فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/16
  • تعداد عناوین: 12
|
  • بازخوانی نظریه قانون طبیعی درالاهیات فلسفی: بررسی رویکرد فرااخلاقی پروفسور فینیس و علامه طالقانی
    ایوب افضلی*، ابوالقاسم فنایی صفحه 1

    در تاریخ اندیشه اسلامی و مسیحی قانون طبیعی از مهم ترین نظریه هایی است که به توضیح سرشت اخلاق مورد توصیه دین پرداخته است. پروفسور فینیس (فیلسوف و متاله مسیحی) و علامه طالقانی (فیلسوف و متاله اسلامی) دو چهره شناخته شده در فلسفه و الاهیات به شمار می روند. در این نوشتار با صرف نظر از محتوای اخلاقی نظریه این دو تفکر، به بررسی پیامدهای مترتب بر مبانی آنان می پردازیم و نشان می دهیم که بازخوانی منطقی مبانی آنان از زاویه الاهیات، انسان شناسی، معرفت شناسی و متافیزیک، به خوانشی حداکثری از نظریه دینی قانون طبیعی منجر می شود؛ مقصود از خوانش حداکثری، خوانشی است که در کنار متافیزیک واقعگرایانه به نوعی «معرفت شناسی طبیعی» در اخلاق دینی قایل است، بدین معنا که افزون بر قول به عینی بودن هنجارهای اخلاق دینی، که از نظر این دو متفکر همان قانون طبیعی است، شناخت مفاد این هنجارها را نیز بدون مراجعه به متون مقدس و صرفا در پرتو خردطبیعی ممکن می داند.

    کلیدواژگان: قانون طبیعی، خوانش دینی حداکثری از قانون طبیعی، تحلیل پی آمد شناختی مبانی قانون طبیعی، قانون طبیعی و خرد طبیعی
  • نسبت انسان و جهان در اندیشه هیدگر
    عبدالله نیک سیرت* صفحه 2

    یکی از مهم‏ترین فیلسوفان اگزیستانسیالیست نامدار آلمانی در سده بیستم «مارتین هیدگر» است. بنیادی ترین پرسش از نگاه هیدگر، پرسش از «هستی» است که متاسفانه هماره به دلیل توجه بیش ازحد به هستندگان به جای هستی، مورد غفلت قرار گرفته است؛ ولی این پرسش تنها از راه بررسی و شناخت تنها پرسشگر هستی، یعنی «دازاین» انجام شدنی است. منظور از دازاین، وجود انضمامی یا «در جهان بودن» است؛ ولی مراد از «جهان» نیز، عالم اشیای فیزیکی یا جهان پیرامون ما نیست، بلکه مراد از آن، دل‏مشغولی ها و دل بستگی های ما است که برخلاف پندار رایج، نه تنها تقابلی با انسان ندارند، بلکه ذاتا آن روی سکه وجود آدمی و درنتیجه از وجود وی جداناپذیر هستند.

    کلیدواژگان: هیدگر، جهان، انسان، وجود، هستی
  • انسانیت زدایی از خدا و جهان در فلسفه جدید
    حامد شیواپور* صفحه 3

    تا پیش از فلسفه جدید، تلقی غالب در اندیشه بشری نسبت دادن ویژگی های انسانی هم به خدا و هم به جهان بود. بر این اساس، می توان تشبیه یا انسان وارانگاری هم درباره خدا و هم درباره جهان را ویژگی غالب تا پیش از دوران جدید دانست. این ویژگی ها عمدتا شامل مواردی چون داشتن ادراک و اراده بود. در دوره مدرن و با تحولات فکری و فلسفی بشر جدید، تدریجا ویژگی انسانی از خدا و جهان نفی و سلب و تنها به انسان منحصر دانسته شد. در تلقی جدید، هم خدا عمدتا خدای الهیات سلبی است و هم جهان تابع نیروهای مکانیکی و بنابراین فاقد نفس و به تبع آن ادراک و اراده است. بر این اساس به نظر می رسد مجاز باشیم تا از عنوان «انسانیت زدایی» از خدا و جهان در اندیشه انسان جدید سخن بگوییم. این تلقی جدید، در درک انسان از خودش، خدا و جهان و نسبت این سه، آثار مهمی بر جای گذاشته است.

    کلیدواژگان: الهیات سلبی، انسانیت زدایی، انسان وارانگاری خدا، انسان وارانگاری جهان، نفی علیت غایی
  • مفهوم واژه «طبیعت» در تفکر ابتدایی یونان
    علی ملک محمدی* صفحه 4

    این نوشتار به بررسی و تحلیل شواهد و قراین موجود برای روشن کردن مفهوم/ مفاهیم واژه «طبیعت» در نوشته های کهن یونانی، اعم از فلسفی یا غیر فلسفی، اختصاص یافته است. یافتن مفهوم و معنای واژگان و تاثیراتی که این کار در جلوگیری از ایجاد مغالطه‏ ها و بدفهمی های بنیادی می تواند داشته باشد، بسیار با اهمیت است. به‏ویژه هنگامی که با متون به اصطلاح قطعه قطعه یا ناقص روبه‏رو باشیم، این کار با نمایاندن تمام شقوق معنایی برای آن واژه، می تواند ما را به مقصود و مدلول اصلی نویسنده نزدیک تر کند. در اینجا، نخست تفاسیر گوناگونی را که معنایی واحد را به واژه طبیعت اختصاص داده اند، به اختصار مرور کرده ایم. پس ازاین، با استناد به متون دست اول، گستره معنایی و تعدد معانی ممکن برای این واژه را نشان داده‏ایم و کوشیده‏ایم تا مهم ترین شواهد به دست آمده و سیاقی که واژه طبیعت در آن بوده به دقت ترجمه و تفسیر شود. در پایان، دیدگاه معنایی واحد یا محدود برای واژه طبیعت که در بخش آغازین، به اختصار نظر باورمندان به چنین دیدگاهی را مرور کردیم، طرد شده است.

    کلیدواژگان: تفکر یونانی، واژه «طبیعت»، معانی واژه «طبیعت»، فلسفه ی پیش سقراطی
  • عرفان در مکتب ابن سینا
    محمدصادق کاملان* صفحه 5

    بحث از نکته های عرفانی در نوشته های ابن سینا، این پرسش را پیش روی پژوهشگران نهاده است که آیا می توان او را یک نظریه پرداز در گستره عرفان تلقی کرد یا این مباحث او را باید به صورتی دیگر، تفسیر نمود. آیا ابن سینا فقط فیلسوف مشایی است یا به اصطلاح خودش فیلسوف مشرقی؟ آیا می توان او را عارفی با جهان بینی عرفانی دانست؟ در این نوشتار نخست، دیدگاه مخالفان و موافقان عرفان شیخ الرییس را بررسی می کنیم. آنگاه دیدگاه ابن سینا را درباره گرایش به مشاییان، نوافلاطونیان یا عرفان در سخنانش جست وجو می کنیم. سپس با بررسی آثار فلسفی و عرفانی او گرایشش را به سلوک عقلی محض، عرفانی، هم عقلی و هم عرفانی، یا تفکیک دوران زندگی علمی او به دو دوره گرایش فلسفی مشایی و گرایش باطنی می‏سنجیم. درنهایت می کوشیم، نشان دهیم ابن سینا افزون بر اینکه مشایی و اهل برهان است به عرفان و سلوک باطنی نیز عالم بوده، حتا از آن بهره مند است.

    کلیدواژگان: ابن سینا، عرفان، روش سلوکی، فلسفه مشاء
  • فلسفه سینوی و تفسیر جایگاه «شر» در نظام هستی
    محمد (جلال الدین) ملکی* صفحه 6

    مباحث مربوط به خیر و شر، یکی از دشوارترین پرسمان‏ها در فلسفه و آیین الاهی است و همه ادیان به این مسیله اذعان دارند و از سویی هیچ کس وجود آن را رد نکرده است. ازاین رو، با نخستین نگاه وجود شر در پیکره نظام هستی پدیدار شده و پلیدی خود را نشان می دهد؛ چراکه شر در واقع، نقطه مقابل نیکی هاست و با شکل گیری آن در میان انسان ها، ساختار زندگی آنان دچار نابسامانی شده، به جامعه بشری آسیب می رساند. فیلسوفان و عالمان، این مسیله را با دو نگاه کلی بررسی کرده‏اند. گروهی از دانشمندان بر این باورند که این مسیله مربوط به قوانین طبیعت است و باید با توجه به قوانین طبیعت بررسی شود؛ بنابراین این مسیله یک امر مادی به شمار می‏آید. گروهی دیگر پدیده شر را در عالم هستی با نگاه دینی و متافیزیکی تفسیر می کنند؛ در واقع از وجود شر، یک خوانش متافیزیکی ارایه می دهند و آن را به گونه ای به فعل خداوند پیوند می زنند. این نوشتار بر آن است با رویکرد به تعریف ابن‏سینا از شر و تبیین مفهوم آن با توجه به دو تفسیر یادشده، به بررسی و تحلیل داده های آن بپردازد و حکمت وجودی شر را در نظام هستی آشکار و جایگاه آن را تبیین نماید.

    کلیدواژگان: فلسفه سینوی، شر، تفسیر، متافیزیکی، مادی، دیدگاه ها
  • آیا قضایای ناتمامیت گودل را می توان در مکانیک کوانتومی به کاربرد؟
    سید مجید صابری فتحی* صفحه 7

    مکانیک کوانتومی نظریه ای است که ساختار فکری بشر را دگرگون کرد. اما با وجود موفقیت های زیاد آن از زمان اینشتین تاکنون عده ای در مورد کامل بودن آن دارای شک ، تردید و شبهه هستند. یکی از راه هایی که عده ای کامل بودن این نظریه را مورد تردید قرار می دهند قضایای ناتمامیت گودل است. کورت گودل در دوران دکترا و اندکی پس از تحقیق در مورد برنامه های تمامیت و سازگاری هیلبرت در سیستم های صوری، به اثبات دو قضیه مهم در منطق و ریاضی پرداخت که تمامیت هرگونه نظریه اصل موضوعی را در حساب نفی می کنند. تعمیم پذیری این قضایا به نظریات علوم طبیعی و فیزیک یکی از موضوع های مورد بحث است. در این مقاله پس از بیان و شرح مسیله ، امکان به کار بردن قضیه های گودل در مورد مکانیک کوانتومی مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

    کلیدواژگان: مکانیک کوانتومی، پیش بینی پذیری، قضایای ناتمامیت، کامل بودن
  • «بررسی مقایسه ای جایگاه لذت در نظریه سعادت سن توماس و ملا صدرا»
    سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی، سید جواد میری*، امیرعباس علیزمانی صفحه 8

    از جمله موضوعاتی که فلاسفه اهتمام زیادی به آن داشته اند چیستی سعادت انسان و نسبت لذت با آن است. سن توماس اکویناس در سنت فلسفه مسیحی، و صدرالمتالهین شیرازی در سنت فلسفه اسلامی به این موضوع پرداخته اند و معتقدند هرگاه انسان در خصیصه خود که قوه عقل است به فعلیت کامل رسید، و عالیترین معقول را تعقل کرد به سعادت رسیده است؛ و از آنجا که لذت را ادراک و نیل به چیزی که ملایم قوا است می دانند طبعا عالیترین و تام ترین لذت را هم خواهد داشت. ولی سن توماس لذت را از لوازم آن ادراک می داند، و ملا صدرا قایل به عینیت آن است. به تعبیر دیگر در ملا صدرا نفس ادراک تام و لذت تام یک حقیقت واحد اند که به دو اعتبار دو نام دارند؛ و در سن توماس دو حقیقت اند که یکی از مقوله فعل است و دیگری از مقوله انفعال و لذت بعنوان عرض خاص سعادت معرفی می شود.

    کلیدواژگان: سعادت، لذت، ادراک، سن توماس، ملا صدرا
  • شهود از منظر افلاطون و فلوطین
    محمد عنبرسوز*، جهانگیر مسعودی صفحه 9

    افلاطون و فلوطین، به عنوان دو تن از تاثیرگذارترین فیلسوفان دوره ی کلاسیک، توجه ویژه ای به شهود داشته اند. تفاوت هایی که این دو در مباحث فلسفی مختلف دارند، موجب می شود که نگاه واحدشان به شهود را مورد تردید قرار دهیم. مساله ی جدی جستار حاضر این است که شهود در نظر هر یک از این دو فیلسوف به چه معناست، با چه روشی حاصل می شود، چه ویژگی هایی دارد و به کدام امور تعلق می گیرد؟ پاسخ این پرسش، که در پایان روشن خواهد شد، این است که شهود برای هر دوی ایشان آگاهی بی واسطه ای است که برای عقل انسان رخ می دهد؛ درحالی که هم افلاطون و هم فلوطین فعالیت هایی را برای حصول شهود عقلانی به سالکان توصیه می کنند که عمدتا بر دو نوع فعالیت های ممارستی عقلی و فعالیت های مربوط به تزکیه ی نفس هستند. همچنین در پایان بدین نتیجه رهنمون خواهیم شد که، علی رغم تفاوت های چشمگیر این دو فیلسوف در مشی فلسفی و نحوه ی بیان مطالب، مراد هردوی ایشان از شهود، امری واحد است که با رعایت دو جنبه ی نظری و عملی حاصل می شود.

    کلیدواژگان: شهود، نظر، عمل، دیالکتیک
  • پاسخی به استدلال جیگون کیم در مورد نقش علی اوصاف اخلاقی
    بهروز محمدی منفرد* صفحه 10

    رویکردهای مختلفی نسبت به نقش علی اوصاف اخلاقی در تحقق امور فیزیکی و کارکرد این ادعا وجود دارد. برخی همانند جیگون کیم بر این باورند که اوصاف اخلاقی، همچون امور ذهنی از هیچ گونه نقش علی در تحقق امور فیزیکال برخوردار نیستند و همین دلیلی بر وجود اوصاف اخلاقی است. در مقابل، شفر لانداو بر این باور است که اگرچه اوصاف اخلاقی نقش علی مستقلی نسبت به امور فیزیکی ندارد؛ ولی این امر دلیلی بر عدم وجود این اوصاف نیست و به‏طورکلی، وجود یا عدم وجود اوصاف اخلاقی ربطی به نقش علی داشتن یا نداشتن آن ها ندارد. در این نوشتار، می‏بینیم که شفر لانداو دیدگاه نخست را رد می کند؛ ولی دیدگاه وی نیز رد شده و روشن می شود که اولا اوصاف اخلاقی از نقش علی برخوردار هستند و دوم اینکه همین نقش علی، دلیلی بر برخورداری آن اوصاف از وجودی خارجی است. در این پژوهش، نخست استدلال علی را به سود ناواقع گرایی اخلاقی تبیین نموده و پاسخ می دهیم و درنهایت، آن استدلال را در اثبات رویکرد کلی واقع گرایی اخلاقی به کار می‏بریم. دستاورد سخن این است که رویکرد واقع گرایی اخلاقی نسبت به ناواقع گرایی اخلاقی موفق تر است؛ ازاین روی که می توان آن را تبیین بهتری برای مشاهده خصوصیات اخلاقی تلقی کرد.

    کلیدواژگان: واقع گرایی اخلاقی، ناواقع گرایی اخلاقی، جیگون کیم
  • معنای فرهنگ (Kultur و Bildung) در فلسفه نقادی کانت
    محمدمهدی اردبیلی* صفحه 11

    برداشت کانت از فرهنگ، عمدتا به آثار متاخر او در حوزه تاریخ، انسان شناسی و غایت شناسی محدود شده است. همچنین به دلیل استعمال مبهم و نامنظم اصطلاحات Kultur و Bildung (و آمیختن آنها با مفاهیمی همچون Zivilisation و Erziehung) در نیمه دوم قرن هجدهم، در فضای فکری آلمان، عمدتا فهم معنای فرهنگ بسیار مبهم و مناقشه برانگیز است. لذا مقاله حاضر، نه تنها محدوده بحث خود را به دوره نقادی کانت و سه نقد اصلی او محدود کرده است و نیز نه تنها به تفکیک نشان داده است که استعمال اصطلاحات Kultur و Bildung نزد کانت در این آثار چگونه و به چه معنا صورت پذیرفته است، بلکه همچنین همواره به مبانی نظری و متافیزیکی این کاربردها نظر داشته است. در یک کلام، مقاله حاضر می کوشد تا با دسته بندی موضوعی و تحلیلی کاردبردهای مختلف فرهنگ در سه نقد اصلی کانت، معنا و دلالت های مفهومی این اصطلاحات را روشن سازد و در نهایت به این پرسش اصلی پاسخ دهد که مفهوم «فرهنگ» در فلسفه نقادی کانت به چه معناست؟

    کلیدواژگان: Kultur، Bildung، فرهنگ، کانت، فلسفه نقادی، پرورش
  • رویکرد واقع گرایانه چرچلند در حل مسئله گزاره گرایی و نقد آن
    سید مجتبی حسینی*، مجید داودی بنی صفحه 12

    < p>از رویکردهای مربوط به تحلیل نظریه های علمی می توان به رویکرد های پوزتیویستی و مدل-نظریه ای اشاره کرد. این رویکردها هرکدام اشکالاتی دارند و در تحلیل نظریه های علمی ناتوان به نظر می رسند. رویکرد مدل-نظریه ای که مطلوب ون فراسن نیز می باشد، چندان خوشایند واقع گرایان نیست و چرچلند به عنوان یک واقع گرای علمی، سعی می کند تعبیری واقع گرایانه برای تحلیل نظریه های علمی پیشنهاد کند. وی از دستاوردهای علوم شناختی استفاده کرده و مدل پیوندگرایانه را به عنوان جایگزین رویکردهای گزاره ای و مدل -نظریه ای ارایه می کند؛ اما پیشنهاد وی دارای مشکلی اساسی است: به صرف مدل کردن ساختار نظریه های علمی در قالب مدل های پیوندگرایانه، نمی توان درباره رابطه بین بازنمایی علم در شبکه های عصبی و واقعیت جهان خارج ادعایی کرد درحالی که چرچلند این رابطه را مفروض گرفته و برای آن استدلالی ارایه نمی کند. در این نوشتار برآنیم تا اساس رویکرد چرچلند و پیشینه آن را بیان کرده و سپس این نقصیه را برطرف نموده و رویکرد شناختی را به منزله امتدادی برای واقع گرایی معرفی کنیم.

    کلیدواژگان: گزاره گرایی، پیوندگرایی، فلسفه علم، فلسفه ذهن، علوم شناختی
|
  • Rethinking the Theory of Natural Law in Philosophical Theology:Investigating the Meta-ethics approach of Prof. Phineas and Allameh Taleghani
    Ayuob Afzali *, Abolghasem Fanaei Page 1

    In the history of Islamic and Christian thought, natural law is one of the most important theories that has explained the nature of morality recommended by religion. Professor Phineas (Christian philosopher and theologian) and Allameh Taleghani (Islamic philosopher and theologian) are two well-known figures in philosophy and theology. In this paper, regardless of the moral content of the theory of these two thinkers, we examine the consequences of their principles and show that the logical re-reading of their foundations from the perspective of theology, anthropology, epistemology and metaphysics leads to a strong reading of the religious theory of natural law. ; Strong reading is a reading that, along with realistic metaphysics, acknowledges a kind of "natural epistemology" in religious ethics, meaning that in addition to advocating the objectivity of the norms of religious ethics, which for these two thinkers is equivalent to natural law, states that it is possible to know the contents of these norms without referring to the sacred texts and only in the light of natural wisdom.

    Keywords: Natural law, Strong religious reading of natural law, Epistemological consequential analysis of the foundations of natural law, natural wisdom
  • Heidegger on the Relation of Man and World
    Abdullah Niksirt * Page 2

    Martin Heidegger, the famous German philosopher of the twentieth century, is one of the most important existence philosophers. For Heidegger, the most fundamental question is the question of "existence," which, unfortunately, has always been overlooked due to the much attention to beings instead of existence. But this question can find its answer only by examining and recognizing the only questioner of the existence, Dasein. Dasein means the concrete existence or "being-in-the-world." What is meant by the "world" is not the world of physical objects or the world around us, but it refers to our preoccupations and interests, which, contrary to what commonly believed, not only are not in opposition to man, but constitute inherently the other side of the coin of human existence and consequently, they are inseparable from him.

    Keywords: Heidegger, World, Human Existence, Being
  • Dehumanization of God and the World in the modern Philosophy
    Hamed Shivspoor * Page 3

    Before the modern philosophy, the prevailing view in human thought was to attribute human qualities to both God and the world. Accordingly, anthropomorphism about both God and the world can be considered a dominant feature before the modern age. These characteristics mainly included such things as having perception and will.In the modern age and with the intellectual and philosophical developments of modern man, the human characteristic of God and the world was gradually denied and taken away and considered only to man. On the new view, God is primarily the god of negative theology and the universe is subject to mechanical forces and therefore lacks the soul and consequently perception and will. On this basis, it seems permissible to speak of the title of "dehumanization" of God and the world in the mind of the new man. This new view has left important implications for man's understanding of himself, God, and the world, and the relationship between the three.

    Keywords: Negative Theology, Dehumanization, Anthropomorphism of God, Anthropomorphism of the world, Refutation of final causality
  • Meaning of φύσις in Early Greek Thought
    Ali Malekmohammadi * Page 4

    This paper devoted to examination and analysis of examples and instances in ancient Greek literature – philosophical or other works, to make clear the concept/s of "Nature" (φύσις) in them. The significant of finding word''s meaning and sense, and effects of this task in avoiding fundamental fallacies and misconceptions, is not meager. In fragmentary or defective texts, that task with suggesting several different possible meanings for the word, can proximate us to author''s real sense or aim. Firstly and briefly, I explain several interpretations that all of them have common side, i.e. shared in dedication only one meaning or sense to "Nature" and then, I try to give a sufficient and satisfactory examples for several and multitude possible meanings of "Nature" on the base of main primeval original texts and literature. Quoting context of every case, I proceed to propose my own translation and interpretation of that situation to the best of my ability. In conclusion limited or one meaning approach for that word, the view that we expounded in first section of paper, is disproved.

    Keywords: Greek Thought, φύσις (Nature), Meaning of φύσις (Nature), Pre-Socratic Philosophy
  • Mysticism in Ibn Sina's School
    MohammadSadegh Kamellan * Page 5

    Drawing on Ibn Sina's writings, scholars' attention has been drawn to the question of whether he can be considered as a theoretician in mystical arena or his writings should be interpreted in a different way. Is Ibn Sina a Peripatetic Philosopher or, as he calls himself, an enlightened philosopher? Can he be call a mystic with a mystical world view? This article first addresses both proponents' and opponents's views as regards Ibn Sina's mysticism. Then we go through his writings to explore whether he has a tendency towards peripateticism, Neoplatonism, or mysticism. After that examing his philosophical and mystical works, we explore whether his has a tendency towards pure rationalism, mysticism, a combination of both or we can see in his scholarly life tendency towards peripatetic philosophy and esotericism. Finally, it is concluded that in addition to being Peripatetic and rationalistic philosopher, he was cognizant of mysticism and esotericism and even he himself was of the type.

    Keywords: Ibn Sina, Mysticism, Behavioral Tendence, Peripatetic Philosophy
  • Avicenian philosophy and interpreting the place of "evil" in the order of existence
    Muhammad (Jalaluddin) Maleki * Page 6

    The subject of evil and good is the most difficult problem in philosophy and divine religion and all religions acknowledge this, and no one has ever denied it. Hence, at first glance, the existence of evil appears in the figure of the order of being, and shows his filthiness; because evil is actually the opposite of goodness, and with the formation of evil among human beings, the structure of their lives becomes disoriented, and it damages human society. Philosophers and scholars have addressed this issue in two general terms. A group of scientists believe that this is a matter of the laws of nature, therefore, it must be studied according to the laws of nature, in this case, it must be seen as a material case. Another group interprets the phenomenon of evil in the universe with a religious and metaphysical view. In fact, they give a metaphysical reading of the existence of evil and link it somehow to the act of God. This article aims to, (incomplete)

    Keywords: Avicenian philosophy, evil, Interpretation, metaphysical, material, Views
  • Can Gödel’s incompleteness theorems be used in Quantum Mechanics?
    Seyed Majid Saberi Fathi * Page 7

    Quantum Mechanics is the revolutionary theory that changes the structure of human thinking. From Einstein up to now , however , with its enormous successes in the world, there are many scientists that opposed it and denyed it as a complete theory . One of the ways to question the completeness of this theory is to use Gödel’s incompleteness theorems. Kurt Gödel, in his Ph. D. studied and just after working on the Hilbert’s completeness and consistency program in the formal systems, proved two important theorems which are known as the Gödel’s incompleteness theorems . These theorems deny Hilbert’s programs and the completeness of the formal system. Generalizing these theorems to the quantum theory is an over decades challenge in the foundations of physics. In this Paper , we explain the problem and we will discuss and critrize the possible usage of the Gödel’s incompleteness theorems on the quantum mechanics.

    Keywords: The Gödel’s Incompleteness Theorems, Quantum Mechanics, Unpredictability, undecidebility
  • A Comparative Study of Pleasure in Aquinas and Mulla Sadraa’s theories of Happiness
    Seyed MohamadJavad Banisaeed Langaroudi, Seyed Javad Miri *, Amirabbas Alizamani Page 8

    One of most important issues discussed by philosophers is the nature of man’s happiness and its relationship with the pleasure. St. Thomas Aquinas in Christian tradition and Sadr al-Muta’allihin Shirazi in Islamic tradition has discussed in details this issue. Both of them maintain that man attains happiness when his intellect, as the Characteristic of human being, fulfills its potentials and apprehends the highest intelligibles. Also because they consider pleasure as the conception the things which are pleasant and agreeable to powers, man can reach the excellent and the most perfect pleasure through the perception of the highest intellects. Nonetheless they differ in that St. Thomas considers pleasure as concomitant to happiness and Mullasadra believes in the identity of the happiness and the pleasure. To put it in a different way, while St. Thomas categorizes the happiness and the pleasure respectively as action and affection, Mulla Sadra holds that these two concepts, though different with regard to their meaning, denotes a unique reality which is simultaneously both happiness and pleasure, so they are not included among the categories.

    Keywords: happiness, Pleasure, Conception, St. Thomas, Mulla sadra
  • Plato and Plotinus on Intuition: A Comparative Study
    Mohammad Anbarsooz *, Jahangir Masoodi Page 9

    Plato and Plotinus, both as the two of the most influential philosophers of the classical period, had a special attention to intuition. Given the different approaches to the different philosophical issues that they have, it requires us to doubt on their unique visions upon intuition. The exact matter of the present paper is to consider what it means “intuition” to each of these two philosophers? By what method to be achieved? What are its characteristics and what things belong to?The response to the question, which will be clear in the end, is that the intuition for both of them is an immediate manifestation that is happening to human intellect; though both Plato and Plotinus, in order to achieve intellectual intuition,recommend activities to the Seekers which are primarily of two types of intellectual practice and self-purification activities.Also at the end we will be led to the conclusion that, regardless of significant differences between the two philosophers on the philosophical line and the way they interpret the issues, they both apply the intuition in a single meaning that can be achieved with respect to both theory and practice.

    Keywords: intuition, Theory, Practice, dialectic
  • A Response to Jaegwon Kim's Argument About the Causal Role of Moral Properties
    Behruoz Muhammadi Munfared * Page 10

    There are different approaches to the causal role of moral attributes in the realization of physical affairs. Some such as Jaegwon Kim believe that ethical features, like mental affairs, do not have any causal role in the realization of physical affairs, and this is the reason for the existence of moral characteristics. In contrast, Shafer Landau believes that although ethical features do not have an independent role in physical affairs, this does not mean the absence of these features. And essentially, the existence or absence of moral attributes is not related to their role or not. In this paper, we observe that Shafer Landau rejects the first view. But Shafer Landau's view is also rejected. It is stated that, firstly, moral attributes have an causal role and, secondly, the causal role is the reason why those attributes are of existence. In this essay, ultimately formulate the causation argument in defense of moral realism, although we do not claim that we have a definite reason.

    Keywords: Moral property, moral realism, The Role of Cause, Kim Jaegwon
  • The Meaning of Culture (Kultur and Bildung) in Kant's Critical Philosophy
    MohammadMehdi Ardebili * Page 11

    Kant's conception of 'culture' is largely confined to his later works in the field of history, anthropology, and teleology. But no research has so far exclusively analysis the meaning of culture in Kant's Critical Philosophy, and also the metaphysical and philosophical foundations of this concept. Also, due to the vague and irregular use of the terms Kultur and Bildung (and combining them with concepts such as Zivilisation and Erziehung) in the second half of the eighteenth century, in the intellectual space of Germany, the understanding of the meaning of culture is largely obscure and controversial. Therefore, the present paper not only limits the scope of its discussion to Kant's critical philosophy and its three major books (Critique of Pure Reason, Critique of Practical Reason, and Critique of Judgment, with the consideration of Groundwork of the Metaphysics of Morals), and not only has shown the usage of the Kultur and Bildung in these works, but also has always focused on the theoretical and metaphysical foundations of these applications. In a word, the present paper tries to clarify the meaning and implications of these terms by categorizing the subject matter and the analysis of different practices of Culture (whether in the Bildung or Kultur form) in three of Kant's main books, and ultimately answering this main question that 'What does the term "culture" mean in Kant's critical philosophy'?

    Keywords: Kant, Critical Philosophy, Kultur, Bildung
  • Churchland''''s realistic approach in the propositional attitude and its critique
    Sayed Mojtaba Hosseini *, Majid Davoodi Bani Page 12

    Among the approaches about the nature of scientific theory, we could refer to positivism and model-theory approaches. These approaches are fraught with difficulties so they couldn’t resolve the problem of scientific theories. The model-theory approach which is the Van Fraassen’s concern, is not acceptable, and . In contrast to these views, Churchland --as a scientific realist-- suggests a sense of realism to resolve the scientific theories’ problem. He uses the achievements of cognitive science and proposes a connectionist model as an alternative to propositional and model-theory approaches, but his suggestion is faced with serious problem: Only by the connectionist models of scientific theory we couldn’t give any representation between these models and the world whereas Churchland takes it for granted, and doesn’t give any reasoning. Here we are going to explain the Churchland’s approach and its backgrounds then we will try to treat its difficulties and introduce cognitive approach as an extension of realism.

    Keywords: Propositional Attitude, connectionism, philosophy of science, philosophy of mind, cognitive science