فهرست مطالب

راهبرد - پیاپی 94 (بهار 1399)
  • پیاپی 94 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/06
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی اکبر جعفری*، جواد شفقت نیا آباد صفحات 5-34

    جمهوری اسلامی ایران و اسراییل به دلیل اختلافات راهبردی و خصومت‏های ایدیولوژیکی در سطوح مختلف با هدف به حداکثر رساندن قدرت منطقه‏ای خود، به کنترل، مهار و ایجاد بازدارندگی علیه یکدیگر پرداخته اند. پیوندهای عمیق تاریخی میان روسیه و اسراییل، سطح مناسبات دیپلماتیک آنها را از سطح عادی به سمت استراتژیک سوق داده است. تحریم های آمریکا علیه مسکو و نقش میانجی گری اسراییل در حل و فصل اختلافات با آمریکا، فرصتی را به تل آویو داد که از آن به عنوان برگ برنده در نزدیکی راهبردی با روسیه در جهت تضمین امنیت خود استفاده کند. این درحالی است که ایران و روسیه با تاکید بر منافع مشترک، به توسعه الگوهای مشارکتی در تنظیم روابط دوجانبه خود پرداخته اند. به طوری که سطح همکاری های نظامی و سیاسی ایران و روسیه، بیانگر تحول عظیمی در روابط دوجانبه دو کشور است. ازاین رو، تقویت جایگاه سیاسی و نظامی ایران و اسراییل توسط روسیه، به یک عامل محرک تهدید امنیت ملی تبدیل شده است. سوالی که در این پژوهش مطرح می شود این است که با وجود تقابل ایران و اسراییل تاکنون، روسیه چه الگوی رفتاری را درقبال این دو متحد تاکتیکی خود اتخاذ کرده است؟ برای پاسخ به این سوال، فرضیه ما این است که، مناسبات گسترده مسکو با ایران و اسراییل و نقش آن ها در سیاست های منطقه ای و بین المللی روسیه باعث شده است که مسکو الگوی رفتاری توازن قوا را بهترین رویکرد درقبال این دو متحد تاکتیکی خود برگزیند. این مقاله به روش تحلیلی و برمبنای رویکرد موازنه قوا داده های پژوهش را موردتبیین قرار داده است.

    کلیدواژگان: راهبرد، روسیه، توازن قوا، ایران، اسرائیل
  • آرزو مجتهدی، محمدباقر خرمشاد * صفحات 35-66

    همان گونه که در اسلام براساس نیازهای فردی، احکام ثابت و متغیری مشخص شده است در حوزه احکام و اختیارات حکومتی و برای اداره جامعه براساس شرایط زمان و مکان نیز قلمرو احکام وجود دارد. در این میان جایگاه «مصلحت» به عنوان حلال بحران ها در شرایطی که با پدیده تزاحم مصلحت ها مواجه هستیم یکی از مهم ترین بحث ها در حکومت دینی است، به ویژه در عقد معاهدات که حکومت می بایست با توجه به مادیات و معنویات، مصلحت کمتر را فدای مصلحت بااهمیت تری نماید. به نظر می رسد سیره عملی رسول اکرم (ص) در عقد معاهدات صدر اسلام، می تواند پاسخگوی مناسبی برای این مسیله باشد. بنابراین در رویکرد راهبردی به مصلحت در صلح حدیبیه این دو پرسش مطرح است:مصلحت مستخرج در اقدام به مذاکره در معاهده حدیبیه چه بوده و چه ضوابطی را پیامبر (ص) در این معاهده اعمال کرده است؟ از مطالعه و تحلیل معاهده صلح حدیبیه به عنوان مهم ترین معاهده حکومت نبوی با روش هرمنوتیک شلایرماخر که روشی تحلیلی-تاریخی است، این پاسخ به دست آمد: «مصلحت» در این معاهده امری بوده است که برمبنای اوضاع واحوال سیاسی- اجتماعی و با توجه به مسیله اهم و مهم، موقتا در شرایط حدیبیه اتخاذشده و مذاکره با مشرکان با توجه به همین شرایط وقت، راهبردی تر از مبارزه بوده و ضوابط حاکم بر این معاهده عبارت است از: 1-با پیشنهاد دشمن و از ناحیه قدرت باشد. 2-قطعا باعث توقف جنگ و کشتار شود. 3-برطرف کننده تحریم ها و تامین کننده امنیت و آزادی مسلمین باشد. 4-بیشترین امتیاز را با کمترین هزینه نصیب مسلمین کند. 5-راه هرگونه بهانه جویی را بر دشمن ببندد.6-راه بازگشت را در صورت عهدشکنی دشمن فراهم سازد.

    کلیدواژگان: مصلحت، رویکرد راهبردی، پیمان صلح حدیبیه، هرمنوتیک، شلایرماخر، معاهدات، حکومت اسلامی
  • صبا اجاقی*، سید محمود آقایی فیروز آبادی صفحات 67-96

    الگو نقشه جامعی برای حرکت در مسیر تعالی است و از این رو بررسی ابعاد و مولفه‏ های تاثیرگذار بر الگوی پیشرفت و توسعه با تاکید بر اسلامی و ایرانی بودن از اهمیت بالایی برخوردار است. الگوی پیشرفت باید کاملا منطبق بر محیط آینده باشد تا بتواند از ناهمواری های آینده عبور کند و اثرگذار باشد. مساله این است که بسیاری از سندهایی که در کشور تنظیم می‏شوند قابلیت اجرا ندارند و اغلب ظرفیت اجرایی شدن ندارند. علت هم این است که آرمان‏هایی که در این سندها آمده با آرمان‏های نسل بعدی که قرار است این سندها را اجرا کنند، همخوانی ندارند. به عبارتی ارزش شناختی ما با ارزش شناختی نسل بعدی متفاوت است. همچنین بررسی آثار و پیامدهای توسعه در کشور ما نشان می‏دهد که توسعه به سبک غربی از یک سو نتوانسته باعث توسعه و پیشرفت کشور گردد و از سوی دیگر نیز باعث کمرنگ شدن ارزش‏های اسلامی-ایرانی نیز شده است. دلیل این امر را باید در تفاوت بین مبانی، اقتضایات و غایات توسعه با مبانی و غایات جامعه‏ ی اسلامی ایران جستجو کرد، لذا این امر ضرورت طراحی الگویی متناسب با جامعه اسلامی و ایرانی را ایجاب می‏کند. در این پژوهش با شناسایی مولفه ‏های تاثیرگذار بر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت به طراحی الگوی پیشرفت و توسعه متناسب با جامعه اسلامی ایران پرداخته می‏شود. در این پژوهش، که تاکید بر اجرایی شدن الگو در آینده است، ابتدا با مرور ادبیات نظری به بررسی مفاهیمی همچون پیشرفت، توسعه، الگوی اسلامی - ایرانی و همچنین ارتباط الگوی اسلامی- ایرانی با مفهوم پیشرفت و توسعه پرداخته می‏شود. روش کاربردی مقاله روش کتابخانه‏ای، در چارچوب رویکرد تحلیلی - توصیفی و با کمک داده‏های خبرگانی معطوف به آینده می‏باشد. در این پژوهش، با توجه به بیانات مقام معظم رهبری شاخص‏های الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت در 6 حوزه شاخص‏های سیاسی، اقتصادی، علم و فناوری، زیست ‏محیطی، توسعه انسانی و شاخص اجتماعی و فرهنگی طبقه‏ بندی و در نهایت مدل مفهومی جهت اجرای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت با توجه به این شاخص‏ها طراحی و ارایه گردیده است.

    کلیدواژگان: الگوی اسلامی- ایرانی، اقتصاد، سیاست، علم و فناوری، محیط زیست
  • محمدمهدی افشار، داود کیانی*، کیهان برزگر صفحات 97-130

    سوال اصلی و هدف اصلی تحقیق حاضر،شناسایی فراروندهای موثر بر آینده دیپلماسی عمومی است. بنابراین پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و منابع معتبر، فهرستی از فراروندها و روندهای کلیدی فضای سایبر موثر بر آینده دیپلماسی عمومی شناسایی شد، سپس با بهره گیری از روش های آینده نگاری، روش تحلیل ساختاری/ تاثیرات متقابل، ماتریس تاثیر متقابل طراحی گردید و با اخذ نظر 12نفر از خبرگان و اجماع نظرات آنان درباره تاثیرگذاری عوامل بر یکدیگر وارد ماتریس شد.با تحلیل داده های به دست آمده از ماتریس با استفاده از نرم افزار میک مک، میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری هرکدام از عوامل و پراکنش عوامل از جمله پایدار و ناپایدار، مشخص و ارزیابی شده است و تمامی روندها در قالب متغیرهای استراتژیک و تعیین کننده یا متغیرهای تاثیرگذار ، متغیرهای دو وجهی، متغیرهای تاثیرپذیر یا وابسته ، متغیرهای مستقل و متغیرهای تنظیمی دسته بندی گردیدند و نهایتا براساس تحلیل های نرم افزاری صورت گرفته روندهای راهبردی موثر شناخته و مشخص شدند که عبارتنداز: ترویج هوش مصنوعی، افزایش اتصالات، ظهور مدل های نوین در کسب وکار، تهدیدات خارجی، جهانی شدن، حمایت از سرمایه فکری، تجارت جهانی، ثبات سیاسی، تغییرات گفتمانی، موزانه قوا، ارتباطات استراتژیک، افزایش رسانه های شبکه های مجازی، ارتباطات اقتصادی و ارتباطات فرهنگی و اجتماعی؛ این متغیرها به عنوان بازیگران اصلی در آینده دیپلماسی عمومی محسوب می شوند.

    کلیدواژگان: دیپلماسی عمومی، آینده نگاری، فراروند، روند، فضای سایبر
  • منصوره مهدی زاده * صفحات 131-162

    نخبگان، سرمایه های انسانی عظیم هر کشوری محسوب می شوند. مدیریت امور نخبگان نیازمند انسجام و همکاری تمامی دستگاه های اجرایی مرتبط با امور نخبگان تحت عنوان «نظام نخبگانی» است. در حال حاضر یکی از مسایل نظام نخبگانی کشور، عدم برنامه ریزی جامع و فقدان مدیریت راهبردی در امور نخبگان است که منجر به ایجاد چالش های متعددی درزمینه مدیریت امور نخبگان شده است. نخستین گام در برنامه ریزی راهبردی امور نخبگان، ترسیم و تدوین اهداف راهبردی نظام نخبگانی است. از این روی هدف مقاله حاضر عبارت است از بررسی اهداف راهبردی نظام نخبگانی کشور در اندیشه مقام معظم رهبری. برای دستیابی به هدف مذکور، از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. واحد تحلیل عبارت است از متون کلیه بیانات معظم له طی سال‏های 1381 تا 1397 در دیدار با نخبگان.از کدگذاری و تحلیل بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با موضوع تحقیق، 6 مضمون فراگیر، 11 مضمون سازمان دهنده و 36 مضمون پایه به عنوان اهداف راهبردی نظام نخبگانی کشور استخراج گردید. در مجموع می توان گفت اهداف راهبردی نظام نخبگانی کشور در اندیشه مقام معظم رهبری عبارتند از: تقویت اثرگذاری نخبگان در عرصه های ملی، بین المللی، فرهنگی و اجتماعی، اصلاح و ارتقای انگیزه نخبگان، الگوسازی و تکریم از نخبگان، شناسایی به موقع و صحیح نخبگان همراه با توجه به مخاطرات شناسایی این گروه، پرورش نخبگان از سنین پایین (مرحله بروز استعداد) تا مرحله نخبگی و پشتیبانی فرصت آفرین از آن ها. نظام نخبگانی در کنار اهداف راهبردی مذکور، ماموریت تعالی سازمانی نیز دارد یعنی موظف به رشد و ارتقای خود در تمامی ابعاد و سطوح از جمله درزمینه مدیریتی و ایفای نقش راهبری در جهت دستیابی به تمام اهداف ذکر شده است.

    کلیدواژگان: اهداف، راهبردی، نظام نخبگانی، مقام معظم رهبری
  • محمدحسین امجدی*، حسین مهرابی بشر آبادی، ندا جهان آرای صفحات 163-196

    هدف از این مقاله بررسی جایگاه و مقایسه استان‏های کشور از نظر شاخص ‏های اقتصاد دانش بنیان است که می‏تواند در شناخت، ارزیابی و بهبود وضعیت این استان‏ها کمک کند. مقاله درصدد پاسخ گویی به این سوال است که وضعیت اقتصاد دانش بنیان در بین استان های کشور چگونه است؟ برای این منظور از 20 شاخص اقتصاد دانش بنیان در قالب 5 مولفه برای بررسی وضعیت موجود استفاده شده است. ابتدا شاخص ها از روش آنتروپی شانون وزن‏دهی شدند و سپس استان‏ها به تفکیک در پنج مولفه زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش و منابع انسانی، رژیم های نهادی و اقتصادی، تحقیق و توسعه و عملکردی و همین‏طور بر اساس مجموعه‏ ای از تمام مولفه های مذکور با استفاده از مدل تاپسیس رتبه‎بندی شدند. نتایج به دست آمده بیانگر این است که استان تهران با اختلاف زیاد در رتبه اول قرار دارد و پس از آن استان‏های اصفهان، قم و البرز در رتبه‏ های دوم تا چهارم هستند. از طرف دیگر سه استان سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و کهگیلویه و بویراحمد در رتبه ‏های آخر قرار دارند. با توجه به نتایج به دست آمده در محاسبه عوامل و شاخص ‏های اقتصاد دانش بنیان، نیاز به توجه ویژه برنامه‏ ریزان و تصمیم‏ گیران استانی و مدیران بخش خصوصی در ارتقاء اقتصاد دانش بنیان و کاهش نابرابری ها و عدم تعادل‏های فضایی ضروری به نظر می‏رسد.

    کلیدواژگان: اقتصاد دانش بنیان، رتبه بندی، آنتروپی شانون، مدل تاپسیس
  • سید ابوذر خوش بیان *، پرویز امینی، سید محمدرضا فیاضی صفحات 197-228

    با گسترش اهمیت رسانه ها در دیپلماسی عمومی جهانی، برخی کشورهای متخاصم اقدام به راه اندازی رسانه های فارسی زبان کرده اند. هر رسانه ای برای عملیات رسانه ای پیرامون موضوعات مدنظر خود، الگوی راهبردی دارد که براساس آن عمل می کند. این راهبردها، علاوه بر مشخص کردن هدف نهایی و جهت گیری کلان رسانه، به عنوان نقشه راهی است تا رسانه را در مسیر هدف اصلی خود قرار دهد. لذا شناخت راهبردهای عملیات رسانه ای این شبکه‎ ها، برای مقابله با آن ها، حایزاهمیت است. دراین میان، نهاد ولایت فقیه، به عنوان یکی از نهادهای حیاتی نظام جمهوری اسلامی ایران، همواره مورد هجمه رسانه های مذکور بوده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر نهاد ولایت فقیه، بر آن بوده تا مختصات راهبردی انگاره ارایه شده از این نهاد را ذیل شبکه های ماهواره ای فارسی زبان شناسایی و تبیین کند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ذیل نظریه بازنمایی، به تحلیل محتوای مضامین مرتبط با نهاد ولایت فقیه در یک بازه زمانی ده ساله (1387-1397) و در یازده رسانه فارسی زبان پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان داد که راهبرد اصلی این رسانه ها به گونه ای است که از پنج بنیان مهم این نهاد اعتبارزدایی می کند. این راهبرد شامل اعتبارزدایی از شخص حقیقی ولی فقیه، بنیان دینی و فکری این نهاد، وجه مردمی ولایت فقیه، پشتوانه قانونی و نهایتا جنبه کارکردی نهاد ولایت فقیه است. این اعتبارزدایی به گونه ای صورت می پذیرد که در نهایت منجر به مشروعیت زدایی از این نهاد شده و لزوم حذف آن به مخاطب القا شود.

    کلیدواژگان: راهبرد رسانه ای، مدیریت تصویر، نهاد ولایت فقیه، رسانه های فارسی زبان بیگانه، بازنمایی
|
  • AliAkbar Jafari*, Javad Shafaghatnia Abad Pages 5-34

    Due to strategic differences and ideological animosity on different levels, the Islamic Republic of Iran and Israel both have controlled, contained, and deterred each other to maximize their regional power. The deep historical link between Russia and Israel in cultural, political, and economic aspects have directed the level of diplomatic relations of both governments from normal toward strategic. The U.S. sanctions on Moscow and the mediating role of Israel to resolve the disputes with the U.S. have provided an opportunity for Tel Aviv to use it as a bargaining chip in a strategic approach with Russia to guarantee its security. Although, Iran and Russia emphasized their mutual interests and developed participatory models to improve bilateral relations such that the level of military and political cooperation in the recent crisis of the Middle East implies the exceptional development in bilateral relations between the two countries. Henceforth, strengthening the political and military position of Iran and Israel by Russia has become a menacing factor for the national security of both governments. Thus, regarding the points mentioned above, this question arises that despite the competition between Iran and Israel so far what behavioral pattern has been adopted by Russia towards its two tactical allies? To answer this question, we hypothesize that Moscow's extensive relations with Iran and Israel and their role in Russia's regional and global policies have led Moscow to utilize a balance of power approach as the most reliable method concerning its two tactical allies. This research illustrates the research data analytically and based on the balance of power approach.

    Keywords: Strategy, Russia, Balance of Power, Behavioral pattern, Iran, Israel
  • MohammadBagher Khoramshad *, Arezoo Mojtahedi Pages 35-66

    As in Islam fixed and variable rules have been deter minded based on individual needs in the field of government ruling and powers and for the administration of society based on the conditions of the time and place there is also the realm of ruling.In the meantime, the position of “Expediency” as a solution to crises in situation which we are faced with a phenomenon of Conflict of expediency is one of the most important issues in religious governance. “Especially” in the treaties contracting that according to materials and spirituality, government should sacrifices less valuable to more important expediency. Therefore, if we want to consider “Expediency” as a strategy to achieve important goals in treaties the question is: what is the “Expediency” in concluding treaties of the Islamic government and by what criteria and components is it possible to identify the most important and important? It seems that the practical life of the Prophet (PBUH) in concluding the early treaties of Islam can be a good answer to this question. This answer has been obtained from the study and analysis of the Hudaybiyyah Peace Treaty as the most important treaty of the prophetic government with the artistic method of Schleiermacher, which is the historical_ analytical method. “Expediency” is something that based on the socio_ political situation, temporarily issues only the option of choosing a suitable alternative to the original (main) rule, given the important issue. The component of “Expediency” in the treaties are also included. 1- at the suggestion of enemy and it must be in the realm of power. 2- definitely cause to stop war and the killing. 3-Eliminates sanctions and ensure the security and freedom of Muslims. 4-to give the Muslims the highest point with lowest cost. 5- close any way to make excuses for the enemy. 6- provide a way back for enemy in case of abjuration

    Keywords: Expediency, Strategic Approach, Hudaybiyyah Peace Treaty, Hermeneutics, Schleiermacher, Treaties, Islamic government
  • saba ojaghi*, Mahmoud Aghaei firoozabadi Pages 67-96

    The model is a comprehensive blueprint for growth in the path of excellence. Thus, considering the dimensions and elements transforming the model of development with an emphasis on Islamic and Iranian form is extraordinary. The development pattern must be fully consistent with future circumstances so that it can pass through the turbulent future and be valid.The problem is that many documents that have drafted in the country are not achievable and often cannot be implemented. The reason is that the ultimate goals in these reports are not in compliance with the ideals of the next generation who have to implement the. In other words, our cognitive value is different from the cognitive value of the next generation. Moreover, the examination of the results and consequences of development in our country proves that western-style development not only has not led to the progress of the country yet worst, it has also diminished Islamic-Iranian values. The rationale behind this is in the difference between the principles, requirements, and objectives of development with the principles and objectives of the Islamic society of Iran, therefore, this necessitates the arrangement of a model relevant to the Islamic and Iranian civilization.This research, which highlights the implementation of the model in the future, firstly, theoretical literature has been reviewed, we analyze concepts such as progress, development, the Islamic-Iranian form, and the correlation between the Islamic-Iranian model with the concept of progress and development. The applied method of the paper is the library research method, in the framework of the analytical-descriptive approach, and with the aid of information, data focuses on the future. In this study, a conceptual model for implementing the Islamic-Iranian model of progress has been outlined, presented and classified based on the comments of the Supreme Leader of the Islamic-Iranian model indicators of development in 6 areas of political, economic, science and technology, environmental, human development and socio-cultural indicators.

    Keywords: Islamic-Iranian model of progress, development, futures study, justice
  • mohamadmehdi afshar, davood kiani*, keyhan barzegar Pages 97-130

    The central question and at the same time, the principal purpose of this study is to identify the megatrends affecting the future of public diplomacy. Therefore, following archival studies and reviewing reliable resources and records, a list of key cyberspace significant trends affecting the future of public diplomacy has been identified.Then, by obtaining the opinions of 12 experts and consensus of their views on factors impact on each other using foresight methods, structural analysis/interaction method, interaction matrix was designed.By analyzing the collected data from the matrix using Mic Mac software, the impact and influence of each factor and distribution of factors such as stable and unstable have been determined and evaluated and trends affecting the future of public diplomacy have been identified. All trends in the form of strategic and determining variables or influential variables, two-dimensional variables, variables influential or dependent, independent variables, regulatory variables were classified. Based on software analysis, promoting artificial intelligence, enhancing connectivity, emerging new business models, external threats, globalization, intellectual capital protection, global trade, political stability, discourse change, the balance of power, strategic dialogue, enhanced virtual network media, economic interaction, cultural and social interconnections are the key actors in the future of public diplomacy.

    Keywords: Public Diplomacy, Forecasting, mega trends, trends Cyberspace
  • Pages 131-162

    Elites are the enormous human asset in each country. Elite affairs management requires the collaboration of all executive agencies associated with elite affairs under the title of "Elite System". Currently, one of the obstacles concerning the elite system is the lack of comprehensive plan and strategic management within elite affairs, which has led to several challenges in the management of elite affairs. The first step in the elite affairs strategic planning is to draw and formulate the strategic ends of the elite system, so this paper intends to investigate the strategic goals of this concept in the thought of the Supreme Leader. The thematic analysis method was used to accomplish the mentioned goal. The analysis unit consists of texts of all the Supreme Leader's statements in meeting with the elites in the period of 2002-2018.By analyzing and coding the comments of the Supreme Leader concerning the research subject, 6 comprehensive, 11 organizing, and 36 fundamental themes were extracted as the country's elite system strategic goals. In general, it can be said that the country's elite system strategic goals in the opinion of the Supreme Leader are: Strengthening the effectiveness of elites in national, international, cultural, and social fields; enhancing and promoting elite motivation; modeling and honoring elites; timely and accurate identification of elites along with the risks of identifying this group; raising elites from an early age (talent development stage) to elite stage and supporting them. The elite system along with the mentioned strategic goals also has the mission of organizational excellence, i.e. it is obliged to grow and promote itself in all aspects and levels such as in the field of management and playing a strategic role in achieving all the specified goals.

    Keywords: Goals, Strategy, Elite System, Supreme Leader
  • MohammadHossein Amjadi*, Hossein Mehrabi Boshrabadi, Neda Jahanarai Pages 163-196

    The purpose of this article is to examine the both position and comparing provinces of the country in terms of knowledge-based economic indicators that can help in recognizing, evaluating and improving the situation of these provinces. 20 indicators of the knowledge-based economy have been used in the form of 5 components, for this purpose, to study the current situation. First, indicators were weighted by Shannon's entropy method, and then the provinces were divided into five components: Information and Communication Technology (ICT) infrastructure, education and human resources, institutional and economical regimes, research and development, and performance, as well as a set of all these components, were ranked by using the TOPSIS model. The results show that Tehran province is in the first rank with a big difference. After that, Isfahan, Qom and Alborz provinces are in the second to fourth ranks, respectively. Also, the three provinces of Sistan and Baluchestan, North Khorasan and Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad are in the last ranks. Considering the results obtained in calculating the factors and indicators of the knowledge-based economy, it is necessary to pay special attention to provincial planners and decision-makers and private sector managers in promoting knowledge-based economy and reducing inequalities and spatial imbalances.

    Keywords: Knowledge-Based Economics, Ranking, Entropy Shannon, Topsis Model
  • parviz amini, Abouzar KHoshbayan*, mohammadreza fayazi Pages 197-228

    With the expansion of the global importance of the media in public diplomacy, some of the belligerent countries have attempted to set up Persian-language media. All media outlets have a strategic basis for media operations on its subjects. These strategies not only specifying the ultimate objective and the orientation of media but also considered as a road map to put the media in the path regarding its principal goal. Therefore, it is crucial to recognize the media operations strategies of these networks to deal with them. Velayat-e Faqih, as an indispensable institution of the Islamic Republic of Iran, has always been under attack by the media campaign. This study focuses on Velayat-e Faqih institutions to identify and explain strategic peculiarities of the idea presented by this institution under Persian-speaking satellite networks. This research analyzes the content of topics related to Velayat-e Faqih institution in ten years (2008-2018) and eleven Persian-speaking media using the qualitative content analysis method. The results of this study revealed that the chief strategy of these networks tends to undermine the five significant principles of this institution including discrediting the true character of the Supreme Leader, the religious and intellectual foundations of this institution, the popular aspects of Velayat-e Faqih, legal support, and lastly the functioning aspect of Velayat-e Faqih institution. This invalidation convinced the public in a way that ultimately leads to the delegitimization of this institution and the necessity of its elimination. Indeed, the strategic goal of these media outlets is to manage the image of the Velayat-e Faqih institution, to delegitimize it, and pave the way for the abolition of this institution from the political structure of Iran.

    Keywords: Media Strategy, Image Management, Velayat-e Faqih, Persian-language Foreign media, Representation