فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (پیاپی 24، تابستان 1399)
  • ویژه نامه شهادت سردار سلیمانی
  • تاریخ انتشار: 1399/06/24
  • تعداد عناوین: 9
|
  • اعظم امینی*، وحید بذار صفحات 1-24
    اقدام نظامی ایالات متحده آمریکا در ترور سپهبد سلیمانی برخلاف آن چه خود ادعا می کند، با عناصر و شروط دفاع مشروع منطبق نیست و یک عمل متخلفانه بین المللی است. امکان سنجی پیگیری قضایی مسیولیت کیفری و مسیولیت مدنی ناشی از این عمل متخلفانه در دیوان کیفری بین المللی و دیوان بین المللی دادگستری موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد. علی رغم عدم عضویت ایران و آمریکا در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی، ایران می تواند با ترغیب دولت عراق به پذیرش صلاحیت موردی دیوان، امکان اعمال صلاحیت دیوان نسبت به این قضیه را فراهم آورد. اما حتی در این حالت نیز نمی توان قضیه ترور سپهبد سلیمانی را در چارچوب یکی از جرایم چهارگانه تحت صلاحیت دیوان دنبال کرد. پیگیری مسیولیت مدنی دولت آمریکا در قبال این عمل متخلفانه با توسل به کنوانسیون نیویورک راجع به پیشگیری و مجازات جرایم علیه اشخاص مورد حمایت بین المللی (1973) که دولت های ایران و آمریکا عضو آن هستند، امکان پذیر است. این کنوانسیون که انجام برخی جرایم ازجمله قتل را در خصوص افراد مورد حمایت بین المللی ممنوع می کند، یک سازوکار حل و فصل اختلاف را پیش بینی کرده که درنهایت به دیوان بین المللی دادگستری ختم می شود.
    کلیدواژگان: قاسم سلیمانی، دیوان کیفری بین المللی، دیوان بین المللی دادگستری، دفاع مشروع، افراد مورد حمایت بین المللی
  • ابوالفتح خالقی* صفحات 25-62
    زمینه های گسترده ی کیفرگریزی تروریست ها، به خصوص در جنایات نوپدید و دولتی، بر فراوانی ارتکاب این اقدامات تروریستی اثر گذاشته و موجبات توسعه ی فزاینده ی شیوه های ضد بشری آنها، در سطح منطقه ای و جهانی را فراهم ساخته است. دستور بی سابقه و اعلام رسمی ترور اشخاص مورد حمایت بین المللی، از جمله فرمانده سپاه قدس توسط رییس دولت ایالات متحد امریکا، مصداق جنایتی است که ناقض معاهدات، قواعد عرفی و اصول حقوقی بین المللی بوده و اشکال نوین آن که از سوی روسای سایر دول تقلیدپذیر است، صلح و ثبات جامعه جهانی را تهدید می کند. نظر به این که اقدام تروریستی در قلمرو سرزمینی یک کشور خارجی و با مباشرت اتباع بیگانه ارتکاب یافته، کشور قربانی به سهولت قادر نیست تا به تعقیب آمران و مباشران آن حادثه بپردازد. به این دلیل که اقدام تروریستی، خارج از قلمرو جمهوری اسلامی ایران واقع شده و اصل صلاحیت سرزمینی که مبنای تعیین محاکم ذیصلاح و تشخیص قوانین حاکم بر آنهاست، قابل اجرا نمی باشد. عبور از این مانع اساسی و یافتن راهکارهای قانونی، برای دستیابی به مقررات حاکم و مرجع ذیصلاح با کاوش در لایه های صلاحیتی نهادهای بین المللی، چالش هایی هستند که در این مقاله با روش مطالعه توصیفی-تحلیلی به آن پرداخته شده است. راهبردهایی نظیر اعمال اصول صلاحیتی جانشین، استفاده از ظرفیت همکاری دول ذیربط، ظرفیت سازی حقوقی مبتنی بر تدابیر تجربه شده در جامعه جهانی پاسخ های اجراپذیر حل مسیله را تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: تروریسم، تعقیب کیفری، صلاحیت، شهید سلیمانی، سپاه قدس
  • مهناز رشیدی*، علی مشهدی صفحات 63-90
    پس از ترور شهید حاج قاسم سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا، در سوم ژانویه 2020، مساله ای که میان حقوق دانان ایرانی و بین المللی از همان ابتدا مطرح شد، واکنش حقوقی دولت جمهوری اسلامی ایران به این واقعه بود. این سیوال اساسی در اذهان شکل گرفت که چه واکنش حقوقی برای مقابله با اقدام غیر قانونی ایالات متحده باید یا می تواند صورت پذیرد؟ در این راستا دیدگاه ها، نظرات و راهکارهای متعددی از سوی حقوقدانان ملی و بین المللی مطرح گردید. شکایت در مراجع قضایی بین المللی، طرح مسیولیت جزایی عاملان، دفاع مشروع، اقدام تلافی جویانه و عمل متقابل، طرح مسیولیت بین المللی دولت آمریکا در دیوان بین المللی دادگستری، طرح شکایت در محاکم داخلی و پیگیری های حقوق بشری جهت محکومیت آمریکا در زمره مهمترین این راهکارها بودند. در این مقاله سعی شده است این پاسخ های حقوقی در چارچوب قواعد موجود حقوقی بین المللی و ملی ایران و عراق مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. فرض اساسی این مقاله در پاسخ به سیوال اصلی این است که در میان راهکارهای حقوقی در شرایط فعلی، شکایت در دیوان بین المللی دادگستری مناسب تر به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: شهید قاسم سلیمانی، حقوق بشر، دفاع مشروع، تروریسم بین المللی، دیوان بین المللی دادگستری
  • سید قاسم زمانی*، پویا برلیان صفحات 91-122

    بی تردید یکجانبه گرایی و آمریکایی سازی حقوق بین الملل که دو روی یک سکه اند، مهم ترین تهدید و چالش فراروی حقوق بین الملل مدرن در عصر پیش روست. تحمیل الگو و هژمونی حاکمیتی دولت ایالات متحد آمریکا بر قواعد حقوقی، رویه و عملکرد سازمان های بین المللی، بیش از هرچیز همبستگی تابعان حقوق بین الملل و روند جهانی شدن را در راستای تقویت منافع و امنیت ملی قدرت های بزرگ قربانی می کند. روند فوق که سیاست و قدرت را بر حقوق برتری می بخشد در دوران چهل و پنجمین رییس جمهور ایالات متحد، دونالد ترامپ، به اوج خود رسیده و علی رغم مواجه شدن با اتهامی نظیر اتخاذ تدابیر ضد و نقیض در سیاست خارجی، سیاست های کلان ایالات متحد، به ویژه در عصر ترامپ، مبتنی بر عملکرد و رویه ای کاملا یک دست و شفاف در قبال مقررات و سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل متحد و محاکم قضایی و داوری بین المللی بوده است. در این میان رویداد تلخ ترور هدفمند سردار قاسم سلیمانی در 3 ژانویه 2020 میلادی که به دستور مستقیم دونالد ترامپ صورت گرفت، جلوه ای کامل از تلاش برای آمریکایی سازی حقوق بین الملل است. در این مقاله  با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی و استفاده از اسناد بین المللی، رویکرد آمریکایی سازی حقوق بین الملل و چالش های فراروی جامعه بین المللی مورد بررسی و مداقه قرار خواهد گرفت

    کلیدواژگان: یکجانبه گرایی، آمریکایی سازی حقوق بین الملل، حقوق بین الملل، ترور هدفمند، سردار سلیمانی
  • ستار عزیزی* صفحات 123-150

    ترور سردار شهید قاسم سلیمانی به دستور مستقیم رییس جمهور آمریکا، موضوع قانونی بودن این ترور از منظر مقررات حقوق بین الملل و حقوق داخلی آمریکا را در محافل حقوقی مطرح کرد. رژیم اسراییل و دولت آمریکا با دستاویز مبارزه با تروریسم، مفهومی حقوقی با عنوان «قتل هدفمند» را ابداع نموده و کسانی را که به زعم آنها تروریست و در واقع، مخالف آنها بوده را ترور کرده اند. در این مقاله، از رهگذر مطالعه تطبیقی، نهاد قتل هدفمند از منظر قواعد و مقررات حقوق بین الملل و حقوق داخلی ایالات متحده آمریکا بررسی شده است. در حقوق داخلی آمریکا، به موجب دستور اجرایی شماره 12333، ترور ممنوع است. در دو دهه اخیر، قتل هدفمند اعضای القاعده و طالبان بر اساس قوانین خاص کنگره انجام شده و ترور سردار سلیمانی فاقد مجوز خاص کنگره در استفاده از نیروی نظامی علیه ایران بوده است. همچنین نظر به این که، سردار سلیمانی از فرماندهان نظامی دولت ایران بوده و میان دولتهای ایران و آمریکا، مخاصمه مسلحانه وجود ندارد، این ترور هدفمند، با مقررات حقوق بین الملل از جمله قواعد حقوق بین الملل بشر و حقوق بین الملل بشردوستانه، مغایر است.

    کلیدواژگان: سردار قاسم سلیمانی، قتل هدفمند، ترور، حق حیات
  • مصطفی فضائلی* صفحات 151-188
    بامداد سیزدهم دی 1398 مصادف با سوم ژانویه2020، رسانه های جهان خبر غیرمترقبه ای را مخابره کردند که قاطبه مردم ایران و جمعیت های کثیری از سایر ملل منطقه را در بهت و اندوهی ژرف فروبرد، و نگرانی عمیق بسیاری از مقامات سیاسی و امنیتی را حتی در ایالات متحده امریکا برانگیخت. ترور موثرترین فرمانده جبهه ی مبارزه با تروریسم تکفیری در منطقه به دست نیروهای امریکایی و به فرمان مستقیم رییس جمهور این کشور، سبب طرح بحث هایی گوناگون از جمله در میان حقوق دانان گردید. از نگاه حقوق بین الملل توسل به زور، ترور یک مقام عالی رتبه نظامی دولتی، نه در میدان نبرد که در سفری رسمی، نه برای ماموریت نظامی بلکه ماموریتی سیاسی به منظور گفت وگو  با مقامات رسمی کشور میزبان در راستای کاهش تنش های منطقه ای، چه وصف و ماهیتی می تواند داشته باشد؟ توجیهات ادعایی مقامات امریکایی تا چه اندازه می تواند از قابلیت استماع و اعتبار برخودارباشد؟ پی آمدهای حقوقی بین المللی حمله امریکا چه می تواند باشد؟ نوشته پیش رو، با توصیف و تحلیل وقایع مرتبط با قضیه و ارزیابی توجیهات مقامات امریکایی که عمدتا حول مفهوم دفاع مشروع مطرح شده، براساس سنجه های حقوقی بین المللی، به این نتیجه رسیده است که اقدام دولت امریکا فاقد هرگونه وجاهت حقوقی بوده و مصداق مسلم توسل به زور غیرقانونی مغایر منشور ملل متحد محسوب می شود، همچنین ناقض توافقات دوجانبه امریکا با عراق به ویژه موافقتنامه امنیتی بوده و مطابق مفاد اعلامیه تعریف تجاوز و اساسنامه رم، مصداق عمل تجاوز شناخته می شود و موجبات مسیولیت بین المللی دولت امریکا و مسیولیت کیفری عوامل دخیل در ارتکاب این اقدام نامشروع را فراهم می نماید..
    کلیدواژگان: تروریسم، سردار سلیمانی، حقوق بین الملل توسل به زور، دفاع مشروع، ترامپ
  • غلامعلی قاسمی*، محمد ستایش پور صفحات 189-216

    حمله هوایی پهپادی در سرزمین عراق به شهادت سردار قاسم سلیمانی و 9 تن از همراهان ایشان انجامید. مقاله حاضر با روش کتابخانه ای اطلاعات را گردآوردی کرده است تا به مساله وضعیت حقوقی اقدام آمریکا در شهادت سردار سلیمانی از نگاه حقوق مسیولیت بین المللی در نقض تعهد حقوق بشر پاسخ دهد. جستار حاضر بر این فرضیه مبتنی شده است که آمریکا مسیولیت دارد و بالمآل، به لحاظ حقوقی بین المللی می توان به دنبال پیامدهای آن بود. شهادت سردار سلیمانی و همراهان ایشان به تصریح رییس جمهور ایالات متحده آمریکا، تحت دستور مستقیم وی بوده است. ازاین رو طبق ماده (4) مجموعه مواد 2001 کمیسیون حقوق بین الملل در زمینه مسیولیت بین المللی دولت ها ناشی از عمل متخلفانه بین المللی، به آمریکا منتسب است و نقض تعهدات معاهداتی و عرفی کشور در زمینه حقوق بین الملل بشر دانسته می شود. بدین ترتیب، هر دو عنصر انتساب و نقض تعهد بین المللی محقق شده و طبق مواد (1) و (2) مجموعه مواد 2001، آمریکا مسیولیت بین المللی دارد. آمریکا به عنوان کشور متخلف باید تضمین معتبر و متقاعدکننده به عدم تکرار بدهد (ماده  30 (ب) مجموعه مواد 2001)، غرامت بپردازد و جلب رضایت صورت گیرد (مواد 36 و 37 مجموعه مواد 2001). جلب رضایت و تضمین عدم تکرار باید به طور معتبر و واقعی (غیرصوری) باشد و دراین مورد، این امر با خروج کامل نیروهای آمریکا از منطقه و به ویژه عراق محقق می شود.

    کلیدواژگان: شهید سلیمانی، ایالات متحده آمریکا، دولت ترامپ، نقض تعهد بین المللی، عمل متخلفانه بین المللی، مسئولیت بین المللی
  • سیامک کرم زاده*، عبدالله عابدینی صفحات 217-244
    دولت ایالات متحده طی عملیاتی نظامی در سحرگاه روز جمعه 3 ژانویه 2020 سپهبد قاسم سلیمانی را در نزدیکی فرودگاه بغداد به شهادت رساند. وزارت خارجه ایالات متحده پس از این اقدام، اعلام کرد که این امر به دستور دونالد ترامپ رییس جمهور این کشور انجام شده است. این اقدام واکنش های بسیاری را در سطح بین المللی برانگیخت. به طور مشخص، دولت عراق اعتراض خود را به اقدام ایالات متحده در سرزمین عراق به شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد. اقدام دولت امریکا در به شهادت رساندن سپهبد قاسم سلیمانی نقض آشکار حقوق بین الملل می باشد. این اقدام بر اساس اساسنامه دیوان بین المللی کیفری جرم تجاوز محسوب می شود و عاملان آن قابل تعقیب در دیوان بین المللی کیفری می باشند. علاوه بر این  اقدام امریکا علیه شهید قاسم سلیمانی ناقض کنوانسیون پیشگیری و مجازات جرایم ارتکابی علیه اشخاص حمایت شده بین المللی 1973 می باشد که اختلاف در مورد اجرای آن قابل طرح در دیوان بین المللی دادگستری است.این مقاله سعی دارد با مروری بر تحلیل های مطرح در مورد این حادثه آن را از ابعاد حقوقی بین المللی بررسی نماید. در پایان نوشتار حاضر ضمن برشمردن غیرقانونی بودن اقدام ایالات متحده در به شهادت رساندن سپهبد قاسم سلیمانی و همراهان وی، برخی راهکارها برای پیگیری حقوقی نیز مطرح می شود.
    کلیدواژگان: توسل به زور، دفاع مشروع، دیوان بین الملل کیفری، دیوان بین المللی دادگستری، موافقتنامه وضعیت حقوقی نیروی نظامی در کشور میزبان
  • هیبت الله نژندی منش* صفحات 245-275

    در سوم ژانویه 2020 دولت ایالات متحده آمریکا بوسیله پهپاد یک مقام عالی نظامی ایران  را به همراه چند تن دیگر از همکارانشان در فرودگاه بغداد به شهادت رساند. این اقدام ایالات متحده آمریکا به دستور مستقیم رییس جمهور این کشور صورت گرفت. در این نوشتار به بررسی این سوال پرداخته شده است که آیا می توان ترور سردار سلیمانی و دیگر همکاران ایرانی ایشان را جنایت علیه بشریت توصیف کرد؟ برای پاسخ به این سوال، نویسنده تلاش کرده است تا در پرتو اسناد بین المللی و همچنین رویه قضایی ذیربط به تحلیل و بررسی موضوع بپردازد. بر اساس یافته های این تحقیق در صورتی که بتوانیم اثبات کنیم تحریمهای نامشروع و ممتد ایالات متحده آمریکا علیه مردم ایران به مثابه حمله (یا تعرض) گسترده یا برنامه ریزی شده علیه جمعیت غیرنظامی (از جمله بیماران) می باشد که برطبق سیاست دولت آمریکا یا برای پیشبرد این سیاست اعمال می گردد، و ترور سردار سلیمانی و دیگر اتباع ایرانی به عنوان بخشی از این تعرض، گسترده یا برنامه ریزی شده می تواند جنایت علیه بشریت توصیف شود. بنابر یافته این تحقیق پیشنهاد می شود تا مستندات و ادله محکمه پسند برای اثبات این که دولت آمریکا سلسله رفتاری را در قالب یک تعرض گسترده یا برنامه ریزی شده علیه مردم ایران انجام می دهد، تهیه گردد. همچنین لازم است تا پژوهش های بیشتری بر این موضوع و بویژه بحث تحریم های ایالات متحده آمریکا علیه مردم ایران متمرکز گردند.

    کلیدواژگان: جنایات علیه بشریت، سردار سلیمانی، ایالات متحده آمریکا، حقوق بین المللی بشر، دیوان بین المللی کیفری
|
  • Azam Amini *, Vahid Bazzar Pages 1-24
    The US military operation to assassinate General Soleimani, contrary to its claim, does not comply with the elements and conditions of self-defense and is an internationally wrongful act. The subject of this article is assessing the possibility of prosecution of criminal responsibility and civil responsibility arising from this wrongful act before the International Criminal Court and the International Court of Justice. Despite Iran and US are not parties to the Statute of International Criminal Court, Iran could create the possibility of exercising jurisdiction by the court over the case through inviting Iraq to accept the ad hoc jurisdiction of the court. But, even in these circumstances, the assassination of General Soleimani cannot be pursued within the framework of one of the four crimes under the jurisdictional of the Court. It is possible to pursue US civil responsibility for this wrongful act by resorting to the Convention on the Prevention and Punishment of Crimes against Internationally Protected Persons 1973 (1973) to which the Iran and US are the parties. This Convention, which prohibits the commission of certain crimes, including murder, against internationally protected persons, has provided a dispute settlement mechanism that will eventually lead to the International Court of Justice.
    Keywords: Qassem Soleimani, International Criminal Court, International Court of Justice, self-defense, Internationally Protected Persons
  • Abolfath Khaleghi * Pages 25-62
    The extensive grounds of terrorist’s unpunishment, specifically in the newly-founded and governmental crimes, has affected the frequency of these terrorist acts and has led to the increasing development of their anti-human practices in regional and global levels. The unprecedented order and official terror of internationally protected persons, including the commander of the Quds Force by the US president, is the example of a crime that has violated treaties, customary rules and international legal principles and the new forms of terrorism, which could be imitated  by other states’ presidents, threatens the peace and stability of the international community. Considering that the terrorist act was committed in the territory of a foreign country with the aiding and abetting of alien’s nationals, the victim's country is not easily able to prosecute the commanders who ordered and perpetrators of that incident. This is due to the fact that the terrorist act has occurred outside the territory of the Islamic Republic of Iran and therefore the principle of territorial jurisdiction, which is the basis for the determination and recognition of the competent courts and law, cannot be enforced. Overcoming this fundamental obstacle and finding legal solutions to achieve the governing rules and the competent authority by exploring the jurisdictional aspects of international institutions is a challenge that has been addressed in this article through a descriptive-analytic method of study. Strategies such as applying the principles of substitute competence, using the capacity of the relevant states’ cooperation, legal capacity-creating based on the measures tested in the world community, constitute applicable responses for solving the problem.
    Keywords: Terrorism, Prosecution, Jurisdiction, Martyr Soleimani, Quds Force
  • Mahnaz Rasihidi *, Ali Mashhadi Pages 63-90
    After assassination of Major General Qassem Soleimani on January 2020 by the USA, an issue that arose between Iranian and international jurists from the beginning was the legal response of the Government of the Islamic Republic of Iran to the incident. This key question came to mind that which legal response to US illegal action should or can take place? In this regard, numerous opinions and guidelines were put forward by national and international jurists. Lodging Complaint in international judicial bodies, putting forward the criminal responsibility of the perpetrators, self-defense, reprisal and countermeasure, putting forward the US government's international responsibility before International Court of Justice, lodging complaint before national courts and employing human rights means to condemn US were the most important ones among these guidelines. This paper attempts to examine these legal responses within the context of existing international law and national legal rules of Iran and Iraq. The basic presumption of this article in answering the main question is that among the legal remedies available in the current circumstances lodging a complaint in International Court of Justice seems more appropriate.
    Keywords: Martyr Qassem Soleimani, Human Rights, self-defense, International Terrorism, International Court of Justice
  • Seyed Ghasem Zamani *, Pouya Berelian Pages 91-122

    Undoubtedly, one of the most important threats and challenges to modern international law in the coming age is the Americanization of International Law by the United States. Imposing US government sovereignty and hegemony on the legal rules, procedure and performance of international organizations more than anything sacrifices the solidarity of international law advocates and the globalization process in line with strengthening the interests and national security of powers. The above process, which prefers politic and power over law,  has reached its peak during the 45th President of the United States, Donald Trump, and it has been based on the transparent operation and procedure regarding international laws, despite facing accusations such as adopting contradictory measures in foreign policy, major US policies, especially in the Trump era. In the meantime, the targeted assassination of Gen. Qassem Soleimani and his companions on January 3, 2020, ordered by Donald Trump, is considered as a comprehensive manifestation of the United States' attempt for Americanization of international law. In this article, through employing the library and internet resources and using international documents, the approach of the Americanization of International Law and challenges meeting international community would be examined and scrutinized.

    Keywords: unilateralism, Americanization of International Law, International Law, Targeted Assassination, General Soleimani
  • Sattar Azizi * Pages 123-150

    The assassination of Martyr Qassem Soleimani, by order of the President of the United States, raised the issue of the legality of the assassination in terms of international law and the US domestic legal system in legal circles. The Israeli and US governments have coined the concept of "Targeted Killing" with the pretext of combating terrorism and have assassinated those who they believed to be terrorists and in fact opposed them. In this article, through a comparative study, the institution of targeted killing is examined from the standpoint of international law and US domestic law. In US domestic law, assassination is prohibited by Executive Order 12333. In the recent two decades, targeted killings of al-Qaeda and Taliban members have been carried out under specific congressional rules, and the assassination of General Soleimani has not been authorized by Congress to use force against Iran. Furthermore, owing to the fact that General Soleimani was one of the military commanders of the Iranian government and there is no armed conflict between the governments of Iran and the United States, this targeted assassination is contrary to international law, including international human rights law and international humanitarian law.

    Keywords: General Soleimani, Targeted Killing, Terror, Right to Life
  • Mostafa Fazaeli * Pages 151-188
    At the dawn of 3 January 2020, a surprising unpredicted event reported via mass media and made the whole Iranian nation and many peoples in the region deeply shocked and sad and caused serious concerns of many politicians and statesmen, even in the United States of America. Assassination of the most influential commander in the frontline against the Takfiri terrorism in the region by American military forces in Iraq, under the direct command of the president of this state, has raised numerous discussions including among lawyers. How could the assassination of a governmental high-ranking military commander, not in a battlefield, but during an official mission not of a military kind, but a diplomatic one to make a dialogue with the authorities of the host state for decreasing the regional tensions be characterized according to international law on the use of force? How much the American alleged justifications could be heard and valid? What would be the international legal consequences of the US attack? This study, through analyzing the facts related to the case and evaluating alleged justifications of the United States that are mainly around self-defense, on the basis of governing rules and regulations on the use of force, has come to this conclusion that the US act lacks any legal justification and is an manifest example of illegal resorting to force which is incompatible with UN Charter. Furthermore, it has violated the US-Iraq bilateral agreements and specifically Status of Forces Agreement (SOFA). and in accordance with the Declaration on the Definition of Aggression and the Rome Statute, is the example of act of aggression and paves the way of international responsibility of US governments and criminal responsibility of persons engaged in the commission of this illegitimate act.
    Keywords: Terrorism, Major General Soleimani, International Law on the Use of Force, self-defense, Trump
  • Gholamali Ghasemi *, Mohamad Setayeshpur Pages 189-216

    Drone airstrike in the territory of Iraq led to martyrdom of Major General Qasem Soleimani and nine of his companions. The present paper has collected the information through a library approach in order to answer the question of legal status of US action in the martyrdom of Major General Soleimani under international responsibility in violation of human rights obligations. This research is based on an assumption according to which US is responsible and the as a result, the related consequences can be sought under international law. Martyrdom of General Soleimani and his companions had been committed by US president direct order, according to his implicit statement. Therefore it is attributed to USA pursuant to article 4 of International law commission’s Draft Articles on Responsibility of States for Internationally Wrongful Acts (ARSIWA 2001),  and has been regarded breach of international obligations of the state in question in the realm of treaty and customary of international human rights. As such, both attribution and breach of international obligation, as two elements of internationally wrongful act have been realized and USA is regarded responsible in accordance with Articles 1 and 2 of ARSIWA 2001. USA as the wrongdoer state must provide a valid and persuasive Assurance of non-repetition (Article 30(b) of ARSIWA 2001), must compensate and provide satisfaction (Articles 36 and 37 of ARSIWA 2001). Satisfaction and Assurance of non-repetition must be valid and real and, in this situation, complete withdrawal of US forces from the region in question and specially Iraq, may make it achievable.

    Keywords: Martyr Soleimani, United States of America, Trump Administration, Breach of International Obligation, Internationally Wrongful Act, International Responsibility
  • Siamak Karamzadeh *, Abdollah Abedini Pages 217-244
    During a military operation on Friday, January 3, 2020, the US government killed Major General Qassem Soleimani near the Baghdad Airport. The US Department of State announced that this operation has been conducted by the order of President Donald Trump. This act sparked a vast reaction at the international level. Specifically, the Iraqi government expressed its opposition regarding the operation on the territory of Iraq to the UN Security Council. The US operation in martyrdom of Major General Qassem Soleimani is a gross violation of international law. According to the Statute of the International Criminal Court, this act is regarded as the crime of aggression and its perpetrators are prosecutable by International Criminal Court. In addition, the US action against martyr Qassem Soleimani violates the Convention on the Prevention and Punishment of Offenses against Internationally Protected Persons of 1973 dispute of the parties on which can be presented before the International Court of Justice. This article attempts to examine this incident in terms of international legal aspects through reviewing the analyses presented as regards it. While outlining the illegality of the United States' operation in martyrdom of Major General Qassem Soleimani and his associates, available remedies will be suggested as well.
    Keywords: Resort to Force, Self Defense, International Criminal Court, International Court of Justice, SOFA
  • HEYBATOLLAH NAJANDIMANESH * Pages 245-275

    On 3 January 2020, USA government assassinated an Iranian high-ranking military official and some of his companions by a drone near the Baghdad Airport.  This act of USA was conducted by the direct order of its president. This article has dealt with this question whether assassination of Major General Soleimani and his colleagues can be legally characterized as a crime against humanity? To answer this question, the author has tried to analyze and examine the subject in the light of the relevant international law documents and case-law. According to the findings of this research, given the illegitimate and protracted US sanctions against the Iranian nation as a widespread or systematic attack against the civilian population (including the ill persons) in accordance or to further the US policy, the assassination of General Soleimani and other Iranian nationals as a part of this widespread and organized attack may be qualified as a crime against humanity. In accordance with the finding of this article, it is suggested that good cause evidence and documents be provided for proving that the US is committing course of conduct as a widespread or systematic attack against the Iranian population. It is necessary that more researches concentrate on this subject and specifically on US sanctions against Iranian people

    Keywords: Crimes against Humanity, General Soleimani, United States of America, International Human Rights Law, International Criminal Court