فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 31، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/26
  • تعداد عناوین: 6
|
  • هادی آزادروح، محمد فرزام*، منصور مصداقی صفحات 1-13

    در دهه های اخیر بهره برداری کتیرا از پایه های گون (Astragalus verus) در سطح مراتع کشور شدت یافته است. با وجود این، اطلاعات اندکی در زمینه بهترین شیوه برداشت کتیرا، که ضمن دارا بودن بازدهی اقتصادی باعث حفظ سلامت گیاه شود، وجود دارد. پژوهشی به صورت آزمایش ترکیب فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط طبیعی مراتع برقبان شهرستان خوشاب در بهار و تابستان 1397 و 1398 انجام شد. تیغ زدن طوقه در سه سطح (یک، دو و سه تیغ) و همچنین تعداد دفعات برداشت محصول کتیرا در چهار سطح (یک، دو، سه و چهار دفعه برداشت) بر 10 تکرار از هر تیمار (تعداد کل بوته ها 120 عدد) اعمال شد. با افزایش تعداد دفعات برداشت، مقدار محصول کتیرا افزایش یافت، اما با افزایش تعداد تیغ ها از یک به دو و سه، افزایش معنی داری در عملکرد کتیرا مشاهده نشد. تیغ زدن گون حتی در سطح یک تیغ، سبب کاهش شادابی و افزایش خشکیدگی گیاه شد، اما افزایش تعداد تیغ ها سبب تشدید خشکیدگی پایه های گون نشد. بر اساس ارزیابی اقتصادی (محاسبه هزینه ها و درآمدهای برداشت محصول کتیرا) و ارزیابی اکولوژیک انجام شده در این پژوهش، بهترین شیوه برداشت محصول کتیرا که کمترین خسارت را به گیاه مادر وارد کند یک تیغ و چهار دفعه برداشت است.

    کلیدواژگان: تیغ زدن، گیاه دارویی، دفعات برداشت، شادابی، صمغ کتیرا
  • آصف درویشی، نغمه مبرقعی دینان*، شهیندخت برق جلوه، مریم یوسفی صفحات 15-29

    گسستگی زیستگاه ها و سامانه های زیستی و به دنبال آن افول پیوستگی بوم شناختی سیمای سرزمین، از دلایل اصلی نابودی تنوع زیستی به حساب می آیند که جریان ماده، انرژی و اطلاعات را در مقیاس سیمای سرزمین مختل کرده است. نظر به اهمیت این موضوع، هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی پیوستگی بوم شناختی و برنامه ریزی فضایی سیمای سرزمین استان قزوین در جهت احیا و حفاظت از گذرگاه های جریان ماده، انرژی و اطلاعات با رویکرد بوم شناسی سیمای سرزمین است. بدین منظور با استفاده از نقشه کاربری و پوشش اراضی، نواحی دارای عملکرد بوم شناختی شناسایی و شاخص های اثر مانع و پیوستگی بوم شناختی سیمای سرزمین با استفاده از مدل سازی ریاضی با الگوریتم مدل ساز در محیط GIS پهنه بندی شد. سپس لکه های مستعد برای احیا و حفاظت به طور مکانی در سیمای سرزمین شناسایی شد. نتایج این تحقیق نشان داد که 90 درصد از مساحت استان دارای عملکرد بوم شناختی و 10 درصد از آن فاقد عملکرد بوم شناختی است. 
    3 درصد از نواحی فاقد عملکرد بوم شناختی به وسیله موانع انسان ساخت مانند ایجاد شبکه جاده ای، رشد شهرها و توسعه صنایع، و 7 درصد نیز تحت تاثیر عارضه های انسان ساخت، عملکرد بوم شناختی خود را از دست داده اند. در این تحقیق به منظور برنامه ریزی فضایی، چهار گذرگاه برای جریانات ماده، انرژی و اطلاعات شناسایی شد. نتایج این تحقیق در برنامه های مدیریتی مناطق حفاظت شده و آمایش سرزمین و همچنین ارزیابی اثرات توسعه و ارزیابی راهبردی محیط زیست قابل استفاده است.

    کلیدواژگان: بوم شناسی، سیمای سرزمین، تنوع زیستی، جریان ماده-انرژی و اطلاعات، استان قزوین
  • علی لطفی*، یاسر مرادی صفحات 31-43

    حیات وحش یکی از شاخص های مهم زیستی اکوسیستم ها و یکی از معیارهای مهم تنوع زیستی است که حفظ آن مستلزم شناخت خصوصیات گونه ها و همچنین زیستگاه آنها است. تعیین مطلوبیت زیستگاه حیات وحش دارای اهمیت بسزایی در برنامه های حفاظت و مدیریت حیات وحش است. خرس قهوه ای به عنوان بزرگترین پستاندار گوشتخوار ایران در بیشتر اکوسیستم های جنگلی و کوهستانی پراکنده شده و از اهمیت حفاظتی بالایی برخوردار است. در این پژوهش، مدل سازی مطلوبیت زیستگاه خرس قهوه ای در استان کردستان با استفاده از الگوریتم آنتروپی بیشینه (مکسنت) انجام شد. بدین منظور پس از جمع آوری داده های نقاط حضور و لایه های محیطی و بررسی همبستگی بین لایه ها، اطلاعات به دست آمده وارد مدل مکسنت شد. نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که متغیرهای دمای فصلی، میزان بارندگی سالیانه، شیب، ارتفاع و کاربری/ پوشش اراضی مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار در مطلوبیت زیستگاه خرس قهوه ای است. بر اساس نتایج حاصل، از کل مساحت استان کردستان، 1 درصد دارای مطلوبیت زیاد،11 درصد دارای مطلوبیت متوسطو 5 درصد دارای مطلوبیت کم بوده و 83 درصد در طبقه نامطلوب قرار دارد. بر اساس نتایج حاصل، مناطق حفاظت شده چل چمه، شاهو و کوسالان، زیستگاه های مطلوبی برای خرس قهوه ای هستند. جنگل های زاگرس به عنوان یکی از زیستگاه های اصلی خرس قهوه ای در ایران محسوب می شود؛ در نتیجه، حفاظت از این زیستگاه ها به منظور حفظ جمعیت های این گونه گوشتخوار ارزشمند ضروری است.

    کلیدواژگان: مدل سازی، آنتروپی بیشینه، مطلوبیت زیستگاه، جنگل های زاگرس، خرس قهوه ای
  • پریسا ملکی، رحمان پاتیمار*، حجت الله جعفریان، عبدالرسول سلمان ماهینی، رسول قربانی، محمد قلی زاده، محمد هرسیج صفحات 45-59

    در سال های اخیر بررسی های زیادی بر روی مشکل آلودگی دریای خزر انجام شده، اما اطلاعات مرتبط با آلودگی خلیج گرگان محدود است. بنابراین هدف از این مطالعه ارزیابی آلودگی آلی خلیج گرگان با استفاده از شاخص جلبکی پالمر بود. نمونه برداری فصلی از تابستان 1397 تا بهار 1398 با سه تکرار انجام شد. نمونه های فیتوپلانکتون توسط بطری با حجم یک لیتر از عمق سطحی (حداکثر تا 0/5 متر) جمع آوری و با فرمالین بافر 2/5 درصد در محل تثبیت شدند. در مجموع تعداد 23 ایستگاه در کل خلیج گرگان انتخاب و به سه بخش شرقی (شامل 7 ایستگاه)، مرکزی (شامل 8 ایستگاه) و غربی (شامل 8 ایستگاه) تقسیم بندی شدند. نتایج حاصل از شاخص پالمر نشان داد تمام بخش های خلیج در هر چهار فصل در دسته آب های دارای آلودگی آلی بسیار زیاد قرار می گیرند. مقایسه سه بخش خلیج در مطالعه حاضر نشان داد که در فصول تابستان، پاییز و زمستان بخش مرکزی دارای بیشترین میزان آلودگی است و تنها در فصل بهار، بالاترین مقدار شاخص در غرب خلیج مشاهد شد. غالب بودن جنس های مقاوم به آلودگی مانند Oscillatoria، Euglena، Cyclotella، Navicula، Nitzschia و Synedra در طول سال نیز از دیدگاه طبقه بندی این مکان به عنوان یوتروفیک، حمایت می کند. به طور کلی نتایج شاخص جلبکی نشان می دهد که کیفیت آب خلیج گرگان به سطح بحرانی رسیده است.

    کلیدواژگان: فیتوپلانکتون، شاخص پالمر، خلیج گرگان، آلودگی آلی
  • صیاد اصغری سراسکانرود*، مهدی فعال نذیری، الناز پیروزی صفحات 61-79

    امروزه به علت پیشرفت های صنعتی و رشد فزاینده محیط های شهری، ایجاد اکوپارک، به عنوان مکانی که بتواند شرایط محیط زیست طبیعی را برای بشر فراهم کند، ضروری است. هدف مطالعه حاضر مکان یابی تطبیقی اکوپارک در سطح شهرستان های اردبیل، مشکین شهر، سرعین، نیر و نمین با استفاده از مدل های تحلیل چندمعیاره است. در راستای رسیدن به اهداف پژوهش، ابتدا چهار معیار و 15 زیرمعیار به عنوان عوامل موثر بر مکان یابی اکوپارک شناسایی شدند. سپس برای وزن دهی عوامل، از روش فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) و برای تحلیل مدل نهایی از روش میانگین گیری وزن دار ترتیبی (OWA) به عنوان یکی از روش های تصمیم گیری چندمعیاره استفاده شد. نتایج حاصل از وزن دهی معیارها نشان داد که معیار فاصله از رودخانه ها بیشترین مقدار ضریب وزنی را به خود اختصاص داده است. برای انتخاب مکان مناسب اکوپارک، محدوده مورد مطالعه به چهار گروه از توان بالا تا فاقد توان طبقه بندی شد که 130815 هکتار از مساحت محدوده در طبقه با توان زیاد و 167213 هکتار در طبقه با توان متوسط قرار دارد. مناطقی که به عنوان نقاط با توان بالا جهت ایجاد اکو پارک شناسایی شدند، به طور عمده در کاربری های جنگل، مراتع متوسط و باغات قرار دارند. این مناطق، بیشتر در نزدیکی یکی از رودخانه های دایمی و بزرگ استان قرار گرفته اند. با توجه به نتایج مطالعه، بخش های جنوبی مشکین شهر و شمال کوه سبلان به علت وجود جاذبه های متنوع طبیعی و انسانی و داشتن محیط بکر به عنوان مناسب ترین مکان جهت ایجاد اکوپارک انتخاب شد.

    کلیدواژگان: مکان یابی، اکوپارک، تحلیل چندمعیاره، طبقه بندی شیء گرا، استان اردبیل
  • رسول خسروی*، محمودرضا همامی صفحات 81-96

    پیچیدگی سامانه های طبیعی، گستردگی مقیاس بحران های تنوع زیستی و کمبود بودجه، ارایه برنامه های حفاظتی برای همه گونه های یک بوم سازگان را ناممکن ساخته است. اولویت بندی حفاظتی گونه ها این مشکل را تا حد زیادی کم رنگ می نماید. برای اولویت بندی گونه ها می توان از معیارهای متعددی استفاده کرد که در برخی موارد بین این معیارها همبستگی وجود دارد. بنابراین، ارزیابی دقیق معیارها یک مسیله تصمیم گیری چندمعیاره است. مطالعه حاضر که مکمل پژوهش پیشین ما در خصوص انتخاب گونه های سیمای سرزمین در مناطق مرکزی ایران است، به بیان جزییات روش تلفیقی دیمتل و فرایند تحلیل شبکه ای (DANP)به منظور ارزیابی معیارهای مورد استفاده در فرایند انتخاب گونه های سیمای سرزمین می پردازد. بررسی روابط علت و معلولی و ارزش گذاری معیارها نشان داد که اندازه گستره خانگی تاثیرگذارترین و دسترسی به اطلاعات و قابلیت پایش تاثیرپذیرترین معیارها می باشند. همچنین، زیرمعیارهای تضاد با منافع انسانی، آسیب پذیری نسبت به تغییرات اقلیمی، و سطح زیستگاه های اشغال شده به ترتیب بالاترین اولویت ها را در انتخاب گونه های سیمای سرزمین دارند. بر اساس نتایج به دست آمده می توان استنباط نمود که سیستم های تصمیم گیری چندمعیاره به شکل موثری امکان ارزیابی معیارهای منتخب برای اولویت بندی حفاظتی گونه ها را فراهم می آورد. چارچوب ارایه شده در این مقاله می تواند به عنوان دستورالعملی برای اولویت بندی حفاظتی گونه ها با هدف حفاظت مکان-محور به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: فرایند تحلیل شبکه (ANP)، گوشت خواران، گونه های سیمای سرزمین، DANP، DEMATEL
|
  • H. Azadrooh, M. Farzam*, M. Mesdaghi Pages 1-13

    In recent decades, tragacanth gum extraction from Astragalus verus has dramatically increased across Iranian rangelands. However, little information is available about the best method of gum harvest, which is economically efficient and maintains the health of the plant. This research was conducted as a factorial combination and in a completely randomized design, during spring and summer of 2018-2019, at Baraghban rangeland. Three levels of stem cuts (i.e. 1, 2, and 3 cuts on the main stem of each plant) and four frequencies of gum removals (1 to 4 times) with 10 replications were applied on 120 individual plants. Results indicated that all cut and gum removal levels significantly reduced the vigor of A. verus, but no significant relationship was detected between gum removal levels and plant vigor. There was an increase in the gum yield by increasing the number of gum harvests, but no increase was found by increasing cut numbers. Based on the ecological and economic comparisons (estimating costs and benefits), we suggest one cut and four times of gum removal as the most suitable method.

    Keywords: Plant cuts, Medicinal plant, Harvest frequency, Tragacanth gum
  • A. Darvishi, N. Mobarghaee Dinan*, Sh. Barghjelveh, M. Yousefi Pages 15-29

    Habitat and ecosystem fragmentation and, consequently, the loss of landscape connectivity are major causes of biodiversity destruction, leading to disruption of material, energy, and information flow at the landscape scale. Given the importance of this issue, the current study aimed to evaluate the ecological connectivity and spatial planning of Qazvin Province, in order to re-establish and protect material, energy, and information flow corridors, using a landscape ecology approach. With that in mind, land use/land cover map was used to identify ecologically functional areas and to map barrier effect and ecological connectivity indicies by mathematical modeling techniques using model builder algorithms in Geographic Information System (GIS). Appropriate patches were, then, spatially selected for restoration and conservation across the landscape. The results showed that 90% of the province has the ecological function, but 10% of the area lacks the function. Three percent of the area has lost its ecological function by physical barriers such as road networks and industrial and residential expantions, and 7% of the area lost its functionality due to anthropogenic effects. In this research, four corridors were identified for spatial planning. Results of this study can be used for management of protected areas and land use planning, as well as environmental impact assessment and envuronmental strategic assessment.

    Keywords: Ecology, Landscape, Biodiversity, Matter-Energy, Information Flow, Qazvin Province
  • A. Lotfi*, Y. Moradi Pages 31-43

    Wildlife is an important biological indicator of viability of ecosystems, therefore, understanding habitat requirements of species is essential for biodiversity conservation. Determining the suitability of habitats for wildlife is important for effective management and conservation of species. The brown bear (Ursus arctos), as the largest carnivorous mammal in Iran, is distributed in most forest and mountain ecosystems and has a high conservation value. In the current study, brown bear habitat suitability modelling, in Kurdistan Province, was performed using maximum entropy algorithm (MaxEnt). After collecting the presence data and environmental variables, and examining the correlation between the variables, the obtained data were entered into the MaxEnt model. Results showed that temperature seasonality, annual precipitation, topography and vegetation are the most important variables in predicting habitat suitability of the brown bear in Kurdistan province. From the total area of Kurdistan Province, 1, 5 and 11 % were respectively accounted for habitats of high, moderate and low suitability, and 83% of the area was clssifed as unsuitable habitats. Based on the results, Chehel Cheshmeh, Shaho and Kosalan protected areas are suitable habitats for the brown bear. Zagros forests are considered as one of the main habitats of brown bear in Iran, consequently, the conservation of these habitats is essential to protect populations of this valuable carnivorous species.

    Keywords: Modeling, Maximum Entropy, Habitat Suitability Map, Kurdistan Province, Brown Bear
  • P. Maleki, R. Patimar*, H. Jafariyan, A. Salman Mahiny, R. Ghorbani, M. Gholizadeh, M. Harsij Pages 45-59

    The problem of pollution in the Caspian sea has attracted increasing scientific concerns in recent years, but still, there is limited data relevant to the Gorgan bay. The current study aimed to evaluate the organic pollution of the Gorgan Bay, using Palmer Algal Index. Sampling was conducted seasonally in triplicate from summer 2017 to spring 2018. Phytoplankton samples were collected from surface water (maximum depth of 50cm), using a one-liter sampling bottle and fixed in 2.5% formaldehyde buffer solution. A total of 23 stations were selected including, seven stations in the eastern areas, eight stations in the centre, and eight stations in the western part of the bay. The Palmer Index indicated that all parts of the bay are highly polluted, in the four seasons. Comparison of the index among the three parts of the bay indicated that the central areas are more polluted than other areas in the three seasons, from summer to winter, while only in the spring, the western area of the bay showed the highest value of the index. The predominance of the pollution resistant Phyto-genera such as Oscillatoria, Euglena, Cyclotella, Navicula, Nitzschia, and Synedra supports the classification of the bay as eutrophic. Generally, the results of the algal index revealed that the water quality of the bay has reached a critical level.

    Keywords: Phytoplankton, Palmer Index, Gorgan Bay, Organic Pollution
  • S. Asghari Saraskanroud*, M. Faal Naziri, E. Pirouzi Pages 61-79

    Today, due to industrial advances and the expansion of urban environments, it is essential to create ecoparks as places that can provide natural environments for human. The current study performed a comparative ecopark site selection across Ardabil, Meshkinshahr, Sarein, Nir and Namin, using multi-criteria analysis models. To achieve the research objective, four criteria and 15 sub-criteria were identified, as effective factors on ecopark site selection in the region. The analytic network process (ANP) was used to weigh the factors and ordered weighted average (OWA) was employed, as a multi-criteria decision making method, to analyse the final model. Results of the weighting approach showed that distance from rivers accounted for the highest weight coefficient. To select suitable places for ecopark, the study area was classified into four groups of high to low land suitability, including 130815 hectares of high and 167213 hectares of moderate suitability. Lands with high suitablity were mainly located in forests, fair rangelands and orchards. In addition, suitable areas were mostly located near one of the large and permanent rivers of the province. Based on the results, southern parts of Meshkinshahr and the north of Sabalan Mountain were selected as the most suitable areas for ecopark, due to the existence of various natural and human attractions and having a pristine environment.

    Keywords: Site selection, Ecopark, Multi-criteria analysis, Object-oriented classification, Ardabil province
  • R. Khosravi*, M. R. Hemami Pages 81-96

    It is impractical to implement conservation efforts for all species due to complexity of natural systems, large scale of biodiversity issues, and budget limitations. Prioritizing species of conservation importance can alleviate this issue. Multiple interrelated criteria may be used for conservation prioritization of species. Therefore, the accurate evaluation of criteria is a multi-criteria decision-making problem. In the current paper, which is a complementary study to our previous work on identifying landscape species in central Iran, we aimed to provide more details about the integrated DEMATEL Analytical Network Process (DANP) for evaluating the criteria used for the process of selecting landscape species. The impact-relation map implied that home range size had the greatest effect on other criteria and the feasibility of monitoring received the most impact from other criteria. Also, conflict with human, vulnerability to climate change, and extent of occurrence have the highest priorities for selecting landscape species. Based on our findings, multi-criteria decision making systems effectively evaluate the interrelationships between the criteria affecting the selection process of species and rank the criteria according to their impacts. This framework can be used as a guideline for prioritizing species to increase the efficiency of site-based conservation efforts.

    Keywords: Multi-criteria decision-making, Analytic network process (ANP), Carnivores, Landscape species, DANP, DEMATEL