فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و هشتم شماره 6 (شهریور 1399)
  • سال بیست و هشتم شماره 6 (شهریور 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرزین باقری شیخانگفشه*، الناز صادقی چوکامی صفحات 2700-2704

    مقدمه جهان در چند ماه اخیر در معرض تهدیدی جدی و در حال پیشرفت به نام ویروس کرونا 2019 قرار گرفته است. ویروسی که بیش از یک ماه طول نکشید تا به یک بیماری همه گیر تبدیل شود و سراسر جهان را با مسری بودن خود درگیر کند. این ویروس که از شهر ووهان چین آغاز شد، به سرعت میلیون ها نفر از مردم جهان را با خود درگیر کرد. به دنبال آن مرزها در سطح بین المللی بسته شدند، ارتباط ها کاهش یافت و میلیاردها نفر در خانه های خود قرنطینه شدند. از آنجا که سازمان بهداشت جهانی در جهت تلاش برای مهار و کنترل این بیماری تلاش می کنند، مهم ترین راهکارهای توصیه شده توسط سازمان بهداشت جهانی و مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری، فاصله گذاری اجتماعی، رعایت بهداشت فردی و ضد عفونی کردن است. این شرایط باعث شد تقاضا برای خرید ماسک، دستکش، الکل و مواد ضدعفونی کننده به میزان قابل توجهی افزایش یابد. با این وجود، افراط در این زمینه ممکن است موجب ایجاد اختلالات روان شناختی مختلفی از جمله وسواس فکری-عملی و احتکار شود که نیازمند توجه و بررسی های بیشتری است.

    کلیدواژگان: کرونا ویروس 2019، کووید-19، پاندمی، وسواس فکری-عملی، احتکار
  • علیرضا دانش کاظمی، مهناز ارثی* صفحات 2705-2719
    مقدمه

    یکی از معایب کامپوزیت رزین های امروزی، انقباض ناشی از پلیمریزاسیون و ایجاد ریزنشت می باشد. این انقباض می تواند باعث حساسیت دندان، رنگ گرفتگی حاشیه مارجین ها و پوسیدگی ثانویه شود. هدف از این مطالعه، مرور عوامل موثر بر میزان ریزنشت کامپوزیت های بیس متاکریلات و سیلوران و مقایسه آن ها با یکدیگر می باشد. در این راستا تاثیر تکنیک پرکردن حفره (روش لایت کیورینگ) و اثر شیارهای گیردار ارزیابی می گردد.این مطالعه مروری، با جستجو در منابع کتابخانه ای و پایگاهPub Med ، ,ISI of Science Google Scholar و با استفاده ازکلید واژه هایMicroleakage, Siloran-Based Composite, Methacrylate-Based Composite, Retentive Groove , Light  Curing Technique  از سال 1984 به بعد جمع آوری و تدوین گردید. با وجود این که هنوز به طور قاطع مشخص نشده است که کدامیک از روش های قرار دهی در تکنیک لایه ای (Oblique ,vertical, split) مناسب تر است، به نظر می رسد روش لایه ای نسبت به روش توده ای مزایایی دارد که می تواند در کاهش انقباض ناشی از پلیمریزاسیون  و ریزنشت ناشی از آن موثر باشد. هم چنین می توان نتیجه گرفت کامپوزیت های با بیس سیلوران، ریزنشت کمتری دارند، اما عواملی چون نوع حفره، وسعت حفره، فاصله از CEJ، و نوع سیستم باندینگ سیلوران، نیز در میران ریزنشت آن ها دخیل هستند. وجود شیارهای گیردار در حفرات مفید به نظر می رسند زیرا که باعث افزایش ناحیه اتصال و گیر مکانیکی و هم چنین کاهش انقباض مارجینال ناشی از پلیمریزاسیون و ریزنشت ناشی از آن می شود.

    نتیجه گیری

     در نهایت می توان گفت که ریز نشت را نمی توان به طور کامل متوقف کرد و باید مطالعات بیشتری، به ویژه مطالعات کلینیکی، انجام گیرد تا اثرات این موارد به طور کلینیکی نشان داده شود.

    کلیدواژگان: ریزنشت، کامپوزیت های با بیس سیلوران، کامپوزیت های با بیس متاکریلات، شیار گیردار، روش نوردهی
  • سیما صدیقی، محمدحسن جوکار، ملیحه مرادزاده* صفحات 2720-2733

    مقدمه سندروم های پولیپوز هامارتوم دسته ای نادر از اختلالات اتوزوم غالب بوده که مشخصه آن ها وجود پولیپ های هامارتوم در مجرای معده ای-روده ای می باشد از میان اختلالات می توان به سندروم پولیپوز جوانان (JPS)، سندروم پتز- جگر (PJS) و سندروم هامارتوم PTEN (PHTS) اشاره کرد. PHTS خود شامل سندروم کاودن، سندروم بنایان- رایلی- رووالکابا (BRRS) و سندروم پروتیوس می باشد. به طور روتین تشخیص سندروم پولیپوز هامارتوم HPS از روی معیارهای بالینی انجام می گیرد، اما بعضی اوقات تشخیص این سندروم به خاطر شدت متفاوت علایم بالینی حتی درون یک خانواده مشکل ساز می شود. به همین جهت امروزه از تست ژنتیکی جهش های لایه زایا مرتبط با این بیماری در فرایند تشخیص بهره مند می شوند. استراتژی مدیریت هرسندروم به خاطر نشانه های خارج روده ای و سرطان های متنوع، متفاوت می باشد. آگاهی های بالینی و تشخیص اولیه HPS با ارزش می باشد، به همین جهت به بیماران مبتلا و خانواده های در خطر ابتلا، مشاوره ژنتیکی و مراقبت پیشنهاد داده می شود. مراقبت در بچه های با HPS ممکن است از به وجود آمدن اختلالات روده ای و خارج روده ای جلوگیری کند، و در بزرگسالان خطر سرطان های روده یا پستان را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: سندروم های پولیپوز هامارتوم، سندروم پولیپوز جوانان، سندروم پتز- جگر، سندروم کاودن، سندروم بنایان- رایلی- رووالکابا
  • پیمان عینی، عاطفه سلیمانی، پویا عینی*، محمدعلی سیف ربیعی صفحات 2734-2741
    مقدمه

    بروز پلورال افیوژن چه در بیماران بستری و چه در بیماران سرپایی اتفاق می افتد. شناخت مهم ترین و شایع ترین علل پلورال افیوژن در هر منطقه و جوامع مختلف می تواند گامی مفید در جهت تشخیص زودرس و به موقع علل و متعاقب آن، درمان به موقع و در نتیجه کاهش زمان و بار هزینه های تشخیصی و درمانی تحمیلی بر بیماران باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی مقطعی تعداد 407 بیمار بستری در بیمارستان های سینا و شهید بهشتی همدان به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. داده های به دست آمده توسط نرم افزار version 16 SPSS   مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    از مجموع 407 بیمار،262 نفر (64/4%) مرد و 145 نفر (35/6%) زن بودند. تعداد 244 نفر (60%) مبتلا به پلورال افیوژن اگزوداتیو، 110 نفر(27%) افیوژن ترانسوداتیو و 53 نفر (13%) مبتلا به آمپیم بودند. از 244 مورد افیوژن اگزودایی در 135 مورد (55/3%) پنومونی، 50 مورد (20/5%) بدخیمی ریه، 33مورد (13/5%) سایر بدخیمی ،13 مورد (5/3%) سل، 7 مورد (2/9%) ترومبوآمبولی ریه و 6 مورد باقی مانده سایر علل گزارش شده بود. شایع ترین علت ایجاد کننده آمپیم، پنومونی در 83% موارد بود.

    نتیجه گیری

    در این مطالعه، پلورال افیوژن اگزوداتیو شایع ترین نوع افیوژن ها پلور بود. در تمام انواع پلورال افیوژن درگیری سمت راست بیشتر بود. انجام مطالعات و پژوهش هایی از این قبیل، از طریق شناسایی و تعیین علل شایع در هر منطقه، برخورد اولیه با پلورال افیوژن ها را از نظر تشخیصی و درمانی تا زمان رسیدن به تشخیص قطعی، تسهیل می کند.

    کلیدواژگان: پلورال افیوژن، پنومونی، آمپیم، اگزودا، ترانسودا
  • سیده زهرا حسینی سیسی، محمدعلی آذربایجانی*، محمدرضا وفائی نسب، مقصود پیری، محمدرضا دهقانی صفحات 2742-2754
    مقدمه

    یایسگی با کاهش سطح هورمون استروژن موجب تغییر ساختار عضله می شود. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر ورزش مقاومتی به همراه مصرف ویتامین D و کلسیم در دوره قبل از یایسگی بر بافت عضلانی در دوره یایسگی موش صحرایی بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی موش های صحرایی ماده به طور تصادفی به گروه های کنترل، دارونما، ویتامین D، کلسیم، ورزش مقاومتی، ویتامینD -کلسیم، ویتامینD- ورزش مقاومتی، کلسیم-ورزش مقاومتی، ویتامینD-کلسیم-ورزش مقاومتی تقسیم شدند. گروه های کنترل و دارونما به ترتیب با رژیم غذایی استاندارد و روغن کنجد تغذیه شدند. میزان کلسیم مصرف شده 35mg/kg  و میزان ویتامین D10000 IU در طول دوره دو ماهه بود و در گروه های ورزش مقاوتی دو ماه تمرین با نردبان انجام شد. سپس اوارکتومی انجام شد و از بافت عضله دو قلو نمونه برداری شد و قطر فیبر عضلانی، تعداد سلول های عضلانی و چربی و تعداد سلول های التهابی بررسی شدند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از one-way ANOVA و نرم SPSS version 20 انجام شد.

    نتایج

    در مقایسه با گروه کنترل افزایش سلولهای چربی در گروه های ویتامین D، کلسیم-ویتامین D، ویتامین D-ورزش مقاومتی و دارونما مشاهده شدند ولی این تفاوت معنی دار نبود. در تمامی گروه های مطالعه قطر فیبرهای عضلانی افزایش معنی داری نسبت به گروه کنترل داشتند(P <0.001). در گروه های کلسیم-ورزش مقاومتی (9±103)، ویتامین D- ورزش مقاومتی (6.9±105) و کلسیم-ویتامین D-ورزش مقاومتی (3.16±114) تعداد سلول های عضلانی افزایش معناداری داشتند در حالی که سلول های التهابی تنها در گروه های کنترل و دارونما دیده شدند.

    نتیجه گیری

     ورزش مقاومتی منظم به همراه مصرف مکمل های ویتامینD و کلسیم در دوره قبل از یایسگی می تواند قطر فیبر عضلانی و تعداد سلول های عضلانی را بعد از دوران یایسگی بهبود بخشد و روند کاهش قدرت عضلانی و التهاب عضلات را در دوره یایسگی به تاخیر بیندازد.

    کلیدواژگان: یائسگی، ویتامین D، ورزش مقاومتی، کلسیم، عضله
  • مسعود جوکار، فاطمه زارعی، محمد شرافتی مقدم*، حامد علی زاده پهلوانی صفحات 2755-2765
    مقدمه

    پروتیین های mTOR و SREBP1 نقش مهمی در تنظیم و متابولیسم بافت چربی دارند که می توانند از طریق مسیر mTORC1 فعال شوند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر 8 هفته تمرین استقامتی بر محتوای پروتیین های mTOR و SREBP1  در بافت چربی زیرجلدی موش های صحرایی نژاد اسپراگوداولی چاق مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی، 16 سر موش صحرایی نر 3 ماهه از نژاد اسپراگوداولی با میانگین وزن 20 ±300 گرم انتخاب و پس از دیابتی شدن از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتین آمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی (8 سر) و کنترل دیابتی (8 سر) تقسیم ‏شدند؛ گروه تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامه تمرینی به‏ مدت 8 هفته به تمرین ورزشی پرداختند؛ در حالی که گروه کنترل هیچ گونه برنامه تمرینی نداشتند.برای تجزیه  و تحلیل داده ها از آزمون t-مستقل در نرم افزارversion 19  SPSS استفاده‏ شد.

    نتایج

    افزایش معنی داری در محتوای پروتیین های mTOR (0/001>p) و SREBP1 (0/0001>p) در گروه تمرین نسبت به کنترل مشاهده شد؛ وزن موش های صحرایی گروه کنترل افزایش (0/003>p) و گروه تمرین کاهش (0/002>p) معنی داری در پایان هفته هشتم نسبت به هفته اول یافته بود؛ هم چنین میزان قند خون در گزوه کنترل افزایش  (0/001>p) و گروه تمرین کاهش (0/0001>p) معنی داری در هفته هشتم نسبت به هفته اول یافته بود.

    نتیجه گیری

     تمرین استقامتی توانست وزن، میزان قند خون و محتوای پروتیین های mTOR و SREBP1 را تنظیم کند؛ بنابراین، تمرین استقامتی می تواند عاملی مهم برای کنترل و تنظیم سوخت وساز بافت چربی باشد و این نوع تمرینات می تواند برای آزمودنی های چاق مبتلا به دیافت نوع 2 مثمرثمر باشد.

    کلیدواژگان: بافت چربی، تمرین استقامتی، پروتئین mTOR، پروتئین SREBP1، دیابت نوع 2
  • وحید یخچی، شبنم جهانی زاده، فاطمه یزدیان، حمید راشدی*، بی بی فاطمه حقیرالسادات صفحات 2766-2780
    مقدمه

    بارگذاری مواد موثره گیاهان دارویی در نانوحامل های لیپیدی باعث کاهش واکنش ماده فعال گیاه با محیط اطراف مانند آب و اکسیژن شده و شدت انتقال یا تبخیر به محیط بیرون را تقلیل می دهد. در این مطالعه، به منظور ارتقاء اثرگذاری عصاره زنجبیل، بارگذاری این عصاره در نانولیپونیوزوم ساخته شده به روش هیدراتاسیون لایه نازک صورت گرفت و اثر ضد قارچی آن بر رشد قارچ های آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوسپارازیتیکوس مورد بررسی قرار گرفت.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، استخراج عصاره با استفاده از روش سوکسله انجام شد. فعالیت ضد قارچ عصاره زنجبیل با روش های پخش دیسک و رقت ریزگردها بررسی شد. اثر مهاری عصاره بررسی شد. شاخص های فیزیکوشیمیایی و خصوصیات ساختاری نانوذرات از نظر بازده درون گیری، منحنی رهایش دارو، سایز نانوذرات، پتانسیل زتا، مورفولوژی سطح، طیفFTIR (Fourier-transform infrared spectroscopy) ، DLS (Dynamic light scattering) و)Scanning electron microscope(SEM تعیین گردید.

    نتایج

    بررسی های FTIR نشان داد عصاره زنجبیل و نانولیپونیوزوم هیچ گونه تعامل شیمیایی که منجر به تغییر گروه های عاملی شود، نداشتند. تصاویر SEM مورفولوژی کروی ذرات و میانگین اندازه ذرات nm 73 را نشان داد. عصاره زنجبیل با بازده از 71% ندرون نانولیپونیوزوم بارگذاری شد.  هم چنین مشخص شد عصاره زنجبیل اثر ضد قارچی قوی تری نسبت به قارچ آسپرژیلوس فلاووس در برابر قارچ آسپرژیلوس پارازیتیکوس دارد. در دو دمای C 37 و C 42، میزان رهایش عصاره زنجبیل در pH 4/5 در مقایسه با pH 7/4 بالاتر بود.

    نتیجه گیری

    نانولیپونیوزوم حاوی عصاره زنجبیل با برخورداری از ویژگی های مناسب فیزیکوشیمیایی، افزایش پایداری دارو و کنترل خوب رهایش، می تواند یک عامل ضد قارچ امیدوار کننده با اثرات ضد قارچ بالا و عوارض جانبی کم باشد.

    کلیدواژگان: عصاره زنجبیل، نانولیپونیوزوم، آسپرژیلوس فلاووس، آسپرژیلوس پارازیتیکوس، ضد قارچ
  • مریم طهرانی پور، راحله پاک جامه*، سعیده طفربالانژاد صفحات 2781-2793
    مقدمه

    تعداد نورون های مناطق هیپوکامپ می تواند تاثیر مستقیمی بر عملکرد آن داشته باشد . گیاه برازمبل از تیره نعناعیان دارای خواص آنتی اکسیدانی شاید است. هدف بررسی اثرات استرس و عصاره برازمبل بر دانسیته نورونی CA1,CA2 در موش صحرایی نر بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی موش های صحرایی نژاد ویستار به 5 گروه 6 تایی شامل کنترل، کنترل منفی تحت استرس ، تجربی (شامل: استرس و دریافت کننده عصاره برازمبل با دوزهای mL 50، mL 75 و mL 100) تقسیم شدند. گروه استرس مدت 21 روز داخل محدود کننده رت مدت 2 ساعت قرار گرفتند. گروه های دریافت کننده عصاره نیز به مدت 21 روز، به روش گاواژ عصاره را دریافت داخل محدود کننده قرار گرفتند. پس از خارج کردن مغز با عمل پرفیوژن، هیپوکامپ برش گیری و رنگ آمیزی شد ، دانسیته نورونی به روش دایسکتور و متداستریولوژی محاسبه شد. نتایج توسط نرم افزار Minitab 16 با آزمون آماری t-test و ANOVA در سطح معناداری (0/05 <p) تحلیل شدند.

    یافته ها

    آنالیز آماری داده ها نشان می دهد که میانگین دانسیته نورونی در گروه استرس نسبت به کنترل در  CA1 و CA2 کاهش معناداری را نشان می دهد (0/01 <p). میانگین دانسیته نورونی ناحیه CA1 بین گروه استرس (3±29) و تیمار هیدروالکلی دوز mg/kg50 (3±25) افزایش معناداری را نشان می دهد. هم چنین میانگین دانسیته نورونی در گروه استرس با عصاره دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم برابر (3±27) و در گروه تیمار با عصاره هیدروالکلی دوز 100 میلی گرم بر کیلوگرم (3±25) می باشد. میانگین دانسیته نورونی ناحیه CA2 بین گروه استرس (3±21) و تیمار هیدروالکلی دوز mg/kg50 (3±28) افزایش معناداری را نشان می دهد (0/01 <p). هم چنین میانگین دانسیته نورونی در گروه استرس با عصاره دوز 75 میلی گرم بر کیلوگرم برابر (3±27) و در گروه تیمار با عصاره هیدروالکلی دوز 100 میلی گرم بر کیلوگرم (3±22) می باشد که در مقایسه با گروه استرس افزایش معناداری را نشان می دهد (0/01 <p)

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان می دهنداحتمالا عصاره هیدروالکلی برازمبل به دلیل داشتن مواد پلی فنلی مانند فلاونوییدها باعث افزایش دانسیته نورونی هیپوکامپ مغز می شود که به دلیل خاصیت آنتی اکسیدانی بالا و... می باشد

    کلیدواژگان: عصاره هیدروالکلی، دانسیته نورونی، گیاه برازمبل، هیپوکامپ
|
  • Farzin Bagheri Sheykhangafshe*, Elnaz Sadeghi Chookami Pages 2700-2704
    Introduction In the recent months, the world has been exposed to a serious and evolving threat called the Corona virus disease 2019. A virus that did not take more than a month to become a pandemic disease and it has infected the whole world with its contagion. The virus, which originated in the Chinese city of Wuhan, quickly infected millions of people around the world. As a result, borders were closed internationally, communications were reduced, and billions were quarantined in their homes. The most important strategies recommended by the World Health Organization and the centers for disease control and prevention are such as social distancing, personal hygiene, and disinfection. This situation led to a significant increase in demand for masks, gloves, alcohol, and disinfectants. However, excess in this area may cause various psychological disorders, including obsessive-compulsive disorder and hoarding, which need further attention and investigation..
    Keywords: Coronavirus 2019, COVID-19, Pandemic, Obsessive-Compulsive Disorder, Hoarding
  • Alireza Daneshkazemi, Mahnaz Ersi* Pages 2705-2719
    Introduction

    An important disadvantage of current dental resin composites is their polymerization shrinkage and production of microleakage. This shrinkage can cause tooth sensitivity, marginal discoloration, and secondary caries. The objective of this study was to review the effective factors on microleakage of methacrylate and silorane composites and compare them with each other.This reviewed article was compiled and searched on library sources and Google scholar, Pubmed, ISI of science database, using the key words “Microleakage, Siloran-Based Composite, Methacrylate-Based Composite, Retentive Groove, Light Curing Technique,” from 1984 -2019.Although it is not yet definitely clear, which methods of layering techniques (oblique, vertical, split) are more suitable, it seems that the layering technique has advantage over the bulkythat can effective in decreasing the shrinkage caused by polymerization and the resulting microlaekage.  It can also be concluded that silorane base composites have less shrinkage, but some factors such as cavity type, cavity extent, cavity margin distance to CEJ, type of silorane base  bonding system are also involves in their microleakage.  It seems the presence of retention grooves in the cavities seems useful, because it increases the bonding area and mechanical retention as well as decreases the marginal shrinkage due to polymerization and the resulting microleakage.

    Conclusion

    Finally, it can be said that microleakage cannot be stopped completely, and more studies, especially clinical studies, should be conducted to show the effects of these cases clinically.

    Keywords: Microleakage, Silorane-based composite, Methacrylate-based composite, Retentive Groove, Light curing technique
  • Sima Sedighi, MohammadHassan Jokar, Maliheh Moradzadeh* Pages 2720-2733
    Introduction Hamartomatous Polyposis Syndromes (HPS) are a rare group of dominant autosomal inheritance, which is characterized by the development of hamartomatous polyps in the gastrointestinal tract. This syndrome included Juvenile Polyposis syndrome (JPS), Peutz-Jeghers syndrome (PJS), and PTEN Hamartoma Tumour Syndrome (PHTS). PTEN Hamartoma Tumour Syndrome (PHTS) itself includes Cowden Syndrome, Bannayan-Riley-Ruvalcaba Syndrome (BRRS), and Proteus Syndrome. Diagnosis of Hamartum polyarthritis syndrome (HPS) is routinely made based on clinical criteria, but sometimes the diagnosis of this syndrome becomes problematic due to the varying severity of clinical symptoms even within a family.Therefore, today, genetic testing of germ-related mutations associated with this disease is used in the diagnosis process. Management strategy of the syndrome is different due to extra-intestinal symptoms and various cancers. Clinical awareness and early diagnosis of HPS is important, so it is recommended to patients and families at risk for genetic counseling and care. Surveillance in children with HPS might prevent intestinal and extra-intestinal disorders, and reduce the risk of intestinal cancer or breast cancer in adults.
    Keywords: Hamartomatous polyposis syndromes, Juvenile polyposis syndrome, Peutz-Jeghers syndrome, Cowden Syndrom, Bannayan-Riley-Ruvalcaba Syndrome
  • Peyman Eini, Atefeh Soleimany, Pooya Eini*, MohammadAli Seifrabie Pages 2734-2741
    Introduction

    Occurrence of pleural effusion occurs in both hospitalized and outpatients. Recognizing the most important and common causes of pleural effusion in each region and in different communities can be a useful step in early and timely diagnosis of the causes and, consequently, timely treatment and thus reducing the time and burden of diagnostic and therapeutic costs imposed on patients.

    Methods

    In this descriptive cross-sectional study, 407 patients admitted to Sina and Shahid Beheshti hospitals in Hamadan were studied by census. Data were analyzed with SPSS software (ver. 16).

    Results

    From 407 patients with pleural effusion in this study, 262 persons (64.4%) were men and 145 (35.6%) women. There were 244 persons (60%) with exudative pleural effusion, 110 persons (27%) with transudate effusion and 53 persons (13%) with empyema. Out of 244 exudative effusion cases, in 135 cases (55.3%) were recorded pneumonia, 50 cases (20.5%) lung malignancy, 33 cases (13.5%) other malignancies, 13 cases (5.3%) tuberculosis, 7 cases (2.9%) pulmonary thromboemboli and 6 remained cases  (2.5%) were other causes. Pneumonia was the most common cause of empyema.

    Conclusion

    According to results of this study, exudative pleural effusion was the most common type of effusions. In all types of pleural effusions, the most common site of involvement was right hemithorax. Identifying common causes of pleural effusions in each region facilitates the initial treatment of pleural effusions until reaching a definitive diagnosis.

    Keywords: Pleural effusion, Pneumonia, Empyema, Exudate, Transudate
  • Seyedeh Zahra Hosseini Sisi, MohammadAli Azarbayjani*, MohammadReza Vafaeenasab, Maghsoud Peeri, MohammadReza Dehghani Pages 2742-2754
    Introduction

    Menopause can change the musculoskeletal system by reducing estrogen hormone levels. The aim of this study was to evaluate the effect of regular resistance training accompanied by vitamins D and calcium supplements during pre-menopausal period on muscle tissues of Wistar rats’ postmenopausal period.

    Methods

    In this experimental study, female Wistar rats were randomly divided into control, placebo, vitamins D, Calcium, excercise, vitamins D- Calcium, vitamins.D- excercise, Calcium - excercise, and vitamins.D‐ Calcium - excercise groups. Control and placebo groups were fed with a standard diet and sesame oil, respectively. The amount of calcium consumed was 35 mg / kg and the amount of vitamin D was 10000 IU during the two-month period, and in the resistance training groups, two months of training was performed with a ladder. Then ovariectomy was done and sample of the gastrocnemius muscle was taken and the diameter of muscle fiber, the number of muscle and adipocyte cell as well as the number of inflammatory cells were studied. The statistical analysis by means of one-way ANOVA and SPSS version 20 was performed.

    Results

    Compared to the control group, the increase in the number of adipocyte cells were observed in the vitamin D, calcium-vitamin D, vitamin D-resistance exercise and placebo groups but it was not significantly different. Muscle fiber diameter significantly increased in all groups compared to the control group (P <0.001). The number of muscle cells increased significantly in the calcium-resistance exercise group (103± 9), vitamin D-resistance exercise (105 ±6.9) and calcium-vitamin D-resistance exercise (114 ± 3.16) compared to the control group, while, there was a significant increase in inflammatory cells only in the control and placebo groups (p≤0.05).

    Conclusion

    Regular resistance exercise accompanied with vitamin D and Calcium supplements in premenopausal period can improve muscle fiber diameter and muscle cell numbers; in addition, the process of decrease in the muscle strength and muscle inflammation during menopause will be delayed

    Keywords: Menopause, Vitamin D Resistance Exercise, Calcium, Muscle
  • Masoud Jokar, Fatemeh Zarei, Mohammad Sherafati Moghadam*, Hamed Alizadeh Palavani Pages 2755-2765
    Introduction

    The mTOR and SREBP1 proteins play an important role important in the regulation and metabolism of adipose tissue that can be activated through the mTORC1 pathway. The purpose of the present study was to investigate the effect of 8 weeks endurance training on the content of mTOR and SREBP1 proteins in subcutaneous fat tissue in obese type 2 diabetic male Sprague-Dawley rats.

    Methods

    In this experimental study, 16 three-month-old Sprague-Dawley rats with a mean weight of 300±20 g were selected. After diabetic induction with Streptozotocin and Nicotinamide, rats were randomly assigned to two groups, diabetic training (n=8) and diabetic control (n=8). The training group trained for 4 days a week in accordance with the training program for 8 weeks, while the control group did not have any training program. The independent t-test in SPSS software ver. 19 was used to analyze the data.

    Results

    There was a significant increase in the content of mTOR (p<0.0001) and SREBP1 (p<0.0001) proteins in the training group compared to control; The control group weight increased (p<0.003) and training group (p<0.002) significantly decreased at the end of the eighth week compared to the first week. The blood glucose increased in the control group (p<0.001) and decreased in the exercise group (p<0.0001) in the eighth week compared to the first week.

    Conclusion

    Endurance training can adjust the weight, blood glucose and proteins content of mTOR and SREBP1; Therefore, endurance training can be an important factor in controlling and regulating fat tissue metabolism; this type of training can be effective for obese subjects with type 2 diabetes.

    Keywords: Adipose tissue, Endurance training, mTOR protein, SREBP1 protein, Type 2 diabetic
  • Vahid Yakhchi, Shabnam Jahanizadeh, Fatemeh Yazdian, Hamid Rashedi*, Bibi Fatemeh Haghiralsadat Pages 2766-2780
    Introduction

    Loading the active ingredients of medicinal plants in lipid nanoparticles reduces the reaction of the active substance with the surrounding environment, such as water and oxygen, and reduces the intensity of transmission or evaporation to the external environment. In this study, intended to enhance efficacy of ginger extract, encapsulation in nanoliponiosome synthesized by thin-film hydration method were done and their antifungal effect on the growth of Aspergillus flavus and Aspergillus parasiticus were studied.

    Methods

    In this experimental laboratory study, derivation was done using Soxhlet extractor method. Antifungal activity of ginger extract was specific by disc diffusion and microplate dilution methods. The inhibitory effect of extract was investigated. Physiochemical characteristics and structural characterization of nanoparticle were evaluated from the perspective of in vitro efficiency, drug release, nanoparticle size, zeta potential, surface morphology and FTIR (Fourier-transform infrared spectroscopy), DLS (Dynamic light scattering) and finally SEM (Scanning electron microscope) spectra.

    Results

    FTIR investigations showed ginger extract and nanoliponiosome had no chemical interaction leading to change the functional groups. SEM microscope showed the spherical mprphology of particles and average particles size of 73nm. Ginger extract was loaded into the nanoliponiosome with a yield of 71%. It was also found out that ginger extract had a stronger antifungal effect against Aspergillus flavus fungus compared to the Aspergillus parasiticus fungus. At both 37°C and 42°C, the release of ginger extract was higher at pH of 4.5 compared to neutral pH (7.4).

    Conclusion

    Nanoliponiosomes containing ginger extract with good physicochemical properties, increased drug stability and good release control can be promising antifungal agents with high antifungal effects and low side effects.

    Keywords: Ginger extract, Nano Liponiosome, Aspergillus flavus, Aspergillus parasiticus, Antifungal
  • Maryam Tehranipour, Rahele Pakjame*, Saiede Zafar Balanezhad Pages 2781-2793
    Introduction

    The number of neurons in the hippocampus can have a direct effect on its function. The plant Brazembel from the mint family may have antioxidant properties. The aim of the present study was to investigate the effects of stress and Brazmble extract on neuronal density of CA1, CA2 in male rats.

    Methods

    In this experimental study, Wistar rats were divided into 6 groups (n=5), including control, and negative control under stress, also experimental group,including stress and get Brazmbl doses of the extract mL 50, mL 75 and mL 100. Limiting stress for 21 days, the rats were exposed in 2 hours. Groups receiving the extract for 21 days, to get inside limiting extracts were gavaged. After removal of the brain by perfusion, the hippocampus was excised and stained, and the neuronal density was calculated by dissector and metasteriology. The results were analyzed by Minitab 16 software with t-test and ANOVA at a significant level (P <0.05).

    Results

    Statistical analysis of the data showed that the mean neuronal density in the stress group compared to the control in CA1 and CA2 had a significant decrease (p <0.01). The mean neuronal density of CA1 region between the stress group (29 ± 3) and hydroalcoholic treatment at 50 mg / kg (25 ± 3) showed a significant increase. In addition, the mean neuronal density in the stress group with 75 mg / kg extract (27±3) and in the group treated with hydroalcoholic extract was 100 mg / kg (25 ± 3). Mean neuronal density of CA2 region between the stress (21 ± 3) and hydroalcoholic treatment at 50 mg / kg (28 ± 3) groups showed a significant increase (p <0.01). The mean neuronal density in the stress group with 75 mg / kg extract was 27 ± 3 and in the hydroalcoholic extract treatment group was 100 mg / kg (22 ± 3), which increased significantly compared to the stress group (p <0.01).

    Conclusion

    The results of the current study show that the hydroalcoholic extract of plant Bromzebel probably increases the neuronal density of the brain hippocampus due to its polyphenolic substances such as flavonoids, which is due to its high antioxidant properties.

    Keywords: Immobilization Stress, Perovskia abrotanoidesis, Hydroalcoholic Extract, Hippocampus