فهرست مطالب

  • سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 122، پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سودابه دستجانی فراهانی، نیلوفر دربندی*، فرزانه نظری سرنجه صفحات 1-10
    مقدمه

    شواهد نشان می‎ دهد مورفین باعث تخریب حافظه می ‎شود. هم چنین هورمون گرلین در ارتباط با حافظه و یادگیری دخالت دارد و اثرات پاداشی مواد مخدر را میانجی‎ گری می ‎کند. در مطالعه حاضر نقش گیرنده‎ های گرلینی ناحیه سپتوم میانی در اثرات مورفین بر تثبیت حافظه در یادگیری اجتنابی غیرفعال بررسی شد.

     مواد و روش‏ ها

     در این مطالعه تجربی، 91 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به‎ طور تصادفی به 13 گروه (7=n) شامل گروه‎‎ های سالین (ml/kg1)، مورفین (mg/kg5/7-5/0) و  گرلین (lµnmol/1-0) به همراه مورفین (mg/kg5/7) یا سالین (ml/kg1) تقسیم شدند. در گروه‎ های دریافت ‎کننده گرلین، بلافاصله پس از آموزش گرلین به درون ناحیه سپتوم میانی تزریق و پس از پنج دقیقه سالین و یا مورفین به صورت زیرجلدی تزریق شد. مرحله آزمون 24 ساعت بعد از آموزش انجام شد. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس و آزمون تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند.

     یافته ‏های پژوهش

     تزریق پس از آموزش مورفین، مدت زمان ورود به ناحیه تاریک را در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی ‏داری کاهش و مدت زمان ماندن در اتاق تاریک را افزایش می دهد (P<0.001). تزریق گرلین به داخل ناحیه MS فراموشی ناشی از مورفین (5/7 میلی ‎گرم بر کیلوگرم وزن بدن) را مهار نمود (P<0.001). تزریق گرلین به‎ تنهایی تاثیر معنی ‏داری بر به ‏خاطر‏آوری حافظه نداشت (P>0.05).

    بحث و نتیجه‏ گیری

    گرلین قادر است از اثرات تخریبی مورفین بر حافظه و یادگیری در مدل اجتنابی مهاری جلوگیری کرده و احتمالا ناحیه سپتوم میانی در بروز این اثر دخالت دارد.

    کلیدواژگان: گرلین، یادگیری اجتنابی غیرفعال، سپتوم میانی، مورفین، موش صحرایی نر
  • محمدحسن دشتی خویدکی*، فریده السادات سجادی پور، امیرعباس مینایی فر، جواد رمضانی صفحات 11-20
    مقدمه

    سیستم تنفسی یکی از مهم ترین دستگاه های بدن است که می تواند تحت تاثیر پیامدهای نامطلوب استنشاق ذرات معلق قرار گرفته و باعث به وجود آمدن اختلالات روانی، جسمی و شغلی گردد. با توجه به تاثیرات مثبت فعالیت بدنی بر سلامت جسم و روان، هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین شاخص های ریوی با کیفیت زندگی و سلامت روان کارگران و نقش فعالیت بدنی بر آن ها می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع  مورد-شاهدی می باشد، 153 نفر از کارگران که شرایط حضور در مطالعه را داشتند، بر اساس روش نمونه گیری در دسترس در محل طب کار انتخاب شدند. از این تعداد، بر اساس پرسش نامه بک تعداد 93 نفر درگروه غیرفعال و 60 نفر در گروه فعال قرار گرفتند. برای تعیین ظرفیت های ریوی کارگران، آزمون عملکرد ریوی از دستگاه اسپیرومتری استفاده و از پرسش نامه سلامت عمومی و کیفیت زندگی ویر و شربورن استفاده شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS vol.23 استفاده شد.

    یافته های پژوهش

     بر اساس نتایج به دست آمده، بین شاخص های ریوی با کیفیت زندگی در کارگران فعال ارتباط مستقیم (P=0.000) و با سلامت روان ارتباط معکوس وجود دارد (P=0.000). در کارگران غیرفعال بین شاخص های ریوی با کیفیت زندگی ارتباط مستقیم (به ترتیب P=0.0, 0.005, 0.000, 0.0007) و با سلامت روان به جزء VC ارتباط معکوس و معنی داری وجود دارد(به ترتیب P=0.0, 0.019, 0.037, 0.003).

    بحث و نتیجه گیری

    به نظر می رسد افزایش حجم ریه ها، باعث بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان می شود و نکته قابل تامل این که در کارگران فعال نسبت به کارگران غیر فعال این ارتباط قوی تر است.

    کلیدواژگان: فعال، غیرفعال، سلامت روان، کیفیت زندگی، شاخص ریوی
  • جهانگیر عبدی، مرتضی شمس، یوسف ویسانی، محمد کریمیان، عذرا کنارکوهی* صفحات 21-28
    مقدمه

    میکروسپوریدیوزیس یک عفونت فرصت طلب رو به افزایش در بیماران مبتلا به ویروس ایدز می باشد. پنج گونه میکروسپوریدیا شامل انتروسیتوزون بینوزی، انسفالیتوزون هلم، انسفالیتوزون کونیکولی، سپتاتا اینتستینالیس و گونه های پلیستوفورا که هرکدام طیف وسیعی از علایم ایجاد می کنند، در افراد آلوده به ویروس ایدز گزارش شده است. هدف از این مطالعه تعیین میزان شیوع میکروسپوریدیا در بیماران آلوده به ویروس ایدز به روش متاآنالیز و مرور سیستماتیک در ایران بود.

    مواد و روش ها

    بانک های اطلاعاتی Magiran, Scopus, Web of Sciences,، Iran Medex، SID Irandoc, Pubmed  Google scholar, برای بررسی مطالعات گزارش شده در مورد «شیوع میکروسپوریدیا در بیماران مبتلا به ویروس ایدز در ایران» مورد مطالعه قرار گرفتند. متاآنالیز با استفاده مدل اثرات تصادفی انجام گرفت و ناهمگونی بین مطالعات با استفاده از آزمون I2 تعیین گردید.

    یافته های پژوهش

    بر اساس داده های حاصل از مطالعات انجام گرفته، تعداد 1708 بیمار آلوده به ویروس ایدز در 8 مطالعه در ایران در فاصله بین سال های 1391 تا 1396 مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج میزان شیوع میکروسپوریدیا در بیماران افراد مبتلا به ویروس ایدز، با روش تشخیص مولکولی PCR 13 درصد (CI 95%: 18/0- 8/0) محاسبه گردید. میزان شاخص هتروژنتی در مطالعات (P<0.001)، 3/93I2= برآورد گردید. شایع ترین میکروسپوریدیا انتروسیتوزون بینوزی، ژنوتایب های D, M و WL-11، گزارش شده است، اما انسفالیتوزون اینتستینالیس، انسفالیتوزون کونیکولی (ژنوتایپ I, II) و انسفالیتوزون هلم (ژنوتایپ 1A) نیز از بیماران جدا شده است.

    بحث و نتیجه گیری

    در مطالعه حاضر مشخص شد میانگین شیوع میکروسپوریدیا در بیماران مبتلا به ویروس ایدز در ایران (00/13 درصد) با میانگین جهانی آن (15 درصد) هم خوانی دارد. شایع ترین میکروسپوریدیا در بیماران ایدزی انتروسیتوزون بینوزی ژنوتایپ D می باشد، این ژنوتایپ بین انسان و حیوان مشترک است و بیماران از تماس با حیوانات باید خودداری کنند.

    کلیدواژگان: میکروسپوریدیوزیس، عفونت های فرصت طلب، نقص سیستم ایمنی
  • سمیه نوری، سلمان احمدی، اسب چین* صفحات 29-39
    مقدمه

    از مهم ترین آلاینده های زیست محیطی می توان به رنگ های سنتزی اشاره کرد. تقریبا ده هزار رنگ و رنگدانه های متفاوت در صنعت استفاده می شود و بیش از 7/0 میلیون تن از رنگ های سنتزی سالانه در سراسر جهان تولید می شود. رنگ های سنتزی در صنایع نساجی، رنگرزی، چرم سازی، کاغذسازی، چاپ، غذایی و دارویی استفاده می شوند. بیشتر رنگ ها برای گیاهان و جانوران سمی یا جهش زا و سرطان زا هستند. تخلیه این پساب ها به داخل آب ها باعث آسیب به محیط زیست می گردد. بنا بر این حذف این رنگزاها از محیط زیست ضروری به نظر می رسد. روش های مختلف فیزیکی و شیمیایی برای رنگ زدایی پساب های رنگی نساجی وجود دارد اما این روش ها نسبتا پرهزینه هستند و اغلب محصولات جانبی خطرناکی تولید می کنند. در سال های اخیر از روش تجزیه زیستی به خاطر هزینه کم و مطمین به عنوان روش جایگزین و بی خطر استفاده گردید. در این روش میکروارگانیسم ها، به ویژه باکتری ها جهت حذف رنگ ها استفاده می شوند. هدف از تیمار میکروبی رنگ زدایی و سم زدایی از پساب های آلوده به رنگ می باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه از باکتری باسیلوس آلبوس جداسازی شده از پساب صنعتی در مازندران به عنوان یک نمونه از باکتری های گرم مثبت استفاده گردید. رنگ زدایی به وسیله این باکتری در سیستمی که شامل محیط کشت و رنگ است مورد بررسی قرار گرفت. عوامل موثر در رنگ زدایی ایندیگوکارمین شامل زمان، غلظت اولیه رنگ، دما، pH، به هم زدن یا بدون هم زدن، هوازی یا بی هوازی مورد آزمایش قرار گرفت.

    یافته های پژوهش

    نتایج نشان داد طی یک دوره 54 ساعته، دمای 50 درجه سانتی گراد، غلظت رنگ 100 میلی گرم در لیتر و pH حدود 10، بیشینه رنگ زدایی که برابر با 95 درصد است انجام گرفت.

    بحث و نتیجه گیری

    مطالعه حاضر تاثیر بالای این سویه از باسیلوس در حذف رنگ را تایید می کند. آزمایش اصلی در رنگ زدایی ایندیگوکارمین در شرایط هوازی متمرکز شد.

    کلیدواژگان: باسیلوس آلبوس، ایندیگوکارمین، پساب، رنگ زدایی، تجزیه زیستی رنگ
  • عطارد سادات مصطفوی نیا*، محمد بیات، مهدی قطره سامانی، سید کامران قریشی صفحات 40-52
    مقدمه

    در مبتلایان به دیابت نوع یک تشکیل استخوان مختل شده و ریز ساختار استخوان تغییر می کند. مهم ترین عارضه متابولیکی در دیابت، استیوپوروز بوده که با کاهش توده استخوانی و تخریب ساختار استخوان مشخص می شود. هدف از تحقیق حاضر تعیین تاثیر کاربرد لیزر کم توان در ترمیم نقص استخوانی در مدل تجربی دیابت و استیوپوروز می باشد.

    مواد و روش ها

    30 سر موش صحرایی ماده چهار ماهه، نژاد ویستار با وزن 220-190 گرم انتخاب و به طور تصادفی به شش گروه شامل 1: کنترل غیر دیابتی (Co.)، 2: لیزر غیر دیابتی (L.)، 3: کنترل دیابتی (Co.D.)، 4: لیزردیابتی (L.D.)، 5: آلندرونیت دیابتی (A.D.)، و 6: لیزر+آلندرونیت دیابتی (.L.A.D) تقسیم شدند. دیابت در گروه های 3، 4، 5 و 6 القا شد. همه گروه ها تحت عمل جراحی اوارکتومی و نقص استخوانی جزیی قرار گرفتند. در گروه لیزر، لیزر کم توان(80 Hz  , J/cm2 5/1 nm,  890) به 3 نقطه در محل نقص تابانده شد. بعد از یک ماه، استخوان های تیبیا برداشت و Real-time  PCR انجام شد. داده های گروه ها با روش ANOVA با سطح معنی داری (P<0.05) مورد تحلیل آماری قرار گرفت.

    یافته های پژوهش

     تحلیل آماری  tنشان داد که کاهش معنی داری در دانسیته استخوان تیبیای موش های دیابتیک استیوپوروتیک در مقایسه با گروه کنترل غیر دیابتی وجود دارد. تحلیل داده های بیان ژن (ANOVA, P<0.05) نشان داد که بین گروه لیزر+آلندرونیت دیابتی با سایر گروه ها از نظر بیان ژن Runx2 و Osteocalcin اختلاف معنی داری وجود دارد.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها می توان گفت که درمان ترکیبی لیزر و آلندرونیت باعث تسریع در ترمیم نقص استخوانی جزیی در مدل تجربی دیابتیک استیوپوروتیک می شود.

    کلیدواژگان: دیابت نوع یک، استئوپوروزیس، نقص استخوانی جزئی، لیزر کم توان، Real- time PCR
  • زهرا باقری حسین آبادی، فاطمه جوانی جونی، سیده ناهید سجادی، حسین وزینی*، آمنه الیکایی صفحات 53-62
    مقدمه

    سرطان سینه شایع ترین سرطان در زنان می باشد. دوکسوروبیسین یکی از مهم ترین داروهای شیمی درمانی می باشد که اثرات جانبی متعددی به همراه دارد. امروزه ترکیبات گیاهی تقریبا یک سوم کل داروهای موجود را تشکیل می دهند. گیاه گلپر (Heracleum persicum) دارای خاصیت ضد سرطانی می باشد. هم چنین در سال های اخیر بررسی تارگت های دارویی جدید هم چون استفاده از ترکیبات انگلی در درمان سرطان مورد توجه قرار گرفته است. بنا بر این هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثرات ضد سرطانی عصاره گیاه گلپر و پروماستیگوت لیشمانیا ماژور در مقایسه با دوکسوروبیسین در رده سلولی سرطان سینه MCF7 و فیبروبلاست HU02 می باشد.

    مواد و روش ها

    رده های سلولی سرطان سینه و فیبروبلاست در معرض غلظت های لگاریتمی دوکسوروبیسین، عصاره الکلی گیاه گلپر و پروماستیگوت لیشمانیا به صورت مجزا و ترکیبی قرار گرفتند. به منظور بررسی مقدار IC50 (Inhibitory Concentration) برای عصاره گیاه، دارو و انگل از روش MTT استفاده شد. در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل نتایج صورت پذیرفت.

    یافته های پژوهش

    نتایج نشان می دهد که با افزایش غلظت دوکسوروبیسین، عصاره گلپر و پروماستیگوت لیشمانیا به طور مجزا و ترکیبی درصد سلول های زنده فیبروبلاست و MCF7 کاهش می یابد. بیشترین کاهش درصد سلول های زنده در اعمال توام عصاره گلپر، پروماستیگوت لیشمانیا و دوکسوروبیسین می باشد.

    بحث و نتیجه گیری

    عصاره گلپر و پروماستیگوت لیشمانیا می توانند اثر مهارکننده قابل توجهی بر درصد سلول های زنده فیبروبلاست و MCF7 داشته باشند که این کاهش در سلول های زنده MCF7 چشمگیرتر می باشد.

    کلیدواژگان: سرطان سینه، دوکسوروبیسین، عصاره الکلی گلپر، پروماستیگوت لیشمانیا ماژور
  • سیما گل محمدی*، حمیدرضا عمرانی، زهرا قربانی، مهین مرادی صفحات 63-69
    مقدمه

    اثرات سوء هیپریوریسمی بر روی عملکرد کلیه حایز اهمیت است. بیماران با سابقه پیوند کلیه در خطر هیپریوریسمی و عوارض ناشی از آن قرار دارند. شناسایی و کنترل عوامل موثر در ایجاد هیپریوریسمی در این بیماران می تواند مفید باشد و نیاز به مصرف داروهای کاهنده اسید اوریک را مرتفع نماید. هدف از این مطالعه تعیین شیوع هیپریوریسمی و عوامل مرتبط با آن در بیماران پیوند کلیه می باشد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر یک تحقیق مقطعی-تحلیلی بوده که بر روی بیماران پیوند کلیه بالای هجده سال مراجعه کننده به کلینیک مهدیه کرمانشاه درسال 1398 انجام شده است. نمونه گیری به صورت غیراحتمالی و در دسترس بود.

    یافته های پژوهش

     این مطالعه با حضور 165 بیمار پیوند کلیه انجام شد. شیوع هیپریوریسمی در این مطالعه 8/58 درصد بود. بیماران هیپریوریسمیک، میزان فیلتراسیون گلومرولی (GFR) کمتر و پروتیینوری بیشتری داشتند (P<0.05). سطوح بالای اوریک اسید با جنسیت مرد، مصرف داروهای دیورتیک و مصرف داروهای ایمنوساپرسیو خصوصا سیکلوسپورین ارتباط معناداری داشت (P<0.05).

    بحث و نتیجه گیری

    در این مطالعه، هیپریوریسمی در بیماران پیوند کلیه شیوع بالایی داشت و بیماران هیپریوریسمیک عملکرد کلیوی ضعیف تری داشتند. به نظر می رسد تشخیص به موقع هیپریوریسمی و انجام اقداماتی نظیر کاهش مصرف دیورتیک و انتخاب داروهای ایمنوساپرسیو با اثرات هیپریوریسمیک کمتر، نیاز به تجویز داروهای کاهنده اسید اوریک را کاسته و می تواند عملکرد و طول عمر کلیه پیوندی را بهبود ببخشد.

    کلیدواژگان: پیوند کلیه، هیپریوریسمی، داروی ایمونوساپرسیو، دیورتیک، GFR، پروتیینوری
  • ایوب پورصفر، مهدی رهگذر*، اکبر بیگلریان، معصومه اخلاقی کلهرودی صفحات 70-79
    مقدمه

    شدت بیماری آرتریت روماتویید متغیر پنهانی است که می بایست توسط ابزاری مناسب اندازه گیری شود. این متغیر نقش مهمی در بررسی وضعیت بیماری افراد در یک مقطع زمانی و در طول زمان ایفا می نماید. ابزارDAS28  یکی از ابزارهای رایج و مناسب در اندازه گیری شدت بیماری آرتریت روماتویید است. دو مولفه اصلی این ابزار، ارگان عمومی (میزان سدیمانتاسیون خون) و ارگان مفاصل (تعداد مفاصل حساس) بیماران آرتریت روماتویید است که از مقیاس رتبه ای برخوردار می باشند. هدف این پژوهش ارایه یک مدل با اثرات تصادفی حاشیه ای شده توام جهت بررسی عوامل موثر بر این مولفه ها است. از این رویکرد جهت تحلیل هم زمان متغیرهای که دارای همبستگی بین مشاهدات است، استفاده می شود.

    مواد و روش ها

    داده های مورد استفاده در این پژوهش اطلاعات پرونده 107 بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید است که در بازه زمانی سال های 1395 تا 1397 به بیمارستان شریعتی تهران مراجعه کرده اند. متغیرهای پاسخ، میزان سدیمانتاسیون خون و مفاصل حساس بیماران بوده که به صورت رتبه ای، دسته بندی شده اند. دو مدل، اثرات تصادفی حاشیه ای شده تک متغیره و مدل اثرات تصادفی حاشیه ای شده توام برای مدل بندی استفاده و انتخاب بهترین مدل بر اساس حداقل بودن مقدار آکاییک انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SAS نسخه 4/9 استفاده و نتایج در سطح معنی داری 05/0 گزارش گردید.

    یافته های پژوهش

    در مدل اثرات تصادفی حاشیه ای شده توام، اثر زمان روی متغیر میزان سدیمانتاسیون خون (93/1-27/1CI: 95 درصد، 56/1OR=) معنی دار بود. هم چنین اثر زمان (21/2-55/1CI: 95 درصد، 85/1OR=)، مصرف سیگار (82/0-12/0CI: 95 درصد، 31/0OR=)، سطح ویتامین د خون (02/1-00/1CI: 95 درصد، 01/1O=r) روی متغیر مفاصل حساس بیمار ارتباط آماری معنی داری داشت. فواصل اطمینان، خطای معیار و هم چنین مقدار آکاییک در مدل اثرات تصادفی حاشیه ای شده توام کمتر از مدل تک متغیره بود.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که مدل اثرات تصادفی حاشیه ای شده توام می تواند میانگین حاشیه ای را در کل جامعه بیماران آرتریت روماتویید و نیز همبستگی بین مشاهدات را لحاظ نماید. هم چنین نتیجه این مطالعه نشان داد که عوامل موثر بر شدت بیماری در نمونه مورد مطالعه با استفاده از مدل JMRE، عبارت از زمان، مصرف سیگار و سطح ویتامین د خون است.

    کلیدواژگان: شدت بیماری آرتریت روماتوئید، رویکرد حاشیه ای شده، مدل توام، اثرات تصادفی، مطالعه طولی
  • بهزاد مومنی، غلامعلی احمدی*، محمدحسن پرداختچی صفحات 80-92
    مقدمه

    شناسایی عوامل کلیدی موفقیت برای ارزیابی و شناخت وضعیت موجود، استقرار مدیریت دانش و نیل به اهداف سازمانی ضروری است. لذا این پژوهش با هدف شناسایی و تعیین عوامل کلیدی موفقیت بلوغ مدیریت دانش در سازمان های بهداشتی و درمانی انجام شده است.

    مواد و روش ها

    این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش آمیخته کیفی-کمی انجام شده است. روش نمونه گیری در مرحله کیفی، گلوله برفی و روش گردآوری داده ها، پرسش نامه نیمه ساختار یافته و مصاحبه با 12 نفر از خبرگان مدیریت دانش در علوم پزشکی در شهر تهران بود. برای تحلیل محتوای مصاحبه ها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای بررسی پایایی مصاحبه ها از روش باز بینی متون، توسط خبرگان و روش توافق درون موضوعی دو کدگذار استفاده شد. به منظور تحلیل آماری، پرسش نامه بسته پاسخ تهیه و با روش نمونه گیری هدفمند بین 34 نفر از صاحب نظران سازمان های مورد مطالعه توزیع شد و از آن ها خواسته شد تا گزینه ها را بر اساس طیف لیکرت ارزش گذاری نمایند. برای تحلیل یافته های کمی پژوهش از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.

    یافته های پژوهش

    با توجه به نتایج این پژوهش 15 متغییر به عنوان عوامل کلیدی موفقیت بلوغ مدیریت دانش از اهمیت بیشتری برخوردار هستند و بر اساس تحلیل عاملی 5 عامل رهبری، افراد، فرهنگ، سازمان، ارزشیابی به عنوان عوامل اصلی یا لایه تاثیرگذار بر بلوغ مدیریت دانش استخراج شدند. عامل رهبری بالاترین میزان بار عاملی (889/0) را در بین مولفه های استخراج شده کسب نمود.

    بحث و نتیجه گیری

    در بلوغ مدیریت دانش، بعد اجتماعی یا عوامل نرم در سازمان های بهداشتی درمانی نسبت به بعد فنی یا عوامل سخت از اهمیت بیشتری برخوردار است. نقش رهبری و منابع انسانی چون با سلامت جامعه و افراد سرکار دارند، بیش از سایر عوامل بود و جایگزینی آن ها در کوتاه مدت عملا امکان پذیر نیست. لذا ضروری است که رویه ای مناسب جهت انتقال و استفاده از دانش افراد در سازمان های بهداشتی درمانی اتخاذ گردد.

    کلیدواژگان: سازمان، مدیریت خدمات درمانی، مدیریت دانش
  • عبادالله مرادی ذلانی*، مسعود آذربایجانی، حمیرضا حسن آبادی، مهدی احمدی فراز صفحات 93-102
    مقدمه

    پژوهش ها درباره اثر مداخله های معنوی بر کیفیت زندگی، اضطراب و افسردگی در جمعیت بیماران مبتلا به سرطان پستان کافی نبوده و به یافته های متناقض منتهی شده است. این مطالعه به منظور مقایسه تاثیر مداخله معنویت محور مبتنی بر دیدگاه اسلام در طب تسکینی با شناخت درمانی گروهی بر کیفیت زندگی، اضطراب و افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شده است.

    مواد و روش ها

     26 زن مسلمان 58-36 ساله مبتلا به سرطان پستان در یک طرح پیش آزمون، (میان آزمون)، پس آزمون، پی گیری با گروه کنترل در مرکز پیشگیری و کنترل سرطان آلاء اصفهان و بخش انکولوژی بیمارستان شهید مصطفی خمینی ایلام در سال 1397 در این مطالعه شرکت کردند و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه هفتگی درمان معنویت محور مبتنی بر دیدگاه اسلام و گروه کنترل نیز هم زمان همین تعداد جلسه شناخت درمانی گروهی مبتنی بر مدل فری به مثابه درمان معیار دریافت کرد. از پرسش نامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان (QoL-BC56) و مقیاس بیمارستانی اضطراب و افسردگی (HADS) برای گردآوری داده ها استفاده شد و داده ها با تحلیل کوواریانس اندازه گیری های مکرر تحلیل گردید.

    یافته های پژوهش

     تحلیل کوواریانس اندازه گیری های مکرر نشان داد که مداخله معنویت محور اسلامی به تغییرات معنادار آماری در کیفیت زندگی، اضطراب و افسردگی منجر نشده است؛ اما از چشم انداز معناداری بالینی در نمره های اضطراب در هر دو گروه پیشرفت مشاهده شد، بدین معنی که 53/61 درصد شرکت کنندگان دو گروه کاهش معنی دار نمره های اضطراب را نشان دادند. بر حسب نسبت بهبود بیماران در افسردگی، شناخت درمانی گروهی به صورت آشکاری موثرتر از درمان معنویت محور بود (میزان بهبود بیماران 42/76 درصد در برابر 48/53 درصد بود).

    بحث و نتیجه گیری

     بر اساس یافته ها، مداخله معنویت محور از نظر معناداری بالینی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی بیماران شده است؛ اما کیفیت زندگی آنان را ارتقاء نبخشیده است.

    کلیدواژگان: مداخله مبتنی بر معنویت اسلامی، شناخت درمانی گروهی، سرطان پستان، کیفیت زندگی، اضطراب، افسردگی، طب تسکینی
|
  • Soudabe Dastjani Farahani, Niloufar Darbandi* Pages 1-10
    Introduction

    Evidence indicates that morphine impairs memory process. Ghrelin hormone has been linked to learning and memory processes and modulates reward properties of addictive drugs. In this study we examined the role of middle septal ghrelin receptors in the effects of morphine on memory consolidation in passive avoidance learning.

    Materials & Methods

    In this experimental study, 91 male Wistar rats were randomly divided into 13 (n=7) groups: saline (1ml/kg), morphine (0.5- 7.5 mg/kg), ghrelin (0- 1 nmol/μl) plus morphine (7.5 mg/kg) or saline (1ml/kg). In ghrelin treated groups animals received intra- medial Septum injection of ghrelin immediately after training and 5 min later saline or morphine was injected subcutaneously. Testing phase was done 24 h after training. Data were analyzed using ANOVA analysis followed by Tukey multiple comparison test. Ethics code: IR.ARAKMU.REC.1397.215

    Findings

    Post-training administration of morphine reduced step-through latency and increased Total dark chamber compared with saline group (p< 0.001). Intra- medial Septum injection of ghrelin inhibited morphine-induced amnesia (p< 0.001). Administration of ghrelin alone had no significant effect on memory retrieval (P > 0.05).

    Disscution & Conclusions

    Ghrelin is able to prevent the deleterious effects of morphine on memory and learning in the inhibitory avoidance model and the medial septal region may be involved in this effect.

    Keywords: Ghrelin, Inhibitory avoidance learning, Medial septum, Morphine, Male rat
  • MohammadHassan Dashty*, Farideh Sajadi Poor, AmirAbas Minai Far, Javad Ramezani Pages 11-20
    Introduction

    The respiratory system is one of the most important parts of the body that can be affected by the adverse effects of inhaling suspended particles leading to mental and occupational disorders. Due to the positive effects of physical activity on physical and mental health, this study aimed to investigate the relationship of pulmonary indicators with the quality of life and mental health of workers. Moreover, it was attempted to evaluate the effect of physical activity on these indicators.

    Materials & Methods

    This case-control study was conducted on 153 workers who were selected based on the inclusion criteria from those who referred to Teb-e-Kar Laboratory, Mehriz, Iran, using the available sampling method. According to the Beck questionnaire, the participants were divided into two groups of inactive (n=93) and active (n=60). To determine workerschr('39') lung capacity, a lung function test was performed using Spirometry along with administering the General Health Questionnaire (1989) and Weir and Sherborne quality of life scale (1992). The data were analyzed in SPSS software (version 23) through Pearson correlation coefficients. A p-value of ≤0.05 was considered statistically significant. Ethics code:  IR.PNU.REC.1398.116

    Findings

    There was a direct and significant relationship between lung indicators and workerschr('39') quality of life (P=0.000). Moreover, an inverse relationship was observed between these indicators and mental health (P=0.000). The results of the inactive group also showed that lung indicators correlated directly with the quality of life (P=0.007, 0.000, 0.000, and 0.005, respectively); however, it had a significant and inverse relationship with mental health, except for vital capacity VC (P= 0.019, 0.037, and 0.003, respectively).

    Discussions & Conclusions

    It seems that an increase in the volume of the lungs improves the quality of life and mental health. It is worth noting that this relationship is more significant among active workers, compared to the inactive group.

    Keywords: Active, Inactive, Mental health, Quality of life, Pulmonary index
  • Jahangir Abdi, Morteza Shams, Yousef Visani, Mohammad Karimiyan, Azra Kenarkoohi* Pages 21-28
    Introduction

    Microsporidiosis is an increasing opportunistic infection in patients with HIV/AIDS. There are five species of Microsporidia, including Enterocytozoon bieneusi, Encephalitozoon hellem, Encephalitozoon cuniculi, Septata intestinalis, and Pleistophora species that have been reported in HIV-infected individuals each causes a wide range of symptoms. This meta-analysis and systematic review aimed at determining the prevalence of Microsporidia in HIV-infected patients in Iran.

     Materials & Methods

    Databases of Magiran, Scopus, Web of Sciences, Iran Medex, SID, Pubmed, Google scholar, and Irandoc were searched to investigate the studies on "Prevalence of Microsporidia in patients with HIV/AIDS in Iran". Moreover, the meta-analysis was performed using a random-effect model, and the heterogeneity among the studies was determined using the I2 test.

    Findings

    Based on the data obtained from the studies, out of 8 studies, 1794 patients with HIV/AIDS were investigated in Iran between 2012 and 2016. According to the results, the prevalence of Microsporidia in patients with HIV/AIDS was evaluated using the PCR technique (0.8-0.18: %95 CI, 13%). The amount of heterogeneity among the studies (P<0.001) was obtained at I2=93.3. The most common Microsporidia were Enterocytozoon bieneusi, D, M, and WL-11 genotypes. However, Encephalitozoon intestinalis, Encephalitozoon cuniculi (genotypes 1 and 2), and Encephalitozoon hellem (genotype 1A) were also isolated.

    Discussion & Conclusions

    The present study showed that the mean prevalence of Microsporidia in patients with HIV/AIDS in Iran (13%) is close to its global mean (15%). The most common Microsporidia in HIV-infected patients is Enterocytozoon bieneusi (genotype D) which is a common genotype between humans and animals; therefore, the patients should avoid contact with animals.

    Keywords: Immune deficiency, Microsporidiosis, Opportunistic infections
  • Somayeh Noori, Salman Ahmady Asbchin* Pages 29-39
    Introduction

    The synthetic dyes pollution has turned out to be one of the most important environmental problems. Approximately 10000 different dyes and pigments are used industrially and over 0.7 million tons of synthetic dyes are produced annually, worldwide. Synthetic dyes are extensively in the textile dyeing, leather tanning, paper, food and medicine industries. The majority of these dyes are either toxic to flora and fauna or mutagenic and carcinogenic. The disposal of these wastes into receiving waters cause damage to the environment. Therefore, removing them from environment is imperative various methods for physical and chemical decolorization of dyes in wastewater but these methods are rather costly and sometimes product hazardous by-products. In recent years, biodegradation approach of its cost-effectiveness and safe method. In this method, microorganisms, particularly bacteria are used for removing dyes. The goal of microbial treatment is to decolorize and detoxify the dye-contaminated effluents.

    Materials and Methods

    In this study, bacillus albus bacteria were isolated Mazandaran industrial wastewater used as an example of gram-positive bacteria. Decolorization by these bacteria was investigated by a system which contained both medium and dye. The effects of operational parameters of indigo carmine including time, initial dye concentration, temperature, pH, shaking/non shaking, aerobic/anaerobic were tested. Ethics code: IR.UMZ.REC.1397.106

    Findings

    The results demonstrated that over a period of 54 h, at 50° C, 100 mg/l of concentration and pH=10, maximum decolorization of 95 percent was performed.

     Discussion and conclusions

    The present study confirms high effectiveness of bacillus strains in dye removal. The main experiment was focused on decolorization of indigo carmine in aeration conditions.

    Keywords: Bacillus albus, Indigo carmine, Wastewater, Decolorization, Biodegradation dye
  • Atarod Sadat Mostafavinia*, Mohammd Bayat, Mehdi Ghatresamani, Kamran Ghoreishi Pages 40-52
    Introduction

    Bone formation is disturbed in type 1 diabetes followed by changes in the bone microstructure. The most important metabolic disorder in diabetes is osteoporosis, which is characterized by bone loss and bone structure degradation. This study aimed to determine the effect of low-power laser on bone defect repair in the experimental model of diabetes and osteoporosis.

     Materials & Methods

    A total of 30 four-month-old female Wistar rats weighing 190-220 g were selected and randomly divided into six groups, including 1: non-diabetic control (Co.), 2: non-diabetic laser (L.), 3: diabetic control (Co.D.), 4: diabetic laser (L.D.), 5: diabetic alendronate (A.D.), and 6: diabetic laser + alendronate (L.A.D.). Diabetes was induced in groups 3, 4, 5, and 6. All groups underwent ovariectomy and partial bone defect. In the laser group, a low-level laser (890nm, 80 Hz, 1/5J / cm 2) was radiated to 3 points at the defect location. Tibia bones were collected, and Real-time PCR was performed after a month. The data were analyzed using ANOVA. A p-value less than P<0.05 was considered statistically significant. Ethics code: 13237-91-1-1393-10397

    Findings

    The t-test showed a significant decrease in tibia bone density in diabetic and osteoporotic rats, compared to the non-diabetic control group. Moreover, analysis of gene expression data (ANOVA, P<0.05) revealed a significant difference between the group of diabetic laser + alendronate and other groups in terms of Runx2 gene expression and Osteocalcin.

    Discussions & Conclusions

    According to the findings, laser therapy combined with alendronate can accelerate the repair of partial bone defect in the experimental model of diabetes and osteoporosis.

    Keywords: Low-level laser, Osteoporosis, Partial bone defect, Real-time PCR, Type 1 diabetes
  • Zahra Bagheri Hosseinabadi, Fatemeh Javani Jouni, Seyedeh Nahid Sajjadi, Hossein Vazini*, Ameneh Elikaei Pages 53-62
    Introduction

    Breast cancer is the most common cancer among women. Doxorubicin is one of the most important chemotherapy drugs in the treatment of tumors with many side effects. Today, herbal compounds make up about one-third of the total available drugs. Heracleum persicum has anti-cancer effects. Moreover, in recent years, there has been an interest in the study of new drug targets, such as the use of parasitic compounds in cancer treatment. Therefore, this study aimed to investigate the anticancer effects of Heracleum persicum alcoholic extract and Leishmania major promastigute in comparison with doxorubicin in MCF7 breast cancer cell line and HU02 fibroblast.

     Materials & Methods

    Breast and fibroblast cell lines were exposed to logarithmic concentrations of doxorubicin, Heracleum persicum extract, and Leishmania promastigute separately and in combination. The MTT was used to determine the inhibitory concentration of this herb extract, medicine, and the parasite. The data were analyzed in SPSS software. Ethics code: IR.SKUMS.0063-99

    Findings

    The results showed that an increase in the concentration of doxorubicin, Heracleum persicum extract, and Leishmania promastigute individually and in combination led to a decrease in the percentage of live fibroblast cells and MCF7. The highest percentage of the decreased live cells is observed in the combined application of Heracleum persicum extract, Leishmania promastigute, and doxorubicin.

    Discussion & Conclusions

    Heracleum persicum extract and Leishmania promastigute can have significant inhibitory effects on the percentage of live fibroblast cells and MCF7, which is more pronounced in living cells of MCF7.

    Keywords: Breast cancer, Doxorubicin, Heracleum persicum alcoholic extract, Leishmania major promastigute
  • Sima Golmohammadi*, Hamidreza Omrani, Zahra Ghorbani, Mahin Moradi Pages 63-69
    Introduction

    The adverse effects of hyperuricemia on renal function are of interest. Patients with a history of kidney transplantation are at the risk of hyperuricemia and its associated complications. Therefore, the identification and management of the factors that cause hyperuricemia in these patients can be helpful and may eliminate the need for taking uric acid-lowering drugs. This study aimed to determine the prevalence of hyperuricemia and its related factors in patients who underwent renal transplantation.

    Materials & Methods

    This analytical cross-sectional study was conducted on patients over 18 years of age who underwent kidney transplantation and referred to Mahdieh Clinic in Kermanshah, Iran, during 2019.  The sampling was performed using the available and purposeful method. Ethics code: KUMS.REC.1396.574 

    Findings

    This study was performed on 165 patients with renal transplantation. The prevalence of hyperuricemia in this study was obtained at 58.8%. The hyperuricemic patients had a lower glomerular filtration rate and higher proteinuria (P<0.05). High levels of uric acid were significantly associated with male gender, and the consumption of diuretic medications as well as immunosuppressive drugs, especially cyclosporine (P<0.05).

    Discussion & Conclusions

    In this study, hyperuricemia was highly prevalent in patients with kidney transplantation and was associated with poorer kidney function. It seems that early diagnosis of hyperuricemia and the implementation of some actions, such as less diuretic usage and selection of immunosuppressive drugs with less hyperuricemic effects, can improve the function and survival of the transplanted kidney with fewer needs for the use of uric acid-lowering drugs.

    Keywords: Diuretic, Hyperuricemia, Immunosuppressive drugs, Renal transplantation, Uric acid lowering drugs
  • Ayoub Poursafar, Mehdi Rahgozar*, Akbar Biglariyan, Masoumeh Akhlaghi Pages 70-79
    Introduction

    Disease severity of Rheumatoid Arthritis is a latent concept which should be observed using a measurement tool. This variable plays a significant role in assessing disease status both cross-sectionally and longitudinally. The DAS28 scale is a valid instrument for assessing rheumatoid arthritis severity. This scale consists of two components, namely, the general system (blood sedimentation rate) and joint system (sensitive joints) as two correlated ordinal responses. The purpose of this study was to determine the process and affecting factors of the disease. This study aimed to present a marginalized random-effect model accompanied by the factors influencing these components. This method is used to assess the variables with associations simultaneously.

    Materials & Methods

    This study utilized the information of 107 patients with rheumatoid arthritis who referred to Shariati Hospital, Tehran, Iran, during 2016-18. The response variables were the general system and joint system of patients that were classified by rank. A marginalized random-effects model and a joint marginalized random-effects model were used and the best model was selected based on the minimum amount of AIC. Data were analyzed using SAS software (version 9.4). A p-value less than 0.05 was considered statistically significant. Ethics code: IR.USWR.REC.1397.045

    Findings

    In the joint marginalized random-effects model, the effect of time was significant on the rate of blood sedimentation (OR=1.56, 95% CI: 1.27-1.93). Moreover, time (OR=1.85, 95% CI: 1.55-2.21), smoking (OR=0.31, 95% CI: 0.12-0.82), and level of vitamin D (OR=1.0, 95% CI: 1.00-1.02) had a significant effect on sensitive joints. Confidence intervals, standard error, and amount of the AIC in the joint marginalized random-effects model were less than the univariable model.

    Discussions & Conclusions

    The results showed that the joint marginalized random-effect model could implement the mean of the marginal in the population as well as the correlation between the observations. Moreover, it was shown that the factors influencing the severity of the disease among the patients under study using the joint marginalized random-effects model included time, smoking, and vitamin D levels.

    Keywords: Joint modeling, Longitudinal study, Marginalized framework, Random-effects, Severity of rheumatoid arthritis
  • Behzad Momeni, Gholamali Ahmadi*, MohammadHassan Pardakhtchi Pages 80-92
    Introduction

    It is essential to identify the key success factors for assessing and understanding the current situation and establish knowledge management and achieve organizational goals. Therefore, this study aimed to identify the key success factors of Knowledge Management Maturity in Health and Medical Organizations.

    Materials & Methods

    This applied study was conducted based on a mixed qualitative-quantitative method. Snowball sampling was used at the qualitative phase. Moreover, the data were collected using a semi-structured questionnaire and interview with 12 knowledge management experts in health organizations in Tehran, Iran. The interview contents were analyzed by qualitative content analysis method. Furthermore, the reliability of the interviews was evaluated using reviewing articles after implementation by experts and the agreement method between the two coders (intra-subject agreement). To analyze the data, close questionnaire was prepared and distributed among 34 experts who were selected by purposive sampling method. They were then requested to prioritize the choices according to the Likert scale. Exploratory factor analysis was used to analyze the data.

    Findings

    The result demonstrated that 15 variables were the effective factors of Knowledge Management Maturity in Health and Medical Organizations. Based on the factor analysis results, the factors influencing the Knowledge Management Maturity included leadership, people, culture, organization, and evaluation. The leadership obtained the maximum rate of load factors among others (0.889).

    Discussions & Conclusions

    Regarding the Knowledge Management Maturity, social dimension, or soft factors in health organizations were more important, compared to technical dimension or hard factors. The role of leadership and human resources was more significant since they deal with the health of the community. Furthermore, their replacement is impossible in the short term. Therefore, it is necessary to adopt a proper procedure for transferring and utilizing the knowledge of individuals in health care organizations.

    Keywords: Health Services Administration, Knowledge Management, Organization
  • Ebadollah Moradizallani*, Masood Azarbayjani, Hamidreza Hassanabadi, Mahdi Ahmaidifaraz Pages 93-102
    Introduction

    Studies investigating effects of spiritual interventions on the quality of life, anxiety and depression in patients with breast cancer are insufficient and contradictory. Therefore, this study aimed to compare the impact of spiritual intervention based on Islam with group cognitive therapy in palliative care on the quality of life, anxiety and depression in women with breast cancer.

    Materials & Methods

    A total of 26 Muslim women with breast cancer aged 36-58 years participated in this study with a pre (Mid) and posttest design, as well as a follow up and a control group. They were selected from the patients referred to Ala cancer prevention and control center in Isfahan, Iran, and the oncology ward of Mustafa Khomeini Medical University Hospital in Ilam, Iran, during 2018. Subsequently, they were randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group received eight weekly sessions of Islamic-based intervention. On the other hand, the control group received group cognitive therapy based on the Free model as standard therapy in the same sessions and at the same time.
    Quality of Life Inventory and Hospital Anxiety and Depression Scale were utilized to collect data. The data were then analyzed using repeated measures ANCOVA. Ethics code:  IR.IUMS.REC.1396.1031

    Findings

    According to the results of repeated measures ANCOVA, Islamic-based intervention showed no statistically significant differences in terms of quality of life, anxiety, and depression scores. However, regarding the clinical significance perspective, an improvement was observed in anxiety scores in both groups. In other words, 61.53% of participants in both groups obtained a significant reduction in anxiety level. Considering the improvement of depression levels, cognitive group therapy was more effective than Islamic-based intervention in the reduction of depression levels (76.42% vs 53.48%).

    Discussions & Conclusions

    According to the findings, regarding the clinical significance perspective, Islamic-based intervention decreased anxiety and depression levels significantly; however, the data showed no improvements in the quality of the life of the patients.

    Keywords: Anxiety, Breast cancer, Depression, Group cognitive therapy, Islamic based intervention, Palliative medicine, Quality of life