فهرست مطالب

پژوهشهای روستایی - سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1399)
  • سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/05
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حجت ورمزیاری*، محسن بابایی، خلیل کلانتری صفحات 214-233
    مطالعه حاضر از طریق شناخت ویژگی‏ها و مولفه‏های مدیریت جهادی، به منظور تبیین استلزامات ارتقای نظام سیاست گذاری توسعه روستایی و عشایری انجام شده است. برای شناخت ویژگی‏ها و مولفه‏های مذکور، بیانات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله‏العالی) در بازه زمانی بین سال‏های 1358 تا 1397 با استفاده از نظریه‏پردازی داده‏بنیاد تحلیل شد. از 160 گزاره کلیدی، تعداد 469 کد باز اولیه، 102 کد باز ثانویه و 35 کد محوری به دست آمد که در قالب پنج بعد «ارزش‏ها و مبانی فکری و فلسفی سازمان»، «ساختار و فرهنگ سازمانی»، «ارزش‏های نگرشی کارکنان»، «ارزش‏های رفتاری کارکنان» و «ماموریت و چشم‏انداز سازمان»،  دسته‏بندی شدند. ازجمله مهم ترین مولفه‏های مدیریت جهادی پرهیز از ساختار اداری سلسله‏مراتبی عمودی، سیاست گذاری و برنامه‏ریزی مبتنی بر شواهد میدانی و نیازهای روستاییان و عشایر، مشارکت‏محوری و اتخاذ رویکردهای پایین به بالا و چندبعدی‏نگری است که بر محور دستیابی به اهداف عالیه عدالت‏گستری و تعالی انسان‏ها به‏خصوص اقشار محروم انجام می‏شود. بر اساس ویژگی‏های جهادگران و نهاد جهاد سازندگی، پیشنهادهایی برای ارتقاء نظام سیاست گذاری توسعه روستایی و عشایری ایران ارایه شده که از آن جمله می‏توان به استقرار سیستم اطلاعات مدیریتی از پایین به بالا با استفاده از ظرفیت فناوری اطلاعات و ارتباطات و تشکیل کمیته‏هایی در نواحی شهری با استفاده از ظرفیت معتمدان محلی و روحانیان کارآمد، در راستای بسیج جوانان و آحاد جامعه از صنوف و تخصص‏های مختلف برای مشارکت داوطلبانه در سازندگی و تعالی نواحی روستایی و عشایری اشاره کرد.
    کلیدواژگان: مدیریت جهادی، جهاد سازندگی، سیاست گذاری، توسعه روستایی و عشایری، گروه‏های مردمی
  • علی پورقیومی، عبدالرضا رکن الدین افتخاری*، مهدی پورطاهری، علی عسگری، علی گلی صفحات 234-249
    پژوهش کنونی به دنبال مفهوم سازی هسته نهادی با رویکردی استفهامی - قیاسی در برنامه ریزی فضایی کیفیت محیطی روستاهای سمغان و مله انبار است. خط مشی های برنامه ریزی در این سکونتگاه ها بدون مشارکت بهره وران و بیشتر از بالا به پایین بوده که پیامدهای اجرای این سیاست ها بی توجهی به بن مایه درونی جریان های فضای زیست (شهروندان، فعالیت و کسب وکارها) با کیفیت محیطی پایین بوده است. همچنین تخصص محوری و بخشی نگری در برنامه ریزی توسعه پایدار فضایی روستاهای مزبور و وجود رویکرد غالب کالبد ی که به جریان های اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی و اکولوژیکی توجه لازم نداشته اند. هدف از انجام این پژوهش تدوین فرآیند مفهوم سازی هسته نهادی کیفیت محیطی برنامه ریزی فضایی بر پایه رویکرد مشارکتی و ذی نفعان روستایی است. این پژوهش که به روشی کیفی و رویکردی پدیدارشناسی در دو روستای سمغان و مله انبار و با مشارکت 42 تن از ذی نفعان این دو روستا با توجه به تجربه های زیسته آن ها به این موضوع پرداخته است که در طی پژوهش با تمرکز بر گروه های روستایی و آیین و الگوهای رفتاری زندگی روزانه آن ها در قالب کارگاه های مشارکتی و با روش گلوله برفی به مطالعه کیفیت محیطی پرداخته است، افزون بر آن در چهارچوب این دو رویه روش برنامه ریزی از رویکردهای ارزیابی مشارکتی کیفیت محیطی، ارزیابی مشارکتی ارتباطات روستایی به تحلیل مفهوم ها پرداخته شد که با ابزارهایی مانند مصاحبه، بحث گروهی در چهارچوب مفاهیمی با 9 مصاحبه نیمه ساختاریافته و 9 کارگاه مشارکتی به سرانجام رسیده است که هسته نهادی آن از دیدگاه مشارکت کنندگان تعریف روستا، کیفیت ارزش ها، دانش، راهبری، برنامه ریزی راهبردی، یکپارچگی، پیوندهای روستایی شهری و حقوق شهروندی تعیین گردید.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی فضایی راهبردی، پدیدارشناسی، هسته نهادی، کیفیت محیطی
  • خدیجه صادقی، علی حاجی نژاد*، جواد بذرافشان، مجید یاسوری صفحات 250-269

    شادابی و سرزندگی به عنوان یکی از شاخص های توسعه روستایی از سال 2000 به بعد در نگاه سازمان های بین المللی و به ویژه سازمان ملل برای تعیین سطح توسعه روستایی و توسعه کشورها موردتوجه قرار گرفته است. زیرا اکثر سازمان ها و نهادهای مرتبط با توسعه از شادابی به عنوان یکی از شاخص های مهم توسعه پایدار روستایی یاد کرده اند. با این حال یکی از موارد مهم برای بررسی شادابی در نواحی روستایی، شناسایی عوامل اثرگذار بر آن است. بر این اساس هدف از تدوین این پژوهش بررسی عوامل موثر بر شادابی خانوارهای روستایی بوده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه و مصاحبه از نمونه ای منتخب مشتمل بر 170 خانوار از جامعه آماری خانوارهای روستایی شهرستان فومن (N=18675) با استفاده از تخمین شخصی و به روش نمونه گیری سهمیه ای بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون رتبه ای هم انباشتگی نامحدود اکتشافی و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج سنجش میزان شادابی خانوارهای روستایی با استفاده از پرسشنامه فوردایس گویای آن است که شادابی خانوارها در سطح مطلوبی قرار داشته است. نتایج شاخص های موثر بر شادابی نشان داد که از بین 30 شاخص در نظر گرفته شده، 18 شاخص بیشترین اثر را بر شادابی خانوارها داشته است. همچنین نتایج به دست آمده از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد مدل استاندارد مرتبه دوم شادابی خانوارها به ترتیب ضرایب مسیر متاثر از عوامل نهادی- مدیریتی، کالبدی، اقتصادی، شخصی-روان شناختی، اجتماعی، زیست محیطی، جغرافیایی و برخورداری قرار دارد. مقدار p کلیه پارامترهای لامدا در مدل فوق حاکی از تایید کلیه روابط است.

    کلیدواژگان: شادابی، سرزندگی، توسعه روستایی، مدل معادلات ساختاری، شهرستان فومن
  • حسین میخک، فرشته حافظی، طاهره صادقلو* صفحات 270-285

    در دهه های اخیر، فرایند بازگشت مهاجران روستایی به سکونتگاه های مبدا خود را می توان به عنوان یکی از مهم ترین جریان های تحرک جمعیتی قلمداد نمود که ناشی از روندهای کلی تغییر شرایط زندگی و بهبود نسبی آن در روستاها نسبت به گذشته و کم رنگ شدن علت اولیه مهاجرت یا کاهش مزایای زندگی در شهر به عنوان مقصد، است. با توجه به لزوم اهمیت تحلیل چنین جریان هایی در گستره منطقه ای و در حیطه روابط شهر و روستا، مقاله حاضر، به دنبال بررسی عوامل موثر بر میزان تمایل مهاجرین روستایی نسبت به مهاجرت بازگشتی در شهرستان خرم‏آباد است. پژوهش کاربردی، از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی مهاجرانی روستایی است که طی سال‏های 1385- 1395 به روستاهای خود بازگشته اند، (N=24160). ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی و پایایی شکلی و محتوایی آن با استفاده از نظرسنجی از متخصصان حوزه های اقتصاد و توسعه روستایی و آزمون آلفای کرونباخ تاییدشده است. نتایج به دست آمده، نشان دهنده وجود ارتباط مثبت و معنادار بین متغیرهای بعد خانوار، نسبت قوم وخویشان ساکن در روستا، میزان زمین و دارایی روستایی و هزینه و وجود رابطه منفی و معنادار بین محله سکونت شخص مهاجر، درآمد و پس انداز در شهر با میزان انگیزه برای بازگشتی به روستا است. همچنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد که تفاوت معناداری در میزان تمایل به مهاجرت بازگشتی در بین گروه‏ افراد مالک و غیر مالک زمین در روستا، افراد داری شغل موقت و دایم در شهر و کسانی که دارای زمین کشاورزی و افرادی که تنها صاحب زمین مسکونی در روستا هستند، وجود دارد.

    کلیدواژگان: مهاجرت بازگشتی (معکوس)، روابط شهر و روستا، جریان های جمعیتی، اقتصاد روستایی، شهرستان خرم‎آباد
  • محمد حاصلی*، مجتبی پالوج صفحات 286-299
    «طرح توسعه منطقه ای سیله سیله » با رویکرد درون زا و با هدف توانمندسازی روستاییان شهرستان سیله سیله (الشتر) واقع در شمال استان لرستان، در فاصله سال های 1352 تا 1357 انجام گرفته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارهای افزایش مشارکت جامعه روستایی در «طرح توسعه منطقه ای سیله سیله» انجام شده است. این پژوهش کیفی و از نوع اکتشافی- توصیفی است. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی استقرایی است. نمونه گیری به روش هدفمند و کدگذاری اولیه به صورت استقرایی و بر اساس محتویات اسناد «طرح توسعه منطقه ای سیله سیله» انجام گرفت و در نهایت مقوله ها استخراج گردید. از کدهای اولیه و ثانویه اسناد، 47 مفهوم استخراج شده و در سه دسته اصلی نهادها، گروه ها و افراد گروه بندی شدند. در مرحله بعد مبتنی بر کدگذاری محوری سه ساخت: نهادی، اجتماعی و نگرش ها به عنوان بستر و مکانیسم مشارکت شناسایی شدند. مبتنی بر یافته ها، در «طرح توسعه منطقه ای سیله سیله» مشارکت روستاییان در دو بخش: الف) بسترسازی مشارکت و ب) سطح مشارکت، افزایش یافته است. افزایش بستر مشارکت روستاییان با استفاده از تامین کادر محلی، ایجاد مکانیسم مشارکت، تحقیقات و نوآوری، بودجه بندی و آموزش ایجاد شده و افزایش سطح مشارکت روستاییان از طریق تامین خدمات زیربنایی، امور ارتباطی، امور آب رسانی، امور تعاونی، عمومی و عمران الشتر صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: طرح توسعه منطقه ای سلسله، برنامه ریزی و مدیریت مشارکتی، توسعه روستایی، الشتر، تحلیل محتوا
  • سیده مریم موسوی گله کلائی*، رضا میرزایی صفحات 300-317
    امروزه با توجه به محدودیت منابع و افزایش تقاضا در مصرف انرژی، استفاده از سیستم های ایستا در طراحی ها که بتوانند بدون نیاز به منابع فسیلی، آسایش حرارتی را فراهم آورند امری مهم است. در این مطالعه میزان هوشمندی معماری بومی روستا در حیطه گرمایش ایستا موردمطالعه قرار گرفت، زیرا طراحی بوم گرا، می تواند الهام بخش مفیدی برای طراحان باشد. در این پژوهش روستای کنگ که دارای گونه شناسی پلکانی در اقلیم سرد کوهستانی است به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد و هدف پژوهش بررسی میزان تاثیرپذیری زمینه و اقلیم، در شکل گیری الگوهای سکونتی روستای کنگ است. روش تحقیق این پژوهش به صورت کیفی و تحلیلی است که عوامل اقلیمی موجود در روستا توصیف و سپس به صورت مطالعات اسنادی و میدانی معیارها و زیر معیارهای سامانه های گرمایشی ایستا موجود در روستای کنگ طبق شاخصه الگوی اقلیمی سکونتگاهی بررسی شده و به روش سلسله مراتبی AHP تحلیل و رتبه بندی شده اند و در انتهای پژوهش، بهترین الگوی سکونتی با توجه به کسب الویت و رتبه، الگوی خانه های مستطیل شکل با بام مسطح معرفی شده است. نتایج این تحقیق نشان از آن دارد که طراحی و ساخت خانه های روستای کنگ تحت تاثیر شرایط زمینه و اقلیم (کوهستانی بودن) شکل گرفته و می توان گفت رویکردی مبتنی بر ساخت گرایی طبیعی دارد که در آن به خاطر مصالح طبیعی و شیوه های غیرفعال تنظیم شرایط محیطی، الگوی مناسبی برای معماری پایدار عرضه می کند.
    کلیدواژگان: سامانه های گرمایشی ایستا، معماری بومی، آسایش حرارتی، طراحی بوم گرا، روستای کنگ
  • ناصر علیقلی زاده فیروزجایی*، فرامرز بریمانی، نوابه تقی زاده ارمکی صفحات 318-331

    هدف از این تحقیق شناخت و تبیین وضعیت ظرفیت تحمل اجتماعی جامعه میزبان و شناسایی عوامل موثر بر آن در روستاهای درویش آباد و چاکسر از شهرستان محمودآباد است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر پیمایش است. داده های تحقیق از طریق  پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. جامعه آماری تحقیق کلیه سرپرستان خانوار روستاهای ساحلی درویش آباد و چاکسر در محدوده دهستان دابوی شمالی از شهرستان محمودآباد است. تعداد جامعه آماری این تحقیق 343 خانوار است و بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد 200 سرپرستان خانوار به عنوان حجم نمونه به روش تصادفی ساده مورد انتخاب قرار گرفته اند. داده های جمع آوری شده از طریق آزمون های آماری تی تک نمونه ای، تی مستقل و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعات نشان می دهد که به طورکلی ظرفیت تحمل اجتماعی جامعه میزبان نسبت به توسعه گردشگری  بالاتر از حد متوسط و میانگین عددی مفروض است. بنابراین هنوز ظرفیت تحمل اجتماعی جامعه میزبان به آستانه اشباع نرسیده است. همچنین نتایج بیانگر آن است که در بین عوامل موثر بر سطح ظرفیت تحمل اجتماعی جامعه میزبان، متغیرهای نگرش ساکنین نسبت به اثرات اقتصادی توسعه گردشگری دارای بیشترین تاثیر مستقیم معنادار و متغیر نگرش ساکنین نسبت به اثرات محیطی توسعه گردشگری دارای بالاترین تاثیر معکوس معنادار بر ظرفیت تحمل اجتماعی جامعه میزبان بوده اند.

    کلیدواژگان: ظرفیت تحمل، ظرفیت تحمل اجتماعی، توسعه گردشگری، نواحی روستایی، شهرستان محمودآباد
  • نازنین ورامینی، احمد رضوانفر*، سید حمید موحد محمدی، سید احمدرضا پیش بین صفحات 332-349

    با توجه به اهمیت نقش تعاونی های کشاورزی در توسعه کشاورزی و روستایی، نیاز به شناسایی عواملی که موجب بهبود رقابت پذیری این سازمان ها می‎شود، به شدت محسوس است. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه و میزان ارتباط یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی و رقابت پذیری است. پژوهش حاضر به روش آمیخته اکتشافی انجام گرفت؛ جامعه آماری در بخش کیفی شامل 25 نفر از صاحب نظران بخش تعاونی بود و در بخش کمی شامل 335 نفر از اعضای تعاونی ها بود که به روش طبقه ای با  انتساب متناسب موردمطالعه قرار گرفتند. به منظور تجزیه وتحلیل داده های کیفی از تحلیل محتوای کیفی به کمک نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از مدل سازی معادلات ساختاری به کمک برنامه لیزرل استفاده شد. مولفه های یادگیری سازمانی در ابعاد یادگیری تیمی، مدیریت دانش در تعاونی ها، تفکر سیستمی و فرهنگ سازمانی یادگیرنده، مولفه های نوآوری سازمانی در ابعاد نوآوری در بازار، حمایت از نوآوری، نوآوری در رفتار، نوآوری در راهبرد و نوآوری تولیدی و  فرآیندی و مولفه های رقابت پذیری در تعاونی های کشاورزی در ابعاد توسعه بازار مالی، آمادگی فنی و تکنولوژی، اندازه و کارایی بازار در دسترس و انطباق با محیط بیرون شناسایی شدند. در بخش کمی مشخص شد که یادگیری سازمانی و نوآوری سازمانی می توانند 41 درصد از تغییرات رقابت پذیری، و یادگیری سازمانی می تواند 55 درصد از تغییرات نوآوری سازمانی را در تعاونی های کشاورزی تبیین نماید.

    کلیدواژگان: یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی، نوآوری در راهبرد، نوآوری تولیدی، نوآوری فرآیندی
  • عباس روزبهانی، حوریه مرادی*، حامد عباسی صفحات 350-365

    یکی از مهم ترین راهکارهای اقتصادی در توسعه منطقه ای توجه به مقصدهای گردشگری روستایی به عنوان بستری برای توسعه کسب وکارهای کوچک است. به عبارتی، الگوی فضای گردشگری در محیط روستا موزاییک وار در کنار سایر فعالیت ها قرار می گیرد و معمولا تقاضا برای صنایع دستی، هنرهای سنتی و فعالیت هایی که نیاز به نیروی کار انسانی بیشتری دارند را ارتقاء می دهد و به دنبال آن ذهنیت و تفکر کارآفرینی را در میان روستاییان گسترش می دهد. از این رو، مقاله حاضر با هدف شناخت و تبیین آثار مولفه های پیش برنده توسعه کارآفرینی در مقصدهای گردشگری روستایی بخش سامن شهرستان ملایر پرداخت؛ روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از نوع کاربردی بود. صاحبان کسب وکار مبل و منبت، به تعداد 100 نفر جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. برای گرد آوری داده ها از روش های میدانی و پرسشنامه ای استفاده شد که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای 6 مولفه روحیه کارآفرینی، فرصت های گردشگری، اقتصادی، اجتماعی، فیزیکی و زیست محیطی  بیش از 95 درصد محاسبه شد. یافته ها نشان داد همبستگی قوی بین برخی مولفه های پیش برنده با متغیر کارآفرینی گردشگری روستایی وجود دارد. مولفه های فرصت های گردشگری، محیط زیستی، کالبدی - فیزیکی و روحیه کارآفرینی افراد درمجموع 98 درصد از تغییرات متغیر توسعه کارآفرینی در مقصدهای گردشگری روستایی را تبیین می کنند. در این میان بیشترین آثار مستقیم مربوط به فرصت های گردشگری بود و بیشترین اثر غیرمستقیم را مولفه زیست محیطی تبیین کرد.

    کلیدواژگان: مولفه های پیش برنده، گردشگری روستایی، کارآفرینی روستایی، بخش سامن، شهرستان ملایر
  • معصومه ملانوروزی، سید هدایت الله نوری* صفحات 366-383

    ارزیابی توان محیط تلاش برای تعیین بهترین کاربری زمین با بالاترین کارایی و حداقل آسیب پذیری در برابر کمترین هزینه است. در میان کاربری ها مختلف زمین، ارزیابی توان کشاورزی به دلیل ارتباط مستقیم و تنگاتنگ این بخش اقتصادی با محیط طبیعی از حساسیت بیشتری برخوردار است. درواقع زمانی می توان به کشاورزی پایدار دست یافت که توان محیط طبیعی به خوبی شناسایی و متناسب با قابلیت و توان محیط با آن برخورد شود. هدف مقاله حاضر ارزیابی توانمندی محیط طبیعی شهرستان نیشابور به منظور تعیین مناطق مستعد کشاورزی و مرتع داری جهت نیل به کشاورزی پایدار است. در راستای این هدف از روش تجزیه وتحلیل سیستمی استفاده گردید و ابتدا توان ها و منابع محیطی منطقه شناسایی شد. سپس بر اساس رهیافت سامانه ای اطلاعات به دست آمده تجزیه وتحلیل، جمع بندی و تلفیق گردید و به صورت لایه های اطلاعاتی به دست آمد. در مرحله بعد از طریق  سنجش واحدهای استخراج شده با معیارهای اکولوژیکی توان محیطی منطقه تعیین گردید و درنهایت با استفاده از شاخص موران، همبستگی فضایی پراکنش روستاها با محدوده های دارای توان کشاورزی و مرتع داری مشخص شد. نتایج تحقیق گویای آن است که اراضی منطقه برای فعالیت های کشاورزی و مرتع داری به طور خاص طبقه 3 دارای توان بالایی است و پس از آن به ترتیب فعالیت های کشاورزی طبقه 1 و 2 توان بیشتری دارد درحالی که کشاورزی طبقه 4 دارای پایین ترین توان است. نتایج شاخص موران نیز گویای آن است که توزیع فضایی پراکنش روستاها از نوع خوشه ای با ضریب موران برابر با 244/0 و سطح اطمینان 99 درصد است.

    کلیدواژگان: ارزیابی توان محیط، کشاورزی، مرتع داری، کاربری اراضی، شهرستان نیشابور
  • مریم قنبری، فرحناز رستمی، شهپر گراوندی* صفحات 384-395
    اجاره داری نقدی در کشور، به ویژه در مناطق مستعد و حاصلخیز با روند رو به رشدی در حال افزایش است. استان کرمانشاه  به عنوان یکی از قطب های کشاورزی در کشور از این قاعده مستثنا نبوده است. به گونه ای که در سال های اخیر کشاورزان منطقه ماهیدشت شهرستان کرمانشاه اقدام به اجاره دادن اراضی خود نموده اند. از این رو در پژوهش کیفی حاضر سعی شد به بررسی پیامدهای گسترش این رویداد در منطقه ماهیدشت پرداخته شود .برای این منظور از تکنیک تحلیل رویداد (ETA) استفاده شد. داده های موردنیاز از طریق مصاحبه عمیق انفرادی غیر ساختا رمند، گروه های متمرکز، بحث گروهی با 32 نفر از موجران و مشاهدات مستقیم جمع آوری شد. نتایج نشان داد گسترش پدیده اجاره داری دارای دو دسته پیامد زیست محیطی و فرهنگی اجتماعی در منطقه موردمطالعه است. در حیطه مسایل زیست محیطی مشکلاتی که ایجاد می گردد عبارت از: تغییر ساختار و بافت خاک، تغییر در کمیت و کیفیت منابع آب و بروز آفات و بیماری های گیاهی و در بخش فرهنگی- اجتماعی شامل مواردی از قبیل: افزایش روند مهاجرت از روستا، ایجاد معضلات اجتماعی در سطح روستا و افزایش درگیری های حقوقی بین مالک و مستاجر است. از این رو می توان نتیجه گرفت که طبق نظریه مارشالین نظام اجاره داری و گسترش آن می تواند پیامدهای منفی به همراه داشته باشد.
    کلیدواژگان: اجاره داری نقدی، نظام کشاورزی، اجاره زمین، پیامد، ETA
  • ذبیح الله فتحی*، احمد علی یاری صفحات 396-409

    یکی از موضوعات مهم در مورد جوامع پیش از تاریخ مسیله سکونت انسان ها بوده است که تغییر و تحولات و مراحل پیچیده را طی کرده است و در نهایت منجر به دست یابی به آثار بدیع معماری در روستاها شده است. از آنجایی که معماری می تواند بازگوکننده وضعیت اقلیم، اقتصاد، معیشت و ساختار جوامع گذشته باشد، مطالعه و بررسی سیر تحولات معماری روشی مناسب برای روشن کردن وضعیت حاکم بر جوامع روستایی است. شمال مرکزی ایران از جمله حوزه های جغرافیایی است که می توان سیر تحولات معماری در ادوار مختلف را در آن مطالعه کرد. مهم ترین پرسش ها درزمینه بررسی سیر تحولات معماری روستاهای پیش از تاریخ شمال مرکزی ایران در این مقاله بدین شرح است: آثار معماری روستاهای اولیه در محوطه های شمال مرکزی در این دوران دارای چه ویژگی هایی است؟ در فرآیند گذر از دوره سیلک I به II در معماری این روستاها چه تغییراتی ایجاد شده است؟ دلایل ایجاد این تغییرات در معماری محوطه های موردمطالعه چه بوده است؟با مقایسه معماری روستاهای دوره های سیلک I و II ضمن بررسی سیر و تحولات و معرفی معماری این دوران، می توان معماری دوره های سیلک I و II را به عنوان سندی برای معرفی، قدمت و پیشرفت معماری بومی در فلات مرکزی ایران محسوب کرد. با مطالعه دقیق سیر تحول معماری مردمان روستانشین ساکن در شمال مرکزی ایران در این دوران تغییرات و پیشرفت  درونی به وضوح مشخص است.

    کلیدواژگان: معماری روستاها، شمال مرکزی ایران، سیلک I و II، سیر تحولات
|
  • Hojjat Varmazyari *, Mohsen Babaii, Khalil Kalantari Pages 214-233
    The rural development policymaking system has different agents including the public and private sectors. If the system continuously receives field information from rural and nomadic areas and processes them correctly, it can provide and implement efficient policies for achieving the supreme goals and a desirable future. In the 1950s, 1960s, and 1970s, a traditional paradigm was used to govern development. In this paradigm, based on the modernization doctrines and technocratic and bureaucratic principles, development merely referred to the economic growth; the participation of local communities had no value in the policy-making and management of development. In the present study, grounded theory has been employed as a method to analyze the statements made by Ayatollah Khomeini and Ayatollah Khamenei, respectively, as the former and current supreme leaders of the Islamic Republic of Iran and extract the features and functions of the jihadi style of management. The aforementioned approach of the present study was adopted based on the fundamental role of these two supreme leaders in the formation and guidance of the Jihad of Construction. According to the experiences of Jihad of Construction, the perspective of the policymaking system of rural and nomadic development in Iran must be empowering and elevating people and making a good life possible through simultaneous attention to material and spiritual aspects of the lives of villagers and nomads. In recent years, owing to the dominance of hardware and basic needs approaches, the villagers and nomads have become passive settlers, whereas human capital is the main axis of development.
    Keywords: Jihad of Construction, Jihadi management, Policymaking, Rural, Nomadic Development, People's Committees
  • Ali Pourghayyoumi, Abdolreza Roknodin Eftekhari *, Mahdi Pourtaheri, Ali Asgari, Ali Goli Pages 234-249
    The present research seeks to detail a phenomenological conceptualization of institutional core with a retroductive-deductive research strategy in the spatial planning of environmental quality in the case study. Planning polices in these settlements do not include stakeholders’ participation and are often top-down. Also, specialization and sectorial view in the planning of sustainable spatial development of the villages and the existence of a prevailing physical approach that did not pay attention to economic, socio-cultural, and ecological issues, led to the change of land use. Agricultural land has been used by other users, and with the passing of time, urbanism has become more popular with the spirit of consumerism, weakening of production morale, reducing the level of economic productivity, and eventually reducing the environmental quality of these villages. According to the lived experiences of the rural inhabitants and the participants, by focusing on rural groups and customs and behavioral patterns in their daily lives in the form of participatory workshops and using the snowball method, this study examined the environmental quality. In addition, in the framework of these two methods of planning, the methodology of participatory assessment of environmental quality and participatory assessment of rural communication were used to analyze the concepts with tools such as interviews and group discussions, which included 9 semi-structured interviews and 9 participatory workshops with the presence of rural groups, and the institutional cores were determined from the point of view of the participants in the definition of village, quality of values, knowledge, leadership, strategic planning, integration, rural-urban linkages and citizenship rights.
    Keywords: strategic spatial planning, phenomenology, institutional core, Environmental quality
  • Khadije Sadeghi, Ali Hajinejad *, Javad Bazafshan, Majid Yasoori Pages 250-269

    Liveliness and vitality have been considered one of the indicators of rural development since 2000 by international organizations, especially the United Nations, to determine the level of rural development and the development of countries. Most development-related organizations have referred to vitality as one of the important indicators of rural development. However, one of the most important issues in studying vitality in rural areas is identifying the factors affecting it. The purpose of this study was to investigate the factors affecting the liveliness of rural households. The present study employs a descriptive-analytical method and is applied in terms of purpose. The data collection tools were questionnaires and interviews with a sample selected from 170 households in Fuman County (N = 18675). Descriptive statistics, unlimited heuristic coefficient rank test, and structural equation modeling were used to analyze the data. The results of measuring rural households’ liveliness using the Fordyce Emotions Questionnaire showed that households' liveliness was at a desirable level. The results of the indices affecting vitality showed that out of 30 indices, 18 indices had the most effect on households’ happiness. In addition, the results of structural equation modeling suggested that the second-order standard model of households' liveliness and path coefficients are influenced by institutional-managerial, physical, economic, personal-psychological, social, environmental, geographical, and occupational factors, respectively. The p-values of all of the lambda parameters in the above model indicate that all relationships are confirmed.

    Keywords: Happiness, Vitality, Rural Development, Structural Equation Modeling, Fuman County
  • Hossein Mikhak, Fereshteh Hafezi, Tahereh Sadeghloo * Pages 270-285

    In recent decades, the process of returning rural migrants to their original place of residence can be considered one of the most important trends in demographic mobility. That is due to the general trend of changing living conditions and its relative improvement in the villages compared to the past and the fact that the primary reasons for migration no longer exist or the benefits of living in the city as a destination have decreased. Given the importance of analyzing such trends in the region and the field of city and village relations, the present article seeks to investigate the causes and motivations of return migration among rural migrants in the city of Khorram Abad. The present research is an applied research of the descriptive-correlational type and the statistical population includes all rural immigrants who have returned to their villages during the years 2006-2016(N=24160).The research instrument is a researcher-made questionnaire and the validity and reliability of its form and content have been confirmed using the opinions of experts in the fields of economics and rural development as well as the Cronbach's alpha test. The results of independent t-test also suggested that there is a significant difference in the rate of desire to return between the group of landowners and non-owners in the village, people who have temporary and permanent jobs in the city, those who own agricultural land, and those who own only residential land in the village.

    Keywords: Willingness to migrate, recursive (reverse) migration, village-city relations, Population Flows, city of Khorramabad
  • Mohammad Haseli *, Mojtaba Palouj Pages 286-299
    "Selseleh Regional Development Plan" is an endogenous approach  with the aim of empowering villagers of Selseleh County (Aleshtar) located in the north of Lorestan province. It was conducted between 1973 and 1978. The present study was conducted with the aim of identification of strategies for increasing partnership of Rural community in the "Selseleh Regional Development Plan". This is a qualitative and exploratory-descriptive Research. The research method is inductive qualitative content analysis. Purposive sampling was used and initial coding was done inductively based on the contents of the documents of the "Selseleh Regional Development Plan". Finally, the categories were extracted. 47 concepts were extracted from the primary and secondary codes of the documents. They were grouped into three main categories: institutions, groups, and individuals. In the next step, based on axial coding, three constructs were identified as the context and mechanism of participation: institutional and social constructs and attitudes.  Based on the findings, "Selseleh Regional Development Plan" has increased the participation of the villagers in two ways: (a) increased participation context; (b) increased level of participation. The result is increased engagement through providing local staff, creating a mechanism of participation, research and innovation, budgeting, and training. Increased participation has also been achieved through the provision of infrastructure services and addressing the communication, water supply, cooperative, and public affairs of Aleshtar.
    Keywords: Selseleh Regional Development Plan, Participatory planning, management, Rural Development, Aleshtar, Content analysis
  • Seyedeh Maryam Mousavi Gele Kelaei *, Reza Mirzaei Pages 300-317
    Nowadays, due to resource constraints and increasing demand for energy, the use of static systems in designs that can provide thermal comfort without the need for fossil fuels is important. In this study, the extent of the indigenous architecture of the village was studied in the context of static heating because, in the eco-design, attention to the culture and elements of the native and traditional nature and architecture of each area can be a useful inspiration to the designers. In this study, Kong village with stepped typology in cold mountainous climate was selected as a case study. The research method used in this study is qualitative and analytical, which describes the climatic factors in the village and then using documentary and field studies, the criteria and sub-criteria of static heating systems in the village of Kong have been analyzed and ranked according to Habitat Climatic Index (AHP). And at the end of the research, it was concluded that the best habitat pattern with respect to priority and rank is the rectangular flat roof pattern. The results of this study show that the design and construction of Kong village houses are shaped by the contextual and climatic conditions and can be said to have an approach based on natural constructivism in which natural materials and passive methods of regulating environmental conditions provide a suitable model for sustainable architecture.
    Keywords: Static Heating Systems, Native architecture, Thermal Comfort, Ecological Design, Sustainable architecture
  • Naser Aligholizadeh Firouzjaie *, Faramarz Barimani, Navabe Taghizadeh Armaki Pages 318-331

    The purpose of this research is to determine the tourism social carrying capacity of the host society and identify the factors affecting it in the coastal villages of Mahmoodabad. The research method is descriptive-analytic based on surveying. The statistical population of the study is all the household heads of the coastal villages of Darwishabad and Chucksar in the North Daboi District of Mahmoodabad Township. The statistical population of the study consists of 343 household heads. The research data were collected through a questionnaire. Data were analysed by one-sample t-test, paired t-test, and correlation, multiple regression, and path analysis. The results of the studies show that, overall, the social carrying capacity of the host society for tourism development is higher than the average level and the assumed mean rank. Therefore, the social carrying capacity of the host society has not yet reached the saturation level. The results also indicate that among the factors affecting the level of the social carrying capacity of the host society, residents’ attitude towards the economic effects of tourism development has the most direct effect and the variable of residents' attitude toward the environmental impacts of tourism development has the most significant reverse effect on the social carrying capacity of the host community.

    Keywords: Carrying Capacity, Tourism Development, Host community, coastal village, Mahmoodabad Township
  • Nazanin Varamini, Ahmad Rezvanfar *, Seyed Hamid Movahedmohammadi, Seyed Ahmadreza Pishbin Pages 332-349

    Given the importance of the role of agricultural cooperatives in agricultural and rural development, the need to identify the factors that improve the competitiveness of these organizations is strongly felt. The purpose of this study is to investigate the relationship between organizational learning, organizational innovation, and competitiveness. The present study was conducted by exploratory mixed method. The statistical population in the qualitative section consisted of 25 experts in the cooperative sector and the quantitative section included 335 members of the cooperatives who were studied by the class method with appropriate attribution. To analyze qualitative data, qualitative content analysis was used with the help of MAXQDA software, and in a small part, structural equation modeling was used with the help of LISREL program. Organizational learning components in the dimensions of team learning, knowledge management in cooperatives, systemic thinking and organizational learning culture; organizational innovation components in the dimensions of market innovation, innovation support, innovation in behavior, innovation in strategy and production and process innovation; and components of competitiveness in agricultural cooperatives in the dimensions of financial market development, technical and technological readiness, market size and efficiency available, and adaptation to the external environment were identified. In the quantitative section, it was found that organizational learning and organizational innovation can explain 41% of the changes in competitiveness, and organizational learning can explain 55% of the changes in organizational innovation in agricultural cooperatives.

    Keywords: organizational learning, Organizational Innovation, strategic innovation, Productive Innovation, Process innovation
  • Abass Roozbahani, Horieh Moradi *, Hamed Abassi Pages 350-365

    One of the most important economic strategies for regional development is viewing the rural tourism destinations as a place for small businesses. In other words, the pattern of tourism space is located in a rural environment like mosaics along with other activities and it usually promotes the demand for handicrafts, traditional arts, and activities that require more human labor, thereby promoting the entrepreneurial spirit among the villagers. Therefore, the purpose of the present article is to identify and explain the effects of propellant components of entrepreneurship development in rural tourism destinations of Samen district, Malayer County. The research method is descriptive-analytical and applied. The statistical population of this study consisted of 100 business owners in the field of furniture and carving. The data collection tool was a questionnaire whose reliability was assessed using Cronbach's alpha test for six components including entrepreneurial spirit, tourism opportunities, and economic, social, physical and environmental components, was calculated respectively 0.99, 0.90, 0.90, 0.99 and 0.97. The results showed that there is a strong correlation between some of the propellant components and the variable of rural tourism entrepreneurship. Components of tourism opportunities and environmental, physical components as well as individual entrepreneurial spirit explain 98% of the total changes in the entrepreneurship development in rural tourism destinations variable. Among them, the most direct effects were related to tourism opportunities and the most indirect effects were explained by the environmental component.

    Keywords: Development Components, Rural Tourism, Rural Entrepreneurship, Samen District, Malayer County
  • Masoomeh Mollanorozi, Hedayatollah Nouri * Pages 366-383

    The aim of the present study is to identify the most suitable land uses with the highest efficiency and least vulnerability at the lowest costs. Among various land uses, due to the direct connection between agricultural land uses and environment, environmental evaluation become very sensitive. And in fact, when the potentials of the natural environment are identified, we can expect to achieve sustainable agriculture. The present study is aimed at environmental evaluation for determining potential lands for agriculture and pasturage in Neyshabour County to achieve sustainable agriculture. Therefore, systematic research method was used, and at the first stage, environmental potentials and resources were identified in the region. Then, the collected information was analyzed and combined based on the systematic approach, and finally was organized in the form of information layers. The environmental potential was determined by the measurement of extracted units with ecological criteria. And finally, the spatial correlation of distribution of villages in high potential lands for agriculture and pasturage was determined by the Moran index. The results of the research showed that the region enjoys high potential for class 3 agriculture and pasturage, and then for class 1 and 2. It was also shown that the region has the least potential for class 4 agriculture. It also identified an impressive level of area for irrigated farming, gardening, animal husbandry, aviculture, and beekeeping. The results of the Moran index indicate that spatial distribution of villages is cluster one type, with the Moran index of 0.244 and confidence level of 99 percent.

    Keywords: Evaluation of Environmental potential, Agriculture, Pasturage, Land use, Neyshabour County
  • Maryam Ghanbari, Farahnaz Rostami, Shahpar Geravandi * Pages 384-395
    Cash-rent farming has developed during recent years in Iran; this phenomenon has had a greater impact especially in fertile regions with the abundant sources of water and soil. Meanwhile, Kermanshah province ranks as one of the agricultural centers in the country that is no exception when it comes to having fertile lands. During recent years, the farmers of Mahidasht district in Kermanshah County have rented their agricultural lands. So, the aim of the present qualitative study is to investigate the consequences of this phenomenon in Mahidasht district. For this purpose, the event tree analysis technique (ETA) was used. The required data was gathered through singular unstructured in-depth interviews, concentrated groups, group discussion with 32 of district landlords, and direct observation. Generally, the results showed that the development of the cash-rent farming phenomenon has two groups of consequences in the studied district: environmental and sociocultural consequences. The environmental and sociocultural problems include changes in the soil structure and pattern, changes in the quality and quantity of water sources, the incidence of plant pests and diseases, increase in the migration from rural areas to towns, social difficulties in rural areas and increase in the legal implications between landlords and tenants. Finally, it should be noted that our findings support the Marshallian perspective.
    Keywords: Cash-rent, Agricultural system, Land lease, Consequences, ETA
  • Zabih Allah Fathi *, Ahmad Aliyari Pages 396-409

    One of the most important issues in prehistoric societies has been human habitation, which has undergone complex changes and stages and has ultimately led to the accomplishment of innovative architectural works in rural areas. Since architecture can reflect the climate, economy, livelihood, and structure of past societies, studying and examining the evolution of architecture is a suitable way to clarify the situation in rural communities. North-central Iran is one of the geographical areas in which the evolution of architecture in different periods can be studied. The most important questions in the context of the study of architectural developments in the prehistoric villages of northern-central Iran in this article are as follows: What are the characteristics of the architectural works of the early villages in the north-central areas of Iran during this period? What changes have taken place in the architecture of these villages in the process of transition from Sialk I to II? What were the reasons for these changes in the architecture of the study areas? Comparing the architecture of the villages of the Sialk I and II periods, while examining the course and development and introducing the architecture of this period, the architecture of the Sialk I and II periods can be considered as a document for introducing the native architecture in the central plateau of Iran, estimating its antiquity and demonstrating its progress. Through a careful study of the architectural evolution of the rural population living in north-central Iran during this period, changes and internal progress become evident.

    Keywords: Village Architecture, North Central Iran, Sialk I, II, Course of Development