فهرست مطالب

  • سال بیست و یکم شماره 6 (پیاپی 108، بهمن و اسفند 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/06
  • تعداد عناوین: 6
|
  • منیژه فیروزی*، سید سینا امامی صفحات 337-344
    مقدمه

    در حال حاضر دیابت یکی از شایع ترین بیماری های مزمن جامعه ی امروز و یکی از مهم ترین مولفه های کنترل آن، رفتارهای خود مراقبتی است. با توجه به تاثیر متغیرهای روان شناختی در بروز رفتارهای خود مراقبتی، هدف این پژوهش پیش بینی رفتار خود مراقبتی در افراد مبتلا به دیابت نوع II بر مبنای توانمندی در هدف گذاری واسترس ادارک شده  بود.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش توصیفی (مقطعی)، افراد شرکت کننده در مطالعه از میان مراجعان به مرکز دیابت کاشان و کلینیک های خصوصی انتخاب شدند. انتخاب نمونه به روش انتخاب در دسترس انجام گرفت و 190 بیمار در این پژوهش شرکت داده شدند. پرسش نامه های هدف در زندگی، استرس ادارک شده و خودمراقبتی توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام انجام شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که متغیرهای توانمندی در هدف گذاری و استرس ادارک شده به طور مجزا تاثیر معنی داری نداشتند اما اثر متقابل میان آن ها با پیش بینی رفتار خودمراقبتی رابطه معنی داری برقرار کرد (0/01=P).

    نتیجه گیری

    نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که با ارتقای سطح توانمندی در هدف گذاری و میزان استرس ادارک شده، می توان بروز رفتار خود مراقبتی را در افراد مبتلا به دیابت بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: دیابت، رفتار خودمراقبتی، هدف گذاری، استرس ادارک شده
  • فریده شیشه بر، محدثه زنده دل*، مسعود ویسی، بیژن حلی، امل ساکی مالحی، مهدی شیری نسب صفحات 345-355
    مقدمه

    شاخص گلیسمی (GI) ، بار گلیسمی (GL) و شاخص سیری (SI)، از فاکتورهای مهم مرتبط با بیماری های متابولیک، به ویژه دیابت و چاقی می باشند. در مطالعه ی حاضر، اثر آرد جو بر GI، GL و SI نان سفید مورد بررسی قرارگرفت.

    مواد و روش ها

    به منظور تعیین GI، 10 فرد سالم، در 4 روز جداگانه با فاصله ی یک هفته در مطالعه شرکت کردند. در هر روز قند خون افراد در زمان های ناشتا، 15، 30، 45، 60، 90 و 120 دقیقه پس از مصرف محلول گلوکز، نان سفید و نان حاوی 25% و 50% آرد جو، اندازه گیری شد. برای تعیین SI، 20  فرد سالم در 3 روز جداگانه با فاصله یک هفته در مطالعه شرکت کردند. در هر روز، میزان سیری افراد، با استفاده از پرسش نامه ی VAS، در زمان های ناشتا و هر 15 دقیقه تا 2 ساعت بعد، اندازه گیری شد.

    یافته ها

    GI و GL نان جو 25 درصد 81/79 و 13/80و برای نان جو50 درصد 59/16 و 9/55 تعیین شد. GI نان جو 50% (59/16) در محدوده ی متوسط و به طور معنی داری نسبت به نان سفید (91/98) کمتر بود (0/03=P). شاخص سیری هردو نان جو 25% (425/82، 0/04=P) و نان جو 50% (968/26، 0/02=P) به طور معنی داری بالاتر از نان سفید بود.

    نتیجه گیری

    افزودن آرد جو، نه تنها باعث کاهش GI و GLنان سفید گردید، بلکه شاخص سیری آن را به طور قابل توجهی افزایش داد.

    کلیدواژگان: شاخص گلیسمی، بارگلیسمی، شاخص سیری، نان، جو
  • سمیه حسین پور نیازی، نفیسه تکلویی، پروین میرمیران، آزیتا گشتاسبی، می نور لمیعیان، لیدا مقدم بنائم* صفحات 356-363
    مقدمه

    دیابت بارداری یکی از شایع ترین عوارض دوران بارداری است و می تواند باعث افزایش بروز عوارضی مانند زایمان زودرس و کاهش قند خون در زمان تولد در نوزادان شود. مشاهدات متعدد نشان می دهد که رژیم غذایی نقش مهمی در کنترل و پیشگیری از دیابت بارداری دارد. هدف از مطالعه ی کنونی بررسی ارتباط مصرف انواع سبزیجات قبل از دوران بارداری با بروز دیابت بارداری در زنان تهرانی می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه آینده نگر روی 1026 خانم باردار انجام شد. تست تحمل گلوکز در هفته 28 تا 24 بارداری انجام و از معیارهای انجمن دیابت آمریکا برای تعریف دیابت بارداری استفاده شد. دریافت رژیم غذایی با استفاده از پرسش نامه بسامد خوراک روا و پایا جمع آوری و دریافت انواع سبزی ها (برگ سبز، آلیوم، کلم، ساقه ای، ریشه ای) تعیین شد. ارتباط بین دریافت سبزی ها با دیابت بارداری با رگرسیون لجستیک بررسی شد.

    یافته ها

    71 زن (9/6 درصد) مبتلا به دیابت بارداری بودند. میانگین سن قبل بارداری و نمایه ی توده ی بدنی افراد شرکت کننده به ترتیب 4/3±26/7 سال و 4/5±25/4 کیلوگرم بر متر مربع بود. میانگین دریافت کل سبزی های در گروه زنان باردار مبتلا و غیرمبتلا به دیابت بارداری به ترتیب 17/1±134/7 و 5/3±116/1گرم در روز بود. دریافت سبزی های ساقه ای (0/05=P) و سبزی های میوه ای (0/04=P) در زنان غیر مبتلا به دیابت بارداری به طور معنی داری بیشتر از زنان مبتلا به دیابت بارداری بود. سبزی های میوه ای خطر ابتلا به دیابت بارداری را کاهش داد. هیچ ارتباطی بین دریافت سایر سبزی ها و خطر دیابت بارداری پس از تعدیل متغیرهای مخدوش کننده مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به مصرف کم سبزی های میوه ای در زنان مبتلا به دیابت بارداری و ارتباط مستقیم و معنی دار بین دریافت سبزی های میوه ای با کاهش خطر دیابت بارداری، افزیش مصرف این سبزی ها جهت پیشگیری از دیابت بارداری توصیه می شود.

    کلیدواژگان: سبزی های میوه ای، دیابت بارداری، کلم، سبزی های برگ سبز، سبزی های آلیوم
  • منصوره ساده تبریان، شهرزاد غیاثوندیان*، شیما حقانی صفحات 364-371
    مقدمه

    پیشگیری از عوارض، کاهش مرگ و میر و هزینه های اقتصادی دیابت، یکی از مهم ترین اهداف مدیریت دیابت می باشد. برای رسیدن به این اهداف، کنترل دقیق قند خون لازم است که نیازمند آموزش است. زمانی بیماران از توصیه ها و آموزش های داده شده تبعیت می کنند که درک درستی از بیماری خود داشته باشند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر درک بیماری بر کنترل گلیسمیک بیماران مبتلا به دیابت انجام گرفت.

    مواد و روش ها

    این کارآزمایی بالینی تصادفی در 78 بیمار مبتلا به دیابت مراجعه کننده به درمانگاه دیابت شهرستان قوچان در دو گروه تصادفی مداخله (38 نفر) و شاهد (40 نفر) انجام شد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه درک از بیماری (IPQ-R) و میزان HbA1C قبل و بعد از مداخله استفاده گردید. گروه مداخله در طی 2 جلسه 45 دقیقه ای، تحت آموزش مبتنی بر درک بیماری قرار گرفتند. سنجش افراد سه ماه بعد از انجام مداخله صورت گرفت و نتایج توسط نرم افزار SPSS 22 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    سه ماه پس از آموزش در گروه مداخله، میانگین سطح هموگلوبین گلیگوزیله (1/318±9/28 در مقابل 1/422±8/33) و درک بیماری (12/971±132/53در مقابل 9/772± 159/47) نسبت به قبل، تغییر یافت. یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان داد سطح سرمی هموگلوبین گلیکوزیله پس از آموزش در مقایسه با پیش از آموزش، تغییرات معنی داری داشته است (0/001<p).

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه نشان داد، بیماران مبتلا به دیابت پس از مداخله ی آموزشی به درک بهتری از بیماری خود دست یافتند، که در نهایت منجر به کنترل قندخون در این بیماران گردید.

    کلیدواژگان: درک بیماری، خود کنترلی، دیابت، هموگلوبین گلیکوزیله
  • گلناز واحدی نوتاش، الهام علی زاده فرهمند، لیلا چراغی، پریسا امیری*، فریدون عزیزی صفحات 372-384
    مقدمه

    چاقی زمینه ساز بروز اختلال عملکرد و کاهش عزت نفس می باشد و بنابراین حمایت اجتماعی درک شده می تواند تعیین کننده ی اصلی واکنش افراد در برابر چاقی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی آن ها باشد. مطالعه ی حاضر با هدف بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بزرگسالان دارای اضافه وزن/چاق با سطوح مختلف حمایت اجتماعی درک شده، انجام شد.

    مواد و روش ها

    1674 نفر از بزرگسالان بالای بیست سال شرکت کننده در مطالعه ی قند و لیپید تهران، وارد مطالعه شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه ی حمایت اجتماعی ادراک شده، پرسش نامه ی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و پرسش نامه ی اطلاعات زمینه ای استفاده شد. شرکت کنندگان با استفاده از گروه بندی نمایه ی توده بدنی در دو گروه طبیعی و اضافه وزن (73/6درصد) طبقه بندی شدند.

    یافته ها

    میانگین سنی شرکت کنندگان 15/25±47/96سال و 57/8درصد (963 نفر) زن بودند. در هر دو گروه حمایت اجتماعی کم و زیاد، نمرات کیفیت زندگی در بعد جسمانی در شرکت کنندگان در وزن طبیعی نسبت به همتایان دارای اضافه وزن/چاق به طور معنی داری بالاتر بود (1/94OR، 3/10-1/21CI:).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد در گروهی که حمایت اجتماعی کمتری ادراک می کردند، پس از تعدیل عوامل مداخله گر جمعیت شناختی، رفتاری و بالینی، احتمال گزارش کیفیت زندگی ضعیف در بعد جسمانی در افراد دارای اضافه وزن/چاق نسبت به افراد دارای وزن طبیعی تقریبا دو برابر بود.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی درک شده، اضافه وزن، چاق، سلامت، بزرگسالان، مطالعه ی قند و لیپید تهران
  • وحید خاکی بختیاروند، خدیجه رمضانی علی اکبری، مهدی شعبانی* صفحات 385-399

    مقدمه چاقی یک معضل بزرگ در حوزه ی سلامت است، که شیوع آن در چند دهه اخیر افزایش قابل توجهی داشته است. با افزایش شیوع چاقی، خطر ابتلا به انواع سرطان ها، دیابت نوع دو و بیماری های قلبی-عروقی افزایش یافته است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات التهاب و تغییرات سلول های ایمنی در بافت چربی سفید افراد چاق، بر افزایش خطر ابتلا به سرطان است. در چاقی افزایش بافت چربی سفید باعث تغییر فنوتیپ ماکروفاژهای مقیم بافت به M1 و در نتیجه بروز التهاب مزمن می شود. در این شرایط تعداد سلول های سرکوب گر ایمنی نظیر سلول های T تنظیمی و سلول های سرکوب گر میلوییدی در بافت چربی سفید افزایش می یابد، ولی عملکرد ضد توموری سلول های کشنده طبیعی مهار می شود. علاوه براین، تغییرات هورمونی و متابولیکی در چاقی باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان می شود: افزایش سطح هورمون هایی نظیر انسولین و لپتین منجر به فعال سازی مسیرمیتوژنیک Ras/MAPK و ارسال پیام های مهارکننده مرگ سلولی برنامه ریزی شده (آپوپتوز) در سلول های سرطانی می گردد. هم چنین بافت چربی سفید به عنوان منبع تامین انرژی برای سلول های سرطانی عمل می کند و با تولید سایتوکاین های پیش التهابی، آدیپوکاین ها و فاکتورهای پروآنژیوژنیک به رشد و متاستاز تومور کمک می کند. در مجموع چاقی با افزایش توده ی چربی سفید، بستری مناسب برای تومورزایی و مهار مسیرهای ضدتوموری فراهم می کند که خطر ابتلا به سرطان را افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: التهاب، چاقی، بافت چربی، سرطان، سلول های ایمنی، هورمون ها
|
  • Manijeh Firoozi*, Seyed Sina Emami Pages 337-344
    Introduction

    Diabetes is one of the common chronic diseases in modern societies and self-care behaviors consider as one of the most important factors in controlling this disease. Regarding the impact of psychological factors on adherence to self-care behaviors, the current study aimed to predict self-care behaviors, based on goal setting skill and perceived stress of patients with type 2 diabetes.

    Materials and Methods

    In this descriptive, cross-sectional study, a total of 190 type 2 diabetic patients, referred to Kashan Diabetes Center and private clinics, were selected, using convenience sampling. For data collection, the participants completed the purpose in life questionnaire, perceived stress questionnaire, and self-care behavior questionnaire. The collected data were then analyzed, using Pearson’s correlation coefficient test and stepwise multiple regression analysis.

    Results

    According to the present results, goal setting and perceived stress could not independently predict self-care behaviors in diabetic patients. However, the interaction effect of these variables could successfully predict these behaviors (P<0.01).

    Conclusion

    Our findings suggest that, by improving goal setting skill and perceived stress of patients with diabetes, we can improve their self-care behaviors.

    Keywords: Diabetes, Self-care behaviors, Goal setting, perceived stress
  • Farideh Shishehbor, Mohadeseh Zendehdel*, Masoud Veisi, Bijan Helli, Amal Saki, Mahdi Shiri Nasab Pages 345-355
    Introduction

    Glycemic index (GI), glycemic load (GL), and satiety index (SI) are important factors in metabolic diseases, particularly diabetes and obesity. This study aimed to investigate the effects of barley flour on the GI, GL, and SI of white bread.

    Materials and Methods

    To determine GI, ten healthy individuals were examined on four different days within one-week intervals. The blood sugar level was measured during fasting and 15, 30, 45, 60, 90, and 120 minutes after receiving the glucose solution, white bread, and bread containing 25% and 50% barley flour. Also, to determine SI, a total of 20 healthy individuals were examined on three different days within one-week intervals. SI was measured using the visual analog scale (VAS) during fasting and every 15 minutes for the next two hours.

    Results

    The GI and GL of 25% barley bread were 81.79 and 13.80, respectively. On the other hand, the GI of 50% barley bread (59.16) was in the moderate range and significantly lower than that of white bread (91.98) (P=0.03). Based on the results, the SI of both 25% barley bread (425.82) (P=0.04) and 50% barley bread (968.26) (P=0.02) was significantly higher than that of white bread.

    Conclusion

    The addition of barley flour to bread not only reduced the GI and GL, but also substantially increased the SI of white bread.

    Keywords: Glycemic index, Glycemic load, Satiety index, Barley, Bread
  • Somayeh . Hosseinpour Niazi, Nafiseh . Takalluei, Parvin Mirmiran, Azita Goshtasebi, Minoor Lamyian, Lida Moghaddam Banaem* Pages 356-363
    Introduction

    Gestational diabetes is one of the most common complications of pregnancy, which increases the risk of complications, such as preterm birth and low glucose at birth. Several studies have reported that diet plays an important role in preventing and managing gestational diabetes. The present study aimed to investigate the relationship between pre-pregnancy vegetable consumption and gestational diabetes in women residing in Tehran, Iran.

    Materials and Methods

    This prospective study was performed on 1026 women. Glucose tolerance tests were performed at 24-28 weeks of gestation, and the diagnostic criteria by the American Diabetes Association were used to define gestational diabetes. The participants’ dietary intake was examined, using a reliable and valid food frequency questionnaire, and their consumption of vegetables (i.e., green leaves, allium vegetables, cabbage, stems, and roots) was determined. The association between vegetable consumption and gestational diabetes mellitus was examined by logistic regression analysis.

    Results

    A total of 71 (6.9%) women were diagnosed with gestational diabetes. The mean pre-gestational age and body mass index of the participants were 26.7±4.3 years and 25.4±4.5 kg/m2, respectively. The mean vegetable consumption in pregnant women with and without gestational diabetes was 134.7±17.1 and 116.1±5.3 g/day, respectively. The intake of stem vegetables (P=0.05) and fruit vegetables (P=0.04) in women without gestational diabetes was significantly higher than that of women with gestational diabetes. Fruit vegetables reduced the risk of gestational diabetes. However, no significant association was found between the intake of other vegetables and the risk of gestational diabetes after adjusting for confounding variables.

    Conclusion

    Considering the low consumption of fruit vegetables in women with gestational diabetes and the direct association between their intake and the lower risk of gestational diabetes, it is recommended to increase the intake of these vegetables to prevent this disease.

    Keywords: Fruit vegetables, Gestational diabetes, Cabbage, Leafy green vegetables, Allium vegetables
  • Mansoureh Sadeh Tabarian, Shahrzad Ghyasvandian*, Shima Haghani Pages 364-371
    Introduction

    Prevention of complications associated with diabetes, besides the reduction of mortality and economic costs, are the most important goals of diabetes management. To achieve these goals, glycemic control, which requires education, is essential. Patients adhere to recommendations and guidelines when they have a clear understanding and perception of their disease. The current study aimed to investigate the effect of education based on illness perception on glycemic control in patients with diabetes.

    Materials and Methods

    This randomized clinical trial was conducted on 78 diabetic patients, referred to Quchan Clinic, Quchan, Iran. The participants were randomly assigned to either the intervention (n=38) or control (n=40) group. For data collection, the revised version of the Illness Perception Questionnaire (IPQ-R) was used, and glycosylated hemoglobin (HbA1c) level was measured before and after the intervention. The intervention group participated in two educational sessions (education based on illness perception), each lasting about 45 minutes. The subjects were assessed three months after the intervention, and the results were analyzed using SPSS version 22.

    Results

    Three months after the intervention, the mean HbA1c level (9.28±1.318 vs. 8.33±1.422) and illness perception (132.53±12.971 vs. 159.47±9.772) changed significantly in the intervention group, compared to the pre-intervention phase. According to the analysis of covariance (ANCOVA), the serum level of HbA1c significantly changed after the intervention, compared to the pre-intervention phase (P<0.001).

    Conclusion

    According to the present findings, the intervention could improve illness perception in diabetic patients, leading to higher glycemic control.

    Keywords: Illness perception, Self-control, Diabetes, Glycated hemoglobin A
  • Golnaz Vahedi Notash, Elham Alizadeh Farahmand, Leila Cheraghi, Parisa Amiri*, Feridoun Azizi Pages 372-384
    Introduction

    Obesity predisposes individuals to functional decline and low self-esteem. Therefore, perceived social support can be a key determinant of individuals' reactions to this phenomenon and their health-related quality of life (HRQoL). The present study aimed to compare the association between HRQoL and perceived social support in overweight/obese adults in Tehran, Iran.

    Materials and Methods

    A total of 1674 participants of Tehran Lipid and Glucose Study, aged ≥20 years, were enrolled in this study. To collect data, the perceived social support, HRQoL, and demographic information questionnaires were used. The participants were categorized into two groups of normal weight and overweight (73.6%), according to the body mass index (BMI).

    Results

    The mean age of the participants was 47.96±15.25 years, and 57.8% (n=963) of them were female. In both groups of low and high social support, the physical functioning score of HRQoL was significantly higher in normal-weight individuals, compared to their overweight/obese counterparts (OR: 1.94, CI: 1.21-3.10).

    Conclusion

    After adjusting for demographic, behavioral, and clinical factors in the group with lower levels of perceived social support, it was found that the likelihood of poor physical functioning, as a component of HRQoL, in overweight/obese individuals was almost twice as high as those with a normal weight.

    Keywords: Quality of life, Perceived social support, Overweight, Health, Adults, Tehran Lipid, Glucose Study
  • Vahid Khaki Bakhtyarvand, KH. RamezaniAli Akbari, Mahdi Shabani* Pages 385-399

    The incidence of obesity, as a major health problem, has increased significantly over the past decades. This condition is associated with an increased risk of cancers, type 2 diabetes, and cardiovascular diseases. The current study aimed to investigate the effects of inflammation and changes of adipose tissue-resident immune cells on increasing the risk of cancer in obese individuals. In obesity, an increase in white adipose tissue changes the phenotype of tissue-resident macrophages to M1, resulting in chronic inflammation. This, in turn, increases the number of immune suppressor cells (e.g., regulatory T cells and myeloid-derived suppressor cells in white adipose tissue), but inhibits the anti-tumor activity of natural killer cells. Besides, hormonal and metabolic changes caused by obesity increase the risk of cancer. The elevated levels of hormones, such as insulin and leptin, activate the mitogenic Ras/MAPK pathway, and transduce inhibitory signals of apoptotic death in cancer cells. Also, the white adipose tissue acts as an energy source for cancer cells and promotes tumor growth and metastasis by producing pro-inflammatory cytokines, adipokines, and proangiogenic factors. Overall, obesity, by increasing the white fat mass, prepares a suitable microenvironment for triggering tumor formation and inhibiting anti-tumor pathways, which increase the risk of cancers.

    Keywords: Adipose tissue, Cancer, Immune cell, Hormones, Inflammation