فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فهیمه قاسمی، آسیه الفت بخش، علی اکبر راسخی، شهپر حقیقت* صفحات 8-18
    مقدمه

    در سال های اخیر درمان در بسیاری از بیماری ها بویژه سرطان ها پیشرفت قابل توجهی یافته است، بنابراین تعداد بیمارانی که مرگ را تجربه نمی کنند افزایش یافته است و در نتیجه بکارگیری مدل های شفایافتگی موثرتر از مدل های معمول بقا است. هدف از این مطالعه برآورد نسبت شفای بدون عود سرطان پستان با استفاده از مدل شفا یافته ی ناآمیخته پواسن بتا وایبل و بررسی عوامل موثر آن می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه کوهورت از اطلاعات 271 بیمار مبتلا به سرطان پستان استفاده شد که در سال های 1385- 1376 به پژوهشکده سرطان معتمد جهاد دانشگاهی مراجعه کرده بودند. فاصله زمانی تشخیص بیماری تا رخداد عود بیماری محاسبه شد و تاثیر عوامل موثر بر آن ابتدا با استفاده از مدل بقای کاکس به عنوان معمول ترین روش تحلیل بقا برآورد شد. سپس با محاسبه نسبت شفایافتگی از عود، تاثیر عوامل موثر بر بقا و شفای بیماران با استفاده از مدل های وایبل و شفایافته ناآمیخته بتا وایبل پواسون تحلیل شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم‏افزار R 3.4.1 انجام شد و سطح معنی داری 5 درصد در نظر گرفته شد.

    یافته ها

     نتایج این مطالعه نشان داد که 17 (3/6%) نفر از بیماران پس از درمان دارای عود بودند. بقای یک، سه و پنج ساله بیماران به ترتیب 97/0، 96/0 و 93/0بود. نتایج نشان داد مدل بتا وایبل پواسون با کمترین معیار آکاییکه، بهترین برازش را به داده ها دارد. براساس این مدل، گیرنده استروژن مثبت از عوامل موثر بر شفایافتگی بود (HR=0.27) و نسبت شفایافتگی 92% برآورد شد.

    نتیجه‏ گیری

    مطابق نتایج این مطالعه، متغیر گیرنده استروژن مثبت بعنوان عامل موثر بر شفای بیماری شناخته شد. مدل شفایافته بتا وایبل پواسون برازش بهتری به داده ها داشت. به دلیل این که این مدل علاوه بر عوامل موثر بقا، عوامل موثر بر شفایافتگی را نیز تحلیل می کند، استفاده از این مدل در بررسی پیامدهایی با رخداد کم پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تحلیل بقا، سرطان پستان، نسبت شفایافتگی
  • رسول نجفی، میثم الفتی فر، مهدی رازی، فاطمه امیری* صفحات 19-27
    مقدمه

    سرطان پستان دومین سرطان شایع و یکی از شایع ترین علل مرگ در زنان است. متاستاز نیز از چالش های پیش روی بیماران مبتلا به سرطان پستان می باشد که بقای آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان بقا و سنجش عوامل اثرگذار بر پیشرفت بیماری از زمان تشخیص با در نظر گرفتن متاستاز به عنوان حالتی میانی با استفاده از مدل بیماری- مرگ انجام شد.

    روش بررسی

    مطالعه گذشته نگر حاضر متشکل از 493 فرد مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به کلینیک امام خمینی شهر همدان طی سال1380 تا 1396 است. ابتدا اطلاعات مورد نیاز با استفاده از چک لیست از پیش تهیه شده از پرونده بیماران استخراج شد، سپس اثر متغیرهای زمینه ای و بالینی بر سیر طبیعی بیماری با استفاده از مدل های چندحالتی بررسی شد.

    یافته ها

    مخاطره وقوع متاستاز برای افرادی که اندازه تومور آنها بین 2 تا 5 سانتی متر و بیشتر از 5 سانتی متر بود بیشتر از افرادی است که اندازه تومور آنها کمتر از 2 سانتی متر بود  (79/1-10/1)28/1 و (91/3-25/1)48/2 =HR(%95CI)). افرادی که وضعیت استروژن، پروژسترون و فاکتور رشد اپیدرمی آنها مثبت بود بیشتر در خطر وقوع متاستاز بودند ((40/3-96/1) 58/2، (26/2-7/1)69/1، (31/2-29/1)73/1)= HR (%95CI).

    نتیجه گیری

    آموزش همگانی در مورد اهمیت معاینات دوره ای و تشخیص زودهنگام سرطان پستان همچنین شناخت علایم این بیماری می‏تواند به فرد در تشخیص به موقع بیماری کمک نماید. لذا بیمار می‏ تواند قبل از بزرگ‏تر شدن تومور و پیشرفت بیماری به پزشک مراجعه نماید که این کار به درمان به موقع بیماری کمک شایانی خواهد کرد.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، مدل چند حالتی، بقا
  • مریم میری*، میترا مودی، محمدرضا میری، غلامرضا شریف زاده، انسیه نوروزی صفحات 28-36
    مقدمه

    خودآزمایی پستان ابزاری ساده، ارزان و بدون نیاز به فناوری جهت تشخیص زودهنگام سرطان پستان است و در بیشتر کشورها خصوصا کشورهای در حال توسعه تنها شیوه واقع گرایانه کشف سریع سرطان پستان می‏ باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر انجام رفتار خودآزمایی پستان در زنان خانه‏ دار انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 450 نفر از زنان خانه‏دار 40-20 سال مراجعه‏ کننده به مراکز بهداشتی درمانی که به روش خوشه‏ ای چند مرحله ‏ای تصادفی انتخاب شده بودند، انجام شد. داده‏ ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک و سازه‏ های مدل فرانظری جمع ‏آوری گردید. سپس در نرم‏ افزار SPSS19 وارد و برای داده‏ های نرمال از آزمون t و آنالیز واریانس یک طرفه و داده ‏های غیرنرمال کروسکال والیس، من ویتنی و تست دقیق فیشر استفاده شد.

    یافته‏ ها

     میانگین سنی زنان 2/5±7/30 سال بود. بر اساس سازه مراحل تغییر 9/32% زنان در مرحله پیش تفکر، 6/19% تفکر، 3/23% آمادگی، 2/18% عمل و 6% در مرحله نگهداری بودند. میانگین نمره سازه توازن تصمیم‏ گیری 57/0±33/2، فرآیندهای تغییر 82/0±51/2 و خودکارآمدی 81/0±61/1 بود. از بین متغیرهای مورد مطالعه سطح تحصیلات و آگاهی رابطه معنی ‏داری را با سازه‏ های مدل نشان دادند (05/0>p).

    نتیجه‏ گیری

     با توجه به نتایج مطالعه اکثریت زنان مورد مطالعه رفتار خودآزمایی پستان را انجام نمی ‏دادند. لذا انجام مداخلات آموزشی به منظور ارتقای رفتار خودآزمایی پستان ضروری به ‏نظر می رسد.

    کلیدواژگان: خودآزمایی پستان، مدل فرانظری، زنان خانه دار
  • عنایت الله بهمن، لیلا جعفرنژاد، مینا وحدانی، سمانه ذوالقدری جهرمی* صفحات 37-48
    مقدمه

    سرطان، تقسیم غیرقابل کنترل سلول ها، در اثر عوامل محیطی و اختلال های ژنتیکی بوجود می آید. سرطان پستان معمول‏ ترین سرطان در سراسر جهان، شایع‏ ترین سرطان و دومین سرطان کشنده و عامل اصلی مرگ و میر در زنان است. چهار دسته از ژن های کلیدی شامل ژن های توده زا (آنکوژن ها)، ژن های مهارکننده توموری، ژن های ترمیم‏ کننده و ژن های مرگ برنامه‏ ریزی شده سلولی در پیشرفت سرطان نقش دارند. برومواستیک اسید (Bromoacetic acid) یک ترکیب شیمیایی است که هم به طور مصنوعی و هم از طریق تخمیر باکتریایی، تولید می شود.

    روش بررسی

    برای بررسی اثر برومواستیک اسید بر ممانعت از تکثیر رده سلول سرطانی MCF7، تست سنجش سمیت سلولی و الگوی بیان ژن‏ های شاخص در تنظیم آپوپتوز شامل BAK، CASP3، CASP8، BIM تحت غلظت 5/2 میکروگرم بر میلی ‏لیتر برومواستیک اسید در سه زمان 24، 48 و 72 ساعت با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمراز در زمان واقعی اندازه گیری شد.

    یافته‏ ها

     نتایج بررسی الگوی بیان ژن نشان داد تحت تیمار برومواستیک اسید، میزان بیان ژن ‏های شاخص CASP3, CASP8, BAK در زمان 24، 48 و 72 افزایش می ‏یابد. این در حالی است که بیان ژن BIM نسبت به کنترل در هر سه زمان کاهش می‏ یابد.

    نتیجه‏ گیری

    برومواستیک اسید مرگ سلولی را از طریق مسیرهای درونی و بیرونی آپاپتوز القا می‏ کند.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، بیان ژن، برومواستیک اسید
  • فرشته احمدآبادی*، مرضیه ثاقب جو، ریحانه هوشیار صفحات 49-58
    مقدمه

    کاشکسی یکی از عوارض سرطان می باشد که با افزایش از دست دادن وزن بدن همراه است. آپوپتوز به عنوان یکی از مسیرهای تحلیل بافتی در کاشکسی سرطان شناخته شده است که سبب کاهش وزن و تخریب بافت های مختلف بدن می شود. عوامل مختلفی از جمله تمرینات ورزشی می تواند بر کاهش کاشکسی ناشی از سرطان تاثیرگذار باشد. در پژوهش حاضر، اثر 4 هفته تمرین تناوبی شدید بر برخی شاخص های بیوشیمیایی مسیر آپوپتوز در بافت کبد موش های ماده حامل تومور سرطان پستان بررسی شد.

    روش بررسی

    در مطالعه تجربی حاضر، موش های ماده BALB/c پس از تزریق سلول سرطانی 4T1 به صورت تصادفی به دو گروه سرطانی (کنترل و تمرین تناوبی شدید) و گروه شم (تزریق بافر فسفات نمکی) تقسیم شدند. هر جلسه HIIT شامل شش تناوب سه دقیقه و 20 ثانیه ای دویدن روی نوارگردان (شدت 95-80% VO2max) با یک دقیقه ریکاوری فعال بین تناوب ها (شدت 35-30 درصد VO2max) و مجموع 10 دقیقه گرم کردن و سرد کردن (شدت 40-30 درصد VO2max) در ابتدا و انتهای هر جلسه بود که به مدت 4 هفته با 5 جلسه در هفته اجرا شد.

    یافته ها

    سطح پروتیین کاسپاز-3 در گروه تمرین تناوبی شدید نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت (01/0>P). شاخص پیش آپوپتوزی Bax تفاوت معناداری را بین گروه ها نشان نداد (05/0<P). همچنین نتایج افزایش معنادار سطح پروتیین Bcl-2 و نسبت Bcl-2 به Bax را در گروه تمرین تناوبی شدید نسبت به گروه کنترل نشان داد (01/0=P).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به‏ دست آمده، به ‏نظر می رسد که تمرینات تناوبی شدید می تواند از طریق کاهش شاخص آپوپتوزی کاسپاز-3 و افزایش نسبت Bcl-2/Bax، تحلیل بافت کبد ناشی از سرطان پستان را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، مرگ سلولی، سرطان پستان
  • فرامز کوچکی لنگرودی، مقصود پیری*، محمدعلی آذربایجانی، مریم دلفان صفحات 59-68
    مقدمه

    سرطان پستان شایع‏ترین و مهم‏ترین عامل مرگ و میر زنان در سراسر دنیا به شمار می‏رود. هدف مطالعه حاضر تعیین تاثیر برآیندی ده هفته تمرین استقامتی به همراه مکمل یاری کورکومین بر رشد سرطان، سطوح پروتیین VEGF-A و بیان ژن VEGF-r در بافت سرطان موش ‏های ماده مبتلا به سرطان پستان بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از نوع تجربی بود. 40 سر موش ماده آزمایشگاهی نژاد بالب سی پس از پیوند سرطان پستان 4T1، به چهار گروه تمرین استقامتی (پنج هفته، پنج روز در هفته)، کورکومین، تمرین استقامتی-کورکومین و گروه کنترل تقسیم شدند. همه گروه ‏ها 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی قربانی شدند و بافت تومور پستان بلافاصله جداسازی شد. بیان پروتیین VEGF-A به روش وسترن بلات و بیان ژن VEGF-r به روش qReal time- PCR سنجیده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون One Way ANOVA انجام گردید و معناداری نیز 05/0>p در نظر گرفته شد.

    یافته ‏ها

    نتایج پژوهش حاضر کاهش رشد سرطان (001/0>p)، کاهش معنا دار سطوح پروتیینی VEGF-A (001/0>p) و کاهش بیان ژن VEGF-r (001/0>p) در بافت تومور گروه تمرین، گروه کورکومین و بخصوص گروه تمرین-کورکومین نسبت به گروه کنترل را نشان داد.

    نتیجه ‏گیری

     به نظر می‏ رسد 5 هفته تمرین استقامتی همراه با مکمل یاری کورکومین احتمالا با تاثیر مهاری فزآینده بر مکانیرم رگزایی از جمله محور VEGF-A/VEGF-r می ‏تواند باعث کاهش روند رشد سرطان در موش‏ های مبتلا به سرطان نسبت به گروه ‏های مداخل ه‏ای دیگر و گروه کنترل شود.

    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، کورکومین، سرطان پستان، VEGF-A، VEGF-r، رگزایی
  • احمد کاویانی*، مهتاب وثیق، ساناز زند صفحات 69-73

    ماستیت گرانولوماتوز از جمله بیماری هایی است که به گواه منابع در کشورهای خاورمیانه و به ویژه ایران، فراوانی بیشتری نسبت به کشورهای غربی دارد و بنابراین در این حوزه تخصصی، کشورمان از جمله تولیدکنندگان علم، معرفی کننده گان تیوری های پایه برای شروع بیماری و نیز پیشنهادکنندگان پروتکل های تشخیصی و درمانی برای این بیماری آزار دهنده است.با توجه به ناشناخته بودن علت این بیماری، هنوز درمان استاندارد که توافقی بین المللی برای آن صورت گرفته باشد، معرفی نشده است و در اکثر منابع چند نوع درمان مانند داروهای ضد التهابی استروییدی، غیر استروییدی، درمان های نگهدارنده، جراحی، داروهای سایتوتوکسیک و... برای این بیماری معرفی شده است. در حال حاضر با توجه به سیر طولانی بیماری و نیاز بیماران به درمان دراز مدت، به نظر نمی رسد درمان با داروهای پر عارضه ای مانند کورتیکواسترویید ها، متوتروکسات، آزاتیوپرین، اینترلوکین و یا سایر داورهای نو ترکیب ضد سیستم ایمنی، راه حل مناسبی برای مقابله با بیماری ماستیت گرانولوماتوز، زمانی که محدود به پستان است، باشد. توصیه نویسندگان این مقاله بر اساس شواهد موجود در منابع پزشکی و تجربیات طولانی مدت، استفاده از درمان های نگهدارنده به همراه آموزش بیماران و نیز ترکیبات ضد التهابی غیر استروییدی است.

    کلیدواژگان: ماستیت گرانولوماتوز، کورتیکواستروئید، درمان نگهدارنده
|
  • Fahimeh Ghasemi, Asiyeh Olfatbakhsh, AliAkbar Rasekhi, Shahpar Haghighat* Pages 8-18
    Introduction

    Therapies for many of diseases, especially cancer, have been improved significantly in the recent years, resulting in an increase in the number of patients who do not experience mortality. Therefore, the application of cure models is more suitable for survival analysis in this population than the usual survival models are. The aim of this study was to estimate the recurrence-free cure rate of breast cancer using the Poisson Beta Weibull (PBW) cure model and to determine the correlating factors.

    Methods

    The data for this study came from a cohort of 271 breast cancer patients who had visited Motamed Cancer Institute, Tehran, between 1997 and 2006 and were followed up from 2013 to 2017. In this study, the time interval between diagnosis and recurrence of the disease was calculated, and the effect of factors was estimated using a Cox survival model as the most common method of survival analysis. Then, by calculating the cure rate from recurrence, the effect of factors on patients’ survival and cure was analyzed using Weibull and PBWcure models. Data were analyzed using R, v 3.4.1, at a significance level of 5%.

    Results

    The results showed that 17 (6.3%) of patients experienced relapse after treatment. One-, 3-, and 5-year survival rates for the patients were 0.97, 0.96, and 0.93, respectively. The results of this study showed that PBW Model has a better fit to data with the smallest AIC. Based on this model, estrogen receptor positivity was a significant factor affecting patients' cure (HR = 0.27) and the cure fraction was estimated to be 92%.

    Conclusion

    Estrogen receptor positivity is the most important factor affecting patients’ cure. The Poisson Beta Weibull cure model has a better fit to data. Since the model analyzes factors affecting both survival and cure, using this model is recommended in the analysis of the events with low incidence.

    Keywords: Breast Cancer, Cure Fraction, Survival Analysis
  • Rasoul Najafi, Meysam Olfatifar, Mahdi Razi, Fatemeh Amiri* Pages 19-27
    Introduction

    Breast cancer is the second most common cancer and one of the most common causes of death in women. Metastasis is also a challenge for breast cancer patients, affecting their survival. This study aimed to determine the survival rate and measure the factors affecting the progression of the disease from the time of diagnosis by considering metastasis as an intermediate condition using the disease-mortality model.

    Methods

    This retrospective study included 493 women with breast cancer referred to Imam Khomeini Clinic, Hamadan, between 2001 and 2017. First, the required information was extracted from patients’ files according to a checklist, and then the effect of background and clinical variables on the natural course of the disease was examined using a multistate model.

    Results

    The risk of metastasis for people whose tumor size was 2-5 cm and >5 cm was higher than that for people whose tumor size was <2 cm (HR, 1.28; [95% CI, 1.10-1.79]; and HR, 2.48; [95% CI, 1.25-3.91], respectively). People with estrogen-, progesterone-, and epidermal growth factor–positive tumors were at higher risk for metastasis (HR, 2.58; [95% CI, 1.96-3.40]; HR, 1.69; [95% CI, 1.7-2.26]; and HR, 1.73; [95% CI, 1.29-2.31], respectively).

    Conclusion

    Public education on the importance of periodic examinations and early detection of breast cancer, as well as recognizing the symptoms of the disease, can help a person detect the disease early. Therefore, the patient can see a doctor before the tumor gets bigger and the disease progresses, which will help in timely treatment of the disease.

    Keywords: Breast Cancer, Multistate Model, Survival
  • Maryam Miri*, Mitra Moodi, MohammadReza Miri, Gholamreza Sharifzadeh, Ensiyeh Norozi Pages 28-36
    Introduction

    Breast self-examination is a simple, inexpensive, and technology-free tool for early detection of breast cancer, and in most countries, specifically in developing countries, it is the only genuine way to detect breast cancer rapidly. So, the current study was done to determine the factors affecting breast self-examination behavior in housewives.

    Methods

    This descriptive-analytical study was done with 450 housewives aged 20-40 years visiting health centers in Birjand, South Khorasan. The sample was randomly selected using a multistage cluster sampling method. Data were collected through a researcher-made questionnaire consisting of demographic information and transtheoretical model constructs and then were entered into the SPSS 19 software. Variables of normal distribution were analyzed using t tests and one-way analysis of variance, while non-normal data were analyzed using the Kruskal-Wallis, Mann-Whitney, and Fisher’s exact tests.

    Results

    The mean age of women was 30.7 ± 5.2 years. Based on the structure of the change steps, 32.9% of the women were at the precontemplation stage, 19.6% at the contemplation stage, 23.3% at the preparation stage, 18.2% at the action stage, and 6% at the maintenance stage. The mean score was 2.33 ± 0.57 for the decision structure, 2.51 ± 0.82 for the change process, and 1.61 ± 0.81 for the self-efficacy. Among the variables studied, the level of education and awareness showed a significant relationship with the model constructs (p < 0.05).

    Conclusion

    According to the results of the study, most women studied did not perform breast self-examination. Consequently, it is necessary to perform educational interventions to improve the behavior of breast self-examination.

    Keywords: Breast Self-Examination, Transtheoretical Model, Housewives
  • Enayatollah Bahman Jahromi, Leila Jafaarnejad, Mina Vahdani, Samaneh Zolghadri* Pages 37-48
    Introduction

    Cancer, the uncontrolled division of cells, occurs because of environmental factors and genetic disorders. Breast cancer is the most common cancer and the second leading cause of cancer death in women. Four categories of key genes, including oncogenes, tumor suppressor genes, repairing genes, and programmed– cell death genes, contribute to cancer development. Bromoacetic acid is a chemical compound that is produced both artificially and by bacterial fermentation.

    Methods

    To investigate the effectiveness of bromoacetic acid in inhibiting the MCF7 cell line proliferation, the MTT assay was done and the expression of genes responsible for the regulation of apoptosis, including BAK, CASP3, CASP8, and BIM, was measured after 24, 48, and 72 hours of cell treatment with 2.5 µg/ml of bromoacetic acid using real–time PCR.

    Results

    The results of the gene expression assays showed that bromoacetic acid treatment increased the expression of key genes BAK, CASP3, and, CASP8. However, the expression of BIM decreased at all three time points compared with controls.

    Conclusion

    bromoacetic acid can induce cell death via intrinsic and extrinsic apoptosis pathways.

    Keywords: Breast Cancer, Gene Expression, Bromoacetic Acid
  • Fereshteh Ahmadabadi*, Marziyeh Saghebjoo, Reyhane Hoshyar Pages 49-58
    Introduction

    Cachexia is a cancer complication that is associated with increased weight loss. Apoptosis has been known as one of the tissue-wasting pathways that cause weight loss and multiple organ failure in cancer-related cachexia. Various factors, including exercise training, can be effective in the reduction of cancer cachexia. In the present study, the effect of four weeks of high-intensity interval training (HIIT) on some biochemical indices of apoptosis in the liver tissue of breast tumor-bearing mice was investigated.

    Methods

    In the present experimental study, female BALB/c mice were randomly divided two cancerous groups (control and HIIT) following the induction of breast cancer by the injection of the 4T1 cell line and sham group (phosphate buffer saline injection). Each HIIT session included 6 intervals of 3 minutes and 20 seconds (80%-95% of VO2max) with 1-min active recovery (30%-35% of VO2max), performed for 4 weeks, 5 days per week.

    Results

    The level of caspase-3 showed a reduction in the HIIT group compared with the control group (P < 0.01). The results also demonstrated an increase in the level of Bcl-2 and Bcl-2 to Bax ratio in the HIIT group compared with the control group (P = 0.01).

    Conclusion

    Based on the results, it seems that HIIT can reduce liver tissue wasting associated with breast cancer by decreasing caspase-3 and increasing Bcl-2 to Bax ratio.

    Keywords: High-Intensity Interval Training, Cell Death, Breast Cancer
  • F.ouchaki Langroudi, M.Peeri *, M.A.Azarbayjani, M.Delfan Pages 59-68
    Introduction

    Breast cancer is the most common cancer and leading cause of death among women worldwide. The aim of the present study was to determine synergistic effects of 5 weeks of endurance training along with curcumin on cancer progression, levels of VEGF-A, and gene expression of VEGFR in cancer tissue of female Mice with breast cancer.

    Methods

    The present study was an experimental study. Forty female BALB/c mice were transplanted with 4T1 tumors and randomly divided into four groups including an endurance training group (E) (5 weeks, five days a week), a curcumin group (CC), an endurance training along with curcumin (E-C), and a control group (C). All animals were killed 24 hours following the last training session, and tumors were immediately extracted. Levels of VEGF-A and gene expression of VEGFR were determined by a western blot and quantitative real-time PCR, respectively. Data were analyzed with a one-way analysis of variance. The level of significance was set at 0.05.

    Results

    The results of the present study showed a significant decrease in cancer progression (p < 0.001), tumor levels of VEGFA (p < 0.001), and VEGFR expression (p < 0.001) in the E, CC, and—especially—E-C groups compared with the control group.

    Conclusion

    It seems that 5 weeks of endurance training in combination with curcumin supplementation may have greater inhibitory effect on angiogenesis mechanisms, including VEGF-A/VEFR axis, resulting in greater decrease in cancer progression in mice with breast cancer in comparison with E and CC groups.

    Keywords: Endurance Training, Curcumin, Breast Cancer, VEGF-A, VEGFR, Angiogenesis
  • Ahmad Kaviani*, Mahtab Vasigh, Sanaz Zand Pages 69-73

    Idiopathic granulomatous mastitis (IGM) is among the chronic diseases of the breast, which is more common in Middle Eastern countries than in Western countries. Since the etiology of the disease is not well known, there is no international consensus on the management of the disease. Antibiotic, Non-Steroidal anti-inflammatory drugs (NSAIDs), corticosteroids, cytotoxic and immunosuppressive medications, surgery, and conservative management are among the therapeutic options. Considering the fact that management of IGM needs long-term treatment and in the long-term, most of the medications may show the side effect, treatment with corticosteroids and other immunomodulators or cytotoxic drugs should be recommended cautiously in a patient whose disease is confined to the breast.According to the evidence and long-term experience, the authors recommend applying conservative management along with the training of the patient on how to drain the collections by physical maneuvers. Obviously, if granulomatous mastitis would be a part of the clinical syndrome of a systemic disease, appropriate treatment should be done according to the underlying disease.

    Keywords: Idiopathic Granulomatosis Mastitis, Corticosteroid, Conservative Management