فهرست مطالب

راهبردهای بازرگانی - سال بیست و ششم شماره 14 (پاییز و زمستان 1398)
  • سال بیست و ششم شماره 14 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ایمان محمدعلی تجریشی، سینا نعمتی زاده*، حسن اسماعیل پور، قاسمعلی بازایی صفحات 1-20
    هدف و ضرورت تحقیق

    با توجه به اینکه در سطح استراتژیک الگویی برای اجرا و بسترسازی استراتژی های بازاریابی بین الملل بطور یکپارچه ملاحظه نگردید، ضرورت دارد که با هدف ارایه یک الگوی مرجع بتوان موضوعات مطرح در بازاریابی بین الملل را طبقه بندی نمود تا تعریف به جایگاه در حوزه موضوعات استراتژیک و عملیاتی این کارکرد صورت پذیرد و مبتنی بر آن همسویی و هم افزایی در عملکرد صادراتی ایجاد شود.

    روش شناسی تحقیق

    با توجه به اینکه در این پژوهش الگویی در سطح استراتژیک برای استراتژی بازاریابی بین المللی تبیین شده است از منظر نتیجه یک پژوهش توسعه ای می باشد و استراتژی تحقیق از نوع استراتژی تحقیق زمینه یابی است. سطح تجزیه و تحلیل در این پژوهش سازمان است. ابزار جمع آوری داده ها برای عملکرد صادراتی داده های ثانویه خارجی شامل گزارشات سازمان مدیریت صنعتی در ارتباط با پانصد شرکت برتر و گزارشات عملکردی هر یک از سازمان های تحت بررسی، بوده و برای تعیین درجه همسویی استراتژیک از نظریه نقاط مرجع استراتژیک و تیوری مجاورت مبتنی بر رویکرد فازی استفاده شده است.

    یافته های پژوهش

    نتایج نشانگر آن است که اولا بین متغیر های همسویی و عملکرد صادراتی همبستگی مثبت و بالایی وجود داشته و متغیرهمسویی عمودی بطور مستقیم بر عملکرد صادراتی موثر بوده ولی متغیر های همسویی افقی و گروه محصولات اثری تعدیل کننده دارند. ثانیا میزان تاثیر متغیر همسویی عمودی بر عملکرد صادراتی بیشتر است. ثالثا، الگوی نقاط مرجع استراتژیک راهنمای عملیاتی مناسبی برای هر یک از استراتژی های مورد انتخاب سازمان در سطح اجرا و کنترل ارایه می نماید، بطوری که برنامه ریزی منطقی بازار بین الملل، اجرا و کنترل استراتژیک بازار را با تجویز آمیخته منطبق با استراتژی ها در سطح بین المللی تسهیل می کند.

    کلیدواژگان: همسویی استراتژیک، ماتریس نقاط مرجع استراتژیک کمی، تئوری مجاورت، نقاط مرجع استراتژیک، استراتژی بازاریابی بین الملل، عملکرد صادراتی
  • مرضیه سادات حسینی، حمید شاه بندر زاده* صفحات 21-38

    دستیابی به اهداف توسعه ای استراتژیک با بهره گیری مناسب از ظرفیت های سرمایه گذاری هر منطقه حاصل می شود. در چنین شرایطی برخی از این اهداف ممکن است با یکدیگر متناقض باشد. از این رو دولت ها خواستار ترکیبی از اهداف سرمایه گذاری مختلف و بعضا متناقض هستند که به شکل استراتژیک آنها را تا حد ممکن هم جهت نماید. این پژوهش با هدف تبیین مدل ریاضی برای پروژه های سرمایه گذاری یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح با سه هدف عمده کاهش هزینه، افزایش اشتغال و کاهش انتشار گاز گلخانه ای-دی اکسید کربن- را ارایه نمود. در انتها مدل با داده های حاصل از 51 پروژه پیشنهادی مورد آزمون قرار گرفت. از میان روش های مورد استفاده مدل توسعه یافته اپسیلون محدودیت تقویت شده استفاده گردید. همچنین با نظرسنجی از خبرگان و به کارگیری رویکرد فازی شهودی، هدف کاهش هزینه به عنوان هدف اصلی انتخاب شد. مدل پیشنهادی با تعیین پروژه های پذیرفته شده در پارتو فرانتی با بیست و یک برش اپسیلون محدودیت تقویت شده مورد بررسی قرار گرفت و جواب بهینه بدست آمد که 45 پروژه بعنوان متغیرهای اساسی مساله معرفی شده است. در انتها رویکرد اپسیلون محدودیت تقویت شده با رویکرد اپسیلون محدودیت کلاسیک مقایسه شد. نتایج نشان داد در رویکرد کلاسیک از 51 پروژه تنها 35 پروژه پذیرفته می شوند. همچنین با بررسی بیشتر مشخص شد رویکرد تقویت شده بر رویکرد کلاسیک برتری دارد.

    کلیدواژگان: انتخاب پروژه، اشتغال، اثر زیست محیطی، محدودیت، مجموعه فازی شهودی
  • مونا جامی پور*، حسین معینی، مریم بهرامیان صفحات 39-56

    با پیشرفت روزافزون فناوری و نیاز به سرعت عمل در ارتباطات و انجام معاملات، تجارت اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفته به طوری که به عنوان روشی نوین در کسب و کار منجر به کسب موفقیت بیشتر برای سازمان ها گردیده است.  علیرغم اهمیت تجارت اجتماعی و کاربرد رسانه های اجتماعی در کسب و کار هنوز نقشه راه پیاده سازی که ابعاد چندگانه  چنین ابتکاراتی را به صورت یکپارچه درنظر بگیرد، وجود ندارد. بنابراین هدف از این پژوهش توسعه مدل بلوغ تجارت اجتماعی می باشد. مدل‎های بلوغ تجارت اجتماعی، به سازمان‎ها در ارزیابی پیاده سازی تجارت اجتماعی و اتخاذ استراتژی مناسب برای بهبود، کمک می‎کند و به عنوان ابزاری برای اولویت بندی فرآیندها، ارزیابی و بهینه سازی آنها به کاربرده می شود. پژوهش حاضر با توجه به ماهیت آن، ازنظر هدف توسعه ای و ازلحاظ گردآوری داده ها توصیفی - پیمایشی است. در مرحله اول پژوهش، با مرور ادبیات و نظرسنجی از خبرگان با استفاده از روش پیمایش به شناسایی و اولویت بندی شاخص و ابعاد پرداخته شده است. در مرحله دوم پژوهش، با استفاده از نظر خبرگان به تخصیص شاخص ها به سطوح بلوغ پرداخته شده است. روش نمونه گیری پژوهش غیر احتمالی (هدفمند - قضاوتی) می باشد. جامعه ی آماری پژوهش از صاحب نظران حوزه تجارت اجتماعی و رسانه های اجتماعی می باشند. از پرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شده است. در نهایت ابعاد بلوغ تجارت اجتماعی شامل استراتژی، پشتیبانی مدیر ارشد، فرهنگ، منابع انسانی، تکنولوژی، ارزیابی عملکرد و حکمرانی بوده است. نقشه راه پیاده سازی از پنج سطح تشکیل شده که هر سطح دربرگیرنده اقدامات خاصی به منظور پیاده سازی تجارت اجتماعی می باشد.

    کلیدواژگان: رسانه اجتماعی، تجارت اجتماعی، مدل بلوغ، مدل بلوغ قابلیت یکپارچه، ارزیابی عملکرد
  • محمدرضا فلاح*، زهره کاظمی صفحات 57-72

    در عصر دیجیتال، فرصت ها و تهدیدها زیادی اطراف شرکت های دانش بنیان وجود دارد که می تواند موفقیت آن ها را تحت تاثیر قرار دهد. دراین بین، برای برنامه ریزی جهت اتخاذ استراتژی های رقابتی، نیاز به ابزارهای نوینی است که هوشمندی کسب وکار یکی از موثرترین این ابزارها می باشد. با توجه به اهمیت هوشمندی کسب وکار، هدف اصلی این پژوهش بررسی و شناسایی پیشران های موثر بر موفقیت شرکت های دانش بنیان با تاکید بر نقش هوشمندی کسب وکار است. رویکرد پژوهش حاضر آمیخته، ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق در مرحله کیفی را خبرگان، کارشناسان و مدیران شرکت های دانش بنیان با حداقل سه سال سابقه کاری مفید تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و مصاحبه اکتشافی با 12 نفر، اشباع حاصل شده است. جامعه آماری مرحله کمی نیز از اساتید دانشگاه در حوزه های مرتبط با حداقل 10 سال سابقه تدریس و مدیران شرکت های دانش بنیان با حداقل 5 سال فعالیت مفید تشکیل شده است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 32 نفر انتخاب و از طریق پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات موردنظر جمع آوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله کیفی از روش تحلیل تم و در مرحله کمی از معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد برای موفقیت شرکت های دانش بنیان بازیگران بسیار زیادی دخالت دارند که ازجمله آن ها می توان به «هم افزایی کسب وکار» اشاره نمود که از طریق «هم افزایی بازاریابی» و «هم افزایی تکنولوژیکی» شکل می گیرد. دراین بین «هوشمندی کسب وکار» نیز به عنوان یک متغیر میانجی، نقش بسیار مهمی در تسهیل فرایند موفقیت شرکت های دانش بنیان بازی می نماید.

    کلیدواژگان: هم افزایی بازاریابی، هم افزایی تکنولوژیکی، هم افزایی کسب وکار، هوشمندی کسب وکار، رویکرد آمیخته
  • حسن رنگریز، هومن پشوتنی زاده* صفحات 73-90

    برنامه‏ریزی استراتژیک با تعیین اهداف استراتژیک سازمان، شناسایی و انتخاب استراتژی های مناسب برای دستیابی به اهداف و توسعه قابلیت‏های استراتژیک سازمان، احتمال رسیدن به اهداف را با استفاده بهینه از منابع سازمانی افزایش می‏دهد. در این پژوهش، ضمن معرفی مدل‏های مختلف نظام‏های برنامه‏ریزی استراتژیک، ویژگی‏های یک مدل مناسب با استفاده از روش پویایی‏شناسی سیستمی بر اساس رویکرد برنامه‏ریزی استراتژیک موضوع محور برای تدوین برنامه استراتژیک صنعت خودروسازی ارایه شده است. بکارگیری این مدل‏ها در یک سازمان تولیدی مانند صنعت خودروسازی، منجر به دستیابی به مزیت رقابتی یا نسبی خواهد شد. مدل مناسب برنامه‏ریزی استراتژیک برای صنعت خودروسازی، مدلی است که با توجه به شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور و ویژگی‏های بارز این صنعت، طراحی و برای تدوین و اجرای درست آن، تکنیک‏های مناسبی ارایه شده باشد. بکارگیری درست یک مدل مناسب برنامه‏ریزی استراتژیک، به مدیران صنعت خودروسازی کمک می‏کند اهداف استراتژیک درستی را تعیین و استراتژی‏ ها و تاکتیک‏ های مناسبی برای دستیابی به آنها انتخاب کنند. مدل ارایه شده در این راستا با استفاده از نرم افزار Vensim DSS شبیه سازی شده است و نتایج حاصل از این پژوهش موید آن است که اگر صنعت خودروسازی کشور با استراتژی های موجود به فعالیت خود ادامه دهد، تنها قادر خواهد بود تا سال 1400،  40 درصد سطح تقاضای مشتریان را پوشش دهد. در پژوهش حاضر برای بهبود شرایط پیش روی این صنعت، سه سناریو ارایه گردیده است. مبتنی بر سناریوهای ارایه شده در این راستا می توان چنین اذعان نمود که اگر بهره وری به تنهایی در طول دوره ی مورد بررسی به میزان 3 درصد بهبود یابد، شاهد این امر خواهیم بود که 13/1 درصد سطح عرضه نسبت به حالت پایه رشد خواهد نمود. نتایج حاصل از دو سناریوی دیگر که مبتنی بر رشد 8 درصدی نرخ بازگشت سرمایه و ترکیب این مهم با رشد بازده دارایی به همین میزان را نمایان می سازد، موید این موضوع است که در صورت تحقق این سناریوها به ترتیب شاهد بهبود تقریبی 67/1 درصدی و 13/5 درصدی در میزان عرضه محصولات صنعت مذکور خواهیم بود. از جمله پیشنهاداتی که زمینه ی بهبود سطح عرضه را در این صنعت حادث می نمایند می توان به تمرکز بر روی ارزش افزایی و ارایه ی آموزش های تخصصی به کارکنان در راستای ارتقاء بهره وری در این حوزه و همچنین تمرکز بر فرصت های سرمایه گذاری با سود بیشتر در بازه ی مورد بررسی و حرکت به سوی سرمایه گذاری بر روی دارایی های مولد اشاره نمود.

    کلیدواژگان: برنامه ریزی استراتژیک، مدل، پویایی شناسی سیستمی، صنعت خودروسازی
  • محسن شهرکی، کمال سخدری*، احمد سرداری، محمد عزیزی صفحات 91-112

    کارآفرینی در حوزه دانشی، به واسطه تغییرات سریع و عدم قطعیت محیطی، دارای مشکلات عدیده ای است؛ اما این شرکتها به عنوان پیشران‏ بوده و بدون حضور اثربخش آنها نمی توان به موفقیت های چشمگیر در دانش، اقتصاد و اشتغال دست یافت. ایده و تیم این کسب و کارها در زمره مهمترین مولفه ها برای کسب موفقیت این شرکتهاست. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر و تناسب مولفه های ایده و تیم در موفقیت شرکتهای دانش بنیان و فناور نوپا انجام شد. یافته های این پژوهش از نوع کاربردی؛ و بر حسب گردآوری اطلاعات، کیفی-داده بنیاد بود که داده‏های آن از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق با 21 کارآفرین این حوزه در استان خراسان رضوی، گردآوری و تحلیل گردید. نتایج پژوهش به ما نشان داد که شرکتهای با ایده دانش بنیان از پیوندهای ضعیف، تحصیلات بالا، تجارب بالا در صنعت و حداقل در کارآفرینی برخوردارند. برای بهبود عملکرد می باید، مکانیزمی برای بهبود ارتباطات بین فردی تعبیه نموده؛ تاب آوری خود را افزوده و خواسته مشتریان را بیشتر مد نظر قرار دهند. اما شرکت های دارای ایده فناور، اعضا با پیوندهای قوی، تحصیلات متوسط، تجارب صنعت محدود و کارآفرینی قابل توجه حضور دارند؛ برای بهبود عملکرد می باید، تغییرات حوزه فنی را دقیق تر پایش و اهدافشان را شفاف تر نموده؛ و مهارتهای فنی شان را افزایش دهند.

    کلیدواژگان: شرکتهای دانش بنیان و فناور نوپا، ایده، تیم، مدل موفقیت شرکتهای دانش بنیان و فناور نوپا، استان خراسان رضوی
  • محمود اقتصادی فرد*، محمدحسین رونقی، میلاد راسخ صفحات 113-130

    امروزه فرصت های تازه ای برای توسعه کسب وکارها بر بستر اینترنت فراهم شده که مفاهیم متفاوتی را از کسب وکار شکل داده اند. بعلاوه تعداد کسب وکارهای نوپای الکترونیک، در سال های اخیر افزایش یافته است ولی در موارد متعددی آن ها با چالش های بزرگی برای توسعه و بقا روبرو شده اند. این چالش ها به طور عمده با داشتن یک طرح مناسب از مدل کسب وکار کاهش می یابد. ولی اجماع کاملی از بلوک های سازنده (مولفه های) مدل کسب وکار - علیرغم مطالعات وسیع صورت گرفته - در ادبیات تحقیق وجود ندارد. بعلاوه مطالعات انجام شده در زمینه کسب وکارهای الکترونیک اندک است. بنابراین در این مقاله با روش فراترکیب، تحقیقات پیشین در حوزه مدل های کسب وکار در بازه 1998-2018 بررسی و طی آن مولفه های مدل کسب وکار استخراج و ضریب اهمیت کدهای استخراجی با روش آنتروپی شانون تعیین گردید. در این فرآیند، از مجموع مقالات یافت شده، 81 مقاله بررسی گردید و 27 کد استخراج و در 8 مفهوم و 4 مقوله دسته بندی شدند. بر این اساس، سه مولفه ارزش پیشنهادی، مدل کسب درآمد و مشتری بیشترین تکرارپذیری و ضریب اهمیت را در مطالعات پیشین داشته اند. بنابراین برای بهبود راهبرد تجاری سازی در کسب وکارهای نوپای الکترونیک توجه به این مولفه ها حایز اهمیت است. ازاین رو مولفه های شناسایی شده، در سطح اهداف و راهکارها و سطح اجرا و پیاده سازی طبقه بندی گردیدند.

    کلیدواژگان: مدل کسب وکار، کسب وکار الکترونیک، روش فراترکیب، آنتروپی شانون
  • زهرا کاظمی، الله یار بیگی فیروزی*، نورمحمد یعقوبی صفحات 131-154

    استراتژی اقیانوس آبی با رویکرد نوآوری در حوزه استراتژی اقدام به ارایه مجموعه ای از ابزارها و رویکردهای خاص جهت خلق ارزش می نماید. بنابراین بکارگیری این استراتژی در بین رهبران بازار که برای نگهداری و حفظ مزیت های رقابتی از راهبرد خلق ارزش استفاده می کنند، با اهمیت است. در مقاله حاضر، هدف طراحی مدل استراتژی اقیانوس آبی در بین رهبران بازار  در صنعت مواد عذایی است. این مطالعه در دو مرحله انجام گرفته است: در مرحله اول مطالعات انجام شده در زمینه استراتژی اقیانوس آبی در ایران و جهان بررسی شده و پیشایندها، پیامدها و متغیرهای مرتبط با آن گردیده است و در مرحله دوم، شناسایی و رتبه بندی شاخص های مرتبط با مسیرهای اجرای استراتژی اقیانوس آبی در زمینه بازسازی مرزهای بازار با بهره گیری از نظر خبرگان و با تکنیک دلفی انجام شده است. تعداد 30 نفر از صاحبنظران دانشگاهی و خبرگان فعال درصنعت مواد غذایی کشور در انجام این تحقیق همکاری داشته اند. در مجموع روش دلفی پس از 3 مرحله منجر به اتفاق نظر شرکت کنندگان و ارایه مدل گردیده است.  بر طبق نتایج در مرحله اول، ویژگی های شرکت به عنوان عوامل زمینه ای، پیشامدهای نرم افزاری و سخت افزاری به عنوان عوامل علی و ویژگی های صنعت به عنوان عوامل تعدیل گر و افزایش سهم بازار، افزایش تقاضای کل بازار، بازارآفرینی و تنوع بخشیدن به بازار به عنوان پیامدهای بکارگیری استراتژی اقیانوس آبی شناسایی شده اند. نتایج مرحله دوم، نشان گر این است که شرکت ها می توانند با دنباله روی از مسیرهای فراتر رفتن از صنایع جایگزین، در نظر گرفتن گروه های استراتژیک، زنجیره خریداران، محصولات و خدمات مکمل، جذابیت کارکردی یا احساسی برای خریداران و جستجو در زمان به عنوان رهبران بازار عمل کنند. در نهایت انجام این پژوهش منجر به طراحی یک مدل کیفی از بکارگیری استراتژی اقیانوس آبی در بین رهبران بازار شامل پیشایندها و عوامل تعدیلگر موثر بر رابطه بین بکارگیری استراتژی اقیانوس آبی و دستیابی به رهبری بازار شده است.

    کلیدواژگان: استراتژی اقیانس آبی، رهبران بازار، صنعت مواد غذایی، روش دلفی
  • احمد سرداری*، فاطمه امیری صفحات 155-180

    علیرغم تعداد روزافزون تحقیق در مورد ایجاد همکاری خلق مشترک ارزش، به طور کلی، تحقیق در مورداستراتژی خلق مشترک ارزش همچنان محدود است به ویژه، به چه میزان ارزش مشتریان به روند خلق مشترک ارزش کمک می کند .این مطالعه در رابطه با ارزش خلق مشترک مشتری  در شرکت های بیمه در ارزیابی ارزش مشتریان به فرآیند خلق مشترک ارزش کمک می کند. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر استراتژی نوآوری بر عملکرد توسعه محصول جدید با تاکید برنقش استراتژی خلق مشترک ارزش در شرکت های بیمه خصوصی تهران می باشد.روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه تحقیق ، مدیران ارشد پنج حوزه بیمه (مسیولیت ،آتش سوزی،خودرو،باربری ومهندسی) در سطح شهر تهران بود. دراین تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی ساده ،80 نفر ازمدیران به عنوان نمونه انتخاب شدند . داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد 48 سوالی از 79 مدیر و کارشناس در 17 شرکت فعال در صنعت بیمه در شهر تهران توزیع وجمع آوری شد.  روایی پرسشنامه تحقیق توسط صاحب نظران تایید شد و پایایی پرسشنامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرارگرفت .مدل مفهومی شامل پنج متغیر و ده فرضیه طراحی شده است. آمار توصیفی توسط نرم افزار کمی SPSS24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت .برای آزمون فرضیه ها تدوین شده از نرم افزار SMART-PLS استفاده شد . نتایج تحقیق نشان داده است که ارتباط معنادار و مستقیم بین استراتژی نوآوری و عملکرد توسعه محصول جدید وجود دارد و نقش میانجی گری استراتژی خلق مشترک ارزش تایید نشده است . همچنین تاثیر میانجی گری دو متغیر استراتژی طراحی و استراتژی بازاریابی نیز در میان رابطه استراتژی نوآوری و عملکرد توسعه محصول جدید تایید نشده است .

    کلیدواژگان: استراتژی نوآوری، عملکرد توسعه محصول جدید، استراتژی خلق مشترک ارزش، استراتژی بازاریابی، استراتژی طراحی، شرکت های بیمه خصوصی
  • بابک سهرابی*، امیرسالار ونکی، آزاده محمدزاده، احمد خلیلی جعفرآباد صفحات 181-200

    بازارایابی تاثیرگذار شاخه ای از بازاریابی است که با شناسایی و تمرکز بر اشخاص و یا سبک خاصی از جامعه و پس از رصد مخاطبین بالقوه به سایرفعالیت های بازاریابان در این حوزه مانند تعیین روش ها و بازار، معیارهای انتخاب افراد تاثیرگذار هدف، نحوه ی انتقال صحیح پیام و جذب مخاطب جهت بهبود و افزایش میزان بازدهی و ارزش تجاری برندها، کسب وکار و محصول/خدمت جهت می دهد. پژوهش حاضر با هدف ارایه یک مدل تصمیم گیری جهت انتخاب اثربخش افراد تاثیرگذار از بین جامعه ی این افراد درشبکه ی اجتماعی اینستاگرام، برای محصول / خدمت مورد بازاریابی انجام پذیرفته است. تحقیق حاضر از  نظر هدف کاربردی  بوده و از منظر شیوه گردآوری داده ها جزو تحقیقات توصیفی- همبستگی می باشد. به منظور  گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردیده و همچنین برای تحلیل داده های تحقیق،  از تکنیک سوارا و وزن دهی معیارها و با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند متغیره (MCDM)   استفاده گردید. نتایج حاکی از این است که در فرآیند تخصیص فرد تاثیرگذار به محصول/ خدمت مورد نظر، معیارهایی مانند نوع فعالیت (محصولات و خدمات ارایه شده توسط این افراد) و حوزه کلی فعالیت فرد تاثیرگذار (نقش اجتماعی) در اینستاگرام به ترتیب دارای بیشترین تاثیرات در انتخاب فرد برای محصول / خدمت مورد نظر بوده و در مدل تصمیم گیری روابط مثبت و معناداری بین میزان صحیح بودن تخصیص فرد تاثیرگذار با ویژگی محصول / خدمت مورد نظر ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: بازاریابی دیجیتال، بازایابی تاثیرگذار، مدل پشتیبان تصمیم
  • محمدرضا جعفرزاده، معصومه حسین زاده شهری*، احمد راه چمنی، ایرج ساعی ارسی صفحات 201-212

    در سال های اخیر ، زندگی انسان ها تحت تاثیر ارتباطات نوین قرار گرفته است. توسعه استفاده فضای مجازی موجب استقبال کسب و کارها از شبکه های اجتماعی گردیده است . ظهور فضای سایبری و امکاناتی که فناوری اطلاعاتی به همراه آورد ه اند ، امیدها ، آرزوها ، فرصت ها و چالش هایی را برای صاحبان کسب و کارها به همراه داشته است . سازمان ها با استفاده از رسانه های اجتماعی ، فرصت هایی را برای افزایش بهره وری ، سهم و ارزش بازار و سودآوری ایجاد می کنند . همچنین استفاده از شبکه های اجتماعی موجب بروز چالش هایی برای کارآفرینان شده است . هدف از این پژوهش بررسی و ارایه مدل چالش ها و فرصت های کارآفرینی در شبکه های اجتماعی می باشد . روش پژوهش مورد استفاده، از نظر هدف ، بنیادی و از نظر رویکرد ، کیفی می باشد و با استفاده از نظریه برخاسته از داده ها به ارایه مدل پرداخته شده است . داده های پژوهش به وسیله مصاحبه باز با مدیران ده کسب و کار فعال در شبکه های مجازی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند ، به دست آمد و به وسیله روش کد گذاری ، در سه مرحله کد گذاری باز ، محوری و انتخابی ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند . در نهایت اطلاعات به دست آمده در 6 کد محوری مرتبط با فرصت ها شامل فرصت های مرتبط با ماهیت شبکه ها، فرصت های انگیزشی، ظرفیت های موجود برای بهره برداری از فرصت ها، فرصت های مرتبط با سیستم توزیع، فرصت های قانونی و فرصت های مرتبط با بهره وری، و 4 کد مرتبط با چالش ها شامل، چالش های سیاسی، مدیریتی، امنیتی و چالش های بازار، دسته بندی شد. همچنین مدل مفهومی چالش ها و فرصت های کارآفرینی در شبکه های اجتماعی مجازی ، ارایه گردید .

    کلیدواژگان: رشد کسب و کار، کارآفرینی، شبکه های اجتماعی، فرصت، چالش
  • مصطفی ابراهیم پور ازبری*، محسن اکبری، سیده صدف وشکائی نژاد صفحات 213-241

    بررسی عملکرد کسب وکار به عنوان فرایندی راهبردی جهت آگاهی از دوام و رفاه هر شرکت، ضروری است. به همین دلیل شرکت ها پیوسته به دنبال بهبود عملکرد خود هستند تا بتوانند در محیط پویا و رقابتی امروزه به موفقیت دست یابند. از طرفی دست یابی به عملکرد برتر در این محیط، نیازمند بهبود و نوآوری در مدل کسب وکار برای ایجاد تمایز و برتری نسبت به رقبا است. برای پذیرش نوآوری در مدل تجاری نیز باید قابلیت پذیرش نوآوری به واسطه فرهنگ انعطاف پذیر و همچنین قابلیت یکپارچه سازی سازمانی وجود داشته باشد. علاوه بر این نیز نقش تعدیل کننده استراتژی انتخابی نیز باید در نظر گرفته شود. در این مقاله تاثیر مستقیم قابلیت یکپارچه سازی و فرهنگ انعطاف پذیر و همچنین اثر غیر مستقیم این دو متغیر، از طریق متغیر میانجی نوآوری مدل کسب وکار بر عملکرد شرکت بررسی شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و روش گردآوری داده ها نیز از نوع توصیفی-پیمایشی است. پرسشنامه پژوهش توسط مدیران 98 شرکت تولیدی و خدماتی در شهرک صنعتی رشت تکمیل شده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادله های ساختاری استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، قابلیت یکپارچه سازی و فرهنگ انعطاف پذیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق نوآوری مدل کسب وکار بر عملکرد شرکت ها تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین نقش تعدیل کننده استراتژی تمایز و همچنین استراتژی رهبری هزینه در رابطه میان قابلیت یکپارچه سازی و نوآوری مدل کسب وکار، فرهنگ انعطاف پذیر و نوآوری مدل کسب وکار و همچنین نوآوری مدل کسب وکار و عملکرد شرکت ها تایید شده است. توجه به این نتایج می تواند به شرکت ها در بهبود عملکرد و همچنین نوآوری مدل تجاری کمک نماید.

    کلیدواژگان: استراتژی، عملکرد شرکت، فرهنگ انعطاف پذیر، قابلیت یکپارچه سازی، نوآوری مدل کسب وکار
|
  • Iman Mohammadali Tajrishi, Sina Nematizadeh*, Hasan Esmaeilpour, Ghasemali Bazayee Pages 1-20
     Purpose and Necessity of Research

    Given that at the strategic level a model for implementing international marketing strategies was not observed, it is necessary to classify the issues raised in international marketing in order to provide a reference model to define the position in the area of ​​strategic and operational issues of this function based on it, to create alignment and synergy in export performance.

     Research Methodology

    Given that this research has defined a strategic model for international marketing strategy, it is a developmental research perspective and the research strategy is survey. The level of analysis in this research is organization. The data gathering tool for export performance is external secondary data included Industrial Management Organization reports on top 500 companies and performance reports of each of the organization. Strategic reference points theory for strategic alignment and the fuzzy approach based on proximity theory were applied.

    Research conclusions

    The results indicate that, firstly, there is a positive and high correlation between the variables of alignment and export performance, and the vertical alignment variable has a direct effect on export performance, but the horizontal alignment variables and product groups have a moderating effect. Second, the effect of the vertical alignment variable on export performance is greater. Third, the strategic reference points pattern provides an appropriate operational guide for each of the strategies chosen by the organization at the implementation and control level, so that international market logic planning, execution and strategic market control are matched with the prescription and facilitates strategies internationally.

    Keywords: Strategic alignment, Quantitative Strategic Reference Points (QSRP), Proximity Theory, International Marketing Strategy, Export Performance
  • Marzieh Sadat Hosseini, Hamid Shahbandarzadeh* Pages 21-38

    Strategic development goals is achieved by investment potential utilization of each region. Some of these goals may be inconsistent. Therefore, Governments want to align a combination of different investment objectives and sometimes contradictory as far as possible. This study aimed to explain the mathematical model for investment projects by providing an integer linear programming model with three objectives reducing costs, increasing employment and reducing greenhouse gas emissions - carbon dioxide. Afterward, the model was tested with extracted data from 51 proposed projects. Among common methods, the Augmented Epsilon Constraint is used. The cost reduction goal was chosen as the main objective by surveying experts and applying the Intuitionistic fuzzy approach. By applying the intuitionistic fuzzy approach and regarding experts viewpoint, Cost reduction is chosen as the main objective. the proposed model was evaluated in pareto front with twenty-one cut Augmented Epsilon constraints and optimal solution obtained, so, 45 projects is introduced as the basic variables of the problem. Finally, The Augmented epsilon constraint approach was compared with the classical epsilon constraint approach. The results showed in the classic approach, only 35 projects are accepted from 51 projects. Further examination revealed the Augmented approach outperforms the classical approach.

    Keywords: Project selection, employment, environmental impact, Epsilon constraint, Intuitionistic fuzzy set
  • Mona Jami Pour*, Hossein Moeini, Maryam Bahramyan Pages 39-56

    With the advent of technology and the need to do communications and transactions quickly, social commerce has become increasingly popular as a new way of doing business which has led to greater success for organizations. Despite the importance of social commerce and the use of social media in business, there is still no implementation roadmap that integrates the multiple dimensions of these initiatives. Therefore, the purpose of this study is to develop a social commerce maturity model. Social commerce maturity models help organizations evaluate social commerce implementation and adopt appropriate strategies for improvement, and are used as tools to prioritize, evaluate, and optimize processes. The present study is developmental in terms of its purpose and descriptive-survey in terms of data collection. In the first step, the reviewing the literature and experts’ opinion, using survey method, are used to identify and prioritize the criteria and dimensions of social commerce. In the second step, using the expertschr('39') viewpoints, the maturity criteria are assigned to the maturity levels. Sampling method is purposeful and judgmental. The statistical population of the study are experts in the field of social commerce and social media. Questionnaire was used as data collection tool. Finally, the dimensions of social business maturity include strategy, senior manager support, culture, human resources, technology, performance appraisal, and governance. The implementation roadmap consists of five levels, each of which includes specific criteria to implement social commerce.

    Keywords: social media, social commerce, maturity model, integrated maturity, Performance Evaluation
  • MohammadReza Fallah*, Zohre Kazemi Pages 57-72

    In the digital age, there are many opportunities and threats around knowledge-based companies that can affect their success. In order to plan for competitive strategies, new tools are needed that make business intelligence one of the most effective tools. Given the importance of business intelligence, the main purpose of this study is to identify the drivers that influence the success of knowledge-based companies with an emphasis on the role of business intelligence. The approach of the present study is mixed method, in terms of purpose, applied and in terms of nature and descriptive-survey method. The statistical population of this qualitative study consisted of experts, experts and managers of knowledge-based companies with at least three years of useful work experience who saturated with 12 people using snowball sampling and exploratory interviews. Quantitative population consisted of university professors in fields related to at least 10 years of teaching experience and managers of knowledge-based companies with at least 5 years of useful activity. Using purposive sampling method, 32 individuals were selected and collected through a researcher-made questionnaire. To analyze data in qualitative stage, thematic analysis method and in quantitative stage structural equations are used. The results show that there are a lot of actors involved in the success of knowledge-based companies, including "business synergies" that are shaped by "marketing synergies" and "technological synergies".Business intelligence, too, as a mediating variable, plays an important role in facilitating the success of knowledge-based companies.

    Keywords: marketing Synergistic, technological Synergistic, business Synergistic, business intelligence, mixed approach
  • Hassan Rangriz, Hooman Pashootanizadeh* Pages 73-90

    Strategic planning increases the probability of reaching goals with the optimal use of organization resources by determine the organization strategic goals, identify and select the suitable strategies to achieve selected goals and develop the organization strategic capability.  In this study not only identify the various models in strategic planning systems, but also presented the features of a suitable model for improve strategic plan in automotive industry with using a system dynamics method based on the subject-oriented strategic planning approach.  Using these models in a manufacturing organization like automotive industry will lead to achieve the competitive or relative advantage. The suitable strategic planning model for the automotive industry is a model that has been designed due to the economic, political and cultural conditions of the country and its significant features, then provide appropriate techniques for its codification and implementation. Applying the suitable strategic planning model helps the automotive executives to determine the right strategic goals and choose the right strategies and tactics to reach them. The presented model in this regard has been simulated with using Vensim DSS software and the results of this study proved that if the automotive industry of the country continues its ways due to the existing strategies, only it will be able to cover 40% of customer demand until the year of 1400. In this research, three scenarios have been presented to improve the condition of this industry. Based on the presented scenarios, it can be stated that if the productivity just improves 3% during the period under review, we will see the supply level will grow 1.13% compared to the baseline. The results of the two other scenarios that base on the 8% growth rate of return on capital and combine this with growth in return on equity, confirm that if these scenarios are implemented, respectively they will see the supply level in this industry will improve about 1.67% and 5/13%. Among the suggestions that improve the supply level in this industry could be focusing on value added and providing professional training for employees to improve productivity in this area and also focus on more profitable investment opportunities during the under review period and moving towards investing in productive assets.

    Keywords: Strategic Planning, Model, System Dynamics, Automotive Industry
  • Mohsen Shahraki, Kamal Sakhdari*, Ahmad Sardari, Mohammad Azizi Pages 91-112

    Entrepreneurship in the field of knowledge has numerous problems due to dramatic changes and environmental uncertainty; However, these firms are considered as precursor, and substantial progress in knowledge, economics and employment cannot be achieved unbeknownst to them. The idea and team of such businesses are key elements for the success of these firms. The current study was carried out to investigate the impact and appropriateness of idea and team elements on the success of knowledge-based and technology-based start-ups. Results were proved to be applicable and fundamental based on the data collection, obtaining from semi-structured and in-depth interviews with 21 professional entrepreneurs in Khorasan Razavi province. It was revealed that companies with knowledge-based ideas possess weak ties, high level of education, high experience in industry and low in entrepreneurship. To improve performance, a system on the basis of interpersonal communication improvement, behavioral resources increasing, and paying more attention to customer demand must be organized. However, in technology-based start-ups, members were shown strong ties, intermediate education, limited industry experience, and considerable entrepreneurship. So, they need to monitor the changes in technical area more accurately, make the goals clear, and increase the technical skills in order to improve performance.

    Keywords: knowledge-based, technology-based start-ups, idea, team, The success model of knowledge-based, Razavi Khorasan Province
  • Mahmood Eghtesadifard*, MohammadHossein Ronaghi, Milad Rasekh Pages 113-130

    Nowadays, new opportunities for business development have been created on the internet, which have shaped different business concepts. In addition, the number of e-businesses has increased recently but in many cases, they have faced great challenges for development and survival. These challenges are mainly reduced by having a proper plan for the business model (BM). Despite the extensive studies which have done in the literature, there is not a complete consensus on the elements of the BM. Furthermore, there are few studies on e-business. Hence, in this paper, with the meta-synthesis method, previous researches were investigated within 1998-2018 and, the BM elements were extracted and the importance coefficient of extraction codes was determined by Shannon entropy. In this process, from the total number of articles found, 81 articles were reviewed and 27 codes were extracted and classified into 8 concepts and 4 categories.  Accordingly, the three elements including the value propositions, the revenue streams model and the customer have the most repeatability and the importance coefficient in previous studies. Therefore, paying attention to these elements is important to improve e-business strategies. For this reason, the identified components were classified into two levels including goals and strategies, and implementation.

    Keywords: Business Model (BM), E-business, Meta-synthesis, Content Analysis, Shannon Entropy
  • Zahra Kazemi, Allahyar Beigifiroozi*, NoorMohammad Yaghoubi Pages 131-154

    Blue Ocean Strategy with Innovation in the field of strategy offers a set of specific tools and approaches to create value. Therefore, it is important to apply this strategy among market leaders who use a value creation strategy to maintain and maintain competitive advantage. The purpose of this paper is to design a Blue Ocean strategy model among market leaders in the food industry. This study has been conducted in two stages: firstly, studies on the strategy of the blue ocean in Iran and the world have been reviewed and its implications, implications and variables have been studied, and secondly, identification and ranking of indicators The Delphi technique has been used in conjunction with Delphi techniques to guide the implementation of the Blue Ocean strategy for the reconstruction of market boundaries. Thirty academics and food industry experts have been involved in the research. Overall, the Delphi method, after three stages, has led to the consensus of the participants and the presentation of the model. According to the results in the first stage, company characteristics as contextual factors, software and hardware developments as causal factors, and industry characteristics as moderating factors and increasing market share, increasing total market demand. , Market-making and market diversification have been identified as consequences of applying the Blue Ocean strategy. The results of the second stage show that companies can follow the paths of moving beyond alternative industries, considering strategic groups, customer chains, complementary products and services, functional or emotional appeal to buyers. And search in time to act as market leaders. Finally, this research has led to the design of a qualitative model of applying blue ocean strategy among market leaders, including the antecedents and moderating factors influencing the relationship between applying blue ocean strategy and achieving market leadership.

    Keywords: Blue Ocean Strategy, Market Leaders, Food Industry, Delphi Method
  • Ahmad Sardari*, Fateme Amiri Pages 155-180

    The purpose of this study was to investigate the effect of innovation strategy on the performance of new product development, with emphasis on the value co-creation strategy in Tehranchr('39')s private insurance companies. The research method is descriptive-correlational. The research community was senior managers in five areas of insurance (liability, fire, automobile, freight and machinery) in the city of Tehran, which included 100 people. In this research, random sampling method was used, 80 managers were selected as sample. Data were collected through a standard questionnaire 48 questions from 79 managers and experts in 17 active companies in the insurance industry in Tehran. Validity of the research questionnaire was confirmed by the experts and reliability of the questionnaires was confirmed based on Cronbachchr('39')s alpha coefficient. The conceptual model was designed with five variables and ten hypotheses. Descriptive statistics were analyzed by SPSS-24 software and statistical characteristics such as frequency, percentage, mean and standard deviation, tables and charts were presented and then SMART-PLS software was used to test the hypotheses. The results of the research including path coefficients between variables and the significance of t (β = 0.436 t = 4.63) and intermediary effect analysis have shown that there is a significant and direct relationship between the innovation strategy and the performance of the new product development and the role of mediation in the value co-creation strategy Not verified. Also, the impact of mediation between the two variables of design strategy and marketing strategy is not confirmed by the relationship between the innovation strategy and the performance of the new product development.

    Keywords: innovation strategy, new product development performance value co-creation strategy, marketing strategy, design strategy, private insurance companies
  • Babak Sohrabi*, Amirsalar Vanaki, Azadeh Mohammadzadeh, Ahmad Khalili Jafarabad Pages 181-200

    With the advent of digital marketing and the subsequent emergence of social networks such as Facebook and Instagram, as well as the emergence of entities called influencers on these networks, numerous subcategories have arisen to optimize marketing activities with the purpose of having a larger, more effective, more targeted audience aiming at lowering the cost of advertising for businesses and obtaining greater efficiency. Influencer marketing is a branch of marketing that identifies and focuses on a specific person or a particular style of society and then observes potential audiences to lead other marketerschr('39') activities such as defining methods and markets, selecting the right target influencers, how to properly convey the message and attract the target audience in order to reach more efficiency and increase in the value of brands, businesses and products / services. The purpose of this study was to present a decision making model for selecting the most effective influencer(s) out of the existing influencer community in the  case study, Instagram social network, for the product / service being marketed. The criteria for identifying influencers in the present study were obtained by collecting those criteria that were studied sporadically in other studies previously. The data collection tool was a standard Likert 5point scale questionnaire in which these criteria were purposefully examined through distribution among100 experts in the relevant areas of the research subject, and were analyzed through Fuzzy Delphi Method.
    Content validity was used to verify its validity and Cronbachchr('39')s alpha coefficient was used to measure the reliability of the questionnaire. The reliability of the questionnaire was higher than 0.8 which is scientifically accepted.
    The weights of the final criteria were then determined for each of the five proposed products/services by SWARA Method. Finally, with those measurements, each criteria was individually assessed for 14 persons out of the community Instagram influencers using Multi-Criteria Decision Making (MCDM). The analysis showed a positive and significant relationship between the selected influencers and the proposed product / service.

    Keywords: digital marketing, influencer marketing, decision support model
  • MohammadReza Jafarzadeh, Masoumeh Hoseinzadehshahri*, Ahmad Rahchamani, Iraj Saei Arsi Pages 201-212

    Human life has been affected by new communications in recent years. The development of cyberspace has led to businesses embracing social networks. The appearance of the cyberspace and features offered by information technology (IT) has provided hope, wishes, opportunities, and challenges for business owners. Organizations create opportunities for improving productivity, market share and value, and profitability. Also, the use of social networks has imposed challenges for entrepreneurs. The present study aims to investigate and propose a model for entrepreneurship opportunities and challenges in social networks. The methodology is fundamental in terms of objectives and qualitative in terms of approach. The model was proposed using the grounded theory. Data were collected via the purposeful sampling method by performing open interviews with the managers of ten businesses in social networks. The data were analyzed by coding in three stages, including open coding, axial coding, and selective coding. Finally, the information was classified into six axial opportunity-related codes, including network nature, motivation opportunities, capacities for taking opportunities, distribution system opportunities, legal opportunities, and productivity opportunities, and into four challenge-related codes, including political, management, security, and market challenges. Also, the conceptual model of entrepreneurship opportunities and challenges in online social networks was provided.

    Keywords: Business growth, Business development, Virtual social networks, Entrepreneurship
  • Mostafa Ebrahimpour Azbari*, Mohsen Akbari, Seyedeh Sadaf Veshkaei Nejad Pages 213-241

    It is essential to evaluate the firms’ performance as a strategic process to comprehend the sustainability of each company. Therefore, firms are persistently looking to enhance their performance, in order to succeed in a dynamic and competitive environment. On the other side, through this condition achieving superior performance requires improvement and innovation in the business model to create differentiation, distinction and superiority over rivals. The importance of flexible culture and integrative capability is needed to acceptances of business model innovation. More over the moderating role of business strategy should be considered. In this paper, the direct impact of integrative capability and flexible culture, as well as the indirect effect of these variables, through the mediating role of business model innovation on firm performance have been investigated. This article is applied in term of purpose and also descriptive in term of method. The data collecting tool is a questionnaire and 98 production and service companies in Rasht industrial park (Sefidroud) participated in this research. In order to test the hypotheses, the structural equation modeling (SEM) approach has been used. The research findings show that the integrative capability and flexible culture directly and indirectly through Business model innovation has positive and significant impact on firms performance. Also the moderating role of differentiation as well as cost leadership strategy has been confirmed in the relation to integrative capability and business model innovation, flexible culture and business model innovation and business model innovation and firms’ performance. Considering these results could help companies to enhance their performace as well as their business model innovation.

    Keywords: Business Model Innovation, Flexible Culture, Firm Performance, Integrative Capability, Strategy