained from Sep., 23 in Rudbar site. According to the results of this experiment, although a delay in planting enhanced the rate of leaf appearance and increased plant's readiness to over-wintering, but it had no increasing effect on silibin content of seeds.
    Keywords: Milk thistle (Silybum marianum L.), Planting date, plant density, phyllochron
  • N. Ghazalbash, M. Abdollahi * Pages 842-853
    Root knot nematodes are one of the most important plant parasitic nematodes damaging many crops, particularly vegetables. According to the experiments conducted in greenhouse conditions, the damage of this nematode was estimated to be 56-49 percent, based on dry weight of stem and root. Increasing use of pesticides is of concern to specialists in environmental and nutritional sciences so the use of natural substances to control of pests and plant diseases is a priority. This research was aimed to reduce the pesticide use with application of the aqueous extract of two local medicinal plants, Ferulago angulata (Schlecht.) Boiss. and Zataria multiflora Boiss., on root-knot nematode, Meloidogyne javanica, in tomato plants. A factorial experiment was performed with three factors including medicinal plants, plant parts and percentage of plant extract or powder, in a randomized complete block design with four replications. Results showed that the best treatments in terms of the factors associated with root-knot nematode, were flower and stem powder of F. angulata at the rate of 0.2%. The treatments of leaf powder of F. angulata at the rate of 0.1% and stem powder of this plant at the rate of 0.2% were the best treatments with best effect on the plant growth factors. In addition to sufficient effect of leaf powder of this plant on the factors associated with nematodes at the rates of 0.1 and 0.2%, growth factors of tomato plants were not affected.
    Keywords: tomato, Root knot nematode, Plant extracts, Ferulago angulata (Schlecht.) Boiss, Zataria multiflora Boiss
  • R. Kalvandi *, S.M. Hesamzadeh Hejazi, M. Mirza, M. Atri, Z. Jamzad, K. Safikhani, M. Ahmadian Pages 854-878
    In order to evaluate several ecological factors, morphological traits, essential oil productivity and ploidy levels of Thymus eriocalyx (Ronniger) Jalas with uses of DSS method ten natural habitats were selected  in Lorestan, Markazi, Hamadan, Kermanshah and Kurdestan provinces  in Iran. To study and evaluate morphological characters, five complete plant samples and flowering branches were collected from each locality at flowering stage for essential oil extraction in spring season of 2008. Ecological data of ten localities were also recorded. Vegetative and reproductive traits and essential oil quantity of each population were studied. Seeds were also collected in the seed production season to study seed characters, chromosome counting and ploidy level. At least 10 mitotic cells of each population were studied to determine chromosome numbers and ploidy levels. All populations were classified in 4 groups. Results revealed that specimens from "Te9 population" had the highest average length and width of inflorescence leaf, inflorescence leaf length to width ratio, stem leaf length to width ratio, petiole length, calyx tube length, corolla length and the highest average length and width of bracteole. The results of chromosome counting showed that specimens of Te1, Te2, Te3, Te4, Te5, Te6 and Te8 populations were diploid (2n=2x=30) and specimens of Te7, Te9 and Te10 populations were tetraploid (2n=4x=60). The highest essential oil production belonged to Te5 population (3.04%).
    Keywords: Thymus eriocalyx (Ronniger) Jalas, morphological traits, ploidy levels, essential oil, cluster analysis
  • S. Rezai Erami, S.M. Jafari *, M. Khomeiri, H. Bayat Pages 879-898
    Recently, there is an increasing trend to use natural antioxidants due to undesirable effects of synthetic antioxidants. In this study, phenolic compounds of shahmirzadi variety of walnut leaf were extracted with traditional and microwave assisted extraction (MAE) methods. In traditional method, extraction was performed with methanol 80%, ethanol 50% , boiling water and water at ambient temperature (6, 12, 18 and 24 hours) and in MAE it was done with methanol 80%, ethanol 50% (2, 4. 6 and 8 minutes) and boiling water (3, 6 and 9 minutes). Total phenolic content was determined by Folin-Ciocaltue reagent. In MAE, methanol extract of walnut leaf had the highest total phenolics with 130.16±0.19 mg/g. The antioxidant capacity of extracts was assessed through reducing power assay, DPPH radical-scavenging activity and total antioxidant activity. Extracts showed antioxidant activity in a concentration-dependent way. The ethanol extract of leaves in the reducing power assay and DPPH radical-scavenging activity and the methanol extract of leaves in the antioxidant activity assay presented the highest antioxidant activity. Finally, the influence of methanol extract in retarding the soy bean oxidation was examined. Our results showed that extracts could prevent formation of initial and secondary products of oxidation and an extract with 1000 ppm phenolic content could control oxidation of oil. Hence we can present shahmirzadi walnut leaves as a potential source of natural antioxidants.
    Keywords: Walnut leave, Reducing power, total phenol, Soy oil
  • M.R. Shahraki *, H. Mirshekari, A.R Shahraki, E. Shahraki Pages 899-908
    Since Ocimum basilicumL. is used as a traditional herbal medicine, this study was carried out to evaluate the effect of aqueous and metanolic extract of Ocimum basilicum leaf on blood glucose, lipid profiles and liver enzymes in fructose-fed male rats. The experiment was performed on 32 Wistar-Albino rats including one control group (A) and three tests groups (B, C and D). Test groups consumed fructose-enriched water and received zero and 20mg/kg aqueous and metabolic extract daily and respectively for 60 days but control group consumed tap water in treatment duration. At the end, serum glucose, insulin, liver enzymes and lipid profile were measured. The obtained data were analyzed by ANOVA and Tukey tests. Results were expressed as mean ± SE and significant differences were found at 0.05% level of probability. Our findings showed that insulin resistance index, insulin and FBS in tests groups significantly increased compared with those of group A; however, serum insulin value in group D significantly increased compared with that of group B and C. On the other hand, AST (aspartate aminotransfrase) and ALT (alanine amino transferase) values in group D significantly decreased compared with those of the B and C groups. Also, the value of LDL in group C was significantly lower in comparison to other test groups. The results of this study showed that consumption of Ocimum basilicumleaf extract had an effect on LDL and liver enzymes in fructose-fed male rats.
    Keywords: Ocimum basilicum L, Glucose, Insulin resistance, insulin, Liver enzymes
  • M. Negahban, S. Moharramipour *, M. Zandi, S.A. Hashemi Pages 909-924

    Recent research has focused on insecticidal property of essential oil plants in biological control of insects. Controlled release by nanoencapsulated essential oil seems to be the best choice for increasing the efficiency and minimization of environmental damage. In this work, efficiency of nanoencapsulated essential oil of Artemisia sieberi Besser was tested on repellent activity of Plutella xylostella L.. Several concentrations were prepared and then third instars larvae were introduced into each treatment. Then, repellent activity was determined after 1, 3, 6, 12 and 24 h from commencement of exposure. Results showed that at 1.9 ppm the nanocapule of Artemisia oil was shown here to possess more repellent activity (80%) to P. xylustella compered to Artemisia oil (62%) before formulation after 24h. The repellent activity varied with application method and concentrations and exposure time. The results showed higher repellent rates in nanocapsule than in essential oil due to controlled-release formulations allowing smaller quantities of essential oil to be used more effectively over a given time interval. The reasons for nanocapsulating the essential oil have been to improve its stability to reduce side effects or to reduce dosing frequency and total dosing amount, to obtain better repellent activity, and for sustained (long-lasting) release. Therefore the nanocapsulation of A. sibeiri might provide a new method for the management of P. xylostella.

    Keywords: Artemisia sieberi Besser, Plutella xylostella L, essential oil, Repellent, nanocapsule
  • A. Assarzadeh *, H. Azarnivand, F. Sefidkon, H. Arzani, M.A. Zare Chahooki Pages 925-935

    The essential oil yield and chemical composition of the aerial parts of Artemisia sieberi Besser were investigated in two sites of grazed and ungrazed rangelands. Plant sampling was performed from 2 sites in Ahmadabad, located in Semnan province at the beginning of flowering stage in October 2010. The samples of inflorescences of plants were collected from 5 random points of each site. Then, air-dried parts of the plants were subjected to hydrodistillation using a Clevenger-type apparatus. Analysis and identification of chemical composition of the essential oils were performed by GC and GC/MS. There was no significant difference between the oil yields of Artemisia sieberi in 2 investigated sites. In ungrazed and grazed sites, the main components of essential oils were respectively, Camphor (48/03%), 1,8-Cineole (15/96%), Camphene (10/32%) and Camphor (51/82%), Camphene (10/86%), 1,8-Cineole (9/52%). According to the results, significant differences were recorded for Thuja-2,4(10)-diene (p<0.05) and α –Terpineol (p<0.01) between two studied sites. No significant differences were observed for the percentage of other componenets between 2 investigated sites. Also, comparison of the economic value of oil in one hectare with total area of the grazed and ungrazed rangelands showed that garzing caused a reduction in economic efficiency of oil.

    Keywords: Artemisia sieberi Besser, Essential oils, camphor, 8-cineole, ungrazed, grazed rangelands
  • E. Afshari *, G.A Ranjbar, S.K. Kazemitabar, M. Riasat, H. Kazemi Poshtmasari Pages 936-951

    Doubling the number of chromosomes in a medicinal plant leads to variation in allelic composition and diversity of active enzymes in secondary metabolites biosynthesis route and can facilitate the process of secondary metabolism and increase secondary metabolite. This experiment was conducted in order to study the effect of colchicine and trifluralin on ploidy induction and cytogenetic characteristics of cells in the root meristem of fenugreek. Root tips were used for karyotypic studies. Seedlings were treated by colchicine solution at 0.25, 0.5 and 1 gl-1 concentrations and trifluralin solution 48% at 7.5, 15 and 22.5 μM concentrations for 12 and 24 h. The Video Analysis System was used for karyotype analysis. The basic chromosome number was X=8. Results showed that concentration of trifluralin and colchicine, treatments duration and interaction between them on the ploidy induction were statistically significant. The maximum ploidy induction was happened by seedling immersion in 22.5 μM trifluralin for 24 h and in 0.5 gl-1 colchicine for 12 h. Treatments affected the length of chromosomes and karyotypic formula. Result of analysis of variance based on completely randomized design (CRD) showed significant differences among the karyotype of control and treated samples for all karyotypic traits (p <0.01). Induced polyploidy affected by trifluralin was more than that of colchicines, although the concentrations of trifluralin were approximately 100 times lower than concentrations of colchicine. This indicates a greater ability of trifluralin in ploidy induction in this plant.

    Keywords: Fenugreek (Trigonella foenum-graecum L.), cytogenetic characteristics, ploidy induction, colchicine, trifluralin