فهرست مطالب

تاریخ علم - سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 28، بهار و تابستان 1399)
  • سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 28، بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اشکان اولی پوریان* صفحات 1-32

    در قرن 16م/10ق، گسترش خطوط تجاری و پدیدآیی ارتباط مستقیم سیاسی و تجاری میان کشورهای اروپایی و سرزمین های آسیایی، سبب افزایش تعاملات فرهنگی و بده بستان میان نظام های مختلف دانش آسیایی و اروپایی شد. یکی از وجوه مهم این تعامل فرهنگی را می توان در انتقال دانش در باب مواد طبیعی، به ویژه گونه های گیاهی، بین علمای محلی و اطبا/گیاه شناسان اروپایی مشاهده کرد. این مقاله، با معرفی سلسله گیاه شناسان اروپایی قرن 16م که به دانش طبیعی در باره اقیانوس هند پرداخته اند، سعی در روشن کردن وجوه اصلی این بده بستان علمی دارد. بر این اساس، دو دسته اصلی مولفان معرفی شده اند: آن ها که با حضور در محیط اقیانوس هند به واسطه شبکه تجاری سیاسی پرتغال که در این قرن در منطقه غالب بود، دسترسی مستقیم به منابع گیاهی داشتند و مولفانی که در اروپا و به واسطه داده های منتقل شده از طریق شبکه های تجاری به انتشار اطلاعات طبیعت شناسانه از آسیا می پرداختند. این نوشته نشان می دهد که چگونه در قرن 16م، با افزایش اطلاعات مستقیم از گونه های گیاهی محلی، دوره ای انتقالی در دانش گیاه شناسی بود که در آن از تاثیر دانش علمای قدیم، به ویژه اطبای مسلمان کاسته شد. امری که هم حاصل کسب اطلاعات دقیق تر از گونه های گیاهی بود و هم شناسایی بسیاری از گونه های دیگری که علمای قدیم معرفی نکرده بودند.

    کلیدواژگان: طبیعی دان های اروپایی، قرن 16م، منابع گیاهی
  • زهرا توکل، امیرمحمد گمینی* صفحات 33-80

    اثیرالدین مفضل بن عمر ابهری منجم ، فیلسوف و ریاضی دان قرن هفتم هجری، دارای آثار فراوان در حوزه های مختلف علوم و به ویژه هییت است. از جمله این آثار مجموعه ای است مشتمل بر سه رساله در هییت و نجوم که در نسخه شناسی ها با نام ثلاث رسایل شناسانده شده است. در این نوشتار رساله فی الهییه، اولین رساله از مجموعه ثلاث رسایل بر پایه تک نسخه موجود از این مجموعه تصحیح شده است. این رساله از جمله آثار مختصر هییت محسوب می شود و کمتر نامی از آن در میان دیگر آثار مشابه دیده می شود. مولف در این رساله تلاش کرده است تا خلاصه ای از مطالب علم هییت را بدون داشتن رویکرد انتقادی نسبت به سنت بطلمیوسی ارایه دهد.

    کلیدواژگان: اثیرالدین ابهری، کتب مختصر هیئت، نجوم بطلمیوسی، نجوم نظری، هیئت
  • حمیدرضا دالوند* صفحات 81-96

    از جمله موضوعات بسیار مهم و جذاب در پهنه ایران شناسی و مطالعات ایرانی، گاهشماری است که از آغاز سده هجدهم میلادی تا کنون ادبیات چشمگیری پیرامون آن پدیدآمده است. بحث در باره ابعاد موضوع گسترش یافت و مقولاتی چون: منشا تقویم و تاثیرپذیری آن از تقویم مصری، همچنین تحولات و اصلاحاتی که گاهشمار ایرانی از روزگار هخامنشی تا به امروز از سرگذرانده است، بارها بررسی و از زوایای گوناگون پژوهش شده اند. یکی از بحث های مهم تقویم ایرانی، وجود یا عدم وجود کبیسه در آن و نیز چگونگی کبیسه گرفتن ایرانیان بوده است. تا به امروز نظرات مختلفی در این باره ارایه شده است و اغلب به وجود دو سال شمار ثابت و سیار در ایران و وجود فرایند کبیسه گیری هر 116- 120 سال یک ماه، اشاره کرده اند. گفتار پیش رو بر آن است تا با برداشتی متفاوت از مفهوم بهیزک در گاهشمار ایرانی، از نگاهی دیگر به موضوع کبیسه گیری در گاهشمار ایرانی بپردازد.

    کلیدواژگان: تقویم یزدگردی، کبیسه، گاهشمار ایرانی، وهیزک
  • سحر ذکاوت، خشایار قاضی زاده* صفحات 97-130

    سیاه قلم یا اسود سرب، آلیاژی از ترکیب نقره، مس و سرب آمیخته با گوگرد است که بر سطح فلزات نقره و طلا کاربرد داشته که با کنده کاری یا حکاکی سطح فلز پایه، و با اعمال حرارت آلیاژ بر سطح آن تثبیت شده و به صورت طراحی سیاه رنگی بر سطح براق فلز پایه نمایان می شود. اوج این هنر در دوره سلجوقیان بوده است. با توجه به کاربست شیوه سیاه قلم در میان مسلمانان، ارامنه و صابیین؛ وجود پیشینه غنی این هنر می تواند در هر یک از این اقوام زمینه ای از ابتکار و نوآوری را ایجاد کند. پژوهش پیش رو درصدد شناسایی ویژگی های هنر سیاه قلم دوره سلجوقی و کاربست آن در گسترش هنر فلزکاری معاصر انجام شده است. اطلاعات کتابخانه ای و داده های اسنادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی بررسی شده اند و پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به سوالات زیر است: 1- شیوه تزیینی سیاه قلم در دوره سلجوقی چگونه اجرا می شده است؟ 2- چگونه می توان شیوه تزیینی سیاه قلم دوره سلجوقی را در هنر فلزکاری معاصر به کار برد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد الهام گیری و کاربست شیوه های هنری میراث تاریخی ایرانی در عین نوآوری و خلاقیت و به کارگیری تکنولوژی روز می تواند در گسترش این هنر فلزکاری در بین اقوام ایرانی اعم از مسلمان و غیرمسلمان موثر واقع شود.

    کلیدواژگان: ایران، سلجوقیان، سیاه قلم، فلزکاری، معاصر
  • حسین شیخ رضایی* صفحات 131-152

    داستان انگاری مدل های علمی رویکردی فلسفی است که طبق آن دسته مهمی از پرسش های فلسفی ناظر به مدل ها (مانند چیستی ماهیت مدل، چرایی وجود احکام صادق و کاذب در مدل های علمی و چگونگی دسترسی معرفتی به حقایقی تازه در باره جهان از راه به کارگیری مدل های علمی) از طریق «داستان» انگاشتن مدل ها پاسخ می یابد، بدون اینکه تعهدی هستی شناختی به وجود مدل ها وجود داشته باشد. در این رویکرد فلسفی، «داستان» در معنایی خاص به کار می رود و مشتمل بر نوع خاصی از تخیل است که در آن مشارکت کننده به دلیل حضور چیزی که «اسباب صحنه» نامیده می شود در کنش «وانمود» کردن وارد می شود: او برخی احکام کاذب را صادق می انگارد و در جهان داستانی ساخته شده مشارکت می کند. در این نوشته، پس از تشریح نگاه کندل والتون به مقوله داستان و بازی های وانمودی و تلاش او برای تبیین «استعاره» در همین چهارچوب، با بررسی نقدهای الیزابت کمپ به این نتیجه خواهیم رسید که چهارچوب پیشنهادی والتون برای تشریح و تبیین دسته خاصی از داستان ها و بازی ها، یعنی داستان ها و بازی های استعاری، کفایت لازم را ندارد. آنگاه استفاده کسانی مانند رومن فریگ از چهارچوب نظری والتون برای تحلیل مدل های علمی را بررسی می کنیم و خواهیم دید که ضعف چهارچوب مفهومی والتون در تشریح استعاره عینا خود را در نظام مفهومی فریگ نیز نشان می دهد و این الگو از عهده تبیین مدل های استعاری برنمی آید.

    کلیدواژگان: استعاره، باورآوری، تخیل، داستان، داستان انگاری، مدل علمی، وانمود
  • مهدی عظیمی* صفحات 153-172

    «عکس» نام یکی از قواعد منطق ارسطویی است که به اشتراک بر عکس مستوی و عکس نقیض اطلاق می شود. هدف از مقاله پیش رو ترسیم هندسه تاریخی این دو قاعده است، تا از این رهگذر قطعه ای کوچک از جورچین بزرگ «تاریخ منطق دوره اسلامی» به دست آید. به همین سبب، مطالعه کنونی، با کرانمندسازی خود به تاریخ و جغرافیای جهان اسلام، خط سیر تحولات را بلافاصله پس از ارسطو، در فارابی و ابن سینا پی می گیرد؛ آن را در ابوالبرکات بغدادی، شهاب الدین سهروردی، فخرالدین رازی، زین الدین کشی، افضل الدین بامیانی، افضل الدین خونجی، سراج الدین ارموی، اثیرالدین ابهری، نصیرالدین طوسی، نجم الدین کاتبی، و جمال الدین حلی دنبال می کند؛ و در قطب الدین رازی به فرجام می برد. پس از قطب الدین، منطق دوره اسلامی دچار ایستایی می شود و در قرن های بعدی حتی افت می کند. از این رو نه تنها در مبحث عکس، بلکه در دیگر مباحث منطقی نیز نمی توان نوآوری مهمی را از منطق دانان بعدی چشم داشت.

    کلیدواژگان: تاریخ منطق، عکس، عکس مستوی، عکس نقیض، منطق اسلامی
  • امین متولیان* صفحات 173-192

    «تبدل» فلزات از اساسی‏ترین مفاهیم در سنت‏های کیمیای صناعی یونانی و مصری است. برپایه همین مفهوم است که نظریات کیمیایی در هر سنت، مطرح شده و تدابیر و فرآیندهای عملی نیز اجرا می‏شوند. تعاریف مختلفی از این مفهوم در طول تاریخ کیمیا، ارایه شده که طبعا، متناظر با آن، روش‏های عملی گوناگونی نیز به‏کار گرفته شده است. در بیشتر متون کیمیایی تا دهه 90 میلادی، این مفهوم در چارچوب سنت کیمیای صناعی فهم و بررسی می‏شد اما با نتایجی که از تاریخ‏نگاری جدیدتر کیمیا به‏دست آمد، نگاه محققان و مورخان کیمیا، به سمت و سویی دیگر هم چرخید: طبیعیات ارسطو. این چرخش در نگاه، محصول بازخوانی ریشه‏های کیمیایی نظریات علمی یا فلسفی بود که در اوایل اروپای بعداز رنسانس، به‏ویژه در قرن هفدهم، طرح شده بود. ارسطو بواسطه تامل در مفهوم «میکسیس»، چارچوبی جدید را درمی‏اندازد که محملی است برای فهم امکان‏پذیری تبدل فلزات به یکدیگر در سنت‏های کیمیایی

    کلیدواژگان: ارسطو، تبدل فلزات، زوسیموس، کروتاکسیس، کیمیا، میکیس
  • میثم محمدامینی* صفحات 193-216

    اعتبار و اقتدار علم تجربی در عرصه اجتماع و سیاستگذاری عمومی، از بدو پیدایش آن در قرن هفدهم، با روندی شتابان در حال افزایش بوده است. امروز در سراسر جهان، حتی در کشورهای نه چندان توسعه یافته، نهاد علم و دانشمندان در شکل دهی سیاست های حوزه عمومی اقتدار قابل توجهی دارند. این مساله نگرانی هایی را، به ویژه در نظام های دموکراتیک، در باره مسوولیت های علم و دانشمندان پدید آورده است. آیا این اقتدار روزافزون مسوولیت های تازه ای هم برای علم به همراه دارد یا خیر؟ در این مقاله، پس از مرور مختصری بر سیر تحولاتی که سبب شد نهاد علم در جوامع امروزی از چنین اقتدار و اعتباری برخوردار باشد، در باره منشا جامعه شناختی اقتدار و سپس تمایز میان اقتدار نظری و عملی بحث خواهیم کرد. از این ادعا دفاع خواهد شد که تنها اقتدار نظری علم می تواند مشروع و معقول باشد، و قایل شدن اقتدار عملی برای علم موجه نیست. چنین اقتداری مسوولیت تازه ای برای دانشمند به همراه نباید داشته باشد. زیرا منصفانه نیست، با معیارها دموکراتیک سازگاری ندارد، و همچنین دانشمند را از تمرکز بر زمینه تخصص خود بازمی دارد و پیشرفت علم را کند و مسیر آن را منحرف می کند.

    کلیدواژگان: اقتدار علم، اقتدار نظری، اقتدار عملی، مسوولیت های دانشمند
  • محمدجواد محمدحسینی* صفحات 217-258

    یکی از پیوندهای ریاضیات با فقه، «حساب الفرایض» است. این موضوع عمدتا در کتاب های مفصل فقهی و در بخش «کتاب الفرایض» یا «کتاب المیراث» می آید؛ اما تک نگاری هایی نیز در این زمینه تالیف شده است. هدف از این مقاله تحقیق و برررسی یکی از این تک نگاری هاست. این تک نگاری رساله ای منسوب به علامه حلی و با موضوع حساب الفرایض است. این انتساب مبتنی بر تصریح کاتب در ابتدای نسخه مذکور است. در این مقاله این انتساب به دو دلیل مردود قلمداد می شود: اولا در میان دو فهرستی که علامه حلی از آثار خود نگاشته است، نامی از این کتاب نیامده است و ثانیا پس از مطالعه متن این رساله، مشخص است که این اثر در حوزه فقه اهل سنت تحریر شده است و نه فقه شیعی. علاوه بر دو دلیل فوق باید در نظر داشت که در انتهای رساله مولف خود را به نام «حسن المکی» معرفی کرده است و علامه حلی به این نام مشهور نیست. محتمل است که حسن بن محمد، مشهور به قاضی حسن المکی، مولف رساله فی الحساب باشد و در صورت صحت این احتمال، چنین شخصی در قرن یازدهم هجری می زیسته است و ظاهرا از دانش های نجومی نیز برخوردار بوده است. عمده رساله در باره روش «تصحیح» میراث است که موضوع اصلی حساب الفرایض است. مولف در ابتدای کتاب مقدماتی ابتدایی از علم حساب را آموزش داده و سپس وارد موضوعات فقهی شده است. او ضمن تعریف اصطلاح «رد» قواعد کلی در باب تصحیح مسایل رد را آموزش می دهد و سپس در بخش های بعد با بیان سهم ذوی الارحام، جد و گمشدگان، قواعد تصحیح مسایل هر یک از این موارد را آموزش داده و در انتها، هر بخش را با ارایه مثالی به پایان می برد.

    کلیدواژگان: حساب الفرائض، حسن المکی، رساله فی الحساب، علامه حلی
  • آندیا نعمتی* صفحات 259-279

    سنگ لاجورد (Lapis lazuli) نام سنگی است که در فلات ایران استخراج می شود. خاستگاه اصلی سنگ لاجورد، معادن سرسنگ در سرزمین بدخشان در شمالی ترین بخش افغانستان است. این سنگ به رنگ آبی تیره همراه با لکه های طلایی پیریت است و از سنگ های نیمه قیمتی و شناخته شده در عهد ایران باستان و یکی از کالاهای تجاری ایرانیان بود. دانشمندان ایرانی از جمله ابوریحان بیرونی، ابن سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، جوهری نیشابوری و غیره در مورد خصوصیات این سنگ و خواص درمانی آن مطالب بسیاری آورده اند. هنرمندان ایرانی در سده های میانی و اروپایی دوره رنسانس از این سنگ به عنوان رنگدانه لاجوردی (آبی نیلی) در نقاشی های خود استفاده می کردند. امروزه از آن برای ساخت جواهرات نیمه قیمتی، وسایل تزیینی، نقاشی، آثار هنری و انرژی درمانی استفاده می شود. این سنگ را می توان با استفاده از روش های شناسایی مدرن در علم شیمی بررسی کرد. شیمی دانان با استفاده از روش های FTIR ، XRD، SEM، EDS، SR، PIXE و ترکیب آنها با یکدیگر، می توانند ساختار، مبدا، سن، ریخت شناسی، ناخالصی، اجزای تشکیل دهنده و تاریخ این سنگ را تعیین کنند.

    کلیدواژگان: روش های شناسایی، سنگ لاجورد، سنگ نیمه قیمتی، شیمی، کانی شناسی، لاپیس لازولی
  • ایرج نیک سرشت*، محمد سلیمانی تبار صفحات 281-322

    با نظر به نقش عبدالغفار نجم الدوله در ورود علوم جدید به ایران، متوجه خواهیم شد که وی در ورود فیزیک جدید نیز تاثیرگذار بوده است. عبدالغفار در این رشته، هم دارای تالیف و هم دارای ترجمه می باشد. تعدادی از آثار منتسب به وی در زمینه فیزیک عبارتند از؛ جرثقیل (ترجمه ای از پوانسو)، تکافو قوا (ستاتیک)، فیزیک و شیمی و علم بخارات. از این میان تاکنون تصاویر دو نسخه به دست ما رسیده است. یکی نسخه اصول علم ستاتیک است که در سال 1276ق شروع و در سال 1277ق به پایان رسید. او در ابتدای این ترجمه، استاتیک را علم موازنه اجسام دانسته و آن را جزء اول از علم جراثقال می داند. دیگری نسخه فیزیککه به درخواست مخبرالدوله وزیر علوم و معادن در سال 1293ق برای استفاده عموم مردم تالیف شده است و به تبیین مفاهیم گوناگون علم فیزیک به زبان ساده می پردازد و از حل مسایل عددی و پارامتریک بهره ای نمی برد. این دو اثر خطی بوده و نمونه چاپ شده ای از آنها تاکنون مشاهده نشده است. همچنین یک کتاب چاپی به زبان فرانسوی تحت عنوان Nouvelles Récréations Physiques et Mathématiques نوشتهM.Guyotدر کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است و در توضیحات آن آورده شده است این کتاب اهدایی نجم الدوله می باشد، که مشاهده آن نیز می تواند در دریافت درک صحیح تری از پیشینه و شخصیت علمی نجم الدوله، حداقل در علم فیزیک، موثر باشد. هدف از این مقاله بازخوانی و معرفی ویژگی های کتب فوق به عنوان بخشی از نخستین آثار موجود در علم فیزیک جدید و به ویژه به دلیل ارتباط آنها با عبدالغفار نجم الدوله اصفهانی است.

    کلیدواژگان: استاتیک، جرثقیل، دارالفنون، فیزیک، نجم الدوله
  • امیرمحمد گمینی* صفحات 323-328

    در این مقاله بحث می شود که چرا نمی توان پرسید چه عواملی مانع انقلاب علمی در جهان اسلام شد. زیرا عین آن عوامل در تمدن غرب مسیحی اواخر قرون میانه نیز وجود داشتند. علاوه بر این، چنین پرسشی به آن معنا است که مسیر طبیعی علم قدیم آن بود که به علم جدید منجر شود، در حالی که این پیش فرض نیز مسلم نیست. نویسنده مقاله «روش شناسی بومی و علوم جدید» با اینکه به این نکات توجه داشته است، رساله شمسیه نوشته کاتبی قزوینی را مانعی دربرابر ایجاد علم جدید در جهان اسلام معرفی کرده است، در حالی که مشابه چنین رسالاتی در غرب نیز وجود داشته است. در این مقاله توصیه می شود به جای پرسش از موانع انقلاب علمی در جهان اسلام، به عوامل ایجاد انقلاب علمی و فایق آمدن بر چنین موانعی پرداخته شود تا چنین به نظر نرسد که علت عدم وقوع انقلاب علمی در شرق و وقوع آن در غرب، عقب ماندگی عقل و منطق در شرق و جهان اسلام بوده است. در این مقاله بحث می شود که چرا نمی توان پرسید چه عواملی مانع انقلاب علمی در جهان اسلام شد. زیرا عین آن عوامل در تمدن غرب مسیحی اواخر قرون میانه نیز وجود داشتند. علاوه بر این، چنین پرسشی به آن معنا است که مسیر طبیعی علم قدیم آن بود که به علم جدید منجر شود، در حالی که این پیش فرض نیز مسلم نیست. نویسنده مقاله «روش شناسی بومی و علوم جدید» با اینکه به این نکات توجه داشته است، رساله شمسیه نوشته کاتبی قزوینی را مانعی دربرابر ایجاد علم جدید در جهان اسلام معرفی کرده است، در حالی که مشابه چنین رسالاتی در غرب نیز وجود داشته است. در این مقاله توصیه می شود به جای پرسش از موانع انقلاب علمی در جهان اسلام، به عوامل ایجاد انقلاب علمی و فایق آمدن بر چنین موانعی پرداخته شود تا چنین به نظر نرسد که علت عدم وقوع انقلاب علمی در شرق و وقوع آن در غرب، عقب ماندگی عقل و منطق در شرق و جهان اسلام بوده است.

    کلیدواژگان: انقلاب علمی، موانع انقلاب علمی، زمان پریشی، امروزمحوری، شرق شناسی
|
  • Ashkan Avali Pouryan * Pages 1-32

    The formation of international trade network and the development of direct political relationship between the European and Asian nations in the 16th centuries was one of the main reasons for increase in cultural and scientific interaction in this period. One of the most important parts of this interaction was the exchange of knowledge about natural resources, especially the local flora. This article, by introducing the natural historians who wrote about the Indian Ocean flora, tries to clarify the fundamental aspects of this scientific interaction. Based on this premise, this article introduces two groups of scholars: those who directly took part in this scientific intercourse and those who use the data which were transferred to the Europe. Through commercial networks. This study demonstrates that the more correct description of the flora and also discovering the new species led to the gradual decline of the Classic and Muslim’s natural history’s influence on the botanical knowledge of 16th and 17th centuries.

    Keywords: European Naturalists, Plant Resources, the 16th Century
  • Zahra Tavakkol, Amir-Mohammad Gamini * Pages 33-80

    Athīr al-Dīn Mufaḍḍal ibn ‘Umar Abharī, an astronomer, philosopher and mathematician (13th century) wrote many masterpieces in different domains as well as Hay’a or theoretical astronomy. There exists a manuscript including a set of there treatise under the title Thalāth Rasā’il. The first member of the set is Risāla fī al-Hay’a, an edition of which is presented here acconding to the only extant manuscript. This treatise could be categorise as an abridged hay’a book. The author presents a summary of theoretical Ptolemaic astronomy whithout argumentation. The text is followed by a commentary of the text and a biography of the author.

    Keywords: Athīr al-Dīn Abharī, abridged hayʾa book, Hayʾa, Ptolemaic astronomy, theoretical astronomy
  • Hamidreza Dalvand * Pages 81-96

    One of the most important and interesting topics in the field of Iranology and Iranian Studies is the calendar that has emerged from the beginning of the eighteenth century a considerable literature around it. There was much discussion about the Iranian calendar, and such topic as: The origins of the calendar and its impact accepting from the Egyptian calendar, as well as the developments and reforms that the Iranian calendar has undergone since the Achaemenid times until today; many times have been studied and researched from various angles. One of the most important discussions of the Iranian calendar was the existence or absence of a intercalation in it, as well as how to leap into it. To now, various opinions have been offered. And they often point to the existence of two years: a fixed year and rotation year in Iran and the process of one month leap in every 120 to 116 years. The present article is going to look at the subject of intercalary in the Iranian calendar with a different understanding of the concept of wihēzag in Iranian calendar.

    Keywords: History of science, intercalation, Iranian calendar, wihēzag, Yazdgerdi calendar
  • Sahar Zekavat, Khashayar Ghazizadeh * Pages 97-130

    Niello is a decorative technique on the engraving surface of silver and gold metal and that usually use to create contrast and look good of engraving motifs on metal surface. The Niello has a very long history and the first examples in Iran have been seen in the metal works of the Sassanid period and the culmination of this art was during the Seljuk period. Also the Niello technique done Among Iran different Native tribes with different religions. Despite the fact that there are differences in the implementation of the Niello technique among Muslims, Armenians and the Ahwaz Mandaean, the rich history of this art can create the conditions for innovation between each of these tribes.The importance of this subject has created the necessity that be done this research look for identify of the Niello art properties in the Seljuk metalwork and how to use it to contemporary metalwork art deployment. Also library and documentary information have been studied with a descriptive-analytical approach. The present research looks for the answer these questions: 1- how was implemented the Niello technique in the Seljuk period? 2- How can use the Seljuk decorative technique in the contemporary metalwork art? The results of the research show that the usage of Iran metal art techniques and decorative motifs of ancient period arts with innovation and creativity and usage of technology can be can expand Niello art among Muslim tribes and non-Muslims, especially the Armenian and Mandaean tribes.

    Keywords: contemporary art, Niello, Metalwork, Seljuk
  • Hossein Sheykh Rezaee * Pages 131-152

    Fictionalism about scientific models is a philosophical approach according to which many important questions about the nature and function of models can be answered by taking models as fiction, without any ontological commitments to models. In this approach, fiction is a technical term denotes on a particular kind of imagination in which the participant due to the presence of prop is engaged in the pretence action: she takes some false statements as true and participates in the constructed fictional world. In this paper, after elaborating Walton's account of fiction and make-believe games and his aim to cover metaphors by the same mechanism of pretence, and by focusing on Camp's criticisms and her point to distinguish metaphorical imaginations from fictional ones, we will reach the conclusion that Walton's account is not appropriate to cover metaphors. Next, we will consider Frigg's use of Walton's account to analyse scientific models. It will argued that Frigg's framework is inadequate to cover metaphorical models, which in parallel with fictional ones play a crucial role in science.

    Keywords: Fictionalism, Fiction, imagination, Make-believe, Metaphor, Pretence, Scientific model
  • Mahdi Azimi * Pages 153-172

    “Aks” is a name applicable both on Conversion and Contraposition. The purpose of this article is to draw the historical perspective of the two logical rules, aiming to achieve a small part of big puzzle of the ‘History of Islamic Logic’. Limiting itself to the history and geography of Islamic World, the article traces the line of development, immediately after Aristotle, in Farabi and Ibn Sina; then follows it in Baghdadi, Suhrawardi, Fakhr al-Din Razi, Kashi, Bamiyani, Khunaji, Urmawi, Abhari, Tusi, Katibi, Hilli, and finally, Qutb al-Din Razi. After Qutb, Islamic logic catches stagnation and even declines. Therefore, we cannot expect any innovation from the later logicians, not only in conversion and contraposition, but also in other logical topics.

    Keywords: Arabic Logic, Conversion, Contraposition, History of logic, Islamic Logic
  • AMIN MOTEVALLIAN * Pages 173-192

    Metal transmutation is one of principal concept in Greco-Egypt alchemy. Based on this concept, alchemical theory had raised and practical process operated. There are various meanings of transmutation that shape various practical process. Since 1990, these meanings understood in artificial alchemy framework until new results from recent historiography of alchemy turned to new scope: Aristotle natural philosophy. Studying of Alchemical source of Scientific or philosophical theories in Early Modern Europe result this turning. By focusing on “mixis”, Aristotle presented new framework for understanding metal transmutation in alchemical traditions.

    Keywords: Aristotle, Alchemy, Kerotaksis, Metal Transmutation, Mixis, Zosimus
  • Meisam Mohammadamini * Pages 193-216

    The authority of science in society and public policy has been rapidly increasing, since the rise of empirical science in 17th century. Today, all over the world, even in less developed countries, the institution of science and scientists have considerable authority in shaping public policy. This has raised concerns, especially in democratic societies, over the responsibilities of science and scientists. Does this increasing authority bring new responsibilities for science or not? In this paper, after a brief review of the developments that led to the science having such authority in modern societies, we will discuss the sociological sources of authority and the distinction of theoretical and practical authority. It will be argued that only the theoretical authority of science can be legitimate, and according practical authority to science is unjustified. This theoretical authority, therefore, should not bring any new responsibility for the scientist. Because it is unfair, incompatible with democratic standards, and moreover, an obstacle in the way scientist which detains the progress of science and deviates its course.

    Keywords: authority of science, practical authority, responsibilities of scientist, Theoretical Authority
  • Mohammad Javad Mohammad Hosseini * Pages 217-258

    The jurisprudence in Islamic civilization is related to mathematics by employing the arithmetic needed for the solution of the inheritance problems. This issue is mainly discussed as a section titled "Book of Inheritance" (Kitāb al-Farāʾiḍ or Kitāb al-Mīrāṯ) in the standard jurisprudential Books, but there are also some independent treatises on the subject. In this paper, we have edited and commented on of these independent treatises, titled Risālat fī al-Ḥisāb, which is wrongly attributed to Jamāl ad-Dīn al-Ḥasan bin Yūsuf bin ʿAli bin al-Muṭahhar al-Ḥillī, also known as al-Allamah al-Ḥillī. The two manuscripts of this treatise are the manuscript number 1148/2 in Astan Qods Library and the manuscript number 393/11 in Fazil Khansari Library. In this paper, this attribution is rejected based on three evidence: firstly, the title of the treatise is not mentioned among the two major lists of Allamah al-Ḥillī's works; secondly the jurisprudential content of the treatise attributes to Sunni jurisprudence, hence it could not be of Allamah al-Ḥillī, one of the prominent Shiite scholars. Thirdly, the name of the author is already mentioned in the text as Ḥasan al-Makkī and Allamah al-Ḥillī is not known by this name. It is possible that Hassan ibn Muḥammad, known as Qāzī Ḥasan al-Makkī (11/17 century), is the author of the treatise. The treatise begins with a basic introduction to arithmetic and then continues with jurisprudential subjects and rules. The main problem this knowledge is known as "the arithmetic of inheritance" is to calculate the shares of all heirs only in integer numbers, this process is called "Taṣḥīḥ". Each section of the treatise is ended with some examples. In this paper also we have studied the life of the 393/11 in Fazil Khansari Library's scribe, ʿlī Qolī ībn Himmat ʿlī Sarābī, on the basis of the evidence he had provided himself in the colophons of the treatises.

    Keywords: al-ʽAllāma al-Ḥillī, Arithmetic of inheritance, Ḥasan al-Makkī, Risāla Fi al-Ḥisāb
  • Andya Nemati * Pages 259-279

    Lapis lazuli, a stone named that extracted in the Iranian plateau. The main source of Lapis lazuli is Sar-I Sang mines in Badakhshan province in northeast Afghanistan. The stone is dark blue with golden pyrithic spots and a semi-precious stone known in the ancient Persia and is one of the Persian exportation to the world. Many Iranian scholars, including Abu Reyhan Biruni, Ibn Sina, Khaje Nasiral-din Tusi, Johari Neishabouri, etc., have mentioned many of the characteristics of this stone and their healing properties. Iranian artists in the middle age and the renaissance European artists used the stone as a lagoon color (blue indigo) in their paintings. Today, the stone is used to make semi-precious gems, decorative items, paintings, and artistic works and energy therapies. This stone can be studied using modern characterization methods in chemistry. Chemists using FTIR, XRD, SEM, EDS, SR, PIXE methods and combination of them, can determine the structure, source, age, morphology, impurity, composition and history of lapis lazuli

    Keywords: Chemistry, Identification methods, Lapis lazuli, mineralogy, Semiprecious
  • Iraj Nikserehst *, Mohammad Soleimani Tabar Pages 281-322

    According to the role of ʿAbd al-Ghaffār Najm al-dawla in the introduction of modern sciences to Iran, we will know physics is one of the sciences that he has influenced on transition of it. ʿAbd al-Ghaffār had essays and tranlations in this field of study. Some of his works in physics are: Jarr-i Thaqῑl (translation from Poinsot), Takāfūʾ-i Quwā (statics), physics and chemistry and ʿilm-i bukhārāt. Until now we achieved two transcriptions of his works. First, the book ʾUṣūl-i ʿIlm-i Sitātῑk, which he translated into Persian on 1277 A.H. On the first page of this book he said: “the meaning of statics is ʿilmi muwāzinih-i ʾajsām”. The other book is physics that was written at request of Mukhbir al-dawla, minister of sciences and mines, on the 1293 A.H. for the use of public, not only for educated people. Najm al-dawla in this book expresses different concepts of modern physics in a simple word, and does not use numerical and parametric issues. These two books are transcripts and have not been published. Also a French printed book named Nouvelles Récréations Physiques et Mathématiques written by M.Guyot and is kept in Library, Museum and Document Center of Iran Parliament was at ʿAbd al-Ghaffārʼs disposal that may help us to have better perception. The purpose of this article is review and presentation of above books as a part of first works of modern physics in Iran and especially because of their relation to ʿAbd al-Ghaffār Najm al-dawla.

    Keywords: Dar al-funūn, Jarr-i Thaqīl, Najm al-Dawla, Physics, static