فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 82، بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/26
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حسن احمدی زاده* صفحات 7-22

    همواره یکی از مهمترین دغدغه‌های اهل فلسفه و عرفان اسلامی، تامل در خصوص وجود و انحاء و مراتب آن بوده است، تا آنجا که ایشان، وجود مطلق را موضوع اصلی نظام فکری خود معرفی می‌کردند. در عرفان ابن عربی و اخلاف او بویژه داود قیصری نیز کلیدی‌ترین موضوع، وجود است، تا آنجا که فهم خداشناسی مکتب ابن عربی در سایه‌ی وجودشناسی آن، امکان‌پذیر است. قیصری در مقدمه‌ی شرح خود بر فصوص الحکم ابن عربی، وجود را چونان حق و حقیقت قلمداد می‌کند و تلقی متافیزیکی سنتی از وجود صرفا چونان کلی‌ترین و انتزاعی‌ترین مفاهیم را نمی‌پذیرد بلکه علاوه بر این، وجود را واقعی‌ترین حقیقت و معنی‌بخش همه‌ی موجودات تلقی می‌کند. از سوی دیگر، این حقیقت، یعنی وجود، را نه محدود به طور عقل و ظرف وجود ذهنی می‌داند و نه صرفا متعین در ظرف وجود خارجی، بلکه آن را فراتر از طور عقل و ظرف ذهن دانسته و بر این باور است که وجود چونان حق و حقیقت، جز برای خداوند، بر کسی معلوم نیست. در جستار حاضر، بر آنیم تا با توجه به نوشته‌های عرفانی قیصری بویژه در مقدمه‌ی شرحش بر فصوص الحکم، به تبیین‌های متافیزیکی او از وجود و تلقی‌اش از آن، به مثابه حق و حقیقت توجه کنیم و نشان دهیم که نظام وجودشناسانه‌ی قیصری در تلقی خاصی که از وجود ارایه می‌کند، به‌مانند دیگر عرفای مسلمان، چون ملاصدرا، از نظام متافیزیکی سنتی، بویژه در قالب ارسطویی آن، فاصله می‌گیرد.

    کلیدواژگان: قیصری، ابن عربی، وجود، حقیقت، مابعدالطبیعه
  • علیرضا اسمعیل زاده برزی* صفحات 23-38

    در این مقاله پس از تمایز نهادن میان دو نوع مواجهه ی ممکن با طبیعت از حیث زیباشناختی، ذات این تمایز در تاثیر مخصوصی که هنر بر مخاطب خود می گذارد جستجو شده است. این تاثیر از آن رو که در اساس بیشتر بر مبنای هنر زبانی ایجاد می شود به شعر منتسب شده و از آن رو که نسبت اصیل و نخستین انسان با جهان و در پی آن ثبات و نظم درونی او را از میان می برد همچون یک آفت در نظر گرفته شده و در نتیجه «شعرزدگی» نامیده شده است. شعرزدگی در عین حال عاملی برای ایجاد و حفظ فرهنگ قلمداد شده است زیرا امکان درک عواطف و حالات «دیگری» را تسهیل می کند و این خود به پذیرش و فهم تفاوت ها و در نهایت امکان شکل گیری تمدن در معنای دقیق کلمه منجر می شود. نشان دادن وجود این دوگانه ی میان اصالت و فرهنگ و نشان دادن اینکه این دوگانه اساسا مبتنی بر رویکردی است که در قبال هنر اتخاذ می شود غایت اصلی این مقاله است. اما در نهایت طرحی ناقص و اجمالی از افقی برای یک پاسخ ممکن به این دوگانه نیز ارایه می شود که به امکان شکل گیری یک فرهنگ عقلی اشاره می کند.

    کلیدواژگان: شعرزدگی، وحشی، بافرهنگ، اصالت، افلاطون، روسو
  • محمد اصلانی* صفحات 39-58

    تا قبل از دوران معاصر، و البته در دوران معاصر، فلاسفه و متفکران بسیاری به منظور اثبات تجرد نفس و یا با اهداف دیگری از اصل "استحاله ‏ی انطباع کبیر در صغیر" استفاده کرده ‏اند. این متفکران استدلالی برای اثبات این اصل ارایه نکرده ‏اند، گویا آن را بدیهی می‏دانسته ‏اند. امروزه به دلایل مختلفی از جمله پیشرفتهای اخیر علمی، علی الخصوص در دو رشته زیست‏ شناسی و فیزیک، تبیینی ماتریالیستی از "فرآیند حصول ادراکات حسی" ارایه شده که معنی پذیرش آن این است: گذشتگان، به خاطر عدم اطلاع از نتایج پیشرفتهای اخیر علمی، گمان می‏کردند که انطباع کبیر در صغیر، علاوه بر "عالم ماده"، در "عالم ادراکات حسی" نیز محال است؛ اما امروزه به دنبال بهره‏ مندی بشر از نتایج پیشرفتهای علمی، روشن شده که "انطباع کبیر در صغیر در عالم ادراکات حسی" نه تنها محال نیست بلکه کاملا ممکن و بالاتر از آن قابل توجیه علمی است. تلاش این مقاله بر آن است که با تبیین استدلالهای مربوط به "امکان انطباع کبیر در صغیر در عالم ادراکات حسی" در ضمن بررسی "فرآیند ماتریالیستی حصول ادراکات حسی"، بی پایگی آنها را نشان دهد و اثبات نماید که اصل "استحاله ‏ی انطباع کبیر در صغیر" نه تنها در عالم واقع، بلکه در "عالم ادراکات حسی" نیز جاری است.

    کلیدواژگان: انطباع کبیر در صغیر ادراکات حسی، نفس، مجرد، مادی
  • سیده اکرم برکاتی، یوسف شاقول*، محمدجواد صافیان صفحات 59-81

    پدیدارشناسی هرمنوتیکی (hermeneutical phenomenology)، رویکرد فلسفی‌ای است که از ترکیب دوگرایش مهم پدیدارشناسی و هرمنوتیک در فلسفه‌‌ی قاره‌ای به‌وجود آمد. هیدگر(1976-1889) را می‌توان بنیانگذار پدیدارشناسی هرمنوتیکی دانست که با تاثیر از لوازم پدیدارشناسی هوسرل درنسبت با معنی و تفسیر، و شعار معروف او یعنی به‌سوی خود چیزها، با نوآوری درهردو نگرش، میان آنها پیوند برقرار کرد. ریکور(2005-1913) نیز تحت تاثیر مفهوم اپوخه در پدیدارشناسی هوسرل، پس از هیدگر به‌نحو بدیعی این پیوند رابرقرار می‌سازد. تفاوت آنها در این است که به‌بیان ریکور، هیدگر راه کوتاه تحلیل هستی‌شناسانه دازاین را در برقراری این پیوند دنبال می‌کند و ریکور راه طولانی تحلیل معناشناختی آثار و نشانه‌های انسان را پیشنهاد می‌دهد.  فرضیه‌ی اصلی در پژوهش حاضر این است که نشان دهیم با وجود تفاوت در نوع رویکرد آنها به این پیوند، می‌توان "فهم" را یکی از مهمترین لوازم امکان برقراری این پیوند دراندیشه‌ی دو فیلسوف تلقی کرد. دیدگاه مشترک دو فیلسوف درباره‌ی فهم را می‌توان دلیلی براین مدعا دانست. اهمیت اثبات این فرض این است که می‌توان با بررسی همه‌ی امکان‌های فهم، بستر گسترده‌ای از امکانات در این پیوند یافت که افق‌های متعددی در حوزه‌های هرمنوتیک، معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و پدیدارشناسی بگشایند و  ما را در مسیر درک حقیقت یاری ‌نمایند.

    کلیدواژگان: هیدگر، ریکور، پدیدارشناسی، هرمنوتیک، فهم
  • فاطمه بنویدی* صفحات 83-100

    سوال اصلی مقاله این است که پاتوس «pathos» چیست و چه ارتباطی می‌تواند با هنر داشته باشد؟ پاتوس یکی از مفاهیمی است که در اندیشه ارسطو، از اهمیت زیادی برخوردار است. تا جایی‌که در پژوهش‌های معاصر بر اهمیت پاتوس و نقش بنیادین آن در خوانش اندیشه ارسطو بسیار تاکید می‌شود. یکی از نخستین اندیشمندانی که در دوران معاصر به پاتوس توجه کرده هایدگر بوده است. پس از آن میشل آنری پدیدارشناس فرانسوی در نسبتی انتقادی با هیدگر متوجه پاتوس شده است و خاستگاه نظری این مقاله نیز ریشه در اندیشه‌های آنری درباره پاتوس دارد. میشل آنری، خوانشی انتقادی از هایدگر و هوسرل دارد و پدیدارشناسی خود را «پدیدارشناسی زندگی» می‌نامد. او معتقد است زندگی حقیقی نامریی است و معنی مخفی زندگی، به‌عنوان پاتوسی است که تنها می‌تواند در درون خود تجربه شود. به عقیده آنری، هنر به‌ویژه هنر انتزاعی توانسته این معنای نامریی را نشان دهد. او وظیفه هنر را نه افشای جهان بیرونی، بلکه بیان درونی پاتوس‌های زندگی می‌داند. همچنین او هنر را، راه نجات انسان از جهان‌بینی مدرن می‌داند. آنری ریشه «پاتوس» را از یونان می‌گیرد، اما معنایی که از آن برداشت می‌کند از تلقی مرسوم تاریخی‌اش متفاوت است. درنهایت، او پاتوس را درد و لذتی می‌داند که موجب رهایی و ارتقا می‌شود و آن را در مرکز زندگی انسان قرارمی‌دهد و در این راستا، خاستگاه هنر را در زندگی قرار‌می‌دهد و معتقد است برخی آثار هنری می‌توانند به خوبی آن را نشان دهند.

    کلیدواژگان: پاتوس، تاثیرگذاری، تاثیرپذیرفتن، میشل آنری، ارسطو، هیدگر، هوسرل
  • مهدی بهرامی*، نصرالله حکمت، سید رضی موسوی گیلانی صفحات 101-118

    ابن‌سینا در کتاب «اشارات و تنبیهات» لذت را ادراک و نیل به آن چیزی که نزد مدرک، کمال و خیر است دانسته است. او در این عبارت بر خلاف دیگر عباراتش، از واژه «نیل» استفاده کرده است. در مفهوم این واژه میان شارحان ابن‌سینا اختلاف وجود دارد. برخی همچون فخررازی این واژه را فاقد هرگونه منظور و معنای خاصی می‌دانند و معتقدند که حذف آن هیچ خللی در مفهوم عبارت ایجاد نمی‌کند. برخی نیز همچون خواجه نصیر‌الدین طوسی با توجه به اینکه لذت یکی از افعال نفس است و ادراک آن حضوری است، معتقدند واژه «نیل» در این عبارت، رسیدن به ذات مدرک را می‌رساند. از نظر آنها لذت با حصول ذات مدرک حاصل می‌شود. این در حالی است که به نظر می‌رسد چنین برداشتی با فلسفه ابن‌سینا در تناقض است. چرا که دستیابی به ذات مدرک محسوس امکان‌پذیر نیست لذا ادراک محسوس از نظر ابن‌سینا نمی‌تواند حضوری باشد و لاجرم این ادراک حصولی خواهد بود. این مساله حتی در پژوهش‌های جدید نیز بازتاب داشته است. لذا ضروری است که عبارت ابن‌سینا در مورد لذت در کتاب «اشارات و تنبیهات» با روش توصیفی-تحلیلی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اساسا تفسیر نیل به حصول ذات مدرک یا درک حضوری مدرک محسوس قابل قبول نمی‌باشد.

    کلیدواژگان: ابن سینا، خواجه نصیر الدین طوسی، لذت، ادراک، نیل
  • احمدعلی حیدری*، علی حاتمیان صفحات 119-134

    «پرسش هستی» مشهورترین دغدغه مارتین هیدگر در سراسر دوران حیات فکری او است. این پرسش بنا بر روایت خود او، از آغازین گام ها تا لحظه مرگ پیوسته توجه فیلسوف فرایبورگ را به خود معطوف داشت و تمام آثار و نوشته های او را می توان بر زمینه این پرسش نگریست. اما فهم دامنه معنایی و ساختار صوری پرسش هستی، متوقف به درک دقیق چیستی پدیدار «پرسش» در هیدگر و نحوه ارتباط آن با هستی و انسان است. بر این اساس، مقاله حاضر بر آن است تا با طرح افق معنایی عام «پرسش» در تاریخ فلسفه، رویکرد هیدگر را به این عامل بنیادین روشن سازد تا از این طریق، در پژوهش های دیگر، نور بیشتری بر «پرسش هستی» در آثار او افکنده شود. در این مسیر، ابتدا اهمیت، چیستی و محوریت پرسش در تاریخ فلسفه به اختصار مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در ادامه، پس از طرح تصور هیدگر از این پدیدار در رساله هستی و زمان، نحوه تکوین این تحلیل در آثار متقدم او در چارچوبی واحد بررسی خواهد شد. در نهایت، ارتباط پرسش هستی با انسان، و گذرناپذیری آن، به عنوان ویژگی بنیادین دازاین پایان بخش تحلیل خواهد بود.

    کلیدواژگان: پرسش، دازاین، هستی، پرسش هستی، پدیدار، هستی و زمان، پرسش راهنما، پرسش بنیادین
  • مجید حیدری* صفحات 135-148

    قاعدتا هر نظام زیبایی شناسی مبادی ورودی و روش ورود به بحث خود را از ماهیت و نحوه صورت بندی محتوای خود کسب می‌کند. به شکل مرسوم نقطه‌ی شروع مباحث زیبایی شناسی ایرانی اسلامی جستجوی کلمات مربوط به هنر و زیبایی در متون مختلف فلسفی، عرفانی و فقهی است. مقاله‌ی حاضر بر این است تا با توجه به سابقه‌ی فرهنگی، باورهای دینی و بافت زبانی هنر ایرانی نقطه‌ی شروع متفاوتی را پیشنهاد دهد. با توجه به اهمیت ادبیات در سابقه‌ی فرهنگی هنری، وجود تشکیک فقهی در تصویر سازی از نظر اسلام و تسلط فرهنگ کلام محوری، علم بدیع می‌تواند به عنوان نقطه‌ی شروع یک دسته نظرات زیبایی شناسی در جهت درک و تفسیر میراث فرهنگی هنری ایرانی قلمداد گردد. وجود اصطلاح شناسی مدون، دقیق و بسط پیدا کرده در علم بدیع و دسته بندی‌های منحصر به فرد در زبان فارسی، می‌تواند در تبیین جایگاه علم بدیع به ما کمک کند. علم بدیع تنها حیطه‌ی مطالعاتی نظری است که دارای اصطلاح شناسی دقیق در توصیف و درک و ارزیابی آثار ادبی است، همچنین علم بدیع در موارد زیادی از جمله مباحث مربوط به فرم، تشبیه و استعاره دارای نوآوری‌های متنوع است که متناظر با مباحث کلاسیک زیبایی شناسی در غرب است.

    کلیدواژگان: علم بدیع، زیبایی شناسی، ایرانی اسلامی، نقطه ی شروع، نظریه پردازی
  • محمدزمان زمانی جمشیدی* صفحات 149-171

    رسش پیش روی این مقاله ساده است: نسبت میان اندیشه ژیل دلوز-  فلیکس گتاری و پست مدرنیسم چیست؟ پست مدرنیسم از این دو چه بهره ای برده یا می تواند ببرد؟ اگر تعریف فردریک جیمسون از پست مدرنیسم به عنوان منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر را بپذیریم، آنگاه آیا دلوزیسم- به تعبیر اسلاوی ژیژک- یکی از ایدیولوژیهای سرمایه داری دیجیتالی است؟ و به چه معنا یک ایدیولوژی است؟ کوشش ما در این مقاله این است که نشان دهیم چگونه دلوزیسم (سیاست زیباشناختی؛ سیاست شیزوفرنیک، یا همان اتیکواستتیک دلوز و گتاری) با جهان پست مدرنیستی امروز هماهنگ می شود و خصلت انقلابی خود را از دست می دهد. در این مقاله آشنایی قبلی خواننده با دلوز و گتاری را پیشفرض گرفته ایم و توجه مان بیشتر معطوف به نقدها بر دلوز و گتاری و بررسی آنهاست زیرا در اینجا مجال چندانی برای پرداخت مفصل به آراء آن دو وجود ندارد.

    کلیدواژگان: اتیکواستتیک، پست مدرنیسم، نقشه ی شناختی، انقلاب، سرمایه داری
  • بهروز عوض پور، نادر شایگان فر، بهمن نامورمطلق* صفحات 173-193

    امروزه نظرورزی ضروری‌ترین وجه مباحث هنر محسوب می‌شود، اما، این مهم در فرهنگ ما سابقه‌ای درخور ندارد. هنر ما از اواخر صفویه رو به افول نهاده است، این افول دلایل متعددی دارد که قسمی از آن‌ها با هنر مناسبت درونی دارند و قسمی بیرونی، و عدم خلاقیت مهم‌ترین دلیل درونی است. پس، نظرورزی در خصوص خلاقیت نه تنها شایسته بلکه حتی بایسته می‌نماید. این نوشتار که در پی همین بود، اسطوره‌کاوی ژیلبر دوران را روش خود برگزید و آثار سهروردی را پیکره‌ی خود. و از اسطوره‌کاوی در رساله‌های رمزی سهروردی، بدین نتیجه رسید که منشاء خلاقیت حقیقت است؛ هنرمند در مراتب ادراکی چندان فراز می‌گیرد که به ادراک عقلی و فهم حقیقت امور نایل می‌شود و به لطف این قادر به خلاقیت، و زیبایی شکوه حقیقت است، چه به زعم سهروردی جمال و کمال اصلا یکی است، و خلاقیت که ماحصل کمال است اگر آن‌گونه که باید به فعلیت رسد ثمره‌ی آن ذاتا زیبا خواهد بود. 

    کلیدواژگان: خلاقیت، زیبایی، اسطوره کاوی، ژیلبر دوران، سهروردی
  • حمیدرضا محبوبی آرانی *، عباس جمالی صفحات 195-215

    فلسفه سیاسی آگامبن تاثیر عمیقی از اندیشه‌های سیاسی میشل فوکو پذیرفته است. آگامبن نیز همچون فوکو سیاست معاصر غربی را نوعی زیست‌سیاست می داند که زندگی (زیست) را ابژه خود قرار داده است. اما با وجود این نظر مشترک و تاکید آگامبن به اینکه در راستای تصحیح و تکمیل اندیشه‌های فوکو گام بر می‌دارد، به نظر می‌رسد که اختلافات عمیقی نیز میان ایشان وجود دارد. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که دیدگاه دو متفکر درباب قدرت و زیست‌سیاست چگونه است و چطور می‌توان پذیرفت که اندیشه سیاسی آگامبن در راستای تفکر سیاسی فوکو قابل تعریف است؟ لذا با بررسی دو مفهوم زیست‌قدرت و زیست‌سیاست در آثار این دو متفکر روشن خواهد ساخت که خاستگاه نظریه سیاسی آگامبن دقیقا در دل تحلیل‌های فوکو نهفته است هرچند از نظر آگامبن، نمونه‌های عینی زیست‌قدرت در قرن بیستم، یعنی دولت‌های مدرن و مخصوصا نازیسم، نشان می‌دهند که زیست قدرت و حاکمیت چنانکه فوکو و دیگرانی پنداشته‌اند از هم جدا نبوده‌ بلکه از ابتدا قرین هم بوده و این ویژگی در قرن بیستم به اوج خود می‌رسد. بدین روی تصحیح و تکمیل اندیشه های فوکو منطقا آگامبن را وادار به بازگشت به خوانش حقوقی قدرت می‌کند اما این بار در بستر زیست‌سیاست.

    کلیدواژگان: فوکو، آگامبن، زیست قدرت، زیست سیاست، زندگی برهنه، وضعیت استثنایی
  • زینب حیدری مقدم، امیرعلی نجومیان* صفحات 217-231

    نقش زمان در آراء برگسون و هایدگر از اهمیت زیادی برخوردار است. از دیدگاه برگسون، واقعیت زمان نه کمیتی بیرونی بلکه کیفیتی‌ درونی‌ست؛ زمان همان "استمرار"ی‌ست که حالات آگاهی فرد را در بر می‌گیرد و بر گوناگونی آنها صحه می‌گذارد. هایدگر نیز منشا زمان واقعی را در درون جستجو می‌کند و اصالت دازاین را وابسته به اصالت این "زمانمندی" می‌بیند. به زعم هایدگر، نگاه دازاین به آینده و مرگ خود مهم‌ترین المان‌های "زمانمندی" او هستند. اما مسیله اینجاست که تاکید این دو فیلسوف بر فردی بودن سرچشمه‌ی زمان رابطه‌ی بین زمان اصیل و حضور "دیگری" را با مشکل مواجه می‌کند. به عبارت دیگر، بنا بر ادعای برگسون و هایدگر، اصالت زمان تنها در انزوای "خود" میسر است و آنچه در مجاورت "دیگری" به دست می‌آید همان زمان بیرونی، عینی، و همگانی‌ست. بدین ترتیب، آیا باید پذیرفت که درک واقعیت زمان و اخلاق دو مفهوم گردنیامدنی هستند؟ پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش را در آراء لویناس جستجو می‌کند. لویناس نیز درک فلسفه‌ی اخلاق خود را مشروط به درک واقعیت زمان می‌داند. از سوی دیگر، به رغم شباهت‌های موجود، آنچه به زعم لویناس زمان واقعی‌ست تنها در مخالفت بنیادین با برگسون و هایدگر معنا می‌یابد. از دیدگاه او، زمانمندی در انزوا میسر نیست و زمان در ارتباط با دیگری زاده می‌شود. مطالعه‌ی حاضر بر آن است تا با پرداختن به اساسی‌ترین تفاوت‌های موجود بین درک لویناس از زمان و تعاریف برگسون و هایدگر، و با روشن‌ترکردن پیچیدگی‌های ارتباط بین زمان و "دیگری" در تفکر لویناس، نشان دهد که چگونه نوآوری لویناس و مخالفت او با دو فیلسوف پیش از خود، به رابطه‌ی بین زمانمندی و اخلاق معنایی جدید بخشیده است.

    کلیدواژگان: استمرار، زمانمندی، غیریت، خود و دیگری، فردگرایی، اخلاق
|
  • hasan ahmadizade* Pages 7-22
  • Alireza Esmaeilzadeh Barzi* Pages 23-38

    The first step in this paper is to differentiating between two possible aesthetic encounter with nature. The core of this difference is located in an effect impressed by art on its audience. The effect, named here Poetry-stroke (being blighted by poetry), is essentially ascribed to poetry because of its linguistic origin and is counted as a blight in respect to demolition caused by it in man-nature (or man-world) authentic relation. Poetry-stroke is at the same time recognized as a powerful operator in generating and sustaining culture. For it is this very blight that facilitate the possibility of comprehending and feeling the passions and moods of the others. This comprehension leads straight to accepting others as different and so to the genesis of civilization. Therefore there is a dilemma between authenticity and culture essentially based on how we approach art or poetry. Demonstrating this dilemma is the main aim of this paper. But we also propose in response to this dilemma a sketch of what can be called a rational culture. In this kind of culture every single poem in every encounter by everyone is under surveillance of reason. The process of becoming cultured therefore would be based on knowing and not feeling.

    Keywords: Poetry-stroke, Savage, Cultured, Authenticity, Plato, Rousseau
  • Mohammad Aslani * Pages 39-58

    A great number of contemporary & traditional philosophers, used the principle of the “impossibility of the impression of the big things in small places” to prove the immateriality of the soul. Also, they have used this principle for other purposes. These thinkers have not provided an argument to prove this principle. they seem to have taken this principle as a self-evident principle. Today, because of the variety of reasons, including recent scientific advances, especially in two branches of science, biology and physics, the materialists have presented a materialistic explanation about the “process of obtaining perceptions”. If we accept it, it means: the traditional philosophers, because of the lack of advanced knowledge, thought that: “the impression of the Big things in small places” is impossible in the “world of perceptions”, in addition to the “material universe”; But today, scientific researches has clarified that “impossibility of the impression of the Big things in small places in the world of sense perception” not only isn’t impossible, but also quite possible and it is scientifically justifiable. This paper prove that the Materialists’ argument is wrong. We do this by comparing these two principles with together: “impossibility of the impression of the Big things in small places in the world of sense perception” and “materialistic process of obtaining perceptions”; we want to prove that the principle of “impossibility of the impression of the Big things in small places” not only is happened in the real world (material word), but also in the “world of sense perceptions”.

    Keywords: the Impression of the Big Things in Small Places, Perceptions, Soul, Incorporeal, Corporeal
  • seyede Akram Barakati* Pages 59-81

    Hermeneutical phenomenology is a philosophical approach which is emerged from the compound of two important attitudes in the continental philosophy. Heidegger (1889-1976), who is considered as a founder of hermeneutical phenomenology, makes a conjunction between these two attitudes innovatively. This task is influenced by Husserl's phenomenological requirements concerning the sense and interpretation and his known slogan, toward the things itself. After Heidegger, Ricoeur (1913-2005) who is influenced by the concept of epoche in Husserl's phenomenology, makes such a conjunction in an innovative way. The difference between their views is that Heidegger, in Ricoeur's statement, follows the short route taken for ontological analysis of dasein, and Ricoeur proposes a long detour, starting with semantic considerations within the analysis of symbolic expressions of the human being. The basic thesis for present research is to show that, despite of different approaches in Heidegger and Ricoeur's thought toward this subject, in both views ''understanding'' can be considered as one of the most important requirements of the possibility of this connection. Their common viewpoint about ''understanding'' could be considered as a good reason for this claim. The importance of proving this thesis is that we can then by scrutinizing all the implications of understanding, find a vast area of possibilities in this conjunction that open lots of horizons in hermeneutics, epistemology, ontology and phenomenology which help us toward the way of truth.

    Keywords: Heidegger, Ricoeur, Phenomenology, Hermeneutics, Understanding
  • fatemeh benvidi* Pages 83-100

    The main question is what is pathos and what can it have to do with art? Pathos is one of the concepts that is very important in Aristotle's thought. To the extent that contemporary researches emphasize the importance of the pathos and its fundamental role in the reading of Aristotle's thought. Heidegger was one of the first scholars to pay attention to Pathos in contemporary times. Subsequently, the French phenomenologist Michel Henry has been critical of Heidegger in his relation to Heidegger, and the theoretical origins of this article are rooted in Henry's ideas about Pathos. Michelle Henry has a critical reading of Heidegger and Husserl and calls his phenomenology "Phenomenology of life." He believes that real life is invisible and the secret meaning of life is as a pathos that can only be experienced within. According to Henry, art, especially abstract art, has been able to show this invisible meaning. Unlike Heidegger, he places the essence of art in life, not in the world. In other words, he views the task of art not as an external exposition of the world but an internal expression of the pathos of life. He also sees art as the way to save man from modern worldview. Henry traces the origins of "Pathos" to Greece, but the meaning he derives from it differs from its conventional historical view. In Henry's reading of Pathos, the pain and suffering that comes with Aristotle's work becomes the idea of liberation and pleasure. That is to say, contrary to the popular perception that it has the destructive effect of Pathos and also the "suffering", it does not necessarily have a destructive effect on Henry Pathos and can lead to emancipation. That is, Pathos makes something come true.In the end, he views Pathos as a pain and pleasure that liberates and promotes it and places it at the center of human life, believing that some works of art can best represent it. Henry reminds us that the origin is the work of art, not the world. In other words, for Henry it is the task of the art of expressing the inner pathos of life rather than as Heidegger thought of " disclose the exteriority of the world". For this reason, for an artist like Kandinsky, Henry is someone who looks at the world and phenomena more deeply than other peer-reviewed artists and can reflect on the inner experience in his work. In the end it can be said that the distinguishing feature of Henry's reading of the concept of "pathos" is that it can show the power of the artwork. Because, according to this reading, the work of art reveals what lies in the visible world and forces the audience to look deeper into the world.

    Keywords: Pathos, Paschein, Poiein, Michel Henry, Aristotle, Heidegger, Husserl
  • Mahdi Bahrami*, Nasroallah Hekmat, Seyed Razi Mousavi Gilani Pages 101-118

    In Ibn Sina's view, "pleasure" is one of the qualities of the ego. It's conceptual is present perception. In his book, " Al-isharat wa al-tanbihat," he describes pleasure is a perception and achievement to something that is perfection and goodness in the human. Who percept it. Since in this description, contrary to other descriptions, for the description of pleasure he has used the word "Neil", some researchers have conceived that "Neil" refers to the present perception of the essence of evidence in Ibn Sina's mind. whereas that's a contradiction with his philosophy. This idea has been raised by Khaje Nasir al-Din and reflected in new researches. Even some researchers, based on this interpretation, have explained the mistakes of pleasure in the thought of Ibn Sina. Therefore, it is necessary to analyze by descriptive-analytical method his description of pleasure in the book. The results of the research show that basically, the interpretation of the achievement to the present perception as a pleasure of perceptibility is not acceptable.

    Keywords: pleasure, Ibn Sina, Khaje Nasir- Altosi, present perception
  • Ahmad Ali Heydari*, Ali Hatamian Pages 119-134

    "Question of Being" is Martin Heidegger's most famous concern throughout his intellectual life. This question, according to his own narrative, has started from the very beginning to the moment of his death, and all of his writings can be traced back to this question. However, understanding the meaning, significant and formal structure of the question of being, is essentially based on an understanding of the way Heidegger use the Phenomenon of "question" and its relation to the essence of human beings. The present paper’s goal is to illuminate Heidegger's approach to this fundamental element by laying down the general meaning horizon of "question" in the history of philosophy, so that the how and why of using “Question” in his early works come to light. To do this, first, the significance, the nature and the central role of the question in the history of philosophy will be briefly examined, and then, after discussing Heidegger's conception of this phenomenon in Being and Time, and his early courses, formulation of Questioning will be provided.

    Keywords: Being, Dasein, Question, Seinsfrage, Phenomenon, Being, Time, Leitfrage, Grundfrage
  • majid heidari* Pages 135-148

    True questioning of Iranian and Islamic Aesthetics is the first step to reach better understanding of this field of study. In interpreting “art” and “beauty” we need to avoid prescriptive approaches, over generalizations, giving unnecessary holy meanings or basing our investigations on finding synonyms of “art” and “beauty” in ancient or classic texts. Normally, discussions on Iranian art and culture’s fundamental principles and theory start with finding synonyms of art and beauty in classic texts, without considering the fact that the meaning of these words have changed during the history, and also there is a fundamental theoretical difference between traditional and contemporary art. In contemporary aesthetics beauty and art is subjective and related to hand made human objects while in mystic approach (traditional one) beauty and art are supposed to be an ontological and existential products of God who creates nothing but beauty. Instead, we need to see the problem realistically through methodologically problem-based approach. The present study is about to avoid the usual starting point for finding the theoretical foundations of Islamic and Iranian Art and Aesthetics; i.e., finding the synonyms of “art” and “beauty” in mystic texts. We should consider the fact that beauty in classic and theoretical texts is considered to be an ontological characteristics of the world in general while in the contemporary world beauty is mostly considered as subjective feature. Iranian art is mostly decorative in architecture, and narrative in painting and illustration, and finally romantic and didactic in literature. Among these arts, we can only find some theoretical discussions in literature regarding the interpretation of beauty and evaluating the works of art (literary texts). Such discussions are gathered under the name of “Elme Badie” that is somehow synonyms with the meaning of rhetoric. Elme Badie is able to describe, and interpret all figures of speech with extended examples and advanced terminology. It seems that this field of study should be revived and used as the first step in aesthetics studies in order to understand the taste of Iranian and Islamic taste of beauty and art. Any investigation in Islamic or Iranian aesthetics ought to start from this first step to be able to formulate the problem realistically and methodologically. In fact, this paper proposes that instead of finding the roots of Persian Aesthetics, i.e., discussions on art and beauty in Islamic mystic texts, we should consider the fact that Persian Rhetoric or Elme Dabie has established itself as a alternative aesthetic theory; however, it remained mainly focused on literary discussions. Persian Rhetoric has long obsessive discussions on defining literary terms and finding proper examples for them. There are number of reasons why Persian Rhetoric never involved with aesthetics as the theory of visual arts like religious barriers, and authoritarian structure of the states who always encouraged conservative romantic and didactic literature instead of visual arts. Therefore, we can surely say that Persian Rhetoric developed to be an alternative theory of aesthetics in a social and political conditions where comprehensive aesthetics theory was not possible.

    Keywords: Aesthetics, Iranian, Islamic, Beauty, Art, Elme Badi, Rhetorics
  • Mohammad Zaman Zamani Jamshidi Pages 149-171

    The question before this article is simple: What is the relationship between the thought of Gilles Deleuze - Felix Guattari and postmodernism? What benefits or can postmodernism benefit from these two? If we accept Frederick Jameson’s definition of postmodernism as the cultural logic of late capitalism, then is Deleuze - in Slavoj Zizek’s terms - one of the ideologies of digital capitalism? And in what sense is it an ideology? Our attempt in this article is to show how Deleuze (aesthetic politics, schizophrenic politics, or Deleuze and Guattari ethics) adapts to today’s postmodernist world and loses its revolutionary character. In this article, we have assumed the reader’s previous acquaintance with Deleuze and Guattari, and our attention is more focused on the critiques of Deleuze and Guattari and review of them, because there is not much time here to pay detailed attention to their views.

    Keywords: Ethico-Aesthetics, Post-Modernism, Cognitive Mapping, Revolution, Capitalism
  • behrouz avazpour, nader shayganfar, bahman Namvar Motlagh* Pages 173-193

    Nowadays dealing with theorization is the most necessary aspect of art discussions, something that doesn't have a long history in our culture. Our art has declined since late Safavid, and the causes have several inner and outer relations to art. Lack of creativity is the most important inner cause. This is why theorizing about creativity is necessary. This essay is based on the mythology of Gilbert Durand. Mythanalyse is chosen as method and works of Sohrevardi as case study. The results shows that the source of creativity is truth; the artist surges strongly in perceptual levels that he reaches to rational perception and understanding the truth, so with the help of this he is capable of creativity. Beauty is the glory of truth, as according to Sohrevardi beauty and perfection are the same and creativity, the result of perfection, if get in to action properly the result will be beauty.

    Keywords: Creativity, Beauty, Mythanalyse, Gilbert Durand, Sohrevardi
  • Hamid Reza Mahboobi Arani, Abbas Jamali Pages 195-215

    Despite Agamben’s assertion that his project somehow corrects or completes Foucault’s political thoughts, it seems that there are some deep and fundamental differences between them. Foucault rejects any kind of theory of power and believes that the analysis of power in the contemporary world should be freed from juridical-theological presuppositions. In contrast, in Agamben’s thought we come across some obvious elements of the classical understating of power and its theological presupposition so that political theology is a basic constituent of his theory about sovereign power. Though Foucault’s aim is mostly to analyze power’s mechanisms according to a micro-politics, he never thinks about the role of a person or state and his/her or its decision as a foundation for political situation. In contrast, he regards such a point of view as the feature of the classical theories about power. For him power is a Nietzschean concept which is the foundation of everything. Agamben, following Schmitt, regards power as the sovereign power. He believes that there is a logic for our contemporary political situation called “the state of exception”, that is the result of sovereign decision. This article tries to analyze the meaning and mechanism of biopower and biopolitics in both thinkers and explain the way that Agamben’s political theory can be said to be rooted in Foucault’s analysis.

    Keywords: Foucault, Agamben, Biopower, Biopolitics, Bare Life, the State of Exception
  • Zeinab Heidari Moghadam, Amir Ali Nojoumian* Pages 217-231

    The concept of time is integral to the discussion of Bergson and Heidegger. As Bergson observes, time is not a spatial quantity but an inner quality and it constitutes the "duration" comprising the modes of the individual's consciousness and confirms their change and variety. Similarly, Heidegger explores the origin of authentic time within Dasein's consciousness and attaches Dasein's originality and authenticity to the originality and authenticity of his "temporality". To Heidegger, Dasein's perception of his future and his death constitute the most significant elements of his "temporality". But the two philosopher's emphasis on the individuality of the origin of time jeopardizes the relation between authentic time and presence of the Other. To put another way, as Bergson and Heidegger both claim, the truth of time is merely obtained in solitude and the time experienced in Other's proximity is essentially spatial, public, and objective. Are we, therefore, to concede that ethics and the truth of time are essentially asynchronous? The present study pursues the philosophy of Emmanuel Levinas for an answer. To Levinas, understanding his philosophy of ethics depends upon understanding time in its authenticity and originality. Nevertheless, the understanding of time Levinas calls original fundamentally defies that of Bergson and Heidegger. As he maintains, time does not evolve in solitude but in relation with the Other. Attempting to observe the most crucial differences between Levinas' understanding of time and Bergson's and Heidegger's, and also trying to illuminate the ambiguities of the relation between temporality and alterity in Levinas' thought, the present research attempts to clarify how the latter's innovative attitude has shed a new light on the relation between time and otherness.

    Keywords: duration, temporality, otherness, same, other, individualism, ethics