فهرست مطالب

فیزیولوژی و بیوتکنولوژی آبزیان - سال هشتم شماره 2 (تابستان 1399)
  • سال هشتم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علی بانی*، معصومه لطفی چهارده، مائده قربان خواه مریدانی صفحات 1-20
    در پژوهش حاضر میزان ریزترکیبات استرانسیوم (Sr)، باریوم (Ba) و کلسیم (Ca) و همچنین نسبت های Sr:Ca، Ba:Ca و Sr:Ba در اتولیت ماهی سفیدRutilus frisii kutum ماده فعال و غیرفعال تولیدمثلی پنج ساله، به منظور مطالعه تاریخچه مهاجرتی تولیدمثلی این ماهیان توسط دستگاه ICP-MS اندازه گرفته شد. نمونه های آب و ماهیان از قسمت جنوب غرب دریای خزر در ماه های بهمن و اسفند، نزدیک به زمان تخم ریزی این ماهیان، گرفته شدند. میزان Sr آب دریای خزر دو برابر میزان این عنصر در رودخانه بود، ولی تفاوت Ba آب رودخانه و دریا قابل ملاحضه نبود. مقایسه بین دو گروه ماهیان تولیدمثلی و غیرتولیدمثلی نشان داد که با وجود تفاوت کم میزان Sr بین دو دسته ماهی، اختلاف معنی داری بین نسبت Ba:Ca اتولیت آن ها دیده شد. تفاوت در نسبت Ba:Ca می تواند نتیجه حرکت ماهیان به مناطق ساحلی در فصل تولیدمثل و تغذیه در ماهیان غیرتولیدمثلی باشد. به طور کلی این مطالعه نشان می دهد که آنالیز ریزترکیبات شیمیایی اتولیت در تفکیک دو دسته ماهی موثر است. به وسیله نسبت برخی عناصر به کلسیم می توان این دو دسته را از هم تفکیک کرد که ابزاری ارزشمند برای درک الگوی حرکتی ماهیان مولد به حساب می آید و می تواند با اطلاعات ناشی از علامت گذاری تکمیل شود.
    کلیدواژگان: رفتارهای مهاجرتی، تولید مثل، آنالیز شیمیایی، دریای خزر، ماهی سفید
  • سکینه مشجور، علی شهریاری*، مرتضی یوسف زادی، مجتبی علیشاهی صفحات 21-46

    به منظور پیش بینی اثرات زیست محیطی نانوذرات اکسید آهن مغناطیسی (مگنتیت یا Bio-Fe3O4) زیست تولید شده توسط جلبک سبز دریایی Ulva flexuosa در محیط های آبی، سمیت آن بر مراحل رویانی و لاروی ماهی گورخری Danio rerio به عنوان یک مدل آبزی، ارزیابی شد. برای این منظور، تعداد10 تخم لقاح یافته ماهی در معرض غلظت های مختلف نانوذرات Bio-Fe3O4  (0 ،10، 50، 100، 200 و500 میلی گرم در لیتر) در پلیت های 6 خانه و در 6 تکرار قرار گرفت و ارزیابی نمونه ها بعد از 12، 48، 72 ،96، 110و 134ساعت صورت پذیرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که درصد تفریخ تخم ماهی گورخری و نرخ بقای لاروی با افزایش زمان مواجهه و غلظت نانوذرات مگنتیت کاهش یافت (05/0<P)، به نحوی که در بالاترین غلظت (500 میلی گرم در لیتر) پس از 48 ساعت نرخ تفریخ تا 6/36 درصد کاهش نشان داد (LC50 h48: 2/638 میلی گرم در لیتر) و نرخ بقای لاروی نیز پس از 134ساعت به 3/43 درصد رسید (LC50 h134: 4/645 میلی گرم در لیتر). میانگین درصد کل ناهنجاری های اسکلتی در ماهیان گورخری به طور معنی داری تابع الگوی افزایش غلظت و زمان در طی مجاورت با نانوذرات بود و در بالاترین غلظت (500 میلی گرم در لیتر) به 3/13 درصد رسید (05/0<P). از این رو، احتمال می رود اثرات سمیت تا حدودی متاثر از اندازه ذره (8/13 نانومتر) و عملکرد کینتیکی بالقوه سمی ذرات در مقیاس نانو باشد.

    کلیدواژگان: سمیت، Danio rerio، جلبک دریایی سبز، نانوذرات مگنتیت
  • مهرنوش دریا، میرمسعود سجادی*، مرتضی یوسف زادی، ایمان سوری نژاد، معروف زارعی صفحات 47-66

    استفاده از مواد آنتی فولینگ طبیعی یک رویکرد جدید و مناسب برای حل مشکل جهانی فولینگ زیستی به شمار می آید. در مطالعه حاضر، فعالیت ضدمیکروجلبکی و آنتی فولینگی عصاره های ان هگزانی، متانولی و اتیل استاتی چهار اندام خیار دریایی Holothuria leucospilota شامل دیواره بدن، گناد، لوله گوارش و درخت تنفسی بررسی شد. فعالیت ضد میکروجلبکی عصاره ها بر دو میکروجلبک Chlorella vulgaris و Isochrysis galbana با هدف تعیین کمترین غلظت بازدارندگی (MIC) آزمایش شد. سپس بهترین عصاره ها برای بررسی فعالیت آنتی فولینگی در محیط دریا در قالب پوشش رزین اپوکسی روی پنل های فایبرگلاس (10×10 سانتی متری) رنگ آمیزی شد و به مدت سه ماه در خلیج فارس (بندر گرزه) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که عصاره اتیل استاتی دیواره بدن با کمترین MIC به میزان 062/0 میلی گرم در میلی لیتر در مقابل میکروجلبک I. galbana دارای بهترین عملکرد بازدارندگی بود. در پایان دوره سه ماهه آزمایش در دریا، پنل رنگ شده با رزین اپوکسی همراه با 4 درصد عصاره اتیل استاتی دیواره بدن دارای کمترین وزن نهایی به میزان 32/8 ± 33/123 گرم و همچنین کمترین درصد پوشش فولینگ به میزان 8/57 درصد در مقایسه با سایر پنل های رزین اپوکسی با غلظت های مختلف عصاره بود (05/0>P). با توجه به فعالیت بالای آنتی فولینگی عصاره اتیل استاتی دیواره بدن H. leucospilota استفاده از آن به عنوان جایگزین بالقوه ترکیبات آنتی فولینگی سمی در رنگ های آنتی فولینگ قابل پیشنهاد است.

    کلیدواژگان: فایبرگلاس، متابولیت ثانویه، فولینگ زیستی، میکروجلبک
  • علیرضا ابراهیمی، رضا اکرمی*، ابراهیم حسین نجدگرامی، زهرا غیاثوند، هادی کوهساری صفحات 67-90
    آزمایشی 8 هفته ای به منظور بررسی تاثیر سطوح متفاوت پروتیین و منابع مختلف کربنی و بر شاخص ایمنی موکوس، آنزیم های کبدی و باکتری اسید لاکتیک روده در پرورش متراکم بچه ماهیان کپور معمولی (Cyprinus carpio) در سیستم بیوفلوک انجام گرفت. ماهیان با جیره های حاوی 20 یا 30 درصد پروتیین شامل دو گروه در آب شفاف بدون بیوفلوک، دو گروه بیوفلوک با اضافه کردن ملاس، دو گروه بیوفلوک با اضافه کردن سبوس برنج و دو گروه بیوفلوک با افزودن مخلوط ملاس و سبوس برنج تغذیه شدند. در پایان دوره شاخص های ایمنی موکوس (لیزوزیم و ایمونوگلبولین)، آنزیم های کبدی (ALT، AST، LDH، ALP) و تراکم باکتری اسید لاکتیک روده سنجش شد. نتایج نشان داد ماهیان در کل تیمارهای بیوفلوک و تغذیه شده با پروتیین 30 درصد بهبود معنی داری در شاخص ایمنی داشتند (05/0>P). فعالیت آنزیم های کبدی و تراکم باکتری اسید لاکتیک به طور معناداری در تیمار بیوفلوک ملاس و مخلوط ملاس و سبوس و  با پروتیین 30درصد نسبت به گروه شاهد بهبود یافت (05/0>P). در مجموع، افزودن مخلوط سبوس برنج و ملاس به عنوان منبع کربنی و در سطح 30 درصد پروتیین جیره در پرورش متراکم بچه ماهیان کپور معمولی به روش بیوفلوک می تواند باعث بهبود شاخص های ایمنی، کبدی و جمعیت باکتری اسید لاکتیک روده شود.
    کلیدواژگان: پروتئین، ایمنی، آنزیم کبدی، اسید لاکتیک، بیوفلوک، کپور معمولی
  • الهه حسن نتاج نیازی*، ناصر آق، فرزانه نوری، بهروز آتشبار، گیلبرت ون استپن صفحات 91-118

    در مطالعه حاضر نقش باکتری های پروبیوتیک و هالوفیل در سیستم بیوفلوک با منابع مختلف کربنی نشاسته ذرت، (تیمارهای 1 و 4)، ملاس چغندر قند (تیمارهای 2 و 5)، سبوس برنج (تیمارهای 3 و 6) با ویناس نیشکر (در تمامی تیمارها) در حضور پروبیوتیک تجاری (Bacillus subtilis و Bacillus coagulans) (تیمارهای 1، 2 و 3) و ترکیب آن با باکتری هالوفیل Bacillus sp. (تیمارهای 4، 5 و 6) در شوری 5±60 گرم در لیتر طی 42 روز مورد بررسی قرار گرفت. کمترین مقدار نیتریت و نیترات در تیمار 6 و کمترین میزان آمونیاک در تیمار 1 ثبت شد. تیمارهای 2 و 5 بیشترین حجم فلوک (mL/L 48-41) را تولید کردند. به لحاظ ارزش غذایی، تیمارهای 2، 3، 5 و 6 به طور معنی داری بالاترین پروتیین (25-20 درصد) و مواد معدنی و 80-75 درصد) را داشتند، ولی تیمارهای 1 و 4 به طور معنی داری بالاترین کربوهیدرات (64 درصد) را داشتند. سنجش اسیدهای چرب بیوفلوک نشان دادند که تیمارهای 2 و 5 بالاترین مقدار PUFA n-3 (32 درصد) را داشتند و تیمارهای 3 و 6 به طور معنی داری بالاترین مقدار اسیدهای چرب MUFA (25-22 درصد) را به خود اختصاص دادند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد منابع مختلف کربنی اثر معنی داری بر کیفیت بیوفلوک داشتند، اما استفاده از پروبیوتیک به صورت مجزا و ترکیبی با باکتری هالوفیل تاثیر معنی داری بر کیفیت بیوفلوک نداشت.

    کلیدواژگان: باسیلوس، بیوفلوک، کیفیت آب، ارزش غذایی، پروبیوتیک
  • هادی پورباقر، سهیل ایگدری*، پریسا صمدزاده، شیوا ندایی صفحات 119-132

    مصرف بالای سموم کاربامات باعث افزایش نگرانی نسبت به اثرات سمی آن شده است. در این راستا، ا ین مطالعه به منظور بررسی اثر ژنوتوکسیک سم کارباریل بر شکستگی DNA بافت های کبد و آبشش گورماهی کویری Aphanius kavirensis در شرایط آزمایشگاهی به اجرا در آمد. طول دوره آزمایش 9 روز با غلظت های 0، 5/0، 1 و 5/1 میلی گرم در لیتر سم کارباریل بود و نمونه گیری از آبشش و کبد در روزهای اول، پنجم و نهم صورت گرفت. نتایج نشان داد که درصد شکستگی DNA با افزایش غلظت سم رابطه معنی داری نداشت (05/0<P). اما مدت زمان مواجهه بر روی سطح آسیب اثر کاهشی معنی داری داشت (05/0>P). روند تغییرات در آسیب DNA در طی زمان در بین دو بافت کاملا متفاوت بود به نحوی که بیشترین آسیب در بافت آبشش در روز اول و در بافت کبد در روز پنجم مشاهده شد و پس از آن کاهش معنی داری در درصد شکستگی DNA در هر دو بافت در روز نهم مشاهده شد که نشان دهنده مکانیسم هایی در هر دو ساختار برای ترمیم آسیب وارد شده توسط سم است. در مجموع، بیشترین شکستگی DNA در این گونه در اوایل قرارگیری در معرض آفت کش مشاهده شد که نرخ این شکستگی به مرور زمان ممکن است کمتر یا محو شود.

    کلیدواژگان: شکستگی، کارباریل، ژنوتوکسیک، زمان، بازسازی
  • آرزو ناعمی، رحمان پاتیمار*، محمد هرسیج، سعید یلقی صفحات 133-158
    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر کیفیت آب بر روی جمعیت فیتوپلانکتون و وضعیت غذایی استخرهای پرورش میگوی گمیشان انجام شد. طی دوره پرورش (اردیبهشت تا مهر 1395) از 6 استخر و در هر استخر سه ایستگاه، نزدیک ورودی، میانی و نزدیک خروجی با استفاده از بطری های یک لیتری تیره نمونه برداری انجام گرفت. در محل نمونه برداری برخی از ویژگی های فیزیکی و شیمیایی آب شامل دما، شوری، pH، اکسیژن محلول، شفافیت و هدایت الکتریکی اندازه گیری و ثبت شد. برای اندازه گیری نیترات و فسفات و همچنین شناسایی و شمارش فیتوپلانکتون ها نمونه های آب به آزمایشگاه منتقل شد. در مجموع 23 جنس متعلق به 6 شاخه برای استخرهای مورد مطالعه ثبت شد. شاخه های Bacilloriophyta و Dinophyta در خرداد ماه در جمعیت فیتوپلانکتون غالب بودند. در میان ماه های مورد مطالعه اختلاف معنی داری در فراوانی شاخه های فیتوپلانکتون وجود داشت (05/0>P). نتایج نشان داد که بیشتر شاخص های محیطی ثبت شده در محدوده مطلوب قرار داشتند، در حالی که اختلاف اکسیژن محلول و شوری قابل توجه بود. تجزیه و تحلیل آزمون پیرسون نشان داد که ارتباط بین فراوانی فیتوپلانکتون ها و شاخص های محیطی در دوره مورد مطالعه معنی دار بود.
    کلیدواژگان: فیتوپلانکتون، شوری، اکسیژن محلول، گمیشان
  • سامان درویشی، حسین خارا *، محدثه احمدنژاد صفحات 159-184

    تاس ماهی سیبری گونه مناسبی برای آبزی پروری است. مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر گلوتامین روی رشد و شاخص های خونی و ایمنی بچه تاس ماهی سیبری و آگاهی از مقادیر بهینه گلوتامین در شرایط پرورش به مدت 8 هفته انجام شد. این بررسی روی 126 قطعه ماهی با میانگین وزنی 56/7±71/45 گرم در شش تیمار (شاهد، 5، 10، 15، 20 و 30 گرم گلوتامین در هر کیلوگرم جیره) و سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد اختلاف معنی داری در شاخص های رشد وجود نداشت (05/0P>). وزن نهایی، طول نهایی، درصد افزایش وزن بدن، ضریب تبدیل غذایی، ضریب رشد ویژه و نرخ رشد روزانه در ماهیان تغذیه شده از جیره محتوی 30 گرم گلوتامین در هر کیلوگرم جیره نسبت به تیمارهای دیگر در سطح بالاتری بود. بیشترین ضریب چاقی نیز در ماهیان تغذیه شده از جیره محتوی 5 گرم گلوتامین در هر کیلوگرم جیره مشاهده شد. همچنین، اختلاف معنی داری در تعداد گلبول های و سفید، میزان هموگلوبین، هماتوکریت، MCV، MCH، MCHC، نوتروفیل و لیزوزیم وجود نداشت (05/0P>)، اما لنفوسیت، مونوسیت، ایوزینوفیل، IgM و ایمونوگلوبین کل اختلاف معنی دار داشتند (05/0P<). گلوتامین تاثیر معنی داری در اکثر شاخص های خونی تاس ماهی سیبری نداشت، ولی افزایش شاخص های ایمنی مانند لنفوسیت، مونوسیت، ایمنوگلوبین کل و IgM مشاهده شد. به نظر می رسد که افزودن اسید آمینه گلوتامین به جیره پایه در این رده سنی و شرایط پرورشی ضرورتی نداشت و جیره پایه نیازهای ماهیان را برآورده کرده است.

    کلیدواژگان: گلوتامین، رشد، شاخص های خونی و ایمنی، تاس ماهی سیبری
|
  • Ali Bani *, Masoumeh Lotfi Chahardeh, Maedeh Ghorbankhah Moridani Pages 1-20
    To study the spawning migration of five-year-old reproductive and non-reproductive female kutum, Rutilus frisii kutum, the trace elements of Sr, Ba, Ca and the ratios of Sr:Ca, Ba:Ca and Sr:Ba were examined in their otoliths using ICP-MS. Water and fish samples were collected from the southern part of the Caspian Sea in reproductive season (February and March) of kutum. The concentration of Sr in Caspian Sea was twice than river while there was insignificant difference between two habitats in terms of Ba levels. Statistical comparison between reproductive and non-reproductive female kutum revealed small difference in the concentration of otolith Sr, but showed significant difference in Ba:Ca ratio. Differences in Ba:Ca ratio could be the result of fish migration towards the coastal zones over reproductive season and feeding of non-reproductive individuals in estuarine areas. Results indicated that microchemical analyses of otolith can be used as a valuable tool for differentiate reproductive and non-reproductive individuals. By means of elemental content relative to calcium, two types of fish could be differentiated for better understanding the movement pattern of fish broodstock, which could be completed with data from the other methods like tagging.
    Keywords: Migratory behaviours, Reproduction, chemical analysis, the Caspian Sea, Kutum
  • Sakineh Mashjoor, Ali Shahriari *, Morteza Yousefzadi, Mojtaba Alishahi Pages 21-46

    In order to predict the environmental effect of biosynthesized magnetic iron oxide nanoparticles (magnetite or bio-Fe3O4) using marine green algae Ulva flexuosa in aquatic ecosystems, its toxicity was assessed on the early life stages and larvae of zebrafish, Danio rerio as an aquatic model. For this purpose, 10 fertilized eggs of zebrafish were exposed to serial concentrations of bio-Fe3O4 nanoparticles (0, 10, 50, 100, 200 and 500 mg/L) in 6 well plates in 6 replicates. After 12, 48, 72, 96, 110 and 134h samples were assessed. Results showed that the percentage of hatching rate and the larval survival rate decreased with increasing exposure time and concentration of magnetite nanoparticles (P<0.05). After 48h of exposure, in the highest concentration (500mg/L), the hatching rate of fish decreased to 36.6% (48 h LC50 = 638.2 mg/L) and after 134h of experimental periods, the survival rate of larvae reached to 43.3% (134 h LC50 = 645.4mg/L). The mean of all skeletal malformations in zebrafish would be significant with an increase in a dose- and time-dependent pattern during the exposure to nanoparticles and in the highest dose (500mg/L) reached 13.3% (P<0.05). It seems that the toxicity of bio-Fe3O4 nanoparticles affected by their particle size (13.8nm) and potentially toxic kinetic actions of particles at the nanoscale.

    Keywords: : Toxicity, Zebrafish, Green Synthesis, Iron Oxide Nanoparticles
  • Mehrnoosh Darya, Masoud Sajjadi *, Morteza Yousefzadi, Iman Sourinejad, Maaroof Zarei Pages 47-66

    The use of natural antifouling agents is a new and suitable approach to solve the worldwide biofouling problem. In this study, anti-micro algal and antifouling activity of a series of n-hexane, ethyl acetate and methanol extracts from four sections of sea cucumber Holothuria leucospilota (body wall, gonad, digestive tract and respiratory tree) were investigated. Anti-microalgal assay against two microalgae species Chlorella vulgaris and Isochrysis galbana was conducted to determine the minimum inhibitory concentration (MIC) for each extract. The best extracts were added to resin epoxy and applied on fiberglass panels (10×10cm). All panels were immersed in the Persian Gulf (Bandar-e-Gorzeh) for three months. Results indicated that ethyl acetate extract of the body wall had the best inhibitory activity against I. galbana, with MIC of 0.062 mg/mL. Based on field results, the panel coated with 4% ethyl acetate extract from body wall added to resin epoxy had the lowest final weight (123.33±8.32g) and lowest fouling cover percentage (57.8%) among all panels after three months‏ (P<0.05). Regarding the high antifouling activity of ethyl acetate extract from the body wall of sea cucumber H. leucospilota, its use as a potential alternative to commercial biocides in antifouling coats is suggestable.

    Keywords: Fiberglass, secondary metabolites, Biofouling, Microalgae
  • Alireza Ebrahimi, Reza Akrami *, Ebrahim Hosein Najdegerami, Zahra Ghiasvand, Hadi Koohsari Pages 67-90
    An 8-week experiment was conducted to evaluate the effect of different carbon sources and protein levels on mucus immune parameters, hepatic enzymes and intestine lactic acid bacteria loading in biofloc system of common carp (Cyprinus carpio) juvenile in intensive culture. Fish fed the feed containing 20 or 30% crude protein including two groups in clear water conditions with no biofloc, two biofloc groups given a molasses as additional carbon source (M), two biofloc groups given rice bran (RB) and two biofloc groups given mixture of molasses + rice bran at equal weight ratio (M+RB). At the end of trial, mucus immune parameters (lysozyme activity and total immunoglobulin), hepatic enzymes (LDH, AST, ALT, ALP) and intestine lactic acid bacteria loading were investigated. The results showed that significant improvements in immune parameters were observed in fish fed 30% dietary protein and reared in biofloc condition (P<0.05). Hepatic enzymes and lactic acid bacteria loading significantly improved in fish fed 30% dietary protein and reared in M and M+RB biofloc than control group (P<0.05). In conclusion, using mixture of M+RB as carbon source associated higher protein can be improved immune response, metabolic enzyme and lactobacillus loading in intensive farming of common carp.
    Keywords: protein, Immunity, Hepatic Enzyme, Lactic acid, Biofloc, Cyprinus carpio
  • Elaheh Hasan Nataj Niazi *, Naser Agh, Farzaneh Noori, Behrooz Atashbar, Gilbert Van Stappen Pages 91-118

    In this study, the role of probiotic and halophilic bacteria were studied in biofloc system using different carbon sources including corn starch (treatments 1 and 4), beetroot molasses (treatments 2 and 5), rice-bran (treatments 3 and 6), with sugar cane vinasses (used in all treatments) at presence of commercial probiotics (Bacillus subtilis and Bacillus coagulans) (treatments 1, 2 and 3) and combination of probiotics and halophylic bacteria (treatments 4, 5 and 6) at salinity of 60±5g/L during 42 days. Minimum concentrations of nitrite and nitrate were recorded in treatment 6 and lowest ammonia in treatment 1. The highest floc volume were produced in treatments 2 and 5 (41-48mL/L). In terms of nutritional value, significantly higher protein (20-25%) and ash (75-80%) were detected in treatments 2, 3, 5 and 6. But significantly higher carbohydrate (64%) was detected in treatments 1 and 4. Fatty acid analysis of the bioflocs showed that treatments 2 and 5 had highest PUFA n-3 (32%) and treatments 3 and 6 had significantly higher MUFA (22-25%). Results of this research showed that different carbon sources had significant effect on biofloc quality, but the use of probiotics separately or in combination with halophilic bacteria had no significant effect on biofloc quality.

    Keywords: Bacillus, Biofloc, Water Quality, Nutritional value, probiotic
  • Hadi Poorbagher, Soheil Eagderi *, Parisa Samadzadeh, Shiva Nedaei Pages 119-132

    A high rate of pesticide use has increased the concern regarding the toxic effects of pesticides. In this respect, the genotoxic effects of carbamate in the liver and the gill of Aphanius kavirensis have been investigated. The experiment was run for up to nine days. The specimens were exposed to 0, 0.5, 1 and 1.5 mg.L‑1 of carbamate and the gill and liver of the specimens were sampled at 1, 3 and 5 days after the start of the experiment. The results showed that the pesticide concentration had no significant effect on DNA breakage (P>0.05). But, exposure duration had a significant effect on DNA breakage (P<0.05). There were dissimilar trend in DNA breakage of the gill and liver. The highest rate of DNA breakage in the gill was found at day 1 and in the liver at day 5. A decrease in the percentage of DNA breakage was found in two organs after day 9 indicating that there was a mechanism in both organs to recover the damaged DNA. In conclusion, the highest rate of DNA breakage in this species was found in initial stages of exposure to the pesticide and the rate of the breakage may be decreased or disappeared over time.

    Keywords: Breakage, Carbaryl, Genotoxicity, Time, recovery
  • Arezoo Naemi, Rahman Patimar *, Mohammad Harsij, Saeed Yelghi Pages 133-158
    This study was conducted to evaluate water quality impacts on phytoplankton community and nutritional status of the Gomishan shrimp ponds. During the breeding season (May-October 2016), water was sampled using one-liter dark bottles from 6 ponds and in each pond, three stations, near the entrance, the middle and near the outlet. At the sampling site, some physical and chemical factors of water were measured and recorded, including: temperature, salinity, pH, dissolved oxygen (DO), turbidity and EC. Water Samples were transferred to the laboratory for measuring nitrate and phosphate, as well as the identification and counting of phytoplankton. Total of 23 genus belonging to 6 phylum recorded for the ponds. Bacilloriophyta and Dinophyta phylums dominated the phytoplankton community in June. There was a significant difference in phytoplankton phylum abundance among months of study period (P<0.05). The results showed that all recorded environmental factors were in an optimal range, while DO and salinity variations were considerable. Pearsons test analysis revealed that there is significant correlation between phytoplankton abundant and environmental factors in the study period.
    Keywords: phytoplankton, Salinity, Dissolved Oxygen, Gomishan
  • Saman Darvishi, Hossein Khara*, Mohaddeseh Ahmadnezhad Pages 159-184

    Siberian sturgeon is a suitable species for using in aquaculture industry. The purpose of this study was to investigate the effect of glutamine on growth and blood and immunity indices of Siberian sturgeon fingerling and to determine the optimal amount of glutamine in rearing conditions. This study was performed on 126 fish with a mean weight of 45.71±7.56g in six treatments (control, 5, 10, 15, 20 and 30g glutamine/kg diet) and three replicates during 8 weeks. The results showed that there was no significant difference in growth factors (P>0.05). However, final weight, final length, the percentage of increasing body weight, feed conversion ratio, specific growth factor and daily growth rate were higher in fish fed the diet containing 30g glutamine/kg diet compared to other treatments. The highest obesity coefficient was observed in fish fed the diet containing 5g glutamine/kg diet. Also, there was no significant difference in red and white blood cell count, hemoglobin, hematocrit, MCV, MCH, MCHC, neutrophil and lysozyme (P>0.05), but lymphocytes, monocytes, eosinophils, IgM and total immunoglobulin were significantly different (P<0.05). Glutamine had no significant effect on most of the blood parameters of Siberian sturgeon, but an increase in immunity parameters such as lymphocytes, monocytes, total immunoglobulin and IgM was observed. It seems that the addition of glutamine to the basal diet is not necessary in this age and culture conditions and the basal diet supports the needs of fish.

    Keywords: Glutamine, Growth, Blood, immunity Indices, Siberian Sturgeon