فهرست مطالب

جستارنامه ادبیات تطبیقی - پیاپی 11 (بهار 1399)
  • پیاپی 11 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/19
  • تعداد عناوین: 6
|
  • رضا مرادیان، خورشید نوروزی*، خدیجه بهرامی رهنما صفحات 1-15

    شاهنامه و حدیقه به عنوان دو اثر مهم ادبی در دو موضوع متفاوت حماسی و عرفانی، واجد وجوه شباهت بسیاری اند. یکی از وجوه شباهت این دو، مفاهیم ماورایی دیو است که در هر دو اثر، به کار رفته است و باعث می شود که این دو اثر از وجهی، قرابت خاصی پیدا کنند. بن مایه ها و مضامین ماورایی و اندیشه های فراواقعی ریشه های آن را می توان در باورهای اساطیری، اعتقادات دینی و سنت های فکری زمانه و حتی اندیشه های عرفانی جستجو کرد. نمودهای عینی دیو بر پایه باورهای اساطیری است که گاه در خدمت نمادپردازی فردوسی قرار گرفته است. واژه دیو پیش از اسلام در فرهنگ ایرانی رایج بود و پس از ورود اسلام تغییر کرد و جای خود را به جن داد. در این پژوهش که به شیوه توصیفی - تحلیلی و با روش کتابخانه ای است؛ مفهوم فرا طبیعی دیو در شاهنامه به عنوان مهم ترین اثر حماسی و حدیقه الحقیقه به عنوان مقدم ترین اثر رسمی عرفانی با ذکر شواهد و قراین و مقایسه بسامد آن ها، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. این جستار نشان می دهد که در شاهنامه، دیو جایگاه پیشین خود را از دست داده است و از اقتدار دیوان و تاثیری که در هستی داشته اند به شدت کاسته شده است و به جایگاه فروتری نزدیک شده اند. در حالی که سنایی به صبغه های عرفانی آن تاکید می نماید؛ گاه آن را در معنای جن و گاه در معنای اهریمن درون به کار می گیرد؛ در مواردی نیز با معنای ابلیس، یکسان می پندارد و گاه با بهره برداری استعاری از آن پای تاویل و تفسیر را به این مفهوم باز می کند.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، حدیقه الحقیقه سنایی، دیو، شاهنامه فردوسی، مفهوم ماورایی
  • جعفر محمدی، آرش مشفقی*، عزیز حجاجی کهجوق صفحات 16-32

    نماد از منظر علوم بلاغی، کلمه، عبارت و یا جمله ای است که علاوه بر معنای ظاهری، طیف معنایی گسترده ای را به خواننده القا می کند. بیان اندیشه های پیچیده عرفانی و انعکاس غیرمستقیم اندیشه های سیاسی و اجتماعی در قالب نمادین، سبب ظهور ویژه نماد در گستره شعر فارسی شده است. در ادبیات معاصر، علاوه بر عوامل مذکور، بروز مکاتبی که گرایش خاص به ابهام دارند، توجه به نمادپردازی را افزون تر می نماید. هدف نویسنده از این پژوهش، بررسی نمادهای شعر معاصر، گره گشای ابهام حاکم بر آن هاست. در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانه ای صورت گرفته است، نمادهای موجود در شعر هراتی، حسینی و صفار زاده که از شاعران برجسته انقلاب و جنگ محسوب می شوند، از لحاظ میزان ابهام، بررسی شده است. در بررسی نماد از دیدگاه میزان ابهام، نمادهای حقیقی، نماد مطابق با تعریف اصلی خود و موارد نزدیک به نماد، یعنی کنایه های رمزی و استعاره های نمادنما، قابل تعریف اند. نتایج نشان می دهد که هراتی با 55 درصد، صفار زاده با 31 درصد و حسینی با 14درصد در رده های اول تا سوم نمادپردازی قرارگرفته اند؛ بنابر این می توان نتیجه گرفت که جنسیت در روند نمادپردازی تاثیری ندارد، بلکه بسته به سبک و رویکرد شاعر است.

    کلیدواژگان: بلاغت، حسن حسینی، سلمان هراتی، شعر انقلاب و دفاع مقدس، شعر معاصر، طاهره صفار زاده، نمادپردازی
  • هاشم بهرامی نیا*، فرزاد عباسی، مهدی نوروز، محبوبه ضیاء خدادادیان صفحات 33-51

    نورالدین عبدالرحمن جامی یکی از شخصیت های برجسته حوزه علوم اسلامی در خراسان بزرگ است. از او آثار متنوعی در زمینه های گوناگون ادبی، عرفانی، دینی و... برجای مانده است که این امر، نشان از گستره آگاهی او دارد. از جمله این آثار، دیوان اشعار است که از ابعاد گوناگون به ویژه بازتاب مسایل کلامی قابل بازخوانی و تحلیل است. در این مقاله، با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای، آراء کلامی جامی درباره مقوله «نبوت خاصه» در اثر مذکور بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که جامی پایبندی خاصی به هیچ مکتب کلامی نداشته و غالبا از مبانی نظری کلام شیعی (بیشتر) و اشعری و معتزلی (کمتر) در تشریح آراء خود استفاده کرده است. نزدیکی آراء جامی به موازین کلام شیعی، با توجه به گرایش های او به فقه شافعی -که نزدیک ترین گروه اهل سنت به تشیع هستند- قابل توجیه می باشد. مهم ترین دیدگاه های او درباره مقوله «نبوت خاصه» عبارتند از: ارتباط بعثت پیامبر با هدایت و سعادت انسان ها؛ برتری محمد(ص) بر همه آفریده ها؛ محمد(ص)، غرض اصلی آفرینش؛ معراج؛ صفات پیامبر (شفاعت کردن، واسطه فیض الهی بودن، امی بودن)؛ معجزات (قرآن و معجزات دیگر)؛ خاتم الانبیا بودن و مقدم بودن در آفرینش.

    کلیدواژگان: جامی، حضرت محمد(ص)، دیوان، کلام اسلامی، نبوت خاصه
  • اکرم ظفری خرواج، بتول فخراسلام*، سید حسین سیدی، اکبر شعبانی صفحات 52-73

    در سال های اخیر، در عرصه نقد ادبی نظریه ای تحت عنوان نقد بینامتنی رواج پیدا کرده است که بر اساس آن، هیچ یک از متون دارای هویت مستقل نیستند و تحت تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم آثار پیش از خود خلق شده اند. چهارچوب های نقد بینامتنیت برای نخستین بار از سوی ژولیا کریستوا تبیین گردید، ولی با آراء ژرار ژنت به اوج رسید، به طوری که امروزه نظرات ژنت به عنوان الگو در بررسی های میان متنی در نظر گرفته می شود. او بینامتنیت را به سه دسته «آشکار، ناآشکار و ضمنی» تقسیم کرده است که همه متون خلق شده ذیل آن جای می گیرند. یکی از زیرمتن‏هایی که شاعران به آن توجه می کنند، نویسه های دینی است که در گستره ادب فارسی معاصر، اخوان ثالث در زمره شاعرانی قرار دارد که مسایل دینی را در اشعار خود منعکس کرده اند. او با استناد به مهم ترین متن دینی اسلامی یعنی قرآن، بخشی از ذهنیات خود را شرح داده و با مخاطبان به اشتراک گذاشته است. به این اعتبار، در مقاله حاضر با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، ابعاد تاثیرپذیری اخوان ثالث از آیات قرآن در چهار لایه محتوایی، واژگانی، ساختاری و داستان های آیینی بررسی و کاویده شده است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: الف) اخوان ثالث در چه سطوحی از آیات قرآن تاثیر پذیرفته است؟ ب) کاربرد کدام یک از ترازهای نگره بینامتنی در شعرهای اخوان ثالث بیشتر بوده است؟ برای پرهیز از پراکنده گویی از مبانی نظریه بینامتنی ژنت استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شاعر، برای تبیین مفاهیم سیاسی، اعتقادی، توصیفی، اعتراضی- فلسفی، اخلاقی و غنایی از متن متقدم، یعنی قرآن استفاده کرده است.

    کلیدواژگان: قرآن مجید، مهدی اخوان ثالث، بینامتینت، ژرار ژنت
  • سرور خانه بیگی، سید محمود سیدصادقی*، شمس الحاجیه اردلانی صفحات 74-94

    داستان پردازی در «مثنوی معنوی» جایگاهی منحصر به فرد و کاملا متمایز دارد. این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانه ای است، هدف آن بررسی شیوه های ارتباط زمانی میان روایت و داستان در حکایات مثنوی است که از این طریق می توان به ارایه الگوی سبک شناسی و فهرستی از امکانات روایی برای انواعی از داستان های کلاسیک فارسی دست یافت و زمینه ای برای خلق و ابداع شیوه های جدید فراهم آورد. برای رسیدن به این اهداف می بایست به بررسی و تحلیل سطوح روایی در مثنوی و ارتباط میان آن ها پرداخت، برای تحلیل این موضوع از روش روایت شناسی اخیر یا معاصر استفاده شده که بیشتر شامل تیوری مطرح شده، توسط نسل دوم روایت شناسان (روایت شناسی معاصر) مانند ژنت و مفسران او می باشد. نتیجه به دست آمده این است که روایتگری مولوی در جهت اهداف عرفانی و اخلاقی مورد نظر اوست و این هدفمندی در تمامی ابعاد و مقوله های روایت، تاثیر می گذارد و شیوه روایت مولوی را خاص و متمایز کرده است.

    کلیدواژگان: ارتباط زمانی، داستان، روایت، مثنوی، مولانا
  • حورا حبیبی، محمد مهدی نادری*، ابوالفضل ابراهیمی اوزینه صفحات 95-110

    پژوهش حاضر درصدد بررسی تطبیقی سحر از منظر سوره های قرآن از جمله «اعراف شعراء و طه» با تاکید بر مکتب سوریآلیسم می باشد. اگر چه سحر از پایه های اعتقادی همه ادیان است اما قرآن ضمن تاکید نگاه ویژه به آن داشته است. و در ادبیات عرفانی نیز سحر را از نتایج بارز مجاهده، ریاضت های عرفانی و تمرکز بر ضمیر ناخودآگاه سوریالیسمی می داند. روش پژوهش حاضر به طریق توصیفی تحلیلی می باشد که با ذکر نمونه هایی از قرآن و تشابه آن در مکتب سوریآلیسم  نتایج نشان می دهد 1.سحر و جادو در آیه های قرآن و سوریآلیستی زمینه مناسبی برای ادعا پروری محسوب می شوند.2.فرهنگ سحر و جادو در ادبیات قرآنی و عرفانی ارتباط تنگاتنگ با عوالم غیبی ودرونی دارند. هدف پژوهش حاضر نگرش تطبیقی و ارایه طرحی نظامند به سحر و جادو از دیدگاه قرآن و مکتب سوریآلیسم است .

    کلیدواژگان: سحر، قرآن، اعراف، شعراء، سورئآلیسم
|
  • Reza Moradian, Khorshid Norouzi *, Khadijeh Bahrami Rahnama Pages 1-15

    Shahnameh and Hadiqah, as two important literary works in two different epic and mystical subjects, have many similarities. One of the similarities between the two is the transcendental concepts of demon, which are used in both works, and cause these two works to have a special affinity in terms of aspect. Transcendental principles and themes and surreal ideas can be traced back to the mythological beliefs, religious beliefs and intellectual traditions of the time and even mystical ideas. The objective manifestations of the demon are based on mythological beliefs that have sometimes been used to symbolize Ferdowsi. The word demon was common in Iranian culture before Islam and changed after the advent of Islam and gave way to jinn. In this research, which is descriptive-analytical and with a library method; The supernatural concept of demon has been criticized in Shahnameh as the most important epic work and Hadiqah al-Haqiqah as the foremost official mystical work by mentioning evidences and comparing their frequency. This research shows that in Shahnameh, the demon has lost its previous position and the authority of the court and the influence they have had in existence has been drastically reduced and they have approached a lower position. While Sanai emphasizes its mystical aspects; Sometimes he uses it in the sense of jinn and sometimes in the sense of inner devil; In some cases, he thinks the same as the meaning of the devil, and sometimes, by using it metaphorically, he opens the door to interpretation and interpretation to this concept.

    Keywords: comparative literature, Sanai Al-Haqiqah Hadith, demon, Ferdowsi's Shahnameh, Transcendental Concept
  • Jafar Mohammadi, Arash Moshfaghi *, Aziz Hajjaji Khjwaz Pages 16-32

    From the point of view of rhetorical sciences, the symbol is a word, phrase, or sentence that, in addition to its apparent meaning, induces a wide range of semantic meanings for the reader. The expression of mystical ambiguous ideas and the indirect reflection of political and social ideas in a symbolic form have caused a special emergence of the symbol in the Persian poetic discourse. In contemporary literature, in addition to the above-mentioned factors, the emergence of schools that have a special ambiguity increases the attention to symbolism. From this study, the symbols of contemporary poetry are the unraveling of the ambiguity that rules them. In this research, which has been done in an analytical-descriptive way and library method, the symbols symbolized in the city of Herati, Hosseini and Saffarzadeh, who are considered to be the leading poets of the revolution and war, have been examined in terms of ambiguity. In examining the symbol from the point of view of ambiguity, real symbols, the symbol can be defined according to its original definition and the cases close to the symbol, that is, the symbolic allusions and metaphors of the symbol. The results show that Herati with 55%, Saffarzadeh with 30.8% and Hosseini with 14.2% are in the first ranks to the third of symbolism; Therefore, it can be concluded that gender does not affect the process of symbolism, but depends on the style and approach of the poet.

    Keywords: rhetoric, symbolism, contemporary poetry, Solomon Herati, Hassan Hosseini, Tahereh Saffarzadeh, Poetry of the Revolution, Holy Defense
  • Hashem Bahraminia *, Farzad Abbasi, Mahdi Nowrooz, Mahboobeh Zia Pages 33-51

    Nooruddin Abdul Rahman Jami is one of the prominent figures in the field of Islamic sciences in Greater Khorasan. He has left various works in various fields of literature, mysticism, religion, etc., which shows the extent of his awareness. Among these works is the Divan of Poetry, which can be read and analyzed from various dimensions, especially the reflection of theological issues. In this paper, relying on the descriptive-analytical method and library resources, Jami's theological views on the category of "special prophecy" in this work are examined. The results of the research show that Jami did not have a special commitment to any theological school and often used the theoretical foundations of Shia (more) and Ash'ari and Mu'tazilite (less) theology in explaining his views. The closeness of Jami's views to the standards of Shia theology can be justified by his inclinations toward Shafei jurisprudence, which is the closest Sunni group to Shiism. His most important views on the subject of "special prophecy" are: the relationship between the resurrection of the Prophet and the guidance and happiness of human beings; the superiority of Muhammad over all creatures; Muhammad, the main purpose of creation; Being a divine grace, being a trustworthy person; miracles (the Qur'an and other miracles); being the seal of the prophets and being in the forefront of creation.

    Keywords: : Islamic theology, special prophecy, Prophet Mohammad, Jami, Divan
  • AKRAM ZAFARI, BATOOL FAKHR -E- ESLAM *, Hossein Seyyedi, Akbar Shabany Pages 52-73

    In recent years, in the field of literary criticism, a theory called intertextual criticism has become popular, according to which none of the texts have an independent identity and have been created under the direct or indirect influence of their previous works. The frameworks of intertextual critique were first explained by Julia Kristova, but culminated in Gerard Genet's views, so that today Genet's views are considered as a model in intertextual studies. He divides intertextuality into three categories, "explicit, implicit, and implicit," to which all texts fall. One of the sub-texts that poets pay attention to is religious characters, which in contemporary Persian literature, the Third Brotherhood is among the poets who have reflected religious issues in their poems. Citing the most important Islamic religious text, the Qur'an, he described some of his mentality and shared it with the audience. Therefore, in the present article, relying on descriptive-analytical method and citing library sources, the dimensions of the Third Brotherhood's influence on Quranic verses in four sections of content, lexical, structural and ritual stories have been studied and explored to answer these questions. It should be given that: a) The third Brotherhood has been influenced by the verses of the Qur'an? B) Which of the levels of the intertextual view has been used more in the poems of the Third Brotherhood? The foundations of Genet's intertextual theory have been used to avoid scatterbraining. The results of the research show that the poet has used the earlier text, namely the Qur'an, to explain the political, doctrinal, descriptive, protest-philosophical, moral and lyrical concepts.

    Keywords: Quran, Mahdi Akhavansales, intertextuality, Gerard Genet
  • Server Beigis House, Seyyed Mahmoud Seyed Sadeghi *, Shams Al-Hajiyeh Ahmadi Roknabadi Pages 74-94

    Storytelling has a unique and completely different place in " Masnavi manavi". The aim of this research, which is descriptive-analytical and library method, is to study the temporal communication methods between narration and story in Masnavi anecdotes, through which a stylistic model and a list of narrative possibilities for a variety of classical Persian stories can be achieved. It provided the basis for the creation and invention of new methods. To achieve these goals, we must study and analyze the levels of narrative in Masnavi and the relationship between them. To analyze this issue, the method of recent or contemporary narratology has been used, which mostly includes the theory proposed by the second generation of narratologists (contemporary narratology). Like Genet and his commentators. The result is that Rumi's narration is aimed at mystical and moral goals and this purposefulness affects all dimensions and categories of narration and has made Rumi's narrative method special and distinctive.

    Keywords: temporal communication, story, Narrative, Masnavi, Rumi
  • Houra Habibi, Mohammadmahdi Naderi *, Abolfazl Ebrahimiozineh Pages 95-110

    In this study, we conducted a comparative study of magic from »Quran«: »Araf , Shoara , Taha» verses’ points of view by focusing on surrealism and  Although magic is the basis of all divine religions, »Quran« highlights its importance and possess specific perspective. In mystic literature, magic is an obvious consequence of austerity and hard work on mysticism and concentrating on surrealistic subconscious. This study used analytical-descriptive method along with mentioning to some samples from »Quran« and their resembalance to surrealism. Results showe's that: 1- magics, in both »Quran« and Surrealist, are considered as context that fosters people to some allegations,         2- culture of magic has an interweaving relationship with oracular and internal worlds. This study aimed at comparing both approaches and also providing systematic plan for implication of magic from »Quran« and surrealistic points of view.

    Keywords: Magic, Araf, Shoara, Taha, Surrealism