فهرست مطالب

روان شناسی بالینی - سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 45، بهار 1399)
  • سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 45، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • الهه دروگر*، علی فتحی آشتیانی، عماد اشرفی صفحات 1-12
    مقدمه

    ذهنی سازی، توانایی فرد در تعبیر حالات ذهنی خود و دیگری است. هدف پژوهش حاضر اعتباریابی و پایایی سنجی نسخه فارسی پرسشنامه ذهنی سازی در جامعه ایرانی بود.

    روش

    پژوهش در زمره پژوهش‏های توصیفی- همبستگی بود. نمونه شامل 272 نفر از دانشجویان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. به منظور بررسی اعتبار واگرا و همگرا از مقیاس ذهن آگاهی، پرسشنامه دلبستگی، مقیاس اضطراب -افسردگی بیمارستانی و پرسشنامه عملکرد بازتابی، استفاده شد. برای استخراج نتایج، ضریب آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی و همبستگی چند متغیره استفاده شد.

    یافته ها

    تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که الگوی دو عاملی پرسشنامه از برازش قابل قبولی با داده ها برخوردار است. آلفای کرونباخ برای عامل اطمینان 0/88 و برای عامل عدم اطمینان 0/66 بود. مولفه ی اطمینان با اضطراب- افسردگی، سبک دوسوگرا و دلبستگی ایمن رابطه معنادار داشت و اعتبار همگرای این مولفه را نشان می دهد. عدم اطمینان هم با اضطراب - افسردگی و ذهن آگاهی، سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا رابطه معنادار داشته و اعتبار همگرا را نشان می دهد. بین دو مولفه ی اطمینان و عدم اطمینان همبستگی منفی و معناداری مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    پرسشنامه ذهنی سازی از اعتبار و پایایی قابل قبولی در جامعه دانشجویی برخور دار است و می تواند ابزار معتبری برای ارزیابی توانایی ذهنی سازی باشد.

    کلیدواژگان: ذهنی سازی، اطمینان، عدم اطمینان، تحلیل عاملی
  • معصومه شفیعی، فاطمه رضایی*، مسعود صادقی صفحات 13-24
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای اجتناب متقابل از نگرانی و مشکلات بین فردی در رابطه بین روان رنجوری با علایم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت

    روش

    پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است، جامعه آماری شامل، 457 نفر از افراد دارای علایم اختلال اضطراب فراگیر بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند و از پرسشنامه های روان-رنجوری، مشکلات بین فردی، اجتناب متقابل از نگرانی و اضطراب فراگیر استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی به خوبی برازش شده است. در این مدل روان رنجوری اثر مستقیم و معناداری بر مشکلات بین فردی، مشکلات بین فردی اثر مستقیم و معناداری بر اجتناب متقابل از نگرانی، اجتناب متقابل از نگرانی اثر مستقیم و معناداری بر اضطراب فراگیر داشتند، اجتناب متقابل از نگرانی و مشکلات بین فردی به طور معنی داری بین روان رنجوری و علایم اختلال اضطراب فراگیر میانجی گری کردند.

    نتیجه گیری

    روان رنجوری، مشکلات پیچیده بین فردی و اجتناب متقابل از نگرانی اثر مستقیم و معناداری بر علایم اختلال اضطراب فراگیر دارند و اجتناب متقابل از نگرانی و مشکلات پیچیده ی بین فردی نقش میانجی را در بین روان رنجوری و علایم اختلال اضطراب فراگیر دارند.

    کلیدواژگان: جتناب متقابل از نگرانی، اضطراب فراگیر، هیجان، روان-رنجورخویی
  • محمدابراهیم حکم آبادی*، ایمان الله بیگدلی، محمدجواد اصغری ابراهیم اباد، جوانشیر اسدی صفحات 25-36
    مقدمه

    هدف مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان تیپ شخصیتی نوع D و پیروی از درمان در بیماران کرونر قلبی بود.

    روش

    یک طرح تک آزمودنی با کنترل خط پایه چندگانه همزمان و با پیگیری 6 هفته ای اجرا شد. 10 مرد مبتلا به بیماری قلبی به روش نمونه گیری در دسترس از میان بیماران بیمارستان رضوی مشهد انتخاب شدند. اثربخشی پروتکل درمانی طی 3 مرحله (خط پایه، درمان 10 جلسه ای و پیگیری 6 هفته ای) با استفاده از پرسشنامه نشانگان تیپ شخصیتی نوع D و پرسشنامه پیروی از درمان (MMAS-8) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI)، فرمول درصد بهبودی و معناداری بالینی تحلیل شدند.

    یافته ها

    تحلیل نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون طرحواره درمانی نسبت به درمان پذیرش و تعهد به میزان بیشتری موجب کاهش معنادار نشانگان تیپ شخصیتی نوع D و افزایش پیروی از درمان بیماران قلبی می شود. اما در مرحله پیگیری، طرحواره درمانی در کاهش نشانگان تیپ شخصیتی نوعD  و افزایش پیروی از درمان موثرتر بود.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که از نظر معناداری آماری طرحواره درمانی بهبودی بیشتری را در رفتارهای آماج ایجاد کرد. اما از لحاظ معناداری بالینی تفاوتی بین طرحواره درمانی و پذیرش و تعهد در رفتارهای آماج وجود ندارد.

    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، نشانگان تیپ شخصیتی نوع D، پیروی از درمان
  • شراره فرهی منش، علیرضا مرادی*، میثم صادقی صفحات 37-48
    مقدمه

    بر طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، بیماری های پزشکی مانند سرطان زمانیکه ناگهانی و فاجعه بار باشند به عنوان رویدادی آسیب زا در نظر گرفته می شوند و می تواند عاملی برای شروع اختلال استرس پس از سانحه باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر برنامه آموزش حافظه رقابتی بربهبود عملکرد سوگیری تفسیر در بیماران مبتلا به سرطان که دچار اختلال استرس پس از سانحه شده اند، می باشد.

    روش

    با روش پژوهش نیمه آزمایشی یک نمونه 60 نفری از بیماران با تشخیص تازه سرطان با علایم استرس پس از سانحه انتخاب شد  و به  یک گروه مداخله آموزش حافظه اختصاصی (30 نفر) و گروه دوم شامل مداخله آموزش حافظه رقابتی (30 نفر)، تقسیم  شدند. ارزیابی های پیش آزمون شامل سیاهه فهرست اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5)  بود و  مجموعه ای از فیلم های کوتاه نیز به منظور بررسی سوگیری تفسیر بکار گرفته شد. گروه یک شش جلسه 45 دقیقه‏ای و گروه 2 هفت جلسه 45 دقیقه مداخله انفرادی دریافت کردند. کلیه ارزیابیها در مراحل پس از درمان و نیز پی گیری سه  ماهه اجرا شدند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط بررسی شد.

    یافته ها

    تحلیل نتایج حاکی از اثربخشی معنادار مداخله آموزش حافظه رقابتی در کاهش میزان سوگیری تفسیر  در بیماران سرطانی با علایم استرس پس از سانحه در قیاس با گروه آموزش حافظه رقابتی بود.

    نتیجه گیری

    ما نتیجه گرفتیم که مداخله آموزش حافظه رقابتی می تواند به عنوان مداخله ای موثر در کاهش سوگیری تفسیر در افراد سرطانی دچار اختلال استرس پس از سانحه به کار رود.

    کلیدواژگان: اختلال استرس پس از سانحه، سرطان، سوگیری تفسیر، مداخله آموزش حافظه رقابتی، مداخله آموزش حافظه اختصاصی
  • زهرا خلیفات، نادر منیرپور* صفحات 49-62
    مقدمه
    اختلال وسواسی - جبری یکی از اختلال های شایع روانشناختی است که در نوجوانان و جوانان شیوع نسبتا بالایی دارد. این اختلال هزینه های اجتماعی و اقتصادی بسیاری را برای افراد مبتلا و جامعه ایجاد می کند و بر کارکردهای اجتماعی، تحصیلی و شغلی این افراد تاثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین علایم وسواسی - جبری براساس سبک های دلبستگی و بیگانگی با نقش میانجی افسردگی انجام گرفته است.
    روش
    روش تحقیق توصیفی - همبستگی می باشد. جامعه ی آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم در سال تحصیلی 98-97 بود. نمونه آماری شامل 344 نفر از اعضای جامعه آماری مذکور است این تعداد به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه وسواس فکری - عملی مادزلی، پرسشنامه سبک های دلبستگی کولینز و رید، مقیاس روابط موضوعی بل و پرسشنامه افسردگی بک می باشند. داده ها با استفاده از روش آزمون تحلیل معادلات ساختاری تحلیل شدند. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 و نرم افزار Lisrel نسخه 10.20 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اثر مستقیم و غیر مستقیم بیگانگی، سبک ایمن، سبک دوسوگرا و افسردگی بر علایم وسواس تایید می شود. جهت تاثیر بیگانگی مثبت و جهت تاثیر سبک ایمن منفی و جهت اثر سبک دوسوگرا مثبت و جهت رابطه افسردگی مثبت است. همچنین شاخص های برازش بدست آمده در مجموع نشان از برازش قابل قبول داده ها با مدل دارد.
    نتیجه گیری
    از اینیافته ها می توان نتیجه گرفت تجارب اولیه مناسب در زمینه دلبستگی می توانند از اختلال وسواس در بزرگسالی جلوگیری کند. همچنین امکان ابتلای فردی که دچار بیگانگی است به اختلال وسواس زیاد است و افسردگی بخشی از مکانیسم اثرات این عوامل در بروز وسواس را تبیین می کند.
    کلیدواژگان: علائم وسواسی - جبری، سبک های دلبستگی، بیگانگی، افسردگی
  • سارا بنی هاشمی*، محمد حاتمی، جعفر حسنی، علی صاحبی صفحات 63-76
    مقدمه

    بیماری های مزمن، یکی از بزرگ ترین چالش های سیستم بهداشتی سراسر جهان  محسوب می شود که هزینه های مالی، روانی و جسمی زیادی را به همراه دارد. با توجه به تداوم این بیماری ها و افزایش تمایل بیماران به مراقبت های غیربیمارستانی، فرآیند مراقبت گری احتمالا بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی اعضای خانواده خصوصا مراقب اصلی تاثیر می گذارد. لذا این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی رفتار درمانی شناختی، واقعیت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی، سلامت عمومی و راهبردهای مقابله ای مراقبین بیماران مزمن انجام شد.

    روش

    این پژوهش به صورت یک مطالعه نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل) طراحی و اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل مراقبین افراد مبتلا به بیماری سرطانی در بیمارستان شهدای تجریش و مراقبین بیماران مبتلا به بیماران ام اس ثبت شده در انجمن ام اس تهران تشکیل می دادند. یک نمونه کل 45 نفری به صورت داوطلب انتخاب و در دو گروه مداخله آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. کلیه آزمودنی ها در دو وهله پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه های سلامت عمومی، مقیاس راهبردهای مقابله ای و پرسشنامه کیفیت زندگی را تکمیل کردند.

    یافته ها

    نتایج این تحقیق نشان داد که هر سه مداخله رفتاردرمانی شناختی، واقعیت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توانست نسبت به گروه کنترل تاثیر معنی داری در میانگین  متغیرهای وابسته  تحقیق ایجاد نماید. همچنین مداخله رفتاردرمانی شناختی نسبت به دو روش دیگر، تغییرات بارزتری در نمره سلامت عمومی، کیفیت زندگی و راهبردهای مقابله ای مراقبین داشت.

    نتیجه گیری

    اثربخشی هر سه مداخله رفتاردرمانی شناختی، واقعیت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت عمومی، راهبردهای مقابله ای و کیفیت زندگی مراقبین بیماران، مورد تایید است. مداخله رفتاردرمانی شناختی، نسبت به دو روش مداخله دیگر ارجحیت داشته و واقعیت درمانی کمترین میزان اثر را نشان داد.

    کلیدواژگان: رفتار درمانی شناختی، واقعیت درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، کیفیت زندگی، سلامت عمومی، راهبردهای مقابله ای
  • سجاد بشرپور، محمد هرنگ زا* صفحات 77-88
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بدرفتاری روانشناختی دوران کودکی با میانجی گری متغیر مسیولیت پذیری و همجوشی شناختی در پیش بینی علایم وسواسی در جمعیت غیربالینی بود.

    روش

    روش پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی   و جمعیت مطالعه دانشجویان سال تحصیلی 98-1397 دانشگاه شیراز بودند. تعداد 306 نفر (145 پسر و 161 دختر) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس های بدرفتاری روانشناختی، همجوشی شناختی و پرسشنامه های نگرش مسیولیت پذیری و وسواسی - اجباری مادزلی جمع آوری شدند. داده های حاصل با روش مدل معادلات ساختاری بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد مسیولیت پذیری و همجوشی شناختی در رابطه ی میان مولفه های بدرفتاری روانشناختی (عدم پاسخ گویی از نظر هیجانی، طرد کردن / ترساندن، پرتوقع / انعطاف ناپذیر بودن) با علایم وسواسی به طور سهمی میانجی شده اند. همچنین، بین مولفه های بدرفتاری روانشناختی (عدم پاسخ گویی از نظر هیجانی، طرد کردن / ترساندن، پرتوقع / انعطاف ناپذیر بودن) با علایم وسواسی تاثیر مستقیم و معناداری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    درمان گران به منظور کاهش باورها و آیین های وسواسی باید از یک سو تجربیات ناخوشایند دوران کودکی افراد مبتلا را بررسی و مورد ارزیابی قرار داده و از سوی دیگر ضمن چالش های شناختی و گذشته نگر به دنبال کاهش باورهای مسیولیت پذیری و همجوشی شناختی باشند.

    کلیدواژگان: بدرفتاری روانشناختی دوران کودکی، همجوشی شناختی، مسئولیت پذیری، علائم وسواسی، جمعیت غیربالینی
  • نرگس ابراهیم زاده، محمود نجفی*، پرویز صباحی صفحات 89-98
    مقدمه

    هدف از پژوهش حاضر، تحلیل تمیزی افراد با نشانگان شخصیت مرزی  از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی بر اساس سبک دلبستگی، مکانیسم های دفاعی و روابط شیء بود.

    روش

    این پژوهش از نوع علی - مقایسه‎ای بوده است. جامعه‎ی آماری عبارت بود از دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی شهر بجنورد که در نیم سال اول تحصیلی 98-1397 مشغول تحصیل بوده‎اند. 44 نفر با نشانگان شخصیت مرزی و 44 نفر عادی بر اساس ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان دادند که افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی بر اساس دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، مکانیسم های دفاعی رشد نایافته و نوروتیک، بی کفایتی اجتماعی، خودمیان بینی، ناایمنی و بیگانگی از افراد بدون نشانگان شخصیت مرزی قابل تمیز هستند.

    نتیجه گیری

    افراد با نشانگان شخصیت مرزی دارای مکانیسم‎های رشد نیافته، سبک دلبستگی ناایمن و روابط شیء آسیب دیده هستند .بنابراین غربالگری و ارزیابی افراد برای پیشگیری از آسیب بیشتر، و همچنین لحاظ در جلسات مشاوره و روان درمانی ضروری است.

    کلیدواژگان: تحلیل تمیزی، شخصیت مرزی، دلبستگی، مکانیسم دفاعی، روابط شیء
  • سیما عندلیب*، محمدرضا عابدی، حمیدطاهر نشاط دوست، اصغر آقایی صفحات 99-110
    مقدمه

    با توجه به اهمیت شادکامی و نشخوار فکری در افزایش سطح خلق، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بسته درمانی مبتنی بر تجارب با درمان مبتنی بر شفقت ورزی بر شادکامی و نشخوار فکری در بیماران افسرده صورت گرفته است.

    روش

    روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پژوهش سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را بیماران افسرده مراجعه کننده به مرکز خدمات بهزیستی سپاهان در شهر اصفهان در بهار و تابستان سال 7139 تشکیل دادند که در نهایت از بین آنها 45 نفر به شیوه دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش 1 (بسته درمانی مبتنی بر تجارب)، گروه آزمایش 2 (بسته درمانی مبتنی بر شفقت ورزی) و گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش 1 طی 16 جلسه 45 دقیقه ای و گروه آزمایش 2 طی 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر شفقت ورزی و بسته درمانی مبتنی بر تجارب قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه شادکامی آکسفورد، پرسشنامه سبک های پاسخ و پرسشنامه شفقت به خود فرم کوتاه بود و در نهایت به تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری پرداخته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که در پس آزمون و پیگیری پس از کنترل پیش آزمون، بین گروه آزمایش 1، گروه آزمایش 2 و گروه کنترل در شادکامی و نشخوار فکری تفاوت معناداری وجود دارد ولی تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش 1 و گروه آزمایش 2 وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثربخشی درمان های مبتنی بر تجارب و درمان مبتنی بر شفقت ورزی در افزایش شادکامی و کاهش نشخوار فکری از استفاده از هر یک از دو رویکرد می تواند مفید و اثربخش باشد. با توجه به تعداد و طول جلسات متفاوت در هر رویکرد استفاده از رویکرد خاص بسته به شرایط می تواند مدنظر درمانگران قرار گیرد، باشد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر شفقت ورزی، بسته درمانی مبتنی بر تجارب، شادکامی، نشخوارفکری، افسردگی
|
  • Elahe Drogar *, Ali Fathi Ashtiani, Emad Ashrafi Pages 1-12
    Introduction

    Metallization is the ability of an individual to interpret mental states in themselves and others. The purpose of this study was to examine the validity and reliability of the Persian version of the Metallization questionnaire in Iranian society.

    Methods

    The present study was a descriptive-correlational study. A sample of 272 students selected by a cluster sampling method. Mindful Attention Awareness Scale, Attachment styles questionnaire, Hospital Anxiety and Depression Scale, and Reflective Functioning Questionnaire were used. for data collection Cronbach's alpha coefficient, exploratory factor analysis and multivariate correlation were used.

    Findings

    Structure of the qquestionnaire included two factors of certainty and uncertainty. Cronbach's alpha for two factors respectively was 0.88 and 0.66. Certainty component was significantly correlated with anxiety-depression, ambivalent style, and secure attachment, indicating convergent validity of the subscale. Uncertainty also showed a significant relationship with anxiety-depression and mindfulness, avoidant and ambivalent attachment style indicating convergent validity. Significant negative correlation found between two components as well.

    Conclusion

    14 questions of Persian version of metallization revealed an acceptable psychometric properties in the Iranian student community and could be a useful questionnaire in evaluating metallization ability

    Keywords: Mentalization, certainty, Uncertainty, factor analysis
  • Masumeh Shafiei, Fatemeh Rezaei *, Masood Sadeghi Pages 13-24
    Introduction

    The purpose of this study was to determine the mediating role of Complex Interpersonal Problems and Mutual Avoidance of Worry in Correlation Between Neuroticism and the symptoms of generalized anxiety disorder (GAD).

    Method

    The method of present study was the correlation of structural equation modeling, and The statistical population was comprised of 415 individuals with symptoms of GAD who were selected through available sampling method. questionnaires of Neuroticism, interpersonal problems, Contrast Avoidance of Worry and generalized anxiety were applied to collect data. Data were then analyzed using AMOS and SPSS software through Pearson correlation and structural equation.

    Results

    results showed that The proposed model fits well. Neuroticism, in this model, had a direct and significant effect on complex interpersonal problems, Interpersonal problems had a direct and significant effect on Mutual Avoidance of Worry, and Mutual Avoidance of Worry had a direct and significant effect on generalized anxiety disorder. Mutual Avoidance of Worry and complex interpersonal problems Significantly mediated the association between Neuroticism and symptoms of GAD.

    Conclusion

    neuroticism, complex interpersonal problems, and Mutual Avoidance of Worry showed a direct and significant effect on symptoms of GAD. Moreover, Mutual Avoidance of Worry and complex interpersonal problems played the mediating role between neuroticism and symptoms of GAD.

    Keywords: Mutual Avoidance of Worry, generalized anxiety, emotion, Neuroticism
  • MohammadEbrahim Hokmabadi *, Imanollah Bigdeli, MohamadJavad Asghari Ebrahimabad, Javanshir Asadi Pages 25-36
    Introduction

    The purpose of this study was to compare the effectiveness of schema therapy with acceptance and commitment therapy on type D personality and adherence to treatment in coronary heart disease patients.

    Method

    A  single-subject design with multiple baseline control and 6-week follow-up was applied. Ten men with heart disease were selected by convenience sampling method among patients of Razavi Hospital in Mashhad. The efficacy of treatment protocol in three stages (baseline, 10-session treatment and 6-weeks follow-up) was examined using Type D Personality Questionnaire and  Morisky Medication Adherence Scale (MMAS-8). Data were analyzed using visual charting, Reliable Change Index (RCI), Percentage Recovery Formula and Clinical Significance.

    Results

    In the post-test phase, schema therapy significantly reduced type D personality and increased adherence to treatment for cardiac patients compared to acceptance and commitment therapy (P< 0.05), but at follow-up, Schema therapy was more effective in reducing type D personality and increasing adherence to treatment.

    Conclusion

    The results showed that schema therapy significantly improved target behaviors. No clinically important difference evident between schema therapy and acceptance and commitment therapy in term of target behaviors.

    Keywords: Schema Therapy, Acceptance, Commitment Therapy (ACT), Type D Personality, Adherence to Treatment
  • Sharareh Farahimanesh, ALIREZA MORADI *, Meysam Sadeghi Pages 37-48
    Introduction

    According to the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5), serious medical diseases, such as cancer, can be considered as a traumatic event while perceived as unexpected, sudden, and life-threatening. Diagnosis of life-threatening disease like cancer, can lead to the development of post-traumatic stress disorder (PTSD). The aim of the present study was to evaluate the effectiveness of a  competitive memory training (COMET) as an intervention on changing interpretation bias among newly diagnosed cancer patients suffering from PTSD.

    Method

    By a semi-experimental design a sample size of 60 newly diagnosed cancer patients suffering from PSTD were selected and randomly divided into the COMET group (N = 30) or the MEmory Specificity Training (MEST) group (N = 30). Pre-assessment included a Post-traumatic Stress Disorder Checklist (PCL) and a series of short clips applied to measure interpretation bias in the subjects. The COMET group received 6 weekly 45 min individual sessions, while the MEST group undergone 7 weekly 45 min individual sessions. All the assessments were re-conducted in the post-treatment and three-months follow-up stages. Data were analysed using mixed ANOVA analysis.

    Results

    The results indicated that COMET intervention significantly reduced the interpretation bias extent in the cancer patients with PTSD symptoms compared to the control  MEST group.

    Conclusion

    We concluded that COMET intervention can be used as an effective intervention to alleviate the interpretation bias among cancer-related post-traumatic stress disorder patients.

    Keywords: Post Traumatic Stress Disorder, cancer, interpretation bias, competitive memory training, memory specificity training
  • Zahra Khalifat, Nader Monirpour * Pages 49-62
    Introduction
    Obsessive-compulsive disorder (OCD) is one of the most common psychological disorders that have a relatively high prevalence in adolescents and young adults. OCD affects people’s social, educational and occupational functions in different ways. In this study, we aimed to explain obsessive-compulsive symptoms based on attachment and alienation styles with the mediating role of depression.
    Method
    The research method is descriptive-correlational. The statistical population include all students of the Islamic Azad University of Qom Branch in the academic year 1397-98. The sample consisted of 344 subjects of the statistical population. The Maudsley Obsessive-Compulsive Inventory, Collins and Reed Attachment Styles Questionnaire, Bell's Subject Relationship Scale, and the Beck Depression Inventory were used as measurements of different aspects of our study. The descriptive-correlational is done by structural equation analysis. Data were analyzed by SPSS version 20 and Lisrel version 10.20 software.
    Results
    The direct and indirect effects of alienation, safe style, ambivalent style and depression on the symptoms of obsession were confirmed. Positive for alienation, negative for safe style, ambivalent for positive, and positive for depression. Also, the obtained fit indices showed an acceptable fit of the data with the model.
    Conclusion
    It could be concluded that, an appropriate early attachment experiences can prevent obsessive-compulsive disorder in adulthood. Further, the likelihood of obsession disease in persons with alignation  is high and depression is partly explain the mechanism involved in escalation of  obsession.
    Keywords: Obsessive-compulsive symptoms, Attachment styles, Alienation, depression
  • Sara Bani Hashemi, Mohammad Hatami, Jafar Hasani, Ali Sahebi Pages 63-76
    Introduction

    The chronic diseases has long been great challeng in the healthcare system worldwide, with huge financial, psychological and physical costs. Given the persistence of these diseases and increased  patients tendency for non-hospital care, the care processes may impact the quality of life and general health of family members, particularly the primary caregiver. The  aim of this study then was  to compare the effectiveness of Congnitive-behavioral Therapy, Reality Therapy and Acceptance and Commitment Therapy on quality of life, general health and coping strategies of chronic patient caregivers.

    Method

    This study was designed and conducted as a semi-experimental study (pre-test and post-test with control group). The statistical population of this study included caregivers of people with cancer in Shohada Hospital of Tajrish and caregivers of patients with MS registered in the Tehran MS Association. A total sample of 60 subjects were selected on a voluntary basis and divided into 3 exprimental groups and a control group. All subjects were completed the General Health Questionnaire, the  Coping Response Inventory , and the Quality of Life Questionnaire in the pretest and post test occations.

    Results

    The results of this study showed that all three interventions of cognitive behavioral therapy, reality therapy and acceptance and commitment therapy could significantly impact the means of the study dependent variables compared to the control group. Cognitive-behavioral therapy interventions compared to other methods revealed more robust changes in the general health scores, quality of life, and coping strategies in caregivers.

    Conclusion

    The effectiveness of all three interventions in cognitive-behavioral therapy, reality therapy, and acceptance and commitment therapy on caregivers public health, quality of life and coping strategies, are confirmed. The cognitive-behavioral therapy intervention is prefered compared to the other two methods, and reality therapy showed the minimum effect.

    Keywords: cognitive-behavioral therapy, reality therapy, acceptance, commitment therapy, Quality of life, General Health, coping strategy
  • Sajjad Basharpoor, Mohammad Herangza * Pages 77-88
    Introduction

    This research aimed to investigate the predictive role of childhood psychological maltreatment by responsibility and cognitive fusion in obsessive-compulsive symptoms in a non-clinical population.

    Method

    The research design was correlational and statistical population comprised students of Shiraz University in the 2018-2019 academic year. A number of 306 subject (145 males and 161 females) were selected using the randomized multi-stage cluster sampling method. The measures were collectec by Psychological Maltreatment Inventory, the Cognitive Fusion Scale(CFQ), the Responsibility Attitude Scale(RAS) and The Maudsley Obsessive Compulsive Inventory (MOCI). Obtained data were analyzed using the structural equation modeling.

    Results

    Result showed that responsibility and cognitive fusion were relatively mediator in the relationship between childhood psychological maltreatment subscale (emotional non-responsiveness, rejection / frightenment, overcoming / inflexibility) with obsessive-compulsive symptoms. There was an direct and significant impact between childhood psychological maltreatment subscale(emotional non-responsiveness, rejection / frightenment, overcoming / inflexibility) with obsessive-compulsive symptoms.

    Conclusion

    In order to decrease the obsessive thoughts and ritualistic behaviors in individuals with obsessive-compulsive symptoms, therapists need on the one hand, to review and evaluat the unpleasant experiences of childhood and, on the other hand, beside cognitive and retrospective  challenging seek to reduce their beliefs of responsibility and cognitive fusion.

    Keywords: childhood psychological maltreatment, cognitive fusion, responsibility obsessive-compulsive symptoms, nonclinical population
  • Narges Ebrahimzadeh, Mahmoud Najafi *, Parviz Sabahi Pages 89-98
    Introduction

    This study aimed to assess the discriminant analysis of individuals with borderline personality syndrome from individuals without borderline personality syndrome based on attachment style, defense mechanisms, and object relations.

    Method

    This study was conducted with a expos-facto design. Statistical society included undergraduate students of Islamic Azad University of Bojnourd who were studying in the first semester of the academic year 2018-2019. A sample of 44 subjects with  borderline personality syndromes and 44 normal persons were selected based on the inclusion criteria and answered the research questionnaires.

    Results

    The results showed that individuals with borderline personality disorder syndrome can be discriminated from individuals without borderline personality syndrome based on avoidant and ambivalent attachment, underdeveloped and neurotic defense mechanisms, social incompetence, introversion, insecurity and alienation.

    Conclusion

    People with borderline personality syndrome have underdeveloped mechanisms, insecure attachment style and impared object relations. The screening and evaluation of individuals to prevent further pathology, as well as, consideration in counseling and psychotherapy sessions is necessary.

    Keywords: discriminative analysis, borderline personality, attachment, Defense mechanism, Object relations
  • Sima Andalib *, MohammadReza Abedi, Hamid Taher Neshatdoost, Asghar Aghaei Pages 99-110
    Introduction

    Considering the importance of happiness and rumination in increasing the level of mood, the present study was conducted to compare the effectiveness of experience-based therapy package with compassion-based therapy on happiness and rumination in depressed patients.

    Method

    The research method was a semi-experimental with pre-test, post-test and follow-up design and three groups. The statistical population of the study included depressed patients who had come to Sepahan Counseling Services Center in Esfahan city in the spring and summer of 2018 so that 45 of them were selected using convenient sampling method and randomly assigned into three groups including experimental groups 1 (experience-based therapy package), experimental groups 2 (compassion-based therapy) and the control group.Experimental group 1 received sixteen 45-minute sessions and experimental group 2 received ten 90-minute sessions treatment according to compassion-based therapy and experience-based therapy package. The research tools were Oxford Happiness Questionnaire, Response Styles Questionnaire and Self-Compassion Scale-short form.The data were analyzed using multivariate analysis of covariance.

    Results

    The findings showed that in the post-test and follow-up after pre-test control, there was a significant difference between experimental groups1, experimental groups 2 and the control group in happiness and rumination but there was no significant difference between experimental groups 1 and experimental groups 2.

    Conclusion

    Considering the effectiveness of experience-based therapy and compassion-based therapy in increasing happiness and reducing rumination, the use of either approach can be useful and effective. Given the number and length of sessions in each approach, the use of a concise approach depending on the situation can be considered by therapists.

    Keywords: Compassion-based therapy, experience-based therapy package, happiness, rumination, depression