فهرست مطالب

مطالعات باستان شناسی - سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 22، تابستان 1399)
  • سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 22، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • محمداسماعیل اسمعیلی جلودار*، رضا حیدری صفحات 1-21

    یکی از مهمترین دلایل شکل گیری شهرها در بستر تاریخی آنها، عوامل جغرافیایی آنهاست. شهر تاریخی ترشیز با استناد به منابع تاریخی، از جمله شهرهای مهم دوران اسلامی در خراسان است که با تغییر در مکانش، چشم انداز فرهنگی ولایت ترشیز را با تغییر همراه کرد، تغییر مکانی که باعث جابجایی شهر از بخش غربی به بخش شرقی آن شد. محدوده فرهنگی ترشیز شامل شهرستان های بردسکن، خلیل آباد وکاشمر در جنوب غربی خراسان رضوی است. تا پیش از انتقال شهر تاریخی ترشیز به بخش شرقی (محدوده سیاسی شهرستان کاشمرکنونی) در حدود اواسط قرن 12 هجری قمری، این شهر در محدوده شهرستان امروزی بردسکن واقع بوده است. این پژوهش بر آن است تا با روش تاریخی و تحلیلی آماری، انواع داده های باستان شناسی (شامل استفاده از نتایج بررسی میدانی باستان شناختی منطقه)، مدل های آماری در سیستم اطلاعات جغرافیایی و منابع نوشتاری، پیشنهادی برای مکان شهر تاریخی ترشیز داشته باشد. نتایج بدست آمده از پژوهش با تکیه بر آگاهی های منابع نوشتاری، محوطه های مهم شناسایی شده در بررسی باستان شناختی منطقه و کمک گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (G.I.S) در نهایت محوطه شناسایی شده باستانی فیروزآباد را به عنوان نزدیک ترین گزینه احتمالی برای جای نام شهر باستانی ترشیز نشان داد.

    کلیدواژگان: ترشیز، بردسکن، محوطه فیروزآباد، مکان یابی، GIS
  • زینب اکبری، جواد نیستانی*، محمدرضا نصیری صفحات 23-39

    گنبدهای شلجمی شکل ازجمله گنبدهای دوپوسته گسسته به شمار می روند که از اواسط قرن نهم هجری قمری/ پانزدهم میلادی و هم زمان با دوره تیموری در ایران رواج می یابند. در این شکل از گنبدها، پوسته خارجی در زیر قاعده قوس از خط مستقیم منحرف می شود و بدین وسیله تولید شکم دادگی مختصری می کند که در اصطلاح معماری به آن، آوگون گفته می شود. گنبد شلجمی به عنوان بخشی از فرهنگ معماری ایرانی محسوب می شود و معماران این سرزمین این سازه پیچیده را به گونه ای شایسته تا به دوران معاصر مورداستفاده قرار داده اند. درنتیجه به نظر می رسد که این شکل از گنبد، نیازمند یک ارزیابی دقیق پیرامون طراحی، مکانیسم انتقال نیرو و ویژگی های عناصر سازه ای آن باشد. در این مقاله هدف اصلی، نشان دادن نقش آوگون به عنوان عنصری معمارانه در گنبدهای شلجمی شکل است که پیش ازاین، تنها کارکردی زیبایی شناسانه برای آن متصور بوده اند. در پژوهش حاضر، گنبد شلجمی شکل مسجد شاه مشهد، به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است. این گنبد در نرم افزار Abaqus شبیه سازی گردید و سپس واکنش آن در برابر بارهای استاتیکی (بار وزن) و دینامیکی (بار زلزله) مورد آزمایش قرار گرفت. به منظور نشان دادن نقش آوگون، مقایسه ای میان این گنبد و گنبدی با تمام ویژگی های معمارانه مشابه، اما بدون آوگون، انجام گرفت. تحلیل موردنظر نشان داد که آوگون، تنها عنصری زیبایی شناسانه نبوده و رواج این شکل از گنبد دلیل سازه ای نیز داشته است. به این صورت که آوگون، از میزان فشاری که نیروی وزن به پایه های گنبدخانه وارد می کند می کاهد.

    کلیدواژگان: گنبد شلجمی، آوگون، مسجد شاه، بار وزن، بار زلزله
  • حسام الدین آرمان*، حسین کوهستانی، علی زارعی صفحات 41-59
    از میان تولیدات بشری، هنر سفالگری به طور قابل ملاحظه ای بیانگر تفکرات و اندیشه ها و خلاقیت های ذهنی انسان در طول تاریخ بوده است که در این میان، سفالینه های بدون لعاب در دوران اسلامی با کاربرد خاص از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد.کاربرد ظروف کروی مخروطی همواره از موضوعات بحث برانگیز در مطالعات سفال دوره اسلامی در قرون میانی بوده است. پراکندگی نظرات ارایه شده در کنار گستره وسیع تولید و بازه تاریخی محدود استفاده از این ظروف از عواملی است که به ابهام در کارکرد این اشیاء دامن زده است. هدف اصلی این مقاله رسیدن به منطقی ترین فرضیه ای است که تاکنون مطرح شده است. به این منظور در مورد مهم ترین فرضیاتی که از حدود یک صد سال قبل توسط محققین در این خصوص ارایه شده است، مطالعه شد و در این میان شش فرضیه مهم تر یعنی: کوزه فقاع، کوزه سیماب، عطردان، قاروره، پرتابه آتشزا و مخزن تولید بخار مورد تجزیه وتحلیل دقیق تر قرار گرفت. بر این اساس و با توجه به شواهد جدید به دست آمده، مشخص شد؛ فرضیه فقاع که نخستین بار توسط آقایان عبدالله قوچانی و مرحوم شهریار عدل مطرح گردیده از استواری و دقت بالایی برخوردار است. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد.
    کلیدواژگان: کاربرد، ظروف کروی مخروطی، قرون میانی، کوزه فقاع
  • سحر بختیاری*، روح الله شیرازی، بهروز عمرانی، رضا سلمان پور صفحات 61-81

    شهرستان هوراند در شرقی ترین بخش استان آذربایجان شرقی واقع شده و شاید جز معدود مناطقی از کشور باشد که تاکنون فعالیت های عمده باستان شناختی در آن به انجام نرسیده است. نیک می دانیم مجموعه عوامل زیست محیطی نقشی موثر در ایجاد استقرارهای انسانی در هر دوره زمانی دارند، لذا در باستان شناسی علاوه بر شناخت میزان تاثیر محیط در ایجاد هر استقرار، میزان انطباق استقرارها با شرایط محیطی حاکم را باید بررسی نمود. یکی از روش های بررسی انطباق استقرارها با شرایط محیطی در مطالعات باستان شناسی مطالعه و تحلیل الگوی استقراری است که به بررسی شکل گیری محوطه های باستانی در بسترهای محیطی می پردازد. با توجه به موقعیت جغرافیایی و قابلیت های زیست محیطی منطقه، ضروری است که بدانیم کدام عوامل محیطی در ایجاد، تداوم و یا متروک شدن محوطه ها تاثیر داشته و نحوه برخورد انسان با محیط خود در انتخاب شیوه زندگی چگونه بوده است. در راستای این مهم، 42 استقرار شهرستان هوراند که دربرگیرنده آثاری از عصرمفرغ هستند، با نگرش تعیین الگوهای استقراری بر اساس متغیرهای محیطی مورد مطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش از طریق روش توصیفی -تحلیلی و روش آماری استنباطی از جمله تحلیل خوشه ای و با استفاده از نرم افزارهای SPSS ,ArcGIS نحوه توزیع محوطه های باستانی نسبت به متغیرهای طبیعی بررسی گردید. الگوی مکان گزینی محوطه ها در ارتباط با منابع زیست محیطی نشان می دهد که الگوی استقراری عصرمفرغ شهرستان هوراند مشابه الگوی استقراری امروزی بوده و همواره تحت تاثیر شرایط زیست محیطی دو الگوی استقراری کشاورزان یکجانشین و دامداران کوچ نشین در منطقه مشاهده می شود.

    کلیدواژگان: شهرستان هوراند، عصر مفرغ، الگوهای استقراری، عوامل محیطی، توزیع فضایی
  • صلاح سلیمی*، رضا حیدری، یوسف فلاحیان صفحات 83-106
    تپه بالان یکی از پنج تپه باستانی است که در سال 1394 در راستای پروژه نجات بخشی سد سردشت کاوش شد. از مجموعه ترانشه های کاوش شده  فصل اول  بیش از 900 قطعه سفال شاخص یافت شد که همگی آنها برای این پژوهش انتخاب شدند. اهمیت سفال های این محوطه به دلیل تک دوره ای بودن آن است. هدف اصلی از نگارش این مقاله معرفی و طبقه بندی سفال های اشکانی تپه بالان است. بر این اساس، در این پژوهش سفال های اشکانی به دست آمده از تپه بالان بر مبنای خصوصیات فنی، ظرافت و شکل آنها مورد طبقه بندی و گونه شناسی قرار گرفتند. روش به کار رفته به این صورت بوده است که ابتدا تمامی سفال های شاخص فصل اول کاوش مستندنگاری شدند، سپس شکل های سفالی این محوطه با محوطه های زاگرس مرکزی، شمال غرب و بین النهرین مقایسه شد و شباهت هایی بین آنها دیده شد. برای درک بهتر، شکل های سفالی در یک چهارچوب منطقی و با در نظر گرفتن شاخصه هایی همچون قطر دهانه، ارتفاع و شکل لبه ها دسته بندی شدند و برای نام گذاری آنها از حروف لاتین استفاده شد. مطالعه انجام شده نشان داد که شکل های A و B بیش از 60% مجموعه را به خود اختصاص داده است. خصوصیات ظاهری و فنی، آنها را در زمره ظروف با کاربری ذخیره قرار می دهند. اشکال F و B از نوع سفال های بومی و اشکال A و E با بعضی از شکل های سفالی محوطه های زاگرس مرکزی قابل مقایسه هستند.
    کلیدواژگان: سفال، تپه بالان، دوره اشکانی، سردشت، زاب کوچک
  • فرشته شریفی، محمدابراهیم زارعی* صفحات 107-123

    صنعت شیشه گری از فنون و دانش های قدیمی در ایران پیش از اسلام بوده که در دوران اسلامی همچنان تداوم یافته است. این پژوهش به مطالعه ظروف شیشه ای دوران اسلامی موزه های هگمتانه و آرامگاه بوعلی سینا همدان می پردازد. اشیاء شیشه ای نگهداری شده در این دو مجموعه از حفاری های غیرمجاز بدست آمده و تاکنون هیچ گونه پژوهشی بر روی این ظروف انجام نشده است. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است و بر اساس مقایسه با اشیاء موزه ای و مطالعات کتابخانه ای تاریخ گذاری شده است. مطالعه و مقایسه های این ظروف نشان می دهد که در سه دوره زمانی قابل تاریخگذاری هستند. گروه اول، مربوط به سده اول و دوم ه.ق، گروه دوم، در سده سوم تا پنجم ه.ق و گروه سوم، مربوط به سده های ششم و هفتم ه.ق هستند. از نظر کاربرد این اشیاء به سه گروه ظروف کوچک (ویژه مواد دارویی یا آرایشی)، ظروف حجامت و صراحی ها قابل تقسیم بندی هستند. پرسش های اساسی این است که: اشیاء مورد مطالعه قابل مقایسه و تاریخگذاری با سایر اشیا مکشوفه از کاوش های علمی هستند؟ محل تولید نمونه های مورد مطالعه کجاست؟ و کاربرد آنها چه بوده است؟ تمام ظروف مورد مطالعه، قابل مقایسه با سایر ظروف شیشه ای مجموعه های داخل و خارج کشور که مربوط به دوران اسلامی بوده و از کاوش های علمی بدست آمده، گاهنگاری و مقایسه شده است. با توجه به اینکه بیشتر نمونه ها با یافته های نیشابور قابل مقایسه است، نیشابور به عنوان یکی از مراکز تولید این اشیاء مورد توجه است که احتمالا به عنوان کالای صادراتی به غرب فلات ایران ارسال شده باشند.

    کلیدواژگان: ظروف شیشه ای، موزه آرامگاه بوعلی سینا، موزه هگمتانه، دوران اسلامی
  • نوید صالح وند، آرمان شیشه گر*، بهمن فیروزمندی شیره جین، داوود آقا علی گل صفحات 125-146

    باستان سنجی و آنالیز عنصری شیشه های باستانی در تعیین نوع شیشه ، فن آوری و مواد سازنده و همچنین زمان ساخت آن، کاربرد دارد. در مقاله فوق، نتایج آنالیز عنصری تعدادی از شیشه های سده های 3 و 4 ه. ق که در مخزن موزه ملی ایران نگهداری می شود؛ ارایه شده است. این نمونه ها با نگاهی به پراکندگی جغرافیایی انتخاب شده تا بتوان میزان تغییرات ایجاد شده در ترکیبات شیشه را به صورت محلی در این بازه زمانی تحلیل کرد. نمونه های آنالیز شده ظروف شیشه ای در اشکال متنوع با رنگ های سبز، آبی و زرد حاصل از کاوش های باستان شناسی است. آنالیز عنصری آن ها به روش میکروپیکسی انجام و عناصر اصلی و کم مقدار تشکیل دهنده نمونه ها اندازه گیری شده است. سنجش و تحلیل شیشه گری این دوره علاوه بر نمونه های مذکور با نمونه های ایرانی موزه کرنیگ که توسط رابرت بریل مورد مطالعه قرارگرفته و همچنین با شیشه های هم عصر خود همچون فسطاط در مصر و قصر الحیر در سوریه مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد، نوع شیشه های به دست آمده در تمام مناطق یاد شده، از نوع سیلیکا سودا آهکی است. میزان اکسیدهای منیزیم و پتاسیم تمام این نمونه ها، به غیر از نمونه شماره 10و 17 بیشتر از 5/2 درصد است، لذا منبع تامین اکسید سدیم، خاکستر حاصل از گیاهان بوده است. نمونه شماره 10 که از هفتوان تپه به دست آمده از نوع ناترونی بوده که بیشتر از مناطق مدیترانه شرقی به دست آمده است. شیشه گران این دوره از اکسیدهای فلزی مانند اکسید منگنز، آهن، مس و کبالت، به عنوان عامل رنگ زا یا بی رنگ کننده استفاده کرده اند.

    کلیدواژگان: شیشه، صدراسلام، آنالیز عنصری، میکروپیکسی، موزه ملی ایران
  • رزیتا صالحی نظامی، حسن فاضلی نشلی*، امید عودباشی صفحات 147-164
    سفال یکی از شواهد فرهنگی است که تحولات آن در اعصار مختلف از شاخص های مهم باستان شناختی به شمار می رود. سفال را می توان از منظر های مختلفی مورد بررسی قرار داد ویژگی های ظاهری نظیر فرم، شکل، رنگ، تزیینات از یک سو و تکنولوژی تولید سفال از سوی دیگر با گذر زمان متحول شده است. در این پژوهش با مطالعه تکنولوژیکی سفال های به دست آمده از کاوش سال 1387 تپه سگزآباد دشت قزوین که یکی از محدود مناطق استقراری کاوش شده در فلات مرکزی ایران است، چگونگی دوره گذر از عصر مفرغ به عصرآهن مورد بررسی قرارگرفته است. در این بررسی برای تعیین ترکیب شیمیایی سفال ها، تجزیه عنصری یک مجموعه سفال که شامل سفال های شاخص هر دوره است با استفاده از روش آنالیز عنصری ICP و مقایسه آماری داده های حاصل از اندازه گیری 40 عنصر که شامل عناصر اصلی، عناصر جزیی و عناصر کمیاب است میزان همبستگی یا عدم همبستگی این سفال ها تعیین گردید. مقایسه نتایج به دست آمده از تحلیل سفال ها نشان می دهد که کلیه سفال ها تولید محلی بوده و از خاک همان منطقه در اعصار مختلف برای ساخت سفال استفاده شده است و به نظر می رسد که گذار از تولید سفال های عصر مفرغ و آهن ناشی از تغییرات تکنولوژیکی است تا تولید سفالی با ترکیبات خاک جدید و می توان اذعان داشت تکنولوژی سفال گری در این دو دوره از سازماندهی خاصی برخوردار بوده و از تولید خانگی فراتر رفته است.
    کلیدواژگان: سفال، تجزیه عنصری، ICP-OES، عصر مفرغ، عصرآهن، تپه سگزآباد
  • نفیسه صداقت*، غلامعلی حاتم، علی اصغر میرفتاح، رضا شعبانی صمغ ابادی صفحات 165-186

    در دوره ساسانی آثار هنری بی شماری توسط هنرمندان خلق شده است که شامل انواع نقوش می باشد که در این پژوهش به بررسی نقوش حیوانی به دو صورت 1- جانوران حقیقی 2- جانوران اسطوره ای وترکیبی و پی بردن به مفاهیم نمادین و اسطوره ای هر کدام می پردازد وسوال اصلی پژوهش این است که از کدام جانوران به صورت حقیقی و یا اسطوره ای و ترکیبی در نگارکندها و گچبری ها و مهرها استفاده شده و مفاهیم نقوش هریک در دوره ساسانی چه می باشد و هرکدام از این نقوش در کدام یک از این سه آثار هنری وجود دارد؟ هدف پژوهش به دست آوردن مفاهیم نمادین و اسطوره ای و دسته بندی کردن این حیوانات در سه نوع آثار نگارکند، گچبری و مهرهای دوره ساسانی می باشد. در نتیجه پژوهش به صورت جدولی درآورده شده است که نشان می دهد این نقشمایه ها با مفاهیم نجومی، کیهانی، زرتشتی و اساطیر ایرانی ارتباط دارند. به کارگیری نقوش جانوری متعدد به خاطر تجلی نویدها و نعمت های زندگی بوده است که به شکل استعاره های بصری توسط هنرمند بیان شده است و هنرمند دوره ساسانی در نقش های نمادین تمایلی به بیان واقعیت موجود ندارد بلکه هدفش پرداختن به پس پرده است. به طور کلی هرچه از زمان باستان به اواخر دوره ی ساسانی نزدیک تر می شویم، تعداد آثار با نقش مایه ی جانوران ترکیبی و نیز از جنبه خداگونه بودن آن ها کاسته می شود و بیشتر با اساطیر ایرانی پیوند می یابند. تصویرپردازی در هنر ساسانی با توجه به دیدگاه در ایران باستان اهمیت خاصی می یابد.

    کلیدواژگان: دوره ساسانی- نماد- نقوش جانوری - نگارکندها، گچبری ها، مهرها
  • طاهره عزیزی پور* صفحات 187-203
    حکومت اشکانیان هند حکومت چندان شناخته شده ای نیست. از این دولت در تاریخ اساطیری و در کتب تاریخی صدر اسلام نامی برده نشده است. آنان بر قلمرویی که پیش از آنها هند و یونانی ها و سپس هند و سکایی ها حکومت می کردند، غلبه یافتند. بیشتر دانش ما درباره این حکومت بر پایه مطالعات سکه شناسی استوار است. هدف از نگارش این مقاله مطالعه تحلیلی تاریخ حکومت اشکانیان هند و ارتباط سیاسی این حکومت با حکومت اشکانیان ایران است. روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است و تلاش شده تا با تکیه بر منابع سکه شناسی و بررسی تحقیقات و پژوهش های تاریخی، ابهامات و پیچیدگی های حکومت اشکانیان هند مورد توجه قرار گیرد. نتایج مطالعه نشان داد که اشکانیان هند از نظر سیاسی از اشکانیان ایران مستقل بوده و اگر چه در ظاهر روابط خصمانه ای بین دو حکومت مزبور وجود نداشته است؛ با این حال حاکمان اشکانی ایران، اشکانیان هند را به مثابه مزاحمی در قلمرو خویش می دیده اند. همچنین در توالی شاهان اشکانی هند با توجه به مدارک سکه شناسی می توان ترتیب زیر را در نظر گرفت: گوندوفر (همزمان با اورتاگون و گودا)، ابداگاسس، پاکور، سنابارس اول، دوم و سوم، شاهان دیگری به نام پارهاس و سمارا که فقط نامی از آنها بر سکه ها موجود است.
    کلیدواژگان: تاریخ، ایران، اشکانیان، اشکانیان هند، سکه
  • مجید منتظر ظهوری*، محمد ترکیهای اصفهانی، حسام طاهری صفحات 205-224

    تحلیل عنصری مواد تشکیل دهنده اشیاء باستانی اطلاعات بسیار ارزشمندی در مورد مواد اولیه و تکنیک ساخت آن ها به دست می دهد. آنالیز با باریکه یونی یک روش غیرمخرب، سریع و بس عنصری می باشد که برای شناخت هویت و ماهیت اشیاء باستانی همانند سفال در کنار سایر روش های باستان سنجی توصیه می شود. فعالیت های باستان شناسی در مجموعه دستکند زیرزمینی تپه قلعه رباط آغاج در شهرستان خمین، منجر به شناسایی تعداد زیادی قطعات سفال زرین فام گردید که شناخت پیرامون چیستی ماهیت و تجزیه عنصری آن ها و همچنین تشخیص منشا تولید این سفال ها از سوالات این پروژه پژوهشی است. در راستای پاسخگویی به این سوالات، در این تحقیق آنالیز پیکسی (PIXE) تعداد 25 نمونه سفال زرین فام یافت شده در این مجموعه دستکند زیرزمینی انجام گردید. از شتاب دهنده واندوگراف با باریکه پروتون  2MeV  برای بمباران نمونه ها استفاده شد. آشکارساز دقت بالایSi Li) با قدرت تفکیک 170KeV برای جمع آوری پروتون های پس پراکنده شده در زاویه 135 درجه نسبت به باریکه فرودی به کار برده شد. نمونه ها، باریکه پروتون و آشکارساز در محفظه برهم کنش با خلا 10-5Torr قرار گرفتند. در ابتدا با مقایسه با کاشی های زرین فام مناطق دیگر ماهیت عنصری نمونه ها بررسی و سپس نتایج بدست آمده با مقادیر عنصری کاشی های مناطق کاشان، ری و تخت سلیمان مقایسه شدند که بیشترین تطابق با نمونه های تولیدی کاشان مشاهده گردید.

    کلیدواژگان: دستکند زیرزمینی، تپه قلعه خمین، سفال زرین فام، آنالیز پیکسی، کاشان
  • مجید منصوری* صفحات 225-245
    در جغرافیای باستان شناسی ایران، شرق فارس، دره های فسا و داراب را در بر می گیرد. مطالعات باستان شناسی در این حوزه ابتدا با بررسی های گذرا و کاوش های شتابان استین در سال 1934 آغاز شد. چند دهه بعد، نخستین بررسی متمرکز در شرق فارس در سال های 72-1971 م. به دست میروشیجی انجام شد، اما مواد فرهنگی آن هیچ گاه بصورت جزیی مطالعه نشد. به همین دلیل، فرهنگ های پیش از تاریخ شرق فارس، مبهم و ناشناخته بود. بنابراین، به منظور درک تحولات فرهنگی این حوزه، ابتدا مواد بررسی میروشیجی بازبینی و مطالعه شد و سپس برای شناخت فرهنگ های هزاره های چهارم و سوم پ. م این منطقه، تپه وکیل آباد در دشت فسا کاوش گردید. ترکیب نتایج بررسی میروشیجی و کاوش مذکور، چارچوب مناسبی از پیش از تاریخ این منطقه ارایه داد. حوزه شرق فارس، پس از دوره بکون تا دوره کفتری، یک روند فرهنگی کمابیش محلی را تجربه می کند. سفال های محلی این بازه زمانی شامل وکیل آباد، ضحاک، جوزجان، رودبال و گلیان است. تحلیل الگوهای استقراری این حوزه بیان گر کاهش شمار استقرارها در دروه وکیل آباد/ لپویی و با شدت بیشتر در نیمه دوم هزاره چهارم و نیمه اول هزاره سوم پ. م است. این کاهش استقرارها شاید نشان دهنده تحول شیوه معیشت بخش بزرگی از جامعه، از کشاورزی به دام پروری بر پایه کوچ روی باشد. به نظر می رسد الگوهای استقراری پیش از تاریخ شرق فارس همانند حوضه رود کر بوده، اما در دوره بانش، حوضه رود کر در ارتباط با سرزمین پست شوشان به تحولات سیاسی و اجتماعی پیچیده ای دست یافت و شرق فارس به منطقه ای حاشیه ای با جمعیت یکجانشین محدود، تبدیل شد.
    کلیدواژگان: شرق فارس، فسا و داراب، پیش از تاریخ فارس، هزاره های چهارم و سوم پ، م، تحولات فرهنگی
  • محمدامین میرقادری*، کمال الدین نیکنامی صفحات 247-266

    منطقه سرپل ذهاب در غرب زاگرس مرکزی و استان کرمانشاه، منطقه ای مرزی میان ارتفاعات زاگرس و دشت های پست میانرودان است و اصلی ترین راه شرقی- غربی زاگرس مرکزی (شاهراه خراسان بزرگ) از آن عبور می کند؛ به عبارت دیگر پس از عبور شاهراه خراسان بزرگ از سرپل ذهاب وارد دشت قصرشیرین و در امتداد رود دیاله وارد عراق می شود. همین وضعیت جغرافیایی باعث شده که این منطقه برای مطالعات باستان شناسی بسیار جذاب باشد؛ چراکه می توان بازتابی از رخدادهای تاریخی و فرهنگی در طی دوره های مختلف را در این منطقه مشاهده کرد. بنابراین در این مقاله با توجه به موقعیت راهبردی این منطقه در مطالعات باستان شناسی زاگرس مرکزی و همچنین میانرودان، به عنوان منطقه ای مرزی میان دو حوزه ی فرهنگی مهم در باستان شناسی خاور نزدیک، تلاش شده با استفاده از منابع تاریخی، مهرها و اثر مهرها تصویری روشن از این منطقه همزمان با دوره ی اکد در میانرودان ارایه دهیم. با توجه به افزایش شگفت انگیز متون در این دوره، اطلاعات ارزشمندی در مورد جایگاه این منطقه در دوره ی اکد در دسترس است که به آن ها خواهیم پرداخت. مطالعات ما نشان می دهد احتمالا برخی از مهرهای اکدی در حال به تصویر کشیدن ارتفاعات زاگرس مرکزی، شاهراه خراسان بزرگ و سرپل ذهاب به عنوان دروازه ورود به زاگرس و مرکز فلات ایران هستند.

    کلیدواژگان: زاگرس مرکزی، سرپل ذهاب، اکد، کوه بتیر، مهرهای اکدی
  • علیرضا هژبری نوبری*، حمید خانعلی، یلماز آنیل، سید مهدی موسوی کوهپر صفحات 267-283

    عصر مفرغ متاخر و آهن I از نظر فرهنگی نشانگر تحولاتی بسیار مهم در ساختار فرهنگ مادی و معنوی مردمان ساکن فلات ایران است. شناخت و استفاده از آهن در این دوره به مثابه کشف عظیمی بود که در تمام زوایای زندگی بشر آن روز سایه افکند. زمینه های ایجاد امپراطوری های گسترده در پی این دوره بر پایه های جامعه ای استوار گشت که با سپری کردن عصر آهن، پتانسیل جهانی شدن یافته بود؛ لذا می توان این برهه را دوره آغاز تاریخی ایران نامید. یکی از شاخص ترین و مهم ترین محوطه های نشانگر این تحولات در شمال غرب ایران، محوطه باستانی شهریری در مشکین شهر استان اردبیل است که در طی بررسی های چالز برنی شناسایی شده و طی سه فصل کاوش باستان شناختی طی سال های 1382،83،84 به سرپرستی نگارنده (علیرضا هژبری نوبری) با هدف شناسایی فرهنگ های عصر آهن حوزه شرقی شمال غرب ایران مورد مطالعه قرار گرفت. در این محوطه می توان شاخصه های فرهنگی عصر آهن حوضه شرقی شمال غرب را در بستر فرهنگی پیوسته ای مطالعه نمود. وجود قلعه ی استحکاماتی با بهره گیری از موانع طبیعی دفاعی، گورستان پراکنده در اطراف محوطه و فضای آیینی همراه با سنگ افراشت های انسان ریخت از مهمترین قسمت های شناخته شده ی حاصل از کاوش های باستان شناختی محوطه شهریری می باشد. نتایج مطالعات انجام یافته در قلعه شهریری نشان می دهد که شکل گیری محوطه از اواخر دوره مفرغ میانی و مفرغ متاخر بوده و نمود باستان شناسی این دوره معبد اولیه و استقرار های کوچ نشینی است. توسعه محوطه در دوره آهن بوده و نمود باستان شناسی آن قلعه استحکاماتی، معبد شهریری و گورستان وسیع می باشد.

    کلیدواژگان: شمال غرب ایران، حوضه شرقی آذربایجان، فرهنگ های عصر آهن، محوطه شهریری، سنگ افراشت انسان ریخت
|
  • MohammadEsmaeil Esmaeili Jelodar *, Reza Heydari Pages 1-21

    One of the most important reasons for the formation of cities is their geographic location. Sometimes these particular geographic conditions themselves cause the city to be displaced or it’s obsolete or abandonment. In some cases, cities are destroyed by factors other than natural ones; these types of factors are directly related to humans. The historic city of Torshiz, based on historical sources, is one of the most important cities of the Islamic era in Khorasan, which changed its location by changing the cultural landscape of Torshiz province, changing the location that displaced the city from the western part to the eastern part. The cultural area of Torshiz includes Bardaskan, Khalil Abad and Kashmar in the southwest of Khorasan Razavi. Before the transfer of the historic city of Torshiz to the eastern part (the political area of current Kashmare city) around the middle of the 12th century AH, this city has been located in the present day of Bardaskan city area, and this is well traceable from historical sources. This research is aimed at analyzing historical data and analytical types of archaeological data, statistical models in the geographic information system and suggested written sources for the location of the historic city of Torshiz. The results of the research, based on the knowledge of written sources, archaeological data, and the help of the GIS, eventually revealed the historic site of Firoozabad has been shown as the city of Torshiz, obviously the archaeological excavations can enhance our information in this field.

    Keywords: Torshiz, Bardaskan, Firoozabad site, Location, GIS
  • Zeinab Akbari, Javad Neyestani *, Mohammadreza Nasiri Pages 23-39

    Bulbous domes are among discontinuous double-shell domes and has been developed in Iran since the middle of the 9th century AH/ the 15th century AD, concurrent with Timurid period. In this shape of domes, the dome profile was changed so that it began a return below the base of the arch, producing thereby a slight bulge that. The terminology for bulge in Iranian architecture is Avgun. Bulbous dome is considered as a part of Iranian architectural culture and the architects of this land have used this complex structure in a way that has been developing ever since its formation. It seems that this shape of dome requires a precise assessment in terms of design, mechanism of power transmission, and features of structural elements. The main purpose of this paper is to show the role of Avgun as an architectural structure in the bulbous domes, which supposed to have just an aesthetic function. In this study, the bulbous dome of Shah Mosque was simulated using Abaqus software. Then, its responses to the static and dynamic loads were tested. In order to show the Avgun role, this dome was compared with another dome, without Avgun, that possessed all similar architectural characteristics. The analysis revealed that Avgun is not just an aesthetic feature and that its prevalence had a structural reason too; So that Avgun reduces the amount of the dome's weight pressure on the dome chamber bases.

    Keywords: : bulbous dome, Avgun, Shah mosque, weight load, seismic load
  • Hessamedin Arman *, Hossein Koohestani, Ali Zareie Pages 41-59
    Among human productions, the art of pottery has significantly expressed the thoughts, ideas and mental creativity of human beings throughout history, among which, glazed pottery in the Islamic era with a special application has a special place. The function of Sphero-conical vessel has always been a controversial topic in the study of the Islamic temples of the middle Ages. The dispersion of the views presented along with the wide range of production and the limited historical range of the use of these containers is one of the factors that has contributed to the ambiguity in the functioning of these object. The main purpose of this article is to achieve the most logical hypotheses that have been presented so far. In this way, the most important assumptions that have been presented by researchers in about one hundred years ago were studied, among which were six major hypotheses: Fuqqa`a jar, mercury container, perfume flask, Laboratory containers, grenade and Vaporizer. According to the new evidence, it became clear that the hypothesis of the Fuqqa`a jar, first proposed by Abdullah Qouchani and Chahryar Adel, has a high degree of Accuracy. We used a descriptive-analytical method in this study and the library method in collecting information
    Keywords: Function, Sphero-conical vessel, Middle ages, Fuqqa`a jar
  • Sahar Bakhtiari *, Rouhollah Shirazi, Behrooz Omrani, Reza Salmanpour Pages 61-81

    Horand County is located in the most eastern part of Eastern Azerbaijan Province and is perhaps one of the few areas of Iran where major archaeological activities have not yet been carried out. Environmental factors play an important role in creating human settlements in any period. So in archaeology, in addition to the effects of the environment on the creation of each settlement, the degree of the adaptation of settlements to environmental conditions should be examined. One of the methods of studying the adaptation of settlements to environmental conditions is to analyze settlement patterns, that is to examine the formation of ancient sites in environmental contexts. Considering the geographical location and environmental potentials of a region, it is important to know which environmental factors have contributed to the creation, continuity, or abandonment of the grounds and how humans have dealt with their environment in choosing a lifestyle. For this purpose, 42 sites of Horand County, which have traces of the Bronze Age, are studied with the aim of determining the settlement patterns based on environmental variables. Through cluster analysis and using SPSS and ArcGIS software, the distribution of ancient sites in relation to natural variables is investigated. The location pattern of the sites in relation to the environmental resources shows that the settlement pattern of the Bronze Age at Horand is similar to the current settlement pattern and that, under the effect of the environmental conditions, two settlement patterns of sedentary farmers and nomadic herders in the region have always been observed.

    Keywords: Horand County, Bronze Age, Settlement Patterns, environmental factors, Spatial Distribution.
  • Salah Salimi *, Reza Heidari, Yousef Fallahian Pages 83-106
    Tepe Balan is one of the five ancient tepe that has been excavated as part of Sardasht dam’s salvage project. More than 900 diagnostic pottery pieces have been found during the first season from all the trenches, all the pieces used for this study. Since the site has just one period of settlement and so the pottery data is important. The primary aim of this article is to introduce and classification of parthian pottery from Tepe Balan . Thus, pottery data have been typified according to technical features, decoration and form. In terms of methodology of the study, initially the diagnostic pottery of the first season of the excavation have been documented, then these data have been compared with other data from central and northwestern Zagros and Mesopotamia, and finally some similarities have been detected. The forms for a better understanding have been classified into logical group with considering factors like mouth width and height and form of rim. The Latin characters have been used to distinguish them. The study indicates that forms A and B outnumbered by more than 60%, Technical characteristics reveals that they had storage functions. The forms F and B are comparable to local forms, The forms A and E comparable with ware of the Centraonl Zagros region.
    Keywords: Pottery, Tepe Balan, Parthian Period, Sardasht, Little Zab
  • Fereshteh Sharifi, Mohammadebrahim Zarei * Pages 107-123

     The manufacture of glassware was one of the historical knowledge and technics of pre-Islamic era of Iran, that was continued during Islamic periods. This research is about the glassware found in Hegmataneh and Bu-Ali museum during Islamic period. The glassware collection has been excavated illegally and until now no survey has been done on them. The method of research is done descriptively, historically and analytically. And that according to survey in museums, studies are done from libraries for comparison and history. Studies and comparisons on these wares show that they have been produced during three historical periods. The first group is related in the first and second lunar century. The second group is related to third till fifth lunar century. The third group is related to sixth and seventh lunar century. In regard to application, three groups of special glassware were in use for cosmetics and medicine. Glassware for Hejamat and for pitchers were classified. The production of technical glassware is also made by blowing freely and blowing in the mould. The decoration of this glassware is like carving, moulding  and wavy lines have been done on them. The main question that arises on this subject is that is this glassware comparable and history marking with other discovered glassware, are they scientifically surveyed. All the glassware’s capable for study, compared to other glassware, domestic collections and foreign that was related to Islamic period and that are obtained scientifically, they are chronologized and compared.

    Keywords: Glassware, Museum of Bu-Ali Sina's Tomb, Hegmataneh Museum
  • Navid Salehvand, Arman Shishegar *, Bahman Firuzmandi Shirejini, Davoud Aghaaligol Pages 125-146

    Elemental analysis and chemical composition of ancient glasses are widely used to determine the glass type, technique and raw materials used in their production and recipes. The results of elemental analysis of 23 glass vessels dated to the early Islamic periods kept in the Iran National Museum presented in this paper. The samples discovered during archaeological excavations in several Islamic sites. Elemental analysis of these samples done by micro-PIXE technique.The major and trace elements existing in these samples are measured. Glass type, raw material used in their production process and colorant (coloring agent) of the glasses in diverse sites investigated and determined based on our results. The results show that the glasses found in all sites are high soda-lime-silica glasses. The results of the study compared with Iranian samples of the Corning Museum and glasses of Fustat and Qasr al-Hair. Since the amounts of magnesium oxide and potassium oxide in all analyzed samples but one sample are more than 2.5%, with the exception S10,S17. It is clear that the ashes obtained from halophytic plants considered as supplying source for sodium oxide. Sample 10 of this study as a natron–based glass fitted to a group labeled by N-1 (Levantine I) from eastern Mediterranean region.The results also show that the metal oxides such as manganese oxide, iron oxide, copper oxide, chromium oxide and cobalt oxide used in the samples as "coloring agent" or "decolorizing agent".

    Keywords: Glass, Early Islamic, Elemental Composition, Micro-PIXE, Iran National Museum
  • Rozıta Salehı Nezamı, Hassan Fazeli Nashli *, Omid Oudbashi Pages 147-164
    Pottery is one of the cultural evidences that its developments in different times are important archaeological indicators. Pottery can be viewed from different aspects. Appearance features such as form, shape, color, decoration and pottery production technology have changed over time. In this research, with the study of the technology of the pottery obtained from the excavation of the Sagzabad Tepe in Qazvin plain, which is one of the important areas of excavation in the central plateau of Iran, the period of the transition from the Bronze Age to the Iron Age has been investigated. In this study, with focus on the pottery in this region, new information on the production of pottery has been obtained. To determine the chemical composition of the potteries, a series of excavated objects consisting of a selection of potteries from each period were analyzed using the ICP-OES method and a statistical comparison of the data obtained from the measurement of 40 elements was performed consisting of the major, minor and trace ones. The correlation coefficient of the analyzed samples also was   studied. Comparing the results obtained from the analysis of potteries according to the hypothesis suggests that all potteries are probably local productions and it is possible that they have been produced in the same region (clay sources) in different periods.is possible that they have been produced  in the same region (clay sources) in different periods.
    Keywords: Pottery, elemental analysis, ICP-OES, Bronze Age, Iron Age, Sagzabad Tepe
  • Nafiseh Sedaghat *, Gholamali Hatam, Aliasghar Mirfatah, Reza Shabanisamghabadi Pages 165-186

    During the Sassanid period, countless artworks have been created by artists that include types of motifs The study of animal designs two forms 1- Real animals 2- Mythical and mixed animals, and understanding the symbolic and mythical meanings of each one in this research And the question of the research is, what animals real or mythical and combined are involved in the rock reliefs,filets  and seals of the Sassanid period, and what are the concepts of these animals and which of these three works of art does each of these motifs have? The purpose of the research is to obtain concepts and categorize these animals in three types of rock reliefs,filets  and seals of the Sassanid period. As a result, the research is presented in a tabular form which shows that these elements are related to the astronomical, cosmic, Zoroastrian, and mythological concepts of Iran. The use of numerous animal designs for the manifestation of the gifts and blessings of life expressed in the form of visual arts by the artist and the Sassanian artist in symbolic roles is reluctant to express the reality, but his aim is to look after the scenes. In general, as we get closer to the end of the Sassanian period from the ancient times, the number of works with the role of mixed beasts and their godliness is diminished and associated more with Iranian mythology.Illustration in Sassanid art is of special importance according to the perspective in ancient Iran.

    Keywords: Sasanian period, symbol, animal images, Rock Reliefs, filets, Seal
  • Tahere Azizipoor * Pages 187-203
    Archaeologically, and historically Indo Parthian kingdoms is not a well-known for us they have not has been mentioned in mythological history and in the historical resources of early Islamic period. They dominated the territory that Indo - Greeks and then Indo –Scythians were ruled there. Some scholars have not separated the Parthian and Scythian kings from India, and have not made any clear distinctions between kings of the two governments. Most of our knowledge of this government is based on the numismatic studies. The purpose of this paper is to analyses of the history of Indo-Parthian kingdom and their political relation to with Iranian Parthian Empire. The research method of the present study is descriptive-analytical method and an attempt has been made to pay attention to the ambiguities and complexities of the Parthian rule of India by relying on numismatic sources and reviewing historical researches and researches. The results of the study showed that the Parthians of India were politically independent from the Parthians of Iran, and although there appeared to be no hostile relations between the two governments; However, the Parthian rulers of Iran saw the Parthians of India as an intruder in their territory. Also in the sequence of Parthian kings of India according to numismatic documents, the following order can be considered: Gondophares (simultaneously with Orthagnes, and Guda), Abdagases, Pacores, Sanabares I, II and III and other kings named Parhas and Semara that are known of their names on the coins.
    Keywords: history, Iran, Parthian, Indo –Parthian, Coine. India
  • Majid Montazer Zohouri *, Mohammad Torkiha, Hesam Taheri Pages 205-224

    Archaeologically, analytical research of chemical elements on ancient objects gives important information on the raw materials and the production techniques. PIXE analysis is one of the non-destructive methods which is common for analytical researches on archaeological objects, especially on ceramics. Archaeological investigation at the ancient underground complex of Tappeh Ghaleh Aghaj in the Khomein county led to discovering some pieces of so-called luster ware. In the present study, a collection of luster potteries were selected to be analyzed to identify the nature, components and especially their provenance. To achieve our aims, a total number of twenty-five pieces of luster ware recovered from the site were analyzed by using PIXE method. Van De Graaf accelerator with 2MeV proton beam used to sample bombardment and High precision Si(Li) detector with 170KeV energy resolution chose to collected proton back scattered in 135 degree form incident beam. The sample, proton beam and detector were placed in 10-5Torr vacuum chamber. The analysis results were compared with the studied samples from other regions such as Kashan, Rey in central Iran and Takht-e Soleyman in North-West of Iran. The study showed that our samples present most similarity with the Kashan wares so it is evident that they were produced locally.

    Keywords: Tappeh Ghaleh, underground complex, luster ware, PIXE analysis
  • Majid Mansouri * Pages 225-245
    The first archaeological work in east of Fars, conducted by Sir A. Stein in 1934. However, an intensive survey, directed by De Miroschedji, was carried out in this region in 1971-72. Unfortunately, the materials of this survey were not studied in detail. So, the prehistoric cultures of the Fasa and Darab valleys remained unclear. To comprehend the prehistoric cultural developments of the east of Fars, the Miroscedji’s survey collections were studied first and completed with a stratigraphical excavation at Tappeh Vakilabad. The combination of the results of the survey and excavation provided an appropriate framework for the prehistoric cultures. These results affirmed that the prehistoric cultures of the east of Fars were entirely indigenous after the Bakun period to the beginning of the Kaftari era. The pottery styles of this era (Bakun-Kaftari), are introduced as Vakilabad, Zahak, Jouzjan, Roudbal, and Galyan. Furthermore, the settlement pattern analysis shows a reduction in the number of settlements in the Vakilabad period and more intensely in the second half of the fourth and first half of the third millennium BC. This pattern may indicate a shift in the subsistence economy of the large part of the society from agriculture to animal husbandry. The fourth and third millennium BC settlement patterns of the east of Fars are almost similar to KRB. However, in the second half of the fourth and first half of the third millennium BC, the KRB reached a complicated political and social developments, but the east of Fars became a peripheral region with the limited settled population.
    Keywords: East of Fars, Fasa, Darab, Prehistoric of Fars, Fourth, Third millennium BC, Cultural developments
  • MohammadAmin Mirghaderi *, Kamaleddin Niknami Pages 247-266

    Sar-e Pol-e Zahab region in the western of Central Zagros is located between Central Zagros highland and Mesopotamia and Khorasan high road as only western- eastern road passes from that. In other hand this road after passing Sar-e Pol-e Zahab enter to Qasr-e Shirin and Mesopotamia low lands. Therefore, this region is very important in archaeological studies of Central Zagros and Mesopotamia. However, unfortunately, a few archaeological researches have been done in this region. The present study aims in representing a perspective about the Sar-e Pol-e Zahab during the Akkadian period as well as reviewing the written documents regarding the mutual relations and Akkadian cylinder seals discovered in archeological excavations in order to help the interpretations about the presence of Akkadians in this region. In this paper we will discuss about the  Mountainous Passage of western Central Zagros and Khorasan High Road on the Akkadian Seals and will explain the loucation of Sar-e Pol-e Zahab on the Akkadian Seals.

    Keywords: Central Zagros, Sar-e Pol-e Zahab, Akkad, Batir, Akkadian seals
  • Alireza Hejebri Nobari *, Hamid Khanali, Anil Yilmaz, Seyed Mehdi Mosavi Kohpar Pages 267-283

    The Late Bronze Age and Iron Age I represent significant alterations in material and non-material culture of people living in the Iranian plateau. The knowledge and taking advantage of iron were as a tremendous discovery in this period that has overshadowed all aspects of human life those days. The societies, by passing the Iron Age and having potential for globalization, have paved the way for establishing the vast empires. Therefore, this period can be called the period of the protohistory of Iran. One of the most significant and important sites indicating these developments in northwestern Iran is the Shaharyeri archeological site in Meshkinshahr, Ardabil province. This site was discovered following surveys of Charles Burney in 1978 in northwestern Iran, and studied under the supervision of Alireza Hejbari Nobari during 2003-2005 with the aim of identifying the Iron Age cultures of northwestern Iran. We can study the Iron Age cultural indices of the east part of northwest Iran in a continuous cultural context. The most important architectural remain, from the formation period, is an early temple that included slab stones, mortar and mud brick, and monoliths that laid to the structure. Semi pastoralist societies populated the site since Late Bronze Age and Early Iron Age following constructing a basic temple, whereas developed during Middle Iron Age by construction of citadel and a vast cemetery with up to 500 anthropomorphic monoliths next to a temple. Concluding remarks shows that formation of settlement at Middle and Late Bronze ages and archaeological marker of mentioned period is early temples and development of nomadic culture

    Keywords: northwest of Iran, Eastern Azerbaijan basin, Iron Age culture, Bronze Age culture, Shaharyeri site