فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 3 (پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/26
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمدعلی بهدانی*، مهدی گرامی صادقیان، سید وحید اسلامی، محمدحسین امینی فرد صفحات 307-323
    مدیریت تغذیه یکی از مهم ترین عوامل موثر بر رشد و عملکرد زعفران به شمار می روند. به منظور بررسی اثر محلول پاشی عصاره جلبک دریایی آکادین و کود مایع مرغی بیومیکس، آزمایشی بر رشد رویشی، بنه و عملکرد زعفران انجام شد. این آزمایش درسال های 1396 تا 1397 به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان فردوس اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح جلبک دریایی آکادین (صفر، 1، 5/1 و 2 کیلوگرم در هزار لیتر آب) و چهار سطح کود مرغی مایع بیومیکس (صفر، 4، 5 و 6 در هزار) بودند. نتایج بیانگر تاثیر معنی دار تیمارهای مورد استفاده بر صفات مورد بررسی بود، به طوری که بیشترین تعداد گل (50/99 عدد گل در مترمربع)، عملکرد تر گل (34/33 گرم در متر مربع)، وزن کلاله خشک زعفران (341/0 گرم در متر مربع)، وزن خشک برگ (592/0 گرم در بوته) و طول برگ (75/63 سانتی متر) در تیمار 2 در هزار عصاره جلبک دریایی بدست آمد. علاوه بر این، نتایج نشان دهنده تاثیر معنی‏دار کود مایع مرغی بر تعداد و عملکرد گل تر (250/94 در مترمربع و 285/32 گرم در مترمربع به ترتیب)، طول برگ (66/60 سانتی متر)، وزن تر و خشک برگ (74/0 و 46/0 گرم در بوته به ترتیب) و وزن کل بنه دختری (02/37 گرم در بوته) بود. همچنین کمترین مقدار صفات ذکر شده نیز از تیمار شاهد مشاهده گردید. اثر متقابل این دو کود نیز بر وزن تر و خشک برگ و وزن کل و متوسط قطر بنه دختری معنی دار بود، به طوری که وزن تر و خشک برگ (210% و 273% به ترتیب) در تیمار 2 کیلوگرم در هزار عصاره جلبک دریایی و 6 در هزار کود مایع مرغی و وزن کل و متوسط قطر بنه دختری (33% و 50% به ترتیب) در تیمار 2 کیلوگرم در هزار عصاره جلبک دریایی و صفر در هزار کود مایع مرغی بیشترین افزایش را داشت. بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از  عصاره جلبک دریایی آکادین (2 در هزار لیتر آب) به تنهایی یا همراه با کود مایع مرغی بیومیکس (6 در هزار) می تواند نقش موثری در افزایش رشد رویشی، بنه و عملکرد زعفران داشته باشد.
    کلیدواژگان: بنه دختری، طول برگ، کود آلی، وزن کلاله
  • مرتضی محمدزاده مقدم، مسعود تقی زاده*، حسن صدرنیا، حمیدرضا پوررضا صفحات 319-399

    طبقه بندی زعفران به عنوان گران ترین ادویه از اهمیت بالایی برای مشتریان و تجار برخوردار است. به طور کلی، در حال حاضر دو روش برای درجه بندی زعفران استفاده می شود. روش اول براساس تجربیات فرد خبره و با مشاهده نمونه ها انجام می شود. روش دوم تخریبی بوده و با استفاده از متدهای آزمایشگاهی انجام می گیرد. طبق نظر متخصصان، استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین برای طبقه بندی زعفران به دلیل داشتن ماهیت غیر مخرب و خصوصیات بهنگام، یک هدف است. این روش همچنین می تواند باعث افزایش دقت فرآیند درجه بندی در مقیاس صنعتی شود. در این مقاله، یک روش مبتنی بر ماشین بینایی ارایه شده است. با توجه به عدم تحقیقات مستند در مورد این موضوع، جستجوی مشروح جامع در این کار ارایه می شود. تقریبا تمام ویژگی های رنگ استخراج و در تعداد زیادی از طبقه بندی کننده ها استفاده شد. افراد خبره در ایران زعفران را بر اساس خصوصیات ظاهری به سه طبقه اصلی یعنی پوشال، نگین و سرگل طبقه بندی می کنند. در این مقاله، یک بانک اطلاعاتی متشکل از 440 تصویر از زعفران برای سه کلاس مختلف با استفاده از دوربین تلفن همراه جمع آوری شد. پس از اعمال تعدادی از مراحل پیش پردازش مانند حذف پس زمینه، بریدن و حذف مناطق ناخواسته تصاویر و غیره ، 21 ویژگی رنگی با استفاده از روش های مختلف تحلیل تصویر استخراج شد. برای طبقه بندی از 22 طبقه بندیگر استفاده شدند. مقایسه نتایج طبقه بندی کننده های مختلف نشان داد که Linear Discriminant ، Linear SVM، Bagged Trees و RUSBoost Trees می توانند در هنگام استفاده از ویژگی های رنگی، درجه بندی دقیق تری را نسبت به سایر طبقه بندی کننده ها ایجاد کنند. به طور خاص، دراین کار، میانگین دقت 23/82 درصد با استفاده از طبقه بندی کننده خطی SVM بدست آمد.

    کلیدواژگان: طبقه بندی، زعفران، پردازش تصویر
  • محمد فرهنگی، احمد احمدیان*، ایمان یوسفی جوان صفحات 325-328
    یکی از مشکلات موجود در کشت زعفران، عدم امکان کشت مجدد آن در یک مزرعه می باشد. مطالعه جهت شناسایی علل عدم امکان کشت مجدد زعفران ضروری به نظر می رسد. این تحقیق به منظور بررسی اثر سنین مختلف خاک مزرعه زعفران و همچنین کاربرد بنه و عصاره آن بر عملکرد و اجزای عملکرد گل و برگ زعفران، بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی و با سه تکرار در سال های زراعی 96-1395و 97-1396 در محیط و شرایط طبیعی واقع در شهرستان تربت حیدریه انجام گردید. فاکتور اول سن مزرعه در سه سطح (شامل شاهد یا خاک مزرعه بدون کشت زعفران، خاک مزرعه دوسال پس از خروج بنه و خاک مزرعه تحت کشت زعفران در سال چهارم) و فاکتور دوم کاربرد بنه و عصاره بنه زعفران در سه سطح (شامل عدم مصرف بنه به عنوان شاهد، بنه خرد شده زعفران به میزان 14 تن در هکتار و مصرف عصاره آبی بنه با غلظت 50 درصد) بود. نتایج نشان داد صفات مورد بررسی تحت تاثیر تیمارها قرار گرفتند. نتایج نشان داد کشت مجدد زعفران در مزرعه باعث کاهش معنی دار (0.05 ≥p) عملکرد برگ و گل زعفران به ترتیب به میزان بیش از 17 و 27 درصد شده است. همچنین کاربرد عصاره آبی و بنه خرد شده زعفران باعث کاهش بیش از 10 درصدی اجزای گل و برگ زعفران گردید. بیشترین عملکرد کلاله و برگ در تیمار شاهد (به ترتیب 88/9 و 97/240 کیلوگرم در هکتار) و کمترین آنها در تیمار خاک مزرعه دو سال پس از خروج بنه و مصرف بنه خرد شده (به ترتیب 27/2 و 09/16 کیلوگرم در هکتار) بدست آمد. بنابراین بر اساس نتایج، بقایای بنه زعفران در مزرعه باعث کاهش معنی دار رشد و عملکرد برگ و اجزاء گل زعفران می گردد که پیشنهاد می شود به منظور کشت مجدد زعفران در یک مزرعه، بقایای زعفران کشت شده سال های قبل از خاک خارج شده تا اثرات خود آسیبی آن مانع رشد و عملکرد زعفران جدید نشود.
    کلیدواژگان: خودآسیبی، مواد باقیمانده، عصاره آبی، کشت مجدد
  • زهرا حسینی ایوری، ابراهیم ایزدی دربندی*، محمد کافی، حسن مکاریان صفحات 339-359
    به منظور بررسی امکان مصرف دزهای مختلف برخی علف کش ها در اختلاط با مواد افزودنی برای کنترل علف های هرز پهن برگ زعفران، آزمایشی مزرعه ای در قالب طرح آماری بلوک کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عوامل موردبررسی در این آزمایش شامل کاربرد علف کش های اگزادیازون، اکسی فلورفن، ریم سولفورون و دای کامبا + تریتوسولفورون به ترتیب در مقادیر توصیه شده 500، 700، 10 و 150 گرم ماده موثره در هکتار بدون ماده افزودنی و در مقادیر کاهش یافته 375، 480، 5/7 و 112 گرم ماده موثره در هکتار به تنهایی و در اختلاط با مواد افزودنی سیتوگیت (2/0درصد حجمی) و هیومیکس (25/0 درصد حجمی) به همراه دو تیمار شاهد بدون کنترل و وجین دستی بودند. علف های هرز هفت بند و شاهی وحشی با تراکم نسبی 26 و 5/20 درصد به ترتیب بیشترین تراکم را در میان علف های هرز به خود اختصاص دادند. نتایج نشان داد وجین کردن به طور قابل ملاحظه ای عملکرد گل و بنه زعفران را افزایش داد. کاهش دز علف کش های اکسی فلورفن و اگزادیازون باعث کاهش خسارت این علف کش ها به زعفران شد ولی افزودن سیتوگیت به این علف کش ها خسارت گیاه سوزی در زعفران را افزایش داد. افزودن هیومیکس به این علف کش ها تاثیری در افزایش یا کاهش گیاه سوزی نداشت. کاهش دز علف کش های دای کامبا + تریتوسولفورون و ریم سولفورون اگرچه باعث کاهش گیاه سوزی و افزایش عملکرد زعفران شد ولی این علف کش ها حتی در دز کاهش یافته نیز پتانسیل خسارت به مزارع زعفران را دارند. افزودن ماده افزودنی سیتوگیت به این علف کش ها می تواند کارایی ها این علف کش ها در کنترل علف های هرز را افزایش دهد ولی با توجه به پتانسیل خسارت این علف کش ها به زعفران کاربرد این علف کش ها در مزارع زعفران حتی در دزهای کاهش یافته نیز توصیه نمی شود، تیمارهای کاربرد علف کش‏ اکسی فلورفن در مقادیر 480 گرم ماده موثره در هکتار به تنهایی و در اختلاط با هیومیکس، بهترین تیمارها جهت استفاده در زعفران بود درحالی که امکان مصرف علف کش اگزادیازون در مقدار 375 گرم ماده موثره در هکتار برای کنترل علف های هرز پهن برگ زعفران نیز وجود دارد.
    کلیدواژگان: دزهای کاهش یافته، کنترل شیمیایی، گیاه سوزی، عملکرد زعفران
  • فریبا افخمی حور، ناصر زارع*، رسول اصغری، محمد مهدی زاده، بهنام فیروزی صفحات 361-375
    زعفران به عنوان گیاهی چندساله و تری‍‍‍‍‍‍‍پلویید به دلیل داشتن متابولیت های ثانویه ارزشمند، یکی از مهم ترین گیاهان دارویی دنیا محسوب می شود. مطالعه ی حاضر با هدف ارزیابی عوامل مختلف (نوع اکسین، امواج فراصوت، دما، نور و کیتوسان) بر کالوس زایی و رشد کالوس در ریزنمونه‎های بنه زعفران در قالب دو آزمایش انجام شد. در آزمایش اول تاثیر امواج فراصوت و نوع اکسین مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور بنه‎های زعفران پس از ضدعفونی به قسمت های مساوی تقسیم و پس از تیمار با امواج فراصوت، روی محیط کشت MS حاوی  mg.l-1 2 اکسین (NAA و 2,4-D) به همراه mg.l-1 2Kin  کشت شدند. در آزمایش دوم، تاثیر درجه حرارت، کیتوسان و روشنایی بطورجداگانه بر کالوس زایی و رشد کالوس مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین تیمارها از نظر درصد کالوس زایی و وزن تر کالوس در ماه دوم و سوم پس از کشت تفاوت معنی داری وجود دارد. محیط کشت MS حاوی0.5 mg.l-1 Kin + 2 mg.l-1 NAA  از نظر درصد کالوس زایی و رشد کالوس ریزنمونه های بنه زعفران در مقایسه با  محیط کشت MS حاوی 0.5 mg.l-1 Kin + 2 mg.l-1 2,4-D  از کارایی بالاتری برخوردار بود. در محیط کشت MS حاوی 2,4-D که درصد کالوس زایی و رشد کالوس پایین بود، استفاده از تیمار زخم زنی با استفاده از تیمار امواج فراصوت باعث تقویت رشد کالوس گردید. در آزمایش دوم نیز درصد کالوس زایی و رشد ریزنمونه ها در محیط کشت حاوی NAA بطور معنی داری بیشتر از  2,4-Dبود. علاوه براین در آزمایش دوم، در محیط کشت MS حاوی  2,4-D استفاده از کیتوسان با غلظت g.l-1 25/0 باعث تحریک القای کالوس گردید و فراوانی کالوس‎زایی ریزنمونه‎های بنه زعفران در این محیط کشت را افزایش داد، ولی افزایش غلظت کیتوسان از  g.l-125/0 بهg.l-1 75/0 کالوس زایی و رشد کالوس را کاهش داد. در حالی که در محیط کشتMS  حاوی NAA که از کارایی کالوس‎زایی و رشد کالوس بالایی برخوردار بود، استفاده از استفاده از کیتوسان، کالوس زایی و رشد کالوس بنه زعفران را کاهش داده است. بطورکلی، بیشترین درصد کالوس زایی در محیط کشت MS حاوی NAA در دمای ºC 25 و تاریکی بدست آمد که برای مطالعات کشت درون شیشه ایی و مهندسی ژنتیک زعفران قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: اکسین، سونیکاسیون، کالوس، کشت سلول بافت گیاهی
  • احسان تقی زاده طوسی* صفحات 377-397
    در این پژوهش غلظت وانادیوم، کروم، منگنز، کبالت، روی و آرسنیک در خاک و گیاه زعفران در دو شهرستان تربت حیدریه و زاوه به عنوان دو قطب تولید زعفران در جهان، با استفاده از روش فعال سازی نوترونی مورد ارزیابی قرار گرفت. غلظت کروم و کبالت در خاک از سطح مجاز سازمان بهداشت جهانی بسیار بالاتر و میزان غلظت عناصر وانادیوم، منگنز، روی و آرسنیک از سطح مجاز این سازمان کمتر، اندازه گیری شد. هیچ کمبود عناصر ضروری برای رشد گیاه زعفران در خاک مشاهده نشد. برای ارزیابی نتایج آنالیز فعال سازی نوترونی از دو آزمون آماری استفاده شد. نتایج آزمون تی جفت شده نشان داد که غلظت عناصر وانادیوم، منگنز، کروم و کبالت در عمق های مختلف خاک هم ارز بوده که بر توزیع یکنواخت این عناصر در خاک اشاره دارد. فقط غلظت فلز روی در بنه و خاک اطراف آن از نظر آماری هم ارز بود، که می تواند یکی از نشانه های روند حرکتی مناسب روی از خاک به گیاه زعفران باشد. هم چنین این آزمون نشان داد که توزیع عناصر جذب شده در قسمت های هوایی گیاه زعفران یکنواخت بود. محاسبه ضریب همبستگی نیز نشان داد که افزایش غلظت روی در خاک باعث کاهش جذب کبالت و منگنز توسط گیاه زعفران می شود. براساس شاخص های آلودگی و زمین انباشت خاک تمامی مزارع زعفران شهرستان های تربت حیدریه و زاوه، بسیار زیاد به کروم آلوده اند. در مناطق مجاور هم در دو شهرستان (جنوب تربت حیدریه و غرب زاوه) سطح آلودگی خاک مزارع زعفران به آرسنیک، متوسط و در منطقه مرکزی زاوه بسیار زیاد ارزیابی شد. هم چنین براساس شاخص آلودگی، به جز زعفران شرق زاوه و جنوب تربت حیدریه که به کروم آلوده بودند، محصول زعفران در تمام مزارع غیرآلوده تخمین زده شد. دو شاخص بار و درجه آلودگی، خاک مزارع زعفران را در مجموع به شدت آلوده ارزیابی کردند. هم چنین براساس این دو آزمون به جز در منطقه شهری شهرستان تربت حیدریه که محصول زعفران در سطح متوسط آلودگی ارزیابی شد، محصول زعفران در شهرستان های تربت حیدریه و زاوه به صورت کلی غیرآلوده تخمین زده شد.
    کلیدواژگان: آنالیز فعال سازی نوترونی، شاخص های آلودگی، زعفران، عناصر کمیاب
  • ناصر آسیابانی، حامد رفیعی*، میلاد امینی زاده، الهام مهرپرور حسینی صفحات 421-426
    با توجه به رقابت روزافزون در بازارهای جهانی، نیاز به شناخت جامع بازارهای هدف جهت اتخاذ برنامه های بازاریابی اهمیت چشمگیری دارد. یکی از مولفه های اثرگذار در انتخاب استراتژی های بازاریابی در سطح بین المللی بررسی ساختار بازار کشورهای واردکننده است. لذا این مطالعه دو هدف اصلی تعیین ساختار بازار کشورهای مهم واردکننده زعفران و سپس بررسی اثر این متغیر بر صادرات زعفران ایران را جهت پیشبرد ادبیات پژوهش در حوزه صادرات زعفران به عنوان یکی از مهم ترین محصولات صادراتی بخش کشاورزی ایران دنبال کرده است. جهت دستیابی به این اهداف از شاخص هرفیندال-هیرشمن برای محاسبه ساختار بازار و الگوی جاذبه برای تعیین نوع اثرگذاری متغیر بر صادرات ایران در دوره زمانی 2017-2001 استفاده شده است. نتایج ساختار بازار نشان داد که از میان 16 کشور اصلی واردکننده زعفران هیچ کشوری دارای ساختار رقابت کامل نبوده و در همه بازارها درجه ای از انحصار وجود دارد. همچنین نتایج تغییرات ساختار بازار کشورهای واردکننده زعفران در دو دوره زمانی 2010-2001 و 2017-2011 نشان داد که ساختار بازار 7 کشور آرژانتین، چین، آلمان، ژاپن، اسپانیا، سوید و امارات متحده عربی انحصاری تر شده است و 9 کشور دیگر ساختار رقابتی تری پیدا کرده اند. براساس نتایج الگوی جاذبه، متغیر ساختار بازار کشورهای واردکننده اثر معنی داری بر صادرات زعفران ایران داشته است و رقابتی تر شدن بازارهای هدف موجب کاهش صادرات زعفران ایران شده است. از این رو، با توجه به رقابتی تر شدن بازارهای هدف زعفران، پیشنهاد می شود که صادرکنندگان بر بهبود مولفه های رقابتی خود در بازارها به ویژه بسته بندی توجه بیشتری نمایند. به طوری که مطابق با استانداردهای جهانی، باید بسته بندی براساس نوع کیفیت محصول انجام شود و اطلاعات کاملی به مشتریان ارایه کند.
    کلیدواژگان: الگوی جاذبه، استاندارد، بانک جهانی، صادرات زعفران، هرفیندال-هیرشمن
  • علی اکبر عنابستانی*، مهدی جوانشیری، خدیجه یزدانی صفحات 427-460

    تغییر کاربری اراضی کشاورزی در روستا که عمدتا در اثر فعالیت های انسانی روی می دهد، علاوه بر تغییرات مستقیم زیست محیطی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی غیرمستقیمی بر زندگی بشر گذاشته است. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی آثار و پیامدهای کشت زعفران در سال های اخیر بر زندگی روستاییان در دهستان میان جام از شهرستان تربت جام، انجام شده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و نوع آن ازنظر هدف، بنیادی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی (1397) استفاده شده است. جامعه نمونه 10 روستای دهستان میانجام می باشد که بیشترین سطح زیر کشت زعفران را دارند. از مجموع 3444 خانوار در نقاط روستایی نمونه، با فرمول کوکران و خطای (0.08)، حجم نمونه 115 خانوار به دست آمده است که این افراد با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد، ازنظر روستاییان تاثیر تغییر الگوی کشت در شاخص های اجتماعی-فرهنگی با میانگین 84/3 کمترین و در شاخص های کالبدی با میانگین 4 بیشترین تاثیر داشته است. با توجه به نتایج آزمون T تک نمونه ای نیز اثرات کشت زعفران در شاخص اقتصادی با مقدار 56/75، بیشتر از سایر شاخص ها است. در توزیع فضایی میانگین اثرات کشت زعفران در سطح روستاها، روستای امغان با رقم 02/4 بیشترین و روستاهای باغسنگان علیا و حاجی آباد با رقم 86/3 کمترین آماره ها را نشان می دهد. نتایج تکنیک آراس برای رتبه بندی دقیق روستاهای نمونه نیز این امر را تایید کرد. در ادامه برای بررسی معناداری ارتباط بین متغیرهای تحقیق و ضریب اثرگذاری شاخص ها از نرم افزارSmart PLS استفاده شد، که ضریب مسیر مقدار t مشخص کرد رابطه بین متغیرهای زیست محیطی، کالبدی و اقتصادی با اثرات کلی کشت زعفران در روستاهای نمونه معنادار و مستقیم است؛ که طبق ضرایب استاندارد، 36 درصد از اثرات کشت زعفران به طور مستقیم توسط شاخص اقتصادی پیش بینی می شود. با توجه به یافته های تحقیق می توان آموزش کشاورزان در رابطه با اشاعه روش های استفاده از شیوه های بومی و نوین آبیاری در کشت محصول زعفران، آشنا نمودن کشاورزان به اصول علمی کاشت و بالابردن کیفیت زعفران، اصول دقیق برداشت را پیشنهاد نمود.

    کلیدواژگان: تغییرات کاربری اراضی، الگوی کشت، زعفران، دهستان میانجام، Smart PLS
  • امیرحسین توحیدی*، محمد قربانی، علیرضا کرباسی، احمدرضا اصغرپور ماسوله، بهروز حسنی، مهموئی صفحات 461-477

    فقدان استراتژی مشخص رقابتی یکی از مشکلات مهم شرکت های زعفران ایرانی در بازارهای داخلی و بین المللی برای کسب مزیت رقابتی است. لذا، رتبه بندی عوامل موثر بر کسب مزیت رقابتی در بازارهای داخلی و بین المللی زعفران ایران هدف اصلی این مطالعه می باشد. برای این منظور، با در نظر گرفتن نظریه ی موقعیت بازار و دیدگاه منبع-محور، در این مطالعه اهمیت منابع بازاریابی و استراتژی های رقابتی برای یکی از شرکت های مهم تولیدکننده و عرضه کننده ی زعفران مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه، برای جمع آوری نظرات خبرگان شرکت از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، نتایج مطالعه نشان داد که استراتژی تمایز بیشترین تاثیر را در کسب مزیت رقابتی دارد. همچنین، نتایج نمایانگر آن است که در اجرای استراتژی تمایز، باید به قابلیت های مدیریتی و قابلیت های ارتباط با مشتری توجه ویژه ای داشت. بر این اساس، بهبود شرایط مالی و درک صحیح نیازها و خواسته های مشتریان از جمله راه کارهایی است که منجر به توسعه ی قابلیت های کلیدی شرکت و کسب مزیت رقابتی در بازار زعفران می شود.

    کلیدواژگان: دیدگاه منبع-محور، قابلیت های سازمانی، مدیریت استراتژیک
|
  • Mohammad Ali Behdani *, Mahdi Gerami Sadeghian, Seyed Vahid Eslami, Mohammad Hossein Aminifard Pages 307-323
    The aim of this study is to investigate the effect of foliar application of Acadian seaweed extract and Biomix liquid poultry manure on vegetative growth, corm, and yield of saffron. The experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in the city of Ferdows city during the 2017-2018 growing year. Experimental treatments included four levels of Acadian seaweed extract (0, 1, 1.5, and 2 kg. l000 L-1 water) and four levels of liquid Biomix liquid poultry manure (0, 4, 5, and 6 L. l000 L-1 water). The results showed a significant effect of treatments on the studied traits, such as maximum number of flowers (99.50 N. m-2), fresh yield of flowers (33.34 g.m-2), dry weight of saffron stigma (0.341 g. m-2), dry leaf weight (0.592 g plant-1), and leaf length (63.75 cm) obtained in 2 kg. l000 L-1 seaweed extract. Besides, the results showed a significant effect of liquid poultry manure on flower number and yield (94.250 N.m-2 and 32.285 g. m-2, respectively), leaf length (60.66 cm), fresh and dry leaf weight (0.74 and 0.46 g.m-2, respectively), and total weight of replacement corm (37.02 g.m-2). Also, the least amount of the mentioned traits were observed from the control treatment. The interaction between these two fertilizers was also significant in fresh and dry leaf weight and the total and average diameter of replacement corm. Thus, fresh and dry leaf weight (210% and 273%, respectively) were highest in the treatment of 2 kg. l000 L-1 of seaweed extract and 6 L. l000 L-1 of liquid poultry manure. Moreover, total and average diameter of replacement corm (33% and 50%, respectively) were highest in the treatment of 2 kg. l000 L-1 of seaweed extract and no liquid poultry manure. According to the results of this study, the use of Acadian seaweed extract (2 kg. l000L-1 water) alone or in combination with Biomix liquid poultry manure (6 L. l000 L-1 water) can play an important role in enhancing the vegetative growth, corm, and yield of saffron.
    Keywords: Replacement corm, Leaf length, Organic fertilizer, Stigma weight
  • Morteza Mohamadzadeh Moghadam, Masoud Taghizadeh *, Hassan Sadrnia, Hamid Reza Pourreza Pages 319-399

    The classification of saffron as the most expensive spice is of great importance for customers and traders. In general, two methods are currently used to classify saffron. The first method is based on the experiences of an expert and by observing the samples. The second method is destructive and is performed using laboratory methods. According to experts, the use of machine learning techniques to classify saffron is a goal due to its non-destructive nature and timely characteristics. This method can also increase the accuracy of the industrial scale grading process. In this paper, a vision machine method is presented. Due to lack of documented research on this subject, a comprehensive literature search is presented in this work. Almost all color characteristics were extracted and used in a large number of classifiers. Experts in Iran classify saffron into three main categories based on their appearance: Pushal, Negin and Sargol. In this paper, a database consisting of 440 images from saffron for the three different classes was collected using a mobile phone camera. After applying some preprocessing steps, such as background removal, cropping etc., 21 color features were extracted using different image analysis methods. Twenty-two classifiers were employed for classification. Comparing results of different classifiers showed that the Linear Discriminant, Linear SVM, Bagged Trees and RUSBoost Trees can produce more accurate grading compared to other classifiers when using color features. In particular, mean classification accuracy of 82.23% was achieved in this work using Linear a SVM classifier.

    Keywords: Classification, Saffron, image processing
  • Moahammad Farhangi, Ahmad Ahmadian *, Iman Yousefi Javan Pages 325-328
    One of the most serious problems in saffron production is that it is impossible to plant saffron again in a given farm. Therefore, it is essential to identify the reasons for not being able to plant saffron again in a given farm. This research was carried out in order to investigate the effect of residual soil of saffron, different ages of saffron field, its corm and extract on quantitative production of saffron in factorial as completely randomized design with three replications during 2016-2018, in a personal farm under natural conditions in Torbate Heydarieh, Iran. The first factor was soil age at three levels (including field soil without background of saffron cultivation (control treatment), field soil from which corms had been taken out two years ago, and soil under cultivation of saffron in the fourth year) and the second factor was the application of corm and its extract in three levels (including non-consumption of corm as control, crushed saffron corm 14 tons per hectare and consumption of aqueous extract of saffron corm with a concentration of 50 percent). The results showed that most traits were affected by treatments and their interactions. The cultivation of saffron in the field caused a significant reduction in the amount of leaf and flower components and their yield (more than 17 and 27 %, respectively). Also, using aqueous extract and crushed saffron corm reduced more than 10% of flower and leaf components and their yield. The highest stigma and leaf yield were observed in the control treatment (9.88 and 240.97 kg.ha-1, respectively) and the least stigma and leaf yield were observed in field soil two years after the outcrop and using crushed corms (2.27 and 16.09 kg.ha-1, respectively). So, it can be stated that remnants of saffron corm in the field significantly reduce the growth, reproduction, leaf and flower yield and its components and it is recommended that the cultivated saffron residues of the previous year be taken out from the soil for re-cultivation of saffron so that its harmful effects do not reduce the growth and yield of new saffron.
    Keywords: Watery extract, Replanting, Remains, Self-toxicity
  • Zahra Hosseini- Evari, Ebrahim Izadi Darbandi *, Mohammad Kafi, Hassan Makarian Pages 339-359
    A field study with 3 replications based on RCBD was conducted in order to improve the efficacy of some herbicides using adjuvants in the control of broadleaf weeds of saffron. Oxadiazone, oxyfluorfen, rimsulfuron and dicamba+ tritosulfuron herbicides at recommended rates of 500, 700, 10 and 150 a.i. ha-1, respectively without adjuvants and in reduced rates 375, 480, 8.75 and 112, respectively were used when they were tank-mixed with and without citogate (0.2% v.v-1) and humix 99 (0.25% v.v-1) as well as a control plot with no herbicide application and hand weeding. Weed species of Polygonum aviculare and Cardaria draba with relative density of 26% and 20.5%, respectively were the dominant weeds in the experimental field. The results showed that hand weeding significantly increased the yield of saffron flower and corm. Application of oxyflurfen and oxadiazone in reduced rates decreased saffron damage while addition of citogate to these herbicides increased the phytotoxicity damage in saffron. Addition of humix to these herbicides had no effect on phytotoxicity damage. Although application of rimsulfuron and dicamba+ tritosulfuron in reduced rates reduced phytotoxicity damage and increased yield of saffron, these herbicides have the potential to damage saffron even at reduced rates. Adding citogate to these herbicides can increase the efficacy of these herbicides in weeds control but considering the potential of these herbicides in damage to saffron, application of these herbicides in saffron fields is not recommended even at reduced doses. Application of oxyflurfen at 480 a.i. ha-1 without adjuvant and tank-mixed with humix were best treatments for use in saffron fields. However, it is also possible to use oxadiazone at 375 a.i. ha-1 to control saffron broadleaf weeds.
    Keywords: Chemical control, Phytotoxicity, Reduced doses, Saffron Yield
  • Fariba Afkhami, Nasser Zare *, Rasool Asghari, Mohammad Mehdizadeh, Behnam Firoozi Pages 361-375
    Saffron is one of the most important pharmaceutical plants in the world due to its valuable secondary metabolites. The aim of this study is to investigate the different factors on callus induction and growth in saffron corm explants. In the first experiment, saffron corms surface were sterilized and were excised to equal segments, then they were treated with ultrasound and then they were cultured on MS medium supplemented with 2 mg.L-1 auxin (NAA and 2,4-D) and 0.5 mg.L-1 Kinetin. In the second experiment, the effect of temperature, light and chitosan were evaluated. The results of analysis of variance showed that there were significant differences (P≤0.05) among temperature, light, chitosan as well as ultrasound treatments in terms of callus induction percentage and fresh weight of callus. Callus induction and growth on MS medium containing 2 mg.L-1 NAA + 0.5 mg.L-1 Kin was higher than those containing 2 mg.L-1 2,4 -D +0.5 mg.L-1 Kin. In MS medium containing 2,4-D which had low callus induction and callus growth rate, utilization of ultrasound stimulated callus induction and especially it stimulated callus growth from saffron corm explants. In addition, in MS medium containing 2,4-D, utilization of 0.25 g.L-1 chitosan stimulated callus induction and increased callus induction of saffron corm explants. However, increasing chitosan concentration from 0.25 mg.L-1 to 0.75 g.L-1 decreased callus induction and callus growth, while, in MS medium containing NAA, which had efficient callus induction and growth, utilization of these treatments reduced callus induction and callus growth from saffron corm explants. In other words, the effect of ultrasound and chitosan on response of saffron explants in vitro cultures was used, depending on the type of auxin used in composition of the culture medium. Generally, the highest percentage of callus induction occurred on MS medium supplemented with 2 mg.L-1 NAA + 0.5 mg.L-1 Kin and incubated at 25 ºC in the dark, which could be suitable for in vitro culture and gene transfer studies in saffron.
    Keywords: Callus Induction, Crocus sativus. L, Plant cell, tissue culture, Sonication
  • Ehsan Taghizadeh Tousi * Pages 377-397
    In this research, concentrations of vanadium, chromium, manganese, cobalt, zinc, and arsenic were measured in saffron and saffron farm soil in two counties of Torbat Heydariyeh and Zaveh as two main centers of saffron production in the world using the neutron activation analysis method. The soil chromium and cobalt concentrations of all farms were found to be much higher than the WHO level and the values of vanadium, manganese, zinc, and arsenic were lower than the admissible level. The deficiency of essential elements for plant growth in the soil was not found. Two statistical analyses were used to evaluate the results of neutron activation analysis. The results of the paired t-test showed that the concentrations of vanadium, manganese, chromium, and cobalt were similar in different soil depths, which indicated distribution of these elements in the soil to be uniform. Also, only the zinc concentrations in the corm and its surrounding soil were statistically significant, which could indicate a strong movement of this element from soil to saffron. This test also showed that the distribution of the elements was uniform in the shoots. The correlation coefficients show that the uptake of cobalt and manganese by the saffron may decrease by increasing concentration of zinc in the soil. In addition, based on the contamination index and geo-accumulation, all soils in Torbat Heydarieh and Zaveh are extremely contaminated by chromium. In the adjacent areas in these two counties (south of Torbat Heydarieh and the west of Zaveh), and the central zone of Zaveh, the contamination levels of arsenic in the soil were found to be moderate and very high, respectively. Saffron crops were estimated uncontaminated in all farms, except in eastern Zaveh and south of Torbat Heydarieh that were contaminated by chrome. According to both indices of load and degree of contamination, the soil of all saffron farms were found to be highly contaminated. Soil contamination was evaluated to be extreme by the using both pollution load Index (PLI) and contamination degree (CD). In addition, saffron threads were found to be totally uncontaminated (except in the south of Torbat Heydarieh, where the crop was moderately polluted), according to PLI and CD.
    Keywords: Contamination Indices, Neutron Activation Analysis, Saffron, Trace element
  • Naser Asiabani, Hamed Rafiee *, Milad Aminizadeh, Elham Mehrparvar Hosseini Pages 421-426
    Considering increasing competition in global markets, it is important to have a comprehensive understanding of target markets for market planning. One of the factors influencing international marketing strategies selection is assessment of the market structure in importing countries. Therefore, this study has pursued two main goals of determining the market structure of important saffron importing countries and investigating the effect of this variable on Iranian saffron to further the research literature on saffron export as one of the most important export products of the Iranian agricultural sector. To achieve these objectives, the Herfindahl-Hirschman Index has been used to calculate the market structure and the gravity model has been applied to determine this variable’s impact on Iran's exports over the period of 2001-2017. Market structure results showed that out of the 16 main countries importing saffron, no country had a fully competitive structure and there was a degree of monopoly in all markets. Also, the results of changes in the market structure of saffron importing countries during the period of 2001-2010 and 2011-2017 showed that the market structure of 7 countries Argentina, China, Germany, Japan, Spain, Sweden and the United Arab Emirates have become more monopolistic and 9 other countries have got more competitive structures. According to the results of the gravity model, the market structure of the importing countries has had a significant effect on Iranian saffron exports and the more competitive target markets have caused reduction of Iranian saffron exports. Hence, as saffron target markets become more competitive, it is suggested that exporters pay more attention to improving their competitive components in the markets, especially packaging. In accordance with world standards, packaging should be based on the quality of the product and provide complete information for customers.
    Keywords: gravity model, Herfindahl-Hirschman Index, Iran, Market Structure, Saffron Export
  • Aliakbar Anabestani *, Mahdi Javanshiri, Khadijeh Yazdani Pages 427-460

    Changing the use of agricultural land in the village, which is mainly due to human activities, has, in addition to indirect environmental changes, has social, economic, and ... direct consequences on human life. Therefore, the present study was conducted with the aim of investigating the effects and consequences of cultivation of saffron in recent years on the lives of villagers in the village miyanjam of the Tarbatjam county. The research method in this research is descriptive-analytic and its type is fundamental in terms of purpose. Documentary and observational methods have been used to collect information. The sample population is 10 villages in the rural district of miyanjam that have the highest level of cultivation of saffron. From 3444 families in sample rural areas with Cochran formula and error (0.08%), the sample size of 115 households were selected by random sampling method. The results of this study show that, in terms of villagers, the effect of changing the pattern of cultivation in socio-cultural indicators was 3.84 in the least and in the physical indices with the mean of 4 had the most effect. According to the results of single sample T test, the effects of saffron cultivation on the economic index with the value of 56.65 are more than other indicators. In the spatial distribution, the mean of the effects of saffron cultivation on the level of villages is Emogan village with the highest number of 4.2 and the villages of Bashzandan Olya and Hajiabad with the lowest level of 86.3. The results of ARAS's technique for accurate ranking of sample villages confirmed this. In order to investigate the significance of the relationship between the variables of the research, the coefficient of effectiveness of the indices was determined using Smart PLS software. The path coefficient of t indicated that the relationship between environmental, physical and economic variables with the general effects of saffron cultivation in the sampled villages was meaningful and direct; according to the coefficients Standard, 36% of the effects of saffron cultivation are predicted directly by the economic index.

    Keywords: Land Use Change, Crop pattern change, Saffron, villages of district Myanjam, Smart PLS
  • Amirhossein Tohidi *, Mohammad Ghorbani, Alireza Karbasi, Ahmadreza Asgharpourmasouleh, Behrooz Hassani-Mahmooei Pages 461-477

    The lack of a clear competitive strategy is one of the major problems of Iranian saffron companies to gain a competitive advantage in domestic and international markets. Therefore, the Picocrocin main purpose of this study is to rank the factors affecting competitive advantage in the domestic and international markets of Iranian saffron. Therefore, the importance of marketing resources and competitive strategies for one of the major producers and suppliers of saffron is investigated in this study considering market position theory and resource-based view. A pairwise comparison-based questionnaire is used to collect opinions of experts in the company. Using the analytic hierarchy process method, the results of the study showed that the differentiation strategy has the most effect in gaining competitive advantage. The results also indicate that particular attention must be paid to managerial and customer relationship capabilities in executing the differentiation strategy. Accordingly, improving financial conditions and understanding customers' needs and requirements are among the approaches that lead to development of key company capabilities and gaining competitive advantage in saffron markets.

    Keywords: Resource-Based View, Organizational Capabilities, strategic management