فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 17 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عیسی حجت، آزیتا بلالی اسکویی*، ثنا یزدانی صفحات 5-33

    شهر تاریخی تبریز به عنوان پایتخت سیاسی حکومت هایی چون ایلخانیان، ترکمانان قویونلو و صفویان، میراث دار گنجینه های ارزشمند معماری و شهرسازی در طول ایام بوده که از پس گذر سالیان دور و رخدادهای تاریخی، جز رد پای کمرنگی از این آثار بر جای نمانده است. میدان و مجموعه صاحب آباد تبریز نیز به عنوان آغازگری بر فضاهای باز شهری ایران، از جمله آثار باشکوه روزگاران گذشته می باشد که سنگ بنای آن به دوره ایلخانان مغول بازگشته و در حال حاضر جز نامی تغییریافته (صاحب الامر) و چند بنای رو به تخریب کامل، اثری از آن قابل مشاهده نیست؛ ازاین رو تلاش برای شناخت پیشینه تاریخی این مجموعه و نیز باززنده سازی شکوه گذشته آن، گامی ضروری در راستای افزایش پیوستگی تاریخی و نیز حفظ هویت این مجموعه است. بر همین اساس، پژوهش حاضر در راستای پاسخ به این پرسش که «ساختار کالبدی و عملکردی مجموعه صاحب آباد از آغاز پیدایش، در دوره حکومتی ایلخانیان تا دوره حکومتی صفویان به چه ترتیب بوده است»، با استناد بر متون و منابع تاریخی شامل اسناد نوشتاری و تصویری، دگرگونی ها و تحولات این مجموعه را گام به گام مطالعه و تحلیل کرده است. روش تحقیق این پژوهش بر اساس تحلیل محتوا، با راهبرد تفسیری تاریخی بوده و نتایج حاصل از مطالعات، تحلیل ها و تطبیق تواریخ، ضمن احترام بر پژوهش های پیشین، حاکی از یک طراحی مرحله به مرحله (نه از پیش اندیشیده) برای کلیت مجموعه و متاثر از رویدادهای سیاسی حکومتی (انتخاب تبریز به عنوان پایتخت) در آغاز پیدایش و نیز حوادث طبیعی و جنگ های تاریخی در ادامه می باشد. اوج تکامل کالبدی و عملکردی مجموعه صاحب آباد و نیز عظمت عرصه میدان در روند تاریخ، در دوران حکومت شاه طهماسب صفوی (930984ق) بوده و پس از این دوران مجموعه صاحب آباد گام در راه افول خود گذارده است.

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: تبریز، مجموعه صاحب آباد، مستندات تاریخی، ساختار، کالبد، عملکرد
  • روح الله مجتهدزاده، زهرا نام آور* صفحات 35-56

    یکی از ابداعات فضایی چشمگیر در معماری عصر صفوی، تالارهایی است که هرچند بازماندگان امروزی شان اندک است و در پاره ای موارد نظیر تالار عالی قاپو با یک فاصله زمانی به این بناها الحاق شده ، برازندگی و زیبایی ترکیب این عنصر با این عمارات ها چنان است که امروزه تصور این بناها بدون تالارهایشان، تقریبا امکان ناپذیر است. این موضوع به خودی خود پرسش هایی را درباره ریشه این تالارها، نحوه ظهورشان در معماری این دوره و سیر تحول آن ها پیش می کشد؛ پرسش هایی که هرچند پاسخ های گوناگونی برای آن ها تدارک شده، به عقیده اغلب صاحب نظران هنوز هیچ یک از پاسخ ها به حد کافی قانع کننده به نظر نمی رسد. بررسی حاضر ظهور این پدیده را در ارتباط با گونه ای از ساختارهای معماری ایرانی که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده، یعنی سازه های چادری و ساختارهای موقت به کاررفته در باغ ها، ریشه یابی می کند. این پژوهش به روش تفسیری تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل داده های متنی و تصویری (نگاره ها) انجام می گیرد. این تحقیق نشان می دهد که تالارها را باید حاصل تحولی گسترده تر در روند تکامل سایبان های موقت کوشک مانند به شمار آورد؛ تحولی که در پی آن سایبان با ابعادی به مراتب گسترده تر ، با ستون های بیشتر و به نیت استقرار دایم ساخته می شود.

    کلیدواژگان: تالار، معماری ایرانی، عصر صفوی، سازه های چادری
  • محیا حق شناس*، پیروز حناچی صفحات 57-76

    در زندگی امروز، خانه همچنان مامن و محل آرامش و آسایش هر فرد به حساب می آید، اما میزان این بهره مندی در گونه های متنوع خانه، متفاوت است. وجود خانه های تاریخی و حضور در این خانه ها و شنیدن خاطرات نسل های قدیمی تر و بررسی دیدگاه صاحب نظران در حوزه نقد آثار معماری، روشن می سازد که چرا بسیاری از معماران در حال حاضر، به دنبال شناخت کیفیت هایی در آن خانه های سنتی هستند. در این مقاله، نگارندگان پس از معرفی و بررسی عوامل موثر بر تغییر و تحول در معماری مسکونی سنتی ایران، به نحوه شکل گیری شهر جدید لار با عنوان «شهر بدون کوچه» پس از زلزله سال 1339 و هم زمان با ورود اصول شهرسازی و معماری نوین به ایران در دوره پهلوی دوم می پردازند. روش این تحقیق در بخش اول، مطالعات کتابخانه ای و استنادی و در بخش دوم، بررسی میدانی و جمع آوری و مقایسه گونه های مختلف مسکن در شهر لار بوده است. نتایج نشان می دهد که مجموعه ای از تحولات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی از ابتدای قرن سیزدهم در ایران آغاز شد و اگرچه اغلب سرمنشایی خارج از فرهنگ داخلی داشته، پذیرش تدریجی و یا بعضا تحمیل آن ها در سبک زندگی مردم، زمینه بروز و ظهور تغییرات کالبدی مسکن در یکصد سال اخیر را به وجود آورد. در این میان، مداخلات دولت در نوسازی شهری و ساخت مسکن انبوه، به پشتوانه درآمد نفتی، بیشترین تاثیر را بر تغییر شکل شهرها داشته است. همچنین، گونه شناسی الگوی خانه در شهر لار، در طول صد سال گذشته، نشان داد که در الگوهای مسکونی اخیر، خلاقیت های مردمی ناشی از تجربه زیست در خانه های سنتی و نبوغ طراحان در معماری خانه های ضد زلزله، به کلی نادیده گرفته شده است.

    کلیدواژگان: معماری مسکن، فرهنگ خانه، معماری معاصر، زلزله لار
  • پریسا رحیم زاده، زهرا اهری* صفحات 77-96

    دروازه یکی از عناصر مهم و کم شناخته شده شهرهای پیشامدرن است. در این مقاله، دروازه در شهرهای سده های نخست اسلامی در گستره فرهنگی ایران بررسی شده است. در این پژوهش با بررسی و تفسیر متون درجه اول، داده برای روایتی تاریخی از دروازه فراهم شده است. در این مقاله، چیستی دروازه، نسبت دروازه با شهر و حیات شهری، و نسبت دروازه با تلقی افراد از شهر و جهان پیرامون، ذیل سه نقش متفاوتی که دروازه می تواند به خود بگیرد، بررسی شده است: دروازه به مثابه شییی محصول عمل انسان؛ دروازه به مثابه ابزاری برای انجام کنش های انسانی؛ دروازه به مثابه صحنه ای برای اعمال انسانی. از خلال این بررسی، وجوهی از ماهیت دروازه و موقعیت آستانه ای آن در فضای شهر و نقش آن در تعیین و تبیین قلمرو شهر روشن می شود. اجزا و فضاهای دروازه طوری سازمان دهی می شد که بتوان بسته به موقعیت، آمدوشد را با درجات مختلف کنترل کرد. دروازه بر احتمال گذار میان درون و بیرون تاکید داشت، اما این گذر را مشروط به ارزش ها و قوانینی می کرد که به شهر به مثابه قلمرو معنا می بخشید. دروازه در شکل دهی به تصویر ذهنی افراد از ساختار شهر و قلمرو آن نقش مهمی ایفا می کرد. حفظ دروازه برای حفظ شهر حیاتی بود. دروازه و رویدادهای مرتبط با آن، به واسطه وضعیت آستانه ای و اهمیتی که در حفظ و تعیین و تبیین حدود شهر داشت، دلالت های نمادینی یافته بود. در واقع دروازه در هر سه لایه کالبدی و اجتماعی و نمادین نماینده شهر به مثابه یک قلمرو بود.

    کلیدواژگان: شهرهای ایران، تاریخ معماری، سده های نخست اسلامی، دروازه، آستانه، قلمرو
  • مهناز اشرفی* صفحات 97-122

    معماری بومی که به لحاظ اصالت و سازگاری خود با تغییرات در طی سالیان سال به خوبی از پس فرازونشیب های تحولات برآمده، گواه و سند گویایی برای بازشناسی اصول و ویژگی های لازم در یک معماری ماندگار و پایدار است. هدف از این تحقیق، بازیابی پایداری و معیارهای مربوط به آن در معماری یک مجموعه تاریخی است. در این میان، منظر فرهنگی میمند که در سال 1394 در فهرست میراث جهانی قرار گرفته است، به دلیل وجود استقرارگاه ها و معماری متفاوت که تداوم زندگی سنتی هنوز در آن وجود دارد، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. در این تحقیق، از روش مطالعه موردی استفاده و بر اساس آن در یک برنامه زمانی چهارساله (1394 تا 1397) و با ابزارهای مطالعه اسنادی، مصاحبه های عمیق و مشاهده مشارکتی، ویژگی های معماری در سه استقرارگاه منظر فرهنگی میمند، شناسایی و در نهایت از طریق بررسی و استخراج مصاحبه ها، مولفه های مرتبط با پایداری مشخص و دسته بندی شدند. روش کنترل و اعتبارسنجی از طریق مراجعه به افراد و به ویژه کارشناسان بومی حاصل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد معماری منظر فرهنگی میمند در تعامل کامل با ویژگی های سرزمینی است و معماری زمانی می تواند به عنوان یک عامل پایدار مطرح شود که متکی بر سبک زندگی و فعالیت های منطبق با بستر فرهنگی طبیعی باشد. مجموعه این عوامل القاکننده اعتبار فرهنگی به ویژه اصالت آن مکان است. شاخص های پایداری تحقیق به آشکار کردن این اعتبار فرهنگی کمک کردند.

    کلیدواژگان: پایداری، معماری بومی، اصالت، میراث، میمند
  • مریم رضایی پور*، محمدرضا فرزاد بهتاش صفحات 123-141

    اصفهان اگرچه از پیش از دوره صفوی شهری واجد اهمیت بود، بخش بزرگی از اعتبار خود را مدیون برگزیده شدن به عنوان پایتخت در این دوره است. این اتفاق به دلایل عمدتا امنیتی در سال یازدهم حکومت شاه عباس یکم (حک 9961038ق) رخ داد و به دنبال آن تغییراتی در جهت عمران و بهسازی شهری در اصفهان صورت گرفت. نتیجه مداخله های شهری دوره شاه عباس یکم، توسعه شهری اصفهان به سمت جنوب بود که با محوریت خیابان چهارباغ از زاینده رود عبور می کرد و تا نزدیکی کوه صفه تداوم می یافت. بیشترین مطالعات انجام شده در خصوص توسعه اصفهان به ساخت وسازهای دوره شاه عباس یکم اختصاص دارد که تشکیل دهنده بخش های مهمی از تصویر اصفهان صفوی است. این در صورتی است که به نظر می رسد اصفهان صفوی توسعه ای یکباره نداشته و در دوره های پس از شاه عباس یکم نیز، هم در بخش دولتخانه و هم در حاشیه زاینده رود، تغییرات و افزوده هایی به بخش های سلطنتی رخ داده است. هدف این مقاله، بررسی سیر توسعه دولتخانه اصفهان پس از دوره شاه عباس یکم با تکیه بر نقش منظر زاینده رود در آن است. در این مقاله تلاش شده است تا با نگاهی کیفی و به روش توصیفی تاریخی بر اساس وقایع تاریخی و اسناد موجود، به تغییرات شهری رخ داده در بازه زمانی سال های 1006ق پایتختی اصفهان در زمان شاه عباس یکم تا 1077ق پایان حکومت شاه عباس دوم پرداخته شود. نتایج حاکی از آن است که اگرچه از ابتدای پایتختی اصفهان طرح هایی برای توسعه شهری موجود بوده، این طرح ها و برنامه ها تا پایان حکومت شاه عباس یکم، به توسعه طولی شهر عمدتا به سوی جنوب منتج شده است. در دوره های بعدی تا انتهای حکومت شاه عباس دوم (حک 10521077ق)، حدود توسعه شهری اندکی تغییر کرد؛ به طوری که حاشیه زاینده رود به مکانی برای استقرار دولتخانه نوظهور تبدیل شد. این در حالی است که بخش عمده توسعه عرضی اصفهان ماحصل افزوده های صفوی به دلیل حضور زاینده رود و علاقه شاه عباس دوم به برگزاری جشن هایی در حاشیه آن بوده است.

    کلیدواژگان: زاینده رود، اصفهان صفوی، توسعه شهری، شاه عباس یکم، شاه عباس دوم
  • فرزین ایزدپناه*، سروناز سرداری صفحات 142-163

    بررسی پایداری سازه های تاقی یکی از مسایل مورد توجه برای مرمت بناهای تاریخی، پایدارسازی و طراحی سازه های بومی و روستایی است. این نوشتار، در این راستا، به تعیین و مقایسه حد نهایی پایداری سه قوس مشهور ایرانی، قوس تخم مرغی، قوس مربع (پاتو پا-نیزه ای) و قوس پنج و هفت تند در برابر زلزله می پردازد. مقاله با روش تجربی و با استفاده از تحلیل هندسی و مدل سازی فیزیکی در جست وجوی پاسخ این پرسش است که حد نهایی پایداری لرزه ای این سه قوس به چه میزان است؟ بررسی قوس ها برای نسبت ضخامت به دهانه های متفاوت، در چهارچوب تحلیل حد نهایی، با روش تحلیل خط رانش با استفاده از مدل های پارامتریکی که امکان بررسی سریع و دقیق را فراهم می کنند، انجام می گیرد و نتایج حاصل از آن با فروریختگی مدل فیزیکی قوس ها مورد مقایسه قرار می گیرند. نتایج نشان می دهند که با افزایش نسبت ضخامت به دهانه قوس ها، پایداری لرزه ای آن ها افزایش می یابد. و با کاهش خیز قوس های نمونه نسبت به یکدیگر، پایداری لرزه ای آن ها افزایش می یابد. آزمایش مدل های فیزیکی نیز این امر را تایید کرده، اما نشان می دهد حد پایداری لرزه ای مدل فیزیکی از حد حاصل از روش تحلیلی کمتر است و بنابراین، ضخامت موثر قوس ها، در واقعیت، قابل اتکا می باشند. این نوشتار ضمن ارایه پاسخ به یک مسیله کاربردی، در فرایند مقایسه قوس ها، بینشی را درباره رفتار سازه ای آن ها فراهم می آورد.

    کلیدواژگان: فروریختگی قوس های ایرانی، تحلیل لرزه ای، تحلیل در حالت حد نهایی، تحلیل خط رانش
  • احمد صالحی کاخکی، بهاره تقوی نژاد* صفحات 165-178

    گنبد سلطانیه یکی از مهم ترین بناهای تاریخی دوره ایلخانی در ایران، دارای پلان هشت ضلعی، هشت مناره و سه بخش گنبدخانه، تربت خانه و سرداب است که با تزیینات متعدد کاشی کاری، گچ بری، آجرکاری و... آراسته شده است. یکی از انواع تزیینات شاخص در آرایه های معماری این بنا، تزیینات هندسی است که به تنهایی و گاه در تلفیق با سایر نقوش یا کتیبه ها از آن ها استفاده شده است. این پژوهش با هدف معرفی انواع تزیینات هندسی به کاررفته در آرایه های معماری گنبد سلطانیه و گونه شناسی این تزیینات شکل گرفته است. در راستای دستیابی به این هدف، پرسش اصلی این مقاله به تزیینات هندسی موجود در آرایه های معماری گنبد سلطانیه و معرفی گونه های شاخص تزیینات هندسی در این بنا اختصاص دارد. روش یافته اندوزی بر اساس پژوهشی میدانی (عکاسی) و با استناد به منابع مکتوب انجام شده که روشی توصیفی تحلیلی دارد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که کاربرد تزیینات هندسی از جایگاه بسیار مهمی در تزیینات گنبد سلطانیه برخوردار است به نحوی که تقریبا در تمامی قسمت های بنا از قبیل طاق ها، سطوح دیوارها و...، می توان به نمونه های متنوعی دست یافت. این تزیینات عمدتا شامل گره های پرکاری است که تلفیق این گره ها با تزیینات گیاهی و کتیبه ها و همچنین کاربرد تکنیک های اجرایی متنوع بر پیچیدگی، تنوع و زیبایی آن ها می افزاید. بیشترین درصد را گره هایی بر پایه عدد مبنای شش، هشت، ده و دوازده، به خود اختصاص داده که از بداعت و گستردگی فراوانی برخوردار است. همچنین سنت تبدیل گره ها (تبدیل گره کند به تند)، یکی از گونه های مهم موجود در تزیینات هندسی این بنا به شمار می رود.

    کلیدواژگان: گنبد سلطانیه، دوره ایلخانی، تزیینات هندسی، آرایه های معماری
  • حمیدرضا فرشچی* صفحات 179-196

    یکی از مهم ترین منابع دریافت مبانی نظری معماری اسلامی گذشته ایران، متونی است که در آن دوران فرهنگی تصنیف شده است؛ زیرا بخش بزرگی از جنبه های فرهنگی، آموزش های علمی و عملی، نظام فکری و اعتقادی جوامع، در آثار نوشتاری ایشان به ظهور می رسد. هرچند در میراث مکتوبات ما، کتابی مستقل با موضوع مبانی نظری و آموزش معماری تا پیش از دوره معاصر تدوین نشده است، در میان متون کهن، مکتوباتی وجود دارد که از طریق آن ها می توان اطلاعات بنیادی در رابطه با معماری و اندیشه های پشتیبان آن استخراج کرد. در این مقاله، برخی از ویژگی ها و مبانی نظری معماری در جهان اسلام، در دوران گذشته، بر مبنای متون کهن به جامانده از ابونصر فارابی، با تاکید بر کتاب احصاء العلوم به عنوان منبع دست اول و یکی از کتب علمی و بنیادی فرهنگ اسلامی، مورد بازخوانی قرار گرفته است؛ زیرا این گونه متون کمتر در معرض توجه پژوهشگران معماری بوده است و چنین رویکردی می تواند شناخت ما را نسبت به معماری گذشته اسلامی ایران، روشن تر و عمیق تر نماید. یافته ها نشان می دهد برخلاف آنچه غالبا تصور می شود، نظام سنتی معماری اسلامی صرفا شامل حوزه عملیات اجرایی معماری نبوده و آموزه های علمی و معرفتی چون هندسه و اخلاق، بخش عمده ای از پشتوانه آموخته های معماران را تشکیل می داده اند. در این مقاله نیز برخی از ویژگی های بنیادی تفکر معماری در قرون اولیه جهان اسلام، بر مبنای تالیفات فارابی و با تاکید بر کتاب احصاء العلوم او، به روش استنادی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج این پژوهش نشان می دهد موضوعاتی نظیر قانون مندی، منطق، ریاضیات، هندسه و از همه مهم تر، رعایت مسایل اخلاقیات و مدنی در صناعات مسلمانان از جمله در معماری و شهرسازی ایشان بسیار تاثیر گذار بوده است و کمال انسانی (حیات جاویدان) به عنوان هدف غایی، در تمام صناعات جامعه مسلمانان مورد تاکید فارابی قرار دارد.

    کلیدواژگان: معماری اسلامی، قانون، منطق، اخلاق، کمال انسانی
  • طاهره متقی، مجتبی رفیعیان*، حمیدرضا صارمی صفحات 197-218

    نواحی شهری تاریخی تبلور کالبدی ارزش ها، سنت ها و ایدیولوژی ساکنان و بیانگر تاریخ اجتماعات، تکامل جامعه و هویت فرهنگی آن هستند. این نواحی به مثابه بخشی از شالوده شهر از یک سو عرصه فعالیت، سکونت و کسب و کار گستره وسیعی از ذی نفعان با منافع و تقاضاهای مختلف و بعضا متضاد و از سوی دیگر، عرصه اعمال ضوابط حفاظت از میراث فرهنگی هستند که محدودیت هایی را برای ذی نفعان ایجاد می کند و زمینه ساز بروز تعارض منافع خواهد بود. بنابراین وجود تعارض ذی نفعان در چنین نواحی اجتناب ناپذیر خواهد بود و مدیریت تعارض آن به مثابه بخشی از ماموریت های برنامه ریزان شهری ضرورت می یابد. با توجه به اینکه شناخت ذی نفعان موجود در نواحی شهری تاریخی و تحلیل الگوی تعارض آن ها بستر لازم برای مدیریت تعارض ذی نفعان را فراهم می سازد، نوشتار حاضر در پی آن است با انتخاب طرح حریم حفاظتی محله سنگلج به عنوان نمونه مطالعاتی، به شناخت ذی نفعان دخیل در این طرح، سنجش موضع آن ها به طرح و در نهایت تبیین الگوی ساختار تعارضات پیش روی آن بپردازد. این مقاله در چهارچوب پارادایم پژوهش کیفی تدوین و داده های موردنیاز آن با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و انجام مصاحبه های عمیق گردآوری و در چهارچوب نظریه زمینه ای در نر م افزار Nvivo10 کدگذاری و تحلیل شده است. بر پایه یافته های پژوهش، ذی نفعان درگیر در طرح حریم حفاظتی محله سنگلج در دو دسته «عمومی و خصوصی» و موضع آن ها نسبت به طرح نیز در چهار گروه «قدرت گرایانه، تقابل گرایانه، تعاملی و بی طرفانه» قابل دسته بندی است. موضع تقابل گرایانه ذی نفعان شامل «تعارض ارزشی»، «تعارض منافع اقتصادی» و «تعارض رویه ای» است که در دو دسته کلان «تعارض منافع عمومی و خصوصی» و «تعارض سازمانی» دسته بندی شده است. ماهیت اقتدارگرایانه نظام برنامه ریزی حفاظت، مشارکت گریزی و غیرواقع بینانه بودن طرح های حفاظتی، عدم یکپارچگی برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی حفاظت و فقدان مکانیسم های جبران خسارت مالکان، از مهم ترین عوامل بروز تعارض در این طرح به شمار می روند.

    کلیدواژگان: تعارض ذی نفعان، نواحی تاریخی شهری، طرح حریم حفاظتی، محله سنگلج تهران
  • مرتضی هادی جابری مقدم*، فاطمه فرجام طلب صفحات 219-236

    سال هاست که بافت های تاریخی در شهرهای معاصر از دیدگاه های متفاوت، مورد توجه شهرسازان در سطوح و جایگاه های مختلف قرار گرفته و بر این اساس موضوع انواع مداخلات بوده اند. با وجود این، هنوز هم انتقادات بسیاری در خصوص این مداخلات مطرح بوده و بغرنجی های بافت های تاریخی نیز کماکان برجا و برپا هستند. دوگانه نظر و عمل در این حوزه فاصله ای بسیار دارند و تشدید و تمدید این فاصله یکی از معضلات جدی قابل تامل است. اغلب انتقادات مطرح از جایگاه نظریه پردازی نسبت به عمل شهرسازانه در بافت تاریخی صورت می گیرد. در عین حال، مداخله کنندگان نیز معتقدند در پس اعمال ایشان نظریه های مختلفی قرار داشته و هدایتگر ایشان است. به نظر می رسد تمامی این تلاش ها چه در عرصه عمل و نیز عرصه نظر در جهت تحقق مکانی مطلوب و آرمانی که در قالب تصور و تصاویر شهرسازانه نظریه پردازان، حرفه ای ها و یا مدیران صورت گرفته و می گیرد. در این مقاله، ضمن پرداختن به ماهیت دوگانه نظر و عمل در این باره با تکیه بر خوانشی پراگماتیستی سعی می شود تا نحوه ای از مداخله در این بافت های شهری معرفی و در یکی از مکان های تاریخی در شهر همدان آزموده گردد. در این شیوه، ضمن معرفی جستاری مفهومی و بازآرایی تلقی پراگماتیستی از یوتوپیا بستر مناسب برای ارایه سناریوهای متفاوت و در نتیجه، برنامه ها و طرح های متعدد به منظور مواجهه با عدم قطعیت و پیچیدگی موجود در بافت های تاریخی فراهم می آید. این تلاش فقط با لحاظ زمینه و فراهم کردن بستر لازم برای طرح دیدگاه های مختلف فراهم می شود. نتایج این مطالعه در بخشی از بافت تاریخی شهر همدان نشان می دهد که رویکرد پراگماتیسم می تواند گشودگی مناسبی در نحوه مداخله در بافت های تاریخی شهر معاصر ایرانی فراهم کند. به علاوه می توان با اتخاذ رویکردی پراگماتیک که در آن آموزش و فرهنگ سازی اصل قرار می گیرد، امکان رسیدن به مداخلاتی هدفمند برای مکان سازی متناسب با نیازهای جامعه را فراهم کرد.

    کلیدواژگان: بافت تاریخی، مکان سازی1، یوتوپیا، پراگماتیسم، زمینه
  • محسن افشاری* صفحات 237-251

    سکونت انسان بیانگر برقراری ارتباطی معنادار با محیط مسکن است؛ ازاین رو، محیط های مسکونی به لحاظ ابعاد روان شناختی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. آنچه درباره سکونت انسان اهمیت دارد، این است که سکونت انسان در سطوح مختلفی روی می دهد، و در ارتباط با مراتبی از محیط اجتماعی پیرامون انسان معنادار است. مرور ادبیات درباره معانی نشان می دهد که هم خصوصیات محیط مسکن و هم رویداد فعالیت ها در محیط زندگی انسان دارای معنی هستند، و مطابق با چهارچوب نظری، پرسش از معانی سکونت و انتظام فضای زندگی باید در چهار سطح شامل سطح سکونت منطقه ای، سطح سکونت همسایگی، سطح سکونت مسکن و سطح فعالیت های سکونت مسکن صورت پذیرد. پژوهش در حوزه معانی مسکن، مسیله ای اکتشافی است که نیاز به بررسی در هر دو حوزه سکونت و انسان دارد؛ بنابراین روش تحقیق این مقاله به صورت کیفی و بر پایه استدلال منطقی است. با توجه به ماهیت «پرسشنامه معنای سکونت و انتظام فضاهای زندگی» و چهارچوب نظری وابسته به آن، از «مدل ابزار غایت» استفاده گردید، که مدل مناسبی برای دستیابی به محتوای ذهنی افراد است. مطابق با چهارچوب نظری، مقولاتی که در این پرسشنامه در نظر گرفته شد، پرسش از معانی خصوصیات انتظام فضایی محیط مسکن شامل «عناصر فضایی، فواصل فضایی و جهات فضایی» است، و در سوی دیگر پرسش از معانی فعالیت ها شامل عناصری همچون «نوع فعالیت، توالی زمانی و فضایی فعالیت ها و زمانمندی و فضامندی فعالیت ها»ست، که پایایی و روایی پرسش های نیمه ساختاریافته «معانی سکونت و انتظام فضاهای زندگی» در آزمون های آزمایشی کنترل گردید. بخش دیگر از نتایج مقاله، به ارایه روند گردآوری، مصاحبه و تحلیل داده‎های پرسشنامه اختصاص دارد. با توجه به هدف تحقیق، داده های حاصل از پرسشنامه تحقیق می تواند در تحلیل های بعدی توصیف، تفسیر، تشریح و در صورت نیاز، در تحلیل آماری و ریاضی به کار رود، و حتی هریک از چهار سطح از پرسشنامه نیز قابلیت کاربرد جداگانه در تحقیقات مختلف را دارد.

    کلیدواژگان: مسکن، سکونت، پرسشنامه، معانی سکونت
|
  • Isa Hojat, Azita Balali Oskouyi*, Sana Yazdani Pages 5-33

    Historical Tabriz holds a rich architectural and urban legacy from the time it was the political capital of Ilkhanid, Turkmen Qoyunlu, and Safavid powers, of which only traces remain today over the course of historical events. The Saheb-abad square and complex which was among the earliest examples of urban open spaces of Iran dates back to the Mogul Ilkhanid era, of which only some deteriorated buildings remain and an altered name (Saheb al-Amr). Therefore, it is important to research the historical background and glory of this complex in order to preserve its past identity and improve historical continuity. In order to find answers to the research question which is about the physical and functional structures of the Saheb-abad square and complex from the very beginning of its creation (Ilkhanid period) to the height of its glory (Safavid period), the developments of this complex were studied and analyzed step by step using historical texts and sources such as written and illustrated documents. The content analysis research method was used with an interpretive-historical strategy. The results indicate a step-by-step design (not a predetermined design) affected by political/governmental forces (choosing Tabriz as the capital) at the early stages, and by natural events and historical wars through the rest of its history. The height of its physical and functional grandeur was during the reign of the Safavid monarch Shah Tahmasb.

    Keywords: Tabriz, Saheb-abad complex, historical documents, physical structure, functional structure
  • Rouhollah Mojtahedzadeh, Zahra Namavar* Pages 35-56

    One of the remarkable spatial innovations in Safavid architecture is the tālār (acceptance hall). Although few examples remain today and as in some cases (e.g. Ali Qapu), they were annexed to previous buildings, the elegance and beauty of the overall architectural composition are such that nowadays it is almost impossible to imagine the buildings without tālārs. This raises some questions about their origins, their emergence, and their history of development in the architecture of this period. Although various statements have been proposed, none is sufficiently convincing in the opinion of most experts. The present article sheds light on the origin of the tālār emphasizing a little-studied element in Persian architecture, i.e., tents and temporary structures that were built in gardens. The research employs the interpretive-historical method, analyzing extant textual/pictorial sources. The results indicate that the invention of the tālār could be associated with the development of tent and kiosk structures, where they were repurposed as permanent structures having more columns and a larger scale.

    Keywords: tālār, Iranian architecture, Safavid period, tent structures
  • Mahya Hagh-Shenas*, Pirooz Hanachi Pages 57-76

    In modern life, the house is the place to feel secure and comfortable; however, the degree to which comfort and security are provided varies for different types of houses. The first-hand experience of Iranian traditional houses and the memories of older generations who lived in those houses explain why so many architects study these houses to look for components of quality in their designs. In the first part of this article, the authors investigate the factors that changed traditional residential architecture throughout the last century in Iran. Next, the modern architectural and planning principles which shaped the modern part of the city, also known as “the town with no alleys,” after the earthquake of 1961 are studied. The research method includes both library and field studies carried out to collect examples of housing typology in the city of Lar. The results of the study show that housing design was significantly affected by political, social, cultural, and economic transformations during the 20th century in Iran. Although they were mainly domestic, global causes also affected the Iranian lifestyle and led to the emergence of new housing models in the last century.  Governmental interventions in urban renewal and mass housing projects have been the most influential factor of the changing urban form. As shown in the typology of houses of the past hundred years in Lar, the creativity and living experiences of previous residents and the genius of architects regarding seismic design are completely ignored in recent models.

    Keywords: housing architecture, contemporary architecture, Lar earthquake
  • Parisa Rahimzadeh, Zahra Ahari* Pages 77-96

    City gates are among the most significant, but hardly studied, features of pre-modern cities. The present article studies city gates in early Islamic centuries within the Iranian cultural domain. In this research, primary sources are examined to provide data for a historical narrative of the city gates. The nature of gates, their relation to the city and urban life and, to people’s perception of cities and the surrounding world are studied through three different roles that gates could perform: gates as products of activity, gates as instruments of activity, and gates as places of activity. This study sheds light on some aspects of the nature of gates and their status as a threshold in urban space and their role in defining and indicating the city’s territory. The findings of this study show that different elements and spaces of city gates were organized to control transit at different levels depending on the circumstances. Although there was the possibility of transit between inside and outside at the city gates, it was conditioned by the values and rules that defined the city as a territory. City gates had a significant role in the formation of the image of the city and its territory. City gates were crucial to the security of cities. Because of the status of a threshold and their crucial role in definition and indication of cities’ boundaries, city gates and thereabout events gained a symbolic significance. In fact, city gates were indicative of the city as a territory involving all three physical, social, and symbolic layers.

    Keywords: Iranian cities, architectural history, early Islamic centuries, city gate, threshold, territory
  • Mahnaz Ashrafi* Pages 97-122

    Vernacular architecture, in terms of authenticity and adaptation to change, is a good case for the examination of necessary principles and characteristics for a durable and sustainable architecture. The purpose of this research is to identify the reasons behind the sustainability of architecture in a historical complex and its relevant criteria. Maymand’s cultural landscape, registered in the World Heritage List in 2015, was selected as a case study due to the existence of different settlements and architectural characteristics. In this research, during a four-year (1394-97) study, review of textual sources, in-depth interviews, and participatory observation were carried out to identify the architectural characteristics of the three settlements in Maymand, and finally, data was analyzed and sustainability criteria identified. The results of the research show that the architecture in Maymand is in full interaction with the characteristics of the landscape, and it is considered sustainable only when it reflects the lifestyle and activities in the cultural-natural context. The sustainability criteria in this research help realize this cultural significance.

    Keywords: sustainability, vernacular architecture, authenticity, heritage, Maymand
  • Maryam Rezaei Pour*, MohammadReza Farzad Behtash Pages 123-141

    Although an important city before the Safavid dynasty, Isfahan mostly owes its weight to the time when it was selected as the capital. This decision was made in the eleventh year of Shah ‘Abbas’ I (1588-1629 AD) reign for security reasons, after which extensive rehabilitation and development took place in the city. The interventions of Shah ‘Abbas I led the development of the city toward the south by crossing the Zayandeh-Rud via Chahar-Bagh street as the main axis, reaching ultimately to Mt. Soffeh. Studies on Safavid Isfahan are mostly limited to constructions during the reign of Shah ‘Abbas the Great. However, it seems that Safavid Isfahan was developed gradually also during the time following that of Shah ‘Abbas I with additional royal constructions in the dowlat-khaneh as well as along the Zayandeh-Rud front. The objective of this paper is to study the stages of development of the Safavid dowlat-khaneh in Isfahan after Shah ‘Abbas I with emphasis on the role of Zayandeh-Rud. In this paper, the urban development of Isfahan is studied from the time Shah ‘Abbas I selected it for his capital in 1598 AD to the end of Shah ‘Abbas’ II reign in 1666 AD, using a descriptive-historical method based on chronicles and documents. The results confirm the existence of a designed urban plan from the beginning of Shah ‘Abbas’ I era which was mostly realized in urban development toward the south during his reign. In the following eras, the limits of urban development expanded so that the riverfront became the ground for the construction of the new dowlat-khaneh. In other words, Zayandeh-Rud and the tendency of Shah ‘Abbas II to perform special ceremonies on its front changed the course of Safavid urban interventions in Isfahan.

    Keywords: Zayandeh-Rud, Safavid Isfahan, urban development, Shah ‘Abbas I, Shah ‘Abbas II
  • Farzin Izad Panah*, Sarvenaz Sardari Pages 142-163

    Analysis of stability in arch structures is a well-known fact in the conservation of historical monuments, stabilizing efforts, and the design of vernacular and rural structures. Therefore, the authors of this paper are set to explore and compare the threshold values of the seismic stability of three Persian arches, i.e., tokhm-e morqi, morabbaʿ, and panj-o-haft-e-tond. This experimental research uses geometrical analysis and physical models to find the threshold values for the seismic stability of these arches. Analysis of the arches is performed for different thickness-to-span ratios within the “limit state analysis” framework, using “thrust line analysis” with parametric modeling which offers a rigorous and rapid investigation. The results are then compared with the behavior of physical models. The thrust line analysis results show that the seismic stability of these arches, compared to one another, increases by increasing the thickness-to-span ratio and decreasing their rises. The physical models verify these results but show lower threshold values for seismic stability of the arches. So, the effective thickness of the arches must be considered in the analysis. Besides answering a practical problem, this paper gives an insight into the structural behavior of arches.

    Keywords: collapse of Persian arches, seismic analysis, limit state analysis, thrust line analysis
  • Ahmad Salehi Kakhki, Bahareh Taghavi Nejad* Pages 165-178

    The Dome of Sultaniyya is one of the most important monuments of the Ilkhanid era in Iran, which has an octagonal plan, eight minarets, and three sections including the dome chamber, turbat-khana, and the cellar. It is abundantly decorated with tilework, stucco, brickwork, etc. One of the key architectural ornaments in this building is geometric decorations that are applied either singularly or in combination with other designs or inscriptions. The purpose of this study is to introduce and derive the typology of geometric decorations used in the architectural ornaments of the Dome of Sultaniyya. Therefore, the main question here is to introduce geometric decorations in the architectural ornaments of the Dome of Sultaniyya and the introduction of their significant types. Data was collected through both field and library research following a descriptive-analytical method. The results of the study show that the use of geometric decorations is among the key types of decorations in this monument, seen in almost all parts of the building such as arches, wall surfaces, etc. These decorations consist mainly of intricate gerehs [lit., knots] and their integration with plant motifs and inscriptions. Different technical applications increase the complexity, variety, and beauty of these decorations. Most gerehs are based on six-, eight-, ten-, and twelve-pointed polygons, which make them exquisite and extensive. Also, the tradition of “transforming knotwork” is considered as one of the important types of decoration in this building.

    Keywords: Dome of Sultaniyya, Ilkhanid period, geometric decorations, architectural ornaments
  • HamidReza Farshchi* Pages 179-196

    Among significant sources of past Iranian Islamic architecture theories is the scholarship dating to that cultural era, since a large part of cultural, scientific, practical, ideological, and religious matters are represented in textual compositions of that era. Although ancient Islamic texts do not include a specific book on the theoretical foundations of architecture, there is some old literature from which we can extract basic information and supporting ideas about architecture. This kind of literature has hardly been studied by architectural researchers, while it can provide a clearer and deeper understanding of the past architecture of Iran. The findings show that contrary to common belief, the traditional Islamic architecture system was not limited only to the construction chapter, but that scientific and gnostic knowledge as well, such as geometry and ethics made up a significant share of the training of architects. In this paper, some of the fundamental features of architectural theory in the Islamic world are investigated with inferential analysis, based on Farabi’s extant writings with emphasis on Ehsa al-‘Olum, which is a primary source among other foundational and scholarly works of the early Islamic culture. The results of this research demonstrate that in addition to the consideration of order, logic, mathematics, and geometry, observation of ethics and civil rights were of utmost importance in Islamic craftsmanship, and acquiring human perfection (eternal life) was the ultimate purpose for Muslims in Farabi’s views.

    Keywords: Islamic architecture, order, logic, ethics, human perfection
  • Tahereh Mottaqi, Mojtaba Rafi‘Eian*, HamidReza Saremi Pages 197-218

    Urban historic areas are the physical manifestations of values, traditions, and ideologies that express the history of societies, their evolution, and cultural identity. These areas, as a part of urban structure, are places for residence, activity, and business of a vast variety of stakeholders with different and sometimes conflicting interests and demands, and on the other hand, are the realm of cultural heritage conservation that imposes some limitations on stakeholders leading to conflicts of interest. Therefore, stakeholder conflicts in such areas are unavoidable and conflict management as part of the urban planning mission is indispensable. Stakeholder identification and analysis of their conflict pattern in urban historic areas provide the platform for stakeholder conflict management, therefore, this paper attempts to identify the involved stakeholders in Sangelaj Buffer Zone Conservation Plan and their perspectives toward it, and finally analyze the conflict pattern resulted from this conservation plan. This study was carried out based on the qualitative research paradigm, and the required data was collected using snowball sampling and in-depth interviews and analyzed and coded in Nvivo10 software based on grounded theory. According to the findings, involved stakeholders in this plan are categorized into “public and private stakeholders” and their perspective toward the plan includes “conflicting”, “interactive”, “power-based” and “neutral”. Conflicting perspective includes “value conflict,” “economic conflict,” and “procedural conflict,” which are classified into two main categories: “conflict of public and private interests” and “organizational conflict”. The authoritarian nature of the conservation planning system, non-participatory and unrealistic conservation plans, the disintegration of urban planning and conservation planning, and the lack of compensation mechanisms for owners are the main reasons for conflict in this conservation plan.

    Keywords: stakeholder conflict, urban historic areas, buffer zone plan, Sangelaj
  • Mortezahadi Jaberi Moqaddam*, Fatemeh Farjam Talab Pages 219-236

    It has been many years that historical textures in contemporary cities have been the focus of many urban planners from different perspectives and different positions, according to which they were the subjects of many interventions. There is quite a lot of criticism on these interventions, while complexities of such textures remain. The theory/practice divide in this field is wide and it poses a serious problem. However, planners believe that their practices are backed by certain theories which also directed them. It seems that all of these endeavors— both in theory and practice— try to create favorable utopian places as conceived by urban planners, professionals, and managers. In this paper, the divide of theory and practice are discussed, and next, based on a pragmatic perspective, a method of intervention in urban textures is introduced and assessed in a historical site in Hamadan. This study, besides introducing a conceptual inquiry and rearranging the pragmatic conception of utopia, provides a suitable context to present various scenarios and plans in response to the current uncertainty and complexity of historical textures. The results of the study show that a pragmatic approach can provide a source of intervention methods in historical textures of contemporary Iranian cities. Moreover, if paired with education and outreach, this approach can introduce purposeful placemaking interventions corresponding to the needs of society.

    Keywords: historical texture, placemaking, utopia, pragmatism, context
  • Mohsen Afshari* Pages 237-251

    Dwelling represents a meaningful connection between man and the environment; therefore, residential areas have particular psychological importance. Human dwelling occurs at different social levels, and its meaning is disclosed in relation to the hierarchy of the surrounding social environment. A review of existing literature on meanings shows that both the features of housing and the occurrence of activities in the residential environment have meanings, and, according to the theoretical framework, the inquiry of the meanings of dwelling and its spatial organization shall include four levels: regional, neighborhood, housing, and housing activity level. Research in the field of meanings is exploratory and needs to be investigated in both the ‘dwelling’ and ‘human’ spheres. Therefore, the research method is qualitative and based on logical reasoning. Given the nature of the questionnaire regarding “meanings of dwelling and its spatial organization” and its related theoretical framework, the “means-end model” was used, which is a good model for mapping peoples’ mental content. According to the theoretical framework, the categories included in the questionnaire are meanings of the features of spatial organization in the dwelling such as spatial elements, spatial distances, and spatial directions. On the other hand, meanings of activities include questioning elements such as the type of activity, the temporal and spatial sequence of activities, and the temporality and spatiality of activities. The reliability and validity of the semi-structured questions of “meanings of dwelling and its spatial organization” were checked in the pilot tests. Another section of the paper includes the process of collecting, interviewing, and analyzing questionnaire data. Depending on the purpose of research, the data from the questionnaire can be used in subsequent analyses like descriptive, interpretive, and if needed, statistical and mathematical analyses. Also, each of the four levels of questionnaires can be applied separately in different researches.

    Keywords: housing, dwelling, questionnaire, meanings of dwelling