فهرست مطالب

  • پیاپی 31 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مصطفی ارغیانی* صفحات 1-18

    یکی از مهم ترین اقدامات در برنامه ریزی طراحی فضاهای آموزشی توجه به ایمنی فیزیکی این فضاها است. این پژوهش با هدف بررسی اهمیت امنیت فیزیکی و شناسایی متغیرهای محیطی ایجاد امنیت در فضاهای آموزشی انجام پذیرفته و در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کالبدی موثر بر احساس امنیت دانش آموزان در فضاهای آموزشی شهر بجنورد صورت گرفته است. در این پژوهش از روش های پیمایشی و تحقیق همبستگی استفاده شده است. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به پرسش های ذیل است، عوامل تاثیرگذار بر امنیت کدام اند؟ مهم ترین عوامل کالبدی تاثیرگذار بر مدرسه امن کدام است؟ مهم ترین عوامل اجتماعی- میان فردی تاثیرگذار بر مدرسه امن کدام است؟ با توجه به سوالات پژوهش فرضیه ذیل برای پژوهش تبیین شد، محیط در ارتقا و بهبود امنیت تاثیرگذار است. در این راستا از آزمون آماری فریدمن و همبستگی پیرسون جهت تعیین رابطه و شدت و جهت رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده شده و  بر این اساس شش مولفه مورد سنجش واقع شده است. خلاصه نتایج پژوهش حاکی از آن است بین شاخص ها از دیدگاه دانش آموزان و احساس امنیت رابطه معنی داری وجود دارد. با توجه به ضرایب همبستگی می توان شاخص ها را به صورت زیر اولویت بندی کرد: قلمروگرایی، نظارت پذیری، کیفیت فضا، فعالیت، کنترل دسترسی. نتایج نشان می دهد بین میانگین وضع مطلوب در هر شش شاخص بین دانش آموزان و معلمان تفاوت معنی داری وجود دارد. در شاخص کنترل دسترسی بین میانگین وضع مطلوب تفاوت بالاتری دیده می شود و در شاخص مدیریت و نگهداری و کیفیت فضا تفاوت کمی وجود دارد. می توان نتیجه گرفت رتبه زیرشاخص ها برای پاسخ دهندگان یکسان نیست. اولویت بندی زیرشاخص ها از نظر دانش آموزان برای وضع موجود زیرشاخص های کنترل دسترسی، نظارت پذیری در رتبه های نخست قرار دارند

    کلیدواژگان: فضای بسته آموزشی، امنیت، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل فریدمن
  • احمد امین پور*، صابر اسدی، پریسا سادات باشتنی صفحات 19-29

    موضوع پژوهش حاضر نحوه مواجهه گفتمان مهندسی با بناهای تاریخی است. برای درک بهتر موضوع، به بررسی و تحلیل این روند پرداخته شده است که بحث های زیادی در پی داشت: پروژه افزایش بهره وری از رودخانه کریت در طبس. این پژوهش، در پی واکاوی چگونگی و دلایل تصمیم گیری گفتمان مهندسی درباره سد تاریخی کریت بوده تا از این طریق، به خوانشی دقیق تر از شیوه عمل مهندسی در برخورد با بناهای تاریخی دست یافت. در پژوهش های صورت گرفته، تاکنون از این وجه به مسیله نپرداخته شده است و روند رسیدن به نتیجه و نارسایی های آن مورد توجه هیچ یک از دو گفتمان حفاظت و مهندسی، به خصوص مهندسی، نبوده است. پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش است که آیا این نارسایی ها تنها در اثر اشتباهات فردی یا سازمانی است یا می توان آن را در اصول حاکم بر روش مهندسی، در مواجهه با مقوله حفاظت، ردگیری کرد و چگونه می توان، با بازتعریف برخی اصول، مانع بروز چنین نارسایی هایی شد. روش شناسی پژوهش، بر پایه تحلیل گفتمان تاریخی با بهره گیری از روش مطالعات موردی، یعنی بررسی نحوه مداخلات گفتمان مهندسی در سد تاریخی کریت می باشد. پژوهش حاضر، در پی ارایه مدلی از نحوه مواجهه مهندسی با بناهای تاریخی، بر پایه شناخت روند حل مسیله در این گفتمان بوده و سعی براین امر داشته که، برای اصلاح این روند، مفهوم ارزش میراثی مرتبط با وجوه مختلف بنای تاریخی را از گفتمان حفاظت به این حوزه وارد شود. در نتیجه این مدل، می توان روند تصمیم گیری گفتمان مهندسی را، درباره بناهای تاریخی، به نحوی اصلاح کرد که تصمیمات اتخاذ شده پاسبان ارزش ها و وجوه مختلف اصالت بناها باشند

    کلیدواژگان: گفتمان مهندسی، ارزش های میراثی، ارزش تکنیک ساخت، میان رشته، سد کریت
  • سارا برهمن، محمد پروا*، طاهره نصر صفحات 31-52
    دغدغه ایجاد کیفیت مطلوب در فضای معماری همیشه مورد توجه معماران و پژوهشگران این عرصه بوده است و توجه آن ها را به مفاهیم و نظریه های زبانی به لحاظ فلسفی و نظریه ای جلب کرده است. لیکن نشانه شناسی به عنوان ابزاری جهت تحلیل و ارزیابی هویت در طراحی مسکن کم تر مورد توجه قرار گرفته است. خانه مکانی است که افراد بیش ترین تعلق را در آن احساس کرده و بیش ترین زمان را در آن سپری می کنند، به همین جهت شناخت مفاهیم عمیق آن می تواند به خلق محیطی مطلوب منجر شود. بسیاری از نیازهایی که از یک خانه انتظار می رود بر اساس نیازهای انسان در دوره های مختلف شکل می گیرد. این پژوهش با در نظر گرفتن دو دوره تاریخی قاجار و معاصر در شهر شیراز، خانه را به مثابه متنی می پندارد که از لایه های مختلفی تشکیل شده و با بررسی رویکردهای نشانه شناسی می توان به تاثیر این لایه ها بر معماری خانه و دریافت معانی عناصر و فضاهای مختلف خانه دست یافت. لذا با توجه به مطالعات انجام شده در خصوص نشانه شناسی، ابتدا به تشریح مفاهیم نشانه شناسی پرداخت شده، داده ها و نظریه های مرتبط با این مبحث گردآوری شده و سپس در یک سیستم معماری جهت ایجاد مدل مفهومی از نشانه شناسی و در راستای خوانش هر اثر معماری تعریف شده است، سپس خانه های دوره قاجار و مجتمع های مسکونی معاصر بر اساس مدل مذکور تحلیل شده است. روش تحقیق به صورت ترکیبی از نوع کیفی-کمی بوده است و نتایج پژوهش حاصل از بررسی کتابخانه ای و اسنادی و بررسی پرسشنامه ها و تحلیل مصاحبه ها، نشان از چگونگی اثر عناصر معماری تاثیر پذیرفته از لایه معماری و فرامعماری در دو دوره تاریخی بر معانی دریافت شده توسط کاربران دارد.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی، مسکن، معنا، خانه های سنتی، مجتمع های مسکونی
  • احمد دانائی نیا*، حامد ترکی باغبادرانی صفحات 53-65
    محله به عنوان یک مکان- رفتار مهم، علاوه بر ظرفیت های فراوان اجتماعی، فرهنگی و کالبدی، نقش شایان توجهی در محله گزینی و گرایش به سکونت دایم شهروندان بر عهده دارد. پرداختن به این مهم از موضوعات اساسی در حیات اجتماعی بافت های تاریخی به شمار می آید؛ به گونه ای که متناسب با میزان و عمق شناخت از معیارهای محله گزینی، مسکن پذیری نیز از دوام و پایداری بیشتری برخوردار خواهد شد. پژوهش با طرح این پرسش که شاخصه های محله گزینی در بافت تاریخی شهر اصفهان چیست و آیا با جابه جایی مکان، شاخصه های محله گزینی نیز تغییر می کند؟ در پی آن است که به مولفه های موثر در انتخاب محله و شناسایی شاخصه های مکان گزینی در بافت تاریخی اصفهان دست یابد. روش پژوهش کیفی و در حوزه روش شناسی متکی به توصیف و تحلیل است. بدین منظور، سه محله درب امام، علیقلی آقا و جلفا در بافت تاریخی اصفهان مبتنی بر ماتریس گولر انتخاب شده و چهار شاخصه اصلی در محله گزینی یعنی امنیت، همسایگی سازگار، دسترسی به مرکز خرید و دسترسی به شبکه حمل ونقل عمومی، در نمونه ای با تعداد 90 نفر، مورد پرسش قرارگرفته و از طریق آزمون لیکرت دیدگاه پرسش شوندگان سنجش شده است؛ سپس با روش AHP، شاخصه های محله گزینی در محله های منتخب، ارزیابی شده و ضرایب اهمیت هر یک از شاخصه ها محاسبه و تحلیل شده است. استنتاج ها نشان می دهد که شاخصه امنیت بالاترین رتبه را در بین شاخصه ها کسب نموده است. همسایگی سازگار، دسترسی به مرکز خرید و شبکه حمل ونقل عمومی اولویت های مهم بعدی محله گزینی از سوی ساکنان تعیین شده اند و از این حیث، محله علیقلی آقا بالاترین رتبه در میان محله های بررسی شده را به خود اختصاص داده است.
    کلیدواژگان: محله گزینی، بافت تاریخی، مولفه های کیفی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی
  • سپیده رحمانیان*، مهنوش محمودی صفحات 67-78

    امروزه با در نظر داشتن میزان تاثیر مفاهیم روانشناسی محیط، نفوذ رنگ و نور در کیفیت محیط، ضرورت توجه به این مقوله در طراحی فضاهای درمانی جهت دستیابی به یک فضای مطلوب و بهبود بخش برای بیماران را مهم می شمارد. نفوذ رنگ و نور و تاثیر آن ها بر ذهن و جسم انسان ها به طرق گوناگون ثابت شده است و استفاده صحیح یا نادرست از آن ها تاثیرات مثبت و منفی زیادی در زندگی ما خواهد داشت. در طراحی مراکز بهداشتی- درمانی به دلیل اهمیت بالای ماهیت کاربری که با سلامت روح و جسم انسان در ارتباط است و نیز حاکم بودن روابط پیچیده عملکردی در آن توجه به الزامات طراحی مناسب نقش حیاتی دارد که یکی از این الزامات استفاده صحیح از رنگ و نور است. فضاهای درمانی با توجه به اهمیتی که دارند باید بتوانند محیطی آرام، با توجه به نیاز مراجعه کنندگان باشد. شناخت چگونگی به کارگیری این دو به عنوان عامل موثر در بهبود بیماری از اهداف اصلی این پژوهش است. طراحی درست رنگ و به کارگیری نور مناسب می تواند به افزایش حفظ سلامت در بیمارستان ها منجر شود. روش پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای پیرامون مبانی نظری پژوهش مورد نظر و جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه از بیماران بستری در بیمارستان های شهدای عشایر و شهید رحیمی خرم آباد می باشد. این تحقیق کاربردی است و روش آن توصیفی- تحقیقی می باشد. این مقاله برای پاسخ دادن به این پرسش که نقش رنگ و نور در تسریع روند بهبود بیماری چیست انجام شده است. در ابتدا به مفهوم رنگ و نور پرداخته و سپس تاثیر این دو را بر بیماری های جسمی و روحی و کاربرد آن ها در فضاهای درمانی مورد بررسی قرار می گیرد.

    کلیدواژگان: رنگ، نور، معماری، سلامت جسم و روح، بیمارستان
  • حسین رضایی، غزال کرامتی*، مزین دهباشی شریف، محمدرضا نصیرسلامی صفحات 79-96

    خلاقیت یکی از ویژگی های بارز انسان بوده که جایگاه ویژه ای در جوامع بشری دارد و موضوع محوری بسیاری از تحقیقات علمی در حوزه های مختلف دانش از جمله روانشناسی محیطی قرار گرفته است. در این راستا، تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به این سوال بوده که اهمیت تاثیرات روانی عوامل کالبدی مکان معماری یا به عبارتی بعد کالبدی حس مکان بر خلاقیت کاربران آن چقدر است و نقش طراحی معماری در جهت دهی و تقویت آن ها چیست؟ با توجه به این پرسش و نحوه پردازش به آن در تحقیقات مشابه پیشین، هدف از پژوهش حاضر تبیین الگوواره ای ویژگی ها و مکانیسم اثر مکان های تقویت کننده خلاقیت به واسطه شناسایی و دسته بندی عوامل کالبدی محیط های انسان ساخت است که بر تحریک خلاقیت تاثیر گذارند. لذا وجه تمایز این پژوهش در نگرش سیستماتیک حل مسیله و متعاقبا نوع نتایج آن می باشد. از حیث روش شناسی، پژوهش حاضر از روش آمیخته (پیمایش کیفی و کمی) در قالب نظریه یابی زمینه ای بهره برده که در آن یافته های حاصل از مطالعات گسترده اسنادی و میدانی (انجام مصاحبه و توزیع پرسشنامه) با اعمال روش های آماری (آزمون t یک نمونه ای و تحلیل همبستگی پیرسون) در یک مطالعه موردی هدفمند، تکمیل و اعتبارسنجی می شود. مطالعه مذکور شامل سه موسسه آموزش عالی فعال در حوزه معماری در شهر کرمانشاه است که در آن ها نمونه انتخابی از میان اساتید و دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی به ترتیب به صورت نمونه گیری در دسترس و تصادفی گزینش شده تا به شناسایی و بیان رفتارهای محرک خلاقیت خود و البته عوامل کالبدی تحریک و تامین کننده آن فعالیت ها بپردازند. در نتیجه برخی از ویژگی های فضایی، فضاهای عملکردی و قابلیت های محیطی متناظر با آن ها به عنوان اجزاء فیزیکی اصلی موثر بر بروز خلاقیت معرفی شد و در نهایت به واسطه تحلیل عاملی اکتشافی به عنوان یک سری عوامل (صفات محیطی) مورد رتبه بندی قرار گرفت تا زمینه ساز شکل گیری استراتژی های اصلی در طراحی محیطی به صورت کلی و به ویژه در اختصاص به فضاهای آموزشی رشته معماری باشد.

    کلیدواژگان: قابلیت های محیطی، ادراک محیطی، رفتار محیطی، خلاقیت، فضاهای آموزشی رشته معماری
  • پریسا سامی، سارا جلالیان*، امید دژدار صفحات 97-109

    حس مکان مخلوطی از احساسات خودآگاه و ناخودآگاه است که چگونگی دریافت، تجربه و بیان افراد را شامل می شود و به یک مکان معنا می دهد. خانه به عنوان بستری برای زندگی انسان با سایر ابعاد زندگی او در ارتباط و کنش متقابل است. نور جزیی از ذات زندگی بوده و همچنین واسطه دیدن، درک و شناخت به نظر می رسد. پرسشی که در این زمینه وجود دارد این است که چه رابطه ای میان ویژگی های نور روز و حس مکان خانه بودن بر اساس تطبیق خانه های سنتی و امروزی وجود دارد؟ هدف از این پژوهش بررسی نور و تاثیر آن در محیط خانه با توجه به تاثیرگذاری نور در حس مکان خانه بودن می باشد. این پژوهش از نوع؛ توصیفی می باشد که با  رویکرد کیفی- کمی و با روش علی- مقایسه ای به کمک آزمون های همبستگی انجام شده است. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و میدانی و ابزار گردآوری داده ها؛ فیش برداری، مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه می باشد که در قسمت های مختلف پژوهش به کار گرفته شده اند. نتایج این پژوهش به ارایه مدلی مقایسه ای از ویژگی های نور طبیعی و حس مکان خانه بودن در خانه های سنتی و امروزی منجر شده است. یافته ها نشان می دهد که بین نور روز و حس مکان خانه بودن در خانه های سنتی رابطه معناداری وجود دارد که این رابطه در خانه های امروزی بسیار کمرنگ شده است.

    کلیدواژگان: حس مکان، خانه سنتی، خانه امروزی، نور روز
  • مریم کیایی، یعقوب پیوسته گر*، علی اکبر حیدری صفحات 111-124

    خانه های سنتی ایرانی دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که کشف این ویژگی ها تنها با بررسی اطلاعات معماری نظیر پلان و غیره به راحتی صورت نمی پذیرد. به منظور تسهیل در امر تحلیل فضایی خانه، نیاز به ابزاری برای ترجمه فضا به زبانی ساده و قابل فهم وجود دارد. روش چیدمان فضا یکی از راهکارهایی است که امکان تجزیه و تحلیل ساختارهای فضایی محیط را فراهم می نماید. مبنای این روش، استفاده از ابزاری به نام نمودار توجیهی است که با استفاده از مفاهیمی چون عمق، همپیوندی، ارتباط و کنترل، روابط بین فضاها را تبیین می نماید. این درحالی است که برخی از ویژگی های فضایی، با اطلاعات مستخرج از این نمودارها قابل بررسی و ارزیابی نبوده و نیاز به استفاده از برخی شاخص های دیگر در این زمینه وجود دارد. از جمله این شاخص ها می توان به مواردی از جمله «مساحت فضا»، «موقعیت جغرافیایی فضا» و «فاصله متریک فضاها از یکدیگر» اشاره نمود. لذا در این پژوهش با توجه با طرح این ادعا که تحلیل ساختار فضایی محیط با استفاده از ابزار گراف، دارای نواقصی می باشد؛ به منظور ارایه تحلیلی فراگیرتر و افزایش اعتبار نتایج حاصل از بررسی محیط، شاخص های دیگری را نیز در کنار بررسی گراف ها در روش چیدمان فضا، به تجزیه و تحلیل ها اضافه نموده است نتایج تحقیق نشان داد که در برخی موارد، با وجود تاثیر فضاها در ترسیم نمودارهای توجیهی، حساسیت لازم جهت برقراری تمایز لازم میان انواع فضا در این نمودارها وجود ندارد و در نتیجه تحلیل های حاصله از دقت بالایی برخوردار نیستند. همچنین در مواردی دیگر، تعدادی از ویژگی های بنا، به طور کلی به وسیله نمودارهای توجیهی قابل بررسی نمی باشد در حالی که جز خصوصیات اصلی بنا هستند و موجب تمایز کیفیت فضایی میان بناهای گوناگون می شوند.

    کلیدواژگان: چیدمان فضا، مولفه های نحوی، مولفه های غیرنحوی، خانه های سنتی
  • منصوره محسنی*، متین باستان فرد صفحات 125-143
    چلیپا از دیرباز اهمیت ویژه ای در هنر و معماری ایران داشته است. پیشینه این الگو در سفالینه های ایران، به قدمت دوران نوسنگی است. با توجه به اهمیت معنایی چلیپا در آیین های ایرانی مهری و زرتشتی و زروانی، این الگو در هنر و معماری ایرانی نفوذ داشته است. چلیپا، پیش و پس از ورود اسلام به ایران، در انواع بناها، در تزیینات و تهرنگ بناها به گونه های مختلفی نمود داشته است. این مقاله در نظر دارد که گونه های مختلف این الگو را در معماری ایران و تزیینات وابسته به آن بررسی نماید. روش پژوهش به صورت مورد پژوهی، توصیفی و تحلیلی می باشد. داده ها از منابع کتابخانه ای و به صورت میدانی گردآوری شده است. نمونه ها از میان انواع تزیینات بناها نظیر کاشی کاری، گچ بری، آجرکاری و نیز پلان بناهای مختلف انتخاب شده اند. این نمونه ها، از دوره مادها تا قاجار انتخاب و سپس بررسی، تحلیل و مقایسه شده اند. در نهایت گونه های مختلف چلیپا در ته رنگ بناها و تزیینات معماری ارایه شده است. با توجه به این پژوهش مشخص شد که تعدادی از گره های هندسی و آلات گره ها و نیز برخی گل اندازهای آجری و نقوش گچ بری ها، همچنین نقوش گیاهی و اسلیمی ها بر مبنای پنج گونه «چلیپا، چلیپای مورب، چلیپای شکسته، الگوی نه بخشی و شمسه» شکل گرفته اند. به علاوه بر اساس مطالعات انجام شده در تهرنگ برخی بناها مانند: خانه، آتشکده، مسجد و مدرسه، باغ و غیره، دوازده گونه از این الگو در ساماندهی فضایی بناهای پیش از اسلام و شش گونه از آن در دوره اسلامی به دست آمد. الگوی نه بخشی، ترکیبات الگوی نه بخشی، چلیپایی، چهارصفه، کوشکی، چهارباغ و چهارایوان و غیره از گونه های چلیپا در این حوزه بوده اند که ریشه همه آن ها را می توان الگوی نه بخشی دانست.
    کلیدواژگان: چلیپا، چلیپای شکسته، چلیپای مورب، الگوی نه بخشی، شمسه، معماری ایرانی
  • فیروزه محمدی، سید مجید مفیدی شمیرانی*، منصوره طاهباز صفحات 145-156

    حرکت به سوی ساختمان های پایدار وکم انرژی نیازمند تاکید بیشتری بر ارزیابی دقیق عملکرد نور روز است. بدین منظور محققین در چند سال گذشته جهت غلبه بر محدودیت های شاخص های ارزیابی ایستا به طور قابل ملاحظه ای به سمت شاخص های پویای پیشرفته تر حرکت کرده اند. در حال حاضر شاخص های کفایت نور روز (DA)1 و روشنایی مفید نور روز (UDI)2 و شاخص های توسعه یافته مبتنی بر این دو به عنوان شناخته شده ترین شاخص های پویای ارزیابی شدت روشنایی نور روز در سطح بین المللی هستند که دارای اعتبار یکسانی از نظر کارایی در میان متخصصین مختلف نیستند. هدف از این مقاله مقایسه توانایی این شاخص ها جهت به کارگیری در ارزیابی نور روز در ساختمان های آموزشی است. برای رسیدن به این هدف تجزیه و تحلیل پارامتریک با استفاده از شبیه سازی در نرم افزار گرسهاپر با استفاده از پلاگین لیدی باگ3 و هانی بی4، جهت نشان دادن رابطه بین شاخص های UDI ،sUDI ،DA ،sDA ،cDA از طریق نحوه تاثیر آن ها از تغییرات مولفه نسبت مساحت پنجره به دیوار (WWR)5 در مدل کلاس درس یک دبستان نمونه در شهر تهران انجام شد. نتایج نشان می دهند عدم وجود حد بالا برای شاخص DA و شاخص های مبتنی بر آن ارتباط آن ها را با مولفه های مربوط به آسایش ساکنین از بین می برد. در مقایسه شاخص UDI به علت همبستگی با شاخص های خیرگی و انرژی می تواند نشان دهنده میزان تمایل به وقوع عدم آسایش ساکنین و همچنین میزان مصرف انرژی باشد. همچنین در میان شاخص های مبتنی بر UDI شاخص sUDI جهت دستیابی به دقتی مشابه شاخص UDI avg به افزایش تراکم شبکه نقاط حسگر نیازمند است که زمان محاسبه را به طور قابل توجهی افزایش می دهد. بنابراین شاخص UDI avg برای واحد های کوچک فضایی که تعداد نقاط سنور کاملا محدود است مناسب تر است.

    کلیدواژگان: عملکرد نور روز، شاخص های پویا، کفایت نور روز، روشنایی مفید نور روز، کلاس درس
  • محمدمهدی مولایی، پیمان پیله چی ها*، زهرا زرین مهر، جلیل شاعری صفحات 157-167

    با توجه به رشد جمعیت جهان و بالا رفتن مصرف انرژی استفاده از راهکارهای منفعل امری بسیار مهم در توسعه کشورها است. بخش بزرگی از مصرف انرژی مربوط به صنعت ساختمان و در ساختمان های اداری است که با استفاده از راهکارهای منفعل چون دودکش خورشیدی می توان میزان مصرف انرژی را به طور چشمگیری کاهش داد. دودکش های خورشیدی تا حد زیادی به کاهش مصرف انرژی کمک کرده و از طریق جذب و ذخیره انرژی خورشیدی می توانند در تهویه ساختمان و گرمایش و سرمایش مورداستفاده قرار گیرند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر دودکش خورشیدی بر تهویه و دمای داخلی در ساختمان های اداری در اقلیم گرم و خشک شیراز است که ساختمان دارای فرم های مختلف شهری است. در این پژوهش اتاقی با دودکش خورشیدی به عنوان نمونه موردی در نظر گرفته شد که در پنج حالت مختلف فرم شهری است. شبیه سازی با استفاده از نرم افزارهای انسیس فلوینت1 و کامسول2 انجام شد. با اندازه گیری مقادیر دمای میانگین محیط، سرعت هوای ورودی دودکش و میزان فشار هوای خارج شده و مقایسه آن ها در چهارفصل سال، نتایج حاکی از آن است که بهینه ترین عملکرد از نظر ایجاد تهویه مربوط به فصل تابستان است. همچنین در فصل های سرد باید دریچه دودکش را بست تا گرمایی که از طریق دودکش از خورشید جذب می شود باعث گرم شدن محیط شود. مقادیر دما، سرعت و فشار در مدل ها دارای اختلاف های بسیار کمی هستند اما یافته ها نشان می دهند که هرچه هوای ورودی و میزان فشار خروجی هوا بیشتر شود، نرخ تهویه و دفعات تعویض هوا هم بیشتر می شود. با اختلاف کم در فصل تابستان فرم حیاط مرکزی، بهینه ترین فرم شهری است که با اتصال به دودکش خورشیدی بیشترین افزایش نرخ تهویه و کاهش مصرف انرژی را دارد. بعد از این مدل، فرم شهری با حیاط سایه دار در ضلع شمالی و پس از آن فرم دو حیاطه بهترین عملکرد را دارند.

    کلیدواژگان: دودکش خورشیدی، تهویه مطبوع، ترکیب فضای پر و خالی
  • سیده فائزه میراعلمی، حسین صفری* صفحات 169-179

    بناهای آرامگاهی بخش مهمی از عقاید ایرانیان درگذشته به شمار می رفته است. انواع معماری آرامگاه های ایران در دوره معاصر شامل آرامگاه ها (نشانه شهری، مونومان، یادمان) مجموعه باغ موزه و مجموعه های آرامگاهی می باشند. طراحی آرامگاه ها از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید شایسته مقامات و مراتب روحانی شخص متوفی باشد. با توجه به آن که در سلسله مراتب حرکتی رسیدن به آرامگاه نیاز به وجود فضاها و مراتبی به لحاظ درک و آمادگی ذهنی افراد است، چگونگی مسیریابی افراد در این فضاها بسیارحایز اهمیت است. بنای مورد مطالعه، موزه و آرامگاه کاشف السلطنه در شهرستان لاهیجان می باشد که موزه آن تنها موزه تخصصی چای در کشور است که در طی سالیان اخیر به فضای آرامگاهی این بنا، الحاق شده که سبب تغییرات بسیاری در طراحی داخلی بنا گشته است. باتوجه به مشاهدات عینی و اطلاعات به دست آمده از میراث فرهنگی استان گیلان امروزه این بنا با کاهش حضور بازدیدکننده در سال مواجه است. هدف پژوهش بررسی فرآیند مسیریابی در فضای داخلی موزه و آرامگاه کاشف السلطنه و نیز تبیین اصول شناخت فضایی و مولفه های مورد نیاز به جهت تسهیل مسیریابی در این فضاها می باشد. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی- استنباطی می باشد که به شیوه کمی و کیفی صورت می پذیرد که در این راستا از تکنیک نحوفضا (چیدمان فضا) بهره گرفته شد. آن چه که بارز است اصول سلسه مراتب و سیرکولاسیون در مسیریابی بنای موزه چای کاشف السلطنه کم تر مورد اهمیت قرار گرفته و این طور به نظر می رسد که با حذف نمودن پلکان چوبی (الحاقی) در دو طرف ورودی در طبقه همکف به میزان قابل توجهی می توان ارتباط دیداری و حرکتی را در این فضاها افزایش داد و در نتیجه باعث کاهش سردر گمی در افراد و خوانا تر شدن فضاهای ارتباطی در بنا و نیز سهولت مسیریابی شدکه خود نیز درک بهتر فضاها را به همراه خواهد داشت.

    کلیدواژگان: مسیریابی، چیدمان فضا، موزه، آرامگاه، کاشف السلطنه
  • مسعود ناری قمی، مهدی ممتحن، علی محلاتیان* صفحات 181-191

    مفهوم فضای باز در معماری مسکونی ایران در دهه های گذشته با تغییرات اساسی ایجاد شده توسط سیستم توده گذاری شهری و تعریف مفهوم جدیدی به نام حیاط نیمه خصوصی در واحدهای آپارتمانی دچار تغییر شده است. این پژوهش با بررسی ادبیات موجود، تغییر در کارکردها و فعالیت های حیاط را دسته بندی نموده است. سپس وضعیت مفاهیم گذشته در ذهن مردم معاصر (با تمرکز بر کارکردهای روزمره) به صورت میدانی تحلیل شده است. پژوهش ادبیات موضوع به صورت تفسیری تاریخی و مردم نگاری به دو صورت کمی و کیفی صورت گرفته است. نخست به صورت کمی برآوردی از نگرش دسته منتخبی از قشر مذهبی شهر قم به دست آمد و سپس از مصاحبه باز برای پژوهش کیفی استفاده شد تا تفسیر مردم نگارانه مطمین تری، انجام شود. برای تحقیق کیفی شش خانوار به صورت طیف زمانی و در دو الگوی حیاط دار و آپارتمانی از میان قشر مذهبی و قشر متوسط ساکن قم انتخاب شده اند و اطلاعات مورد استفاده در این مقاله از میان مصاحبه های نیمه ساختاریافته طولانی استخراج شده است. براساس مرور ادبیات پژوهشی مربوط به حیاط در دوره اسلامی ایران در مسکن واجد مفاهیم بنیادی محرمیت، فضای زنانه، تمرکز فعالیت های خانگی و تقدس این مکان از دیدگاه دینی و اجتماعی است؛ بررسی های موردی این پژوهش نشان می دهد که به رغم حذف واقعیت مفهومی حیاط از زندگی روزمره، همچنان تصویر ذهنی از به عنوان حیاط مرکز فعالیت و حیاط پیوسته با طبیعت و آسمان (به عنوان عنصر مقدس) در اذهان نسل های میانسال وجود دارد و در مورد جوان ترها نیز وجود این تصویر قابل انکار نیست، اما مفاهیم مدرن سکونت و کم اهمیت شدن کار خانگی، عدم تمایل نسل های متاخر مذهبی را به بخشی از کارکردهای بنیادی حیاط ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: حیاط، خانه، کارکردهای حیاط، مفهوم حیاط، فضای زنانه، تقدس مکان
  • آزاده لک*، مینا رمضانی صفحات 193-206
    امروزه کیفیت فضاهای شهری از مهم ترین دغدغه های طراحی محیطی می باشد. این مطالعه با هدف ارایه ترجیحات محیطی استفاده کنندگان از فضاهای شهری زیرپل های شهری انجام شده است تا متضمن دست یابی به مدل مناسب در جهت طراحی این گونه فضاها باشد. این پژوهش با دو روش کیفی و کمی انجام شده است. در مرحله اول به جهت بررسی ترجیحات محیطی شهروندان، بر اساس تکنیک کیوسورت1 و مصاحبه عمیق، نظرات 50 نفر از استفاده کنندگان فضاهای شهری برای فضاهای رهاشده زیرپل های شهری بررسی و در نهایت انگاره های محیطی موثر در طراحی فضاهای زیرپل های شهری استخراج شد. در مرحله دوم انگاره های محیطی حاصل از مرحله اول مطالعه با حضور 144 نفر از فارغ التحصیلان معماری، معماری منظر و طراحی شهری با استفاده از ابزار پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی مورد بررسی قرار گرفته شد. سپس پایایی و روایی پرسشنامه بررسی و در نهایت بعد از جمع آوری داده ها با استفاده از روش تحلیل عامل تاییدی2، مدل این پژوهش در نرم افزار SPSS و Lisrel تولید شده است. نتایج حاکی از آن است که ترجیحات محیطی شهروندان در طراحی فضاهای زیرپل های شهری عبارت اند از: ایمنی و امنیت، انسجام کالبدی، رویت پذیری، سرزندگی، غنای حسی، احساس تعلق، آسایش اقلیمی. همچنین این مطالعه نشان می دهد که شناخت و درک نیازهای استفاده کنندگان از فضا به پاسخگویی بهتر محیط برای درک و تجربه فضاهای با کیفیت تر کمک به سزایی خواهد نمود و چارچوب های نظری لازم را در اختیار طراحان محیطی به ویژه معماران و طراحان شهری قرار خواهد داد.
    کلیدواژگان: کیفیت فضای شهری، ترجیحات محیطی، فضای رها شده زیرپل ها
  • عبدالحسین ظریفیان مهر*، لعلا جهانشاهلو، بهلول علیجانی، حسین ذبیحی صفحات 207-223

    شهر به عنوان پدیده ای چندوجهی دارای ابعاد گوناگونی است. یکی از مهم ترین ابعاد شهر که همواره از جستارهای مطرح در طراحی و برنامه ریزی شهری بوده، بعد هندسی شهر است. هندسه شهری و هندسه دره های شهری، که با تغییرات ارتفاع، طول و فاصله ساختمان ها تعریف می شود، تاثیر قابل توجهی بر مبادلات انرژی و در نتیجه درجه حرارت مناطق شهری دارد. دگرگونی هندسه شهر، مسایل و مشکلاتی را در پی خواهد داشت. ازجمله این مسایل، تغییرات اقلیمی در مقیاس خرد و میانه است. هندسه شهر به دلیل تاثیراتی که بر اقلیم شهری می گذارد، همواره موردتوجه اقلیم شناسان بوده است. یکی از پارامترهای مهم این بعد، شاخص ضریب دید به آسمان(SVF) 1 است. اگرچه اقلیم شناسان شهری این شاخص را به خوبی می شناسند، اما آن طور که باید در میان شهرسازان مطرح نشده است. از طرفی به دلیل ارتباطی که این شاخص با دیگر متغیرهای اقلیمی دارد، می تواند در تصمیم سازی های شهری نقش تعیین کننده ای ایفا کند. ازاین رو پژوهش حاضر ضمن بررسی ضرورت توجه به این شاخص، روش ها و تکنیک های محاسبه این شاخص و در ادامه دسته بندی های آن را ارایه نموده است. ازاین روی هدف این نوشتار، در وهله نخست شناساندن و بررسی انواع این شاخص و سپس بررسی و دسته بندی روش های گوناگون محاسبه و برآورد آن است. یافته های پژوهش نشان می دهد که محاسبه و برآورد SVF با روش های عکاسی و تحلیلی آغاز و با روش های نرم افزاری و GPS گسترش روز افزونی پیداکرده است. همچنین در جدول پایانی نوشتار، دسته بندی از پیشینه موضوع به همراه روش ها و تکنیک های گوناگون محاسبه و نرم افزارهای وابسته به تفصیل نشان داده شده است.

    کلیدواژگان: هندسه شهری، ضریب دید به آسمان، SVF، روش
  • امیرمحمد معززی مهرطهران*، محمدسعید ایزدی، محمد مسعود صفحات 225-239

    بررسی و تعیین غیرروایی رابطه میان فضای زیست و جامعه، موضوعی است که در مطالعات خالقان فضا (معماران، طراحان شهر و منظر و نظریه پردازان در این زمینه) و متخصصان اجتماعی (جامعه شناسان، انسان شناسان و غیره) مورد کم توجهی قرار گرفته است. در عین این که علوم محیطی قادر نبوده چارچوب نظری قانع کننده ای برای نقش اجتماع عرضه کند، در علوم اجتماعی نیز ادراک مفاهیم فضا و محیط به درجه قابل قبولی نرسیده است. تلاش برای رفع این کوتاهی به مثابه حلقه مفقوده ای که به سختی قابل دستیابی است، بی تردید به بسیاری از مسایل رایج محیطی پاسخ خواهد گفت. مقاله حاضر با هدف واکاوی ارتباط و همبستگی پیکربندی فضایی و شرایط توسعه یافتگی محلات اصفهان، سعی کرده است به نوعی به رفع این کاستی کمک کند. برای این منظور، در 188 محله شهر اصفهان این ارتباط به روش همبستگی و در سه سطح کلان، میانی و محلی آزمون شد که در این مسیر تحلیل پیکربندی فضایی محلات با استفاده از روش چیدمان فضا و تعیین سطح توسعه یافتگی آ ن ها به کمک روش تاپسیس صورت گرفته است. نتایج این بررسی نشان می دهد گرچه در دو مقیاس کلان و میانی، رابطه ای معنادار دیده می شود؛ اما میزان این همبستگی ضعیف است. در مقیاس محلی نیز اساسا ارتباط معناداری وجود ندارد. بر این اساس اگر در شهر اصفهان قرار باشد به کمک تغییراتی در پیکربندی فضایی شهر وضعیت یکپارچگی ساختاری شهر و وضعیت توسعه یافتگی محلات را بهبود بخشید، به جای مداخله و تغییر در شبکه دسترسی محلی، اولویت با تغییر در محورهای واسط میان محلات و همچنین محورهای اصلی شهر است با این ملاحظه که نباید انتظار داشت این تغییرات به طور حتم بر وضعیت توسعه یافتگی محلات تاثیر مثبت بگذارد.

    کلیدواژگان: پیکربندی فضایی، محله، توسعه یافتگی، چیدمان فضا، اصفهان
  • محمود رضایی* صفحات 241-252

    مفاهیمی مانند هدف، موفقیت، روش، معیار، دیدگاه‏ مخاطب، زمینه فرهنگی، مقیاس و نوع طرح، از مواردی است که نقد و ارزیابی کیفیت طرح‏های‏ شهری را پیچیده‏‏ ساخته ‏است. پرسش این مقاله یافتن مهم ترین معیارهای بیرونی یا درونی موفقیت طرح‏های‏ شهری اجرا‏شد‏‏‏‏‏ه در تهران طی 35 سال از دهه 1360 است. بنابراین، روش دلفی جهت کسب اجماع خبرگان شهری به کاررفته است. برای این منظور از اجماع چهل نفر از متخصصان شهری در زمینه ‏های طراحی ‏شهری‏‏‏، برنامه ‏ریزی، مدیریت، معماری و جامعه ‏شناسی بهره‏ گرفته ‏شده ‏است. این مقاله با روش اجماع نظر خبرگان و رویکرد نقد نوین برآمده از «نظریه نقد»، به‏‏ دنبال این پرسش است که به اعتبار این اتفاق‏نظر معیار اصلی موفقیت این طرح‏ها چه بوده‏است؟ هر‏‏‏‏‏‏‏چند در خصوص شکست طرح‏های ‏شهری به‏ ویژه در تهران اتفاق‏نظری مشترک هست، اما گزارش بی‏ طرف در خصوص متخصصان هم‏رایی در معیارهای طرح‏های شایسته و موفق کمتر تهیه ‏شده ‏است. آگاهی از چنین موضوعی می‏تواند علاوه بر معرفی، ایجاد انگیزه، تشویق و ترسیم نگرش مثبت یا تدوین چشم‏انداز تقریبی از کارنامه فعالان شهری در چند دهه اخیر، سبب روشن‏تر شدن و هدایت تصمیم ‏های آتی با توجه به معیارهای ‏موفقیت شود. این امر همچنین می‏تواند منجر به بررسی روش‏های ارزیابی کیفی طرح‏های‏ شهری شود. از نتایج به دست ‏آمده این است که فرض معیار ثابت برای ارزیابی آثار صحیح نبوده و ارزیابی امری پویاست. درعین‏حال، معیارهای «فرآیندگرا»، «فرآورده ‏گرا»، «بیرونی» و «درونی» تمیز داده و روشن‏ شده ‏است که «خواست و مشارکت مردم» در طرح‏ها معیار اصلی است که بیش از هر‏‏‏‏‏‏‏ عامل دیگر سبب پیروزی طرح خواهد شد. بعد این معیار، «جنبه‏های مدیریتی و فنی» و سپس «کیفیت اثر طراحی» سبب موفقیت طرح می‏شود. معیار مردمی در سایر معیارها نیز نهفته است و بنابراین فرامعیار درونی موفقیت طرح‏هاست، گرچه در طرح‏های شهری تهران، بیرون از فرآیند ‏طراحی مانده‏است.

    کلیدواژگان: فرامعیار درونی، مردم، معیارهای‏ موفقیت فرآیند طراحی، نقد و ارزیابی طرح‏های‏ شهری، تهران
  • داریوش شجاعی باغینی*، بیژن صفوی صفحات 253-270
    در سال های اخیر توجه به توسعه پایدار شهری بیش از پیش مورد توجه محققان قرار گرفته است؛ لذا این مطالعه به دنبال ارایه یک مدل پویای توسعه پایدار برای شهر تهران می باشد که به این منظور از یک شبیه سازی کامپیوتری بر مبنای رهیافت پویایی شناسی سیستم، توسط نرم افزار VENSIM استفاده شده است. با توجه به هدف مورد نظر و دسترسی به داده ها، الگوی طراحی شده از دو زیربخش اقتصاد و اجتماع و زیربخش آلودگی محیط زیست استفاده شده است. نتایج حاصل از شبیه سازی در مدل پایه نشان داد که مقادیر شبیه سازی به خوبی توانسته است مقادیر واقعی متغیرهای نشان دهنده توسعه پایدار در شهر تهران را پیش بینی کند. به صورتی که می توان گفت در صورت ادامه همین روند در شهر تهران در سال 1404 جمعیت شهر تهران به نزدیک 11 میلیون نفر خواهد رسید. از طرف دیگر نتایج نشان می دهد که باوجود نرخ رشد تولید ناخالص در نظر گرفته شده برای شهر تهران، درآمد کل این شهر از ابتدای سال 1387 با مقدار 624 هزار میلیارد ریال به 315669 هزار میلیارد ریال در سال 1404 خواهد رسید. همچنین نتایج نشان دادند که انتشار دی اکسید کربن تا سال 1404 در شهر تهران به اندازه نزدیک به 100 میلیارد تن در سال خواهد رسید که این مقدار، بسیار زیاد بوده و نیاز به اتخاذ سیاست های مناسب زیست محیطی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، زیربخش های اقتصادی و اجتماعی، آلودگی محیط زیست، رهیافت سیستم دینامیک
  • فرشاد نوریان*، آرش فتح جلالی صفحات 271-286

    رشد شتابان و فزاینده شهرنشینی و در پی آن، افزایش جمعیت شهرها، پیامدهای مختلفی را در زمینه های گوناگون به دنبال داشته است. از جمله مهم ترین این پیامدها می توان به افزایش تقاضا برای منابع انرژی اشاره نمود که خود از دو جنبه قابل تامل است: نخست محدود بودن منابع انرژی تجدید ناپذیر، دوم آلودگی های زیست محیطی ناشی از مصرف سوخت های فسیلی و از سوی دیگر فراگیر شدن آگاهی های عمومی نسبت به جنبه های یادشده سبب شد تا رویکردهای نوینی نظیر توسعه پایدار، رشد هوشمند و غیره در شهرسازی ظهور یافته و توجه به بحث کارایی انرژی در شهرسازی را آشکار نماید. مفهوم مصرف انرژی در شهر، با مولفه های گوناگونی در ارتباط است. یکی از این مولفه ها، ویژگی شبکه معابر و حمل ونقل است که در ارتباط با موضوع کاربری زمین بر مصرف انرژی در این بخش (حدود 30 درصد انرژی مصرفی شهرها) تاثیر می گذارد. تاکنون مطالعات متعددی در زمینه مصرف انرژی صورت گرفته، اما تحقیقات با ماهیت کمی در ایران کمتر صورت گرفته است. در این مقاله، ابتدا مبانی نظری مطرح شده در زمینه انرژی و برنامه حمل و نقل مورد بررسی قرار گرفته، سپس مولفه های موثر بر مصرف انرژی در بخش حمل و نقل بررسی شده است. در گام بعد، برای 35 هکتار از اراضی بکر شهر جدید هشتگرد (معروف به محدوده 35 هکتاری در مطالعات اسناد فرادست)، سه سناریو پیشنهاد شده و در پایان با اندازه گیری شاخص های انرژی حمل و نقل و کاربری زمین، توسط نرم افزار Communityviz، مصرف انرژی سناریوها ارزیابی شده است و جهت تحلیل دقیق تر تعیین میزان همپیوندی معابر، از تکنیک تحلیل چیدمان فضا و نرم افزار دپث مپ1 استفاده شده است. یافته ها نشان دهنده وجود ارتباط مستقیم بین فرم شبکه معابر و حمل و نقل، کاربری اراضی شهری و مصرف انرژی است که با اعمال تغییر در فرم شبکه معابر، توسعه حمل و نقل یکپارچه و تغییر در پراکنش کاربری اراضی می توان تا 35 درصد مصرف انرژی در بخش حمل ونقل را کاهش داد.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار، کارایی انرژی، برنامه ریزی کاربری زمین، برنامه ریزی حمل ونقل، شهر جدید هشتگرد
  • محمدرضا یزدان پناه شاه آبادی، حسن سجادزاده*، مجتبی رفیعیان صفحات 287-303

    بافت تاریخی تهران به دلایلی از جمله تاثیر منفی توسعه های جدید شهری دچار انزوای ساختاری شده است. انزوایی که حاصل نفوذ لجام گسیخته کاربری های تجاری و استحاله هویت سکونتی، فعالیتی و تاریخی این بافت است. در سال های اخیر رویکرد برندسازی مکان به عنوان یک ابزار در برنامه ریزی و مدیریت شهری از جمله بازآفرینی بافت های تاریخی مطرح شده است. با توجه به ماهیت بازآفرینی که مفهومی زمینه گرا است و از مکانی به مکان دیگر با تغییر رویکرد همراه است، رویکرد برندسازی مکان در راستای بازآفرینی بافت تاریخی نیز باید مبتنی بر شرایط زمینه ای باشد. لذا در این پژوهش با استفاده از روش نظریه زمینه ای به دنبال تدوین مدلی جامع و زمینه گرا جهت برندسازی بافت تاریخی تهران هستیم. برای این منظور 32 مصاحبه عمیق با متخصصان حوزه های مرتبط، بازدیدکنندگان، مشتریان، ساکنان، کسبه و مدیران شهری صورت گرفت. کدهای استخراج شده در قالب 173 مفهوم و 47 مقوله دسته بندی (کدگذاری باز) و سپس مدل ارتباطی بین مفاهیم در قالب مدل پارادایم ارایه شد (کدگذاری محوری). مدل نهایی پژوهش هدایتگر برندسازی مکان به سمت رویکرد دارایی مبنا بود که حاصل پالایش نهایی مدل پارادایمی (کدگذاری انتخابی) است. در مدل مذکور هویت برند مکان به عنوان طبقه محوری برندسازی معرفی شده است. هویتی که حاصل برهم کنش سه هویت گردشگری، سکونت و بازار در بستر تاریخی و فرهنگی مکان است. در این مدل برند مکان نه یک پدیده تحمیلی از بیرون که حاصل تعامل بین کنشگران مختلف مکان بر مبنای منافع مشترک است که در یک فرآیند راهبردی با تکیه بر دارایی های درونی مکان زمینه شکل گیری برند مکان را فراهم می کند. بدین ترتیب این مدل با ماهیت زمینه گرا و چند وجهی خود منجر به ایجاد ارزش افزوده جدیدی در بافت تاریخی می شود که نه حاصل متراکم سازی بافت (ارزش ساخت و ساز) که از طریق ارزش برند ایجاد و امر بازآفرینی را هدایت می کند.

    کلیدواژگان: بازآفرینی بافت تاریخی تهران، برندسازی مکان، رویکرد دارایی مبنا، نظریه زمینه ای (داده بنیاد)
|
  • Mostafa Arghiani * Pages 1-18

    One of the most important steps in designing the design of learning spaces is the focus on the physical safety of these spaces.In the old days, for the sake of greater security, places were selected that had natural barriers such as rivers.The term "safety" and "security" can have different meanings under the influence of various factors, The concept is complex, conflicting and strongly reliant on attitudes and values. This research aims to investigate the importance of physical security and identify environmental variables of creating security in educational spaces. The research method is descriptive and analytical and relies on case study. Samples were randomly selected. First, security perception in Bojnourd high schools was measured, then, using the hierarchical analysis process, the factors affecting security were analyzed and ranked according to the indicators of the questionnaire. The collected questionnaires were analyzed in SPSS software. The results show that there is a significant relationship between the indicators from the students' point of view and the sense of security. Regarding correlation coefficients, the indicators can be prioritized as follows: Territory, Supervision, Space Quality, Activity, Access Control. The results show that there is a significant difference between the average situation in each of the six indicators between students and teachers. In the access control index, there is a higher difference between the mean of the desired situation and there is little difference in the management and maintenance index and the quality of space. It can be concluded that the ratings below are not the same for the respondents. Prioritization of the following indicators is in the view of the students for the status quo below the access control indicators, monitoring are ranked first.

    Keywords: Educational Package Space, Security, Pearson Correlation Coefficient, Friedman analysis
  • Ahmad Aminpoor *, Saber Asadi, Parisa Sadat Bashtani Pages 19-29

    This research concerns how engineering discourse deals with the historical buildings. To clarify the subject, a case study has been analysed that was followed by a lot of discussions A project to increase the exploitation of the Kurit River in Tabas1. The present research seeks a more accurate reading of how the engineering practice deals with historical buildings, though inquiring how engineering discourse reacted to this historical dam and what its reasons were. Such an approach have not been addressed in previous research, as neither conservation nor particularly engineering discourses have considered the decision-making process and its outcomes and failures. This main questions of the present study are whether these failures are caused by personal or organizational mistakes or can be tracked in dominant principals of the engineering method in dealing with the concept of conservation; and how such failures could be diminished by redefining some principals. The present study is carried out based on the historical discourse analysis by Ruth Wodak2, and using case study, i.e. the engineering discourse interventions in the historical Kurit dam are analysed and discussed in details. This research aims to propose a model for the engineering discourse to deal with the historical structures, on the basis of recognizing the problem-solving process in this discourse and it also tries to modify this process by entering the concept of heritage value related to various aspects of a historical building, which is in the conservation discourse, in engineering discourse. Through such a regard, the decision-making process in the engineering discourse will be modified in a way that its outcomes can preserve the values and different aspects of authenticity of buildings

    Keywords: engineering discourse, heritage values, Construction Value, interdisciplinary, Kurit Dam
  • Sara Berahman, Mohammad Parva *, Tahereh Nasr Pages 31-52
    Concerns about the creation of a desirable quality in the architectural space have always taken into consideration by architects and researchers in this field. And their attention has been attracted to theoretical and philosophical of language theory. However semiology has been not considered as a tool for identify analysing and evaluating designing homes. House is the place where people feel the most belonging and spend there most of their time, so knowing its deep concepts can lead to creation of an ideal environment. Most of requirements that are expected for home are based on the needs human in different periods. This research, by considering the two historical periods of Qajar and contemporary in Shiraz-Iran, supposes the house as a texture composed of different layers, that by examining the semiology approaches it makes it possible to examine the effects of these layers on house architecture and to obtain different meanings of elements and spaces of homes. Therefore, according to studies on semiotics, the concept of semiology has described, the data and theories related to this topic were first collected and then defined in an architectural system to create a conceptual model of semiology for reading each architectural work. Then the houses of the Qajar period and contemporary residential complexes have been analysed based on above model. The research method is a combined one of qualitative - quantitative type. The results of the study concluded through library and documentary research, and investing questionnaire and analysing interviews, shows how the elements of architecture that affected by architectural and meta-architectural layer in these two historical periods influence the meanings understood by users.
    Keywords: Semiology, Housing, semantics, traditional houses, Residential Complexes
  • Ahmad Danaeinia *, Hamed Torki Baghbadorani Pages 53-65
    Neighborhood, as an important behavioral setting, in addition to numerous social, cultural and physical aspects, has a very important role in neighborhood selection and creating a tendency among citizens to take up permanent residence. This is one of the main issues in the social life of historical contexts because by increasing the extent and depth of understanding of neighborhood selection criteria, housing will also be more durable. The present study aims to achieve effective factors in choosing the neighborhood in Isfahan city and to identify the criteria for neighborhood selection in the historical texture of Isfahan City. To this end, two main questions are raised: 1. What are the criteria for neighborhood selection in the historical texture of Isfahan? 2. Do the neighborhood selection criteria change with the spatial displacement? The present study is qualitative, descriptive and analytical research. To investigate the topic research, three Darb-e-Emam, Aligholi Agha and Jolfa neighborhoods in the historical texture of Isfahan City are selected using Goeller Scorecard and the four main neighborhood selection criteria, including security, neighborhood compatibility, access to shopping center and access to public transport network, are investigated. To investigate the aforementioned criteria in the selected neighborhoods, a sample of 90 persons are surveyed through a Likert scale questionnaire. Then, the data obtained from the questionnaires are analyzed using the AHP method and for each neighborhood, the importance coefficients of all criteria are calculated. The results of analysis show that according to the residents, among the neighborhood selection criteria, the security has the highest rating, followed by the neighborhood compatibility, access to shopping center and access to public transport network, respectively. Considering these criteria, the Aligholi Agha neighborhood obtains the highest ratings.
    Keywords: Neighborhood Selection, Historical texture, Qualitative factors, Analytic Hierarchy Process
  • Sepideh Rahmanian *, Mahnoosh Mahmoudi Pages 67-78

    Today, by knowing the concepts of environmental psychology and the effects of color and light on the quality of the environment, it is of great importance to consider these issues in the design of spaces to provide a favorable and healing space for patients. It has been proven in various ways that color and light influence and affect the human mind and body and proper or improper use of them has many positive and negative effects on our lives. In designing healthcare centers, considering the significant nature of the land-user, that is associated with human’s physical and mental health, and also the complex functional relationships governing in it, attention to the requirements of proper design, including the proper use of light and color, has a key role. Due to their importance, therapeutic spaces should be a calm environment, according to the needs of clients. The present study aims to investigate how these two elements, as effective factors in improving the disease, can be applied properly. Proper color design and application of appropriate light can enhance health in hospitals. In the present study, library studies are applied to develop the theoretical foundations, and data are collected using questionnaires distributed among patients admitted to Shohada-ye Ashayer and Shahid Rahimi hospitals in Khorramabad City. This study is applied-descriptive research. In the present study, it is attempted to answer the question: What are the roles of color and light in accelerating the healing of diseases? To this end, first, the concepts of color and light are discussed and then the effects of them on physical and mental diseases and their application in therapeutic spaces are examined.

    Keywords: Color, light, Architecture, Mental, Physical Health, Hospital
  • Hossein Rezaei, Ghazal Keramati *, Mozayan Dehbashi Sharif Sharif, Mohammadreza Nasir Salami Pages 79-96

    Creativity is a certain property of the man that has been especially valuable in human societies and knowledge such as environmental psychology. Accordingly, the present research tries to answer the question “How many important the effects of physical factors of architectural place are on the users’ creativity and what is the role of architectural design in organizing them to enhance it?” Therefore, the purpose of the present paper is to explain the main characteristics of creative places in a pattern form by identifying and categorizing the physical factors of the built environment. In terms of methodology, the configuration of the present research is based on Grounded Theory and a mixed method in which the findings resulted from a comprehensive documentary and field study has been completed and validated by applying statistical techniques on the data collected in a purposeful case study. The sample of this case study is three universities in Kermanshah, Iran, consists of educational environments of architecture in which teachers and post-graduate students identified and expressed their creativity-stimulant behaviors as well as the physical items of the environment that afford those activities. Finally, we concluded some of the spatial features, functional spaces, and their associated environmental affordances as the main items affecting the users’ creativity enhancement that ultimately have been classified and rated by an exploratory factor analysis as creativity-effective environmental attributes to be considered in designing the future environments in general and educational environments especially, as the main strategy. It could be pointed to the dynamism, generativity, justifiability, enrichment, and durability, on the one hand, and naturalism, interactivity, formal and functional balance and appropriateness, diversity of usage, multi-semantic in form and function, individualism, and composure, on the other hand, in the form of two distinct and correlative categories, among the most important of these attributes.

    Keywords: Environmental Affordances, Environmental Perception, environmental behavior, creativity, Educational Spaces of Architecture
  • Parisa Sami, Sara Jalalian *, Omid Dejdar Pages 97-109

    A sense of place is a mixture of conscious and unconscious emotions and refers to how people receive, experience, and express a place. It makes a place meaningful. House, as a platform for human life, is related and interacts with other aspects of his life. Light is a symbol of life and also seems to be a medium for seeing, understanding, and knowing. In this regard, the following question arises: What is the relationship between the characteristics of daylight and the sense of place in the house according to the comparison between traditional and contemporary houses? The present study aims to investigate daylight and its effect on the house environment with an emphasis on its effect on the sense of place in houses. This study is descriptive research carried out using a qualitative-quantitative approach and a causal-comparative method through correlation tests. Data are collected using library study and field study. Moreover, the data collection tools include indexing, observation, interview, and questionnaire that are used in different parts of the research. The final output of the research is a model for comparing traditional and contemporary houses in terms of the characteristics of daylight and the sense of place. The results show that there is a significant relationship between daylight and the sense of place in traditional houses, which is greatly faded in contemporary houses.

    Keywords: Sense of Place, Traditional House, Contemporary House, Daylight
  • Maryam Kiaei, Yaghowb Peyvastehgar *, AliAkbar Heydari Pages 111-124

    Iranian traditional houses have unique features that are not easy to discover only by examining architectural information such as plan, etc. To facilitate the spatial analysis of the house, there is a need for a tool to translate the space into a simple and understandable language. The space syntax method is one of the techniques making it possible to analyze the spatial structures of the environment. This method is based on the use of a tool called justified graphs that explain the relationships between spaces using concepts such as depth, integration, choice, difference factor, and control. However, some spatial features cannot be assessed with the data extracted from these graphs and there is a need to use some other indicators in this field, some of which are "space area", "geographical location" and "the distance between spaces". Therefore, in the present study, considering the claim that analyzing the spatial structure of the environment using graph tools has defects, other indicators, in addition to the space syntax method, are applied in order to provide a more comprehensive analysis and increase the validity of the results from the study of the environment. The research results indicate that in some cases, despite considering the effects of spaces in drawing justified graphs, there is no required delicacy in establishing the necessary distinction between various types of space in these graphs and as a result, the resulting analyses are not very accurate. Also, in other cases, a number of features of the building cannot be generally examined by justified graphs, although they are of the main features of the building and distinguish different buildings in terms of the quality of space.

    Keywords: Space Syntax, Syntactic Components, Non-Syntactic Components, traditional houses
  • Mansoureh Mohseni *, Matin Bastanfard Pages 125-143
    The cross pattern has long been of special importance in Iranian art and architecture. The history of applying this pattern in Iranian pottery dates back to the Neolithic period. Since this pattern had the semantic importance in the Iranian religions of Mithraism, Zoroastrianism, and Zurvanism, it has influenced Iranian art and architecture. In Iran, in both pre- and post-Islamic periods, various types of cross pattern have been applied as part of ornaments or building plan in various types of buildings. The present study aims to study the different types of this pattern in Iranian architecture and related ornaments. This research is a descriptive- analytical case study in which data are collected using library study and field study. Samples are selected from various types of building ornaments such as tilework, stucco, brickwork as well as different building plans. These samples are selected from a time span between the Medes period and Qajar periods. Then, they are studied, analyzed, and compared. Finally, different types of cross pattern identified in the building plans and architectural ornaments are presented. According to this study, it is found that some geometrical motifs (Girih) and Girih modules as well as some Golandaz (layout of bricks) in brickworks, stucco motifs, plant motifs, and arabesques have been formed based on five types of the cross: “cross, slanted cross, Swastika, nine-patch pattern, and shamseh”. Moreover, the study of the plans of buildings such as houses, fire temples, mosques and schools, gardens, etc. shows that twelve types of the cross pattern were applied in the spatial organization of pre-Islamic buildings and six types in the Islamic building. The nine-patch, combined nine-patch, cross, Chaharsofeh, Kooshk (pavilion), Chaharbagh, and four-iwan (Chahar Ayvan) patterns, etc. are of various types of cross pattern identified in the Iranian architecture, and the nine-patch pattern can be considered the origin of all of them.
    Keywords: Cross, slanted cross, swastika, nine-patch pattern, Shamseh, Iranian architecture
  • Firoozeh Mohammadi, Seyed Majid Mofidi Shemirani *, Mansoureh Tahbaz Pages 145-156

    To achieve sustainable, low-energy buildings, it is required to further emphasize on accurate evaluation of daylight performance. To this end, over the last few years, researchers have considerably developed more advanced dynamic metrics to overcome the limitations of static metrics. Nowadays, Daylight Autonomy (DA) and Useful Daylight Illuminance (UDI) metrics and those metrics developed based on these two are the most well-known dynamic daylight performance metrics, which do not have the same credit in terms of efficiency among different experts. The present study aims to compare the abilities of these metrics to be used in evaluating daylight performance in educational buildings. To this end, a parametric analysis is performed through simulation in Grasshopper software using Ladybug and Honeybee plugins. This analysis is performed to show the relationship between UDI, sUDI, DA, sDA, cDA metrics by examining the effects of the variations of Window-to-Wall Ratio (WWR) on them in a typical Classroom of an elementary school in Tehran. The results show that the lack of a high limit for DA and DA-based metrics, i.e. sDA and cDA, eliminates their correlations with the components related to the occupant comfort. Among various daylight metrics, UDI, due to its correlation with glare and energy consumption, can indicate the propensity for the occurrence of occupant discomfort as well as the energy consumption. Also, among UDI-based metrics, sUDI needs to increase the density of sensor points in the grid to achieve the same accuracy as UDIavg, significantly increasing the computation time. Therefore, the UDIavg metric is more suitable to use for small spatial units where the number of sensors is quite limited.

    Keywords: Daylight Performance, Dynamic Metrics, Daylight Autonomy, Useful Daylight Illuminance, Classroom
  • MohammadMehdi Molaei, Peiman Pilehchiha *, Zahra Zarrinmehr, Jalil Shaeri Pages 157-167

    Given the intense rise of the world's population and ever-increasing energy consumption, the application of passive solutions is of paramount importance to the development of countries. A large share of energy consumption is attributed to the construction industry and office buildings, whose consumption levels can be significantly reduced through passive solutions such as solar chimneys. Solar chimneys, also known as thermal chimneys, greatly contribute to reduced energy consumption and thus can be employed for building ventilation, as well as heating and cooling by absorbing and storing solar energy. The present study aims to examine the effect of the solar chimney on ventilation and indoor temperature of office buildings in the hot and dry climate of Shiraz City, where buildings have different urban forms. In this study, a room with a solar chimney, in five different urban forms, is considered as a case study. The simulation is performed using ANSYS Fluent and Comsol Multiphysics software. By measuring the mean ambient temperature, inlet air velocity of the chimney and the amount of exhaust air pressure and comparing them in all four seasons of the year, it is found that the best performance in terms of ventilation is related to the summer season. Also, in cold seasons, the chimney should be closed so that the heat absorbed from solar radiation by the chimney keeps the environment warm. The values of temperature, velocity and pressure are only slightly varying in the models, but the findings indicate that the more the inlet air and the outlet air pressure, the higher the ventilation rate and the air change rate. With a slight difference, in the summer, the central courtyard is the most optimal urban form, which offers the highest increase in ventilation rate and decrease in energy consumption by being connected to a solar chimney, followed by the shaded courtyard on the north side and then the two-courtyard form.

    Keywords: Solar Chimney, Air conditioning, Combination of Negative, Positive Spaces
  • Seyedeh Faezeh MirAlami, Hussain Safari * Pages 169-179

    Tomb buildings were considered an important part of the past Iranians' beliefs. Various types of Iranian tomb architecture in the contemporary period include tombs (urban landmarks, monuments, and memorials), museum-garden complex, and tomb complexes. The design of the tombs is of great importance and should be worthy of the deceased dignity. Given that in the hierarchy of movement to reach the tomb, some spaces are required to prepare individuals mentally, how people find their ways in these spaces is of great importance. In the present study, the case studies are Iran's National Tea Museum and Kashef al-Saltaneh tomb in Lahijan city. The museum is the only specialized tea museum in Iran that was added to the tomb space in recent years and led to many changes in the interior design of the building. According to objective observations and information obtained from Guilan's Cultural Heritage, Tourism and Handicrafts Organization, today, the annual number of people visiting the building decreases. The present study aims to investigate the wayfinding process in the interior of Iran's National Tea Museum and Kashef al-Saltaneh tomb and also to explain the principles of spatial cognition and the components required to facilitate the wayfinding in these spaces. The present study is descriptive-inferential research carried out quantitatively and qualitatively using the space syntax method. It is obvious that the principles of hierarchy and circulation have been less considered in the wayfinding process in the Kashef al-Saltaneh Tea Museum building, and it seems that removing the (attached) wooden stairs on both sides of the entrance on the ground floor has significantly increased the movement and visual communication in the space, reduced the confusion of people, made the connecting spaces in the building more legible, and facilitated the wayfinding process. All of these lead to a better understanding of the spaces.

    Keywords: Wayfinding, Space Syntax, Museum, Tomb, Kashef Al-Saltaneh
  • Masoud Nari Qomi, Mahdi Momtahen, Ali Mahallatian * Pages 181-191

    The concept of residential open space in Iranian architecture has fundamentally changed in recent decades due to changes made by the massing system in cities and the appearance of a new concept, i.e. semi-private courtyard, in apartment housing. In the present study, it is attempted to examine the changes in the uses and activities of the courtyard by reviewing the existing literature. Then, the status of past concepts in the minds of contemporary people is analyzed with the emphasis on everyday life activities by field study. The literature review of this research is historical and interpretative and the ethnography is performed both quantitatively and qualitatively. First, the attitude of the religious people selected in Qom is enquired qualitatively, and then, open-ended interviews are used for qualitative research to provide a more reliable ethnographic interpretation. For qualitative research, six religious families of middle income, who are living in a courtyard house or apartment in Qom, are selected (for each model of housing= 3 samples) considering a given period, and the information used in this study are extracted from long-term semi-structured interviews. According to the literature review on the courtyard in Iranian architecture in the Islamic period of Iran, housing has basic concepts of privacy, female space, the concentration of domestic activities, and the sacred space from a religious and social perspective. Case studies of this study show that although the conceptual reality of the courtyard has been removed from everyday life, middle-aged generations have still a mental image of the courtyard as a center for activity and space connected with nature and the sky (as a sacred element). The image is undeniable. However, the modern concepts of domesticity (family life) and the insignificance of housework make the later religious generations reluctant to use the courtyard with its basic uses.

    Keywords: Courtyard, House, Uses of Courtyard, Concept of the Courtyard, female space, Sanctity of the Place
  • Azadeh Lak *, Mina Ramezani Pages 193-206
    Today, the quality of urban spaces is one of the most important environmental design concerns. The present study aims to present the environmental preferences of users of under-bridge spaces to achieve an appropriate model for the design of these spaces. The study is carried out using two qualitative and quantitative methods. In the first stage, in order to examine citizens' environmental preferences, the opinions of 50 users of urban spaces about abandoned spaces under urban bridges are examined using Quicksort technique1 and in-depth interviews, and finally, the environmental patterns affecting the design of spaces under bridges are extracted. In the second stage, the environmental patterns obtained from the first stage of the study are examined by the participation of 144 graduates of Architecture, Landscape Architecture, and Urban Design using a questionnaire and by random sampling. Then, the reliability and validity of the questionnaire are assessed and finally, after collecting the data using Confirmatory Factor Analysis (CFA), the model of this study is produced in SPSS Software and Lisrel software. The results indicate that citizens’ environmental preferences for the design of spaces under urban bridges are: safety and security, physical cohesion, visibility, vitality, sensory richness, sense of belonging, and climatic comfort. This study also shows that recognizing and understanding the needs of users of space will significantly help to provide better environment to understand and experience higher quality spaces and will provide the necessary theoretical frameworks to environmental designers, especially architects and urban designers.
    Keywords: quality of urban space, Environmental Preferences, Abandoned Spaces under Bridges
  • Abdolhossein Zarifianmehr *, Laala Jahanshahloo, Bohloul Alijani, Hossein Zabihi Pages 207-223

    The city, as a multifaceted phenomenon, has various dimensions. One of its most important dimensions, which has always been one of the debates raised in urban design and planning, is its geometry. Urban geometry and the geometry of urban valleys, which are defined by changes in height, length, and distance of buildings, significantly affect energy exchanges and thereby the temperature of urban areas. Changes in urban geometry will lead to some problems and issues, one of which is climate change on micro and medium scales. The geometry of the city has always been of interest to climatologists due to its effects on the urban climate. One of the important parameters of it is the Sky View Factor (SVF). Although urban climatologists know this factor well, it has not been properly raised among urban planners. On the other hand, since this factor is related to other climatic variables, it can play a key role in urban decision-making. Therefore, in the present study, it is attempted to present and classify the methods and techniques used for calculating this factor, while examining the need to pay attention to it. Therefore, this study aims to identify and study the types of this factor and then to study and classify various calculation and estimation methods. The results of this study show that the calculation and estimation of SVF have started with photographic and analytical methods and increasingly expanded with software and GPS methods. Also, at the end of this study, a classification of the background of the topic, along with various calculation methods and techniques and related software, is presented in a table in detail.

    Keywords: Urban geometry, Sky View Factor (SVF), method
  • AmirMohammad Moazezi Mehr-E-Tehran *, MohammadSaeid Izadi, Mohammad Masoud Pages 225-239

    Non-narrative study and determination of the correlation between living space and society is a subject that has been neglected in the studies by space creators (architects, city and landscape designers, and theorists of this field) and social specialists (sociologists, anthropologists, etc.). While environmental sciences have not been able to provide a convincing theoretical framework for the role of society, in social sciences, also the acceptable understanding of the concepts of space and environment has not been reached. Trying to overcome this shortcoming is as a missing loop that is difficult to achieve and will undoubtedly answer many common environmental issues. The present study aims to examine the correlation between spatial configuration and development status of Isfahan's neighborhoods to help to eliminate this shortcoming in some way. For this purpose, this correlation is tested in 188 neighborhoods of Isfahan at three level, global, mean and local, using correlation analysis. In this process, the spatial configuration of the neighborhoods is analyzed using space syntax method and their level of development is determined using TOPSIS method. The results of this study show that although there is a significant relationship at the two scales, global and mean, but this correlation is weak. At local scale, also there is basically no significant correlation. Accordingly, if it is supposed to improve the structural integrity of Isfahan City and the development status of its neighborhoods by making changes in its spatial configuration, the priority should be given to changing the streets connecting the neighborhoods as well as the main street of the city , instead of interfering in and changing the neighborhood access network, taking into account that these changes should not be expected to necessarily have a positive effect on the development status of neighborhoods.

    Keywords: Spatial Configuration, Neighborhood, Development Status, Space Syntax, Isfahan
  • Mahmud Rezaei * Pages 241-252

    Concepts such as goal, success, method, criterion, perspective, cultural context, scale, and plan type include the conditions that have made the quality assessment of urban projects so complicated. The present study aims to find the most important external or internal criteria for successful urban design projects implemented in Tehran for 35 years since the 1980s. Therefore, the Delphi method is used to achieve a consensus on the research topic among urban experts. To this end, forty experts in urban design, urban planning, urban management, architecture, and sociology fields are asked. With the consensus of experts and using the new criticism approach, derived from "Theory of Criticism", this article thus attempts to find the major criterion for the successful projects. Although a clear common ground on the failure of urban design projects might retrieve from extensive literature about Tehran's development plans during recent years, little research has been conducted on its successful implemented plans or their criteria. The awareness of such a plans, not only reports or increases the plans' motivations in recent decades but also may drive future decisions based on the criteria for successful plans. This can also result in the study of qualitative methods using for the evaluation of urban design projects. The research results show that assuming a fixed criterion for evaluating the effects of urban design projects is insufficient as assessment works more dynamically. Furthermore, the "process-oriented", "product-oriented", "external" and "internal" criteria are distinguished in this research and it is found that consideration of "public participation and people needs" in plans plays the most important role in the success of plans, followed by "organizational and technical aspects" and "quality of the design", respectively. The public participation criterion is also latent in other criteria, therefore, it is an internal meta-criterion for successful plans. However, in Tehran's urban design projects, it is left out of the design process.

    Keywords: Internal Meta-Criteria, People, Success Criteria in the Design Process, Criticism, Urban Design Project Evaluation, Tehran
  • Dariush Shojaeebagheinee *, Bijan Safavi Pages 253-270
    In this research, we sought to provide a dynamic model of sustainable development for Tehran and a computer simulation based on the system dynamic approach were employed for the purpose. According to the intended purpose and access to data, a pattern has been developed from two sub-sectors of the economy and society and the environmental pollution. The results of the simulation in the base model indicated that simulation values could predict the actual values of the variables indicating sustainable development in Tehran well and it can be said that if the same trend continues in Tehran, the population of Tehran will reach about 11 million till 2025. On the other hand, the results indicate that despite the calculated GDP growth rate for the city of Tehran, the total revenue of the city will reach from 624 thousand billion Rials in 2008 to 315669 thousand billion Rials and the results also indicated that the emission of Carbon dioxide will reach nearly 100 billion tons per year until 2025 in Tehran, which is very high and adopting appropriate environmental policies seems necessary. On the other hand, the results show that despite the GDP growth rate for the city of Tehran, the total revenue from the city will be from 624 trillion riyals to 315669 trillion rials in 1404 from the beginning of 2008 and the results also showed that the emission of dioxid Carbon will reach nearly 100 billion tons per year in Tehran in 1404, which is high and requires the adoption of appropriate environmental policies.
    Keywords: sustainable development, Economic, Social Sub-Sectors, Environmental pollution, dynamic system approach, value addad tax
  • Farshad Noorian *, Arash Fath Jalali Pages 271-286

    The rapid and increasing growth of urbanization and the subsequent increase in population of cities have led to different consequences in various fields. Among the most important consequences is the increase in demand for energy resources, which can be considered from two aspects: first, limited renewable energy resources and second, environmental pollutions caused by the consumption of fossil fuels. On the other hand, public awareness of the above aspects has led to emergence of new approaches such as sustainable development, smart growth, etc. in urbanism and revealed the attention to the issue of energy efficiency in urbanism. The concept of energy consumption in the city is related to various components, one of which is street network and transportation, which in relation to the issue of land use, affect energy consumption in this sector (about 30% of energy consumption in cities). So far, several studies have been conducted in the field of energy consumption, but few quantitative studies have been done in Iran. In the present study, first the theoretical foundations in the field of energy and transportation planning are examined, and then the components affecting energy consumption in transportation sector are discussed. In the next step, three scenarios are proposed for a 35-hectares unbuilt area in Hashtgerd New Town (known as “35-Hectare Area” in the national documents), and at the end, for all scenarios, the energy consumption is evaluated by measuring the energy indices of transportation and land use using Communityviz software. To determine the degree of integration of passages, space syntax technique and Depth Map software are used. The results show that there is a direct relationship between the form of transportation network, urban land-use, and energy consumption such that by changing the form of transportation network, developing integrated transportation, and changing the land-use distribution, energy consumption in transportation sector can be reduced up to 35%.

    Keywords: sustainable development, Energy efficiency, Land Use Planning, transportation planning, Hashtgerd New Town
  • MohammadReza Yazdan Panah Shahabadi, Hassan Sajadzadeh *, Mojtaba Rafieian Pages 287-303

    Tehran's historic district has undergone structural isolation for several reasons, including the negative effects of new urban development. This isolation is due to the unbridled influence of commercial uses and the transformation of the residential, business, and historical identity of this district. In recent years, the place branding approach has been proposed as a tool in urban planning and management, including the regeneration of historic districts. Due to the nature of regeneration, which is a context-oriented concept and is associated with a change of approach from place to place, the place branding approach to the regeneration of historic districts should also be based on contextual conditions. Therefore, this study seeks to develop a comprehensive and context-oriented model for branding the historic district of Tehran using the grounded theory method. To this end, 32 in-depth interviews are conducted with experts in related fields, visitors, customers, residents, businesses, and city managers. The extracted codes are presented in the form of 173 concepts and 47 categories (i.e., open coding) and then the communication model between the concepts in the form of a paradigm model (i.e., axial coding). The final research model leads place branding to the asset-based approach, which is the result of the final refinement of the paradigm model (i.e., selective coding). In this model, place brand identity is introduced as the central category of branding, the result of the interaction of three identities, namely tourism, housing, and market in the historical-cultural context of place. In this model, place brand is not an externally imposed phenomenon but the result of interaction between different place actors based on common interests, which provides the basis for the formation of place brand in a strategic process by relying on internal place assets. Thus, this context-oriented and multifaceted model leads to the creation of new added value in the historic district, which is not the product of district compaction (i.e., constructive value) but is created through brand value and guides regeneration.

    Keywords: Regeneration of Historic District of Tehran, place branding, Asset-based Approach, Grounded theory