فهرست مطالب

کاوش نامه ادبیات تطبیقی - پیاپی 39 (پاییز 1399)
  • پیاپی 39 (پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/31
  • تعداد عناوین: 9
|
  • تورج زینی وند صفحه 0

    هریک از مکتب ها یا نظریه های ادبیات تطبیقی دربرابر نقد ادبی، روش و موضع گیری خاصی را برگزیده اند که چه بسا با نظریات دیگر در تقابل یا توافق باشد؛ نظریه فرانسوی ادبیات تطبیقی، تنها به بررسی روابط تاریخی آثار ادبی در پرتو جریان تاثیر و تاثر اهتمام می ورزید و توجه چندانی به نقد و زیبایی شناسی آثار ادبی نداشت. درحقیقت، نظریه پردازان نخستین این رویکرد بر این باور بودند که پژوهشگران ادبیات تطبیقی، ناقد به شمار نمی آیند.

  • فرهاد براتی، عنایت الله محمودی* صفحات 1-19

    تاثیراقلیم، جغرافیا و محیط زندگی در اخلاق، رفتار، پندار و اندیشه آدمی امری بدیهی است. جلوه های این اثر گذاری در شعر و ادب اقوام و ملت ها بسیار نمایان و برجسته است. سبک زندگی، سبک شعری و ادبی می آفریند و سبک شعر عربی و بختیاری در حوزه محتوا و زبان از محیط پیرامون متاثر است. با اندکی غور در شعر و ادب عرب، به ویژه شعر عصر جاهلی، می توان دریافت که شعر عرب، آیینه تمام نمای سبک زندگی بادیه نشینان آن سامان است. در شعر عرب عصر جاهلی، آنچه بیش از همه جلوه گری می کند؛ کیفیت زندگی عشیره ای، کوچ و لوازم آن است. در ایران، بسیاری از اشعار گویش لری، به ویژه گویش بختیاری، ازلحاظ پرداختن به زندگی عشایری، شباهت های فراوانی به شعر عرب عصر جاهلی دارد. کوچ و دلتنگی های ناشی از آن، غم فراق یار سفرکرده، ایستادن بر منزلگاه معشوق و گریستن بر سرآن و یادکرد خاطرات شیرین همراهی با یار، در شعر گویشی بختیاری ها، بسیار شبیه آن چیزی است که در شعر عربی عصر جاهلی، به ویژه در مقدمه های طللی معلقات سبع، دیده می شود. نکته مهم آن است که شعر بختیاری برخلاف شعر فارسی، باوجود شباهت های مضمونی، از شعر عربی تقلید نکرده و این تشابه در درون مایه ها، نتیجه سبک زندگی ایلی و عشیره ای است. پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکرد تطبیقی، جلوه های این شباهت را در شعر بختیاری و معلقات سبع بررسی کند.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، شعر عربی، معلقات سبع، شعر بختیاری، طللیه، کوچ سروده
  • مهین حاجی زاده*، عبدالاحد غیبی، موسی خلیل نژاد صفحات 21-39

    تقیه در مذهب شیعه در میان امامان (ع)، عالمان و شاعران شیعه قرن های نخستین اسلامی، به منظور رسیدن به اهداف متعالی یا حفظ جان در مواقعی که حاکم یا عرف مخالف شدید شیعه است، به کار گرفته می شد. اختناق، فقر و شیعه زدایی، می تواند از عوامل توجیه کننده تمسک به تقیه در رابطه با مردم و حکومت تلقی شود و چون هردو شاعر؛ سنایی غزنوی و سید رضی، فارغ از محدوده مکانی، در یک بازه زمانی می زیسته اند، تقیه را با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و خانوادگی خویش به کار می برند. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی - تحلیلی، موضوع تقیه را در شعر سنایی غزنوی به عنوان شاعر پارسی سرای شیعه و شعر سید رضی به منزله شاعر شیعه عرب با رویکرد تطبیقی بررسی کند. هرچند دو شاعر شیعه مذهب هم عصر، قاعده تقیه را وسیله ای برای دفاع از آرمان های شیعه و رسیدن به اهداف خویش در آثارشان به کار برده اند، ولی با توجه به اینکه سید رضی، شاعری سیاسی و علوی است؛ از این رو، تقیه را در شعر خویش به مثابه ابزاری درراستای رسیدن به بالاترین قدرت سیاسی و مذهبی شیعه که همان ایجاد حکومت علوی به وسیله خویش است، استفاده می کند، حال آنکه سنایی غزنوی، این قاعده را با توجه به رعایت حال عرف جامعه، حکومت و اختناقی که ناشی از شیعه هراسی وجود داشته است، درراستای تبیین امامت ایمه (ع) به کار گرفته است

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، تقیه، شعر فارسی، شعر عربی، سنایی، سید رضی
  • ستاره حسنی، محمدنبی احمدی* صفحات 41-60

    جامعه شناسی ادبیات، ازسویی با جامعه شناسی و از دیگرسو با ادبیات در ارتباط است. آثار هنری و ادبی به دلیل اینکه در بستر رویدادهای اجتماعی خلق می شوند، وسیله ای برای بیان مسایل اجتماعی هستند. جنگ، یکی از اتفاقاتی است که ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور ایران و فلسطین را تغییر داد. در همین راستا، نویسندگان توانسته اند آثار شایان توجهی درزمینه ادبیات جنگ خلق بیافرینند. با توجه به اینکه جامعه شناسی در رمان های جنگ، کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، در پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی - تحلیلی و براساس مکتب تطبیقی آمریکایی، اوضاع دو سرزمین ایران و فلسطین، در دو رمان مهمان مهتاب اثر فرهاد حسن زاده و اعراس آمنه اثر ابراهیم نصرالله، تحلیل جامعه شناسانه شده است تا مقاومت و پایداری مردم و استقامت آن ها در دفاع از آرمان هایشان نشان داده شود. درپایان این نتیجه به دست آمد که دو نویسنده، براساس جهان بینی و خاستگاه اجتماعی خود توانسته اند اوضاع اجتماعی دو جامعه را به گونه مطلوبی بازتاب دهند. با این تفاوت که دو نویسنده، دیدگاه متفاوتی نسبت به جنگ دارند. فرهاد حسن زاده، بیشتر بر کارکردهای منفی جنگ و بیان دلخراش ترین صحنه های آن مبادرت دارد؛ درحالی که ابراهیم نصرالله، اتفاقات تلخ و شیرین را درکنار هم قرار می دهد؛ بنابراین به این وسیله مشخص می شود که دیدگاه بینابینی نسبت به جنگ دارد.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، نقد جامعه شناسی، ساخت گرایی تکوینی، مهمان مهتاب، اعراس آمنه
  • الله کرم عباسی*، محبوبه خراسانی، محمود حیدری صفحات 61-79

    «ادبیات مهاجرت»، محصول سال های پس از جنگ های جهانی اول و دوم است و به آثاری اطلاق می شود که به تجربه زندگی در فضاهایی متفاوت از فرهنگ خود و مشکلات هویتی اجتماعی ناشی از این زندگی پرداخته است. مهاجر، با سردرگمی در فرهنگ جدید دچار اختلال هویت می شود و گویی از فرهنگ خویش گسیخته و به فرهنگ کشور میزبان تعلق ندارد؛ بنابراین، برای یافتن هویت حقیقی خود، همواره در تکاپو و سرگردانی است. پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی رمان دال محمود گلاب دره ای و عصفور من الشرق توفیق الحکیم؛ از آثار ادبیات مهاجرت است که در آن شخصیت های شرقی رمان ها در تعارض و تقابل با فرهنگ غرب قرار می گیرند. نویسندگان با بیان مفاهیم بنیادین ادبیات مهاجرت، درپی نشان دادن هویت مبتنی بر آستانه بودن و پیوندبودگی از نظریات هومی بهابها هستند. نوشتار پیش رو، به شیوه تحلیل - محتوایی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه این دو اثر پرداخته و به این نتیجه رسیده است که پیوندخوردگی هویت در مواردی ازجمله هویت دینی، پوشش، زبان، نژاد، ارتباط خانوادگی، قریحه و سرگرمی در این آثار اتفاق افتاده است.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، ادبیات مهاجرت، هویت، رمان دال، عصفور من الشرق
  • هستی قادری سهی*، احمد خواجه ایم، علی صادقی منش صفحات 81-93

    بررسی هم سنج جایگاه زن ازنگاه دو نویسنده از دو حیطه جغرافیایی، زبانی و ملی متفاوت که هردو نامه هایی به زنان مورد علاقه خود نگاشته اند؛ بی تردید در حیطه ادبیات تطبیقی می گنجد؛ جستاری که می توان برای آن تمامی منافع پژوهشی تطبیقی را که عبارت است از فراهم شدن بستر درک متقابل و گفت و گو و تعامل فرهنگ ها، متصور بود. در نوشتار پیش رو، نامه های عاشقانه یک پیامبر، نوشته جبران خلیل جبران با چهل نامه کوتاه به همسرم، اثر نادر ابراهیمی ازدیدگاه جایگاه زن بررسی هم سنج شد؛ تا نگاه این نویسندگان به زن از دیدگاه های گوناگون به ویژه استقلال زنان و کیفیت و شیوه تاثیرگذاری آنان بر مردان، خانواده و جامعه به طور دقیق تحلیل شود. آنچه در این میان، درخور توجه است آنکه نگرش دو نویسنده، مثبت است، با این تفاوت که نگاه نادر ابراهیمی را به ویژه آنجا که سخن از خانواده و اجتماع می شود، می توان نگاهی واقع گرایانه تر و دقیق تر دانست؛ مسیله ای که سرچشمه آن را باید در زندگی این نویسندگان و نوع ارتباط آن ها با زنانی جست که نامه ها دراصل برای آنان نگاشته شده است.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، جبران خلیل جبران، نادر ابراهیمی، زن، نامه
  • مریم قیصریان، محمدرضا شیرخانی*، پیمان صالحی صفحات 95-110

    ادبیات مقاومت تصویرگر دردها و رنج های یک ملت در برهه ای از تاریخ است که به دلیل عواملی همچون استعمار و تجاوز به حریم و ارزش های ملی و فرهنگی، ایجاد می شود. ادیبان این حوزه، با سلاح زبان به دفاع از دین، فرهنگ، هویت، سرزمین و نیز دفاع از ارزش ها و میراث ها می پردازند. در دوره معاصر به دلیل تجاوز صهیونیست ها و دولت های استعمارگر به جامعه مسلمانان، ادیبان بسیاری به خلق آثار ادبی در این زمینه پرداخته اند. در فلسطین، محمد القیسی از شاعران برجسته حوزه ادبیات مقاومت فلسطین است که با روشی هنرمندانه در اشعار خود به انعکاس بنیان های پایداری انقلاب فلسطین و انتفاضه پرداخته است. در ایران نیز سید حسن حسینی از شاعران نام دار حوزه جنگ و دفاع مقدس است که به حفظ ارزش های ملی و میهنی می پردازد. پژوهش حاضر بر آن است تا براساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی و با روش توصیفی - تحلیلی، جلوه های مقاومت در شعر محمد القیسی و سید حسن حسینی را براساس چارچوب های ادبیات تطبیقی بررسی کند. یافته ها نشان از آن دارد که درون مایه شعری دو شاعر درزمینه ادبیات مقاومت باهم اشتراک داشته و هردو در این حوزه به انعکاس مولفه هایی همچون دفاع از سرزمین، ظلم ستیزی، شجاعت، بیان درد و رنج های ملت، توصیف جایگاه شهید و امید به پیروزی و شکست دشمنان پرداخته اند و از این راه، آنان را به دفاع از وطن و ارزش های ملی و فرهنگی خود سوق می دهند.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، ادبیات مقاومت، فلسطین، جنگ تحمیلی، محمد القیسی، سید حسن حسینی
  • لیدا نامدار* صفحات 111-129

    پژوهش حاضر با تاکید بر اهمیت مطالعات بینارشته ای در تحقق اهداف ادبیات تطبیقی براساس مکتب امریکایی و با تکیه بر کهن الگوی مرگ و تولد دوباره، به روش توصیفی - تحلیلی و شیوه استقرایی، ظرفیت های نظریه ناخودآگاهی جمعی و کهن الگوهای یونگ را در تحلیل چرایی و چگونگی تشابهات ادبی میان ادبیات ایران و عرب و به طور خاص در شعر خیام و بیاتی واکاوی و از لایه های ژرف و مشترک کهن الگویی این دو متن، پرده برداشته است تا ضمن تاکید بر رابطه میان ادبیات و روان شناسی، برکارکرد کهن الگوها در آفرینش آثار ادبی برتر ملل مختلف جهان صحه بگذارد و از همه مهم تر، نقش کهن الگو ها در تبیین تشابهات ادبی میان ادبیات ایران و عرب را نشان دهد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که هردو متن، از شالوده های ژرف و مشترک کهن الگوی مرگ و تولد دوباره برخوردارند که همین عامل، باعث تشابهات ادبی گسترده و نزدیکی متون پیش گفته شده؛ اما تفاوت های جزیی نیز در نحوه تجلی این کهن الگو در این میان دیده می شود؛ بدین صورت که در شعر بیاتی، کهن الگوی مرگ و تولد دوباره، بیشتر در قالب اسطوره سومری ایشتار و تموز، اسطوره مصری ایزیس و اوزیریس و در نماد برساخته عایشه تجلی می یابد؛ ولی در شعر خیام، به طور عمده در تبدیل شدن آدمی به خاک و دگردیسی آن به سبزه و گیاه و سبو، نمود یافته است.

    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، خیام، البیاتی، یونگ، ناخودآگاهی جمعی، مرگ و تولد دوباره، کهن الگو
  • صفحات 133-134

    معرفی و نقد کتاب نقد نقد ترجمه (از عربی به فارسی) گزارش گفت‎وگو و...

|
  • Farhad Barati*, Enayatollah Mahmoodi Pages 1-19

    The impact of region, geography, and the environment on the behavior, manners, and thoughts of human beings is undeniable. The manifestation of this effect has stood out in the literature ofa wide variety of peoples and ethnicities. Lifestyle creates the poetic and literary style and the style of Arabic and Bakhtiari poetry is influenced by their surrounding lives in terms of content and language. A quick glance at the poetry of Arab people,especially that of pre-Islamic period, would point to the fact that Arabic poetry is a total reflection of the nomadic life of that region. In the poetry of pre-Islamic era, what stands out the most is the quality of nomadic life, migration, and its requirements. In Iran a great deal of Luri poetry, particularly that of Bakhtiari dialect, have a lot in common with the Arabic poetry of pre-Islamic period. Migration and its concomitant state of being homesick, stopping by the beloved’s halting-place, crying over it, and the remembrance of the sweet memories of being in the company of the beloved in Bakhtiari songs find parallels in the Pre-Islamic poetry of the premises of the Suspended Odes. The important point is that Bakhtiari poetry, unlike Persian poetry, despite the thematic similarities, has not imitated the Arabic poetry, and this similarity in themes is the result of tribal lifestyles.The current research aims to comparatively examine instances of realizations of such similarity in Bakhtiari and Suspended Odes of Arabic poetry

    Keywords: Comparative Literature, Arabic Poetry, Suspended Odes, Bakhtiari Poetry, Suspended, Nomadic Poetry
  • Mahin Hajizadeh*, Abdola Had Gheibi, Musa Khalilnijad Pages 21-39

    Taqiyyah was used in the Shiite religion amongst the Shiite Imams (AS), scholars, and the poets of the early Islamic centuries in the Middle Ages in order to achieve the transcendental goals or to preserve their lives in the face of an adverse ruler or hostile public opinion against Shi’ism. Strangulation, poverty, and anti-Shi’ism can also be regarded as some influential factors in practicing Taqiyyah in relationships between people and their government and , since both poets,Sanai Ghaznavi and Seyyed Sharif Razi, regardless of their spatial limitations, lived at a specific period of time, they used Taqiyyah, considering their social, political, and family circumstances. By using descriptive-analytical method, in a comparative study, this paper is an attempt to analyze the concept of Taqiyyah in the poetry of Sanai Ghaznavi, as a Persian Shi’ite poet, and that of Seyyed Razi, as an Arab Shi’ite poet. The two poets were contemporaries; however, they have used Taqiyyah as a means to defend Shi'a ideals and to achieve their goals in their works, in a different way: Seyyed Razi was an Alawite political poet, and, therefore, he used Taqiyyah in his poetry as a tool to achieve the highest political and religious power in Shi’ism, which is the establishment of an Alawite government by himself. Sanai Ghaznavi, on the other hand, taking into consideration the social common sense, the government, and the strangulation of the Shi’ites as a result of Shi’a-phobia, used Taqiyyah in order to explain the Imamat of the Imams (AS).

    Keywords: Comparative Literature, Taqiyyah, Persian Poem, Arabic Poem, Sanai, Seyyed Razi
  • Setareh Hasani, MohamadNabi Ahmadi* Pages 41-60

    The sociology of literature, on the one hand, is related to sociology and, on the other hand, to literature. Artistic and literary works are the means for expressing the social issues because they are created in the context of social events. War is one of the events that changed the social, economic and cultural structure of both Iran and Palestine.In this regard, the authors have been able to create the remarkable works in the field of war literature. Regarding to this fact that this sociology in war novels has been less targeted by researchers, in this research, a descriptive-analytical approach is based on the American comparative school , the situation of the two lands of Iran and Palestine, in the two novels, Mehtab Guestby Farhad Hassanzadeh and Azras Amenehby Ibrahim Nasrolah, have been subject to the sociological analysis in order to depict the resilience of the people and their perseverance to defend their ideals. In the end, we concluded that the two authors, based on their global and social origins, have been able to reflect the social situation of the two societies in a desirable manner. Their difference is that the two authors have a different perspective on the war. Farhad Hassanzadeh has more and more to do with the negative effects of war and the most horrific scenes of warfare, while Ibrahim Nasrolah brings together bitter and sweet happenings, thus it is clarified that he has the intermediate view to war.

    Keywords: Comparative Literature, Sociological Criticism, Developmental Constructivism, Guest of the Moonlight, Azras Amena
  • Allah Karam Abbasi*, Mahboubeh Khorasani, Mahoud Heidari Pages 61-79

    Migration Literature”is the product of the years after the first and second world wars, it refers to the works that have been devoted to the experience of living in the different places of their culture and the social identity problems that caused by this life. A migrant, with confusion in the new culture, suffers from a disorder of identity and as if he is not distracted from his culture and he does not belong to the culture of the host nation; therefore, in order to find his true identity, he is constantly struggling and wandering. The present study is a comparative study of the novel Dahlby Mahmoud Golabdarrei and A Sparrow from the Eastby Tawfiq al-Hakim; among the works in migration literature, in which the eastern characters conflict with Western culture. By explaining the fundamental concepts of immigration literature, the study seek to point out the identity based on the theories of Baba that includes threshold of being and the link of being. By using a content analysis method and a comparative approach, this research deals with the comparison of these two works and concluded that the attachment of identity has occurred in some cases such as the religious identity, hijab, language, race, family and pleasure and entertainment in migration literature.

    Keywords: Comparative Literature, Migration Literature, Identity, DahlNovel, A Sparrow from the East
  • Hasti Ghaderi Sohi*, Ahmad Khaejehim, Ali Sadeghi Manesh Pages 81-93

    A comparative study of the status of woman from the point of view of two authors from two different geographical, linguistic, and national domains, both of whom have written letters to women of interest, undoubtedly falls within the realm of comparative literature; A study for which all the benefits of a comparative study can be imagined, which is to provide a platform for mutual understanding and dialogue and interaction of cultures. In this study, “The Love Letters of a Prophet”, written by Gibran Khalil Gibran with “Forty Short Letters to My Wife” by Nader Ebrahimi are comparatively examined from the perspective of the status of woman; In order for these writers to look at women from different perspectives, especially women's independence and their quality and method of influencing men, family and society, the works are carefully analyzed. What is noteworthy in this regard is that the view of both authors is a positive view, but Nader Ebrahimi's view, especially when it comes to family and community, can be considered more realistic and accurate; This difference may be traced back to the lives of these writers and the type of relationship they had with the women for whom the letters were originally written.

    Keywords: Comparative Literature, Gibran Khalil Gibran, Nader Ebrahimi, Woman, Letter
  • Maryam Gheysariyan, MohammadReza Shirkhani*, Peyman Salehi Pages 95-110

    Resistance literature depicts the pains and sufferings of a nation at a time in history that is caused by factors such as colonialism and encroachment on national and cultural values. Writers in this field defend religion, culture, identity, land, as well as values and heritage with the weapon of language. In the contemporary period, due to the invasion of the Muslim community by the Zionists and the colonial governments, many writers have created the literary works in this field. In Palestine, Mohammed al-Qaisi is one of the outstanding poets in the field of Palestinian resistance literature who has artistically reflected the foundations of the stability of the Palestinian Revolution and the Intifada in his poems. In Iran, too, Seyyed Hassan Hosseini is one of the most famous poets in the field of war and sacred defense, who preserves the national and patriotic values. The present study intends to examine the manifestations of resistance in the poetry of Mohammad Al-Qaisi and Seyyed Hassan Hosseini based on the frameworks of comparative literature due to the American school of comparative literature and descriptive-analytical method. The findings show that the poetic themes of the two poets in the field of resistance literature are common and both in this field are reflected in the components such as defense of the land, oppression, courage, expression of pain and suffering of the nation, the place of martyr and hope have led to the victory and defeat of the enemies, and in this way, they lead them to defendtheir homeland and national and cultural values.

    Keywords: Comparative Literature, Resistance literature Palestine, Imposed War, Mohammad Al-Qaisi, Seyed Hassan Hosseini
  • Lida Namdar* Pages 111-129

    This study emphasizes the importance of interdisciplinary studies in achieving the goals of comparative literature based on the American literary school and the archetype of death and rebirth. It also uses analytical descriptive and inductive methods to test the theoretical capacities of Jung's collective unconscious and the archetypes to analyze the why and the how of literary similarities between Iran and Arabi literature, and especially in Khayyam and Bayati's poetry, the study explores and reveals the deep and common layers of archeology of these two texts, while emphasizing the relationship between literature and psychology which confirms the use of archetypes in the creation of the best literary works of different nations of the world and, most importantly, it shows the role of archetypes in justifying the literary similarities between Iran and Arab literature. The results indicate that both texts have deep and common foundations of the archetype of death and rebirth, which have led to widespread literary similarities and the closeness of the aforementioned texts. In the meantime, their minor differences in the manifestation of these archetypes can be seen in the manifestation of archetype, fore example, in Bayati's poetry, the archetype of death and rebirth are mostly expressed in the form of the Sumerian myth of Ishtar and Tammuz, the Egyptian myth of Isis and Osiris, and in the symbol made by Bayati, named: Aisha; but in Khayyam's poetry, it is mainly reflected in the transformation of man into dust and its transformation into greenery and plants and vegetables

    Keywords: ComparativeLiterature, Khayyam, Al-Bayati, Jung, Collective Unconscious, Archetype, Death, Rebirth