فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 4 (پیاپی 49، تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/16
  • تعداد عناوین: 20
|
  • سیده فاطمه موسوی*، صدیقه نصیری پور، سولماز دبیری صفحات 1-12

    شایستگی نوجوان در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی و سرمایه های روان شناختی زمینه ساز رضایت از زندگی است. پرداختن به سرمایه های اجتماعی و روان شناختی در برهه ای از زندگی که با شکل گیری هویت شناخته شده است، می تواند تبیینی برای رضایت از زندگی در افراد فراهم سازد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت از زندگی بر اساس تحول مثبت نوجوانی و سرمایه های روان شناختی در نوجوانان بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان ساکن منطقه پنج شهر تهران  بودند که به تعداد 324 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس تحول مثبت نوجوانی گلدوف و همکاران، رضایت از زندگی داینر و همکاران و برای ارزیابی سرمایه های روان شناختی از مقیاس امید اشنایدر، مقیاس خودکارآمدی عمومی جروسالم و شوارتز، خرده آزمون خوش بینی از ازمون جهت گیری زندگی، مقیاس تاب آوری کانور و دیویدسون استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج رگرسیون همزمان نشان داد که شایستگی، اطمینان، مراقبت و ارتباط به ترتیب نقش معناداری در پیش بینی رضایت از زندگی دارند و در مجموع 46 درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین کردند. سرمایه های روان شناختی؛ امید، خودکارآمدی و تاب آوری هم به ترتیب نقش معنی داری در پیش بینی رضایت از زندگی داشتند و در مجموع 36 درصد از تغییرات رضایت از زندگی را تبیین کردند. نتایج حاکی از اهمیت سرمایه های روان شناختی با تاکید بر مولفه های تحول مثبت نوجوانی شامل بر شایستگی، اطمینان، مراقبت و ارتباط در رضایت از زندگی نوجوانان بود.

    کلیدواژگان: تحول مثبت نوجوانی، سرمایه های روان شناختی، رضایت از زندگی
  • زهرا قبادی، سمیه تکلوی* صفحات 13-22

    بیماری مولتیپل اسکلروزیس به عنوان بیماری عصبی در زنان، علاوه بر ایجاد بحران در شرایط فیزیکی زندگی روزمره، در کنار ویژگی های شخصیتی منفی، فشار روانی زیادی در زنان مبتلا دارد. هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش استحکام ذهنی، هیجانات خودآگاه و علایم بی خوابی در پیش بینی صفات تاریک سه گانه زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس در شهرستان اردبیل بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی زنان مبتلا به بیماری ام اس در شهرستان اردبیل بود. تعداد نمونه تحقیق شامل 135 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای اندازه گیری شامل مقیاس های صفات تاریک سه گانه، استحکام ذهنی، هیجانات خودگاه و مقیاس بی خوابی بود. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج  نشان داد بین استحکام ذهنی (18/0 =r، 001/0 P<) و علایم بی خوابی (28/0=r،001/0 P<) با صفات سه گانه تاریک همبستگی مثبت و  بین هیجانات خودآگاه  با صفات سه گانه تاریک (20/0-=r ،05/0P<) همبستگی منفی معنی داری وجود داشت. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که  استحکام ذهنی (22/0= β)،  علایم بی خوابی (21/0=β) و  هیجانات خودآگاه (21/0-= β) توانایی پیش بینی صفات تاریک را در زنان مبتلا به بیماری ام اس دارند (05/0 <p). بنابراین می توان نتیجه گرفت که زنان مبتلا به بیماری ام اس باید تحت مراقبت ها و دوره های آموزشی و القایی و رواندرمانگری در حوزه های مورد نظر قرار گیرند.

    کلیدواژگان: صفات تاریک سه گانه، استحکام ذهنی، هیجانات خودآگاه، علایم بی خوابی، مولتیپل اسکلروزیس
  • سمیه عشقی آبکناری*، افروز پورفهیمی صفحات 23-30

    هدف پژوهش بررسی مقایسه ای اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی کارکنان بخش توانبخشی و اداری جمعیت هلال احمر تهران بود. روش پژوهش توصیفی از نوع مقایسه ای و جامعه آماری شامل 165 نفر از کارکنان بخش توانبخشی و  اداری هلال احمر در سال 1396بود که 80 نفر ازکارکنان را بخش اداری و 85 نفر از کارکنان را بخش توانبخشی تشکیل می دادند. با توجه به جمعیت محدود کارمندان، بنابر روش نمونه گیری در دسترس، 163 نفر از کارمندان بخش توانبخشی و اداری که شرایط ورود به پژوهش را داشتند در این پژوهش شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش پرسشنامه افسردگی بک، استیر و براون (1996)، پرسشنامه اضطراب بک، اپستین، براون و استین(1998) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) بود. پس از حذف 3 پرسشنامه مخدوش، داده های 160 نفر تحلیل شد. یافته ها نشان دادند که میانگین نمرات اضطراب (48/96=F و 95/0=P) و افسردگی (77/15=F و 13/0=p) به طور معناداری در گروه توانبخشی بیشتر از اداری است اما کیفیت زندگی (56.78= F و 001/0=p) دو گروه تفاوت معناداری نداشت. از آنجایی که اضطراب و افسردگی تاثیر بسزایی روی کیفیت زندگی دارند و میزان افسردگی و اضطراب در گروه توانبخشی بیشتر از اداری بود، می توان جهت حفظ و ارتقای سلامت روان این گروه، مداخلات بالینی و آموزشی مرتبطی به منظور پیشگیری اثر افسردگی و اضطراب روی کیفیت زندگی انجام داد.

    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، کیفیت زندگی
  • نگار شرکت نادری، زهره لطیفی* صفحات 31-38

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر بهبود عملکرد حافظه (رمزنویسی، حافظه عددی)، سرعت مطالعه و درک مطلب انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد 40-20 ساله شهر اصفهان در شش ماهه اول سال 1398 بوده اند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 48 نفر از بین این افراد انتخاب و در دو گروه آزمایش (24 نفر) و کنترل (24 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. برنامه آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی طی 20 جلسه ی 2 ساعته به صورت گروهی بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون محقق ساخته سرعت مطالعه و درک مطلب، و دو خرده آزمون حافظه عددی (فراخنای ارقام) و رمزنویسی از پرسشنامه استاندارد هوش وکسلر بزرگسالان بود. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که بین گروه ها در دو زیر مقیاس رمزنویسی و حافظه عددی و متغیرهای سرعت مطالعه و درک مطلب تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین می توان گفت که، آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر بهبود عملکرد رمزنویسی، حافظه عددی، سرعت مطالعه و درک مطالعه افراد دارای اثربخشی قابل توجهی بود؛ لذا می توان از راهبردهای نامبرده جهت افزایش قابلیت حافظه و درک مطالعه افراد در مراکز آموزشی و تحصیلی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: راهبردهای شناختی-فراشناختی، حافظه، سرعت مطالعه و درک مطلب
  • شهرزاد درخشان*، فرزانه دلیری، سارا غلام زاده صفحات 39-46

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر دشواری در تنظیم هیجان و رفتارهای خودآسیب رسان افراد با اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با  گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز در سال 1397بود. نمونه گیری این پژوهش به صورت در دسترس انجام شد. ابتدا افراد مبتلا به شخصیت مرزی شناسایی و  از بین آنها 30 نفر  به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش 15 نفر و گروه کنترل 15 نفر گمارده شدند. برنامه درمانی با رویکرد پذیرش و تعهد در طی 8 جلسه به مدت 90 دقیقه (هفته ای 2 جلسه) به صورت گروهی بر روی گروه آزمایش انجام شد؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رویمر (2004) و آسیب به خود سانسون و همکاران (1998) و مقیاس شخصیت مرزی کلاریج و بروکس (2001) در دو  مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون گروه های آزمایش و گروه کنترل در متغیرهای دشواری در تنظیم هیجان و رفتارهای خود آسیب رسان، تفاوت معناداری وجود دارد. در مجموع می توان گفت که، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش دشواری در تنظیم هیجان و رفتارهای خود آسیب رسان افراد با اختلال شخصیت مرزی تاثیر دارد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تنظیم هیجان، خودآسیب رسانی، اختلال شخصیت مرزی
  • مهتا عباسپور، فریبا زرانی، گلناز مظاهری نژاد فرد* صفحات 47-56

    پژوهش حاضر، یک مطالعه کیفی است که به منظور شناسایی عوامل موثر بر تاب آوری در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد. جامعه پژوهش شامل کل زنان مبتلا به سرطان پستان بود که در سال 1397 به بیمارستان شهدای تجریش در تهران مراجعه کرده بودند و تحت پرتو درمانی قرار داشتند. افراد نمونه به شکل هدفمند وارد پژوهش شدند و نمونه گیری تا به اشباع رسیدن داده ها ادامه یافت؛ نمونه نهایی شامل 10 نفر بود. شرکت کنندگان به سوالات مصاحبه نیمه ساختار یافته پاسخ دادند و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا (تماتیک) استفاده شد. نتایح نشان داد که عوامل موثر بر تاب آوری در این دسته از بیماران در قالب تم های حمایت اجتماعی، صبر و استقامت، امید به زندگی، حضور افراد مهم زندگی و نیز پذیرش قابل شناسایی بودند. توجه به این عوامل توسط مراکز بهداشتی و کادر درمانی در فرآیند درمان می تواند به سازگاری هر چه بیشتر این بیماران با شرایط بیماری خود کمک نماید.

    کلیدواژگان: تاب آوری، سرطان پستان، روش کیفی
  • ایمان بهاروند، محمود بهمنی*، رزگار محمدی صفحات 57-64

    مشکلات روان شناختی خصوصا افسردگی و بهزیستی ذهنی یکی از مسایل مهم در روان شناسی افراد با مشکلات ویژه خصوصا افراد با ناتوانی است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر بر افسردگی و بهزیستی ذهنی افراد با ناتوانی جسمی- حرکتی بود. در این مطالعه از روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه این پژوهش شامل کلیه افراد با ناتوانی  جسمی- حرکتی شهر شیراز بودند. از بین آن ها 60 نفر بر اساس خرده مقیاس افسردگی بک و مصاحبه بالینی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش 90 دقیقه ای مثبت نگری مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر را دریافت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه افسردگی بک (BDI) و پرسشنامه بهزیستی ذهنی داینر (PWS) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند و نتایج نشان داد که آموزش مثبت نگری به صورت معناداری افسردگی و عاطفه منفی را کاهش و عاطفه مثبت را افزایش می دهد. یافته های این پژوهش می تواند در ارایه  برنامه عملی برای مشاوران و روان شناسان در جهت بهبود سلامت روانی افراد با ناتوانی جسمی - حرکتی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش مثبت نگری، روان شناسی مثبت نگر، افسردگی، بهزیستی ذهنی، ناتوانی جسمی- حرکتی
  • سهیلا خوشیاری مراد*، میترا نیک آمال صفحات 65-74

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانگری شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش اضطراب پنهان و آشکار دختران 4 تا 12 سال بدسرپرست ساکن در مراکز شبه خانواده در استان تهران انجام گردیده است. روش پژوهش حاضر از نوع طرح های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است که در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد. در این پژوهش کودکان 12-4 ساله ساکن در مراکز شبه خانواده بهزیستی با روش نمونه گیری هدفمند، مورد مطالعه قرار گرفتند، گروه نمونه شامل 28 کودک حاضر در مرکز شبه خانواده گل نرگس می باشند که بر طبق پرسشنامه اضطراب اسپنس و اضطراب پنهان و آشکار اشپیل برگر (1970)، دارای سطوحی از اضطراب هستند. ابتدا آزمودنی ها به دو گروه 14 نفری گروه گواه و گروه آزمایش به صورت تصادفی تقسیم بندی شدند. سپس پیش آزمون از هر دو گروه انجام شد. گروه آزمایش در طول حدود دو ماه و طی 12 جلسه 90 دقیقه ای در بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری شرکت داده شده اند، در حالی که به گروه گواه این آموزش ارایه نشد و داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که استفاده از بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری موجب کاهش اضطراب در  دختران ساکن در مراکز شبه خانواده می شود.  با توجه به نتایج پژوهش فوق به نظر می رسد که بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری می تواند به طور چشمگیری در کاهش اضطراب دختران ساکن در مراکز شبه خانواده بهزیستی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: بازی درمانی، شناختی رفتاری، اضطراب پنهان و آشکار، کودکان بدسرپرست، مراکز شبه خانواده
  • فرامرز سهرابی، احمد برجعلی، محمد مهدی مومنی* صفحات 75-82

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی تکنیک های شناختی طرحواره درمانی در کاهش کمال گرایی افراطی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 93-1392 تشکیل می دادند. روش نمونه گیری در این پژوهش به صورت خوشه ای تصادفی چند مرحله ای بود. پس از اجرای پرسشنامه کمال گرایی چندبعدی تهران بر نمونه انتخاب شده، از میان دانش آموزانی که نمره آنها یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بود تعداد 16 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه 8 نفره به عنوان گروه آزمایش و گروه کنترل قرار گرفتند. سپس جلسات درمانی به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون آماری کوواریانس نشان داد که فرضیه پژوهش مبنی بر تاثیر فنون شناختی طرحواره درمانی بر کاهش کمال گرایی دانش آموزان مورد تایید قرار گرفته است. علاوه بر این، یافته ها نقش کمال گرایی را در آسیب شناسی روانی تایید می کند و کارآمدی فنون مبتنی بر شناخت طرحواره درمانی را در کاهش دادن کمال گرایی افراطی نشان داده است.

    کلیدواژگان: کمال گرایی، فنون شناختی، طرحواره درمانی، دانش آموزان
  • بیژن پیرنیا*، پرستو ملکان مهر، شانیا حقیقت، پریا صادقی صفحات 83-92

    روان شناسی مثبت گرا شاخه ای از روان شناسی است که به جای تمرکز صرف بر آسیب شناسی روانی، تاکید بر پتانسیل های روان شناختی را موردتوجه قرار داده است. بهزیستی درمانی یکی از رویکردهای منبعث از روان شناسی مثبت گرا می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر بهزیستی درمانی بر شاخص ولع مصرف در مردان وابسته به مت آمفتامین انجام شد. مطالعه حاضر یک کارآزمایی تصادفی بود که در قالب طرحی نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. شش مرد واجد شرایط شرکت در پژوهش از بین بیماران وابسته به مواد محرک مراجعه کننده به کمپ ترک اعتیاد شهر کرج با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب و به کمک نرم افزار اکسل و به گونه ای تصادفی به دو گروه آزمایشی (3 نفر) و گواه (3 نفر) اختصاص داده شدند. پس از اخذ رضایت آگاهانه و انجام مصاحبه بالینی، شرکت کنندگان در دو برهه زمانی پیش و پس آزمون به شاخص تصویری ولع مصرف پاسخ دادند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه هفتگی تحت درمان انفرادی بهزیستی و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از آزمون کای اسکویر و تحلیل کوواریانس تک متغیره در محیط نرم افزار اس پی اس اس ویرایش 22 استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که بهزیستی درمانی تاثیر معنا داری بر بهبود شاخص ولع مصرف در وابستگان به مت آمفتامین نداشته است (05/0 <p). یافته های این پژوهش ناهمسو با پژوهش هایی است که اثر بخشی بهزیستی درمانی را در درمان شاخص های عاطفی و خلقی مورد تایید قرار داده اند. این نتایج می تواند منعکس کننده ماهیت خاص آسیب شناسی روان شناختی و بیولوژیکی ناشی از مصرف مت آمفتامین باشد. این یافته ها می تواند در قالب ارزیابی، طرح ریزی مداخلات درمانی و مسیر پژوهش های آتی در مصرف کنندگان مت آمفتامین سودمند باشد.

    کلیدواژگان: بهزیستی درمانی، مت آمفتامین، درمان اجتماع مدار، ولع مصرف، اعتیاد
  • عبدالباسط محمودپور*، ثنا دهقانپور، فرشته وظیفه دان صفحات 93-102

    طلاق به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی به شمار می رود که می تواند مشکلات متعدد رفتاری و روانی را به وجود آورد. پژوهش حاضر به بررسی پیش بینی تحمل پریشانی بر اساس سبک های دل بستگی، تحمل ناکامی و نگرش مذهبی در زنان مطلقه پرداخت. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهزیستی شهر تهران در ماه های تیر و مرداد سال 1398 بود که 225 از آنها نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، پرسشنامه سبک دل بستگی بزرگ سالان هازن و شیور (1987)، مقیاس تحمل ناکامی هارینگتون (2005) و مقیاس جهت گیری مذهبی آلپورت (1967) استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد بین سبک های دل بستگی، تحمل ناکامی و نگرش های مذهبی همبستگی معنی دار وجود دارد (05/0<p). شاخص «ضریب تعیین چندگانه اصلاح شده» نشان داد که مولفه های پیش بین پژوهش می تواند 34% تحمل پریشانی را پیش بینی کند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که تحمل پریشانی در زنان مطلقه با عواملی چند ازجمله سبک دل بستگی، تحمل ناکامی و نگرش مذهبی آن ها در تعامل است؛ بنابراین برنامه های توانمندسازی روان شناختی و رشد شخصی با تمرکز بر ارتباط اجتماعی موثر همراه با استقلال فردی می تواند توانایی رویارویی موثر با ناکامی هایی که فرد در نتیجه طلاق متحمل می شود را افزایش دهد. همچنین ارتباط عمیق با خداوند، می تواند همراه با تغییرات مثبت در آستانه تحمل پریشانی در جامعه مورد پژوهش باشد.

    کلیدواژگان: تحمل پریشانی، سبک های دلبستگی، تحمل ناکامی، نگرش مذهبی، طلاق
  • فرشید علی پور*، مریم کاظمی، لیلا عبدالرحیمی نوشاد، شهربانو دهرویه، الهه بداقی صفحات 103-110

    پژوهش حاضر به منظور بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی پرسشنامه مداومت انجام گرفت. نسخه فارسی ابزار سنجش مداومت با استفاده از تکنیک ترجمه مضاعف تدوین و بر روی 460 دانش آموز (230 نفر دختر و 220 نفر پسر) از مدارس استان همدان در سال تحصیلی 1397-98 اجرا شد. اعتبار نسخه فارسی ابزار سنجش مداومت بر اساس روش های همسانی درونی، همبستگی های مجموعه ماده و بازآزمایی موردبررسی قرار گرفت. علاوه بر این، به منظور بررسی روایی، از روش های تحلیل عاملی، همبستگی بین خرده مقیاس ها و روایی ملاکی استفاده شد. دامنه آلفای کرونباخ (69/0 تا 77/0) نشان داد که نسخه فارسی ابزار سنجش مداومت و خرده مقیاس های آن از همسانی درونی مطلوبی برخوردار است. همچنین، نمره های ماده و نمره های کلی خرده مقیاس ها، همبستگی معناداری با یکدیگر داشتند. ارزش ضرایب بازآزمایی (72/0 تا 80/0) بیانگر ثبات مقیاس بود. تحلیل عاملی اکتشافی از الگوی 3 عاملی ابزار سنجش مداومت حمایت کرد. درنهایت، وجود الگوهای خاص ضرایب همبستگی بین خرده مقیاس های نسخه فارسی ابزار سنجش مداومت با تاب آوری و اهمال کاری، حاکی از روایی ملاکی خوب مقیاس بود. با توجه به ویژگی های روانسنجی مطلوب، این پرسشنامه ابزار مناسبی برای ارزیابی مداومت می باشد

    کلیدواژگان: اعتبار، تحلیل عاملی، روایی، مداومت
  • مهران سلیمانی، راهب جعفری* صفحات 111-122

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شیوه های شناختی یادگیری، شیوه های حل مسیله و یادگیری خود راهبر در تفکر انتقادی دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 97-1396 بودند که بر اساس گزارش اداره آموزش و پرورش تعداد آن ها 3224 نفر است که از این جامعه، تعداد 130 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (2003)، شیوه شناختی یادگیری کلب (1984)، شیوه های حل مسیله کاسیدی و لانگ (1996) و یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران (2001) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکر انتقادی با مشاهده تاملی، مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال رابطه مثبت و معنادار و بین تجربه عینی با تفکر انتقادی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. از سویی تفکر انتقادی با درماندگی در حل مسیله، مهارگری در حل مسیله، و سبک اجتناب رابطه منفی و معنادار و با سبک خلاقیت، اعتماد در حل مسیله و سبک گرایش رابطه مثبت و معناداری دارد. در نهایت بین تفکر خودراهبری با تفکر انتقادی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که که یادگیری خودراهبردی، سبک خلاقیت و اعتماد در حل مسیله قادر به پیش بینی تفکر انتقادی دانش آموزان هستند. بنابراین توجه به یادگیری خودراهبری و شیوه های حل مسیله خلاقیت و اعتماد نقش مهمی در تفکر انتقادی دانش آموزان دارند.

    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، شیوه های شناختی یادگیری، شیوه های حل مسئله و یادگیری خودراهبر
  • زهرا مالدار*، نرگس رسولی صفحات 123-132

    هدف پژوهش حاضربررسی اثربخشی عروسک درمانی مبتنی بر شناختی رفتاری بر افزایش توانمندی شناختی و بهبودتوجه دختران با نقص توجه بیش فعالی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان با نقص توجه بیش فعالی ارجاع داده شده به مراکز اختلالات رفتاری شهرستان کاشمر در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند (بر اساس گزارش به دست آمده از این مراکز 100 نفر). از این جامعه آماری، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 20 نفر). گروه آزمایش، 21 جلسه 90 دقیقه ای، تحت مداخله گروهی عروسک درمانی شناختی رفتاری قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسشنامه توانمندی شناختی اسپریتزر (1995) و آزمون d2 (توجه و تمرکز) بریکن کمپ (1998) بود که قبل و بعد از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که عروسک درمانی مبتنی بر شناختی رفتاری بر توانمندی شناختی و بهبود توجه گروه آزمایش در مرحله پس آزمون اثر داشته است. بر اساس یافته، عروسک درمانی مبتنی بر شناختی رفتاری می تواند به عنوان یک روش مداخله ای در افزایش توانمندی شناختی و بهبودتوجه دختران با نقص توجه بیش فعالی به کار رود.

    کلیدواژگان: توانمندی شناختی، توجه، عروسک درمانی شناختی رفتاری
  • سید ابوالفضل موسوی*، رضا پورحسین، علی زارع مقدم، راضیه رضائی، فرشته حسنی اسطلخی، عباس میربلوک بزرگی صفحات 133-144

    ذهن آگاهی شکلی از مراقبه است که ریشه در تعالیم وآیین مذهبی شرقی خصوصا بودا دارد . به زبان ساده به معنای آگاه بودن از افکار، رفتار، هیجانات و احساسات است و شکل خاصی از توجه محسوب می شود .درمان های مبتنی به ذهن آگاهی و پذیرش به عنوان درمان های موج سوم شناختی-رفتاری شناخته می شود .این درمان، حضور ذهن را به عنوان هدف درمان با تمرین هایی مانند توقف تفکر هوشیار و مشاهده غیر قضاوتی افکار خود فرد ادغام می کند. حضور ذهن تحت عنوان "توجه به طور ویژه، به هدف، در حال حاضر و بدون قضاوت" تعریف می شود.ذهن آگاهی از طریق توجه هدفمند و غیر قضاوتی و به شیوه ای خاص به لحظه و شرایط کنونی پدید می آید این تعریف سه مولفه ذهن آگاهی را در بر دارد.در تلاش برای بیان مولفه های ذهن آگاهی به سازه های ساده و قابل درک، مولفه های اساسی ذهن آگاهی شامل هدفمندی یا قصد،توجه و نگرش استخراج شده است. شناخت درمانی مبتنی به ذهن آگاهی در کاهش افسردگی، اضطراب، نگرش ناکارآمد و افکار خود آیند موثر بوده است. همچنین نتایج حاکی است که این روش می تواند در پیشگیری از افسردگی و اضطراب موثر واقع شود.از این رو در مقاله حاضر ضمن بیان نحوه به وجود آمدن و تکامل این درمان به بیان اهداف اساسی ، تعریف مولفه های درمانی ، روش های متفاوت ارتباط با تجارب و بیان مبانی نظری که در شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) استفاده میشود، پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی، ذهن آگاهی، MBCT
  • امینه جلالی، رضا پورحسین* صفحات 145-158

    ادبیات پژوهشی حاکی از وجود تاثیر ذهن آگاهی بر استرس است که بررسی تحلیلی این تاثیر می تواند در پیشگیری از استرس موثر باشد. در سال های اخیر، موج سوم مداخلات شناختی-رفتاری و پاردایمی که با عنوان ذهن آگاهی شناخته می شود، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی، مرور نظام دار و فراتحلیلی بر تاثیر ذهن آگاهی بر استرس انجام گرفت. بدین منظور، پژوهش های ایرانی و خارجی انجام شده در فاصله سال های 2010 تا 2019 در زمینه اثر ذهن آگاهی بر استرس به صورت نظام مند بررسی و 29 پژوهش جهت تحلیل انتخاب شدند. نتایج نشان داد که مهمترین تاثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی، کاهش تجربه استرس است. لذا نتیجه پژوهش حاضر حاکی از این است که ذهن آگاهی باعث می شود افراد مدیریت استرس موفق تری در زندگی روزمره داشته باشند.

    کلیدواژگان: استرس، ذهن آگاهی، فراتحلیل
  • مرتضی فیاضی*، فرشته ارسلان ده، جعفر حسنی، مسعود مشهدی اکبر بوجار صفحات 159-170

    رویکرد زیستی روانی اجتماعی روان شناسی سلامت با نگاهی نقادانه به الگوی زیستی پزشکی غالب در قرن نوزدهم، که تنها عوامل زیستی را در سبب شناسی و درمان بیماری ها مورد توجه قرار می داد، گام بلندی در جهت پیشگیری و درمان بیماری ها برداشت. بر اساس این دیدگاه، شاخه پژوهشی ایمنی شناسی عصبی روانی گسترش یافت که رابطه متقابل میان عوامل روان شناختی، نظام های عصبی درون ریز و دستگاه ایمنی را مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از مولفه های روان شناختی مهمی که می تواند چگونگی ارتباطات فرد با سایرین و همچنین راهبردهای تنظیم هیجانی وی، و متعاقب آن دستگاه ایمنی، را در سرتاسر زندگی به شدت تحت تاثیر قرار دهد سبک دلبستگی فرد است. در این مرور کوتاه چگونگی نقش فرایند دلبستگی در کارکرد دستگاه ایمنی و مسیرهای مختلفی را که دلبستگی به واسطه آنها بر بدن تاثیر می گذارد مورد بررسی قرار دادیم. به طور کلی بررسی پژوهش های صورت گرفته در این حوزه حکایت از آن دارد که سبک های دلبستگی ناایمن در سه سطح محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال، ساختارهای عصبی و  فرایندهای اپی ژنتیک بر عملکرد دستگاه ایمنی تاثیر می گذارند که جزییات و چگونگی آن تشریح شده است.

    کلیدواژگان: ایمنی شناسی عصبی روانی، دلبستگی، دستگاه ایمنی
  • الناز ملحی، فاطمه باقریان، گلناز مظاهری نژاد فرد*، نیلوفر فارسیجانی صفحات 171-180

    بدون شناخت رویکرد وجودی- انسان گرا نمی توان فرانکل، تحلیل وجود و معنادرمانی را شناخت. لذا در این نوشتار که از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و پس از مطالعه چندین کتاب و مقاله نوشته شد، با مرور مختصر امواج سه گانه روانشناسی، یعنی روانکاوی، رفتارگرایی و انسان گرایی، به معرفی نظریه "خودشکوفایی آبراهام مازلو" و نظریه "مراجع محوری کارل راجرز" به عنوان دو نظریه عمده انسان گرایی، هم در مقام یک جنبش اجتماعی و هم در جایگاه نیروی سوم روانشناسی پرداخته شد. سپس به تفصیل مفاهیم نظریه "تحلیل وجود" فرانکل و شیوه درمانی او تحت عنوان "معنادرمانی"، و همچنین نقاط قوت و ضعف آن شرح داده شد. و در پایان نگاهی مقایسه ای به این سه نظریه، در بعد مفهومی و درمانی ارایه شد. در نهایت می توان چنین نتیجه گرفت، نظریه های خودشکوفایی مزلو و نظریه مراجع محوری کارل راجرز و نیز نظریه فرانکل هریک به نوبه خود تلاش کردند روح تعالی جویی، آزادی، قدرت انتخاب و مسیولیت پذیری را به انسان دربند تعارضات درونی فرویدی یا اسیر محرکات بیرونی رفتارگرایی بازگردانند.

    کلیدواژگان: ویکتور فرانکل، معنادرمانی، خودشکوفایی، مراجع محوری
  • الهام نجارپورمحمدآبادی*، رضا رستمی، سعید اصلانی صفحات 181-190

    اعتیاد یک بیماری مزمن و عودکننده است که همواره مورد توجه دیدگاه های مختلف روان شناختی بوده است. نظریه های روان تحلیلی برای درمان های مدرن اعتیاد، بنیادین هستند. همان طور که در ساختار و فرایند این نظریات، تغییراتی را در گذر زمان شاهد هستیم، آنها در تبیین مفهوم اعتیاد هم دچار تغییراتی شده اند. طبق نظریات کلاسیک، سوءمصرف مواد معادل خودارضایی و مکانیزمی دفاعی در مقابل تکانه های اضطرابی یا تظاهری از پسرفت دهانی (وابستگی) است. همچنین از دیدگاه نظریه پردازان روابط موضوعی، مواد، موضوع دارای اهمیتی بالا برای فرد معتاد است. فرمول بندی های روان تحلیلی جدید نیز مصرف مواد را بازتاب اعمال مختل ایگو معرفی می کنند. روش پژوهش حاضر از نوع مروری است و هدف این است که اعتیاد را از دیدگاه های مختلف روان تحلیلی همچون رویکرد روانکاوی کلاسیک، روانشناسی روابط موضوعی، روانشناسی خود، روانکاوی ارتباطی و روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت مورد بررسی قرار دهد. طبق تحقیقات انجام شده در رابطه با وجود انواع اختلالات شخصیت در افراد دچار سوءمصرف مواد، این افراد نیازمند درمان های تخصصی همچون درمان های روان تحلیلی هستند که بر روی سازه های شخصیت کار می کنند. با این وجود، تحقیقات مربوط به این حیطه درمانی در رابطه با اعتیاد محدود هستند. عدم توجه به این موضوع می تواند از دلایل شکست بسیاری از تلاش ها در رابطه با درمان سوءمصرف مواد باشد. بنابراین می توان گفت ادبیات پژوهشی اعتیاد نیازمند افزایش به کارگیری و بررسی این رویکرد درمانی است. همچنین امید است که در مراکز درمانی اعتیاد، استفاده بهتر و بیشتری از یافته های جدید در این حیطه در راستای کمک به این قشر صورت گیرد.

    کلیدواژگان: اعتیاد، روانکاوی کلاسیک، روانکاوی معاصر، اختلالات شخصیت
  • الهام موسویان* صفحات 191-198

    بلت دو مسیر درهم تنیده رشد بهنجار و فرایندهای درمانی را توضیح می دهد: مسیر اتکایی و مسیر درون فکنی شده. در همین راستا دو نوع افسردگی درون فکنی شده و اتکایی را نیز مطرح می کند؛ که با وجود علایم مشابه به درمان های مستقل با تاکیدهای متفاوتی نیاز دارند. درمان های موجود بدون در نظر گرفتن دو نوع کاملا متفاوت افسردگی تنها بر علایم مشابه تاکید دارند و در جهت کاهش علایم مشابه در تمام بیماران افسرده هستند. با وجودی که بلت و همکاران سال هاست به لحاظ نظری دو گروه از بیماران افسرده را تفکیک کرده اند، اما روان درمانگران با علایم، سبب شناسی و الگوی درمانی این دو نوع افسردگی آشنایی ندارند. در پژوهش حاضر، به مرور نظری دو نوع افسردگی اتکایی و درون فکنی شده و بررسی عوامل زمینه ساز و تاکیدهای درمانی هر یک از آنها خواهیم پرداخت.

    کلیدواژگان: افسردگی اتکایی، افسردگی درون فکنی شده، نظریه سیدنی بلت
|
  • Seyyedeh Fatemeh Mousavi*, Sedigheh Nasiripour, Solmaz Dabiri Pages 1-12

    The adolescent's competence in various personal and social dimensions and psychological capital is the basis for life satisfaction. Addressing social and psychological capital at an early stage of life, known as identity formation, can explain life satisfaction in individuals. This study aimed to evaluate positive youth development and psychological capital in predicting life satisfaction in adolescents. The present study was a correlational-descriptive design. The statistical population included all adolescents living in district 5 in Tehran, consisting of three hundred and twenty-five people selected through randomized cluster sampling. To collect data, Geldhof et al.’s Positive Youth Development (PYD) scale,  Diener et al.’s Life Satisfaction Scale, and to assess psychological capital Snyder Hope Scale, Schwartz and Jerusalem’s  General Self-Efficacy Questionnaire, Optimism subtest of the Life Orientation Test, and the Conner-Davidson Resilience Scale were used. Data were analyzed by using SPSS-24 software. The results of regression using the enter method showed that competence, confidence, caring, and connection played significant roles in predicting life satisfaction and explained 46% of the variance of life satisfaction. Psychological capital, including hope, self-efficacy, and resiliency, also significantly predicted life satisfaction and explained 36% of the variance of life satisfaction. In sum, results indicated the importance of psychological capital, emphasizing the components of positive youth development, including competence, confidence, caring, and connection in adolescent life satisfaction.

    Keywords: positive youth development, psychological capital, life satisfaction
  • Zahra Gobadi, Somayyeh Taklavi* Pages 13-22

    Multiple Sclerosis disease as a neurological disorder in women; in addition to creating a crisis in the physical conditions of everyday life, Along with negative personality features, There is a lot of psychological pressure in women with this disease. The purpose of this study determination Role of Mental toughness, self-awareness, emotions, and Insomnia symptoms in Forecast Triple dark traits. Women with MS were in Ardabil city. The research design was descriptive correlational—the statistical population of all women suffering from MS in Ardabil city. The sample consisted of 135 samples, Which was selected by convenient sampling method. The measuring instrument includes scales of Dark Triad Traits, Mental toughness, Emotional Awareness, and Insomnia symptoms. Data were analyzed using Pearson correlation and multiple regression tests. The results showed Between Mental toughness(r=0/18, P<0/001), Insomnia symptoms(r=0/28, P<0/001) with Triple Dark Traits were a positive relationship and self-awareness emotions(r=-0/20, P<0/05)  with Triple Dark Traits was a negative relationship. Also, the results of regression analysis showed that Mental toughness(β = 0.22), Insomnia symptoms (β = 0.21), and self-awareness emotions (β=-0/21) were the ability to predict dark traits, in women with MS disease (P<0/05). So it can be concluded that women with MS Must undergo care and training courses And induction and psychotherapy In the areas of interest.

    Keywords: Dark Triad, Mental toughness, Emotional Awareness, Insomnia symptoms, Multiple Sclerosis
  • Somayeh Eshghi Abkenari*, Afrooz Ppourfahimi Pages 23-30

    This study aimed to compare the anxiety, depression, and quality of life of the staff of Tehran Red Crescent's Rehabilitation and Administration Department. The research method was descriptive of the corresponding type. The statistical population consisted of 165 employees in the Rehabilitation and Red Crescent Department, including 80 employees in administrative departments and 85 employees in the rehabilitation department. According to the limited population of employees, 163 employees of the rehabilitation and executive department who entered the research were involved in this study, according to the available sampling method. The instruments of this study were Beck Depression Inventory, Stear and Brown (1996), Beck Anxiety Inventory, Epstein, Brown, and Stein (1998) and World Health Organization Quality of Life Questionnaire (1996). After the deletion of the three questionnaires, 160 data were analyzed. The findings showed that the average of anxiety scores (F = 96.48) and depression (F = 15.77) was more than the administration in the rehabilitation group. Still, the quality of life (F = 8.76) in both groups was not significant (0.01 > P). Since anxiety and depression had a significant impact on the quality of life and given a higher level of depression and anxiety in the rehab group, this group can carry out clinical and educational interventions to maintain and improve this group's mental health.

    Keywords: anxiety, depression, quality of life
  • Negar Sherkat Naderi, Zohre Latifi* Pages 31-38

    The purpose of this study was to determine the effectiveness of cognitive and metacognitive strategies training on improving the memory function (coding, numerical memory), study speed and comprehension. Research method was of quasi-experimental type with pre-test, post-test, follow up design with control group. The statistical population of the study was consisted of all young people aged 20 to 40 years old in Isfahan during the first half of the 2019. Of these, 48 were selected by using convienience sampling method, and assigned in two experimental and control groups (24 in each groups). Experimental group recived 20 two hour sessions of the cognitive and metacognitive strategies training program, and the control group was placed on the waiting list. Data were collected by study speed and comprehension test developed by the aouthor, the numerical memory (digit span) and coding subscales of WAIS-R (1997) Wechsler Intelligence Scale. In order to test the research hypothesis, inferential statistics (repeated measures analysis of variance) was used. The findings showed that there exist a significant difference between the experimental and control groups in terms of coding and numerical memory subscales and study speed and comprehension variables. Therefore, it can be said that cognitive and meta-cognitive strategies are particularly effective in promoting coding, numerical memory, study speed and comprehension. Hence the cognitive and meta-cognitive strategies can be used to improve the memory function and comprehension of people in academic and training centers.

    Keywords: Cognitive-meta-cognitive strategies, Memory, Study Speed, Comprehension
  • Shahrzad Derakhshan*, Farzaneh Daliri, Sara Gholamzade Pages 39-46

    The purpose of the current study was to determine the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on difficulty with emotion regulation and self-harm behaviors of people with a borderline personality disorder. This is a quasi-experimental research with a pretest-posttest and control group design. The statistical population of the study included all people with borderline personality disorder in Shiraz city in 2018. This research was conducted using a convenience sampling method. At first, people with borderline personality disorder were detected, and 30 cases of them were selected randomly and assigned in an experimental group (n=15) and a control group (n=15). The group ACT-based program was used for the experimental group in eight-90 minute sessions (twice a week); the control group was in the waitlist for two months. The Difficulties in Emotion Regulation Scale (Gratz & Roemer, 2004) and Self-harm Questionnaire (Sampson et al. 1998) were used in two stages: pre and post-test. A multivariate analysis of covariance (MANCOVA) was used to analyze data. The obtained results of the research showed that by controlling the effect of pre-test, there is a significant difference between the mean of post-test scores of experimental group and control group in difficulty with emotion regulation and self-harm behaviors. Generally, it can be said that ACT affects the reduction of difficulty with emotion regulation and self-harm behaviors of people with borderline personality disorder.

    Keywords: acceptance, commitment therapy, emotion regulation, self-harm, borderline personality disorder
  • Mahta Abbaspoor, Fariba Zarrani, Golnaz Mazaheri Nejad Fard* Pages 47-56

    The present study is based on a qualitative approach conducted to identify the effective factors on the resiliency in women with breast cancer. The study population was all the women with breast cancer who were referred to Shohada-e Tajrish hospital (Tehran, Iran) and underwent radiotherapy in 2019. The sample was purposefully entered into the study, and the sampling process continued until data saturation; The final sampling consisted of 10 individuals. Participants answered the semi-constructed interview questions, and content analysis (thematic) was used to analyze the data. Results indicated that effective factors on the resiliency in these patients were clustered into the following themes: social support, patience and endurance, life expectancy, presence of loved ones, and ultimately, acceptance. Considering these factors in the treatment process by medical centers and their staff can help patients cope with their conditions.

    Keywords: resiliency, breast cancer, qualitative approach
  • Iman Baharvand, Mahmoud Bahmani*, Razgar Mohamadi Pages 57-64

    Psychological problems, particularly depression and mental well-being, are important issues in the psychology of people with particular problems, especially people with disabilities. This study aimed to investigate the effectiveness of positivism training based on positive psychology on depression and mental well-being in people with physical-motor disability. This study had a semi-experimental method, including pre- test and post- test, with the control group. The study population consisted of all persons with physical-motor disability in Shiraz. Sixty patients were selected based on the Beck Depression Inventory and Clinical Interview and randomly divided into experimental and control groups. The experimental group received eight sessions with 90 minutes of the positivism training based on positive psychology, and the control group did not receive any intervention. Both groups completed the Depression Inventory and Diner’s subjective ‎well-being at pre-test and post-test. Data were analyzed using covariance analysis. The results showed that positivism training significantly ‎decreased depression and negative affect and increased subjective well-being in people with disabilities. This study's findings can provide a practical plan to be used by counselors and psychologists to improve the mental health of people with special disabilities, especially those with physical-motor disabilities

    Keywords: Positivism Training, Positive Psychology, Depression, Subjective Well-being, Physical-motor disability
  • Soheila Khoshyari Morad*, Mitra Nik Amal Pages 65-74

    Current research has been done to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral game therapy in a group style on reducing hidden and visible anxiety in 4 to 12-year-old girls who are bad-supervised and inhabiting in quasi family centers in Tehran province. The current research method is a kind of semi-pilot plan with pre-exam and post-exam ideas with a control group, which is of that kind of applied research. In this research, 4 to 12-year-old children and inhabiting quasi family centers of well-being centers have been studied by purposive sampling; the sample group includes 28 children present at the Gol Narges quasi family center, which is by SCAS and STAI (1970) and have some levels of anxiety. At first, subjects are randomly divided into two 14-people groups, the control group, and the examination group. Then both groups were given the pre-test. The examination group was taken apart in-game therapy with a cognitive-behavioral approach during two months and 12 sessions each 90 minutes. Whereas this training was not given to the control group, and the covariance test investigated the data. Findings in this research show that using cognitive-behavioral game therapy causes reducing the anxiety in girls residing in quasi family centers. According to the results of this study, game therapy with the cognitive-behavioral approach can be significantly used to reduce the anxiety of girls residing in quasi family centers in Welfare.

    Keywords: Game therapy, Cognitive behavioral, Hidden, obvious anxiety, Bad-supervised kids, Quasi family centers
  • Faramarz Sohrabi, Ahmad Borjali, Mohamadmahdi Momeni* Pages 75-82

    This study examined the effectiveness of cognitive techniques of schema therapy  in reducing perfectionism in students. The research method was experimental with pretest- posttest and control group. The study population included all high school students in Qom city in 2014-2015 academic year. sampling method in this study was Multistage  random cluster. After the implementation of Tehran Multidimensional Perfectionism Scale  on selected sample of students, 16 patients were randomly selected from whom  had a higher score on this scale,  and randomly divided into two groups  as the experimental and control group. Then therapy sessions were conducted for experimental  groups.  Data Analysis with covariance statistical test approved the hypothesis that cognitive techniques of schema therapy reduce perfectionism in students. in addition, the findings confirm the role of perfectionism in abnormal pathology and it shows that techniques of schema therapy are effective in reducing excessive perfectionism.

    Keywords: Perfectionism, Schema therapy, Cognitive techniques, students
  • Bijan Pirnia*, Parastoo Malekanmehr, Shaniya Haghighat, Paria Sadeghi Pages 83-92

    Positive psychology is a branch of psychology that instead of focusing solely on psychopathology, emphasizing on the psychological potential is considered. Well-Being Therapy is one of the approaches derived from positive psychology. The present study was conducted with the aim of examining the effectiveness of well-being-therapy on Craving Index in substance –dependent (Methamphetamine) men. The present study was randomized trial that done in quasi-experimental with pre-test, post-test and control group. Among patient stimulants dependence who referred to Addiction Treatment Center in Karaj, six drug-dependent men who were eligible for the study, were selected randomly and by Excel software and randomly were assigned into experimental (3 individuals) and control (3 individuals) groups. After obtaining informed consent, clinical interview, participants were responded in the pre-test and post-test to the craving scale. Analysis of covariance were used to analyze the data by SPSS software in 22 versions. The results showed that well-being-therapy has not a significant effect on improving craving index (p>0/05). These results may reflect the specific nature of the psychological and biological damage is caused by methamphetamine use. The results of the present study can be beneficial in evaluating, treatment planning and direction for future studies in consumers of Methamphetamine.

    Keywords: Well-being therapy, Methamphetamine, Therapeutic community, Craving Index, Addiction
  • Abdolbaset Mahmoudpour*, Sana Dehghanpour, Fereshte Vazifedan Pages 93-102

    Divorce is considered as one of the social harms that can cause many behavioral and psychological problems. This study examined Prediction of distress tolerance based on attachment styles, frustration tolerance and religious attitude in divorced women. The study had a descriptive correlational research design. The research population included all women who referred to the welfare counseling centers in Tehran in July and August of 2019, 225 of whom were selected as the sample by the available sampling method. The Simons and Gahar Distress Tolerance Scale (2005), Hazen and Shaver’s Attachment style Questionnaire(1987), Harrington's Frustration Discomfort Scale (2005) and Allport’s Religious Orientation questionnaires(1967) were used for gathering the data. The gathered data were analyzed through running Pearson correlation and multiple linear regression on SPSS. The findings indicated a significant relationship between attachment styles, frustration tolerance and religious attitudes. Therefore, according to the findings of this study, it can be concluded that distress tolerance interacts with several factors, including attachment style, frustration tolerance and their religious attitude (P<0/05). The results of multiple regression also showed that the predictor components of the study could predict 34% distress tolerance. Therefore, based on the findings of the present study, it can be concluded that the tolerance of distress in divorced women interacts with several factors, including attachment style, frustration tolerance and their religious attitude. Thus, psychological empowerment programs and personal growth by focusing on effective social communication with individual independence can increase the ability to encounter effectively with frustrations that a person suffers as a result of divorce. Also, deep relationship with God can be accompanied by positive changes on the eve of distress tolerance in the statistical population under study.

    Keywords: distress tolerance, attachment styles, frustration tolerance, religious attitude, divorce
  • Farshid Alipour*, Maryam Kazemi, Leila Abdorahimi Noshad, Shahrbanoo Dehrouyeh, Elahe Bodaghi Pages 103-110

    The present research aims to study the factor structure, reliability, and validity of the persistence Scale.  Persian version of the measure persistence Using Double translation technique on 460 individuals (230 male and 230 female) students Schools in Hamadan were implemented in the academic year 2018-19. Cronbach's alpha range (69% until 77%) revealed that Persian version of the persistence assessment tool and subscales had good internal consistency. Also, Item scores and the total score of the corresponding subscales correlated significantly. The test-retest coefficients (72% until 80%) Represents the stability scale. Exploratory factor analysis model supported of persian version of the persistence assessment tool. There are certain patterns of correlations between subscales of the Persian version of the persistence assessment tool with resilience and procrastination showed good criterion validity of the scale. According to the desirable psychometric properties this questionnaire is a useful tool for measuring persistence.

    Keywords: Factor Structure, Persistence, Reliability, Validity
  • Mehran Soleymani, Raheb Jafari* Pages 111-122

    The purpose of the present study was to the role of cognitive learning methods, problem solving methods and self-directed learning with critical thinking students. The research method was descriptive correlational. The statistical population of this study was male secondary school students in Tabriz, in the academic year of 2018-2019. According to the Education Office, there are 3224 people in this study, 130 of them were randomly selected by multistage sampling method were selected. In this way, firstly, two educational districts were randomly selected and two schools were selected from each of the four schools and each school was selected. Data were gathered using Rickets Critical Thinking Questionnaire (2003), Kolb Learning Cognitive Questionnaire (1984), Cassidy and Long Learning Problems (1996), and Self-directed Fischer and Collaborative Learning (2001). Pearson correlation coefficient and regression analysis were used to analyze the data. The results of this study showed that there is a positive and significant relationship between critical thinking and reflection observation, abstract conceptualization and active experimentation, and there is a negative and significant relationship between objective experience and critical thinking. On the other hand, critical thinking has a positive and significant relationship with helplessness in problem solving, inhibition in problem solving, and avoidance style. There is a negative and significant relationship with the style of creativity, trust in problem solving and tendency style. Therefore, attention to self-directed learning and methods of solving the problem of creativity and trust play an important role in critical thinking of students.

    Keywords: Critical Thinking, Cognitive Learning Methods, Problem Solving Methods, Self-directed Learning
  • Zahra Maldar*, Narges Rasuli Pages 123-132

    The present study aimed to investigate the effectiveness of doll therapy on Cognitive Behavioral Therapy on increasing cognitive ability and improving the attention of girls with attention deficit hyperactivity disorder. This is a quasi-experimental study with pre- and post-test in which a control group was utilized. The initial sample consisted of 100 students with attention deficit hyperactivity disorder who referred to Kashmar Behavioral Disorder Center during the 2018-2019 academic year. The final purposive sample was composed of 40 students randomly assigned to experimental and control groups (Each containing 20 Participants). The experimental group received 12 sessions of doll therapy based on cognitive behavioral therapy, and the control group did not receive any treatments. Both groups completed the Spritzer's Cognitive Empowerment Questionnaire (1995) and the Brienkamp d2 test (attention and concentration) (1998) before and after the intervention. The covariance analysis results showed that doll therapy based on Cognitive Behavioral Therapy affected the cognitive ability and attention of the experimental group. Therefore, it is recommended that doll therapy based on cognitive-behavioral therapy could be an effective method in enhancing cognitive ability and improving girls' attention deficit hyperactivity disorder.

    Keywords: Cognitive Ability, Attention, Doll Therapy, Cognitive Behavioral Therapy
  • Seyed Abolfazl Mousavi*, Reza Pour Hosein, Ali Zare Moghaddam, Razieh Rezaei, Fereshteh Hasani Estalkhi, Abbas Mirbluk Bozorgi Pages 133-144

    Mindfulness is a form of meditation rooted in the teachings of Eastern religious and particularly Buddhism. And in simple language it means being aware of your thoughts, behavior, emotions and special form of attention. Therapy based on mindfulness and acceptance as a cognitive-behavioral therapy known as the third wave. This therapy, mindfulness fundamental (basic) as the goal of treatment is integrates with the exercises such as stopping conscious thinking Viewing non-judgmental person's own thoughts. Mindfulness as "particular attention the target, now and without judgment" is defined. Through purposefully and non-judgmental attention and a particular way to the moment and the current situation arises this definition has three components of mindfulness. In an effort to express the components of mindfulness as simple and understandable structures, the fundamental components of mindfulness include purpose or intention, attention and attitude is extracted. Mindfulness-based cognitive therapy is effective for reducing depression, anxiety, dysfunctional attitudes and thoughts. The results also suggest that this approach could be effective to prevent depression and anxiety. Therefore above article while described how the creation and evolution of this therapy been paid and will be described basic goals, define therapeutic components, different communication approaches to experience the theoretical foundations of mindfulness-based cognitive therapy is used in (MBCT).

    Keywords: : Cognitive therapy, mindfulness, MBCT
  • Amineh Jalali, Reza Pourhosein* Pages 145-158

    Research literature has suggested that mindfulness affects stress that an analytical study of this effect can be useful in preventing stress. In recent years, the third wave of cognitive-behavioral and paradigmatic interventions, known as mindfulness, has attracted many researchers' attention. Therefore, this study aimed to investigate, systematic review, and meta-analysis about the effect of mindfulness on stress. For this purpose, Iranian and international studies conducted between 2010 and 2019 about the impact of mindfulness on stress were systematically reviewed, and 29 studies were selected for analysis. The results showed that the most critical effect of mindfulness-based therapy is to reduce the experience of stress. Therefore, this study's finding suggests that mindfulness makes people more successful in stress management in daily life.

    Keywords: stress, mindfulness, meta-analysis
  • Morteza Fayazi*, Fereshteh Arsalandeh, Jafar Hasani, Masoud Mashhadi Akbar Boojar Pages 159-170

    The bio-psycho-social approach to health psychology adopted a critical view of the bio-medical model. That was the dominant model of the 19th century. It was presumed that biological factors those the only etiological and therapeutic factors contributing to diseases and took a significant step toward the prevention and treatment of diseases. The field of psychoneuroimmunology was developed based on this approach, which studies the interplay of psychological factors, neuroendocrine systems, and the immune system. Attachment is one of the most important psychological factors influencing one’s relationships, emotion regulation strategies, and immunological systems throughout their life. In this short review, we scrutinized the role of attachment in the function of the immune system and different pathways through which attachment affects our body. In sum, the literature review showed that insecure attachments influence the immune system on three levels: The hypothalamus-Pituitary-Adrenal axis, neural structures, and epigenetic processes. Details and procedures are discussed.

    Keywords: Psychoneuroimmunology, Attachment, Immune system
  • Elnaz Melhi, Fatemeh Bagherian, Golnaz Mazaheri Nejad Fard*, Niloufar Farsijani Pages 171-180

    Without understanding the existentialist-humanist approach, one cannot know Frankel, the Analysis of Existence, and the Logotherapy. So, in this descriptive-analytic study conducted after studying various books and articles, firstly, we reviewed the three waves of psychology, namely psychoanalysis, behaviorism, and humanism. Secondly, the theory of "Abraham Maslow's self-actualization" and "Carl Rogers` person-centered approach" as two significant theories of humanism were discussed not only as a social movement but also as the third wave in psychology. Then, the concepts of Frankl's theory of "Analysis of Existence" and his model of treatment of "Logotherapy" were described in detail, as well as its strengths and weaknesses. Finally, a comparative overview of these three theories was presented in the conceptual and therapeutic dimensions. In conclusion, Maslow's theories of self-actualization and Karl Rogers` person-centered theory as well as the method of Frankl, everyone in a specific way, have attempted to give the power of spirituality, freedom, power of choice, and responsibility to the person who is captivated by unconscious conflicts or external stimuli to make a meaningful life.

    Keywords: Victor Frankl, Logotherapy, self-actualization, person- centered approach
  • Elham Najjarpoormohammadabadi*, Reza Rostami, Saeid Aslani Pages 181-190

    Addiction is a chronic and recurrent disease, which has always been the focus of various psychological perspectives. Psychoanalysis theories are fundamental in the modern treatment of addiction. As we have seen changes in the structure and process of methods during the time, they have changed in defining the concept of addiction. According to classic theories, addiction is an equivalent to masturbation and a defense mechanism against anxiety impulses or pretension of oral regression (dependency). Also, from object relations theorists’ perspective, drugs are significant objects for the addicted person. New formulations of psychoanalysis are also introduced using drugs as a reflection of the defects of ego function. The research method is a review, and it aims to analyze addiction from different psychoanalysis perspectives such as classical psychoanalysis, object relations psychology, relational psychoanalysis, and short term psychodynamic psychotherapy. According to research about personality disorders in drug abusers, these individuals need unique treatment like psychoanalytic psychotherapy, which works on personality structures. However, investigations about this field of therapy are limited. Not paying attention to this issue can be a reason of attempts' failures about the treatment of drug abuse. Therefore, it can be said that addiction research literature needs to increase the application and analysis of this therapeutic approach. It is also hoped that in addiction treatment centers, better and more new findings will be used to help this population.

    Keywords: addiction, classical psychoanalysis, contemporary psychoanalysis, personality disorders
  • Elham Moosavian* Pages 191-198

    Blatt highlighted two intertwined pathways of healthy development and therapeutic processes: the anaclitic pathway and the introjective pathway, in this regard, also two types of introjective and anaclitic depression is proposed; which require independent treatments with various emphases despite having similar symptoms. However, in the available therapies, only the same symptoms were emphasized regardless of two completely different types of depression. They all seek to reduce similar symptoms in all depressed patients. Although Blatt et al. have separated two groups of depressed patients theoretically for years, psychotherapists are not familiar with the symptoms, etiology, and treatment patterns of these two types of depression. In the present study, we will theoretically review the two types of anaclitic and introjective depression and discuss the underlying factors and therapeutic implications of each.

    Keywords: anaclitic depression, introjective depression, Sidney Blatt theory