فهرست مطالب

  • پیاپی 70 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/21
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مرتضی رحیم پور*، نعمت الله کریمی، فرزانه مهدیان صفحات 1-18

    تبخیروتعرق واقعی یکی از مهم ترین اجزای هیدرولوژی برای مدیران بخش آب می باشد. باتوجه به اهمیت این پارامتر اندازه گیری آن با محدودیت های فراوانی مواجه است. اما با توسعه علوم سنجش از دور می توان محدودیت های مکانی و زمانی را تا حد زیادی مرتفع ساخت. هدف از این تحقیق برآورد میزان تبخیروتعرق واقعی در دشت رفسنجان برای درخت پسته می باشد. در این تحقیق از تصاویرسنجنده MODIS و با استفاده از الگوریتم SEBAL میزان تبخیروتعرق برای سال آبی 88-1387 تخمین زده می شود. سپس به دلیل نداشتن داده مشاهداتی برای تبخیروتعرق میزان برآورد شده از تصاویر ماهوارهای با مقادیر روزانه پتانسیل حاصل از روش پنمن-مونتیث FAO56 مقایسه گردیده سپس با مقادیر ماهانه داده های تشت تبخیر، و مقادیر گزارش شده از سند ملی آب ایران مقایسه و در آخر این مقادیر با میزان تبخیروتعرق بدست آمده از بیلان حوضه، مورد بررسی قرار گرفت. شایان ذکر است که ابتدا فلوچارت الگوریتم مورد استفاده در این تحقیق در دشت کرمان و با استفاده از داده های مشاهداتی لایسیمتر وزنی الکترونیکی واقع در مزرعه دانشگاه شهید باهنر کالیبره و صحت سنجی شده است. در دشت رفسنجان، نتایج نشان داد که میزان تبخیر از باغات پسته در سال 2008 حدودا برابر 502.32 میلیمتر بوده است. این میزان تبخیروتعرق نشان می دهد که پسته دارای نیاز نسبتا مناسبی برای منطقه است اما به نظر می رسد با توجه به کاهش بارش در منطقه تنها عامل کاهش سطح سفره آب زیرزمینی در این منطقه افزایش چاه های غیرمجاز برای افزایش سطح زیر کشت می باشد.

    کلیدواژگان: تبخیروتعرق، پسته، بیلان آب، SEBAL، دشت رفسنجان
  • سعید جهانبخش*، مهدی اسدی، حسن حاجی محمدی صفحات 19-35

    تشخیص سریع و بررسی حجم و مقیاس آتش سوزی، عنصری حیاتی برای کنترل چنین بلایای طبیعی است. بنابراین در پژوهش حاضر الگوهای همدیدی آتش سوزی های جنگل های استان گلستان مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور اطلاعات مربوط به توزیع زمانی، مکانی و سطح آتش سوزی ها از اداره کل منابع طبیعی استان گلستان در دوره آماری (1390-1384) اخذ گردید و روزهایی که در آن، آتش سوزی با دلایل طبیعی قید شده بود شناسایی شد. سپس الگوهای همدیدی حاکم بر منطقه استخراج و مسیر حرکت آن ها در زمان رخداد آتش سوزی با استفاده از الگوریتم لاگرانژی ردیابی گردید. در گام بعدی با استفاده از تحلیل مولفه های اصلی، تیپ های حاکم در تراز مذکور در زمان رخداد آتش سوزی های فراگیر شناسایی گردید. نتایج حاکی از آن است که در زمان رخداد آتش سوزی در منطقه مورد مطالعه 4 الگو حاکمیت دارند. الگوی اول بندال امگایی شکل مابین طول های 40 تا 70 درجه شرقی و عرض های 30 تا 70 درجه شمالی، الگوی دوم ناوه بسیار عمیقی بر جانب غرب روسیه و خاورمیانه، الگوی سوم تشکیل ناوه نسبتا عمیق در غرب دریای سیاه و کشیده شدن آن به عرض های پایین تر و الگوی چهارم یک مانع با ارتفاع مرکزی 5800 ژیوپتانسیل متر بر روی ایران می باشد.

    کلیدواژگان: آتش سوزی، استان گلستان، الگوهای همدیدی، جنگل
  • علی محمد خورشید دوست، فاطمه جعفرزاده صفحات 37-59

    ناحیه سواحل جنوبی خزر مرطوب ترین ناحیه ایران به شمار می رود و یکی از قطب های کشاورزی و گردشگری در منطقه محسوب می شود. در سواحل جنوبی دریای خزر بارش به عنوان مهمترین عنصر اقلیمی از توزیع زمانی و مکانی پیچیده ای برخوردار است. یکی از مهمترین عوامل موثر در بارش های جوی، تغییرات اقلیمی است. این پژوهش در صدد آن است اثر تغییرات اقلیمی بر روی بارش سواحل جنوبی دریای خزر را بررسی نماید. بدین منظور داده های بارش 32 ایستگاه باران سنجی از وزارت نیرو و داده های مدل اقلیمی جهانی AOGCM از سایت تغییر اقلیم آمریکا گرفته شد. همچنین داده های مدل Hdcm3 از وب سایت کانادایی CCCSN اخذ گردید. داده ها، مورد کنترل کیفی قرار گرفت و صحت داده ها بررسی شد. سپس ایستگاه های دارای داده های بیش از 30 سال برای پژوهش انتخاب گردید. پس از آماده سازی داده ها، از مدلSDSM و  سناریوهای انتشار A2 و B2 برای ریزمقیاس نمایی داده های بارش استفاده شد. نتایج یافته های بررسی بارش منطقه نشان می دهد، مدل  NCEP در برآورد مقدار بارش انطباق بهتری با داده های بارش مشاهده ای دارد. برآورد بارش سناریوهای A2 و B2 به غیر از ماه های پر بارش و کم بارش، نزدیک به بارش مشاهده ای است. بیشترین واریانس مدل های NCEP و HADCM3 در فصل پاییز و همزمان با وقوع بارش های حداکثری و یا در ماه هایی است که  در منطقه ی مورد مطالعه بارش های ناگهانی اتفاق افتاده است. بر اساس تحلیل های انجام شده در پژوهش، در مجموع درصد بارش دریافتی فصل پاییز در منطقه افزایش خواهد یافت.پس لازم می نماید برنامه ریزی های دقیق و مفید جهت استفاده ی صحیح از مقادیر بارش دریافتی و مدیریت بهینه در منطقه با استفاده از نتایج چنین پژوهش هایی صورت گیرد.

    کلیدواژگان: تغییرات اقلیمی، بارش، ریز مقیاس نمایی، مدل SDSM، سواحل جنوبی دریای خزر
  • علی اکبر عنابستانی*، مهدی جوانشیری صفحات 61-89

    یکی از نیازهای اولیه انسان برای زندگی داشتن امنیت است. امنیتی که بخش عمده آن در فضاهای سکونتگاهی شکل می گیرد. محققان بر این باورند که عوامل گوناگونی چون عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در ایجاد احساس امنیت موثرند که در این میان می توان به نقش و تاثیرات کالبدی نیز اشاره نمود. هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل کالبدی موثر بر احساس امنیت روستاییان سکونتگاه های روستایی در شهرستان بینالود، با بهره گیری از رویکرد «پیش گیری از جرم با استفاده از طراحی محیط» یا CPTED می باشد. پژوهش حاضر، از حیث هدف «کاربردی» و به لحاظ روش و ماهیت «توصیفی - تحلیلی» است. در این تحقیق برای ارزیابی عوامل موثر بر احساس امنیت کالبدی، از نظرات 16 نفر کارشناس و برای برآورد سطح احساس امنیت کالبدی روستاییان، از ساکنان 8 روستای شهرستان بینالود پرسشگری شد که از مجموع 5766 خانوار در روستایی، حجم نمونه ای برابر 190 خانوار با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. در این پژوهش ابتدا با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی ضریب تاثیر 9 عامل کالبدی موثر بر احساس امنیت روستاییان تعیین و مشخص گردید که عامل کالبدی کیفیت معابر با 3/24 درصد بیشترین تاثیر را بر امنیت روستاییان داشته است. در ادامه براساس مدل تحلیل رتبه رابطه خاکستری، سکونتگاه های روستایی موردمطالعه از نظر احساس امنیت کالبدی رتبه بندی و نتایج نشان داد که روستای ویرانی شرایط بهتری از سایر روستاهای نمونه داشته و به لحاظ کنترل و ساماندهی عوامل کالبدی موثر بر احساس امنیت روستاییان در رتبه اول قرار داشته و روستای سرآسیاب نیز در پایین ترین کنترل و ساماندهی عوامل کالبدی موثر بر احساس امنیت روستاییان قرار گرفته است. نتایج آزمون T تک نمونه ای نیز نشان از شرایط نامناسب شاخص های کیفیت معابر و تناسبات بصری در روستاهای نمونه و شرایط مناسب تر شاخص های نظارت غیررسمی و پوشش گیاهی برای افزایش احساس امنیت روستاییان می باشد.

    کلیدواژگان: احساس امنیت، رویکرد CPTED، طراحی محیطی، مدل تحلیل رابطه خاکستری، شهرستان بینالود
  • مژگان انتظاری نجف آبادی*، حمیده غلام حیدری، شیما وثوقی صفحات 91-113

    مخاطرات زمینی و ژیومرفیک یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی هستند که سالیانه خسارات جانی و مالی زیادی در کل کشورهای جهان و به ویژه ایران به بار می آورند .این بلایا، به زیرساختها، شریانهای حیاتی و تاسیسات صدمه وارد میسازند و موجب از بین رفتن داراییها، اختلال در برنامه ریزی، افزایش مرگ و میر، وارد آمدن جراحات و صدمات روحی میشود.بنابرین رتبه بندی میزان آسیب پذیری سکونتگاه ها درمقابله با مخاطرات طبیعی امری حیاتی در مدیریت ریسک و کاهش آسیب پذیری آن است وامروزه یکی از اولویتهای کشور به شمار می آید. در این پژوهش، به بررسی سه مخاطره ژیومورفولوژی که شامل زمین لغزه (با استفاده از مدل آنتروپی)، زمین لرزه (با استفاده از مدل AHP) و سیلاب پرداخته شده و در نهایت با استفاده از مدل تاکسونومی، شهرستان های استان فارس بر اساس میزان آسیب پذیری رتبه بندی شده اند نتایج پژوهش نشان میدهد که کازرون، لار، شیراز و نیریز در معرض مخاطرات بیشتری هستند، همچنین بین ویژگی ژیومورفیک محدوده مورد مطالعه و مخاطرات ژیومورفیک که شهرها را دستخوش خطراتی می کنند ارتباطی وجود دارد، به طوری که تمامی زمین لغزه ها و 80 درصد زمین لرزه ها در سطوح محدب و بیست درصد زلزله ها و نود درصد پهنه های سیل خیز در سطوح مقعر رخ داده اند بنابراین می توان ادعا کرد که در این پژوهش دامنه های محدب در برابر  زلزله و لغزش و دامنه های مقعر نسبت به سیلاب اسیب پذیر تر هستند.

    کلیدواژگان: مخاطرات ژئومورفیک، آنتروپی، AHP، تاکسونومی، استان فارس
  • یوسف تقی ملایی* صفحات 115-140

    سنجش از دور، انواع داده ها و منابع مفید برای نقشه برداری جنگل را فراهم می کند. امروزه یکی از کاربردهای رایج در زمینه جنگلداری،  شناسایی درختان و گونه های درختی با استفاده از تجزیه و تحلیل مبتنی بر شیء و طبقه بندی تصاویر ماهواره ای یا هوایی است. این مطالعه بر تشخیص تاج پوشش درختان در سطح انفرادی می پردازد. هدف از این تحقیق، بررسی پتانسیل تصاویر ماهواره ایی با قدرت تفکیک بالایی WorldView-2 مربوط به سال 2014 جهت تهیه نقشه درختان با روش های طبقه بندی ناپارامتریک در جنگل های اطراف شیراز می باشد. در مطالعه کنونی به ارزیابی برآورد پارامترهای جنگل با تمرکز بر استخراج تک درختان به دو روش طبقه بندی شی پایه و بردار پشتیبان با ارزیابی صحت به روش ماتریس پیچیده و روش  (area under operating characteristic curve) AUC با کمک تصاویر هوایی (Unmanned Aerial Vehicle)UAV  فانتوم4  مربوط به سال 2018 در دو منطقه مجزا پرداخته شده است. پس از انجام تصحیحات لازم بر روی تصاویر ماهواره ایی، طبقات جنگل و غیرجنگل تعریف و نمونه های تعلیمی انتخاب شدند. نتایج طبقه بندی نشان می دهد طبقه بندی شی پایه دارای صحت بالاتری در برآورد پارامترهای تک درختان و پس از آن بردار پشتیبان می باشند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیونی نشان داد که استفاده از تصاویر ماهواره ایی WV-2 (R2=0.97) برای برآورد تاج پوشش درختان مناسب است. می توان نتیجه گیری نمود که با توجه به هزینه و زمان بسیار کم برای تفسیر تصاویر ماهواره ایی WV-2، این تصاویر می تواند جهت آماربرداری درختان شهری بجای آماربرداری زمینی استفاده شود. این مطالعه تایید می کند که با استفاده از داده های سنجنده  WV-2 ، امکان استخراج پارامترهای درختان منفرد در جنگل، وجود دارد.

    کلیدواژگان: جداسازی درختان منفرد، تاج پوشش، سنجش از دور، طبقه بندی کننده ها، هفت برم شیراز
  • کریم حسین زاده دلیر*، بشیر بیگ بابایی، محمدحسین حسین زاده صفحات 141-165

    با توجه به رشد جمعیت و افزایش مهاجرت به شهرها، توسعه ی غیرقابل کنترل نواحی شهری، خلق سکونتگاه های جدید، کاهش سطح رفاه انسانی و بروز مشکلات فراوان شهری بویژه در کشورهای در حال توسعه، ضرورت توجه به تدوین الگوی بهینه ی طرح های توسعه ی شهری و تغییر آن از رویکرد ایستا و سنتی به رویکردی منعطف، مشارکتی و استراتژیک و راهبردی احساس می شود. از اینرو در این تحقیق به دنبال امکان سنجی طرح های راهبردی - ساختاری در هدایت توسعه ی شهری در کلان شهر تبریز می باشیم. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق شامل مدیران، کارشناسان و نخبگان دانشگاهی آگاه بر مسایل و مشکلات شهری در کلان شهر تبریز می باشد که حجم نمونه بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی 200 نفر برآورد شده است. برای  تجزیه و تحلیل داده های این تحقیق از مدل های استراتژیک SWOT، SOAR و روش معادلات ساختاری در نرم افزار Amos استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مهم ترین اصل در تحقق پذیری طرح های راهبردی - ساختاری در هدایت توسعه ی کلان شهر تبریز نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری با امتیاز 93/0 بوده و در رتبه ی بعدی نظام اقتصادی و سیاسی به ترتیب با ارزش 85/0 و 72/0 قرار دارند. همچنین در بین متغیرها واگذاری اختیارات و بخشی از وظایف تصمیم سازی و تصمیم گیری به سطوح پایین (محلی)؛ توجه به نقش مردم در نظام تهیه و تدوین و تصویب طرح؛ و توجه به بنیه ی مالی - تجهیزاتی و تشکیلاتی شهرداری ها به عنوان اهرم های اجرایی طرح دارای بیشترین امتیاز می باشند که به ترتیب ارزش آنها 91/0، 85/0 و 82/0 بوده است.

    کلیدواژگان: امکان سنجی، طرح های شهری، برنامه ریزی راهبردی - ساختاری، کلان شهر تبریز
  • سنور احمدی، حسین کوهستانی*، حسین یادآور، حسین شعبانعلی فمی صفحات 167-187

    با توجه به اهمیت کارآفرینی به ویژه در بین زنان روستایی، و آثار آن در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع امروزی، تبیین وضعیت عوامل موثر بر انگیزه کارآفرینی (پیشرفت) در میان زنان روستایی استان کردستان و همچنین شناسایی عواملی که می توانند در تقویت فعالیتهای کارآفرینانه زنان روستایی موثر واقع شوند، از اهمیت بسزایی برخوردار است. .هدف از پژوهش حاضر، تحلیل عوامل موثر بر انگیزه پیشرفت در بین زنان کارآفرین روستایی استان کردستان می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان کارآفرین ساکن در مناطق روستایی استان کردستان بوده که نمونه مورد مطالعه با استفاده از جدول بارتلت و همکاران (2001)، 100 نفر (زن کارآفرین) تعیین گردید و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب از بین زنان مورد نظر انتخاب و اطلاعات لازمه با استفاده از ابزار تحقیق جمع آوری شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفته است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای  SPSS  و Smart PLS  انجام شده است. مدل ارزیابی شده در پژوهش از شاخص های برازندگی قابل قبولی برخوردار بود. مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد، مولفه های دسترسی پذیری های فناورانه (426/0= γ، 55/3 = t)، برنامه های آموزشی-ترویجی (383/0= γ، 19/3 = t)، اوضاع اقتصادی (348/0= γ، 2/4 = t) دارای بالاترین سطح ارتباط با متغیر انگیزه پیشرفت زنان کارآفرین روستایی مورد مطالعه داشته اند و در مجموع متغیرهای مورد مطالعه تبیین کننده ی حدود 60 درصد از تغییرات انگیزه پیشرفت هستند.
     

    کلیدواژگان: کارآفرینی روستایی، کارآفرینی زنان، زنان روستایی، عوامل موفقیت، استان کردستان
  • حجت الله بیرانوند، عبدالله سیف* صفحات 189-209

    شناسایی سیرک های یخچالی علاوه بر اثبات تغییرات اقلیمی گذشته برای شناخت محدودیت ها و پتانسیل های محیطی در برنامه ریزی و مدیریت محیطی اهمیت دارند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی، طبقه بندی و آنالیز شاخص های مورفومتری و آلومتری سیرک های یخچالی ارتفاعات پلوار در استان کرمان با استفاده از مدل سازی و روابط ریاضی است. بر اساس تکنیک های ژیوماتیک و روش های جدید تعداد 66 سیرک یخچالی در این ارتفاعات شناسایی و در روی نقشه شیب کلاس بندی شده و مدل رقومی ارتفاعی به دو فرمت خطی و پلیگونی ترسیم شدند. آنگاه با برازش مدل های توانی بر پروفیل طولی سیرک ها به استخراج ضرایب و پارامترهای آماری سیرک های منطقه مبادرت گردید. عملیات رده بندی سیرک ها بر مبنای روش های ویلبورگ و رودبرگ، ایوانس و کوکس انجام پذیرفت. برای مورفومتری این سیرک ها از پارامترهایی چون (L)، (W)، (H)، (L/W)، (L/H)، (W/H) و اندازه سیرک استفاده شده و خصیصه های مورفومتریک آن ها به تفسیر گذاشته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد در ارتفاعات پلوار تعداد 1 سیرک رده N1، 4 سیرک N2، 13 سیرک N3 و 48 سیرک در رده N4 و N5 موسوم به گروه شبه سیرک وجود دارد. میانگین ضریب b برای سیرک های رده N1،N2 ،N3  برابر با 017/1 است که در سیرک های این رده 1< B است و تا حدودی وضعیت آلومتری برقرار است. میانگین ضریب b برای سیرک های رده N4 و N5 برابر با 932/0 و 1 >B است. ضرایب پایین b برای سیرک های این رده بیانگر رفتار منفی آلومتری، فرسایش اندک یخچالی، عدم تکامل و توسعه سیرک های این رده در این ارتفاعات است

    کلیدواژگان: مورفومتری، سیرک های یخچالی، ارتفاعات پلوار، آلومتری، پلیستوسن پسین
|
  • Morteza Rahimpour* Pages 1-18

    Actual evapotranspiration is one of the most important components of hydrology for water managers. Given the importance of this parameter, measuring of that is facing with many restrictions. But by developing of remote sensing sciences, the spatial and temporal problems can be largely solved. The aim of this study is estimating the actual evapotranspiration of Pistachio trees in Rafsanjan plain. In this study, the MODIS satellite images and SEBAL algorithm are used to estimate the rate of actual evapotranspiration in water year of 1387-1388. Then, due to lack of observational data for evapotranspiration, the estimated reached from satellite images was compared with daily potential values of Penman-Monteith FAO56 and also was compared with monthly values of evaporation pan data and reported amounts by national water document of Iran. Finally these values within the obtained amounts of evapotranspiration from balance area were pursued. It is worth noting that first of all the flowchart algorithm used in this research was validated and calibrated by use of observational electronic weighing lysimeter data located in Shahid Bahonar University field. In Rafsanjan plain, results showed that the rate of evaporation of pistachio orchards in year of 2008 was about 502.32 mm. this amounts of evapotranspiration indicates that pistachio is almost suitable for the region but it seems due to lower rainfall, the only factor of the underground water level reduction is digging illegal wells to increase cultivation areas.

    Keywords: evapotranspiration, pistachio, water balance, SEBAL, Rafsanjan
  • Pages 19-35

    Rapid detection and investigation of volume and scale fires, is a critical element to control such natural disasters. Therefore in current research synoptic pattern of forests fires of Golestan province was investigated. For this purpose were collected the information related to the distribution of temporal and spatial level fires from the Department of Natural Resources of Golestan province in the period (1390-1384) and the days in which the fire was mentioned by natural causes were identified. Then the synoptic patterns of the region at the time of occurrence of fire to extract and track their movements were tracked using Lagrangian algorithm. In the next step by using principal component analysis, were identified prevailing types in mentioned level in the event of pervasive fires. The results showed that at the time of occurrence of fires in the study area are 4 pattern of rule. The first pattern is omega-shaped blocking in longitude between 40 and 70 degrees east and latitude 30 and 70 degrees north, the second pattern is very deep trough on the West side of Russia and the Middle East, The third pattern formed relatively deep trough in the West Black Sea and dragged it to lower latitudes And the fourth pattern is a barrier with height of the center 5800 geo potential meters on Iran.

    Keywords: Fires, Golestan province, Synoptic patterns, forest
  • Alimohammad Khorshiddoust, Fatemeh Jafarzadeh * Pages 37-59

    The southern coast of Caspian Sea is considered the wettest part of Iran. It is a major center of agriculture and tourism and is regarded as a great geomorphological entity in the area. In the southern coasts of Caspian Sea, rainfall, as the most important climatic element, has a complicated temporal and spatial distribution. One of the major factors that influence rainfall in this region is climate changes. The current study attempts to investigate the impact of climate changes on rainfall in the southern coasts of Caspian Sea. For this purpose, rainfall data related to 32 Rain gauges were collected from the Ministry of Energy and data related to the global climatic model (AOGCM)were collected from the American climate change website. In addition, data related to HADCM3 model were obtained from the Canadian website CCCSN. The data underwent quality control and their validity was investigated. Then, stations having records for more than 30 years were selected. After the preparation of the data, SDSM model and A2 and B2 Emission scenarios were used for the purpose of downscaling rainfall data. Findings of the study on rainfall data showed that NCEP model has a higher conformity to the observed rainfall data in estimating the amount of rainfall. The estimations made by A2 and B2 scenarios are close to the observed rainfall, except for the months with very higher or very lower rainfall than the average amount documented in the stations under investigation. The model showed a higher degree of error in months with higher rainfall (such as in the fall) compared to months with lower rates of rainfall. The highest variance of NCEP and HADCM3 models occurred in the fall (when maximum amounts of rainfall occurs) or in months in which sudden rainfalls have been documented in the areas investigated. Based on the analysis performed in the study , autumn total received rainfall in the region will increase. So for detailed planning and proper use from received precipitation it is necessary that use results of such researches .

    Keywords: climate changes, rainfall, downscaling, SDSM model, southern coasts of Caspian Sea
  • Aliakbar Anabestani*, Mahdi Javanshiri Pages 61-89

    One of the basic human needs for the life of the security, much of it Shape of security in residential spaces. The researchers believe that factors such as social, economic, cultural, etc. are effective in creating a sense of security, among which we can mention the physical effects can be mentioned. The purpose of this study was to investigate physical factors affecting the sense of security of villagers in rural settlements on Binaloud County, using the approach "Crime Prevention through Environmental Design" or CPTED. This study is an applied one conducted in a descriptive-analytical method. In order to evaluate the factors affecting physical security, the opinions of 16 experts to estimate the level of physical security feeling the villagers, residents of 8 villages were questioning Binalud County, that of rural households in 5766, the sample size of 190 households were selected method stratified random sampling. In this study, using fuzzy hierarchical analysis were determined impact factors 9 index affecting the safety of the physical environment villagers and it was determined that quality passages factor with 24.3 percent had the greatest impact on the safety of the physical environment. Then, based on rank correlation analysis model GRA, rural settlements were ranked in terms of emotions and physical security, the results showed that the Virani village have been conditions better than other sample villages and has been ranked first in terms of the sense of physical security, and Sarasiab village is at the lowest level of physical security is felt. One sample T-test results showed unsuitable conditions are indicators of quality of streets and visual proportions in selected villages, and Suitable conditions indices vegetation cover and informal monitoring to increase the sense of physical security.

    Keywords: Feeling of security, Approach to CPTED, Environmental design, Gray relational analysis model, Binalud County
  • Mojgan Entezari Najaf Abadi*, Hamide Gholamhaydari, Shima Vosooghi Pages 91-113

    Land hazards and Geomorphic hazards are ones of the most important natural hazards that annually cause financial looses and health damages in all countries of the world, especially in Iran. These disasters damage infrastructures, important roads and facilities and cause asset losses, disrupting planning, increasing fatalites and injuries. Therefore, rating the vulnerability of habitats is very important for managing  risks and reducing damages that caused by it, so this issue is one of the priorities of each country. In this study, 3 geomorphical hazards that are including Landslide (using Entropy model), Earthquack (using AHP model) and Flood are considered. Finally by using Taxonomic model the townsips of Fars province basis of vulnerability are ranked and Kazeroon, Lar, Shiraz and Neiriz, respectively, are at the greater risks, also there is a relationship between geomorphic charactristics and geomorphic hazards that it could damage these regions so according to the results all Landslides are occurred in convex regions and 80 percent of Earthquackes are occurred in convex regions. A bout Flood hazard, 90 percent of Flood zones are overlayed on concave. so it can be concluded that the convex domains are more vulnerable to earthquake and landslide and concave slopes are more vulnerable for floods.

    Keywords: geomorphical hazards, Entropy, AHP, Toxonomic model, Fars province
  • Yousef Taghi Mollaei* Pages 115-140

    Remote sensing provides a variety of data and useful resources for forest mapping. Today, one of the most common uses in forestry is the identification of trees and tree species using object-based analysis and classification of satellite or aerial images. This research focuses on the identification of the canopy of trees at the individual level. The purpose of this study is to investigate the potential of high resolution WorldView-2 satellite imagery obtained in 2014 for mapping trees with nonparametric classification methods in the surrounding forests of Shiraz. In the current study, assessment of forest parameters were performed with the focus on the extraction of single trees using two classification methods, Object-Based and support vector analysis, verified with complexity matrix and area under operating characteristic curve (AUC) methods with the help of Unmanned Aerial Vehicle(UAV) aerial imagery of Phantom 4 aircraft obtained in 2018 in two separate regions. After making the necessary corrections on satellite imagery, forest and non-forest classes were defined and educational samples were selected. The classification results indicate that the Object-Based classification has the highest accuracy in assessing the parameters of single trees, and after that the support vector is placed. The results of regression analysis indicated that using WV-2 images (R2= 0.97) was suitable for estimating canopy area on the city. Based on our results, it can be concluded that considering the high accuracy and quick interpretation of satellite images, WV-2 images can be reliable alternatives for ground survey method in measuring tree canopies in cities with similar forest structure. This study confirms that it is possible to extract the parameters of single trees in the forest using WV-2 sensor data.

    Keywords: Extraction of individual trees, tree crown, remote sensing, classifiers, Haft Barm Shiraz
  • Mohhammad Hosseinzadeh*, Bashir Beig Babayi Pages 141-165

    According to population growth and increasing immigration to cities; urban regions uncontrollable development, creating new residence, reducing human welfare and outbreak of many problems specially in developing countries; we feel attention necessity in urban development proposals optimum pattern preparing, changing static survey and traditional form to flexible, participation, strategic, guideline surveys. So in current research, we follow Structural- guideline plans feasibility in directing metropolitan urban development at Tabriz metropolitan. Current research methodology is applied in aim viewpoint and it is analytical- descriptive based on nature and method. Statistical societies of current research include managers, experts, University and academic elites in urban problems and barriers at Tabriz metropolitan. Sample size was estimated 200 persons based on snowball sampling method. In order to research data analysis; SWOT and SOAR strategic models and structural equations method were applied in Amos software. Research results showed that basic principal at Tabriz metropolitan development directing in recognition structural-guidelines plans planning system and urban management have 0/93 score and also economical and political ranking are 0/85 and 0/72 scores respectively. Among options transferring variables and part of decision making and deciding responsibilities in low levels (local form); attention to people role in preparing and proposal issuing; attention to facilities- financial power, municipality arrangement as plan implementation leverages have the most scores which they are 0/91 , 0/85 , 0/82 respectively.

    Keywords: Feasibility, Urban plans, Structural- guidelines planning, Tabriz metropolitan
  • Snour Ahmadi, Hossein Kouhestani*, Hossein Yadavar, Hossein Shabanali Pages 167-187
    Introduction

    Regarding the importance of entrepreneurship especially among rural women and its effects on the economic and social development of today’s societies, explaining the status of entrepreneurial motivation indices (progress) among rural women, as well as identifying factors that can be effective in strengthening these indices, is of great importance. Moreover, investigating this subject in villages of Kurdistan province as one of the less developed regions of Iran considering the economic and employment problems can be regarded as the first stages of study about entrepreneurship; because understanding the status of progress motivation and its affecting factors among rural women entrepreneurs in the area under study can help rural development in different dimensions. Therefore, considering the above cases and in line with entrepreneurship development among rural women of Kurdistan Province, the aim of this study is the analysis of affecting factors on entrepreneurial motivation (progress) among rural women of Kurdistan province; in this regard the present study faces with the following fundamental questions: 1- What factors affect entrepreneurial motivation (progress) among women living in rural areas of Kurdistan province?2- How effective are each of the determining factors of the entrepreneurial motivation index (progress) among women living in rural areas of Kurdistan province?   

    Materials

      In this study, for collecting literature of the subject and review of literature, library studies, articles and the studies related to the subject of the study were used and for the other part of the required information, questionnaire and field study has been used. Validity of the research instrument were evaluated and confirmed as convergent by consulting experts and university professors (face validity). For measuring the reliability, combined reliability coefficients (more than 7/0) and Cronbachchr('39')s alpha (more than 7/0) were used, and if these coefficients are appropriate, then the research tool is reliable. The statistical population of this study were all women entrepreneurs living in rural areas of Kurdistan province (Sanandaj, Marivan, Saqez and Baneh). The studied sample were determined considering the existing limitations and using Bartlett et al. (2001) table; 100 women (women entrepreneurs) by using a random stratified sampling method and appropriate assignment among the considered women entrepreneurs were selected and the necessary information was collected.     Method The present research is considered as an applied research in terms of its purpose. On the other hand, according to the data collection method, this research is classified as descriptive (non-experimental) research among the various methods of descriptive research, the method of this research is a type of correlation research that is specifically based on the structural equation model.  In this study, both descriptive statistics (frequency, frequency percentage, mean and standard deviation) and inferential statistics (correlation analysis, regression, and structural equation model) were used to analyze the data. In this regard, in order to increase the accuracy of data analysis, related softwares such as SPSS and Smart PLS have been used.  

    Discussion about results and conclusion
    In the structural model of this study, economic conditions, improvement of the efficient social communication, extension training programs, policies and desirable supportive rules, infrastructure and geographical capabilities of the region and technological accessibility were confirmed as the determining factors of the emergence of progress motivation among the rural women entrepreneurs. It should be noted that the role of technological accessibility is superior to other determinants and had a stronger effect (426/0). This indicates that accessibility to new technologies factor such as Internet, in addition to familiarizing the entrepreneur individual to the advances made in the context of his/her desired idea, can easily communicate with experts, consultants and specialists more easily and solve their problems easier and faster and transfer the considered information fast. The results are consistent with the results of the studies of Golrd (2005), Jamshidi et al. (2013), Hosseini Nia et al. (2014) and Roomi and Parut (2008). Making and presenting radio, television and Internet programs about training entrepreneurial skills, establishing the extension entrepreneurial associations in rural areas and conducting technical and professional training and skill training in villages are among the important issues in the field of extension training programs affecting the creation of progress motivation among the studied rural women entrepreneurs. In other words, through these factors training skills and more specialized skills can be seen among the people of a society. The studied individuals stated that if conducting training classes on different parts of entrepreneurial field (skill training, idea training, marketing, sales, psychology of work and etc.) many of their problems will be resolved, in other words, the basis for supporting individuals will be provided and as a result their motivation will increase to continue work and its development. Also, economic conditions were another determining factor that in this study its relation with progress motivation of the studied rural women entrepreneurs is confirmed with structural model. In this context, important cases such as ease of collateral condition and valid surety to access bank facilities, access to appropriate market for selling products and access to financial resources for the considered business can be mentioned. In this context, it can be said that one of the most important affecting factors on creating and developing every new business is the financial factor and then the financial facilities (loan) that can be received in that field. Access to these cases will have a significant impact on motivation for start, creation and development of the considered business by the rural women entrepreneurs, and in other words, their motivation for progress.  Therefore, in order to emerge and increase the motivation of progress among rural women entrepreneurs in the studied regions, it is suggested to consider special facilities for women entrepreneur to create and develop a business. Also, by determining selling market for the products of individual’s business and eliminating intermediaries and brokers and earning real profits by the entrepreneurs, it would be possible to see the multiplied increase in the individuals’ motivation.
    Keywords: Success analysis, Women Entrepreneurs, Rural women, Rural entrepreneurship, Kurdistan province