فهرست مطالب

مطالعات هنر اسلامی - پیاپی 37 (بهار 1399)
  • پیاپی 37 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/24
  • تعداد عناوین: 18
|
  • پیمان آقابیگی پور، داریوش کاظمی*، مریم شایگان صفحه 1

    اساطیر نشان دهنده ی فرهنگ و نحوه ی تفکر مردمان در دوران های کهن است؛ زبان گویای تاریخی است از دوران های پیش از تاریخی؛ سخنگوی بازمانده های گرانبهایی است که از دل خاک ها بیرون کشیده می شود، یا در دل سنگ ها و کوه ها یافت می گردد. اساطیر نماینده ی تداوم زندگی فرهنگی یک ملت و به نوعی تاریخ آن است (آموزگار،1388 :1). شاعران و نویسندگان، اسطوره ها و باورهای کهن اقوام خود را پرورانده و آثار ایشان پیوندی تنگاتنگ با اسطوره ها دارد. گاو یکتا آفریده در کیهان شناسی زرتشتی، نام نخستین گاو آفریده شده و یکی از شش آفرینش ازلی اهورامزدا در جهان مادی و پدر اساطیری همه حیوانات سودبخش است. این گاو در افسانه آفرینش کشته می شود و از اندام و چهره ی او جهان دوباره پر از جانداران می شود. آن گونه که سیاوش نیز شخصیت مثبتی است، روح آزاده و جوانمردی دارد و مظلوم و بی گناه می میرد. از خون او گیاه مقدس خون سیاوشان می روید که با رویش و زایش ارتباط دارد. در پهنه ی گسترده ی ایران نقوش برجسته، سنگ برجسته و سنگ نگاره در کنار ادبیات برای حفظ اساطیر قدمت زیادی دارد. بر همین اساس در تخت جمشید نیز از سنگ برجسته های بسیاری استفاده شده است. نماد گاو در نقوش برجسته ی تخت جمشید به وفور و با معانی مختلف به کار رفته است. معنای نهفته در لایه های ژرف تر سنگ برجسته ها و تطبیق آن با موارد مشابه در ادبیات می تواند تصویر درست تری از باورهای اسطوره ای و فرهنگی ایران زمین باشد.

    اهداف پژوهش: 

    1- بررسی اسطوره ی گاو یکتا آفریده و داستان سیاوش در شاهنامه از اهداف این پژوهش است. 2- از دیگر اهداف این پژوهش انعکاس اساطیر درنقوش برجسته ی تخت جمشید و شاهنامه ی فردوسی است.

    سوالات پژوهش: 

    1- اسطوره گاو یکتا آفریده چه کارکردی در نقش سیاوش در شاهنامه ی فردوسی و نقوش برجسته ی تخت جمشید داشته است؟ 2- گاو یکتا آفریده در قالب شخصیت سیاوش چه مفاهیمی را به مخاطب القاء می نماید؟

    کلیدواژگان: اسطوره، گاو یکتا آفریده، سیاوش، شعر، نقوش برجسته ی تخت جمشید
  • یاشار اصلانیان، حسین ذبیحی*، کمال رهبری منش صفحه 2

    سکونتگاه انسان، همواره جایگاه و اهمیت ویژه ای در تامین آسایش، آرامش و رضایتمندی وی داشته است.  از این رو، «سر پناه» در اندیشه انسانی، دیرینه ای به درازای تاریخ زندگی گروهی و اجتماعی دارد. امروزه، شماری بر این باورند که در دوران مدرن، معماری بیشتر چشم و منظر بصری را در نظر می گیرد و به سایر ادراک حسی و بدن انسان کم توجه است. این پژوهش می کوشد، روند منطقی شناسایی و اولویت بندی عناصر تجربی چند حسی در ارتقای رضایتمندی مسکن را تدوین نماید. این کار پژوهشی بر اساس روش تحقیق آمیخته (کمی و کیفی)، همراه با استدلال منطقی انجام شده است. در بخش کیفی، روش مشاهده پدیدارشناسانه و مصاحبه،  جهت شناسایی عوامل موثر بر مطلوبیت به کار رفته است. در روش کمی، از پرسشنامه برای گردآوری داده های جامعه آماری (ساکنان مجتمع های مسکونی زنجان) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پیوند بین آگاهی مفهومی، ادراک چند حسی، این همانی با طبیعت و مطلوبیت سکونتگاه معنادار است. همچنین، مولفه های حسی موجود در خانه های بررسی شده، بر کیفیت محیطی آن و نیز بر مطلوبیت فضا و رضایتمندی ساکنان تاثیر دارند.  

    اهداف پژوهش:

    1 . بررسی و شناخت مطلوبیت مسکن و مفهوم رضایتمندی از آن، با رویکرد فلسفه پدیدارشناسی. 2 . تدوین و ارایه مدل مفهومی مطلوبیت سکونتگاه.

    سوالات پژوهش:

    1. آیا بین مولفه های حسی و معیارهای کیفیت یک مجموعه مسکونی رابطه معناداری وجود دارد؟ 2 . آیا خانه فقط نیاز اولیه انسان را برآورده می کند یا اینکه مفهومی فراتر از آن است؟

    کلیدواژگان: رضایت از سکونتگاه، تجربه چند حسی، پدیدارشناسی معماری، مجتمع مسکونی، زنجان
  • محمد بازایی، مریم قاسمی سیچانی*، علیرضا شجاعی، مهدی مداحی صفحه 3

    چکیده اغلب نظریه پردازان حوزه معماری بر این باورند که فرهنگ، یکی از عوامل موثر در طراحی خانه است. پیکره بندی فضایی خانه در یک منطقه می تواند فرهنگ ساکنان را حمایت یا مختل نماید. از این رو شکل خانه در معماری بومی، بیان درک محتوای زندگی انسان است. ضرورت این پژوهش بر اساس ابعاد زندگی خانوادگی و اجتماعی تبیین می شود. خانه های دوران زندیه و قاجاریه شیراز که بیشتر در محله سنگ سیاه واقع شده اند، جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهند. تحقیق، از نوع ترکیبی است. هدف این پژوهش، خوانش سازمان فضایی خانه های بومی بافت قدیم شیراز است که با بهره گیری از نرم افزارهای نحو فضا (Space Syntax) و آنالیزهای تحلیلی گرافیکی (SPSS) صورت گرفته است. بر اساس استدلال های منطقی که از اطلاعات کمی حاصل از گراف های نمایانی خروجی نرم افزار Ucl Depth Map به دست آمد، نقاط قوت و ضعف خانه های بومی بررسی شد. با تحلیل اطلاعات به دست آمده، الگوی مناسب از لحاظ مفاهیم اجتماعی - فرهنگی که عناصر کهن در آن دخیل است، استخراج شد. با توجه به نتایج پژوهش، با ترکیب الگوی برگرفته از این تحقیق با الگوهای سکونت مدرن، می توان برای خانه های آینده شهرهای تاریخی ایران الگوی جدیدی ارایه کرد.

    اهداف پژوهش :

    خوانش سازمان فضایی خانه های بومی بافت قدیم شهر شیراز. تبیین الگویی مناسب برای مسکن معاصر بر اساس تحلیل کهن الگوهای خانه های دوره زندیه و قاجاریه شهر شیراز.

    سوال پژوهش: 

    فرهنگ (سکونت و اجتماعی) چگونه بر شکل گیری سازمان فضایی خانه های (زندیه و قاجاریه) شیراز اثر گذاشته است؟ نقش طراحان و برنامه ریزان معماری در عصر حاضر، برای استمرار ارزش های فرهنگی-اجتماعی محیط های بومی چیست؟ نرم‎افزارهای طراحی در این حیطه تا چه حد دخیل هستند؟

    کلیدواژگان: خوانش فضا، سازماندهی فضایی، خانه های بومی شیراز، پیکره بندی فضایی، خانه های زندیه و قاجاریه شیراز، نرم افزارDepth Map
  • شهرام تقی پور، بابک عباسی*، شهلا اسلامی صفحه 4

    اگر واژه ی اندیشیدن را در معنای کامل آن، یعنی فکرکردنی همراه با پروا و بیم در پیش چشم آوریم، آنگاه می توانیم بگوییم هیچ ایده ای چون نیستی و عدم، جان آدمی را اندیشناک نکرده است. کمتر نظام فرهنگی و معرفتی است که در بنیاد ساختار معنابخشی خود، در جست وجوی پاسخی برای پرسمان (Problem) نیستی نباشد. در آیین دایوییسم، نیستی به مفهومی بنیادین بدل گشته است. آیین دایو، تامل در مغاک نیستی را، راهی برای درک هستی می داند. متفکران دایوییست همواره در تلاش هستند تا زندگی و هستی را در ارتباط با تهی بودن و نیستی به فهم در آورند؛ در حقیقت در این آیین، نیستی محملی است برای درنگ هستندگان در مفهوم هستی. اندیشه های دایوییسم و نیستی اندیشی این اندیشه ها در طول تاریخ چین توانسته اند در صورت های فرهنگی گوناگونی نفوذ کنند. به طور مشخص ردپای این اندیشه در مکتب هایی از نگارگری چینی وجود دارد و می توان طنین تاملات دایوییستی این نقاشان را در آثارشان پیدا کرد. هدف ما در این پژوهش پی گیری نشانه های نیستی اندیشی دایویی در آثار یکی از بزرگترین نقاشان عصر حکومت دودمان سونگ جنوبی (1279-1127 میلادی)، یعنی مایوآن (1225-1160 میلادی) است. در این پژوهش 10 اثر از مایوآن به صورت انتخابی برگزیده شده و با استفاده از روشی توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر این نکته است که آموزه های دایویی درباره ی نیستی در نقاشی دوره ی سونگ جنوبی عمیقا نفوذ کرده است و در قالب یک سنت هنری شاخص به دوره های بعدی منتقل شده است.

    اهداف پژوهش:

    بررسی مفهوم نیستی و تهیگی در آیین دایو و تاثیر آن بر نقاشی چینی. بررسی مفهوم نیستی یا تهیگی در خلال آثار مایوآن.

    سوالات پژوهش:

    مفهوم نیستی دایوییستی، چه تاثیری بر هنر نقاشی چینی نهاده است؟ مفهوم نیستی چگونه در آثار مایوآن تجلی پیدا کرده است؟

    کلیدواژگان: نیستی، تهیگی، مایوآن، دائوئیسم، نگارگری
  • علی حیدری صفحه 5

    هیچ شاعری مانند «حافظ» در اعماق و زوایای ذهن و دل ایرانیان نفوذ نکرده است. او شاعر تمامی قرن ها است و بسیاری قشرها از عرفا و ادیبان تا مردم معمولی، هرکدام درون کلام حافظ، سخن دل خود را یافته اند. هم چنین ایده های جهان روا و انسانی حافظ در ادب فارسی، ظرفیت بزرگی برای جهانی شدن شخصیت او فراهم آورده است. نفوذ حافظ و شعر او در کشورهای شرقی و غربی متعددی قابل مشاهده است. بدین منظور برای فهم بهتر جامعیت فرهنگی حافظ بر کشورهای مختلف، در این پژوهش کوشیده ایم با اتخاذ روشی کتابخانه ای و مطالعه ای تطبیقی، اثرگذاری و نفوذ کلام حافظ را در ادبیات و فرهنگ کشورهای غرب و شرق بررسی نماییم. در حقیقت هدف این پژوهش نمایش تاثیر نفوذ کلام حافظ با درونمایه های انسانی بر شاعران و نویسندگان کشورهای غربی شامل آلمان و چک-اسلواکی، شبه قاره ی هند شامل بنگال و پاکستان، چین، قلمرو عثمانی و جایگاه حافظ در میان محققان عرب است. هم چنین قصد داریم انعکاس جامعیت فرهنگی حافظ در کشورهای نام برده را با مطالعه و مداقه ی تصاویر نسخه ی مصور حافظ (موجود در موزه ی دهلی نو) مورد بررسی قرار دهیم. نتیجه ی این مطالعه نشان می دهد که جامعیت فرهنگی حافظ از مرز ایران گذشته و به عمق کشورهای غرب و شرق رسیده است. تا آنجا که علاوه بر تاثیر فرهنگی اشعار حافظ بر برخی از کشورهای غرب و شرق، فرهنگ ایرانی و اسلامی  نیز به این کشور ها نفوذ و گسترش پیدا کرده است و درونمایه ی شعر و فرهنگ ایرانی به عنوان نماد صلح و آسایش شناخته شده است.

    اهداف پژوهش:

    مطالعه ی راه های نفوذ اندیشه ی حافظ به کشورهای غرب و شرق. بررسی انعکاس جامعیت فرهنگی اثر حافظ در تصاویر نسخه مصور آن.

    سوالات پژوهش:

    نفوذ فکری و فرهنگی حافظ در کشورهای مختلف چگونه به وجود آمده است؟ اندیشه های حافظ چه تاثیراتی بر حیات فکری و فرهنگی کشورهای دیگر گذاشته است؟

    کلیدواژگان: حافظ، جامعیت فرهنگی، نفوذ فرهنگی، نسخه مصور حافظ، فرهنگ جهانی
  • احسان رسولی، ایرج اعتصام*، مهرداد متین صفحه 6

    معماری اسلامی ایران حاصل تداوم طبیعی معماری در دوره های مختلف تاریخی است.  از این رو، شناخت و مطالعه تاریخ  معماری  می تواند راهگشای ما در شناخت معماری دوره ی اسلامی و جنبه های مختلف آن باشد. اواخر قرن هشتم هجری قمری، آشفتگی های سیاسی ایران، زمینه را برای حمله تیمور گورکانی به این کشور فراهم کرد. تیموریان، پس از تصرف ایران بیش از یک قرن، یعنی تا زمان ظهور صفویه بر این کشور حکم راندند. تیمور، پس از ویران کردن بناها و قتل عام نمودن مردم شهرها، به ساختن بناهای باشکوه رغبت نشان داد. جانشینان او نیز این روش را پی گرفتند. بر اثر این کارها، هنرهای گوناگون، به ویژه هنر معماری رونق یافت. این پژوهش با روش تاریخی _توصیفی و مطالعه ی کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش نیز نشان می دهد که در دوره ی تیموریان، بناهای باشکوهی به ویژه در خراسان کنونی ساخته شد که از شاهکارهای معماری ایران به شمار می روند. اگرچه، روش  معماری در دوره تیموریان ریشه در معماری دوره های پیشین چون آل مظفر دارد، اما در این دوره، معماری از نظر عظمت و غنای تزیینات به شکوفایی کم سابقه ای دست یافت که آن را می توان در بناهایی چون مدرسه ی غیاثیه خرگرد، مدرسه دودر، مسجد گوهرشاد و بی بی خانوم مشاهده کرد.

    هدف های پژوهش:

    بررسی سبک هنر معماری و رونق آن در دوره تیموریان. بررسی عناصر تزیینی ایرانی و نشان دادن غنای آن در هنر معماری دوره ی تیموریان.

    سوالات پژوهش:

    1. مشخصه ی اصلی معماری عهد تیموری که آثار این دوره را از سایر بناها متمایز می سازد، چیست؟ 2 . سبک و ویژگی معماری تیموری در چه بناهایی قابل مشاهده است؟

    کلیدواژگان: معماری، سبک و تزیین، خراسان، تیموریان
  • محمدرضا رضانژاد، احمد غنی پور ملکشاه*، مرتضی محسنی، مسعود روحانی صفحه 7

    رنگ ها دارای ویژگی های بصری، معنایی و روانی خاصی هستند که این ویژگی های منحصر به فرد، آنها را در زمره ی مهم ترین ابزارهای خلق آثار هنری قرار داده است. رنگ در ادبیات، به عنوان یکی از هنرهای هفتگانه، بازتابی چشمگیر دارد. گویندگان و سخنوران چیره دست از رنگ به مثابه ی ابزاری کارآمد در تصویرسازی، خیال پردازی و انتقال مفاهیم بهره جسته اند. از همین رو با بررسی و تحلیل شیوه و میزان استفاده از عنصر رنگ در آثار شاعران و نویسندگان، می توان تا حدودی به زوایای پنهان و ساختار کلی آثار پی برد. با تکیه بر این ویژگی، در مقاله ی پیش رو دیدگاه نظامی نسبت به مقوله ی رنگ، میزان استفاده ی او از این عنصر و مقایسه و تحلیل رنگ های سیاه (مولفه ی اندوه)، سفید (مولفه ی امید)، سرخ (مولفه ی هیجان)، زرد (مولفه ی شادی)، سبز (مولفه ی معنویت) و آبی (مولفه ی آرامش) در دو منظومه ی «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون» بررسی شده است. روش انجام این تحقیق، تحلیل محتوا و حجم نمونه، کلیه رنگ واژه های موجود در دو اثر نظامی گنجوی بوده است. جامعه ی آماری نیز کلیه اشعاری است که حاوی رنگ واژه هستند. در تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی از قبیل توزیع و درصد فراوانی مولفه ها، جداول، نمودارهای ستونی و دایره ای استفاده شده است. مقایسه ی رنگ ها به عنوان مولفه های معنادار در آثار مذکور نشان می دهد که رابطه ی معناداری میان میزان استفاده از رنگ ها و محتوای هر یک از این دو مجموعه وجود دارد؛ عناصر امید، شادی و آرامش در «خسرو و شیرین» نسبت به «لیلی و مجنون» بیشتر و عناصر هیجان، معنویت و اندوه در «لیلی و مجنون» افزون بر «خسرو و شیرین» است. محققان پژوهش حاضر با استناد به این نتایج باور دارند که نظامی ضمن داشتن یک نگاه کلی به درون مایه ی داستان های خود، در استفاده از جزییات نیز نهایت دقت را به خرج داده و از تمامی این جزییات در زمینه ی یک ساختار کلی بهره جسته است.

    اهداف پژوهش:

    بررسی میزان رنگ های به کار رفته در دو منظومه ی «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون». مقایسه ی بسامد رنگ واژه ها به عنوان مولفه های امید، اندوه، شادی، هیجان و معنویت در دو منظومه ی «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون».

    سوالات پژوهش:

    بار روانی و معنایی رنگ های گوناگون از نظر نظامی چگونه است؟ بسامد رنگ های مختلف در دو مجموعه ی «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» به چه میزان است و چه ارتباطی میان میزان رنگ ها و محتوای آثار یادشده وجود دارد؟

    کلیدواژگان: نظامی، «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون»، رنگ
  • الهه ضیائی، شهربانو دلبری*، اردشیر اسدبیگی، سید حسین رئیس السادات صفحه 8

    هیچ تمدنی در خلا به وجود نیامده و نمی‌آید. هر تمدنی میراث‌دار گذشته خود است و در نسبتی معنادار با آن قرار دارد. در حقیقت آنچه از گذشته بر جای می‌ماند، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری آینده بازی می‌کند. عصر طلایی تمدن اسلامی را نیز باید با توجه به این اصل و در زمینه‌ی فرهنگی و تمدنی پیش از خود به فهم درآورد. تمدن طلایی اسلام که در عصر خلافت عباسی به وجود آمد، به طور مشخص در ارتباط با تمدن‌های مجاور خود بود. در این میان، تمدن‌ ایرانی عصر ساسانی نقش بسزایی در شکل‌گیری تمدن اسلامی دارد. اشرافیت زرتشتی در تاریخ تمدن ایران، همواره به عنوان نخبگان فرهنگی پرچمداران علم و دانش بوده‌اند. در عصر ساسانی ما شاهد این هستیم که توان این نیروی نخبگانی، به بالاترین حد خود می‌رسد. با توجه به حوادث جهانی چون بسته ‌شدن مدارس علمی در امپراطوری روم شرقی، جهان ایرانی در عصر ساسانی به رهبری نخبگان زرتشتی، بیش از پیش کانون مباحث علمی جهان متمدن می‌گردد. در این پژوهش کوشیده‌ایم تا با روشی کتابخانه‌ای نشان دهیم زرتشتیان چگونه پس از اسلام توانستند به عنوان یک نیروی فرهنگی زنده بمانند و با انتقال سنت دانش در عصر ساسانی، به جهان اسلام منشا خدمات بسیاری شوند. نتایج پژوهش نشان‌دهنده‌‌ی آن است که انحلال نظام ساسانی، دستاوردهای فرهنگی زرتشتیان را از دایره‌ی بسته‌ی موبدان بیرون آورد و دستاوردهای علمی گذشته را پایه‌ی تحولات جدید ساخت. در این میان دو حوزه‌ی دانش بیش از هر حوزه‌ی دیگری توانستند از میراث زرتشتی بهره‌گیری کنند: نخست دانش پزشکی که با سنت غنی جندی‌شاپور در پیوند است و دیگری فلسفه و حکمت که نمونه‌ی بارز انتقال آن در آثار سهروردی قابل مشاهده است.

    اهداف پژوهش:

    بررسی حوزه‌‌های دانش در ایران زرتشتی پیش از اسلام. بررسی خدمات فرهنگی اندیشه‌ی زرتشتی در ایران دوره‌ی اسلامی.

    سوالات پژوهش:

    چه حوزه‌های دانشی از ایران پیش از اسلام به ایران پس از اسلام انتقال پیدا کردند؟ تاثیرات فرهنگی حوزه‌ی زرتشتی در دوره اسلامی به چه صورت بوده است؟

    کلیدواژگان: خدمات فرهنگی، خدمات مذهبی، سنت علمی، زرتشتیان، تمدن ایرانی-اسلامی
  • محمد طایفه خانی، سندس کردآبادی* صفحه 9

    امروزه، چگونگی تناسب و زیبایی محیط شهری از یک سو و نابسامانی حاکم بر جداره های آن از سوی دیگر، موجب شد که ضرورت ساماندهی محیط شهری مورد توجه قرار گیرد. از این رو، توجه به عامل زیبایی در معماری محیط شهری بسیار اهمیت یافت. در این میان، ادبیات نیز می تواند در زمینه هایی کارساز باشد. طنزنویس معاصر مصر، احمد شفیق بهجت با صراحت و تیزبینی خاص خود و با آگاهی، لبه تیز انتقادهای خود را متوجه جامعه و محیط بی نظم، آشفته و نابسامان شهری امروز مصر و معایب آن کرد. او با زبان طنز، اندیشه انتقادی خود از جلوه های شهری را عینیت بخشید و راهکارهای اصلاحی پیشنهاد داد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- تحلیلی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تکنیک های طنز می تواند عناصر بصری در نماها و جداره های محیط شهری را به زیبایی بیان کند. انسان ها را از عیب ها و کجروی های خود آگاه سازد. همچنین به ما یادآور شود که با کمک این تکنیک ها می توان زشتی ها و رذیلت ها را تحقیر کرد و فضیلت ها را بزرگ  شمرد و از این راه، مخاطبان را به تفکر برای اصلاح رفتارهای نامتعارف، ترغیب و تشویق نمود.    

    اهداف پژوهش :

    بازخوانی عناصر بصری در نماهای شهری مصر، برای بیان تکنیک های طنز احمد شفیق بهجت. بیان هدف های فرهنگی و اجتماعی بهجت برای ارتقا بخشیدن جامعه اسلامی مصر.

    سوالات پژوهش :

    1.تکنیک های طنز به کار رفته در آثار احمد شفیق بهجت با نگاه به جداره های محیط شهری چیست؟ 2. احمد شفیق بهجت در بیان طنزآمیز جلوه های شهری، در پی چیست؟

    کلیدواژگان: طنز، احمد بهجت، تکنیک طنز، جداره های محیط شهری، مصر، جامعه اسلامی
  • سمیه عابدی، زهرا عباسی*، حسن ضیافت صفحه 10

    پارک های علم و فناوری، به منظور اهداف فناورانه توسعه پایدار ایجاد شده اند. هنر نیز می تواند ابزاری برای دست یابی به اهداف توسعه پایدار باشد. برای مشارکت کودکان در پارک های علم و فناوری و سرمایه گذاری بر خلاقیت آنان، می توان با ایجاد فضاهای محرک زمینه را برای آموزش، کارآفرینی و بهره گیری از نیروی استعداد کودک در آینده فراهم نمود. آنچه در پارک علم و فناوری کودک و نوجوان مهم جلوه می نماید، آموختن مهارت های لازم برای خلاق بودن است. خلاقیت را می توان پدیده ای ذهنی دانست که از کاربرد فرآیندهای شناختی معمول حاصل می شود. محیط کالبدی نقش برجسته ای در شکوفایی خلاقیت ایفا می کند. پیوند میان این فضای ایجاد شده در پارکهای علم و فناوری و هنر در پرورش خلاقیت کودکان نقش بسزایی دارد. در پژوهش حاضر روش تحلیلی- کیفی پیرامون مبانی نظری مبنا قرار گرفته و مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در کنار مصاحبه های نیمه ساختار یافته به کار گرفته شده است. مولفه های موثر در ارتقای خلاقیت کودکان، در دو دسته عوامل محیطی و عوامل فردی بررسی شده و بر اساس یافته های پژوهش تاثیر عوامل محیطی و استفاده از آن به عنوان مهم ترین عامل در پرورش کودکان رخ می نماید. فضاهای ایجاد شده نه فقط با جنبه های کالبدی سازمان روان شناختی خود، بلکه از طریق پیوند این کالبد با هنر بر شکوفایی و پرورش خلاقیت کودکان اثر می گذارند.

    اهداف پژوهش: 

    تبیین الگوی طراحی مبتنی بر تنوع در فضاهای آموزشی کودکان. دستیابی به مولفه های علمی ارتقاء خلاقیت کودکان در فضاهای شهری.

    سوالات پژوهش :

    ایجاد پارک های فناوری کودک چه اثری بر نوع و کیفیت خلاقیت آنها دارد؟ بکارگیری مولفه های محیطی در طراحی پارک های علم و فناوری چه اثری بر خلاقیت کودکان دارد؟

    کلیدواژگان: کودک، پارک علم و فناوری، پرورش خلاقیت، فضاهای شهری دانش بنیان، مهارت، هنر
  • سوده عشقی، سید مصطفی مختاباد امرئی*، محمدرضا شریف زاده صفحه 11

    معماری پست مدرن مرز روشنی میان هنر و جامعه شناسی نمی شناسد. بنا بر اندیشه ی «فرهنگ جهانی» که با تولید روزافزون دانش و تکنولوژی همراه است، فاصله ی میان تجدد و سنت در گفتمان های آفرینش هنری دیگر چالشی بر سر راه خلاقیت نیست و بهره گیری از پارادایم تکثرگرایی و عدم قطعیت، اجتماع واژگان غیرهمسان را در فرهنگی مونتاژگونه ممکن می سازد. این پژوهش سعی دارد به درک الگوی مونتاژهای هنری و رابطه انکارناپذیر آن با هویت و سنت در جامعه ایرانی بپردازد. این الگوها، علی رغم اندیشه های نوجویانه، به گفتمان های دیرپای ملی و مذهبی نیز وابسته هستند و مسیله ی جایگاه خلاقیت هنری پست مدرن را با حفظ رهیافت های غرب و هویت ملی در هنر معاصر ایران طرح کرده اند. پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی-توصیفی است که داده های آن با شیوه سندکاوی جمع آوری شده و یافته های آن به روش تحلیل مضمون در روابط میان انگاشته ای اصلی، وابسته و واسطه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تغییرات سریع امکانات جدید، فرصت پذیرش آراء متناقض با هویت ملی را برای مخاطبانشان کم می کند. چرا که از نشانه های جهانی جامعه ی پست مدرن، تولید و مصرف بی امان نشانه های فرهنگی است؛ نشانه هایی که روایات چندوجهی را پیش می کشند. در نتیجه بنا نمایشی آن حرکت کنند.حل ساخت آن.بر مسوولیت اخلاقی هنر پست مدرنیستی، با حفظ گفتمان های رایج محلی، می توان مفاهیم هنری معاصر را با الگوی مونتاژ، به شیوه ای خلاقانه بیان کرد تا مانند کالای پست مدرنیستی به اشاعه ی فرهنگ جهانی بپردازد.

    اهداف پژوهش:

    بررسی جایگاه خلاقیت پست مدرنیستی در هنر معاصر ایران. درک و تفسیر الگوهای تلفیق و مونتاژ در تصاویر هنری و رابطه انکارناپذیر آن با هویت و سنت در جامعه ایرانی.

    سوالات پژوهش:

    آیا الگوهای واگرایانه مونتاژ قادر به ارایه ی راه حلی برای ورود به بستر خلاقانه ی زیبایی شناسی پست مدرن در هنر معاصر ایران است؟ مضامین کلیدی مشترک میان انگاشت های اصلی (جامعه شناسی پست مدرن)، وابسته (خلاقیت هنری) و واسطه (الگوی مونتاژ در هنر معاصر ایران) کدام است؟

    کلیدواژگان: الگوی مونتاژ، تکثرگرایی، مکتب پست مدرن، زیبایی شناسی پست مدرن
  • زهرا قلی خانی، جواد سخا*، رضا شعبانی، سینا فروزش صفحه 12

    مذهب در دوران ساسانی از آغاز این سلسله تا دوره ی انقراض آن، که بیش از چهار صد سال به طول انجامید، روند پر فراز و نشیبی داشت. نقش اردشیر بابکان، پایه گذار سلسله ساسانیان در این میان نقشی برجسته است. او از راه تعامل با روحانیان زرتشتی، از آتشکده ها و کارگزاران آنها به عنوان ابزار سیاسی و عامل اساسی در تحکیم پایه های حکومت خود استفاده کرد. پس از مرگ اردشیر، جانشینان او نیز این روش را ادامه دادند. در دوره بهرام یکم (271م)، کرتیر، موبد پرنفوذ زرتشتی توانست دین زرتشت را در کشور رسمی کند. همچنین دیدگاه فره ایزدی شاهان که بر اساس آن مشروعیت پادشاهی توجیه می شد، به عنوان یک مفهوم قوی مذهبی اهمیت زیادی در نزد شاهان ساسانی و شخص اردشیر داشت. در این میان، نامه ی تنسر و کارهای کرتیر بیشترین نقش را در رسمی شدن آیین زرتشت در دوره ی ساسانیان ایفا کرد. تخت جمشید نیز به عنوان مرکز آیینی و نماد شکوه امپراطوری هخامنشیان به شمار می رفت که خیزش خاندان های ایرانی به ویژه ساسانیان در همین مکان شکل گرفت. بازتاب سیاست های مذهبی دوره ی ساسانیان در بخش هایی از تخت جمشید مانند کاخ تچر، نقش رستم، نقش رجب و کعبه ی زرتشت به صورت سنگ برجسته و سنگ نوشته به وضوح قابل دیدن است. روش استفاده شده در این پژوهش توصیفی _ تحلیلی بوده و پژوهشگر با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سیاست های مذهبی دوره ی ساسانیان و بازتاب آن در تخت جمشید پرداخته است.

    اهداف پژوهش:

    بررسی فرایند رسمی شدن دین زرتشت در دوره ساسانیان. بررسی بازتاب پیوند عوامل سیاسی و دینی در دوره ی ساسانیان در سنگ برجسته های تخت جمشید.

    سوالات پژوهش:

    1. بسترها و زمینه های رسمی شدن دین در دوره ساسانیان و عوامل تاثیرگذار بر آن کدامند؟ 2 سیاست های مذهبی دوره ی ساسانیان چگونه در سنگ برجسته های تخت جمشید بازتاب پیدا کرده است؟

    کلیدواژگان: اردشیر بابکان، زرتشت، ساسانیان، فره ایزدی، تخت جمشید، سنگ برجسته
  • محمد صادق کریمی، ابراهیم مرادی* صفحه 13

    در طول تاریخ، زیبایی به عنوان جاذبه ای ازلی مطرح بوده و در رشته های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. زیبایی تنها امری ذهنی نیست بلکه باید آن را به عنوان حقیقتی عینی درک کرد. بناهای دوران اسلامی به عنوان پدیده های مهم شهری، از نظر ویژگی های زیباشناسانه اهمیت ویژه ای دارند. از این رو، در دهه های گذشته پژوهشگران خارجی و داخلی به بررسی جنبه های گوناگون آن پرداختند. این تحقیق به صورت خاص، بر بعد زیبایی شناسی محیط و کالبد معماری تاکید دارد. این کار پژوهشی به روش «تحلیلی-کاربردی» انجام شده است و در حوزه مطالعات میدانی، «روش پیمایشی» با ابزار گردآوری داده از راه مشاهده «عینی» از بناهای اسلامی و «پرسش نامه» به روش ذهنی صورت گرفته است. اولویت بندی داده های عینی و ذهنی زیبایی از کالبد و مکان معماری، به خصوص معماری اسلامی دوران معاصر در کانون توجه این پژوهش بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معیارهای عینی و ذهنی مردم و معماران اندکی با هم تفاوت دارد، اما ادراک عینی زیبایی از محیط و کالبد معماری در هر دو گروه، موضوعی مهم است. همچنین، بررسی داده ها نشان می دهد که زیبایی ساختار، کالبد و فضای معماری  بر درک عینی و ذهنی زیبایی شناسی معماری اثری مهم دارد.

    هدف های پژوهش:

    بررسی ابعاد عینی و ذهنی زیبا یی شناسی معماری اسلامی تحقیق و اولویت بندی شاخص های زیبایی شناسی در بعد عینی و ذهنی در معماری اسلامی معاصر

    سوالات پژوهش:

    ابعاد عینی و ذهنی زیبایی شناسی چگونه در آثار معماری اسلامی دوران معاصر نمود پیدا کرده است؟ زیبایی ساختار و فضای معماری چه تاثیری بر درک عینی و ذهنی زیبایی شناسی معماری دارد؟

    کلیدواژگان: زیبایی شناسی، معماری اسلامی، مفهوم عینیت، مفهوم ذهنیت، دوران معاصر
  • مجتبی مثنوی پور، حمید طبرسی* صفحه 14

    عنصری که روحیه ی متفاوت یک قوم یا فولک را به وجود می آورد، تاریخ و خاطرات مشترک آنها در پهنه ی سرزمینی مشترک است. از این رو فولکلور یا فرهنگ عامه ی آن قوم، نه فقط مناسک و ادبیاتی معمول و ساده، بلکه بیانگر بنیادی ترین اصول بینش، شیوه ی تفکر و چگونگی  درک آنان از جهان هستی است. در حقیقت فولکلور گویای  نحوه ی زندگی اجتماعی آن ملت است. در پهنه ی سرزمینی ایران، میراثی غنی از فولکلور و فرهنگ عامه وجود دارد که از اعصار باستانی تاکنون، چون سنگ های رسوبی بر یکدیگر انباشته شده و تکامل یافته اند. برای ما بسیار اهمیت دارد تا ریشه های فرهنگ های عامه و عناصر پیونددهنده ی فولکلور را در هر گوشه ای از این سرزمین پهناور با عناصر بنیادین تمدن ایرانی شناسایی کنیم. مهم ترین سند تمدن باستانی ایرانیان، شاهنامه ی فردوسی است. شاهنامه ی فردوسی، بهترین ابزار شناختی و مقایسه ای را در اختیار ما قرار می دهد. هدف ما در این پژوهش این است که در فرآیندی تطبیقی، ابعاد جلوه های اجتماعی و فرهنگی جشن های «مهرگان» و «سده» را در شاهنامه ی فردوسی، به عنوان گزارشی از تمدن باستانی ایران، مشاهده کنیم و تاثیر این ابعاد را بر فرهنگ عامه ی مردم استان کرمان بسنجیم. روش مورد استفاده در این پژوهش، تطبیقی بوده و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. نتایج این پژوهش با توجه به جلوه های مشترک شاهنامه و فولکلور مردم کرمان ضمن مطالعه ی جشن های «مهرگان» و «سده» و آداب و رسوم مردم کرمان، حاکی از این است که شاهنامه ی فردوسی، در طول زمان، مردم کرمان را با تاریخ، فرهنگ و آیین های ارزشمند نیاکانشان آشنا کرده و همچنین از راه تاثیرگذاری بر فرهنگ عامه، زبان و درک مشترکی را میان آنها و سایر هم میهنان و حتی ملت های مجاور، فراهم آورده است.

    اهداف پژوهش:

    1.بررسی تاثیرات شاهنامه ی فردوسی بر فرهنگ و ادب عامه ی مردم استان کرمان. 2.شناسایی تشابهات عناصر فرهنگی و اجتماعی شاهنامه با فرهنگ و رسوم عامه ی مردم استان کرمان.

    سوالات پژوهش:

    1. آیا نمودهای مختلف شاهنامه در فرهنگ و ادب عامه ی مردم استان کرمان بازتاب داشته است؟ 2. آیا تشابهی میان فرهنگ و رسوم عامه ی مردم کرمان و فرهنگ و رسوم در شاهنامه وجود دارد؟

    کلیدواژگان: شاهنامه ی فردوسی، فرهنگ عامه ی کرمان، جشن «مهرگان»، جشن «سده»
  • مهسا مجیدی، منصور صابری مقدم*، فرح حبیب صفحه 15

    معماری، به مثابه یک صورت تمدنی، همواره نشان دهنده ی ژرف ترین گرایش های معنوی یک ملت است. هنگامی که از معماری اسلامی سخن می گوییم، چنین موضوعی را در پیش چشم داریم. معماری سنتی اسلامی در پیوندی ژرف با معرفت شناسی و هستی شناسی تاریخی مسلمانان است. دوران صفوی از چشم انداز فلسفی، دوران یگانه ای محسوب می شود. در این دوران گرایش های دوگانه ی فلسفه ی اسلامی، یعنی گرایش مشایی و اشراقی بار دیگر به یکدیگر رسیدند و در فلسفه نوین صدرایی یگانه شدند. شکل گیری یک نگرش فلسفی جدید و دگرگونی جهان بینی نوین اسلامی، به تبع آن تاثیرهای بسیاری بر تمامیت حوزه تمدنی گذاشت. معماری عصر صفوی نیز از این تاثیرها به دور نبوده است و می توانیم بازتاب آن نگرش های فلسفی را در آن بیابیم. در فلسفه دکارتی ما شاهد نگرشی کمی به فضا هستیم که موجب می شود در دوره ای از تاریخ، انسان غربی دچار فراموشی نسبت به خاطرات کیفی بشود که فضا را تحت تاثیر قرار می دهند و بنیاد نگرش معنوی انسان به مکان هستند. در معماری مسکونی عصر صفوی برخلاف این نگرش یادشده، ما شاهد کیفی شدن فضا هستیم. کیفیتی که تمام عناصر معماری را در اصلی یگانه، یعنی نمایش جایگاه انسان در جهانی معنوی، متحد می کند. همین اصل بنیادین است که خانه صفوی را در ادامه مسجد و مکانی برای ظهور معنا قرار می دهد. در این پژوهش کوشیده ایم از خانه صفوی ابزاری انتقادی برای بهبود وضعیت خانه های امروز بسازیم. برای تحقق این هدف از روشی توصیفی-تحلیلی با ابزار پرسشنامه سود جسته ایم و سعی نموده ایم تا نگرش مردم اصفهان را به خانه های صفوی و امروزی مورد ارزیابی قرار دهیم. نتایج پژوهش حاضر حاکی از این است که نگرش عمومی به خانه های سنتی صفوی مثبت است و افراد چنین خانه هایی را به خانه های امروزی تر ترجیح می دهند. دلیل این ترجیح نیز وجود همان عناصر معنوی است که در خانه های مسکونی صفوی وجود دارد.

    اهداف پژوهش:

    شناسایی تاثیرات فلسفه اسلامی بر معماری مسکونی صفوی. بهبود طراحی مسکونی در زمان حاضر با یاری گرفتن از معماری صفوی.

    سوالات پژوهش:

    فلسفه اسلامی چه تاثیراتی بر معماری مسکونی صفوی گذاشته است؟ ارزیابی جامعه هدف از تفاوت های معماری مسکونی مدرن و صفوی چیست؟

    کلیدواژگان: فلسفه اسلامی، معماری اسلامی، تفکر معنوی، خانه ی صفوی
  • علیرضا محمودی، زهره رجبی*، سیروس شفقی صفحه 16

    قرن حاضر شاهد گسترش شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه من جمله ایران بوده است. از یک طرف از پیامدهای این پدیده می توان به افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات در شهرها اشاره کرد و از طرف دیگر توسعه و عمران شهری، پیش از هر چیز نیازمند تامین مالی شهرداری ها و سازمان های دولتی است. اما با توجه به وضعیت متفاوت کشورهای در حال توسعه و بحران های مالی این کشورها و هم چنین اعتبارات و درآمدهای ناچیز شهرداری ها از عوارض محلی، تامین سرمایه ی لازم پروژه های شهری از راه دولتی امکان پذیر نیست. در نتیجه برای توسعه ی زیر ساخت ها، حضور سرمایه گذاری بخش خصوصی و استفاده از تسهیلات بانک ها و موسسات خصوصی ضروری به نظر می رسد. کلان شهر تبریز، نمونه ی بارزی از توسعه ی شهری با استفاده از ظرفیت های بخش خصوصی است. پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی-پیمایشی و استفاده از ابزار پرسشنامه و حجم نمونه 384 نفر، به سنجش نقش سرمایه گذاری بخش خصوصی در توسعه ی اقتصادی و هنری شهر تبریز اهتمام می ورزد. در روند پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک دلفی استفاده شده و برای تحلیل عوامل اثرگذار بر سرمایه گذاری بخش خصوصی، تکنیک ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی، مدل SWOT مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی شهر تبریز براساس مدل QSPM حاکی از آن است که وزنه ی نقاط قوت شهر بر نقاط ضعف آن سنگینی می کند. بنابراین با توجه به شناخت نقاط ضعف و قوت منطقه ی مورد مطالعه و فرصت ها و تهدیداتی که در خارج از منطقه وجود دارد، و هم چنین با احتساب جمع امتیاز آن ها، می توان نتیجه گرفت که تاکید بر افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی، توسعه ی اقتصادی-هنری شهر تبریز را به دنبال دارد.   

    اهداف تحقیق:

    سنجش نقش سرمایه گذاری بخش خصوصی در توسعه ی اقتصادی-هنری شهر تبریز. بررسی نقاط قوت و ضعف/ فرصت ها و تهدیدهای سرمایه گذاری بخش خصوصی بر توسعه و پیشرفت شهر تبریز.

    سوالات تحقیق:

    آیا حمایت از سرمایه گذاری خصوصی می تواند در زمینه ی شکوفایی اقتصادی-هنری و رشد و توسعه ی شهر تبریز، نقش موثری ایفاد کند؟ نقاط قوت و ضعف سرمایه گذاری بخش خصوصی در توسعه ی شهر تبریز و فرصت ها و تهدیدهای آن کدام است؟

    کلیدواژگان: سرمایه گذاری بخش خصوصی، توسعه ی اقتصادی-هنری، شهر تبریز، مدل SWOT، ماتریس QSPM
  • امین نادری رمضان آباد، علی بحرانی پور*، هوشنگ خسروبیگی، بهادر قیم صفحه 17

    خانقاه به عنوان مرکز عرفان و تصوف ایرانی و اسلامی و بنایی مقدس، با کارکردهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی و سیاسی، به نوعی بازنمایی فرهنگ و تمدن ایرانی است. عصر ایلخانی به عنوان دوره ی گسترش تصوف و خانقاه سازی شناخته می شود. در این برهه خانقاه ها، مامنی اجتماعی و فرهنگی و مکانی مقدس قلمداد می شدند که جای مدارس را گرفته و علاوه بر زهد و عبادت، برنامه های دیگری در آنها انجام می شد. در این مقاله تلاش شده است که از  میان عوامل متعدد تاثیرگذار در پیدایش و رشد تصوف و خانقاه ها در دوره ایلخانان به مهم ترین آنها اشاره شود. در واقع پژوهش مذکور، تاثیر عوامل کلیدی در فرآیند گسترش صوفیان در دوره ی ایلخانان را بررسی می کند. از آنجا که نمی توان از نقش تصوف در دوره ی ایلخانان بر بناهای خانقاه های این دوره صرف نظر نمود؛ مطالعه ی معماری خانقاه ها، به منظور بررسی عوامل گسترش تصوف ایلخانی قابل توجه است، چرا که با مطالعه عوامل فرهنگی و هنری بناهای خانقاه ها می توان با ساختار آن در این برهه آشنا شد. روش پژوهش مقاله حاضر توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به شیوه ی مطالعه ی منابع کتابخانه ای است و برای بررسی نقش بناهای خانقاهی در گسترش تصوف در دوره ی ایلخانان، به مطالعه عوامل فرهنگی و هنری بناهای خانقاه ها پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد معماری خانقاه ها و ساختار هنری آنها، ارتباط تنگاتنگی با اندیشه های عرفانی و صوفیانه داشته است و بررسی ساختار هنری و عناصر نمادین خانقاه نمایان گر ارتباط مستقیم آن با گسترش عرفان و تصوف در دوره ایلخانان است. در هنر معماری اسلامی، بسیاری از نمادپردازی ها منشاء عرفان و تصوف بوده است. رخداد های فرهنگی و هنری خانقاه ها در رشد مریدان صوفیه در دوره ایلخانان موثر بوده و رواج تصوف در این دوره، پیوندی میان عرفان و تصوف و هنر دوره ی ایلخانی ایجاد کرد.

    اهداف پژوهش:

    بررسی تاثیر مهم ترین عوامل در پیدایش و رشد تصوف و خانقاه ها در دوره ایلخانان. مطالعه معماری خانقاه ها و بررسی تاثیر آن در گسترش تصوف ایلخانی.

    سوالات پژوهش:

    معماری خانقاه ها و ساختار هنری آنها چه ارتباطی با اندیشه های عرفانی و صوفیانه داشته است؟ بناهای خانقاهی چه تاثیری در گسترش تصوف در دوره ی ایلخانان گذاشته است؟

    کلیدواژگان: خانقاه، تصوف، دوره ایلخانی، معماری خانقاه ها
  • رضا نورانیان، شهربانو دلبری*، محمد باغستانی کوزه گری صفحه 18

    به تصویر کشیدن سیمای پیامبر و امامان (علیهم السلام) و تعالی تلالو آن ها در شمایل نگاری یکی از مضامین تصویرآرایی نگارگری روایات دینی است که همواره مورد توجه هنرمندان بوده است. نسخه ی خطی حبیب السیر که کتابی تاریخی و نوشته مورخ شیعی است، شامل نگاره هایی از رخدادهای تاریخی حقانیت شیعه است. این نگاره ها در بردارنده ی مضامین، نقش ها و نمادهای شیعی همچنین شمایل نگاری تصویر پیامبراکرم (ص) و ایمه ی معصومین (ع) است و حوادث و رویدادهای تاریخی شیعه را بر اساس روایات شیعی به تصویر می کشد. در این میان، کتاب مذهبی و اسلامی بحارالانوار یکی از مهم ترین کتاب های جامع حدیث و رخدادهای شیعه است که مجموعه ای از آموزه ها و تعالیم شیعی را در برمی گیرد؛ بنابراین این پژوهش می کوشد با بررسی تصویرآرایی و شمایل نگاری پیامبر و ایمه ی اطهار در نسخه ی خطی حبیب السیر در ارتباط با روایات ذکرشده در بحارالانوار وجوه روشنی از سیمای درونی آنان را به تصویر بکشد و در پس آن، به تحلیل و واکاوی کاربرد مفاهیم و نمادهای شیعی در این نگاره ها بپردازد. روش پژوهش توصیفی_ تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات به شیوه ی مطالعه ی منابع کتابخانه ای. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که تا زمان صفوی در نگاره های مذهبی به علت نبود مخالفت، چهره های انبیا و اولیاء به تصویر کشیده می شد اما بعد این دوران به علت مخالفت علمای دینی چهره ها پوشانده شده اند و هنرمندان با استفاده از نمادهای دینی سعی در نشان دادن تصویر والایی از پیامبر و ایمه ی معصومین (ع) داشتند. همچنین با تطبیق روایات حوادث شیعی بحارالانوار در تصویرسازی و شمایل نگاری نگاره های حبیب السیر می توان به برداشت تصویری و نمادین هنرمند از رویدادهای شیعی دست یافت.

    اهداف پژوهش:

    بررسی تصویرآرایی و شمایل نگاری پیامبر و امامان شیعی در نسخه ی خطی حبیب السیر. تحلیل و واکاوی کاربرد مفاهیم و نمادهای شیعی مرتبط با مضامین بحارالانوار در نگاره ها.

    سوالات پژوهش:

    مضامین مطرح شده در نگاره های حبیب السیر عموما چیست؟ چگونه می توان از بررسی گزارش ها و جمع بندی های بحارالانوار به اصول حاکم بر روایت تصویری پیامبر و امامان شیعه (علیهم السلام) در نگارگری نگاره های حبیب السیر دست یافت؟ آیا تسلط فرهنگ شیعی در آفرینش نگاره هایی حبیب السیر تاثیرگذار بوده است؟ حضور علی (ع) به عنوان مظهر شیعه در این نگاره ها تا چه حد گسترده است؟

    کلیدواژگان: حبیب السیر، بحارالانوار، تصویرآرایی، پیامبر (ص)، امامان شیعی (ع)
|
  • Peyman Aghabeygipoor, Dariush Kazemi *, Maryam Shaygan Page 1

    Myths represent the culture and way of thinking of people in ancient times; Language is a historical narrative from prehistoric times; It is the voice for precious relics that are extracted from the heart of earth or amongst rocks and mountains. Myths represent the continuity of the cultural life of a nation and characterize its history (Amoozgar, 2009: 1). Poets and writers have cultivated the myths and beliefs of their ancestors and their works are interrelated to mythologies. The symbol of Gavaevodata created in Zoroastrian cosmology is the name of the first created cow and is one of the six eternal creations of Ahura Mazda in the material world and the mythical father of all beneficial animals. This cow is slaughtered in the myth of creation and from its body and face, the world is again filled with creatures; this is similar to the character of Siavash, a positive character with a free and gentle spirit that tragically dies oppressed and innocent. From his blood the sacred plant known as the “blood of Siavashan” grows that is associated to birth and nurture. In the vast expanse of Iran, reliefs, stone-carvings and lithographs, along with literature are ancient means to preserve mythology. Accordingly, many prominent embossed reliefs have been applied in the Persepolis; hence in this regard the symbol of the cow is abundantly used in the prominent motifs of Persepolis and is interpreted in many connotations. The hidden meanings deep in the layers of embossed patterns and its adaptation to similar cases in literature can generate a more precise representation of the mythical and cultural beliefs of Iran.

    Research aims:

    1- To explore the myth of the Gavaevodata and its relation to the story of Siavash in the Shāhnāmeh. 2- To compare the mythical symbols of the embossed reliefs of Persepolis and Ferdowsi's Shāhnāmeh.

    Research questions:

    1- What purpose did the myth of the Gavaevodata create in the role of Siavash in Ferdowsi's Shāhnāmeh and the embossed motifs of Persepolis? 2- What concepts does the Gavaevodata create in the form of Siavash's character in order to inspire the audience?

    Keywords: myth, Gavaevodata, Siavash, poetry, embossed reliefs, Persepolis
  • Yashar Aslanian, Hossein Zabihi *, Kamal Rahbarimanesh Page 2

    Human habitation has always had a special place and importance in providing comfort, tranquility and satisfaction. Hence, "shelter" in human thought has a long history of group and social life. Today, some believe that in modern times, architecture pays more attention to the visual eye and less attention to other sensory perceptions and the human body. This research tries to formulate a logical process of identifying and prioritizing the experimental elements of multisensory in promoting housing satisfaction. This research work is based on mixed research method (quantitative and qualitative), with logical reasoning. In the qualitative section, the method of phenomenological observation and interview has been used to identify the factors affecting desirability. In a quantitative method, a questionnaire was used to collect data from the statistical community (residents of residential complexes in Zanjan). Findings show that the connection between conceptual awareness, multisensory perception, this identity with the nature and desirability of habitation is significant. Also, the sensory components in the surveyed houses affect its environmental quality as well as the desirability of the space and the satisfaction of the residents.

    Research objectives:

     1. Investigating and recognizing the desirability of housing and the concept of satisfaction with it, with the approach of phenomenological philosophy. 2. Develop and present a conceptual model of residential utility. 

    Research questions:

     1. Is there a significant relationship between sensory components and quality criteria of a residential complex? 2. Does the house only meet the basic human need or is it a concept beyond that?

    Keywords: Housing Satisfaction, multisensory experience, Architectural Phenomenology, Residential Complex, Zanjan
  • Mohamad Bazaei, Maryam Ghasemi Sichani *, Alireza Shojaei, Mehdi Madahi Page 3

    Most theorists of architecture believe that culture is one of the factors influencing home design. The spatial configuration of a house in an area can support or disrupt the culture of the inhabitants. Hence, the shape of the house in indigenous architecture is an expression of understanding the content of human life. The necessity of this research is explained based on the dimensions of family and social life. The houses of the Zandieh and Qajar dynasties of Shiraz, which are mostly located in the Sang-e Siah neighborhood, form the statistical population of this research which is of a diverse kind. The aim of this study is to read the spatial organization of the native houses of the old texture of Shiraz accomplished by Space Syntax and the graphical analytical analysis (SPSS) software. Based on the logical arguments gained from the little information obtained from the graphs output of the Ucl Depth Map software, the strengths and weaknesses of the native houses were examined. By analyzing the attained information, a suitable model was extracted in terms of socio-cultural concepts involving the ancient elements. According to the results of the research, by combining the model obtained from this research with modern residential replicas, an innovative prototype can be presented for the imminent houses of the historical cities of Iran.

    Research objectives: 

    1. Investigating the organization of the native houses of the old texture of Shiraz city 2. Explaining a suitable model for contemporary housing based on the ancient analysis of the models of Zandieh and Qajar period houses in Shiraz.

    Research question: 

    1. How has culture (residential and social) affected the formation of the Space Organization of Shiraz Houses (Zandieh and Qajar)? 2. What is the role of architects and planners in the present age in perpetuating the socio-cultural values of indigenous environments? To what extent are design software involved in this area?

    Keywords: Space Reading, Spatial organization, Shiraz Indigenous Houses, Spatial Configuration, Shiraz Zandieh, Qajar Houses, Depth Map Software
  • Shahram Taghipur, Babak Abasi *, Shahla Eslami Page 4

    If the word “contemplation” was studied in its full sense, that is, thoughtfulness with fear and trepidation, no notion such as nothingness and non-existence would have trembled the human soul. It is less a cultural and epistemological system that, in the foundation of its semantic structure, does not seek an answer to the question of nothingness. In the religion of Daoism, nothingness has become a fundamental concept. Daoism sees contemplation in the realm of nothingness as a way to understand existence. Daoist thinkers are constantly attempting to comprehend life and existence in relation to emptiness and non-existence; In fact, in this religion, non-existence is a prerequisite for those who are delayed in the concept of existence. The ideas of dualism and the concept of nothingness have been able to permeate various cultural forms throughout Chinese history. Clearly, traces of this notion is perceived in the schools of Chinese painting, and one can find a reflection of Daoist thoughts in their artworks. Our aim in this study is to follow the signs of the nothingness theory in the works of one of the greatest painters of the era of the rule of the South Song dynasty (1279-1127 AD) by the name of Mayoan (1225-1160 AD). In this study, ten artworks of Mayoan are selected and examined using a descriptive-analytical method. The results of the research indicate that the theory of nothingness has penetrated deeply into South Song's periodic painting and have been transferred to later periods in the form of a significant artistic tradition.

    Research aims:

    1. Examining the concept of nothingness and emptiness in Daoism and its effect on Chinese painting. 2. Examining the concept of nothingness and emptiness during Mayoan's work.

    Research questions:

    1. What effect has the concept of Daoist nothingness had on the art of Chinese painting? 2. How is the concept of nothingness manifested in Mayoan works?

    Keywords: Nothingness, Emptiness, Mayoanism, Daoism, Painting
  • Ali Heidari Page 5

    No poet like Hafez has penetrated into the depths and angles of the mind and hearts of Iranians. He is the poet of all ages, and many strata, from mystics and writers to ordinary people, have each found their desired meanings in Hafez's words. Also, Hafez's worldview and humanistic themes in Persian literature have provided a great capacity for the globalization of his character; hence, Hafez's influence and poetry can be seen in many Eastern and Western countries. To this end, in order to better understand the cultural comprehensiveness of Hafez in diverse countries, this study attempts to study the influence and impact of Hafez's words in the literature and culture of Western and Eastern countries by adopting a library method and a comparative study. In fact, the aim of this study is to show the influence of Hafez's words with human themes on poets and writers of various countries including Germany and Czech-Slovakia, Indian subcontinent including Bengal and Pakistan, China, Ottoman Empire and Arab scholars. It is also intended to examine the reflection of Hafez's cultural comprehensiveness in these countries by studying and examining images of Hafez's illustrated manuscript (available at the New Delhi Museum). The results of this study show that Hafez's cultural comprehensiveness has crossed the border from Iran and reached the depths of Western and Eastern countries. In which that in addition to the cultural influence of Hafez's poems on a number of Western and Eastern countries, Iranian and Islamic culture has also penetrated and expanded and the theme of Iranian poetry and culture has been recognized as a symbol of peace and comfort.

    Research objectives:

    1. To study how the principals and ideas of Hafez has penetrated into the countries worldwide. 2. To examine the reflection of the cultural comprehensiveness of Hafez's work in the images of its illustrated version.

    Research questions:

    1. How did Hafez's intellectual and cultural influence originate in different countries? 2. How have Hafez's ideas influenced the intellectual and cultural life of other countries?

    Keywords: Hafez, cultural comprehensiveness, cultural influence, illustrated version of Hafez, global culture, poetry
  • Ehsan Rasouli, Iraj Etesam *, Mehrdad Matin Page 6

    The Islamic architecture of Iran is the result of a natural continuity of architecture in diverse historical epochs. Therefore, perceiving and studying the history of architecture can aid understanding the architecture of the Islamic period and its various aspects. In the late eighth century AH, the political turmoil in Iran paved the way for Timur Gurkhani to invade the country. The Timurids ruled Iran for more than a century, until the rise of the Safavids. Timur, after destroying the building and massacring the people of the cities, showed interest in building magnificent structures. His successors followed suit. As a result of these works, various arts flourished, especially the art of architecture. His successors followed the same suit. As a result of these works, various arts flourished, particularly the art of architecture. This research is accomplished via a historical-descriptive method followed by library study. The research findings also show that during the Timurid period, magnificent buildings were built mainly in present-day Khorasan, which are among the architectural masterpieces of Iran. Although the method of architecture in the Timurid period is influenced by the architecture of earlier periods such as the Al-Muzaffar era, however, the architecture of the Timurids, in terms of grandeur and richness, has achieved an unprecedented flourishing visible in various structures such as the Ghiasieh School of Khordgerd, Dodar School, Goharshad Mosque and Bibi Khanoom.

    Research objectives:

    1. To study the style of architectural art and its prosperity in the Timurid period. 2. To scrutinize Iranian decorative elements and its richness in the architectural art of the Timurid period.

    Research questions:

    پ1. What is the main feature of Timurid architecture that distinguishes the works of this period from other buildings? 2. In what structures can the style and features of Timurid architecture be perceived?

    Keywords: Architecture, style, decoration, Khorasan, Timurids
  • Mohammad Rezza Rezzanejad, Ahmad Ghanipour Malekshah *, Morteza Mohseni, Masoud Rohani Page 7

    Colors have a distinctive visual, semantic and psychological assets that has made them the most imperative tool for creating works of art. Color in literature is considered as one of the seven arts. Dominant speakers and lecturers have used color as an effective tool in illustrating, imagining, and conveying concepts. Therefore, by examining and analyzing the method and extent of applying the element of color in the works of poets and writers, it is possible to comprehend the implied approaches and the general structure of such works. Based on this feature, in the following article, the perspective of Nezami and his outlook towards the category of color and the extent of his use of this element and the comparison and analysis of the colors: black (component of sadness), white (component of hope), red (component of emotion), yellow (component of happiness), green (component of spirituality) and blue (component of tranquility) have been studied in his two famous poems "Khosrow and Shirin" and "Leily and Majnoon". The method of this research is based on content analysis and the sample size includes all the applied color-words in the two literary artworks of Nizami Ganjavi; furthermore, the statistical community consists of all poems that contain color-words. In data analysis, descriptive statistical methods such as distribution and frequency percentage of components, tables, bar graphs and circles have been used. Comparison of colors as noteworthy components in these works shows that there is a significant relationship between the use of colors and the content of the two literary collections; the elements of hope, happiness and peace in "Khosrow and Shirin" are more visible than "Leily and Majnoon" and the elements of excitement, spirituality and sorrow in "Leily and Majnoon" are more observed compared to "Khosrow and Shirin". Based on the results, the researchers of the present study consider that Nezami, while having an overview of the theme of his stories, has also been extremely careful in using details and has applied all specifics in the context of a general structure.

    Research objectives:

    1. Investigating the quantity of colors used in the two poems "Khosrow and Shirin" and "Leily and Majnoon". 2. Comparing the frequency of color-words as components of hope, sadness, happiness, excitement and spirituality in the two poems "Khosrow and Shirin" and "Leily and Majnoon".

    Research questions:

    1. What is the psychological and semantic burden of different colors from Nezami’s point of view? 2. What is the frequency of different colors in the two collections "Lily and Majnoon" and "Khosrow and Shirin" and what is the relationship between the amount of colors and the content of the mentioned works?

    Keywords: Nezami, Khosrow, Shirin, Lily, Majnoon, Color
  • Elahe Ziaei, Shahrbanoo Delbari, Ardashir Asadbeigi, Seyyed Hossein Raees al-Sadat Page 8

    No civilization is created in a void. Every civilization has its own heritage and has a substantial relationship with it. In essence, what is left from a past plays a decisive role in shaping the future. The golden age of Islamic civilization must also be understood in terms of this principle and in the field of its prior culture and civilization. The golden civilization of Islam, which emerged during the Abbasid caliphate, was clearly associated with its neighboring societies. Meanwhile, the Iranian civilization of the Sassanid era plays a central role in the formation of Islamic civilization. Zoroastrian aristocracy has always been the cultural elite of the flag bearers of science and knowledge in the history of Iranian civilization. In the Sassanid era, the power of this elite force reaches its peak.
    Due to global events such as the closure of scientific schools in the Eastern Roman Empire, the Iranian world in the Sassanid era led by Zoroastrian elites increasingly became the center of scientific discussions of the civilized world. In this study, via a library research, it is sought to express how Zoroastrians were able to survive after Islam, as a cultural force, and become a source of many services to the Islamic world by transferring the tradition of knowledge in the Sassanid era. The results of the research show that the dissolution of the Sassanid system took the cultural achievements of the Zoroastrians out of the hands of the priests and hence the scientific achievements of the past became a basis for new developments. In the meantime, more than any other field of knowledge, they were able to benefit from Zoroastrian heritage: firstly, in the field of medical knowledge, which is linked to the rich tradition of Jundishapur, and secondly philosophy and wisdom, a clear example of which can be seen in Sohrevardi’s works.

    Research objectives:

    1. A study of the fields of knowledge in pre-Islamic Zoroastrian Iran. 2. A study of the cultural services of Zoroastrian thought in Iran in the Islamic period.

    Research questions:

    1. What fields of knowledge were transferred from pre-Islamic Iran to post-Islamic Iran? 2. What are the cultural influences of the Zoroastrian principals in the Islamic period?

    Keywords: Cultural Services, Religious Services, Scientific Tradition, Zoroastrians, Iranian-Islamic Civilization
  • Mohammad Tayefeh Khani, Soundos Kordbadi * Page 9

    Today, the appropriateness and beauty of the urban environment on the one hand, and the turmoil on its walls on the other have led to the necessity for urban environment organization. Therefore, attention to the aesthetic factor in urban architecture is consequently vital. Literature, in the interim, can also aid in sections. Contemporary Egyptian satirist Ahmad Shafiq Behjat, with his specific clarity and awareness, sharpened his criticism of society and expressed the chaotic, disordered and hectic urban environment of today's Egypt along with its shortcomings. By applying a humorous dialectal, he objectified his critical thinking of urban manifestations and suggested corrective measures. This study follows a descriptive-analytical methodology and the findings of this study demonstrate that humorous techniques can exquisitely express the visual elements hidden within the facades and walls of the urban environment. Henceforth, it can inform human beings of their faults and perversions. With the benefit of such techniques, ugliness and vices are humiliated and virtues are magnified, and by this means, the audience can be thoughtfully encouraged to correct unconventional behaviors.

    Research objectives:

    1. Re-reading the visual elements in the urban views of Egypt, to express the humorous techniques of Ahmad Shafiq Behjat. 2. Expression of Behjat's cultural and social goals to promote the Islamic society of Egypt.

    Research questions:

    1. What are the satirical techniques used in the works of Ahmad Shafiq Behjat by analyzing the walls of the urban environment? 2. What does Ahmad Shafiq Behjat seek in the humorous expression of urban manifestations?

    Keywords: humor, Ahmad Behjat, satire, Walls of Urban Environment, Egypt, Islamic society
  • Somayeh Abedi, Zahra Abbasi *, Hossein Ziafat Page 10

    Science and technology parks have been created for the technological purposes of sustainable development. Art can also be a tool for achieving sustainable development goals. In order for children to participate in science and technology parks and invest in their creativity, it is conceivable to create a stimulating environment for education, entrepreneurship and the use of the child's talent in the future. What is important in children's and adolescents' science and technology parks is learning the skills needed to be creative and imaginative. Creativity can be considered a mental phenomenon that results from the use of common cognitive processes. The physical environment plays a prominent role in the flourishing of such a trait. The connection between the space created in science, technology and art parks plays an imperative role in nurturing children's creativity. In the present study, an analytical-qualitative method based on theoretical foundations, documentary and library studies have been used along with semi-structured interviews. The effective components in promoting children's creativity are examined in two categories of environmental and individual factors; hence, grounded on the research findings, the impact of environmental factors and its use as the most important factor in child rearing is highlighted. The spaces created not only with the physical aspects of their psychological organization, but also through the connection of this body with art, affect the flourishing and nurturing of children's creativity.

    Research objectives:

    1. Explaining the pattern of design based on diversity in children's educational spaces. 2. Achieving the scientific components of promoting children's creativity in urban spaces.

    Research questions:

    1. What effect does the creation of children's technology parks have on the type and quality of their creativity? 2. What effect does the use of environmental components in the design of science and technology parks have on children's creativity?

    Keywords: children, science, technology park, Creating Creativity, Knowledge-Based Urban Spaces, Skills, art
  • Soodeh Eshghi, Seyed Mostafa Mokhtabad Amreee *, Mohammad Rezza Sharifzadeh Page 11

    Postmodern architecture knows no clear boundaries between art and sociology. According to the idea of ​​"global culture", which is associated with the increasing production of knowledge and technology, the gap between modernity and tradition in the discourses of artistic creation is no longer a challenge to creativity and the use of the paradigm of pluralism and uncertainty makes possible the assemblage of heterogeneous words in an assembled culture. This study tries to understand the pattern of artistic montages and its undeniable relationship with identity and tradition in Iranian society. Despite their innovative ideas, these patterns are also dependent on long-standing national and religious discourses and have raised the issue of the place of postmodern artistic creativity while preserving Western approaches and national identity in contemporary Iranian art. The present study is an analytical-descriptive study in which data is collected by document analysis and the findings are analyzed by content analysis between the relationships of the main, dependent and intermediate assumptions. The findings of the study indicate that the rapid change of new facilities reduces the opportunity for their audiences to accept opinions that contradict their national identity. Since one of the global symbols of postmodern society is the disordered production and consumption of cultural signs; symbols that give rise to multifaceted narratives. As a result, according to the moral responsibility of postmodern art, by preserving the common local discourses, contemporary art concepts can be expressed in a creative way with a montage pattern in order to spread world culture alike postmodern commodity.

    Research objectives:

    1. To study of the position of postmodernist creativity in contemporary Iranian art. 2. To understand and interpret the patterns of integration and assembly in artistic images and its undeniable relationship with identity and tradition in Iranian society.

    Research questions:

    1. Can divergent assembly patterns able to provide a solution to enter the creative context of postmodern aesthetics in contemporary Iranian art? 2. What are the key themes common between the main concepts (postmodern sociology), dependent (artistic creativity) and intermediary (assembly model in contemporary Iranian art)?

    Keywords: assembly model, pluralism, postmodern school, postmodern aesthetics
  • Zahra Gholikhani, Javad Sakha *, Rezza Shabani, Sina Forouzesh Page 12

    Religion had its peaks and valleys during the Sassanid period from its foundation to extinction; which lasted more than four centuries. The role of Ardeshir Babakan, the founder of the Sassanid dynasty is prominent. Through interaction with Zoroastrian clerics, Babakan used their fire temples and agents as a political tool and a key factor in consolidating the foundations of his government. After Ardeshir's death, his successors continued this method. During the reign of Bahram, I (271 AD), Carter, an influential Zoroastrian cleric, was able to make Zoroastrianism the official religion of the country. Also, the cultural view of the kings, according to which the legitimacy of the monarchy was justified, was of great importance as a strong religious concept for the Sassanid kings and Ardeshir himself. Meanwhile, Tensor's letter and Cartier's works played the most important role in the formalization of Zoroastrianism during the Sassanid period. Persepolis was also considered as a ritual center and as a symbol of the glory of the Achaemenid Empire, where the uprising of Iranian families, particularly the Sassanids, took place. The reflection of the religious policies of the Sassanid period in parts of Persepolis such as Tachara Palace, Naghsh-e Rostam, Naghsh-e Rajab and the Kaaba of Zoroaster in the form of embossed stone and inscription is clearly visible. The method used in this research is descriptive-analytical and the researcher has used library method to study the religious policies of the Sassanid period and its reflection in the Persepolis complex.

    Research objectives:

    1. To study the process of formalization of Zoroastrian religion in the Sassanid period. 2. To study the reflection of the connection between political and religious factors in the Sassanid period in the relief stones of Persepolis.

    Research questions:

    1. What are the contexts and grounds for the formalization of religion in the Sassanid period and the factors affecting it? 2 How are the religious policies of the Sassanid period reflected in the reliefs of Persepolis?

    Keywords: Ardeshir Babakan, Zarathustra, Sassanids, Farah Izadi, Persepolis, embossed stone
  • Mohammad Sadegh Karimi, Ebrahim Moradi * Page 13

    Throughout history, aesthetics has been considered as an ancient attraction and has been discussed in various fields. Beauty is not just a matter of the mind, it must be understood as an objective truth. The strcutures of the Islamic era, as important urban phenomena, are of special importance in terms of aesthetic features. Thus, in recent decades, foreign and domestic researchers have examined various aspects of such a perspective. Thus this research, exclusively, emphasizes the aesthetic dimension of the environment and the form of architecture. This research study is carried out via an analytical-applied means with a "survey method" in field studies; moreover, data is collected by objective observation of Islamic buildings and a subjective "questionnaire”. The prioritization of objective and subjective aesthetic data of the body and place of architecture, particularly contemporary Islamic architecture is the focus of this research. The research findings show that the objective and mental criteria of people and architects are slightly different, but the objective perception of beauty of the environment and the body of architecture in both groups is significant. Likewise, the study of data displays that the beauty of the structure, body and architectural space has an imperative effect on the objective and mental understanding of the aesthetics of architecture.

    Research objectives:

    1. Examining the objective and subjective dimensions of the aesthetics of Islamic architecture 2. Research and prioritization of aesthetic indicators in objective and subjective dimensions in contemporary Islamic architecture

    Research questions:

    1. How have the objective and subjective dimensions of aesthetics been reflected in the works of contemporary Islamic architecture? 2. What effect does the beauty of the structure and space of architecture have on the objective and subjective understanding of the aesthetics of architecture?

    Keywords: Aesthetics, Islamic architecture, the concept of objectivity, the concept of subjectivity, contemporary era
  • Mojtaba Masnavipur, Hamid Tabarsi * Page 14

    The element that creates a dissimilar spirit of a nation or folk is their common history and memories in a common territory. Thus, the folklore or popular culture of that people, not only the usual and simple rituals and literature, but also expresses the most fundamental principles of insight, way of thinking and how they understand the universe. In fact, folklore describes the social life of that nation. In the territory of Iran, there is a rich heritage of folklore and popular culture that have accumulated and evolved as sedimentary rocks since ancient times. It is imperative for us to identify the roots of popular cultures and the connecting elements of folklore in every corner of this vast land with the fundamental elements of Iranian civilization. The most important document of the ancient Iranian civilization is Ferdowsi's Shāhnāmeh. Ferdowsi's Shāhnāmeh provides us with the best cognitive and comparative tools. Our aim in this study is to observe the dimensions of social and cultural effects of "Mehregan" and "Sedeh" celebrations in Ferdowsi Shāhnāmeh, as a report of the ancient civilization of Iran, and the effect of these dimensions on the popular culture of the people of the province of Kerman. The method used in this research is comparative accomplished via library studies. The results of this study, considering the common manifestations of Shāhnāmeh and folklore of the people of Kerman while studying the celebrations of "Mehregan" and "Sedeh" and the customs of the people of Kerman, indicate that Ferdowsi's Shāhnāmeh, over time, has introduced valuable cultures and rituals of their ancestors and has also provided a common language and understanding between them and other compatriots and even neighboring nations by influencing popular culture.

    Research objectives:

    1. To study the effects of Ferdowsi's Shāhnāmeh on the culture and popular literature of the people of Kerman province. 2. To recognize the similarities between the cultural and social elements of Shāhnāmeh and the popular culture and customs of the people of Kerman province.

    Research questions:

    1. Have the different manifestations of Shāhnāmeh been reflected in the popular culture and literature of the people of Kerman province? 2. Is there a similarity between the popular culture and customs of the people of Kerman and the culture and customs in the Shāhnāmeh?

    Keywords: Ferdowsi Shāhnāmeh, Kerman culture, Mehregan celebration, Sedeh celebration
  • Mahsa Majidi, Mansour Sepehri Moghaddam *, Farah Habib Page 15

    Architecture, as a form of civilization, has always represented the deepest spiritual tendencies of a nation; such a notion is constantly deliberated upon when studying Islamic architecture. Traditional Islamic architecture is deeply intertwined with the epistemology and historical ontology of Muslims. The Safavid period is considered a unique period from a philosophical perspective; during this period, the dual tendencies of Islamic philosophy, that is, the peripatetic and Enlightenment tendencies, came together and appeared in Sadra's new philosophy. The formation of a new philosophical attitude and the transformation of the new Islamic worldview, in turn, had many effects on the integrity of civilization. Safavid architecture was also influenced by such inspirations and the reflection of the mentioned philosophical attitudes was apparent.  In Descartes' philosophy, minor significance to space has led to the phenomenon that triggered the overlook of qualitative memories and ultimately reduces the foundation of a spiritual outlook in Western societies. In the residential architecture of the Safavid era, contrary to this view, we see the quality of space. A quality that unites all the elements of architecture in a single principle, that is, the display of human status in the spiritual world. It is this fundamental principle that places the Safavid house as a continuation of the mosque and a place for the emergence of meaning. In this study, we have endeavored to use the Safavid house as a critical tool to improve the condition of today's houses. In order to achieve this goal, a descriptive-analytical method has been used with the aid of a questionnaire in order to evaluate the attitude of the people of Isfahan towards Safavid and modern houses. The results of the present study indicates that the general attitude towards traditional Safavid houses is more positive and people prefer such houses to modern structures. The motive for such preference is the existence of the same spiritual elements that exists in Safavid residential houses.

    Research objectives:

    1. Identifying the effects of Islamic philosophy on Safavid residential architecture. 2. Improving modern residential structures with an outlook towards Safavid architecture.

    Research questions:

    1. What effects has Islamic philosophy had on Safavid residential architecture? 2. By assessing the target community, what are the differences between modern and Safavid residential architecture?

    Keywords: Islamic Philosophy, Islamic architecture, spiritual thinking, Safavid house
  • Alireza Mahmudi, Zohreh Rajabi *, Sirus Shafaghi Page 16

    The current century has witnessed the expansion of urbanization in developing countries, including Iran. On the one hand, one of the consequences of this phenomenon is the increase in demand for goods and services in cities, and on the other hand, urban development requires financing of municipalities and government organizations. Nevertheless, due to the diverse situations of developing countries and the financial crises of these countries, as well as the low credit and revenues of municipalities from local taxes, it is not possible to finance the necessary urban projects through the government sponsorship. As a result, for the progression of infrastructure, the presence of private sector investment and the use of facilities of private banks and institutions appears compulsory. The metropolis of Tabriz is a clear example of urban development using the capacities of the private sector. The present applied research applies a descriptive-survey method with the use of questionnaire tools and a sample size of 384 people to assess the role of private sector investment in the economic and artistic development of Tabriz. In the research process, Delphi technique was used to analyze the data and SWOT model was used to analyze the factors affecting private sector investment, quantitative strategic planning matrix technique. The results of the evaluation matrix of internal and external factors of Tabriz based on the QSPM model indicate that the weight of the city's strengths weighs on its weaknesses. Therefore, considering the strengths and weaknesses of the study area and the opportunities and threats that exist outside the region, as well as taking into account their total points, it can be concluded that by emphasizing on increasing private sector investment, economic-artistic development of Tabriz is followed.

    Research purposes:

    1. Assessing the role of private sector investment in the economic-artistic development of Tabriz. 2. Investigating the strengths and weaknesses / opportunities and threats of private sector investment on the development and progress of Tabriz.

    Research questions:

    1. Can supporting private investment play an effective role in the field of economic-artistic prosperity and growth and development of the city of Tabriz? 2. What are the strengths and weaknesses of private sector investment in the development of Tabriz and its opportunities and threats?

    Keywords: Private Sector Investment, Economic-Artistic Development, Tabriz, SWOT Model, QSPM Matrix
  • Amin Naderi Ramezan Abad, Ali Bahranipour *, Hooshang Khosro Beygi, Bahador Ghayem Page 17

    Monasteries or “Khaneghah”, as the center of Iranian- Islamic mysticism and Sufism and a sacred building, with various social, cultural, artistic, economic and political functions, is a representation of Iranian culture and civilization. The Ilkhanid era is known as the period of the expansion of Sufism and the construction of monasteries. At this time, monasteries were considered a social, cultural, and sacred sanctuary that replaced schools, and in addition to asceticism and worship; other activities took place. In this article, it is attempted to study the various influential factors in the emergence and growth of Sufism and monasteries during the Ilkhanid period. Indeed, the study examines the impact of key factors in the process of expansion and growth of Sufis in the Ilkhanid period. Since the role of Sufism and its influence on the buildings of the monasteries of this period cannot be ignored; the study of the architecture of the monasteries is significant in order to study the factors that led to the spread of Sufism during this stage in history. The research method of this article is descriptive-analytical and the method of collecting information is accomplished by studying library resources and also by observing and analyzing the role of monastic buildings in the spread of Sufism in the Ilkhanid period; furthermore, the cultural and artistic factors of monastic buildings have been studied. The results show that the architecture of monasteries and their artistic structure are closely related to mystical and Sufi ideas and the study of the artistic structure and symbolic elements of the monastery shows its direct relationship with the spread of mysticism and Sufism in the Ilkhanid period. In the art of Islamic architecture, many symbolisms have been the source of mysticism and Sufism. The cultural and artistic events of the monasteries were influential in the growth of Sufi followers during the Ilkhanid period, and the spread of Sufism in this period established a link between mysticism and Sufism and the art of the Ilkhanid period.

    Research objectives:

    1. To investigate of the influence of the most important factors in the emergence and growth of Sufism and monasteries in the Ilkhanid period. 2. To analyze the architecture of monasteries and examining its impact on the spread of Sufism during the Ilkhanid period.

    Research questions:

    1. How is the architecture of the monasteries and their artistic structure related to mystical and Sufi ideas? 2. What effect did monastic buildings have on the spread of Sufism during the Ilkhanid period?

    Keywords: monastery, Sufism, Ilkhanid period, Architecture of Mmonasteries
  • Reza Noranian, Shahrbano Delbari *, Mohammad Baghestani Page 18

    The depiction of the image of the Prophet and the Imams (pbuh) and their excellence in iconography is one of the themes of the pictorial decoration of religious narratives that has always been of interest to artists. The manuscript of Habib al-Siar, a historical book written by a Shiite historian, contains images of historical events of the Shiite legitimacy. These paintings contain Shiite themes, maps and symbols, as well as iconography of the Holy Prophet (PBUH) and the Imams of the Infallibles (AS), and depict Shiite historical events based on Shiite narrations. Among these, the religious and Islamic book of Bahar-al-Anvar is one of the most important comprehensive books of Shiite hadith and events that includes a collection of Shiite instructions and teachings; Therefore, this study attempts to depict the clear aspects of their inner appearance by examining the image of the Prophet and the Imams in the manuscript of Habib al-Sir in connection with the narrations mentioned in Bahar-al-Anvar; moreover, the images are analyzed and scrutinized by the use of Shiite concepts and symbol. The research method carried out in this research is descriptive-analytical and the method of data collection is accomplished via library resources. Research shows that until the Safavid period, religious figures depicted the faces of prophets and saints due to a lack of opposition, but later, due to the disagreement from religious scholars, faces were covered and artists tried to show an extraordinary appearance by using religious symbols. Also, by applying the narrations of the Shiite events of Bahar-al-Anvar in the illustrations and iconography of Habib al-Siar’s paintings, it is possible to obtain a visual and symbolic image of the artist from the Shiite events.

    Research objectives:

    1. To study the image and iconography of the Prophet and the Shiite Imams in the manuscript of Habib-al-Siar 2. To analyze the application of Shiite concepts and symbols related to the themes of Bahar-al-Anvar in the drawings.

    Research questions:

    1. What are the general themes of Habib al-Siar's paintings? 2. How can the principles governing the visual narration of the Prophet and the Shiite Imams (pbuh) in the painting of Habib al-Siar be scrutinized by examining the the Bahar-al-Anvar?

    Keywords: Habib al-Sir, Bahar-al-Anvar, Illustration, Prophet (PBUH), Shiite Imams