فهرست مطالب

مدیریت صنعتی - پیاپی 52 (تابستان 1399)
  • پیاپی 52 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسن مهرمنش*، احمد طالبی زاده صفحات 1-14

    در دنیای امروزمحیط نامطمین و رقابت زیاد بازار موجب اهمیت پیدا کردن چابکی با توجه به لزوم سرعت عمل و پاسخگویی به نیازهای بازار روز به روز افزایش پیدا کرده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر استفاده از روش دیمتل جهت بررسی روابط علی و معلولی عوامل موثر بر چابکی سازمان در صنایع تولیدات فلزی شهرک صنعتی کاوه است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان ارشد صنایع تولیدات فلزی شهرک صنعتی کاوه است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع 25 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. در بخش کیفی از تحلیل تم و در بخش کمی از روش دیمتل استفاده گردید. با استفاده از تحلیل تم هشت مقوله رضایت مشتری، پاسخگویی، تغییر سازمانی،چابکی، رهبری تحول آفرین، فناوری اطلاعات، سازمان یادگیرنده و انعطاف پذیری برای چابکی مشخص شد. و به کمک روش دیمتل چهار متغیر رهبری تحول آفرین، فناوری اطلاعات، سازمان یادگیرنده و انعطاف پذیری به عنوان متغیرهای تاثیرگذار شناسایی شد. رهبری تحول آفرین بیشترین تاثیر و چابکی سازمان بیشترین نفوذ پذیری و اثرپذیرترین را به خود اختصاص داده است.

    کلیدواژگان: روش دیمتل، چابکی سازمان، روابط علی و معلولی، شهرک صنعتی کاوه، تحلیل تم
  • نیما رحمانی، علیرضا ایرج پور*، ناصر حمیدی، اکبر عالم تبریز، رضا احتشام راثی صفحات 16-30
    یکی از مهم ترین مشکلات در سطح تاکتیکی ،تولید انبوه سفارشات مختلف است که هر یک از این سفارشات با توجه به شرایط تولید و اهمیت مشتریان دارای اولویت های مختلف هستند ،خط تولید متشکل از چندین ایستگاه کاری و ماشین است که هر یک در تواتر تولید با هم در ارتباط اند و ورودی یکی خروجی دیگری است در این حالت هر ماشین و فرآیندی که باید محصول را تولید نماید با محدودیت های فرآیندی و تکنولوژی به لحاظ زمان و حجم و وزن هر کار و سلامت فیزیکی ماشین آلات ،راندمان نیروی انسانی ، مواجه است .این مقاله با هدف لحاظ نمودن تمامی عوامل تاثیر گذار بر متوازن سازی خط تولید که در برنامه ریزی تولید کارگاهی اهمیت ویژه دارد، صورت می پذیرد و با بررسی تحلیلی در سوابق حل مسایل متوزان سازی خط تولید و با بهره گیری از خبرگان، مولفه هایی را که در برنامه ریزی و زمان بندی خط تولید موثر اند را شناسایی و با بهره گیری از روش ترکیبی سوآرا و کوپراس ،این مولفه های تاثیر گذار را به الگوریتم متوازن سازی بر خطدر سیستم های تولیدی می افزاید . نتایج این تحقیق نشان می دهد که بروز رسانی صورت گرفته در الگوریتم متوازن سازی بر خط تولید نسبت به روش های پیشین دارای قابلیت عملیاتی و کیفیت در نتایج است.
    کلیدواژگان: سوآرا، قابلیت عملیاتی، کوپراس، متوازن سازی بر خط تولید، مطالعه کیفی
  • مصطفی باغبانیان، حامد قادرزاده*، قدرت الله امام وردی، مرجان دامن کشیده، نارسیس امین رشتی صفحات 17-31
    امروزه تولید محصولات مقرون به صرفه ،همواره از دغدغه های کشاورزان و سیاست گذاران می باشد. بر این اساس، لازم به نظر می رسد تا بتوان در سیاست گذاری های کشت ،افزون بر هدف های سیاست گذاران، نیازمندی ها و اهداف کشاورزان در کنار یکدیگر در نظر گرفته شود. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اقتصادی الگوی بهینه کشت محصولات زراعی استان کردستان به تفکیک شهرستان های آن با تاکید بر حداقل آب مجازی طرح ریزی و اجرا شد. به این منظور آمار و اطلاعات موردنیاز در سال زراعی 95-1394 در قالب تدوین الگوی برنامه ریزی آرمانی استفاده گردید. نتایج مطالعه نشان داد، الگوی کشت فعلی واحدهای تولیدی شهرستان های استان دارای مزیت نسبی نبوده و از اینرو الگوی فعلی کشت باید تغییر یابد. به بیان دیگر، تغییرات الگوی کشت محصولات زراعی به سمت تخصصی شدن و متناسب با مزیت نسبی منطقه در حال تغییر هستند و محصولاتی وارد الگوی کشت شده اند که با امکانات و شرایط هر منطقه (شهرستان) سازگار می باشند. این تغییرات به نحوی است که سطح زیرکشت برخی از محصولات نسبت به وضعیت فعلی کاهش و برخی دیگر افزایش معنی داری پیدا کرده است. به طوری که محصولی مانند گندم آبی به طور کلی در الگوی بهینه وارد نشده است. همچنین بیشتر محصولات به دلیل عدم مزیت نسبی و غیرمتناسب با شرایط منطقه و همچنین بازدهی پایین آن ها از الگو حذف شدند.
    کلیدواژگان: آب مجازی، الگوی بهینه کشت، برنامه ریزی آرمانی، استان کردستان
  • اسماعیل حسن پور*، بیتا هادی زاده مقدم، حسن بیابانی صفحات 32-51

    این پژوهش با هدف طراحی و تبیین مدل فرایندی بازاریابی سبز در شرکت های دارویی به انجام رسید. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ رویکرد، اکتشافی، و از لحاظ نحوه تجزیه و تحلیل داده ها، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. در فاز کیفی تحقیق و به منظور طراحی مدل بر اساس متدولوژی تیوری داده بنیاد، گروهی از خبرگان که به مباحث فروش و بازاریابی شرکت های دارویی و استراتژی بازاریابی سبز اشراف کامل داشتند، انتخاب و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. در این فاز، از دو روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد و این فرایند تا رسیدن به اشباع نظری محقق ادامه یافت و مجموعا 11 مصاحبه صورت گرفت. در فاز کمی، مدیران ارشد، میانی و عملیاتی شرکت های دارویی مستقر در تهران به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته و از این میان، 210 نفر از روش نمونه برداری تصادفی ساده انتخاب شدند. در فاز کیفی تحقیق، ابزار اصلی جمع آوری داده ها مصاحبه های عمیق و غیرساختار یافته با خبرگان بود. در فاز کمی تحقیق نیز، ابزار اصلی جمع آوری داده ها، پرسشنامه ای بسته و محقق ساز مشتمل بر 42 گویه بود که بر اساس مدل مفهومی اولیه طراحی گردید. در فاز کمی تحقیق، جهت انجام تجزیه و تحلیل های توصیفی و استنباطی، از نرم افزارهای SPSS و Lisrel استفاده شد. سرانجام، نتایج تحقیق منجر به طراحی الگوی فرایندی بازاریابی سبز در شرکت های دارویی (بر اساس ساختار مدل پارادایمی) شد و روابط فرضی مدل در یک جامعه وسیع مورد آزمون و تایید قرار گرفتند.

    کلیدواژگان: ببازاریابی سبز، شرکت های دارویی، تئوری داده بنیاد، الگوی فرایندی بازاریابی
  • محمد احمدی، رسول ثانوی فرد*، علی حمیدی زاده صفحات 52-66
    صنعت فولاد از اولویت های صادراتی کشور است. هدف این مقاله ارایه و ارزیابی یک مدل مفهومی از رابطه بین منابع متمایز شرکت و تصمیم به صادرات در صنعت فولاد ایران است که با توجه به ماهیت آن، پژوهشی توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری مدیران ارشد شرکت های فولاد خوزستان و فولاد مبارکه بوده، نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه 168 می باشد. روایی صوری و محتوایی اولیه سازه با استفاده از نظر خبرگان و طی دو مرحله نمونه گیری تایید شد. به منظور تحلیل از روش معادلات ساختاری نرم افزارPLS استفاده گردید. در بخش اندازه گیری، پایایی سازه از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی، روایی همگرا با معیار AVE و روایی واگرا نیز با روش فورنل و لاکر اندازه گیری و مورد تایید واقع شدند. در بخش ساختاری وضعیت متغیرها از طریق خروجی نرم افزار (نمودار در وضعیت استاندارد ضرایب) بررسی گردید. نتایج نشان داد منابع متمایز شرکت شامل منابع انسانی، سرمایه ارتباطی، توانایی جذب، منابع مالی، ویژگی های محصول بر جذابیت صادرات، جذابیت صادرات بر تعهد سازمانی به صادرات و همچنین تعهد سازمانی به صادرات بر تصمیم به صادرات تاثیر مستقیم، مثبت و معنی دار دارد. همچنین مقادیر به دست آمده معیارهای ضریب تعیین، استون و گیزر و نیکویی برازش برای تمامی متغیرها و کل مدل نشان داد که مدل علاوه بر برازش قوی از قدرت پیش بینی کنندگی بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: تصمیم به صادرات، تعهد سازمانی، توانایی جذب، جذابیت صادرات و منابع متمایز
  • رضا معینی جزنی، احمدرضا کسرایی*، احمد اصلی زاده، طهمورث سهرابی صفحات 67-87

    این پژوهش به مدل سازی و شبیه سازی نظام مدیریت دانش صنعت نفت با استفاده از رویکرد پویایی شناسی سیستم (SD) به منظور سیاست گذاری توسعه مدیریت دانش صنعت نفت به جهت از بین رفتن شکاف بین سرمایه دانش موجود و دانش کاربردی پرداخته است. ابتدا با مشارکت برنامه ریزان درگیر در وزارت نفت، زیرساخت های سازمانی موفقیت استقرار نظام مدیریت دانش شناسایی و بر مبنای فرآیند مدیریت دانش نمودار علی ترسیم شد. مدل جریان بر اساس داده های صنعت نفت طراحی و در افق بیست ساله شبیه سازی گردید. پس از اعتباربخشی مدل مبتنی بر نتایج تحلیل حساسیت رفتار متغیر شکاف دانش، سیاست های توسعه نظام مدیریت دانش صنعت نفت استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مطابق با یافته های پژوهش سه سیاست توسعه خلق دانش، توسعه زیرساخت های مستندسازی دانش و توسعه تسهیم دانش در صنعت نفت و نیز منتخب ترکیبی از سیاست ها شناسایی و شبیه سازی شدند. در نتیجه شبیه سازی منتخب ترکیبی از سیاست ها شامل توسعه همکاری با قطب های علمی کشور، طراحی سیستم های ثبت تجربه، فرهنگ سازی تسهیم دانش، تیم سازی دانش محور، رعایت حقوق مالکیت معنوی دانش، تجاری سازی دانش صنعت نفت به عنوان بهترین راه کار، جهت سیاستگذاری و برنامه ریزی موفقیت استقرار نظام مدیریت دانش صنعت نفت ایران ارایه گردید.

    کلیدواژگان: نظام مدیریت دانش، پویایی شناسی سیستم (SD)، صنعت نفت ایران
|
  • Hasan Mehrmanesh *, Ahmad Talebizadeh Pages 1-14

    In today's world, uncertain environment and high market competition has increased the importance of finding agility due to the necessity to act fast and meet the needs of the market day by day. Therefore, the purpose of the present study is to use Demetel method to investigate the causal relationships between factors affecting organizational agility in Kaveh Industrial City.The research method is applied in terms of purpose and in terms of data type. The statistical population of the study consisted of senior experts of metal products industries in Kaveh Industrial Township. The content analysis was used in the qualitative section and the dimensional method was used in the quantitative section.The themes were identified using eight themes of customer satisfaction, accountability, organizational change, agility, transformational leadership, information technology, learning organization and flexibility for agility. And four dimensions of transformational leadership, information technology, learning organization, and flexibility were identified as the most effective variables using the DEMATEL method. Transformational leadership is the most influential and agile organization with the most influence and the most effective.

    Keywords: Demetel Method, Organizational Agility, causal relationships, Kaveh Industrial Town, Theme Analysis
  • Nima Rahmani, Alireza Irajpour *, Naser Hamidi, Akbar Alamtabriz, Reza Ehtesham Rasi Pages 16-30
    One of the most important problems at the tactical level is the mass production of different orders, each of which has different priorities according to the production conditions and the importance of customers. The production line consists of several workstations and machines, each in production frequency. They are interconnected and the input is one output. In this case, each machine and process that must produce the product is faced with process and technology limitations in terms of time, volume and weight of each work and physical health of machines, manpower efficiency. This article aims to take into account all the factors affecting the balancing of the production line, which is of particular importance in workshop production planning, and by analyzing the history of solving the problems of the production line and using experts, the component Identify the ones that are effective in planning and scheduling the production line, and using the combined method of Swara and Copras, these effective components add to the balancing algorithm in time in production systems. The results of this study show that the update made in the balancing algorithm during the production line compared to the previous methods has operational capability and quality in results
    Keywords: COPRAS, On-line balancing algorithm, Operability, Qualitative study, SWARA
  • Mostafa Baghbanyan, Hamed Ghaderzadeh *, Ghodratollah Emamverdi, Marjan Damankeshideh, Narciss Amin Rashti _ Pages 17-31
    Nowadays, production of economic production is one of the most important of policymaker’s tensions. Address to this. It is necessary to merge the farmer’s aims along policy makers as well as their necessities. Therefore, the current study attempted to investigate on optimum cropping pattern of agricultural crops in Kurdistan province respect to each county emphasizing on minimize virtual water. To follow research aim the necessary data were collected for the agricultural year 2015-6 using goal programming. The results showed that, the current cropping pattern does not has no comparative advantage and it has to experience significant change. In other words, the current cropping pattern willing must to change from mixed form to specialized one according to comparative advantage according to resource possibilities of each district. The range of change showed that, there are significant decrease and increase in some crops compare to current situation. The results showed that, irrigated wheat did not get permission to enter optimum model. In addition, the most of current crop due to low return as well as disadvantage of study area omitted in recommended pattern.
    Keywords: Virtual water, optimum cropping pattern, goal programming, Kurdistan province
  • Esmaeil Hasnpour *, Bita Hadizadeh Moghadam, Hassan Biabani Pages 32-51

    The purpose of this study was to design and explain the green marketing model of pharmaceutical Industry. This study, in terms of purpose, functional, in terms of approach, exploration, and in terms of data analysis, is mixed method (qualitative-quantitative). In the qualitative phase of the research and in order to design the model based on the data theory theory methodology, a group of experts including university professors, marketing consultants, and senior sales and marketing managers of pharmaceutical companies who were thoroughly involved in the sales and marketing of pharmaceutical companies and green marketing strategies, Were selected and interviewed in depth. During this phase, the snowball sampling method was used and the process continued until the theoretical saturation of the researcher was reached and a total of 11 interviews were conducted. In the quantitative phase, senior, middle and operational managers of pharmaceutical companies based in Tehran were considered as the statistical population and 210 of them were selected by simple random sampling. In the qualitative phase of the research, because of the fundamental data theory approach, the main tool for data collection was in-depth, unstructured interviews with experts. In the quantitative phase of the research, the main data collection tool was a closed questionnaire and a researcher made up of 51 items that were designed based on the conceptual model. In the quantitative phase of the research, SPSS and Listel soft wares were used to perform descriptive and inferential analyzes. Finally results led to the design of a green marketing model

    Keywords: Green Marketing, Pharmaceutical Companies
  • Mohamad AHMADI, Rasoul Sanavifard *, Ali Hamidizadeh Pages 52-66
    Steel industry is one of priorities in Iranian vision export. This research suggests conceptual model about organization resource and export decision making in steel industry. It’s a description survey. The statistical population was senior manager of KSC. and MSCO., simple sampling with 168 surveys, t- test hypotheses with Structural Equation Modeling (SEM) and PLS software. Conceptual and visual validity approved by expert. Reliability measure by Cronbach’s alpha and Composite Reliability (CR), Convergent validity with average Average Variance Extracted (AVE), Divergent validity by Fornell-Larcker criterion and confirmed. PLS standard coefficient diagram apply for investigating hypothesis. The results reveal that distinction resource includes Human resources, Relationship Resource, Absorptive Capabilities and Product distinction have direct and positive significant impact on market attractiveness. Moreover, market attractiveness with organization commitment to export and organization export commitment with Export decision making have positive and significant relationship. R2 coefficient, Stone–Geisser (Q2) and GOF supports significance of coefficients and the strong predictive capacity of the model.
    Keywords: Ability Attract, Export Aattractiveness, Export Decision, Organizational Commitment, Resources Ddistinction
  • Reza Moeini Jazani, AhmadReza Kasrai *, AHMAD ASLIZADEH, Tsohrabi Sohrabi Pages 67-87

    This study simulates and simulates the knowledge industry management system of the oil industry using the system dynamics approach (SD) in order to policy the development of knowledge management of the oil industry to eliminate the gap between existing knowledge capital and applied knowledge. First, with the participation of the planners involved in the Ministry of Oil, the organizational infrastructure of the success of the knowledge management system was identified and a causal chart was drawn based on the knowledge management process. The flow model was designed based on oil industry data and simulated on a 20-year horizon. After validating the model based on the results of the analysis of the sensitivity behavior of the variable knowledge gap, the development policies of the knowledge management system of the oil industry were extracted and analyzed. According to the research findings, three policies for the development of knowledge creation, the development of knowledge documentation infrastructure and the development of knowledge sharing in the oil industry, as well as the selection of a combination of policies were identified and simulated. As a result, the selected simulation is a combination of policies including the development of cooperation with the country's scientific poles, design of experience registration systems, culture-building of knowledge sharing, knowledge-based team building, respect for intellectual property rights, commercialization of oil industry knowledge as the best solution. , For the policy and planning of success, the establishment of the knowledge management system of Iran's oil industry was presented.

    Keywords: Knowledge Management System, System Dynamics (SD), Iranian Oil Industry