فهرست مطالب

  • پیاپی 18 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/02
  • تعداد عناوین: 12
|
  • زهره آقاجان زاده*، علیرضا طاهری صفحات 4-16

    عجایب المخلوقات قزوینی کتابی بسیار جامع و کامل است در حوزه معرفی موجودات عجیب و غریب و ماورایی که نام این موجودات در مذاهبی همچون مسبحیت و، اسلام در قالب داستان ها و رهنمودهای عرفانی اورده شده است. عجایب المخلوقات قزوینی به باورها و داستان های مذهبی که در گذشته توسط پیامبر (ص) و ایمه اطهار (ع) گفته شده است را به صورت تصویری ارایه داده است. یکی از این باورهای اشاره شده در این کتاب، وجود و نقش فرشتگان و جایگاه آنان در طبقات آسمان است. در این مقاله به بررسی شیوه تصویرپردازی سه فرشته اعظم خداوند، اسرافیل، جبرییل و میکاییل در سه نسخه از کتاب های عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات قزوینی می پردازیم. این سه نسخه شامل: نسخه کتابخانه فرانسه،463، نسخه کتابخانه ملی 46-3343 و نسخه چاپ سنگی طهران، 1283می باشد. سه نسخه مذکور در دوره های مختلفی به تصویر کشیده شده اند و شامل باز تعریف های جدیدی در مورد این سه فرشته می باشند. روش تحقیقی به صورت توصیفی -تطبیقی انجام گرفته است. می توان مشاهده کرد در تصویرپردازی فرشتگان مدل انسانی برای آن ها قایل شده اند.

    کلیدواژگان: عجایب المخلوقات، قزوینی، فرشتگان، انسان-حیوان
  • اسماعیل سلیمی*، جمیله صلح جو، حسن کریمیان صفحات 17-40
    از اواخر عصر صفویه تا اوایل دوره پهلوی شهر مهاباد رشد و توسعه بسیاری یافت و به مرکز بخشی از کردستان ایران بنام مکریان تبدیل گشت. در حال حاضر بیشترین آثار تاریخی باقی مانده از دوره قاجاریه و پهلوی مهاباد را بناهای مسکونی اشخاص متنفذ شهر تشکیل می دهد. در بسیاری از این ابنیه که متعلق به طبقات مرفه شهر بوده اند، تزیینات بسیار متنوعی به کار رفته، از این روی هدف اصلی مقاله حاضر پرداختن به ویژگی ها و انواع تزیینات به کار رفته در بناهای مسکونی ادوار مزبور در این شهر است. در نیل به این هدف پاسخ به پرسش هایی در خصوص سبک های هنری و الگوهای موثر بر فرم یابی این تزیینات ضرورت می یابد. از آنجاییکه تاکنون در ارتباط با تزیینات و سبک معماری بناهای مهاباد هیچ گونه پژوهش منسجمی صورت نگرفته است، لذا مطالعه آن ها می تواند درک وسیع تری از تلاش هنرمندان این منطقه در ایجاد سکونتگاه های مطبوع به دست دهد. در نتیجه پژوهش حاضر مشخص گردید که بیشترین عناصر تزیینی بر نمای بناهای اشخاص مرفه نقش بسته و به دلیل شرایط جغرافیایی منطقه بسیاری از تزیینات این ابنیه با مصالح آجر و سنگ به اجرا درآمده است. اگرچه طرح های تزیینی مورد استفاده به آنچه در شهرهایی مانند سنندج به اجرا درآمده شباهت دارد، لیکن در اجرای آن ها از هنرمندان بومی منطقه مکری استفاده شده است.
    کلیدواژگان: مهاباد، تزیینات بنا، قاجار، پهلوی، بناهای مسکونی
  • پریسا محمدی، سید رضا حسینی* صفحات 41-53

    سلجوقیان طایفه ای از ترکمانان غز بودند که پایان حکومت آن ها به دست خوارزمشاهیان انجام گرفت. آثار این دوره از شاهکارهای هنر دوران اسلامی محسوب می شود، از جمله این آثار هنر آبگینه می باشد که شیوه تزیین و ساخت آن ها، این هنر را در جایگاه ویژه ای قرار داده است. در تزیین این آثار، از نقوش هندسی، حیوانی، نوشتاری، انسانی و گیاهی استفاده شده است. هدف از پژوهش پیش رو، تمرکز بر شناسایی نقوش گیاهی این دوره و مشخص شدن پرکاربردترین نقش گیاهی مورد استفاده است. از این رو، پژوهش حاضر در پی پاسخ به دو پرسش می باشد؛ الف. نقوش گیاهی مورد استفاده بر آبگینه سلجوقیان کدامند؟ ب. پرکاربردترین نقش گیاهی در این دوره چیست؟ این پژوهش به روش تاریخی، با رویکردی توصیفی-تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای به سرانجام رسیده است. در این مقاله در مجموع 54 اثر به عنوان جامعه پژوهش تعریف گردیده که از این میان تعداد 42 آبگینه به روش نمونه گیری قضاوتی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب و تجزیه و تحلیل شده است. نتایج پژوهش گویای آن است که نقوش گیاهی بکار رفته بر روی آبگینه سلجوقیان شامل نقش: گل، اسلیمی، میوه، برگ، غنچه، پیچک و قرارگیری نقوش گیاهی در کنار نقوش هندسی، حیوانی و نوشتاری می باشند. همچنین مشخص گردید که بیشترین نقش گیاهی مورد استفاده، نقش گل ها می باشند که با شکل های متنوع اجرا شده است. علاوه بر این بیشترین رنگ مورد استفاده در تزیین آبگینه ها، رنگ سبز با طیف های متنوع و در بخش شیوه اجرا و ابزار تزیینات، بیشترین شیوه اجرا استفاده از روش دمیده در قالب بوده است.

    کلیدواژگان: سلجوقیان، آبگینه، نقوش گیاهی، هنراسلامی
  • یوسف قاسمی قاسموند*، محمداسماعیل اسماعیلی جلودار صفحات 54-70

    آثار هنری به تعبیر زبان بصری و گویای واقعیت هایی است که در هر دوره، متاثر از شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مذهبی و فضای حاکم بر جامعه، دستخوش تغییر و تحولات چشمگیری گشته است. دراین بین هنر دیوارنگاری بستری مناسب برای شرح و بسط این تحولات است. این پژوهش باهدف تحلیل نقش، فرم و جایگاه سفالینه در دیوارنگاره های دوره صفوی و مطالعه تطبیقی آنها با سفال های این دوره با تمرکز بر نقوش دیوارنگاره های کاخ چهلستون انجام شده است. کاخ چهلستون اصفهان که در زمان سلطنت شاه عباس اول و دوم ساخته شده، همواره به عنوان یکی از مهم ترین آثار تاریخی و فرهنگی صفویه موردتوجه قرارگرفته است. دیوارنگاره های کاخ، حاکی از فرهنگ و تفکر شاهان و چه بسا مردمان آن زمان (عهد صفویه) بوده و درواقع سندی گویا در بیان این دوره است. مهم ترین پرسش این مقاله عبارت است از این که دلایل استفاده از نقش سفالینه های دوره صفوی در دیوارنگاری های این دوره با تکیه بر نقش های کاخ چهلستون اصفهان چه بوده و ارتباط آن با سفالینه های دوره صفوی چگونه قابل واکاوی است؟ داده ها به روش های میدانی و اسنادی گردآوری و با شیوه توصیفی- تحلیلی پردازش و تحلیل شده اند. بر این اساس، پس از دسته بندی و گونه شناسی فرم های سفال در دوره صفویه، با نمونه های موجود در دیوارنگاری های کاخ چهلستون دوره صفویه به صورت مقایسه تطبیقی ارزیابی شده است. نتایج اولیه به دست آمده از این تحقیق نشان داد که دلیل استفاده از نقش و فرم ظروف سفالینه در دیوارنگاری دوره صفویه بر پایه کاربرد تشریفاتی است.

    کلیدواژگان: کاخ چهل ستون، سفال صفوی، دوره صفویه، شاه عباس اول، دیوارنگاری
  • عباسعلی احمدی * صفحات 71-87

    دشت برخوار به همراه کوهپایه های مجاور در گذشته تشکیل دهنده ناحیه ای فرهنگی- جغرافیایی به نام رستاق برخوار بوده است. وجود بناهای متعدد و متنوعی که به دوره های مختلف اسلامی تعلق دارند در کنار جنبه های بومی و روستایی این بناها، شرایط مناسبی را به منظور ترسیم سیمای کلی آرایه های معماری یک منطقه به عنوان یک واحد جغرافیایی- فرهنگی مجزا به وجود آورده است. بر همین اساس و با توجه به مواردی همچون تخریب بسیاری از بناها و آرایه های معماری منطقه بعد از بررسی های نگارنده و همچنین معرفی برخی نمونه های جدید و ناشناخته، در پژوهش حاضر آرایه های معماری بناهای دشت برخوار مورد مطالعه و توجه قرار گرفته است. به منظور نیل بدین مقصود پژوهش پیش روی به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس نتایج حاصل از بررسی های میدانی و مقایسه ای تطبیقی صورت گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد، آرایه های معماری بناهای منطقه از قرون متقدم تا قرون متاخر اسلامی از تکنیک های تزیینی متنوع و تداوم و استمرار برخوردار بوده است. این آرایه ها شامل آرایه های گچی، کاشی، آجری، گلی، چوبی، سنگی، آهکی، دیوارنگاره و نقاشی روی چوب بوده و در بناهایی همچون مساجد، مقابر، تکایا، مناره ها، مدارس، کاروانسراها، قلاع، منازل، کبوترخانه ها، حمام ها، باغات، یخچال ها، آسیاب ها و کاخ ها به کار رفته است. از میان تکنیک های تزیینی، آرایه های گچی بیش ترین میزان کاربرد و تنوع تکنیکی را نشان می دهد. تزیینات شاخص و پرکار، عمدتا به بناهای مذهبی و بناهای دارای کاربری فرا منطقه ای و عام المنفعه همچون کاروانسراها اختصاص داشته و دیگر بناها با کاربری محلی و خصوصی از تزیینات ساده و کم کار بهره مند بوده است. با توجه به کثرت و تنوع آثار دوره قاجاری، تنوع و تعدد تکنیک های تزیینی دوره مذکور به نسبت دیگر دوره ها، کمیت بالایی را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: آرایه های معماری، کاشی، آرایه های گچی، برخوار، اصفهان
  • اکبر شریفی نیا*، طیبه شاکرمی، رویا ارجمندی صفحات 88-103

    برای آشنایی با یک جامعه، شناخت فرهنگ، روابط انسانی، ریشه های فرهنگی، روحیات و آداب، رسوم و سنن یک ملت ضروری است. برای رسیدن به این مقصود، مراجعه به میراث هنری عوام که از تجربه های جمعی و زندگی واقعی سازندگان آن به ثمر می نشیند، بسیار کارآمد و راهگشا خواهد بود. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد مردم شناسی فرهنگی یا قوم نگاری، تزیینات سنگ قبور شهرستان دره شهر با اهداف شناسایی سبک هنری آنها و کشف لایه های پنهان سنت های مادی و رفتاری ساکنان گذشته این منطقه مورد مطالعه قرار می گیرند. بر این اساس سوالات اصلی پژوهش عبارتند از؛ 1: سبک هنری اجرای نقوش تزیینی سنگ قبور شهرستان دره شهر چیست؟ 2: سنت های مادی و رفتاری ساکنان گذشته شهرستان دره شهر چه بوده است؟ برآیند پژوهش نشان می دهد که سبک هنری اجرای نقوش تزیینی سنگ قبور شهرستان دره شهر، سبک هنری عوام یا واقع گرا است و بر اساس همین سبک که وابسته به پیکره های اجتماعی آن جامعه و برخواسته از واقعیات زندگی است، سنت های مادی این شهرستان شامل ابزارآلات مادی آنها چون؛ تفنگ، خنجر، شانه های یک طرفه و دوطرفه، شانه قالیبافی، دار قالی، قلیان، مهر و تسبیح، آفتابه، قیچی و حیواناتی چون اسب، بز و سگ و سنت های رفتاری آنان نیز انجام اموری چون شکار، گله داری، مبارزه با نیروهای طبیعت، میهمانداری، رقص آیینی، قالیبافی و عمل به اصول دینی است که می بایست هر فرد ایلی و عشایری منطقه متناسب با جنسیت خود و برای کسب وجه اجتماعی، خود را به این داشته های مادی و رفتاری توانمند سازد.

    کلیدواژگان: دره شهر، سنگ قبور، نقوش تزیینی، سبک هنری، سنت های مادی و رفتاری
  • فائزه جان نثاری*، بهاره تقوی نژاد صفحات 104-118

    عصر طلایی هنر- صنعت پارچه بافی در ایران را به جرات می توان قرون16 - 17م./ 10 - 11ه.ق. دانست. پارچه های بافته شده در این دوران به لحاظ زیبایی های بصری، ترکیب بندی، نقوش، رنگ و فن بافت مایه ی مباهات هنر این دوران بوده که با تنوع و گوناگونی بسیار به اجرا درآمده است. یکی از این ترکیب بندی های متنوع که به دفعات در ساختار پارچه های این عصر مشاهده می شود، کاربرد فرم/نقش ترنج گونه ای است که با نقوش گیاهی، جانوری و انسانی آراسته شده است. مطالعات انجام شده نشان از کاربرد فراوان این فرم/ نقش در منسوجات داشته است، که نشان می دهد ترنج یکی از نقوش پرکاربرد این دوران است. با توجه به توضیحات فوق؛ هدف اصلی این پژوهش بررسی الگوهای ساختاری نقش/فرم ترنج بر روی منسوجات صفوی است. در این راستا سوالی که مطرح است: در تزیین منسوجات دوره صفوی فرم/ نقش ترنج از چه تنوع ساختاری برخوردار است و جایگاه این فرم/ نقش در ترکیب بندی این پارچه ها چیست؟ برای یافتن پاسخ به این سوال 16 نمونه پارچه های موجود در کتب و موزه های هنری از دوره صفوی انتخاب و سپس ویژگی های ساختاری (ترکیب بندی ، نقوش و...) آن ها بررسی شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، بر مبنای هدف بنیادی و بر مبنای ماهیت تاریخی است. گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و اینترنتی و تجزیه و تحلیل کیفی بوده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که فرم/ نقش ترنج که به صورت تکرار شونده در منسوجات مشاهده می شود، گاه به صورت آشکار و گاه به صورت الگوی هندسی پنهان1، در اکثر پارچه های دوره صفوی وجود دارد. این ساختار از نظام قرینگی تبعیت کرده و ترکیب بندی های منظم و جدیدی در متن اثر را نشان می دهد که عمدتا طرح های واگیره ای (به صورت حمیل دار 2 وبدون حمیل)، به روش انتقالی و به صورت (1) / 4 و (1) /2 بوده است.

    کلیدواژگان: دوره صفوی، منسوجات، ترکیب بندی، ترنج، فرم، نقش
  • مریم مونسی سرخه، سارا حسین زاده قشلاقی* صفحات 119-127

    نقوش تزیینی در معماری و منسوجات عصر قاجار منعکسکننده آراء هنرمندان عصر بوده است. تغییرات نقشپردازی بنابر زیباشناسی زمانه و میزان آرمانگرایی هنرمندان متفاوت است. اهداف اصلی پژوهش، بررسی مضامین نقوش تزیینی در معماری و منسوجات قجری و تبیین آراء هنرمندان ایرانی در اجرای تصویرنگاری در هنر عصر قاجار است. پرسش اساسی این نوشتار، کیفیت مضامین عاشقانه و حماسی نقوش تزیینی در معماری حمام مهدیقلیخان و سه پارچه قلمکار و خوانش محتوایی آنها است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی با رویکرد تاریخی و شیوه جمعآوری اطالعات، اسنادی است. نتایج تحقیق گواه آن است که مضمون نقشمایه ها اکثرا روایی و در شرح رخدادی بوده است. عناصر تاثیرگذار در دیوارنگاره های حمام مهدیقلیخان مشهد و پارچه های قلمکار تحت نظر هنرمندان این دوره در قالب مضامین اساطیری، حماسی و زندگی روزمره که ریشه در باورها و اعتقاداتمردم داشته، بوده است. عالوه بر مضامین قراردادی و سفارشی همچون درباریان و اعیان، صحنه های تاریخی، داستانی، جنگ و شکار، از موضوعات گل، دختران، زندگی روزمره، ماه تولد و اسلیمیها و مذهبی استفاده شده است. شیوه کلی ترسیم نقشمایه ها اغلب بر اساس اصول ذهنی هنرمند، بدون رعایت پرسپکتیو، آرمانگرایی در اندامها و گاه تشابهنمایی با واقعیت و بدون رعایت مقیاس در سطح زمینه برای پر کردن متن اثر، فضاسازی مشترک و مطابق ایده هنرمند در انواع آثار هنری، گاه فرنگیگرایی در کاربرد اشیا و نحوه چیدمان زمینه و البسه بوده که همگی بر اساس تحوالت فرهنگی و تغییرات گرایش در آداب و باورها متغیرند.

    کلیدواژگان: دیوارنگاری، پارچه های قلمکار، عصر قاجار، حمام مهدی قلی خان، خوانش مضامین
  • نفیسه زمانی*، فرزانه فرخ فر صفحات 128-143

    در تاریخ سیاسی ایران، طبقه جنگاوران،همواره به عنوان یکی از طبقات مهم شمرده می شد. پژوهش در فرم پوشش جنگاوران، اطلاعاتی ارایه می دهد که در مطالعات تاریخی و جامعه شناسی مفید است و علاوه بر آن در حوزه هنرهای کاربردی و نمایشی نیز به کار می آید. نسخه 953ه.ق موجود در کتابخانه ملی پاریس، متعلق به دوره صفوی از جمله نسخی است که با ابعاد بزرگ و درشت نمایی در ترسیم فیگورها، توسط زبده ترین نگارگران خلق شده و بیشترین تعداد نگاره های آن مربوط به طبقه جنگاوراست. بررسی چگونگی پوشاک به تصویر درآمده در این طبقه، می تواند علاوه بر بازشناسی الگوی پوشاک جنگ عصر صفوی، به تاثیر روایت شاهنامه، سنت نگارگری و دیگر جریان هایی که بر مصورسازی جامگان نفوذ داشته اند، بپردازد. نتایج کلی پژوهش، بیانگر آن است که نگارگری روایی نقش بسزایی در نمایش پوشاک جنگاوران در صحنه های حماسی شاهنامه داشته و نگارگران از پوشاک به عنوان نمادی در جهت نمایش اوضاع سیاسی و نظامی استفاده کرده اند.

    کلیدواژگان: صفوی، نگارگری، شاهنامه953ه، ق، پوشاک، جنگاوران
  • میثم جلالی* صفحات 144-154

    آینه کاری یکی از هنرهای ایرانی و از تزیینات وابسته به معماری است که سابقه آن به دوره صفویه باز می گردد و در دوران قاجار بسیار مورد توجه قرار می گیرد. در این میان شهر مشهد به واسطه وجود حرم امام رضا (ع) به یکی از مراکز رشد و شکوفایی هنر آینه کاری در ایران مبدل می گردد. در حرم امام رضا (ع) اماکن متعددی با آینه تزیین شده اند. یکی از آن اماکن رواق دارالسیاده است که برای تزیین آن از تزیینات آینه کاری بسیار زیبا و متنوعی استفاده شده است. نگارنده در این نوشتار، با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اسناد، بررسی میدانی و مصاحبه با متولیان امر، به دنبال پاسخ به این پرسش ها است که قدمت آینه کاری در حرم امام رضا (ع) و به ویژه رواق دارالسیاده به چه دوره ای باز می گردد؟ چه افرادی و با چه مناصبی در اجرای تزیینات آینه کاری رواق دارالسیاده نقش داشته اند؟ از چه سبک ها و نقش مایه هایی برای اجرای تزیینات آینه کاری رواق دارالسیاده استفاده شده است؟ یافته ها حاکی از آن است که استفاده از آینه در حرم امام رضا (ع) به اواخر دوره صفوی و اوایل دوره قاجار بر می گردد و یکی از اولین اسناد مربوط به آینه کاری دارالسیاده به اواخر سده سیزده هجری قمری تعلق دارد. در کنار هنرمندان، مقامات حاکمیتی از رده های مختلف در اجرای آینه کاری های حرم امام رضا (ع) نقش داشته اند و از شیوه گچ بری روی آینه، جیوه تراشی، شیشه های رنگی، انواع کتیبه ، نقوش اسلیمی و ختایی، نقش شمعدان، گلدان، گل و برگ و نقش مایه های هندسی به ویژه انواع گره برای تزیینات آینه کاری رواق دارالسیاده استفاده شده است.

    کلیدواژگان: حرم امام رضا(ع)، آینه کاری، دارالسیاده، دوره قاجار، اسناد آستان قدس
  • فاطمه قنبری شیخ شبانی، مریم قاسمی سیچانی* صفحات 155-169

    نقوش هندسی همواره بخش مهمی از هویت معماری سنتی ایران است. این نقوش که با استفاده از خطوط مستقیم شکل می گیرند، نقش مایه های گره را بوجود می آورند. نقش مایه هایی که هر یک دارای ویژگی های مخصوص به خود هستند. مسجد جامع اصفهان یکی از مهم ترین ابنیه معماری ایران، به لحاظ حجم تزیینات و استفاده از نقوش هندسی متعدد است. لذا در این مقاله به دلیل اهمیت ویژه ای که این بنا در تاریخ الگو های هندسی داراست به عنوان نمونه مناسب برای الگوی برداری انتخاب شد. در این راستا با جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه ای، اسناد معتبر و تحقیقات میدانی، ابتدا الگوشناسی پیشنهادی مبحث مورد نظر ارایه شد (آلات گره)، سپس نمونه های موجود از نقوش هندسی (گره) کاشی کاری مسجد برداشت، و پس از نام گذاری و ترسیم، زمینه، واگیره و قاب آنها مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان دهنده آن است که زمینه شکل گیری گره ها در کاشی کاری ها مسجد جامع اصفهان به ترتیب شامل زمینه پنج، شش، هشت، ده، یازده، دوازده، چهارده، هشت و گره هشت و دوازده و نه و دوازده است. واگیره های آنها شامل اشکال مستطیل، مربع، مثلث و متوازی الاضلاع است. همچنین شکل قاب ها شامل لچکی، مربع، مستطیل، مثلث، نیم دایره، ستاره چهار پر، ستاره پنج پر، ستاره هفت پر، ستاره هشت پر، پابزی است که قاب لچکی دارای بیشترین شکل قاب گره های موجود است.

    کلیدواژگان: نقوش هندسی شکسته، کاشی کاری، مسجد جامع اصفهان
  • سحر شفائی*، خشایار قاضی زاده صفحات 170-184

    مرقع گلشن موجود در کتابخانه ی کاخ گلستان مجموعه ارزشمندی است که توسط هنرمندان ایرانی و هندی به وجود آمده است. اهمیت پژوهش این است که به شناسایی و معرفی سبک های مختلف طبیعت پردازی در نگاره های مرقع گلشن به عنوان نفیس ترین آثار دوران جهانگیری، سیر تحول هنر گورکانیان هند از دوره ی همایون تا جهانگیر می پردازد. هدف این پژوهش شناسایی ویژگی های طبیعت پردازی در نگاره های مرقع گلشن بوده است. زیرا طبیعت در مرقع گلشن جایگاه ممتاز و قابل تامل دارد. می توان مساله حاضر را به بررسی این سوال ها دانست، آیا منظره پردازی دارای خصوصیات متمایزی بر اساس سبک های موجود در نگاره های مرقع گلشن بوده و طبیعت پردازی در هرسبک چه ویژگی هایی داشته است؟ روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است و از 300 صفحه ی مرقع گلشن 144 قطعه نگاره ی هندی و ایرانی با موضوعات مختلف را در بر دارد بنابراین تعدادی از نگاره هایی که دارای ویژگی های غالب از منظره پردازی، در سبک های موجود می باشد، مورد مطالعه قرارگرفته است. در این پژوهش پنج سبک در منظره سازی های مرقع گلشن یافت شد که هرکدام دارای ویژگی های خاصی بوده و در نهایت شاهد اختلاط سبک ها و کشمکش بین این گرایش ها هستیم اما هیچ کدام به طور مطلق جایگزین یکدیگر نشدند.

    کلیدواژگان: سبک ها، مرقع گلشن، منظره پردازی، نگارگری
|
  • ZOHREH AGHAJANZADEH *, Alireza Taheri Pages 4-16

    Ajā'ib al-Makhlūqāt Qazvini is a very comprehensive book on the introduction of strange and supernatural beings named after these mystical creatures such as Christianity and islam in the from of mystical stories.Ajā'ib al-Makhlūqāt Qazvini is a very comprehensive book on the introduction of strange and supernatural beings named after these mystical creatures such as Christianity and islam in the from of mystical stories. Ajā'ib al-Makhlūqāt Qazvini depict religious beliefs and stories told in the past by the prophet(peace be upon him) and the imams(pbuh). This article examines the way the three great angels of God, Israfil, Gabriel and Michael are portrayed in three Ajā'ib al-Makhlūqāt wa Gharā'ib al-Mawjūdāt Qazvini's Wonders of the Beast and the Beast. These three versions include: The French Library Edition, 463, The National Library Edition 46-3343, and The Tehran Lithographic Printing Edition, 1283. The three versions have been depicted in different eras and include new redefinitions of these three angels. The research method is descriptive-comparative. It can be seen that in their portrayal of angels the human model is given to them.

    Keywords: Ajā'ib al-Makhlūqāt, Qazvini, Angels, Human-animal
  • Esmaeil Salimi *, Jamila Solhjoo, Hassan Karimian Pages 17-40
    Mahabad, which in the past was called Savojbolagh, Sablagh in the language of the native people, was the center of a part of Iranian Kurdistan called Mokrian. The former Savojbolagh (now Mahabad) is one of the most important cities in northwestern Iran in the southern part of Lake Urmia, which was the center of Mokrian for four centuries. Based on the archaeological evidence, the city of Mahabad was built during the reign of Shah Suleiman (1107-1077 AH), by the order of the Mukrish ruler "Buddha Sultan".and grew and developed from the late Safavid era to the early Pahlavi era. Most of the remaining monuments of the Qajar and Pahlavi era of Mahabad are now the residential buildings of influential people in the city. Many of the buildings belonging to the affluent classes of the city have a wide variety of decorations, Therefore, the purpose of the present article is to discuss the features and types of decorations used in the residential buildings of the mentioned period in Mahabad. So it is necessary to answer to some questions about art styles and patterns that influence the formulation of these ornaments. Since there has been no coherent research on the decorations and architectural style of Mahabad buildings in Mukriyan region, Therefore, their study can provide a broader understanding of the artists' efforts in creating suitable settlements. As a result, it was found that most of the decorative elements were influenced by the facades of the prosperous persons Due to the geographical conditions of the area, many of the decorations have been made with brick and stone materials. Although the decorative designs used in Mahabad are similar to those in cities like Sanandaj, However, these monuments built by native Mukrish artists.
    Keywords: Mahabad, building decoration, Qajar, Pahlavi, Residential buildings
  • Parisa Mohammadi, Seyed Reza Hoseini * Pages 41-53

    The Seljuqs were a tribe of Turkmen Ghuzz whose rule was terminated at the hands of the Khwarazmian.The works of this era are considered to be masterpieces of the Islamic epoch, among which are glassware art whose way of decorating and making has put it in a special place. In decorating these works, geometric, animal, written, human and plant motifs have been used. The purpose of the present research is to focus on identifying the plant motifs of this period and recognizing the most extensively used plant motifs. Therefore, the present research seeks to answer two questions; a. What are the mostly used plant motifs in Seljuks glassware? b. What are the most widely used plant motifs in this period? A total of 54 works have been used in this paper, among which 42 glassware were analyzed. This research was conducted in a historical, descriptive-analytical approach with referring to library resources. The results of this study indicate that the plant motifs used in Seljuk glassware include motifs such as flowers, arabesque, fruits, leaves, buds, ivy and the placement of plant motifs along with geometric, animal and written motifs. It was also found that the most significant motif used is flowers, which has been implemented in various shapes. In addition, the mostly used color in decoration of glassware was green in different shades. Also, in style of implementation and decorating tools, the most common way was using mold.

    Keywords: Seljuks, Glassware, Plant Motifs, Islamic Art
  • Yousef Ghasmi *, MohammadEsmaeil Esmaeili Jelodar Pages 54-70

    Artwork is considered as visual means of communication and representative of facts that have undergone dramatic changes in each era, influenced by social, economic, political, religious, and social conditions. In this regard, wall decoration is an important context for gaining insight into these changes. This study aims to analyze the form and role of pottery in Safavid wall paintings through comparative study with pottery of this period, focusing on the wall paintings of the Chehel Sotun palace. Chehel Sotun palace in Isfahan has always been regarded as one of the most important historic and cultural monuments of the Safavid period during the reign of King Abbas I and II. The murals of the palace reflect the thoughts and culture of the kings and perhaps the people of that time (Safavid era) and are in fact an expression of this period. The most important question in this article is what are the reasons of using pottery figures on the murals and wall their relation with the Safavid pottery can be investigated? Data have been gathered using both field and Documentary method methods and were analyzed by descriptive-analytic method. Accordingly, after classification and typology of pottery forms in the Safavid period, the comparison with the Paintings in the wall decorations of the Chehelston Palace of the Safavid period has been carried out. Initial results from this study show that the use of pottery figures in the Safavid wall paintings, especially the Chehelston Palace, is ceremonial.

    Keywords: Chehel Sotun Palace, Safavid Pottery, Safavid Period, Shah Abbas I, mural
  • AbbasAli Ahmadi* Pages 71-87

    Considering issues such as the destruction of many buildings and decorations of the study area after the author's examination, the existence of suitable conditions for drawing the general appearance of architectural decorations of an area as a separate geographical-cultural unit, rural and indigenous aspects of decorations and introduction Some new and unknown examples, In the present study, the study of decorative patterns and the process of architectural decoration of Borkhār plain buildings, which has been a component of cultural-geographical area called Rostagh Borkhār in the past, has been considered. To this end, present research has been conducted analytic- comparative method based on the results of field studies and comparative comparison. As the results of this research show, the decorations of the buildings of the region from the early centuries to the late Islamic centuries have various techniques and have been continuous. Among the decorative techniques, molding decorations have shown the highest level of application and technical diversity. Indicative and prolific decorations are mainly dedicated to religious buildings and buildings of national importance, and other buildings have benefited from simple and low-work decorations. Due to the multiplicity and variety of works of the Qajar period, the variety and multiplicity of decorative techniques of this period compared to other periods, shows a high quantity.

    Keywords: Borkhār, Decorations, Al-Buwayh period, Seljuk period, Safavid Period
  • Akbar Sharifinia *, Tayebeh Shakarami, Roya Arjomandi Pages 88-103

    To get familiar with a society, recognition of the culture, human relationships, cultural roots, morals, rituals, and traditions of a nation is essential. To achieve this end, referring to the commonwealth's artistic heritage, which is gained through the collective experience and real life of its builders, is very efficient. In this research, using descriptive case studies or applying field and library methodology, the gravestones decorations of Darreh Shahr city, with the aims of identifying their artistic style and discovering the hidden layers of material and behavioral traditions of the past inhabitants of this region, are going to be investigated. Based on this, the main research questions are: (1) what is the artistic style of the gravestones decorations of Darreh Shahr? (2) what were the material and behavioral traditions of the past inhabitants of this land? The results show that the artistic style of gravestones decorations is a common or realistic style of art. Based on this style, which relates to the social structures of that society and is based on the realities of life, the material tradition resources of this city include guns, daggers, one-sided or two-sided combs, carpet weavers, carpet scaffold, hookahs, turbah and tasbih, afatabah, scissors, and animals like horse, goat and dog. Their behavioral traditions include hunting, flocking, fighting against nature forces, hospitality, carpet weaving and acting on religious principles that, beside material traditions, should be performed by any tribal and nomadic people of the region, appropriate to their gender, for earning the social respect.

    Keywords: Darreh Shahr, gravestones, decorative designs, artistic style, material, behavioral traditions
  • Faezeh Jannesari *, Bahareh Taghavi Nejad Pages 104-118

    The golden age of the textile art industry in Iran without a shadow of a doubt was the 10th and 11th centuries AH (16th-17th AD).Woven fabrics of this era were a remarkable combination of visual aesthetics, composition, motifs, colors and textures put together in a variable and versatile form.One of these beautiful compositions that is often seen in the fabric structure of this age is the use of medallion form/motif embellished with plant, animal and human motifs.Studies indicate that this form/motif has been used in textile in abundance confirming that medallion is one of themost widely used motifs of this period. According to the above-mentioned descriptions, the main purpose of this study is to investigate the structural patterns of the motifs/form of medallion on Safavid textiles In this regard, the question that arises is what is the structural diversity of the motif/form of medallion in decorating Safavid textiles and what is the position of this motif/form in the composition of these fabrics? To find the answer to this question, 16 fabric samples existing in books and art galleries of Safavid period are selected and then their structural features are analyzed. The research method is descriptive-analytical and is based on historical nature.The data is collected from librariesand the Internet and the analysis is qualitative.The results of the research show that medallion form/motif exists both explicitly and in disguise in most of the Safavid textiles.This structure adheres to the symmetry system and shows new and orderly combinations in the text of the work. The greatest use of this motif in the textiles has been transitional and in the form of 1/2 and 1/4.

    Keywords: Safavid Dynasty, textile, medallion, composition, form, motif
  • Maryam Mounesi, Sara Hosseinzadeh Gheshlaghi * Pages 119-127

    Decorative motifs in Qajar era architecture and textiles reflect the views of artists.The motifs are different from the aesthetics of the time and the level of idealism of the artists.The research objectives are to study the themes of decorative motifs in the Qajar architecture and textiles and to explain the characteristics of Iranian artists' imagery in performing arts in the art of Qajar era.The question of this article is how the romantic and epic themes of decorative motifs are in the Mahdiqulikhan bath architecture and the three cloth makers and their content matching.The method of research, analytical descriptive and information gathering method is documentary.The results of the research indicate that the content of the presentations has been mostly narrative and in the description of the event.The elements affecting the Mahdiqolikhan baths in Mashhad and the Qalamkar fabrics in the form of mythical, epic, and life, rooted in people's beliefs.In addition to custom themes such as lords, historical scenes, stories, hunting,have been used for flowers, girls, birthdays and religion.The general way of drawing is often based on the artist's subjective principles,regardless of perspective,idealism in the organs, and sometimes the realization of the fact and without regard to the scale of the field for filling the text of the work,common space and in accordance with the artist's idea in a variety of artwork, the use of objects and the way of layout of the field and clothing,all of which are based on cultural changes and trends in tendencies in customs and beliefs

    Keywords: mural, qalamkar fabrics, Qajar era, MahdiquliKhan bath, reading of themes
  • Nafise Zamani *, Farzane Farrokhfar Pages 128-143

    In history of Iran , always class fighters been important and they were been a pillar of strength. This study in the form of war coverage gives information about various battles and weapons in different historical times. That it is useful in historical and sociological studies, also it used in the arts and drama. Shahname 953. H Paris was belonging period Safavi. It is the most common image of the warrior. The painter in this version Shahname, painted these warrior with a main form and there is no division in the armyThe results of that research show that the validity of narrative plays a significant of epic scenes Shahname 953H Paris, also painter has used of clothing as a symbol to show the political and military situation.The present study from a perspective of the nature is fundamental- application and from a position of the method is historical- analytic .

    Keywords: Safavid, Painting, shahnameh 953 H, Clothing, fighters
  • Meysam Jalali * Pages 144-154

    The mirror work is an Iranian art and it is subset of architectural decoration. The history of this art in Iran dates back to Safavid era, and afterward it turned to one of the most popular arts in Qajar period. As a result, Mashhad became one of the mirror work sites very soon due to the Shrine of Imam Reza (A.S.). In the Shrine of Imam Reza (A.S.) numerous places and porticos are decorated with beautiful and various mirrors. Dāral-Sīyādah is one of the porticoes that have been mirrored as well as using fresco and tile work. In this descriptive-analytical article, the author seeks to answer the questions that when the mirror works of Shrine of Imam Reza (A.S.), and in particular, the Dāral-Sīyādah portico was done? Who and with what roles have been involved in Dāral-Sīyādah mirror works? What styles and patterns have been used in Dāral-Sīyādah mirror works? The findings indicate that the use of mirror works in the Shrine of Imam Reza (A.S.) goes back to the late Safavid and early Qajar periods and one of the earliest documents related to the mirror works of Dāral-Sīyādah belongs to the late thirteenth century AH. Along with the artists, officials have been involved in performing the mirror works of Imam Reza's (A.S.)shrine and have used plaster works, sandblasting (Jīvitarāshī), colored glass, Qur'anic inscriptions, traditions, God's and Imams' names, paintings , Candlestick, vase, flower and leaf designs, and geometric patterns, especially strap work, for decorating the Dāral-Sīyādah mirrors.

    Keywords: Shrine of Imam Reza (A.S.), Mirror Work, Dār al-Sīyādah, Qajar Period, Astan Quds Documents
  • Fatemeh Ghanbari Sheikhshabani, Maryam Ghasemi Sichani * Pages 155-169

    Geometric motifs have always been an important part of traditional Iranian architectural identity. These motifs, which are formed using straight lines, create node patterns. Patterns that each have their own characteristics. Isfahan Jame Mosque is one of the most important architectural buildings of Iran in terms of volume of decoration and use of numerous geometric motifs. Therefore, in this paper, due to the special importance that this building has in the history of geometric patterns, it was chosen as a suitable example for vector pattern. In this regard, by gathering information through library studies, valid documents, and field research, first a suggested model of the topic (node ​​tools) was presented, then samples from the mosque's tile geometry were extracted. , And after naming and drawing, their background, footprint and frame were analyzed. The results show that the nodes formed in the tiles of Isfahan Jame Mosque were respectively five, six, eight, ten, eleven, twelve, fourteen, eight and eight and twelve knots and nine, respectively. It's twelve. They have rectangles, squares, triangles and parallelograms. Also the shape of the frames includes lacquer, square, rectangle, triangle, semicircle, four-pointed star, five-pointed star, seven-pointed star, eight-pointed star, Pabzz, which is the most shaped nodal frame

    Keywords: broken geometric motifs, tiling, isfahan jame mosque
  • Sahar Shafaei *, Khashayar, Ghazi Zadeh Pages 170-184

    Gulshan collection in Gulestan palace is a valuable collection that has been created by Iranian and Indian artists. The importance of this study is that it discusses and introduces various styles of naturalism in the paintings of Gulshan collection as the most exquisite works of Jahangiri era, the history of development in Indian Gurkany art from Homayoon to Jahangir period. The aim of this study is to identify naturalism in the paintings of Gulshan collection. Because in the art of painting they consider nature and its manifestation. Inclination to nature is evident in the remaining works. That's why these questions can be posed that what styles were used in the landscape painting of Gulshan collection? What kind of characteristics should a style have and if they are distinctive or not? The method in this study is descriptive analytical and collecting data is in the form of library and attributive. The statistical population is Gulshan collection in the Gulestan palace library. Almost 80 images of landscape painting were collected from the treasury of manuscripts of Gulestan palace. After checking these images five of them that had the most outstanding features of naturalism were investigated. Because in this study five styles of landscape painting of Gulshan collection were found, each of which had unique feature and eventually we witnessed the combination of styles and the conflict between these orientations. However, none of them were completely replaced by each other. Thus, first we will investigate how Gurkany government and painting were created. In brief the effect of Iranian and European art on Indian art was discussed and then nature was investigated in art and painting. Finally, some paintings having different features of landscape making were analyzed as well as explaining Gulshan collection.

    Keywords: styles, Gulshan collection, landscape painting, Painting