فهرست مطالب

  • Volume:18 Issue: 9, 2020
  • تاریخ انتشار: 1399/06/25
  • تعداد عناوین: 11
|
  • صفحات 693-700
    مقدمه

    نتایج مطالعات قبلی در مورد تاثیر آسپیرین با دوز کم در سیکل های فریز ذوب انتقال جنین محدود و متناقض است.

    هدف

    به منظور ارزیابی تاثیر آسپیرین با دوز کم بر روی میزان حاملگی بالینی در سیکل های فریز ذوب انتقال جنین.

    مواد و روش ها

    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی از مهرماه 1397 لغایت آذر 1398 انجام شده است. تعداد 128 خانم کاندید انتقال جنین فریز ذوب به صورت تصادفی به دو گروه شدند:گروه دریافت کننده آسپیرین 80 میلی گرم (64 n=) و گروه بدون درمان (64 n=). پیامد اولیه حاملگی بالینی و پیامد ثانویه میزان لانه گزینی، میزان سقط و ضخامت آندومتر بود.

    نتایج

    ضخامت آندومتر در بیمارانی که آسپیرین دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل کمتر بود. این تفاوت از لحاظ آماری بین دو گروه معنی دار بود. (08/0 =p). میزان حاملگی بالینی و شیمیایی و سقط در دو گروه مشابه بود و به لحاظ آماری تفاوت معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری

    تجویز آسپیرین در سیکل های فریز ذوب انتقال جنین هیچ تاثیر مثبتی بر روی میزان لانه گزینی، حاملگی شیمیایی و بالینی نداشت و این نتیجه با گزارش مروری کاکرین اخیر مطابقت دارد که در آن تجویز آسپیرین به صورت روتین در سیکل های تکنولوژی کمک باروری توصیه نشده است.

    کلیدواژگان: آسپرین، انتقال جنین، میزان حاملگی
  • صفحات 701-712
    مقدمه

    متداولترین مشکل در پیوند کبد مانند پیوند سایر اندام ها، کمبود ذخایر پیوند است. با توسعه پروتکل های زنوترانسپلانتاسیون، حیوانات می توانند نقش مهمی در فراهم کردن بافت های انسان بازی کنند.

    هدف

    زنوترانسپلانتاسیون درون رحمی سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش (BM-MSCs) به کبد جنین موش صحرایی برای تولید بافت کبد موش در این پژوهش بررسی شده است.

    مواد و روش ها

    BM-MSCs از موش های نشان دار شده ژنتیکی با پروتیین سبز فلورسنت تشدید شده (eGFP) جداسازی و تایید شد. با استفاده از روش میکروانجکشن، BM-MSCs موش ها در کبد جنین های موش صحرایی در شرایط درون رحمی و در روز 14 آبستنی تزریق شد. پس از تولد، کبدها جمع آوری شدند و حضور سلول های با eGFP موش در کبد موش صحرایی با روش واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) ارزیابی شد.

    نتایج

    در کبد نوزادان موش صحرایی eGFP شناسایی شد. BM-MSCs موش های بالغ احتمالا قادرند به صورت سلول های شبه هپاتوسیتی در کبد جنین موش صحرایی بعد از زنوترانسپلانتاسیون درون رحمی فعال باقی بمانند.

    نتیجه گیری

    BM-MSCs پتانسیل زنوترانسپلانتاسیون درون رحمی برای درمان اختلالات کبدی قبل از تولد را دارد. این روش همچنین می تواند برای زنوپروداکشن بافت کبد برای پیوند نیز بکار گرفته شود.

    کلیدواژگان: زنوترانسپلانتاسیون، کبد، مغز استخوان، سلول های بنیادی مزانشیمی، موش
  • صفحات 713-722
    مقدمه

    دیابت نوع دو یک سندرم متابولیک با شیوع بالا است که بر روی بزرگسالان و نیز زنان جوان در سن باروری تاثیر می گذارد. دیابت نوع دو ممکن است منجر به شکست در لانه گزینی شود که یکی از مهمترین علل از دست رفتن بارداری است.

    هدف

    هدف از این مطالعه تعیین اثرات دیابت نوع دو و دو داروی شایع آن، متفورمین و پیوگلیتازون بر بیان ژن های Lif و Vegfa به عنوان دو عامل اصلی در روند پذیرش در آندومتر رت می باشد.

    مواد و روش ها

    القای دیابت توسط ترکیبی از نیکوتین آمید و استرپتوزوتوسین در رت های ویستار 8-6 هفته ای انجام شد و به دنبال آن درمان با متفورمین و پیوگلیتازون صورت گرفت. در نهایت بیان نسبی ژن و پروتیین Vegfa و Lif در بافت آندومتر با روش های Real-time qRT-PCR و Western blot اندازه گیری شد.

    نتایج

    بیان Vegfa در رت های دیابتی به طور معنی داری افزایش پیدا کرد. این افزایش بعد از درمان با پیوگلیتازون به طور قابل ملاحظه ای به حالت قبل برگشت. اما اثر متفورمین برکاهش بیان Vegfa معنی دار نبود. بیان Lif در گروه دیابتیک در هر دو سطح mRNA و پروتیین کاهش یافت و پس از درمان با متفورمین و پیوگلیتازون افزایش آن معنی دار بود.

    نتیجه گیری

    بیان Vegfa و Lif در شرایط دیابتیک تحت تاثیر قرار گرفت که می تواند به عنوان یکی از دلایل عدم موفقیت لانه گزینی در بیماران دیابت نوع دو مطرح شود. همچنین این مطالعه نشان می دهد که پیوگلیتازون در درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو که از ناباروری رنج می برند می تواند انتخاب     مناسب تری باشد.

    کلیدواژگان: لانه گزینی رویان، Lif، Vegfa، متفورمین، پیوگلیتازون
  • صفحات 723-732
    مقدمه

    اگرچه پیشرفت های قابل توجهی در روش های کمک باروری صورت گرفته، شکست لانه گزینی بعنوان یک مسیله مهم و تاثیرگزار در اکثر زوج های نابارور که این روش های درمانی را دریافت می کنند باقیمانده است. انتقال جنین یک مرحله ضروری در روش های کمک باروری است و تاثیر مستقیم بر میزان لانه گزینی و نتایج حاملگی دارد.

    هدف

    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دو فاصله متفاوت انتقال جنین از سطح آندومتر پایه بر روی نتایج حاصل از سیکل های لقاح آزمایشگاهی (IVF) / تزریق اسپرم داخل سیتوپلاسمی (ICSI) انجام شده است.

    مواد و روش ها

    در مجموع 180 زن کاندید سیکل IVF/ICSI انتقال جنین در مرکز تحقیقاتی درمانی ناباروری یزد بر اساس فاصله بین سطح آندومتر پایه و راس سوند جهت بررسی میزان لانه گزینی، حاملگی شیمیایی و بالینی به طور مساوی به دو گروه تقسیم شدند. (به ترتیب گروه A، 5 ± 15میلی متر و گروه B، 5 ± 25میلی متر)

    نتایج

    میزان لانه گزینی، میزان حاملگی شیمیایی و بالینی به طور قابل توجهی در گروه B نسبت به گروه A بالاتر نشان داده شد. (به ترتیب 04/0، 01/0،  03/0 =p) میزان بارداری در حال پیشرفت و سقط جنین اختلاف معنی داری بین گروه ها نشان نداد (به ترتیب 27/0، 21/0 =p).

    نتیجه گیری

    مطالعه ما نشان داد که عمق جایگزینی جنین در داخل حفره رحم در فاصله 5 ± 25 میلی متر در زیر سطح آندومتر رحم تاثیر بهتری بر پیامدهای بارداری در سیکل های  IVF/ICSIدارد و می توان آن را به عنوان یک فاکتور مهم در بهبود موفقیت سیکل های IVF در نظر گرفت.

    کلیدواژگان: انتقال جنین، آندومتر، نتایج بارداری، لقاح آزمایشگاهی، تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم
  • صفحات 733-746
    مقدمه

    سیاهدانه و ماده موثره آن، تیموکویینون، نقش محافظتی موثری در مدل های حیوانی بیماری های مختلف، خصوصا بیماری سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) دارد.

    هدف

    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر اثر سیاه دانه بر کیفیت تخمک در طی بلوغ آزمایشگاهی IVM طراحی گردیده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تاثیر عصاره هیدروالکلی سیاه دانه (NSE) در غلظت های مختلف (0، 1، 50 و 100) µg/ml بر میزان بلوغ، ظرفیت تکامل، استرس اکسیداتیو و تغییرات اپی ژنتیک تخمک در موش های گروه کنترل و PCOS مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بلوغ، لقاح و تشکیل بلاستوسیست در گروه 50 از NSE نسبت به سایر گروه ها در هر دو موش کنترل و PCOS، به طور معنی داری بالاتر است. همچنین میزان بالای گلوتاتیون و بیان ژن گلوتاتیون پراکسیدار و کاهش میزان رادیکال های آزاد اکسیژن (ROS) در تخمک های گروه 50 مشاهده شد، که بیانگر کاهش میزان استرس اکسیداتیو در تخمک های بالغ می باشد. همچنین افزایش میزان بیان ژن های مرتبط با اپی ژنتیک شامل آنزیم متیل ترانسفراز ژنوم (dnmt1) و استیل ترانسفراز هیستون (hdac1)، و ژن های مادری مرتبط با بلوغ (Mapk, Cdk1) و کاهش میزان بیان ژن Cox2 در گروه 50 در مقایسه با سایر گروه ها در هر دو موش کنترل و PCOS مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که NSE تاثیر مثبتی بر بلوغ تخمک، استرس اکسیداتیو و تغییرات اپیژنتیک در طی روند IVM دارد و احتمالا از این طریق ظرفیت تکامل تخمک را در هر دو گروه موش های کنترل و PCOS افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: تغییرات اپی ژنتیک، بلوغ آزمایشگاهی تخمک، عصاره سیاه دانه، استرس اکسیداتیو، سندرم تخمدان پلی کیستیک
  • صفحات 747-754
    مقدمه

    فاکتور رشد شبه انسولین2 (IGF-2) یک فاکتور رشد پلی پپتیدی است و یکی از اولین ژن هایی است که پیش از لانه گزینی رویان بیان می شود، که بیشترین بیان آن در سلول های جفتی است، و فعالیتش به شدت به نقش گذاری ژن بستگی دارد و نتیجه از دست دادن نقش گذاری ژنی (LOI) خاتمه مراحل اولیه رشد جنین است که می تواند منجر به سقط مکرر خود به خودی (RSA) شود.

    هدف

    از این رو این مطالعه مورد-شاهدی با هدف بررسی نقش واریانت 820 A/G در ژن IGF-2 و احتمال آن در RSA در جنوب ایران انجام شد.

    مواد و روش ها

    50 نمونه بافت از جنین های سقط شده به عنوان گروه مطالعه، در مقایسه با 50 نمونه خون از بند ناف نوزاد تازه متولد شده به عنوان گروه کنترل، ارزیابی شدند. ژنوتیپ 820 A/G توسط Real-time PCR با منحنی ذوب با وضوح بالا (HRM) انجام شد.

    نتایج

    بر اساس نتایج داده ها، واریانت 820 A/G ژن IGF-2 و LOI می تواند منجر به RSA شود. جنین های با ژنوتیپ (A/G) هتروزیگوت در موقعیت 820 در ژن IGF-2، به عنوان عامل LOI که باعث تغییرات در بیان ژن می شود، بیش از همه تحت تاثیر سقط قرار گرفته اند (04/0 p=،561/10-015/1 =CI 95% ،274/3OR=) با توجه به وضعیت فنوتیپی، آلل G دارای تاثیر غالب بر شیوع RSA می باشد (167/3OR=  ،008/0 p=).

    نتیجه گیری

    بر اساس مطالعه، احتمال بروز سقط جنین به علت از دست دادن هتروزیگوسیتی یا کاهش کمی از IGF-2، در جنوب ایران حدود 3 برابر است.

    کلیدواژگان: واریانت، IGF-2، سقط خود به خودی، نقش گذاری ژن، بیان ژن
  • صفحات 755-764
    مقدمه

    مطالعات قبلی اثر رسوراتول روی نمونه سیمن را ارزیابی کردند.

    هدف

    در این مطالعه به بررسی اثر رسوراتول روی پارامترهای اسپرم آماده سازی شده و کیفیت کروماتین افراد نرموزوسپرمی و آستنوزوسپرمی قبل و بعد از فریز پرداخته ایم.

    مواد و روش ها

    تعداد 10 نمونه نرموزوسپرمی و 10 نمونه آستنوزوسپرمی با روش swim up آماده شد. سپس هر نمونه را به دو گروه کنترل و درمان (اضافه کردن 30 میکرومول/لیتر رسوراتول) تقسیم کردیم و پارامترها و کیفیت کروماتین قبل و بعد فریز ارزیابی شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که تحرک و حیات اسپرم ها بطور قابل ملاحظه ای قبل و بعد فریز در دو گروه متفاوت بود (001/0p<). اما مقایسه تفاوت آنها بین گروه کنترل و درمان افراد نرموزوسپرمی و آزواسپرمی معنی دار نبود. همچنین مورفولوژی و کیفیت کروماتین اسپرم اختلاف معنی داری بین دو نمونه هر گروه وجود نداشت اگرچه کیفیت کروماتین نمونه های گروه درمان قبل و بعد از فریز بهتر از گروه کنترل بودند.

    نتیجه گیری

    علیرغم نتایج مثبتی که رسوراتول روی نمونه سیمن داشته نتوانست اثر قابل ملاحظه ای روی اسپرم شسته شده قبل و بعد فریز داشته باشد.

    کلیدواژگان: رسوراتول، کروماتین، تحرک، اسپرم، فریز
  • صفحات 765-776
    مقدمه

    نانوذرات زیرکونیوم به عنوان داروهای بهداشتی، حامل های دارویی، و در ایمپلنت های دندانپزشکی و ارتوپدی استفاده می شود.

    هدف

    در این مطالعه اثرات نانوذرات اکسید زیرکونیوم بر روند اسپرماتوژنز موش صحرایی بررسی شده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه، 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 150-200 گرم مورد استفاده قرار گرفتند و در 4 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل 5/0 میلی لیتر آب مقطر دریافت کردند و سه گروه تجربی دوز ppm 400، 200 و 50 از محلول نانوذرات اکسید زیرکونیوم در طی یک دوره 30 روزه دریافت کردند. در پایان آزمایش، مقاطع بافتی از بیضه گرفته شد و با هماتوکسیلین ایوزین رنگ آمیزی شد. غلظت سرمی تستوسترون با روش الیزا اندازه گیری شد.

    نتایج

    در گروه تجربی دریافت کنندهppm  400 نانوذرات اکسید زیرکونیوم، تعداد سلول های اسپرماتوگونی (05/0 p≤)، اسپرماتوسیت ها (01/0 p≤)، اسپرماتیدها (001/0 p≤) و سلول های سرتولی و لیدیگ (05/0 p≤) کاهش معناداری نشان داد. غلظت تستوسترون سرم در همه گروه های تجربی دریافت نانوذرات اکسید زیرکونیوم در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری تغییر نکرد. گروه تجربی دریافت کننده نانوذرات اکسید زیرکونیومppm  400 چروکیدگی لوله های منی ساز و کاهش فضای لومن را نسبت به گروه کنترل نشان داد.

    نتیجه گیری

    نانوذرات اکسید زیرکونیوم با افزایش تولید ROS و رادیکال های آزاد به بیضه آسیب می رسانند.

    کلیدواژگان: نانوذرات اکسید زیرکونیوم، اسپرماتوژنز، تستوسترون، موش صحرایی
  • صفحات 777-784
    مقدمه

    3 و 4 متیلن دی اکسی متا آمفتامین (MDMA؛ اکستازی) بطور معمول به عنوان معروف ترین ترکیب مشتق شده از آمفتامین شناخته شده است. اثر اکستازی بر روی سلول های لایدیگ و بافت بیضه به طور گسترده ای مورد بررسی قرار نگرفته است. حداقل از نظر آپوپتوز در سلول های لایدیگ، گزارشی وجود ندارد.

    هدف

    این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر روی (Zn) بر آپوپتوز ناشی از اکستازی و بیان ژن caspase-3 در رده سلول لیدیگ (TM3) طراحی شده است.

    مواد و روش ها

    سلول های لایدیگ با اکستازی،Zn  و اکستازی پیش تیمار با Zn تیمار گردید و اثر آنها بر حیات سلول های TM3 بوسیله تست MTT ارزیابی شد. همچنین، سطح mRNA کاسپاز 3 بوسیله real-time PCR ارزیابی گردید.

    نتایج

    میانگین سطح mRNA کاسپاز 3 (چند برابری بیان ژن) از لحاظ آماری بطور معنی داری با افزودن اکستازی با غلظت 5 میلی مولار افزایش یافت. Zn با غلظت 8 میکرومولار آپوپتوز را از طریق کاهش بیان ژن کاسپاز 3 در گروه های مورد مطالعه کاهش داد.

    نتیجه گیری

    این داده ها یک مکانیسم مولکولی برای تشدید آپوپتوز ناشی از اکستازی بوسیله افزایش بیان ژن کاسپاز 3 در سلول های TM3 پیشنهاد می کند. و همچنین، پیش تیمار با Zn آپوپتوز را از طریق کاهش بیان ژن کاسپاز 3 در سلول های TM3 کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: روی، اکستازی، آپوپتوز، سلول لایدیگ
  • صفحات 785-794
    مقدمه

    ناباروری به عنوان یکی از مشکلات مهم زوج ها است و آفت کش های کشاورزی سهم به سزایی را در ناباروری مردان دارند.

    هدف

    فوزالون حشره کشی ارگانوفسفره است که به طور معمول برای کنترل انواع مختلف آفات برای کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه به استفاده گسترده از این ترکیب در دنیا، در این پژوهش به بررسی اثر عوامل زیست محیطی سم فوزالون به عنوان یک ارگانوفسفره بر ناباروری مردان پرداخته شده است.

    مواد و روش ها

    برای انجام آزمایش، 16 رت نر بالغ به صورت تصادفی به چهار گروه چهارتایی تقسیم شدند. گروه یک، دریافت غذای روتین موش و آب به عنوان گروه کنترل، گروه دوز پایین (mg/kg60)، دوز متوسط (mg/kg90) و دوز بالا (mg/kg120) فوزالون دریافت کردند. بعد از گذشت 48 روز پس از پایان تیمار، وزن رت ها اندازه گیری شد و به وسیله ماده اتر تحت بی هوشی قرار گرفتند. دم اپیدیدیم آن ها جدا و پارامترهای اسپرم از جمله تعداد، تحرک و قابلیت حیات مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. علاوه بر این، اندام های جنسی آن ها برداشته شد و بافت های جنسی مورد بررسی و تحت آزمایشات هیستوپاتولوژی قرار گرفتند. هم چنین هورمون های جنسی از جمله LH،FSH  و تستوسترون با استفاده از تست الیزا مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    نتایج

    نتایج نشان داد که فوزالون منجر به کاهش تحرک اسپرم، کاهش قابلیت حیات و تعداد اسپرم شده است. به نحوی که میزان هورمون های LH، FSH افزایش و تستوسترون کاهش یافت که قاعدتا این افزایش LH، FSH به دنبال کاهش تستوسترون صورت گرفته است که همه این تغییرات وابسته به دوز بود.

    نتیجه گیری

    فوزالون دارای اثرات قابل ملاحظه ای بر شاخص های تولید مثلی می باشد و می تواند باعث آسیب های جدی گردد. این سم اثرات نامطلوبی بر حرکت و تعداد اسپرم ها گذاشته و با تغییر در غلظت هورمون ها سبب ناباروری می شود.

    کلیدواژگان: آفت کش ها، ناباروری مردان، ارگانوفسفره، فوزالون، هورمون های جنسی
  • صفحات 795-803
    مقدمه

    تغییر در حالت تعادل انرژی به دلیل تغییر در فعالیت بدنی ممکن است سیستم تولید مثل را تحت تاثیر قرار دهد.

    هدف

    در مطالعه ی حاضر ارتباط بین نازایی و فعالیت بدنی (PA) و در شهر یزد را طی سال های 95-1394 ارزیابی کردیم.

    مواد و روش ها

    این مطالعه توصیفی مقطعی با استفاده از داده های مطالعه ی بزرگ سلامت مردم یزد (یاس) در بین 10،000 نفر انجام شده است. ما 2611 زن در محدوده سنی، 20 تا 49 سال را که در محدوده بزرگ شهر یزد زندگی می کردند، مطالعه کردیم. اطلاعات فعالیت بدنی با استفاده از پرسشنامه ی کوتاه و استاندارد فعالیت بدنی (IPAQ) جمع آوری شد. داده های تن سنجی با استفاده از ابزارهای استاندارد جمع آوری شدند.

    نتایج

    در بین خانم های شرکت کننده در مطالعه، 135 مورد نازایی بود و شیوع کلی نازایی 73/4% (59/5%-94/3% : CI95%) بدست آمد. میانه نمرات فعالیت بدنی (METs)، در بین زنان شرکت کننده در مطالعه، 66/746 بدست آمد و در محدوده صدک % 75-% 25، 25/1277- 25/361 بود. ارتباط بین با آزمون  Chi-square بین نازایی و فعالیت بدنی در زنان شرکت کننده در مطالعه با استفاده از آزمون کای-اسکویر، براساس متغیر های طبقه بندی شده، معنی دار بود (015/0 =p). نتیجه بدست آمده نشان دهنده ی این نکته است که؛ بیش از 90% از کسانی که از نازایی رنج می برند فعالیت بدنی کم یا متوسط دارند.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه ما نشان داد که بین نازایی و سطح فعالیت بدنی در زنان ساکن در محدوده بزرگ شهر یزد رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، زنان مبتلا به نازایی، مطابق با اکثر مطالعات قبلی، از فعالیت کمتری برخوردار بودند.

    کلیدواژگان: زنان، نازایی، فعالیت بدنی، یزد، ایران
|
  • Robab Davar, Soheila Pourmasumi, Banafsheh Mohammadi, Maryam Mortazavi Lahijani* Pages 693-700
    Background

    The results of previous studies on the effect of low-dose aspirin in frozen-thawed embryo transfer (FET) cycles are limited and controversial.

    Objective

    To evaluate the effect of low-dose aspirin on the clinical pregnancy in the FET cycles.

    Materials and Methods

    This study was performed as a randomized clinical trial from May 2018 to February 2019; 128 women who were candidates for the FET were randomly assigned to two groups receiving either 80 mg oral aspirin (n = 64) or no treatment. The primary outcome was clinical pregnancy rate and secondary outcome measures were the implantation rate, miscarriage rate, and endometrial thickness.

    Results

    The endometrial thickness was lower in patients who received aspirin in comparison to the control group. There were statistically significant differences between the two groups (p = 0.018). Chemical and clinical pregnancy rates and abortion rate was similar in the two groups and there was no statistically significant difference.

    Conclusion

    The administration of aspirin in FET cycles had no positive effect on the implantation and the chemical and clinical pregnancy rates, which is in accordance with current Cochrane review that does not recommend aspirin administration as a routine in assisted reproductive technology cycles.

    Keywords: Aspirin, Embryo transfer, Pregnancy rates
  • Maryam Kasraeian, Elahe Ghasemi, Mehdi Dianatpour, Nader Tanideh, Iman Razeghian Jahromi, Zahra Khodabandeh, Mohammad Reza Dorvash, Shahrokh Zare, Omid Koohi Hosseinabadi, Amin Tamadon* Pages 701-712
    Background

    Animals can play an important role in preparing tissues for human through the development of xenotransplantation protocols. The most common problem with liver transplantation like any other organ transplantation is organ supply shortage.

    Objective

    To evaluate the in utero xenotransplantation of mouse bone marrow-derived stromal/stem cells (BMSCs) to the liver of rat fetus to produce mouse liver tissue.

    Materials and Methods

    BMSCs were isolated and confirmed from enhanced green fluorescent protein (eGFP)-genetic labeled mice. Using a microinjection protocol, mice BMSCs were injected into the liver of rat fetuses in utero on day 14 of pregnancy. After birth, livers were collected and the presence of mice eGFP-positive cells in rat livers was evaluated through polymerase chain reaction.

    Results

    The eGFP mRNA was detected in the liver of injected infant rats. BMSCs of adult mice were capable to remain functional probably as hepatocyte-like cells in liver of infant rats after in utero xenotransplantation.

    Conclusion

    BMSCs have the potential for intrauterine xenotransplantation for the treatment of liver dysfunction before birth. This method can also be used for xenoproduction of liver tissue for transplantation.

    Keywords: Xenotransplantation, Liver, Bone marrow, Stromal, stem cell, Murine
  • Ronak Zarei, Roshanak Aboutorabi, Bahman Rashidi, Nahid Eskandari, Parvaneh Nikpour* Pages 713-722
    Background

    Implantation requires intimate crosstalk between the embryo and uterus for a successful establishment of pregnancy. Type 2 diabetes mellitus may lead to implantation failure. The effect of diabetes and its therapeutic drugs on implantation is still largely unclear.

    Objective

    To assess the endometrial expression changes of vascular endothelial growth factor A (VEGFA) and leukemia inhibitory factor (LIF), at the time of implantation in diabetic rats following treatment with Metformin and Pioglitazone.

    Materials and Methods

    Twenty-eight 6-8-wk-old Wistar female rats weighing 200-250 gr were divided into four groups (n= 7/each). Type 2 diabetes was induced and Metformin and Pioglitazone were applied for 4 wk. The expression of VEGFA and LIF was measured by real-time reverse transcription-polymerase chain reaction and Western blot.

    Results

    The relative expression of VEGFA transcript was higher in the diabetic (p = 0.02) and Metformin-treated (p = 0.04) rats compared to the control group. Furthermore, the VEGFA transcript level significantly reduced in Pioglitazone-treated diabetic rats (p = 0.03). LIF expression was elevated in the Metformin- and the Pioglitazone-treated rats and reduced in the diabetic group in comparison with the control group. Compared to the diabetic rats, the expression of LIF was significantly elevated in the Metformin- (p = 0.01) and Pioglitazone-treated (p = 0.03) groups.

    Conclusion

    The expressions of LIF and VEGFA were altered in diabetic rats during implantation which may be associated with diabetic-related infertility. Pioglitazone is able to restore the VEGFA and LIF expressions to their baseline levels more efficiently than Metformin.

    Keywords: Embryo implantation, Leukemia inhibitory factor, Vascular endothelial growth factor A, Metformin, Pioglitazone, Rats
  • Robab Davar, Seyedeh Mahsa Poormoosavi, Fereshteh Mohseni, Sima Janati* Pages 723-732
    Background

    Although there has been remarkable advancement in the field of assisted reproductive technology, implantation failure remains a significant issue in most infertile couples receiving these treatments. Embryo transfer is important in assisted reproductive technology and directly affects the implantation rates and pregnancy outcomes.

    Objective

    To assess the effect of two different distance embryo transfer sites from fundal endometrial surface on the outcomes of in-vitro fertilization (IVF)/intracytoplasmic sperm injection (ICSI) cycles.

    Materials and Methods

    A total of 180 women who were candidate for IVF/ ICSI/ embryo transfer in Yazd Research and Clinical Center for Infertility were equally assigned to two groups based on the distance between the fundal endometrial surface and catheter tip to investigate implantation, chemical and clinical pregnancy (group A: 15 ± 5 mm and group B: 25 ± 5 mm, respectively).

    Results

    The subjects in the group B showed significantly higher implantation rate, chemical and clinical pregnancy rate compared to the group A (p = 0.03, 0.01, 0.04, respectively). The rate of ongoing pregnancy and miscarriage indicated no significant differences between groups (p = 0.21, 0.27, respectively).

    Conclusion

    In conclusion, our study showed that the depth of embryo replacement inside the uterine cavity at a distance of 25 ± 5 mm beneath fundal endometrial surface have better effects on the pregnancy outcomes of IVF/ICSI cycles and can be considered as an important factor to improve the success of IVF cycles.

    Keywords: Embryo transfer, Endometrium, Pregnancy outcomes, IVF, ICSI
  • Fatemeh Eini*, Khojasteh Joharchi, Maryam Azizi Kutenaei, Pegah Mousavi Pages 733-746
    Background

    Nigella Sativa (NS) and its active component, thymoquinone, have beneficial protective effects on experimental animal models of polycystic ovary syndrome (PCOS) and different human diseases.

    Objective

    The present study aimed to investigate the effects of NS hydro-alcoholic extract (NSE) on the oocyte quality of PCOS mice during in vitro maturation.

    Materials and Methods

    For induction of PCOS, 40 prepubertal 21-days old female B6D2F1 mice (18-22 g body weight) received subcutaneous dehydroepiandrosterone daily. After validation of the model, germinal vesicle-stage oocytes of superovulated mice were collected and placed in the culture medium containing different concentrations (0, 1, 50, and 100 μg/ml) of NSE. For the measurement of developmental competency, some mature oocytes were fertilized with epididymal spermatozoa. Other mature oocytes were assessed for oxidative stress. Also, some mRNA expression levels involved in oocyte maturation and epigenetic modification were evaluated.

    Results

    The 50 μg/ml NSE treated group showed significantly higher r ates o f maturation, f ertilization, and blastocyst formation in comparison with both control and PCOS groups. A high level of glutathione concentration and glutathione peroxidase mRNA expression, besides a low level of reactive oxygen species content all, were observed in oocytes treated with 50 μg/ml NSE, indicating the modification of oxidative statue. Furthermore, the oocytes in the 50 μg/ml-treated group showed an upregulation of mRNA expression in epigenetic-related genes (Dnmt1 and Hdac1) and maternally derived genes (Mapk and Cdk1), correspondingly downregulation of cyclooxygenase2 mRNA expression, in comparison to other groups.

    Conclusion

    The results of this study indicated that 50 μg/ml NSE improves oocyte maturation, oxidative statues and epigenetic modifications. These may be the all reasons for the developmental competency in the control and PCOS mice oocytes.

    Keywords: Epigenetic modification, In-vitro maturation, Nigella sativa, Oxidative stress, Polycystic ovary syndrome
  • Farzaneh Ardeshir, Leila Keshavarz, Fatemeh Asadian, Gohar Omidmokhtarkhanloo, Majid Yavarian* Pages 747-754
    Background

    Insulin-like growth factor-2 (IGF-2) is a polypeptide growth factor and one of the first genes expressed prior to the implantation of the embryo, with its highest expression in the placental cells. Its activity strongly depends on the genomic imprinting, and the result of the loss of genetic imprinting is the termination of the early stages of embryonic development, which can lead to recurrent spontaneous abortion.

    Objective

    This cross-sectional study aimed to investigate the role of 820A/G variant of the IGF-2 gene and the probability to recurrent spontaneous abortion (RSA) in southern Iran.

    Materials and Methods

    In this study, 50 aborted fetuses tissue for the study group and blood samples umbilical-cord from newborns as control group (n = 50) were collected from Shiraz-Iran (2017). The genotyping of the target point in the IGF-2 gene was performed by Real-time Polymerase Chain Reaction and analyzed through high-resolution melting (HRM) curve.

    Results

    Based on the collected data (AA genotype = reference), allele “A” frequency in aborted fetus was 51% and control 68% as well as allele G 49% and 32%, respectively. Moreover, 27 aborted embryos (54%) were heterozygous (A/G) (OR = 3.274, 95% CI = 1.015-10.561, p = 0.04), while 18 cases (36%) in control sample showed heterozygosity. Considering the phenotypic status, the G allele had a dominant effect on the incidence of RSA (p = 0.008, OR = 3.167).

    Conclusion

    Based on the present study, the risk of abortion due to loss of heterozygosity or quantitative decline of the IGF-2 is about three-fold in the southern Iran.

    Keywords: Variant, IGF-2, Spontaneous abortion, Genomic imprinting, Gene expression
  • Masoomeh Mohammadzadeh, Mohammad Ali Khalili, Vahid Ramezani, Hamed Hamishehkar, Laleh Dehghan Marvast, Esmat Mangoli, Mahya Rajabi, Zhima Akhavan Sales, Ali Reza Talebi* Pages 755-764
    Background

    Previous studies have examined the effect of resveratrol as a potent antioxidant for free radicals in semen. While, the prepared spermatozoa are more affected by ROS factors due to centrifugation and incubation.

    Objective

    To evaluate the RSVchr('39')s effects on the prepared sperm parameters and chromatin quality in both normozoospermic and asthenozoospermic cases before and after freezing.

    Materials and Methods

    The sample of 10 normozoospermic and asthenozoospermic men was prepared through the swim-up method. The groups were then divided into two samples of control and experimental (exposure to 30 µmol/l of RSV) to evaluate and compare the sperm parameters and chromatin quality before and after freezing.

    Results

    The motility and viability of spermatozoa were seen to be significantly different before and after freezing separately in the control and treatment samples of the groups (p ≤ 0.001 and p = 0.001, respectively). However, the stated difference between the control and treatment samples of normozoospermic and asthenozoospermic patients were not significant (p > 0.05). In addition, the sperm morphology and chromatin quality were not significantly different between the two samples of each group; nonetheless, chromatin quality of the treated sample was better than that of the control before and after freezing.

    Conclusion

    Despite the protective effects of RSV on the semen samples, RSV cannot affect significantly the prepared sperms parameters and chromatin quality in normozoospermic and asthenozoospermic patients.

    Keywords: Resveratrol, Chromatin, Motility, Spermatozoa, Freeze
  • Hengameh Mehdikhani, Heydar Agababa*, Ladan Sadeghi Pages 765-776
    Background

    Zirconium nanoparticles are used as health agents, pharmaceutical carriers, and in dental and orthopedic implants.

    Objective

    This studyaimed to investigate the effects of Zirconium oxide nanoparticles on the process of spermatogenesis in rat.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 32 male Wistar rats (150-200 gr), with range of age 2.5 to 3 months were used and divided into four groups of eight per each. The control group received 0.5 ml of distilled water and the three experimental groups received 50, 200, and 400 ppm doses of Zirconium oxide nanoparticles solution over a 30-day period, respectively. At the end of the experiment, tissue sections were taken from the testis and stained with hematoxylin-eosin. Serum concentration of testosterone was measured by enzyme-linked immunosorbent assay.

    Results

    In the experimental group receiving 400 ppm Zirconium oxide nanoparticles, the number of Spermatogonia cells (p ≤ 0.01), Spermatocytes (p ≤ 0.01), Spermatids (p ≤ 0.001), and sertoli and Leydig cells (p ≤ 0.05) showed a significant decrease compared to the control group. Serum testosterone concentration did not change significantly in all experimental groups receiving Zirconium oxide nanoparticles compared to the control group. Experimental group received 400 ppm Zirconium oxide nanoparticles shrinkage of seminal tubules and reduced lumen space compared to control group.

    Conclusion

    Zirconium oxide nanoparticles are likely to damage the testes by increasing Reactive oxygen species production and free radicals.

    Keywords: Zirconium oxide, Nanoparticles, Spermatogenesis, Testosterone, Rat
  • Marziyeh Lozeie, Morteza Bagheri*, Isa Abdi Rad, Nadia Hossein-Zadeh, Mahdiyeh Nasirzadeh Pages 777-784
    Background

    3, 4-Methylenedioxymethamphetamine (MDMA) is commonly known as the most famous amphetamine derivative.

    Objective

    To evaluate the influence of zinc on MDMA-induced apoptosis and caspase- 3 gene expression in Leydig cell line (TM3).

    Materials and Methods

    Leydig cells were studied in differenet treatment groups regarding MDMA (0, 0.5, 1, 3, 5 mM) and zinc (0, 4, 8, 16, 32 μM). By the way, the effective concentration was determined to be 5 mM for MDMA and 8 μM for zinc. Then, TM3 cells were cultured in free medium as control (group I), medium containing MDMA (5 mM) (group II), zinc (8 µM) (group III), and zinc (8 µM) prior to MDMA (5 mM) (group IV) as well as in an untreated group (control). Cell viability was assessed at different times after cell culture by MTT assay. The mRNA expression level of caspase-3 was analyzed using real-time quantitative polymerase chain reaction.

    Results

    The cellular viability was significantly reduced in TM3 cells after 24 hr and 48 hr exposure time regarding different concentrations of MDMA as well as high concentration of zinc (16 and 32 μM). Cell viability was increased in the group that received zinc (8 µM) before addition of MDMA (5 mM) compared to the control and MDMA groups. The mean ± SE of fold was 22.40 ± 7.5, 0.06 ± 0.02, and 0.009 ± 0.003 in MDMA, zinc, and zinc + MDMA groups, respectively. The mean of caspase-3 mRNA level was significantly increased in the MDMA-treated group (5 mM), while the relative expression of caspase-3 gene was significantly decreased in the zinc (8 µM) + MDMA (5 mM) group compared with the MDMA (5 mM) group (p = 0.001).

    Conclusion

    Dietary intake of zinc has a protective effect against MDMA consumption in mouse.

    Keywords: Zinc, MDMA, Apoptosis, TM3 cells
  • Fahime Mazaheri, Kazem Kamali*, Seyed Mehdi Kalantar, Noosha Ziya, Arezoo Khoradmehr, Morteza Anvari Pages 785-794
    Background

    Phosalone is an organophosphate insecticide, applied to control of plant pests. This compound has various side effects because it acts as an acetyl cholinesterase enzyme inhibitor.

    Objective

    To investigate the effects of phosalone on the sperm parameters of and levels of sex hormones in adult male rats.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 16 adult (8-12 wk) male Wister rates (weighing 220-280 gr) were randomly assigned into 4 groups (n= 4/each). Group 1 (control) received only routine adequate water and food; Group 2, 3, and 4 received different low doses of phosalone (60, 90, and 120 mg/kg respectively). The rats were weighed and anesthetized after 48 days. Sperm parameters including number, motility, and viability as well as sex hormones (such as Luteinizing Hormone, Follicle Stimulating Hormone, and testosterone) were evaluated and compared after removing the epididymis tail.

    Results

    Our results showed that phosalone decreased sperm motility, viability, and number in a dose-dependent manner. The level of FSH and LH was increased, and testosterone was decreased. Also, depending on the dose, phosalone decrease sperm motility and viability (p ≤ 0.001), while the level of FSH and LH was increased and testosterone was decreased (p = 0.861).

    Conclusion

    Phosalone has negative effects on reproductive indices in male rats and can cause serious damage and decrease the number and sperms motility. It can also cause infertility due to changing the concentration of hormones.

    Keywords: Organophosphate, Pesticides, Phosalone, Sperm, Sex hormones
  • Masoud Mirzaei*, Nasim Namiranian, Behnam Bagheri-Fahraji, Somaye Gholami Pages 795-803
    Background

    Changes in the state of energy balance owing to changes in physical activity (PA) may affect the reproductive system.

    Objectives

    the aim of this study was to assess the association between PA and infertility of women living in Yazd 2014 - 2015.

    Materials and Methods

    The study method was analytical cross-sectional on the Yazd Health Study (YaHS) data which was conducted on 10,000 people. We studied 2,611 women (20 and 49 yrs old), living in Greater Yazd area. PA information was collected using a physical activity questionnaire (IPAQ) short form. The standardized instruments were used for anthropometrics measurement.

    Results

    Totally 135 cases of infertility were documented. The overall prevalence of infertility was 4.73% (95% CI: 3.94-5.59%). The median of PA scores (METs) in women was 746.66 and 25-75% interquartile range was 361.25-1277.25. The relationship according to the Chi-square test between infertility and PA, as categorized variables, was significant (p = 0.015). It showed over 90% of those who suffered from infertility had a low or moderate PA.

    Conclusion

    The results of our study showed that there is a significant relationship between infertility and PA level in women living in Greater Yazd area. Also, women with infertility had lower activity levels, consistent with most previous studies.

    Keywords: Women, Infertility, Physical activity, Yazd, Iran