فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال هجدهم شماره 4 (پیاپی 129، تیر 1399)
  • سال هجدهم شماره 4 (پیاپی 129، تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/16
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسین جمشیدی، سیما پورتیمور* صفحات 264-275
    پیش زمینه و هدف

    خودکارآمدی در بالین، بر عملکرد آینده دانشجویان پرستاری در جهت مراقبت مستقل از بیمار تاثیر دارد، که یکی از مهم ترین نیازهای کلیه دانشجویان جهت عملکرد صحیح در محیط های یادگیری، نیاز به مرتفع سازی حس تعلق و هوش اخلاقی به مثابه یک راهنما برای رفتار و اعمال هوشمندانه می باشد. لذا این مطالعه باهدف تعیین ارتباط هوش اخلاقی و تعلق پذیری بالینی با خودکارآمدی بالینی دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه در سال 1398 انجام شد.

    مواد و روش ها

    پژوهش توصیفی همبستگی حاضر به صورت تمام شماری 216 دانشجوی پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه در سال 1398 انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه 4 بخشی مشخصات دموگرافیک، هوش اخلاقی، تعلق پذیری بالینی و خودکارآمدی عملکرد بالینی جمع آوری گردید. و آنالیز با نرم افزار SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمون های توصیفی - همبستگی انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین هوش اخلاقی و تعلق پذیری با خودکارآمدی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، که رابطه بین خودکارآمدی با تعلق پذیری برابر 522/0 و با هوش اخلاقی برابر با 469/0 می باشد. همچنین بر اساس آزمون پیرسون رابطه خطی مستقیمی بین تعلق پذیری و هوش اخلاقی (580/0 r=، 0001/0P=) وجود داشت.

    نتیجه گیری

    مسیولین باید با برنامه ریزی بهینه در آینده با ارتقاء کیفیت آموزش و بهبود سطح وضعیت خودکارآمدی بالینی دانشجویان پرستاری در ارتباط با تفهیم تعلق پذیری و هوش اخلاقی اقدام نمایند. در این راستا تلاش برای ایجاد شرایطی که دانشجویان احساس کنند به عنوان عضوی از تیم مراقبت با تعلق پذیری بیشتر می توانند عملکرد بالینی آن ها را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: دانشجو، پرستاری، هوش اخلاقی، تعلق پذیری، خودکارآمدی، عملکرد بالینی
  • سهیلا پوراکبری، لیلا مقتدر* صفحات 276-286
    پیش زمینه و هدف

    حفظ و تداوم روابط زناشویی کارآمد هدف بسیاری از برنامه های آموزشی و مداخلات درمانی در زوجین است. با افزایش آگاهی زوجین می توان بسیاری از عوامل موثر در روابط آن ها ازجمله صمیمیت و انسجام را در خانواده ها افزایش داد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی غنی سازی روابط زناشویی بر همبستگی خانواده، صمیمیت و تعهد زناشویی در زنان سنین باروری بود.

    روش کار

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری تمامی زنان سنین باروری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان فومن در سال 1397 بودند که با نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) انتخاب و پرسشنامه های ارزیابی همبستگی خانواده السون (1985)، صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983) و تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش 8 جلسه آموزش غنی سازی روابط زناشویی دریافت کردند و بعد از اجرای پس آزمون برای دو گروه آزمایش و کنترل، داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شدند.

    نتایج

    یافته ها نشان داد آموزش غنی سازی روابط زناشویی بر همبستگی خانواده، صمیمیت و تعهد زناشویی و خرده مقیاس های آن در زنان سنین باروری اثربخش است (01/0P<).

    نتیجه گیری

    با استفاده از آموزش غنی سازی می توان موجبات همبستگی خانواده، صمیمیت و تعهد زناشویی در زنان سنین باروری را فراهم آورد.

    کلیدواژگان: غنی سازی، همبستگی، صمیمیت، تعهد
  • مرضیه عیسی پور هفتخوانی، یارعلی دوستی*، رضا دنیوی صفحات 287-295
    پیش زمینه و هدف

    رابطه فرازناشویی علت بسیاری از مشکلات، تعارضات و شکست های زناشویی است و می تواند پیامدهای مخربی برای اعضای خانواده، دوستان و متعاقبا اجتماع به همراه داشته باشد، بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نگرش جنسی در رابطه سبک های دل بستگی عاشقانه و روابط فرازناشویی در میان زوجین مراجعه کننده جهت طلاق بود.

    مواد و روش کار

    روش پژوهش توصیفی- همبستگی و به طور خاص مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را تمامی زوجین مراجعه کننده جهت طلاق به مراکز مشاوره اداره دادگستری در مناطق 1،2،3،4 شهر تهران بود. برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 20 برای هر متغیر مشاهده شده (13 متغیر مشاهده شده در مدل)، و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه های ناقص 270 نفر به عنوان حجم نمونه به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه های استاندارد روابط فرازناشویی، سنجش نگرش جنسی و سبک های دل بستگی عاشقانه بودند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد، بین سبک های دل بستگی عاشقانه و نگرش جنسی با روابط فرازناشویی رابطه ی مستقیم معنی دار وجود دارد. 90/0 از واریانس روابط فرازناشویی توسط سبک های دل بستگی عاشقانه و نگرش جنسی مورد تبیین قرار گرفت (01/0<P).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده مدل پژوهش دارای برازش بوده و تایید شد. نگرش جنسی در رابطه ی بین سبک های دل بستگی عاشقانه و روابط فرازناشویی نقش واسطه ای داشت.

    کلیدواژگان: روابط فرازناشویی، سبک های دل بستگی، طلاق، نگرش جنسی
  • مجید براتی پور، مقصود اسکندری، سمانه علیزاده* صفحات 296-305
    پیش زمینه و هدف

    جهانی شدن همراه با تنوع فرهنگی است. ارایه دهندگان خدمات سلامت به علت مواجهه مستقیم با بیماران و مراجعین و همراهان آن ها شاهد حضور افراد متفاوت با فرهنگ های مختلف هستند، لذا نیاز است تا با ایجاد زمینه های بین فرهنگی مناسب سعی در کاستن بیش ازپیش سوء تفاهمات بین فرهنگی و تعاملات اجتماعی مخرب داشت. با توجه به اینکه پرستاران بیشترین تماس را در بین کلیه ارایه دهندگان خدمات سلامت با افراد دارند، لذا این مطالعه مروری باهدف ارزشیابی اثرات هوش فرهنگی در پرستاری انجام شد.

    روش کار

    طرح مطالعه بر اساس روش مرور یکپارچه Whittemore و Knafl است. در بررسی متون در سال های 2000 تا 2020، بانک های اطلاعاتی مختلف ازجمله SID،Irandoc،Google scholar،PubMed، Medline،Scopus، Cochrane Library، Science Direct با واژه های کلیدی هوش فرهنگی و پرستاری جستجو شد. درنهایت 9 مقاله در این مطالعه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده ها 3 بخش اصلی را در رابطه با این موضوع آشکار ساخت: ابعاد هوش فرهنگی، مراحل رشد هوش فرهنگی و مزایای هوش فرهنگی در پرستاری.

    نتیجه گیری

    بر اساس مروری بر متون می توان گفت پرستاران دارای هوش فرهنگی بالاتر، در برقراری ارتباط فرهنگی بین خود، همکاران و ارباب رجوع موفق تر هستند؛ ازاین رو آن ها در همه جوانب عملکرد فردی و سازمانی، در سطح بالاتری قرار دارند. پس می توان گفت یکی از مواردی که می تواند برای رسیدن به رشد و بالندگی سیستم های سلامت کمک شایانی کند، هوش فرهنگی پرستاران است.

    کلیدواژگان: هوش فرهنگی، پرستاری
  • سحر محمدی مورچگانی، عباس ابوالقاسمی*، موسی کافی ماسوله صفحات 306-317
    پیش زمینه و هدف

    ازآنجاکه شناخت می تواند نقش اساسی و مهمی را در چگونگی بروز رفتار جنسی آدمی ایفا کند پژوهش حاضر باهدف مقایسه باورهای ناکارآمد، دانش و نگرش جنسی در زنان با و بدون اختلال میل/ برانگیختگی جنسی صورت گرفته است.

    مواد و روش ها

    این پژوهش با طرح علی- مقایسه ای در سال های 98-1397 انجام شد. شرکت کنندگان پژوهش 65 زن دارای اختلال میل/ برانگیختگی جنسی و 85 زن بدون اختلال میل و برانگیختگی جنسی بود که از میان 344 زن ساکن شهر رشت شناسایی و انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه علاقه و میل جنسی زنان سیلز و همکاران، مصاحبه بالینی بر اساس ملاک های DSM-5، پرسشنامه باورهای ناکارآمد جنسی نوبر و همکاران، مقیاس دانش و نگرش جنسی تولاییان و همکاران و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ استفاده شد. داده های پژوهش با تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) تجزیه وتحلیل گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که زنان دارای اختلال، باورهای محافظه کاری جنسی(000/0=p)، میل و لذت جنسی به عنوان گناه(001/0=p) بیشتری و دانش جنسی(000/0=p) کم تری در مقایسه با گروه بدون اختلال داشتند. اما بین دو گروه در باور های استمناء(68/0=p)، سن(11/0=p)، تصویر بدنی(13/0=p)، اولویت عاطفی(33/0=p) و نگرش جنسی(37/0=p) تفاوتی دیده نشد.

    بحث

    بر اساس این یافته ها، تفاوت بین نوع باورها و پایین تر بودن سطح دانش جنسی می تواند در ایجاد اختلال میل و برانگیختگی جنسی زنان نقش داشته باشد. این یافته ها نیز احتمالا تلویحات مهمی در مورد پیشگیری و درمان اختلالات جنسی زنان دارد.

    کلیدواژگان: اختلال میل، برانگیختگی جنسی، باورهای ناکارآمد، دانش و نگرش جنسی
  • منصور آراد، لیلا آلیلو*، حسین حبیب زاده، حمیدرضا خلخالی، غلامرضا اسم حسینی صفحات 318-329
    پیش زمینه و هدف

    به کارگیری هوش معنوی در محیط کار می تواند منجر به ارتقای مهارت های ارتباطی و انجام مراقبت بالینی بهینه شود. پژوهش حاضر باهدف تعیین تاثیر آموزش هوش معنوی بر مهارت های ارتباطی با بیمار در پرستاران شاغل در بیمارستان امام خمینی (ره) شهر مهاباد در سال 1398 انجام شد.

    مواد و روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه تجربی با گروه کنترل از نوع پیش آزمون - پس آزمون است که در سال 1398 انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان امام خمینی مهاباد می باشد که ابتدا پرستاران بر اساس معیار ورود وارد مطالعه شده و به طور تصادفی 70 نفر از بین آن ها به نسبت هر بخش انتخاب شدند، سپس افراد شرکت کننده در پژوهش بر اساس تخصیص تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه هوش معنوی کینگ استفاده شد. برای گروه مداخله 7 جلسه آموزش هوش معنوی به صورت کارگاه در طی 2 ماه برگزار شد. بلافاصله دو هفته و یک ماه بعد از مداخله هر دو گروه پرسشنامه را تکمیل کردند. به گروه کنترل آموزشی داده نشد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از SPSS نسخه 17 و آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که دو گروه کاملا همسان بودند. همچنین نتایج آزمون چندگانه بونفرونی نشان داد که میانگین نمرات هوش قبل از مداخله در دو گروه تفاوت معناداری ازلحاظ آماری ندارد (162/0=P). میانگین نمرات هوش معنوی در گروه مداخله قبل از آموزش (54/19±48/57) بود که دو هفته بعد از آموزش به طور معنی داری به (12/14±80/61) افزایش یافته بود. مقایسه های چندگانه بونفرونی نشان داد در پرستاران گروه کنترل ازنظر آماری تفاوت معناداری در میانگین نمرات هوش معنوی قبل و دو هفته بعد از آموزش و در مرحله پیگیری وجود نداشت (000/1=P). ولی در گروه مداخله میانگین نمرات هوش معنوی قبل و دو هفته بعد از آموزش و در مرحله پیگیری اختلاف معناداری داشتند (001/0>P).

    بحث و نتیجه گیری

    یافته های مطالعه حاکی از وجود تاثیر آموزش بر روی هوش معنوی پرستاران می باشد. ازآنجاکه هوش معنوی می تواند بر تمام حوزه های کاری پرستاران تاثیر گذارد بنابراین، بهتر است یافته حاصله؛ در بالین، جهت ارتقای کیفیت مراقبت های پرستاری شده و افزایش رضایتمندی بیماران به طوری جدی مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: هوش، معنویت، هوش معنوی، پرستاران
  • بهناز لطفی، محمود جاجرمی*، محمد محمدی پور صفحات 330-340
    پیش زمینه و هدف

     تعارضات زناشویی موجب آسیب در ارتباط بین زوجین می شود. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر نظریه چارچوب ارتباطی بر تمایزیافتگی و تعارضات زناشویی زوجین بود.

    مواد و روش ها

     طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمان در سال 1398 بود. 18 زوج از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره به عنوان نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند و جلسات زوج درمانی متمرکز بر نظریه چارچوب ارتباطی در 8 جلسه 60 دقیقه ای برای آنها اجرا شد. اما گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تمایزیافتگی خود (اسکورن و فریدلندر، 1998) و مقیاس تعارض زناشویی (ثنایی ذاکر، 1387) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 23 و آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون بونفرونی استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد درمان مبتنی بر نظریه چارچوب ارتباطی می تواند موجب افزایش تمایزیافتگی و کاهش تعارضات زناشویی شود (0001/0>P).

    بحث و نتیجه گیری

     با توجه به نتایج به دست آمده می توان برای افزایش تمایزیافتگی و کاهش تعارضات زناشویی از درمان مبتنی بر نظریه چارچوب ارتباطی استفاده کرد. لذا به درمانگران پیشنهاد می شود از درمان مبتنی بر چارچوب ارتباطی برای کاهش مشکلات زوجین و افزایش سازگاری زناشویی استفاده کنند.

    کلیدواژگان: زوج درمانی، نظریه چارچوب ارتباطی، تمایزیافتگی، تعارضات زناشویی
  • بنفشه شافعی، مریم سامری*، جواد کیهان صفحات 341-360
    پیش زمینه و هدف

     توانمندی و عملکرد پرستاران به عنوان بزرگ ترین گروه حرفه ای سازمان های بهداشتی و درمانی تاثیر زیادی پربهره وری سازمان های بهداشتی و درمانی داشته است بنابراین مطالعه حاضر باهدف طراحی الگوی توانمندسازی پرستاران بر اساس عوامل مدیریتی و فردی با نقش میانجی عملکرد فردی انجام شده است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه یک تحقیق توصیفی– همبستگی و ازلحاظ هدف کاربردی است. جامعه پژوهش مشتمل بر پرستاران شاغل در مراکز درمانی تامین اجتماعی استان آذربایجان غربی است. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد که روایی و پایایی آن ها قبلا تایید شده بود، به صورت خوشه ای تصادفی به تعداد 250 نفر انتخاب گردید. در تحقیق حاضر جهت تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی از شاخص های آماری نظیر جداول میانگین، فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی برای آزمون مدل مفهومی پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزار Smart PLS 2 استفاده شد.

    یافته ها

    مطابق با نتایج؛ ارتباط مستقیم بین یادگیری سازمانی، سبک رهبری تحول گرا، انگیزه فردی با توانمندسازی مثبت و معنادار بوده و همچنین رابطه متغیرهای کفایت آموزشی، یادگیری سازمانی و انگیزه فردی از طریق عملکرد فردی با توانمندسازی مثبت و معناداراست. بیشترین ضرایب تاثیر مربوط به تاثیر یادگیری سازمانی بر توانمندسازی (507/0) و انگیزه فردی بر عملکرد فردی (222/0) است (05/0 >P).

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر، مدیران سازمان تامین اجتماعی جهت کسب موفقیت بیشتر در طراحی برنامه های توانمندسازی پرستاران می بایستی به ترتیب بر مولفه یادگیری سازمانی و انگیزه فردی که پیش بینی کننده های قوی تری برای توانمندسازی هستند تمرکز نمایند.

    کلیدواژگان: توانمندسازی، عملکرد فردی، عوامل مدیریتی، عوامل فردی
|
  • Hossien Jamshidi, Sima Pourteimour* Pages 264-275
    Background & Aims

    Clinical self-efficacy has a bearing on the future performance of nursing students for independent care of the patient. One of the most important needs of all students for proper functioning in learning environments is to improve the sense of belonging and moral intelligence as a guide to clever behavior and actions. Therefore, this study was conducted to determine the relationship between moral intelligence and clinical Belongingness with clinical self-efficacy of nursing students of Urmia Nursing and Midwifery Faculty in 2019.

    Material & Methods

    A descriptive correlational study was conducted on 216 nursing students of Urmia Nursing and Midwifery Faculty in 2019. Data were collected using a 4-part questionnaire including demographic characteristics, ethical intelligence, clinical attachment, and clinical self-efficacy. The data were analyzed by SPSS software version 16 using descriptive - correlation tests.

    Results

    The results showed that there was a positive and significant relationship between moral intelligence and clinical belongingness with self-efficacy. The relationship between self-efficacy with attachment and moral intelligence was equal to 52.22 and 46.95, respectively. In addition, based on Pearsonchr('39')s test, there was a direct linear relationship between attachment and moral intelligence (r= 0.580, P=0.001).

    Conclusion

    Authorities need to plan optimally by improving the quality of education and improving the level of clinical self-efficacy of nursing students. Therefore, the efforts to create conditions that students feel as part of a more affiliated care team can improve their clinical performance.

    Keywords: Student, nursing, moral intelligence, Belongingness, self-efficacy, clinical performance
  • Soheila Pourakbari, Leila Moghtader* Pages 276-286
    Background & Aims

    Maintaining and sustaining an effective marital relationship is the goal of many educational programs and therapeutic interventions in couples. By increasing the awareness of couples, many effective factors in their relationship, including intimacy and solidarity in families can be increased. The purpose of this study was to determine the effectiveness of marital enrichment on family solidarity, intimacy, and marital commitment in women of reproductive age.

    Materials & Methods

    The research method was semi-experimental with pretest-posttest design with control group. The statistical population consisted of all women of reproductive age referred to Foumanchr('39')s health centers in 2018. The study sample consisted of 30 participants (15 experimental and 15 control). The control group completed the Elson (1985) correlation questionnaire completed the relationship between Walker and Thompson (1983) and Adams and Jones (1997) marital commitment. Then, the experimental group received 8 sessions of marital relationship enrichment training and after performing a post-test for both experimental and control groups, the data were analyzed using analysis of covariance.

    Results

    The findings indicated that marital enrichment training was effective on family correlation, intimacy, and marital commitment and its subscales in reproductive ages (p <0.01).

    Conclusion

    Enrichment training can provide family solidarity, intimacy, and marital commitment in women of childbearing age.

    Keywords: Enrichment, solidarity, Intimacy, commitment
  • Marzieh Isapoor Haftkhani, Yarali Dosti*, Reza Donyavi Pages 287-295
    Background & Aims

    Extramarital relationships are the cause of many problems, conflicts, and marital breakdowns and can have devastating consequences for family members, friends, and subsequently community, so the purpose of the present study is to investigate the mediating role of sexual attitude in relation to romantic attachment styles and extramarital relationships among couples referred to divorce centers.

    Materials & Methods

    The research method was descriptive-correlation and in particular structural equation modeling. The statistical population of this study was all couples referred to divorce counseling centers in districts 1,2,3,4 in Tehran. To determine the sample size according to the number of observed variables and allocation of the coefficient of 20 for each observed variable (13 variables observed in the model), 270 subjects were selected as the sample size by purposive sampling. Data were collected using the standard Extramarital Relationship Questionnaire (JEIQ), Sexual Attitude Scale (Happiness and Sublime, 1), and Romance Attachment Styles (Behavioral Styles) (BSQ).

    Results

    The results showed that there was a significant direct relationship between romantic attachment styles and sexual attitude with extramarital relationships. The research model was fitted and confirmed and 0.90 of the variance of the meta-marital relationships was explained by romantic attachment styles and sexual attitude and also sexual attitude had a mediating role in the relationship between romantic attachment styles and meta-relationship.

    Conclusion

    Paying attention to the relationship between attachment style and sexual attitude is one of the most important variables in creating adaptive attachment style in the area of improving family status and social support which is primarily aimed at enhancing the understanding of interpersonal relationships with regard to conditions and then lead to cohesion of families and lower divorce rates.

    Keywords: Sexual Attitude, Meta-marital Relations, Divorce, Attachment Styles
  • Majid Baratipour, Maghsoud Eskandari, Samaneh Alizadeh* Pages 296-305
    Background & Aims

    Globalization is accompanied by cultural diversity. Health care providers are witnessing the presence of different people with different cultures due to direct confrontation with patients and their clients and companions; therefore, it is necessary to try to reduce the misunderstandings between culture and destructive social interactions by creating appropriate intercultural contexts. Due to the fact that nurses have the most contact among all health care providers with individuals, this study was conducted with the aim of evaluating the effects of cultural intelligence in nursing.

    Materials & Methods

    The design of the study is based on the integrated review method of Whittemore and Knafl. Between 2000 and 2020, various databases including SID, Irandoc, Google Scholar, PubMed, Medline, Scopus, Cochrane Library, and ScienceDirect were searched with keywords of cultural intelligence and nursing. Finally, 9 articles in this study were analyzed.

    Results

    Data analysis revealed three main areas related to this issue: the dimensions of cultural intelligence, the stages of cultural intelligence development, and the benefits of cultural intelligence in nursing.

    Conclusions

    Based on a review of the literatures, it can be said that nurses with higher cultural intelligence are more successful in establishing a cultural connection between themselves and their colleagues and clients. Therefore, they are at a higher level in all aspects of individual and organizational performance. So it can be said that one of the things that can help to achieve the growth and development of health systems is the cultural intelligence of nurses.

    Keywords: Cultural intelligence, Nursing
  • Sahar Mohammadi Morchegani, ABBAS ABOLGHASEMI*, Mosa Kafi Masouleh Pages 306-317
    Background & Aims

    The purpose of this study was to compare dysfunctional beliefs, knowledge and attitude in women with and without sexual Interest/Arousal Disorder.

    Materials & Methods

    This is a descriptive causal-comparative study. The study participants were 65 women with sexual Interest/Arousal Disorder and 85 women without disorder who were selected from 344 women living in Rasht. Data were collected using the Sexual Interest and Desire Inventory-Female by Sills et al, Clinical Interview based on DSM-5 criteria, sexual dysfunctional beliefs questionnaire Nober et al, Sexual Knowledge and Attitude Scale Tulaiian et al and Goldberg General Health Questionnaire. Research data were also analyzed by multivariate analysis of variance (MANOVA).

    Results

    The results showed that Women with disorders, sexual conservatism beliefs, Sexual desire and pleasure as a sin more likely to and have less sex knowledge than the non-disordered group. But there was no difference between the two groups in masturbation beliefs, age, body image, affection primacy and sexual attitude.

    Conclusion

    Based on these findings, difference between the type of beliefs and the lower level of sexual knowledge can play a role in causing sexual Interest/Arousal Disorder.these findings are likely to have important implications for the prevention and treatment of female sexual disorders.

    Keywords: Sexual Interest, Arousal Disorder, Disruptive beliefs, sexual knowledge, attitudes
  • Mansour Arad, Leyla Alilu*, Hoseen Habib Zadeh, Hamid Reza Khlkhal, Gholamreza Esmhoseni Pages 318-329
    Background & Aims

    Applying spiritual intelligence in the workplace can lead to improved communication skills and optimal clinical care. The aim of this study was to determine the effect of spiritual intelligence training on patient communication skills in nurses working in Imam Khomeini Hospital in Mahabad in 2019.

    Materials & Methods

    The present study is an experimental study with a control group of pre-test-post-test that was conducted in 2019. The statistical population of this study is all nurses working in Imam Khomeini Hospital of Mahabad. At first, nurses were included in the study based on the inclusion criteria and 70 of them were randomly selected from each ward. Then, the participants in the study were divided into control and intervention groups based on random allocation. Demographic characteristics form and King Spiritual Intelligence Questionnaire were used to collect information. For the intervention group, 7 sessions of spiritual intelligence training were held in a workshop for 2 months. Immediately two weeks and one month after the intervention, both groups completed the questionnaire. No training was given to the control group. Data analysis was performed using SPSS version 17 and descriptive and inferential statistics.

    Results

    The results showed that the two groups were completely identical. Also, the results of Bonferroni multiple test showed that the mean scores of intelligence before the intervention in the two groups were not statistically significant (p = 0.162). The mean score of spiritual intelligence in the intervention group before training was 54.19±48.57 and it increased significantly (14.12±61.80) two weeks after training. Multiple Bonferroni comparisons showed that there was no statistically significant difference in the mean scores of spiritual intelligence before and two weeks after training and in the follow-up phase among the nurses in the control group (p = 1.000). However, in the intervention group, the mean scores of spiritual intelligence before and two weeks after training and in the follow-up stage were significantly different (p <0.001).

    Conclusion

    The findings of the study indicate the effect of education on nurseschr('39') spiritual intelligence. Since spiritual intelligence can affect all areas of nurseschr('39') work, it is better to use the findings to improve the quality of nursing care and increase patient satisfaction.

    Keywords: intelligence, spirituality, spiritual intelligence, nurses
  • Behnaz Lotfi, Mahmod Jajarmi*, Mohamad Mohammadipor Pages 330-340
    Background & Aims

     Marital conflicts cause harm in the relationship between couples. The purpose of this study was to evaluate the effectiveness of treatment based on the theory of communication framework to increase differentiation and reduce marital conflicts.

    Materials & Methods

     The research project was semi-experimental with pre-test-post-test design and follow-up with the control group. The statistical population of this study included all couples referring to counseling centers in Kerman in 2019. Eighteen couples from counseling centers were selected as available as a sample, and couple therapy sessions based on communication framework theory were conducted in 8 60-minute sessions. But the control group did not intervene. The research tools included a differentiation questionnaire (Scorn and Friedlander, 1998) and marital conflict scale (Sanaei-Zaker, 2008). SPSS 23 software and covariance analysis test with repeated measurements and Bonfroni test were used for data analysis.

    Results

     The results showed that communication-based therapy could increase discrimination and reduce marital conflict (P <0.0001).

    Discussion & Conclusion

     According to the obtained results, treatment based on communication framework theory can be used to increase differentiation and reduce marital conflicts. Therefore, therapists are recommended to use communication-based therapy to reduce coupleschr('39') problems and increase marital adjustment.

    Keywords: Couples Therapy, Theory of Communication Framework, Distinction, Marital Conflict
  • Banafshe Shafei, Maryam Sameri*, Javad Keyhan Pages 341-360
    Background & Aims

     The ability and performance of nurses as the largest professional group of health care organizations has a great impact on the productivity of health care organizations.

    Materials & Methods

    This study is a descriptive-correlational research and applied in terms of purpose. The study population was nurses working in social security medical centers of West Azerbaijan province. Data were selected as a random cluster of 250 people using standard questionnaires whose validity and reliability had already been confirmed. In the present study, to analyze the data in the descriptive statistics section, statistical indicators such as tables of mean, frequency, percentage of frequency, mean and standard deviation and in the inferential statistics section to test the conceptual model of the research, structural equation modeling method was used by Smart PLS 2 software.

    Results

    According to the results,the relationship between organizational learning, transformational leadership style, personal motivation with positive and empowerment and also the relationship between training adequacy, organizational learning and motivation through individual performance with positive and empowerment is significant. The highest impact coefficients are related to the effect of organizational learning on empowerment (0.507) and individual motivation on individual performance (0.222). P >05

    Discussion & Conclusion

     According to the results of the present study, managers of the Social Security Organization in order to be more successful in designing nursing empowerment programs should focus on organizational learning components and individual motivation that are stronger predictors of empowerment.

    Keywords: Empowerment, individual performance, managerial factors, individual factors