فهرست مطالب

دانشور پزشکی - پیاپی 148 (شهریور 1399)
  • پیاپی 148 (شهریور 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/12
  • تعداد عناوین: 6
|
  • احمدعلی نوربالا* صفحات 1-15

    از آغاز خلقت بشر تا به حال در مورد ابعاد انسان اختلاف نظرهای جدی بیان شده است. غالبا واژه هایی چون " جسم" و "روان"، "نفس" و "روح" توسط فیلسوفان، عالمان دینی، پزشکان، روانپزشکان و روان شناسان در مورد انسان مطرح بوده است. بقراط، افلاطون، ارسطو، جالینوس، محمد بن زکریای رازی، ابوعلی سینا، انگل و نیز سازمان بهداشت جهانی، هرکدام جنبه هایی از ابعاد آدمی را مطرح نموده اند. در این مقاله به ابعاد انسانی از دیدگاه قرآنی پرداخته شده است. به نظر اینجانب، در این موقعیت از تاریخ علم، زمان آن فرا رسیده است که مدل انسان را از جهت شکل گیری شخصیت و اسباب و علل بیماری های او به صورت مدل پنج بعدی: یعنی زیستی (خاکی و مادی)، روانی (قلبی و عاطفی)، اجتماعی (پیرامونی و اکتسابی) و معنوی (روحی) در زمینه استعداد و سازوکار اولیه (نفسانی) ترسیم نماییم.

    کلیدواژگان: ابعاد انسانی، زیستی، روانی، اجتماعی، نفسانی، معنوی، قرآنی
  • مرضیه محمدی، منیژه کرمی*، سمانه افراز صفحات 16-27
    مقدمه و هدف

    سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) یکی از رایج ترین اختلالات اندوکرین و متابولیک در زنان پیش از یایسگی است. مواد مخدر از جمله مرفین در بروز این عارضه موثرند. هیپرپرولاکتینی نیز احتمال بروز این عارضه را افزایش می دهد. دوپامین، مهارکننده ترشح پرولاکتین، دارای گیرنده در نسج تخمدان است. در این بررسی از متوکلوپرامید به عنوان آنتاگونیست گیرنده دوپامین (D2) در تداخل با مرفین استفاده شده است.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش، 48 سر موش بزرگ آزمایشگاهی ماده ویستار به صورت باکره (و تحت فاز دی استروس) در محدوده وزنی 250-220 گرم مورد مطالعه قرار گرفتند. به گروه اول مرفین (5 میلی گرم/کیلوگرم) به شکل داخل صفاقی تزریق شد. گروه های دوم تا چهارم، متوکلوپرامید (1، 2، 4 میلی گرم/کیلوگرم) دریافت کردند. در گروه های پنجم تا هفتم، متوکلوپرامید (1، 2، 4 میلی گرم/ کیلوگرم) مقدم بر مرفین (5 میلی گرم/ کیلوگرم) در بازه زمانی 20 دقیقه ای تزریق شد. گروه کنترل تنها سالین (یک میلی لیتر بر کیلوگرم) دریافت کرد. 48 ساعت بعد از تجویز دارو، حیوانات جراحی شدند و تخمدان و رحم مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل آماری با آنالیز واریانس انجام شد.

    نتایج

    تخمدان در گروه دریافت کننده مرفین منظره ی پلی کیستیک نشان داد. در گروه های متوکلوپرامید ساختارهای کیستیک وجود نداشت ولی در گروه های دریافت کننده متوکلوپرامید مقدم بر مرفین تعداد کیست های تخمدانی افزایش یافت. افزایش نسبی قطر رحم به واسطه تزریق مرفین وجود داشت که در تلفیق با آنتاگونیست برگشت.

    نتیجه گیری

    احتمالا متوکلوپرامید با اثر مهاری گیرنده های دوپامینی و افزایش اثر پرولاکتین، باعث افزایش کیست زایی ناشی از مرفین در تخمدان شده است.

    کلیدواژگان: مرفین، متوکلوپرامید، تخمدان پلی کیستیک، موش بزرگ آزمایشگاهی
  • ناهید شکوهی راد*، طاهره باقرپور، نعمت الله نعمتی، ویدا حجتی صفحات 28-41
    مقدمه و هدف

    این پژوهش با هدف بررسی نقش بذر کدو و تمرین استقامتی بر نشانگان فشار اکسیداتیو و تخریب DNA بافت عضلات کند انقباض در موش های صحراییی نر مسموم شده با پراکسید هیدروژن انجام شد.

    مواد و روش ها

    تعداد 48 سر موش صحرایی نر بالغ با وزن 20±220 گرم و 8 هفته ، مطابق با مداخلات استرس (پراکسیدهیدروژن)، مکمل بذر کدو و تمرین استقامتی اجرا شد. جهت القا استرس اکسیداتیو تزریق درون صفاقی H2O2 با دوزmmol/kg  2به صوموش صحرایی سه بار در هفته یک روز در میان انجام شد. القا مکمل بذر کدو به صوموش صحرایی 5/0 میکروگرم روزانه با تزریق درون صفاقی با غلظت  UI/ml 300000 انجام شد. گروه های تمرینی روزانه تمرین هوازی بر روی تردمیل را به مدت 8هفته انجام دادند، پروتکل تمرین با سرعت m/min  8 و شیب 10 درجه به مدت 30 دقیقه بر روی تردمیل در هفته ی اول شروع و به تدریج به سرعت m/min  20با زاویه ده درجه به مدت 60 دقیقه در هفته ی هشتم رسید. جهت تجزیه تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح 05/0=  α استفاده گردید.

    نتایج

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمرین و دریافت بذر کدو به صوموش صحرایی جداگانه اثر معنی داری بر غلظت ATP، ADP، نسبت ATP/ADP ، MDA و PAB عضله نعلی دارد (001/0P=)؛ اما تعامل تمرین و بذر کدو فقط بر MDA عضله نعلی اثر معنی داری نداشت (025/0P=)  ولی بر سایر متغیرها تاثیر معناداری داشت (001/0P=).

    نتیجه گیری

    مصرف مکمل بذر کدو به همراه تمرین استقامتی می تواند باعث کاهش استرس اکسیداتیو در بدن گردد.

    کلیدواژگان: بذر کدو، تمرین استقامتی، استرس اکسیداتیو
  • سارا فرشتیان، مقصود پیری*، حمید آقا علینژاد، مریم دلفان صفحات 42-54
    مقدمه و هدف

    تمرین تناوبی با شدت متناسب به وسیله تنظیم بیان ژن در بیماران مبتلا به دیابت، کاردیومیوپاتی دیابتی را کاهش می دهد. هدف از این مطالعه مقایسه اثر دو نوع تمرین تناوبی شدید بر بیان ژنهای کلاژن 1، 2 و SMAD/3 در بطن چپ موش های بزرگ آزمایشگاهی نر مبتلا به دیابت نوع 2 بود.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع تجربی است. بدین منظور 28 سر موش های بزرگ آزمایشگاهی نر دیابتی به چهار گروه 7 تایی تقسیم شدند؛ تمرین تناوبی شدید نوع 1 (HIIT1:1)، تمرین تناوبی شدید نوع 2 (HIIT2:1)، کنترل دیابتی (DC)، کنترل سالم (NC) تقسیم شدند. القاء دیابت به همه گروه ها به جز کنترل سالم توسط تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (STZ) پس از 12 ساعت ناشتایی شبانه انجام شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین و ریکاوری بعد از آن آزمودنی ها بی هوش شدند. سپس بطن چپ آنها استخراج شد. گلوکز پلاسما توسط روش گلوکز اکسیداز، مقادیر انسولین با روش الایزا و مقاومت به انسولین با روش HOMA-IR     اندازه گیری شد. جهت تعیین بیان ژنهای کلاژن 1، 2 و SMAD/3 از روش PCRReal time- و مقایسه گروه ها توسط (one way anova) و آزمون تعقیبی Tukey برای تعیین اختلاف بین گروهی در سطح آلفای 05/0 استفاده شد.

    نتایج

    کلاژن 1 در بین هر دو گروه تمرین تفاوت معناداری را نشان نداد (112/0p=). میانگین مقادیر هر دو گروه تمرین نسبت به گروه کنترل دیابتی به صورت معناداری در بیان کلاژن 1 کمتر بود (0001/0p=). میانگین مقادیر بیان ژن کلاژن 2 در گروه تمرین HIIT2:1 نسبت به گروه HIIT1:1 (044/0P=) و کنترل دیابتی (002/0=P) به صورت معناداری کمتر بود. میانگین مقادیر بیان ژن SMAD/3 در گروه HIIT2:1 نسبت به HIIT1:1 (002/0P=)) و کنترل دیابتی (020/0=P) به صورت معناداری کمتر بود. میانگین مقادیر وزن و شاخص مقاومت به انسولین در گروه HIIT1:1 و گلوکز در گروه HIIT2:1 به صورت معناداری کمتر بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های بدست آمده می توان چنین نتیجه گیری کرد 4 هفته تمرین HIIT نوع 2 با تاثیر بالاتر بر کاهش بیان ژنهای کلاژن 2 و SMAD/3 در بطن چپ موش های بزرگ آزمایشگاهی دیابتی بد تنظیمی ژن را تعدیل کرده و احتمالا می تواند کاردیومیوپاتی دیابتی را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، کلاژن، SMAD، 3، مقاومت به انسولین
  • محبوبه لطفعلی زاده، ناهید بیژه*، مهرداد فتحی صفحات 55-70
    مقدمه و هدف

     بیماری های قلبی- عروقی به ویژه بیماری عروق کرونر قلب از مهمترین علل نهایی مرگ در زنان است. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی در آب با و بدون مصرف چای سبز بر برخی عوامل انعقادی خون زنان یایسه غیرفعال بود.

    مواد و روش ها

     پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است. 27 زن یایسه چاق و غیرفعال به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروه تمرین (9 نفر با میانگین وزن 1/9± 93/68 کیلوگرم)، گروه مکمل (8 نفر با میانگین وزن 8/10± 9/76 کیلوگرم) و گروه تمرین+مکمل (10 نفر با میانگین وزن 1/10± 73/73 کیلوگرم). برنامه تمرین هوازی به مدت 8 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه 45-60 دقیقه با شدت 55-75 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا شد. گروه مکمل به مدت 8 هفته، روزانه 3 نوبت 200 میلی لیتر چای سبز دریافت می کردند. قبل و بعد از پروتکل تمرینی و مکمل دهی، نمونه خونی جمع آوری و میزان تغییرات سطوح پلاسمایی فیبرینوژن، تعدادپلاکت، PT و PTT اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 و در سطح معناداری 05/0≥p استفاده شد.

    نتایج

     بر مبنای یافته های پژوهش، تغییرات در متغیرهایPT و تعدادپلاکت در هیچ یک از سه گروه معنادار نبوده است (05/0<p) فیبرینوژن در هر سه گروه افزایش یافت که این افزایش تنها در گروه چای سبز معنادار بود. همچنین تغییرات بین گروهی در این فاکتور معنادار بود. PTT در هر سه گروه کاهش یافت که این کاهش در گروه چای سبز معنادار بود.

    نتیجه گیری

    مصرف چای سبز به شیوه تحقیق حاضر، سبب افزایش انعقاد خون می گردد. با توجه به اهمیت هموستیاز خون و نتایج نامطلوب ناشی از به هم خوردن تعادل سیستم های انعقاد و فیبرینولیز به نظر می رسد هرگونه مکمل دهی باید از نظر تاثیری که بر تعادل هموستاتیک و فعالیت سیستم های زیر مجموعه آن دارد تحلیل گردد.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی در آب، چای سبز، فیبرینوژن، PT، PTT، تعداد پلاکت، زنان یائسه
  • حدیث رستمی معتمد، مهرداد شریعتی، رحیم احمدی*، سعید خاتم ساز، مختار مختاری صفحات 71-79
    مقدمه و هدف

    پژوهش ها نشان دادند که پروژسترون بر القا آپوپتوز در سلولهای سرطانی تاثیرگذار است. هدف از این مطالعه تاثیر پروژسترون بر فعالیت کاسپازهای 8، 9 ،3 و بررسی تغییرات مورفولوژیک در هسته سلول هایMCF-7 بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، سلول های MCF-7 از بانک سلولی انستیتوپاستور ایران تهیه شدند. فعالیت کاسپازهای 8 ،9 ،3 و تغییرات مورفولوژیک هسته سلول ها در مواجهه سلول ها با غلظت سایتوتوکسیک پروژسترون (5/2 میلی گرم بر میلی لیتر) مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون تی تست مستقل آنالیز شدند.

    نتایج

    فعالیت کاسپاز های 8 ،9 و3 (به ترتیب 01/0 P˂،001/0 P˂ و 001/0 P˂) در سلول های   MCF-7 در مواجهه با غلظت سایتوتوکسیک پروژسترون (5/2 میلی گرم بر میلی لیتر) افزایش معنی داری در مقایسه با گروه کنترل داشت. هسته سلولهای MCF-7 در مواجهه با غلظت سایتوتوکسیک پروژسترون (5/2 میلی گرم بر میلی لیتر) تغییرات متعددی نشان داد.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد پروژسترون سبب افزایش فعالیت کاسپازهای 8 ،9 و 3 در سلولهای MCF-7 می گردد.

    کلیدواژگان: پروژسترون، MCF-7، کاسپاز 8، 9 و 3
|
  • Ahmad Ali Noorbala* Pages 1-15

    Ever since the creation of mankind, there have been different and variable viewpoints about the aspects of the human being. Words such as "Body", "Psyche", "Soul" and "Spirit" have usually been employed regarding human by philosophers, religious scholars, physicians, psychiatrists, and psychologists. Hippocrates, Plato, Aristotle, Galen, Rhazes, Avicenna, Engle, and World Health Organization have each pointed to some aspects of the human being. In this article, we have alluded to Quranchr('39')s point of view of humanity. We believe that at this moment, it is time to propose a five-dimensional model of humanity to address the formation of his personality and the causes of his illnesses: a) Materialistic (bodily or physically), b) Psychologically or mentally,  c) Selfdom or predisposition, d) Environmental or socially, e) Spirituality or soul.

    Keywords: Human dimensions, Physically, Psychologically, Socially, Selfdom, Spirituality, Quranic
  • Marziyeh Mohammadi, Manizheh Karami*, Samaneh Afraz Pages 16-27
    Background and Objective

    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is one of the most common endocrine and metabolic disorders in premenopausal women. Opioid drugs, including morphine are effective inducers of the PCOS. Hyperprolactinemia also increases the likelihood of this complication. The dopamine, the inhibitor of prolactin secretion, has receptors in the ovarian tissue. In this study, metoclopramide was used as a dopamine receptor antagonist (D2) to survey the interaction of dopamine with morphine.

    Materials and Methods

    48 female Wistar rats were studied as virgins (and under the diestrus phase) in the weight range of 220-250 g. The first group received morphine (5 mg/kg) intraperitoneally. The second to fourth groups received metoclopramide (1, 2, 4 mg/kg). In groups 5 to 7, the antagonist (1, 2, 4 mg/kg) with morphine (5 mg/kg) was injected over a period of 20 minutes. The control group received only saline (1 ml/kg). Forty-eight hours after drug administration, the animals underwent surgery and the ovaries and uterus were examined. Statistical analysis was performed by analysis of variance.

    Results

    The ovaries showed a polycystic view in the morphine group. There were no cystic structures in the metoclopramide groups, but the number of ovarian cysts increased in the metoclopramide+morphine recipient groups. There was a relative increase in uterine diameter due to morphine injection which returned in combination with the antagonist.

    Conclusion

    Metoclopramide may have increased morphine-induced cystogenesis in the ovary by inhibiting dopamine receptors and increasing the prolactin effect.

    Keywords: Morphine, Metoclopramide, polycystic ovary syndrome, Rat
  • Nahid Shokohi Rad*, Tahereh Bagherpour, Nematollah Nemati, Vida Hojati Pages 28-41
    Objective

    This study aimed to investigate the effect of pumpkin seed and endurance training on oxidative stress factors and DNA damage of slow-twitch muscle tissue in male rats poisoned with hydrogen peroxide.

    Materials and Methods

    A total of 48 adult male rats weighing 220±20 g at eight weeks were administered in accordance with stress interventions (hydrogen peroxide), pumpkin seed and endurance training. To induce oxidative stress, intraperitoneal injection of H2O2 at a dose of 2 mmol/kg was performed three times a week. Inoculation of pumpkin seeds was performed at 0.5 μg per day with intraperitoneal injection at a concentration of 300000 U/ml. The training groups performed daily aerobic exercise on a treadmill for 8 weeks, the endurance training protocol started at a speed of 8 m/min and a slope of 10 degrees for 30 minutes on the treadmill in the first week and gradually at a speed of 20 m/min at an angle of ten. The degree reached 60 minutes in the eighth week. Data were analyzed using repeated- measures analysis of variance and Bonferroni post hoc test at the level of α = 0.05.

    Results

    The results of the present study showed that training and receiving pumpkin seeds separately has a significant effect on ATP, ADP, ATP / ADP ratio, MDA and PAB of horseshoe muscle (P= 0.001); But the interaction between training and pumpkin seeds did not have a significant effect only on MDA of soleus muscle (P = 0.025) but had a significant effect on other variables (P = 0.001).

    Conclusion

    Taking pumpkin seed supplement along with endurance training can reduce oxidative stress in the body.

    Keywords: Pumpkin seeds, Endurance training, Oxidative stress
  • Sara Fereshtian, Maghsoud Peeri*, Hamid Agha-Alinejad, Maryam Delfan Pages 42-54
    Background and Objective

    High-intensity interval training reduces diabetic cardiomyopathy by regulating gene expression in patients with diabetes. The aim of this study was to compare the effect of two types of high intensity interval training on the expression of collagen 1, 2 and SMAD/3 genes in the left ventricle of male rats with type 2 diabetes.

    Materials and Methods

    The present study was experimental. For this purpose, 28 male Wistar rats were divided into four groups: type 1 high-intensity interval training (HIIT1:1), type 2 high-intensity interval training (HIIT2:1), diabetic control (DC), and non-diabetic control (NC). Diabetes was induced in all groups except non-diabetic control group by intraperitoneal injection of streptozotocin (STZ) after 12 hours of overnight fasting. 24 hours after the last training and recovery session, their left ventricle was extracted. Plasma glucose concentration was measured by the glucose oxidase method, ELISA method was used to measure the insulin levels, and the HOMA-IR method was used to measure the insulin resistance index. A real-time PCR technique was used to evaluate the gene expression of the collagens 1 , 2 , and SMAD/3 genes. Results were analyzed with one-way ANOVA and Tukey post hoc tests.

    Results

    Collagen 1 did not show a significant difference between the two exercise groups (p = 0.112). The mean values of both exercise groups were significantly lower than in the diabetic control group in collagen expression (p = 0.0001). The mean values of collagen 2 gene expression in the HIIT2: 1 training group were significantly lower than the HIIT1: 1 group (P = 0.044) and diabetic control (P = 0.002). The mean values of SMAD / 3 gene expression in HIIT2: 1 group were significantly lower than HIIT1: 1 (P = 0.002) and diabetic control (P = 0.020). The mean weight values and insulin resistance index in the HIIT1 group and glucose in the HIIT2: 1 group were significantly lower.

    Conclusion

    Based on the findings, it can be concluded that 4 weeks of type 2 HIIT compared to other groups had a higher effect on reducing the expression of collagen 2 and SMAD / 3 genes in the left ventricle of diabetic rats with down-regulated of genes. Therefore HIIT-2  may improve diabetic cardiomyopathy syptoms.

    Keywords: High intensity interval training, Collagen, SMAD, 3, Insulin resistance
  • Mahbube Lotfalizadeh, Nahid Bije*, Mehrdad Fathi Pages 55-70
    Background and Objective

    Cardiovascular disease, especially coronary heart disease, is one of the leading causes of death in women. This study aimed to evaluate the effect of eight weeks of aerobic exercise in the water with and without consumption of green tea on some blood coagulation factors in inactive postmenopausal women.

    Materials and Methods

    The present study is quasi-experimental. 27 obese and inactive postmenopausal women were randomly divided into three groups: exercise group (9 subjects with a mean weight of 68.93±9.1 kg), supplement group (8 subjects with a mean weight of 84.9±17.5 kg) and exercise+supplement group (10 individuals with mean weight of 73.73±10.1 kg). The aerobic exercise program was performed for 8 weeks, 3 sessions per week, and each session for 45-60 minutes with an intensity of 55-75% of maximum heart rate. The supplement group received 200 ml of green tea 3 times daily for 8 weeks. Before and after the training and supplementation protocol, blood samples were collected and changes in plasma fibrinogen levels, platelet count, PT, and PTT were measured. For data analysis, SPSS software version 16 was used at a significance level of p<0.05.

    Results

    Based on the research findings, changes in PT variables and platelet count were not significant in any of the three groups (p<0.05). Fibrinogen increased in all three groups, which was significant only in the green tea group. PTT decreased in all three groups, which was significant in the green tea group.

    Conclusion

    Consumption of green tea in the present study increases blood coagulation. Given the importance of blood homeostasis and the adverse effects of disturbing the balance of coagulation and fibrinolysis systems, it seems that any supplementation should be analyzed in terms of its effect on hemostatic balance and the activity of its subsystems.

    Keywords: Aerobic exercise in water, Green tea, Fibrinogen, PT, PTT, Platelet count, Postmenopausal women
  • Hadis Rostami Motamed, Mehrdad Shariati, Rahim Ahmadi*, Saeed Khatamsaz, Mokhtar Mokhtari Pages 71-79
    Background and Objective

    Studies have shown that progesterone is effective in inducing apoptosis in cancer cells. This study aimed to evaluate the effect of progesterone on the activity of caspases 8, 9, and 3 and to investigate morphological changes in MCF-7 cell nuclei.

    Materials and Methods

    In this experimental study, MCF-7 cells were purchased from the Bank of Pasteur Institute of Iran. The activity of caspases 8, 9, 3 and the morphological changes of the cell nucleus in the cells exposed to the cytotoxic concentration of progesterone (2.5 mg/ml) were evaluated. Data were analyzed using an independent t-test.

    Results

    The activity of caspases 8, 9, and 3 (P˂0.01, P˂ 0.001 and P˂0.001, respectively) in MCF-7 cells exposed to cytotoxic progesterone concentration (2.5 mg/ml) significantly increased compared with the control group. Exposure of MCF-7 cells to the cytotoxic concentration of progesterone (2.5 mg/ml) caused several changes in MCF-7 cell nuclei.

    Conclusion

    The results of this study showed that progesterone increases caspase 8, 9, and 3 activity in MCF-7 cells.

    Keywords: Progesterone, MCF-7, Caspase 8, 9, 3