فهرست مطالب

خانواده و پژوهش - سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 47، تابستان 1399)
  • سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 47، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرهاد کریمی*، محمد مردانی صفحات 7-32

    اشتیاق شغلی کارکنان منافع بسیاری را به صورت مستقیم و غیرمستقیم برای سازمان و افراد در پی دارد و منابع شغلی و شخصی از طریق اثرگذاری بر اشتیاق شغلی پیامدهای سازمانی را تحت تاثیر قرار می دهند. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط رهبری اصیل با اشتیاق شغلی کارکنان آموزش و پرورش با میانجیگری سرمایه روانشناختی بوده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل همه مدیران، دبیران و آموزگاران مدارس شهرستان الشتر بود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده، 295 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها عبارت بودند از پرسشنامه اشتیاق شغلی اوترخت (UWES) (2003)، پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز  (PCQ) (2007) و پرسشنامه رهبری اصیل والومبوا و همکاران (ALQ) (2008). ارزیابی الگوی پیشنهادی پژوهش با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزارهای SPSS20 و AMOS20 انجام گرفته است. نتایج نشان دادند که مدل پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است و رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی با اشتیاق شغلی ارتباطی مثبت و معنا دار دارند. در این میان مسیر مستقیم رهبری اصیل به سرمایه روانشناختی و سرمایه روانشناختی به اشتیاق شغلی معنا دار بود ولی مسیر مستقیم رهبری اصیل به اشتیاق شغلی معنا دار نبود. مسیر غیرمستقیم رهبری اصیل از طریق سرمایه روانشناختی روی اشتیاق شغلی معنا دار بود. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که هر چند رهبری اصیل با اشتیاق شغلی رابطه مثبت دارد، اما تاثیر آن از طریق سرمایه روانشناختی بر اشتیاق شغلی معنا دار است و به تنهایی اثری بر اشتیاق شغلی کارکنان ندارد.

    کلیدواژگان: اشتیاق شغلی، رهبری اصیل، سرمایه روانشناختی، کارکنان آموزش و پرورش
  • حسین سوری*، کورش امرایی، قباد ناصری نیا، امین مرادنژاد صفحات 33-52

    هدف از پژوهش حاضر شناسایی نقش واسطه ای جوعاطفی خانواده در رابطه میان تاب آوری با شادکامی بوده است. روش پژوهش غیرآزمایشی و طرح آن از نوع همبستگی (پیش بین) است. جامعه آماری این تحقیق دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه دوم (سال دوم، سوم و پیش دانشگاهی یا همان سال چهارم) با میانگین سنی 16 سال شهر بروجرد در سال تحصیلی 96-1395 بوده است. بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) 320 نفر از این جامعه برای نمونه کفایت می کند، اما با توجه به ریزش و برای کفایت بهتر 380 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و همچنین پرسشنامه شادکامی آکسفورد (2002) گردآوری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل مسیر و نرم افزار لیزرل  (Lisrel 8.8) استفاده شد. با توجه به نتایج و بر اساس شاخصهای موجود (NFI، CFI، AGFI، GFI، RMSEA) می توان گفت که مدل تجربی از برازش لازم برخوردار است و جو عاطفی خانواده می تواند میانجی روابط تاب آوری با شادکامی باشد. با توجه به  یافته های پژوهش جوعاطفی خانواده در رابطه میان تاب آوری و شادکامی دانش آموزان به مثابه واسطه عمل می کند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تاب آوری افزایش جوعاطفی مثبت خانواده را در پی دارد و جوعاطفی خانواده نیز زمینه لازم را برای برخوردار شدن از سطوح بالاتر شادکامی فراهم می آورد. نتیجه کلی پژوهش اینکه تاب آوری بر جوعاطفی و جوعاطفی  نیز بر شادکامی تاثیرگذار است.

    کلیدواژگان: جوعاطفی خانواده، تاب آوری، شادکامی، دانش آموز
  • محسن حلاجی* صفحات 53-76

    هدف از این پژوهش واکاوی دلالتهای اسناد بالادستی وزارت آموزش وپرورش بر ویژگیهای معلم بود. این تحقیق ازنظر سنجش پذیری داده ها جزء روش های کیفی از نوع تحلیل محتوای کیفی با رویکرد عرفی، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها کتابخانه ای است. جامعه آماری تحقیق اسناد بالادستی وزارت آموزش وپرورش شامل: مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم وتربیت رسمی وعمومی (1390)، برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران (1391) و سند تحول بنیادین آموزش وپرورش (1390) بود. نمونه آماری همه گزاره ها، احکام و مواد اسناد بود. نمونه گیری با توجه به هدف و روش شناسی تحقیق به شکل هدفمند انجام شد. برای گرد آوری اطلاعات به منظور یافتن پاسخ سوالات پژوهش از نمون برگ (چک لیست) استفاده شده است. یافته ها نشان دادند که جامعه آماری دارای گزاره ها، مواد و بندهایی است که شامل واحدهای معنایی دلالت کننده بر ویژگیهای معلم هستند. همچنین یافته ها نشان دادند که از دلالتهای به دست آمده از اسناد می توان رمزهایی را برای دستیابی به ویژگیهای معلم استخراج کرد. ویژگیهای معلم در قالب زیرمقوله ها و مقوله ها دسته بندی شدند. با به کارگیری شیوه استدلال استقرایی درنهایت زیرمقوله هایی همچون صفات، شایستگیهای فردی و جمعی، کاریزما، ویژگیهای شخصیتی، باورها و اعتقادات، رشد خودآگاهی و قابلیتهای شخصی، مهارتهای پداگوژیکی، قابلیتهای ذهنی- عقلانی، باورها و تجارب حرفه ای، توجه به  اصول پداگوژیکی، شایستگیهای پایه و ویژه، ظرفیتهای آکادمیک و هویت حرفه ای، وظایف سازمانی، اخلاق سازمانی، قدرت علمی تخصصی، قدرت مقام/سازمانی، الگوی مدرسه ای، خدمات سازمانی، اصول و ضوابط شغلی، رشد سازمانی، باورها و اعتقادات سازمانی، توانمندسازی، احراز صلاحیت و ارزیابی عملکرد را می توان به تناسب در هر سه سند ذیل سه مقوله ویژگی فردی، ویژگی حرفه ای و ویژگی سازمانی قرارداد.

    کلیدواژگان: ویژگیهای معلم، دلالتهای اسناد بالادستی، وزارت آموزش و پرورش
  • ابوالقاسم بریمانی*، زهرا عباس زاده صفحات 77-96

    هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان ویژگیهای شغلی و عدالت سازمانی ادراک شده با تعهد سازمانی کارکنان اداره کل آموزش وپرورش استان مازندران بوده است. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مطالعات کاربردی است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل همه کارکنان اداره کل آموزش وپرورش استان مازندران به تعداد 340 نفر در سال 1396بوده است. از میان جامعه آماری با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان تعداد 181 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای برحسب جنسیت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از سه پرسشنامه‏ استانداردشده ویژگیهای شغلی هاکمن و الدهام (1976)، عدالت سازمانی ادراک شده کالکوییت (2001) و تعهد سازمانی آلن و مایر (1990) استفاده شده است. روایی صوری ابزارها را صاحب نظران و متخصصان مربوطه مورد تایید قرار داده اند. پایایی ابزارها با آزمون آلفای کرونباخ برای هر یک از پرسشنامه ها به ترتیب برابر 0/76، 0/83 و 0/79 به دست آمده است. بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و از طریق روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره انجام شده است. نتایج یافته ها نشان داده است که میان ویژگیهای شغلی و تعهد سازمانی کارکنان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین میان عدالت سازمانی ادراک شده و تعهد سازمانی کارکنان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. علاوه براین نتایج رگرسیون نشان داد که سهم هر یک از مولفه های ویژگیهای شغلی و عدالت سازمانی ادراک شده در پیش بینی تعهد سازمانی کارکنان متفاوت است.

    کلیدواژگان: ویژگیهای شغلی، عدالت سازمانی ادراک شده، تعهد سازمانی
  • سحر پوررحیمی*، محمدامین کنعانی، هدا حلاج زاده صفحات 97-118

    امروزه ساختار جامعه برخوردار از یک فضای اجتماعی درهم آمیخته از اشکال متنوع سرمایه است که موقعیتهای اجتماعی را به لحاظ سلسله مراتبی از یکدیگر متمایز می سازد. در این میان سرمایه فرهنگی به عنوان پلی میان اقتصاد و فرهنگ نقشی بسزا دارد که سبب می شود خانواده به منزله یک متغیر فرهنگی اجتماعی اثری تعیین کننده در فرایندهای روانی و شیوه های تربیتی فردی و اجتماعی فرزندان خویش داشته باشد. لذا نگرشها و رفتارهای والدین که در قالب الگوی خانوادگی با شیوه های فرزندپروری نمود پیدا می کند، مستلزم شناخت و بررسی بیشتر است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرمایه فرهنگی در سبکهای فرزندپروری است. جامعه آماری این پژوهش شامل سرپرستان خانوارهای شهر رشت بوده است. در این مطالعه 383 سرپرست خانوار از پنج منطقه شهر رشت با روش  نمونه گیری طبقه بندی احتمالی انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته سرمایه فرهنگی براساس نظریه بوردیو و پرسشنامه فرزندپروری بامریند (1991) استفاده شده است. داده های به دست آمده با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج کلی نشان داد که رابطه ای معنادار میان سرمایه فرهنگی و  سبکهای  فرزندپروری وجود دارد. این رابطه در سبک استبدادی منفی و در سبکهای مقتدرانه و سهل گیرانه مثبت است. براساس نتایج رگرسیون چندمتغیره به شیوه همزمان کل متغیرهای مستقل (سرمایه فرهنگی تجسم یافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته، سرمایه فرهنگی نهادی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی) 29/3، 43/8 و  17/8 درصد از تغییرات متغیرهای وابسته (سبکهای مستبدانه، مقتدرانه و سهل گیرانه) را تبیین می کنند. علاوه بر این سرمایه نهادی و پایگاه اقتصادی - اجتماعی بیشترین تاثیر را در سبکهای فرزندپروری دارند.

    کلیدواژگان: سرمایه فرهنگی، پایگاه اقتصادی - اجتماعی، سبکهای فرزندپروری
  • سمیه آزاد*، مهناز اخوان تفتی، مریم محسن پور صفحات 119-146

    پژوهش حاضر با هدف ساخت و روایی آزمایی پرسشنامه ای به منظور سنجش سبک فرزندپروری آموزشی والدین بر پایه تیوری انتخاب گلاسر انجام شده است. روش پژوهش کمی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین دانش آموزان 7 تا 18 سال منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران در سال 1397 بود و نمونه آماری این پژوهش 360 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابتدا با مطالعه منابع مرتبط با تیوری انتخاب ویلیام گلاسر(1998)، عاملهای سبکهای فرزندپروری برپایه این تیوری استخراج شدند، سپس 87 گویه قابل مشاهده و اندازه گیری برای این عاملها تعریف شدند. پس از بررسی روایی صوری و روایی محتوایی لاوشه، گویه های نامناسب حذف شدند. در نهایت 46 گویه باقی ماند که وارد بخش روایی سازه شد. در این بخش پس از انجام تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی 40 گویه برای ابزار سنجش سبکهای یادشده باقی ماند. این پرسشنامه دارای دو خرده مقیاس سبک سازنده و سبک مخرب است که 21 گویه ابتدایی سبک سازنده و 19 گویه بعد سبک مخرب فرزندپروری را می سنجد. پایایی این پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است (سبک سازنده 0/89، سبک مخرب 0/87 و پایایی کل 0/81). با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک فرزندپروری سازنده مبتنی بر تیوری انتخاب گلاسر در مقایسه با سبک مخرب می تواند الگوی آموزشی مناسبی برای رشد و پرورش کودکان باشد.

    کلیدواژگان: سبک فرزندپروری، تئوری انتخاب، روایی آزمایی پرسشنامه
  • غلامرضا کشاورز*، شکوه نوابی نژاد، کیانوش زهراکار صفحات 147-170

    تعارضات والد- نوجوان، از مهم ترین مشکلات خانواده های دارای فرزند نوجوان است که عوامل بسیار در ایجاد آن نقش دارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل زمینه ساز تعارضات والد- نوجوان و برمبنای راهبرد نظریه داده بنیاد، انجام شده است. 14 زوج، از میان والدین دارای فرزند نوجوان مراجعه کننده به مراکز مشاوره آموزش و پرورش و واحد مشاوره مدارس شهر اصفهان، به روش نمونه گیری نظری، هدفمند و داوطلبانه انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق تا رسیدن به اشباع نظری، گردآوری و با کدگذاری نظری (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. نتایج کدگذاری باز، منجر به شناسایی 925 کد اولیه، 377 کد ثانویه، 78 مفهوم، 18مقوله و 4 عامل اصلی (عوامل مربوط به نوجوان، والدین، خانواده و جامعه) شد. نتایج کدگذاری محوری نشان داد که مقوله محوری مدل پارادایمی سبک فرزندپروری ناکارآمد والدین است که تحت تاثیر شرایط علی (ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای جمعیت شناختی، تعارضات زناشویی، ناآگاهی والدین) قرار دارد و در کنار شرایط مداخله گر (عوامل استرس زای محیطی، دوستان و فناوری) و شرایط زمینه ای (سطح پایین کیفیت زندگی خانواده، عملکرد ناقص خانواده، بلوغ، تجارب ناخوشایند گذشته و ناآگاهی نوجوانان) بر راهبردهای والدین و نوجوانان تاثیر می گذارد که حاصل آن به کارگیری راهبردهای ناکارآمد و ایجاد مشکلات رفتاری، شناختی و عاطفی والدین و نوجوانان است.  بر این اساس مدل مفهومی مربوطه و خط داستانی آن تبیین شد.

    کلیدواژگان: تعارضات والد- نوجوان، عوامل مربوط به نوجوان، عوامل مربوط به والدین، عوامل خانوادگی، عوامل اجتماعی
  • لیلا ترابیان *، فریده عامری، زهره خسروی، شکوه سادات بنی جمالی صفحات 171-189

    این مطالعه با هدف بررسی کارکرد و نقش خانواده در شکل‎گیری و تداوم اعتیاد نوجوانان به شبکه های اجتماعی، با بهره‎گیری از روش نظریه زمینه ای انجام شده است. در این پژوهش 39 دانش آموز (25 دختر و 14 پسر)، 12 والد و 11 روانشناس، با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختار یافته مورد مصاحبه قرار گرفتند و داده ها با روش اشتراس و کوربین تحلیل شدند. بر اساس یافته های پژوهش، دانش آموزان به 16 مفهوم اولیه اشاره کردند. مفاهیم مطرح شده از سوی دانش آموزان در 4 مقوله فرعی (سبک فرزندپروری مستبدانه، غفلت و بی‎توجهی، ویژگیهای شخصیت و اختلالات روانشناختی والدین، و عوامل جمعیت شناختی) طبقه بندی شدند. والدین به 20 مفهوم اولیه اشاره کردند. مفاهیم مطرح شده از سوی والدین به 6 مقوله فرعی (4 مقوله مشابه با دانش آموزان و دو مقوله دیگر با عنوان مرزها و نقشهای مبهم و مشکلات زناشویی) و یک مقوله محوری با عنوان عوامل خانوادگی تخصیص یافتند. روانشناسان به 12 مفهوم اولیه اشاره کردند که به 5 مقوله همسان با والدین و دانش‎آموزان طبقه‎بندی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که سبک فرزندپروری والدین، ساختار و کارکرد خانواده (شامل هرج و مرج، کاهش اقتدار والدین، ناهماهنگی و اختلاف نظر والدین، متهم‎سازی یکدیگر، ناهماهنگی والدین در زمینه تربیت فرزندان، پنهان‎سازی، حضور کمرنگ پدر در خانواده، تک‎فرزندی، و امکانات رفاهی) و ویژگیهای شخصیت و اختلالات روانشناختی والدین (مانند درون گرایی، پرخاشگری، کمال گرایی، افسردگی و اضطراب) در اعتیاد نوجوانان به شبکه های اجتماعی نقش دارند، بنابراین سبک فرزندپروری، روابط اعضای خانواده با یکدیگر و نقشها و مرزها در این خانواده ها نیازمند اصلاحات اساسی است.

    کلیدواژگان: خانواده، اعتیاد نوجوانان، شبکه ‎های اجتماعی
|
  • F. Karimi*, M. Mardani Pages 7-32

    This research sought to examine the mediating role of psychological capital in the relationship between authentic leadership and work engagement among school principals and teachers. The study had a descriptive, correlational design. The statistical population of the study was comprised of all school principals and teachers in Aleshtar (located in Lorestan Province) in school year 2016-17 from among whom 295 individuals were selected through random simple sampling method. It is worth mentioning that the sample size was determined via the Cochran formula. The instruments included Utrecht Work Engagement Scale (UWES) (2003), Luthan’s Psychological Capital Questionnaire (PCQ) (2007), and Authentic Leadership Questionnaire (ALQ) (Walumbwa, et al., 2008). Evaluation of the proposed model was performed through SEM and using SPSS20 and AMOS20. Results demonstrated that the proposed structural model provided a good fit to the data and there was a significant, positive relationship between authentic leadership, psychological capital, and work engagement. Furthermore, the results showed that the direct relationship between authentic leadership and psychological capital was significant. This also holds true for the direct relationship between psychological capital and work engagement. Nevertheless, the direct relationship between authentic leadership and work engagement was not significant. Findings also indicated that the indirect relation between authentic leadership and work engagement through moderation of psychological capital was significant. Accordingly, although authentic leadership had a significant, positive relationship with work engagement; however, this association was meaningful through the mediation of psychological capital and this variable had no effect on personnel work engagement by itself.

    Keywords: work engagement, authentic leadership, psychological capital, school principals, teachers
  • H. Souri *, K. Amra’Ee, G. Naserinia, A. Moradnejad Pages 33-52

    The present study was undertaken to identify the mediating role of family emotional atmophere in the relationship between students’ resilience and happiness. This non-experimental research had a correlational, predictive design. The statistical population of the study was comprised of all male and female high school students (10th, 11th and 12th graders) with an average age 16 years in Borujerd in school year 2016-17. According to Krejcie and Morgan table, the sufficient sample size for this population was 320; nevertheless, in order to reduce sample attrition and to achieve sampling sufficiency, 380 students were selected using multi-stage cluster sampling method. The instruments included Heilbrun’s Parent-Child Interaction Rating Scale (1964), the Conner-Davidson Resilience Scale (2003), and the Oxford Happiness Questionnaire (2002). Path analysis and LISREL8.8 were utilized to analyze the data. The results and obtained indices of NFI, CFI, AGFI, GFI, and RMSEA showed that the structural model provided a good fit to the data and the family emotional atmophere played a mediating role in the link between students’ resilience and happiness. According to the findings, it can be stated that positive family emotional atmophere promotes the resilience of family members and provides the necessary grounds for them to possess higher levels of happiness. Hence, positive family emotional atmophere leads to happiness and resilience and this, in turn, enhances self-esteem and trust between family members.

    Keywords: family emotional atmophere, resilience, happiness, students
  • M. Hallaji* Pages 53-76

    The purpose of this study was to investigate teachers’ characteristics based on the implications of Ministry of Education’s strategic plans. This applied research utilized qualitative content analysis with a conventional approach and was a library research in terms of data collection. The statistical population of the study was comprised of Ministry of Education’s strategic plans, i.e., the Theoretical Foundations of the Fundamental Reform in Education Document (2011), the National Curriculum of I.R. Iran (2012), and the Fundamental Reform Document of Education (2011). Purposive sampling method was used to draw the sample and the statistical sample included all statements, sentences, and segments of the above-mentioned documents. The data collection tool was a checklist. The results showed that the statistical population has statements, segments, and clauses that include semantic units which have implications for teachers’ characteristics. The teachers’ characteristics were categorized under certain categories and subcategories. Through the use of inductive reasoning, ultimately, subcategories such as moral attributes, individual and collective competencies, charisma, personality traits, beliefs and opinions, self-awareness and personal development, pedagogical skills, mental-rational capabilities, professional beliefs and experiences, attention to pedagogical principles, basic and special competencies, academic potentials and professional identity, organizational tasks, organizational ethics, scientific power, organizational strength, organizational services, occupational principles and regulations, organizational development, organizational beliefs, enrichment, and performance evaluation were derived. In each of the three documents under scrutiny three categories of individual, professional, and organizational characteristics can be observed.

    Keywords: teacher characteristics, implications of strategic plans, Ministry of Education
  • A. Barimani*, Z. Abbaszadeh Pages 77-96

    This study was carried out to investigate the relationship between job characteristics, perceived organizational justice, and organizational commitment among the staff of the Ministry of Education in Mazandaran Province. The design of this descriptive, applied research was correlational. The statistical population of the study consisted of all employees of the General Directorate of Education in Mazandaran Province in 2017 (340 individuals). The sample size was determined based on Krejcie and Morgan table and 181 employees were randomly selected via stratified sampling method. The instruments comprised the Job Diagnostic Survey (Hackman & Oldham, 1976), Organizational Justice Scale (Colquitt, 2001), and Organizational Commitment Questionnaire (Allen & Meyer, 1990). The face validity of the questionnaires was confirmed by experts. The obtained alpha coefficients for the reliability of the questionnaires were 0.76, 0.83, and 0.79, respectively. For the purpose of data analysis, descriptive and inferential statistics (Pearson correlation and multivariate regression) were utilized. The results demonstrated that there was a significant, positive relationship between job characteristics and employees’ organizational commitment. Furthermore, there was a significant, positive relationship between organizational justice and organizational commitment of the staff. According to the results of regression analysis, each of the components of job characteristics and perceived organizational justice had a different predictive power for organizational commitment of the employees.

    Keywords: job characteristics, perceived organizational justice, organizational commitment
  • S. Pourrahimi*, M. A. Kan’Ani, H. Hallajzadeh Pages 97-118

    Nowadays, the structure of societies has an interwoven social space of various forms of capital that distinguishes social situations hierarchically. In this regard, cultural capital plays an important role as a bridge between economy and culture and causes the family, as a cultural and social variable, to have significant effects on socialization of the children. Therefore, the attitudes and behaviors of parents, which are manifested in the form of parenting styles, require careful perusal. The purpose of this study was to examine the effects of cultural capital upon parenting styles. The statistical population of the study comprised the heads of household in Rasht. In this study, 383 heads of household from five districts of Rasht were selected through random stratified sampling method. The instruments included a researcher-made questionnaire based on Bourdieu’s theory of cultural capital as well as Baumrind’s Parenting Style Questionnaire (1991). The obtained data were analyzed by Pearson correlation and multivariate regression. The overall results showed that there was a significant relationship between cultural capital and parenting styles. This relationship was negative for the authoritarian style and positive for the authoritative and permissive styles. Based on the results of multivariate regression analysis (enter method), the entire independent variables used in this study (embodied capital, objectified capital, institutionalized capital, socio-economic status) accounted for 29.3%, 43.8%, and 17.8% of the changes in dependent variables (authoritarian, authoritative, and permissive styles), respectively. In addition, institutional capital and socio-economic status had the greatest impact on parenting styles.

    Keywords: cultural capital, socio-economic status, parenting styles
  • S. Azad *, M. Akhavan Tafti, M. Mohsenpour Pages 119-146

    The present study set out to develop and validate a parenting styles questionnaire based on Glasser’s choice theory. The design of this quantitative research was correlational. The statistical population of the study was comprised of all parents of 7- to 18-year-old students in District 6 of Tehran in 2018. The drawn sample (N= 360) was selected by random multi-stage cluster sampling method. At first, the constructs of parenting styles based on Glasser’ s choice theory (1998) were extracted via extensive literature review. Then, 87 measurable items were defined for these constructs. In the next step, the face validity as well as content validity of these items were established and the inappropriate items were deleted. As a result, a total number of 46 items remained. Exploratory and confirmatory factor analyses were performed for the purpose of obtaining construct validity which resulted in a questionnaire comprising 40 items. This questionnaire is comprised of two types of constructive and destructive subscales. The first 21 items are related to the constructive style and the next 19 items are connected with the destructive style. The internal consistency of questionnaire was established by Cronbach’s alpha coefficients (0.89, 0.87, and 0.81 for the constructive and destructive styles and the total scale, respectively). Based on the findings of this research, it can be concluded that constructive and authoritative parenting styles both comprise elements which are expected to be more beneficial for the development and well-being of children as opposed to destructive and authoritarian parenting styles.

    Keywords: parenting styles, choice theory, validation of a questionnaire
  • G. Keshavarz, S. Navabinejad *, K. . Zahrakar Pages 147-170

    Parent-adolescent conflict, which is affected by many factors, is one of the most important problems in many families with adolescents. This study, which was conducted via a qualitative method on the basis of grounded theory, aimed at identifying the underlying factors of parent-adolescent conflicts. Using theoretical, purposive, and voluntary sampling, a total number of 14 couples were selected from among parents of adolescents who were referred to the counseling centers of General Directorate of Education and Schools Counseling Center in Isfahan. The required data were collected using semi-structured interviews that continued until achieving theoretical saturation. The collected data were analyzed using theoretical coding (open, axial and selective coding). The open coding helped to achieve 925 preliminary codes, 377 secondary codes, 78 concepts, 18 categories, and 4 main factors (factors related to adolescents, parents, family, and community). Based on the results of axial coding, the axial category of inefficient parenting style, the causal factors (including personality traits, demographic features, marital conflicts, and parents’ lack of awareness), the meditating factors (including environmental stressors, friends, and technology), and the background factors (including low quality of family life, deficient family functioning, puberty, unpleasant past experiences, and adolescents’ lack of awareness) were the main factors that resulted in ineffective strategies and caused behavioral, cognitive, and emotional problems among parents and adolescents. On the basis of the obtained results, the respective conceptual model was explained.

    Keywords: parent-adolescent conflicts, factors related to adolescents, factors related to parents, factors related to family, factors related to community
  • L. Torabian *, F. Ameri, Z. Khosravi, S. S. Banijamali Pages 171-189

    The purpose of the present study, which is based on grounded theory, was to investigate the role and function of the family in the formation and continuation of adolescents’ addiction to social networks. A total number of 39 students (25 girls and 14 boys), 12 parents, and 11 psychologists were interviewed using a semi-structured questionnaire and the data were analyzed via Strauss and Corbin method. Results demonstrated that students referred to 16 primary concepts. The concepts raised by students were classified into 4 sub-categories (authoritarian parenting style, negligence and neglect, parents’ characteristics and psychological disorders, and demographic factors). Parents referred to 20 primary concepts. Concepts raised by parents were classified into 6 sub-categories (4 categories similar to those of students and two other categories called ambiguous boundaries and roles, and marital problems) and the axial category called family factors. Psychologists referred to 12 primary concepts which were classified into 5 categories similar to those of parents and students. The results showed that the parenting style, function and structure of family (including chaos, decline of parental authority, parents’ conflicts and disagreements, parents accusing each other, parents’ inconsistency in rearing children, concealment, low quality of father’ s presence in the home, the only child, and resources), and parents’ personality traits and psychological disorders (introversion, aggression, perfectionism, depression, and anxiety) play a role in adolescents’ addiction to social networks. Therefore, the parenting style, the relationships of family members with each other, and the roles and boundaries in these families require fundamental transformation.

    Keywords: family, adolescents’ addiction, social networks