فهرست مطالب

  • پیاپی 34 (مهر و آبان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/13
  • تعداد عناوین: 10
|
  • معصومه بذرافشان، مرضیه صادق زاده، سید مهدی خیراندیش* صفحات 1-30

    تفرد اصطلاحی است که در روان شناسی تحلیلی برای یکپارچه شدن روان آدمی استفاده می شود. مورداک با تکیه بر تجربه های بالینی و نیز شواهدی از افسانه ها و اسطوره های شناخته شده جهان، یک الگوی سفر روانی دایره وار برای تفرد زنان شناسایی کرده است. پژوهش حاضر، گام های چرخه روانی وی را با رویدادهای سفر تفرد قهرمان زن در افسانه های پریان ایرانی مقایسه و میزان مطابقت آن را بررسی کرده است. نتایج پژوهش، ضمن تایید تطابق کلی افسانه ها با چرخه روانی مورداک، به شناسایی سه زیرمجموعه مختلف از افسانه های پریان ایرانی با محوریت یک قهرمان زن نایل آمده است. زیرمجموعه نخست با بیش از پنجاه درصد افسانه های مورد مطالعه، داستان هایی هستند که چرخه روانی مورداک را به طور کامل برای قهرمان زن رعایت کرده اند، زیرمجموعه دوم فقط با بخش نخست چرخه مورد بحث مطابقت کرده است و درنهایت، زیرمجموعه سوم، صرفا با نیمه دوم چرخه روانی مورداک تطابق می یابند. تلویحات روان شناختی مربوط به این سه زیرمجموعه و نتیجه کلی پژوهش نیز در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: تفرد، قهرمان زن، افسانه های پریان ایرانی، چرخه روانی، مورداک
  • حسین ایمانیان* صفحات 31-63

    نوروز باارزش ترین و نام آورترین جشن ایرانی از روزگاران نخستین تاکنون بوده است و از این رو، ایرانیان پیش از آغاز سال نو، خود را آماده و همین روزهای آمادگی را نیز همراه با برگزاری آیین هایی، به انتظار نوروز سپری می کرده اند. پیدایی دین اسلام و مسلمان شدن بسیاری از ایرانی ها و پای بندی شان به آیین های اسلامی، هرگز نتوانست از رونق این جشن بکاهد و چه بسا به همین نوروز نیز رنگ و لعاب اسلامی زدند و به برگزاری باشکوه ترش همت گماشتند. در متون عربی سده های نخستین هجری از گروهی دوره گرد به نام «اصحاب السماجه» یاد شده است که در بغداد، شام و مصر به انجام نمایش های خنده آور و سرگرم کننده می پرداخته اند. هدف از پژوهش حاضر در گام نخست، ریشه شناسی واژه «سماجه» و بررسی فارسی بودن یا عربی بودن آن است و در گام دوم، هم سنجی کارکرد این گروه با دسته میر نوروزی ایرانی است؛ همانندی آیین های این دو گروه و فرم ظاهری آن ها، نشان می دهد که این هر دو دسته، یکی هستند، ولی در عراق به این نام (سیماچه داران) شناخته می شده اند. در این جستار، پس از نگاهی کوتاه به پیشینه میر نوروزی، نخست به ریشه شناسی واژه «سماجه» پرداخته و باور داشته ایم این واژه، در ترکیب فارسی «سیماچه» به معنی روبند یا نقاب ریشه دارد و در متون عربی نیز گاه بدین معنا به کار رفته است؛ سپس گزارش های متون عربی درباره این دسته را ذکر کرده و آیین هایی را که در نمایش کارناوالی آن ها جریان داشته است، بررسی کرده ایم. از این گزارش ها برداشت می شود که نمایش های سیماچه داران در سه روز نخست نوروز و بیش تر میان توده مردم گسترش داشته است، گاه خلیفگان و بزرگان از آن پشتیبانی و گاه برگزاری اش را ممنوع کرده اند.

    کلیدواژگان: نوروز، میر نوروزی، نمایش، اصحاب السماجه، سیماچه، متون عربی
  • ابراهیم ظاهری*، روح الله کریمی نورالدین وند صفحات 65-91

    عشق از مهم ترین موضوع های بازتاب یافته در اشعار عامه «بلال» در فرهنگ بختیاری است. در این پژوهش، این موضوع بررسی و به این پرسش پاسخ داده می شود کدام قصه، ابعاد عشق و نوع رابطه عاشقانه در اشعار بلال برجسته شده است. مبنای نظری پژوهش، نظریه عشق استرنبرگ و روش تحلیل نیز از نوع کیفی است. در اشعار بلال، در سطح آرمانی، هر سه بعد عشق: صمیمیت، اشتیاق و تعهد، بازنمایی شده و عشق از نوع کامل است؛ اما در سطح واقعیت، به سبب دشواری دست یابی به هر سه بعد، عشق شکل گرفته از نوع عشق رمانتیک یا ابلهانه است که این امر، سبب می شود عاشق و معشوق، فقط از نظر عاطفی، جذب یکدیگر شوند یا رابطه عاشقانه شان سطحی باشد. از نظر نوع قصه عشق نیز بیشتر، قصه هنر در این اشعار برجسته شده است که بر اساس این قصه، معشوق مجسمه ای دیده می شود که عاشق، از دیدن زیبایی هایش لذت می برد. بازتاب هر چند محدود قصه ایثار و قصه اعتیاد در این اشعار، سبب می شود عاشق از رابطه خود احساس رضایت داشته باشد و زن نیز در جایگاه معشوق، احساس مهم بودن بکند و به زندگی اش معنا بخشیده شود.

    کلیدواژگان: ادب عامه بختیاری، شعر بلال، استرنبرگ، مثلث عشق، قصه عشق
  • معصومه یاسمی فر، محمد خسروی شکیب*، مسعود سپه وندی صفحات 93-123

    اسطوره شناسی همواره با امکانات و قابلیت های جدیدی همراه بوده است که تبیین، درک و انرژی معنوی آثار ادبی را نزد خواننده، دوچندان می کند. جوزف کمپبل از شاگردان مکتب یونگ، با گردآوری و بررسی اسطوره ها و قصه های عامه جهان، تلاش کرده است تا با طرح «خویشکاری» به الگویی ساختاری و مشترک، برای زیبایی شناسی و درک درست و منطقی از آن ها دست یابد. یکی از این خویشکاری ها «سفر قهرمان» است که کمپبل تلاش می کند تا نشان دهد بیشتر قهرمانان موجود در داستان های عامه، برای خودشناسی، کمال معنوی و کسب مواهب روحی و مادی، نیازمند به گذراندن مراحل آن هستند. پرسش مقاله این است که آیا «شهر خاموشان» از قصه های عامه استان لرستان ظرفیت پذیرش الگوی «سفر قهرمان» جوزف کمپبل را دارد؟ با استفاده از روش تحلیلی توصیفی می توان گفت که قصه «شهر خاموشان» قابلیت بازنمایی مراحل سه گانه «عزیمت»، «تشرف» و «بازگشت» الگوی کمپبل را دارد. با توجه به الگو «سفر قهرمان» می توان نتیجه گرفت که روایت این قصه، خودآگاهی، اصالت، فردیت و دستیابی به کمال حقیقی قهرمان را به نمایش می گذارد. قهرمان قصه با پشت سرگذاشتن مراحل مادی و معنوی، وجودی هماهنگ و خدای گون می یابد که با آن می تواند در جهان مادی تصرفی مفید داشته باشد. در این قصه، رد پای اساطیر، ادیان و بینش های مربوط به خلقت آدم و جهان آفرینش را می توان مشاهده کرد.

    کلیدواژگان: قصه «شهر خاموشان»، جوزف کمپبل، کهن الگو، سفر قهرمان
  • کورش امینی* صفحات 125-155

    دلدادگی از مفاهیمی است که در تمام اعصار و نزد تمام اقوام جایگاهی ویژه و در ادبیات فولکلور آن ها نقشی محوری داشته است. در این پژوهش، منظور از گورانی، بوم سروده های هورامی است و تعریف خاص ترانه مدنظر نیست. قالب و فرم گورانی ها بیشتر تک بیتی است. هر بیت به تنهایی دارای تمام مفهوم خود است. دلدادگی در کنار احساس ناب طبیعت ستایی و تا حدودی حماسه های وطنی، موضوع تاریخ ادبیات هورامی است. روش مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی و بر اساس پیمایش داده های بومی و تحلیل تک بیت های فولکلور هورامی است. هدف این تحقیق، بررسی مضمون غالب در گورانی های عاشقانه هورامی است. در این روش 50 تک بیت برای نمونه از شهر نودشه انتخاب و بر اساس موضوع پژوهش تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که سهم زنان هورامی در سرایش تعداد زیادی از گورانی های عاشقانه، چنان برجسته است و نمودی عینی دارد که برخی اوقات با اشعار هم تراز مردان در این خصوص پهلو می زند. غم هجران و دوری از یار گوشه ای جدانشدنی از محتوای ابیات گورانی های موردبحث است. زنان در این بومی سروده ها، با سر دادن عاشقانه های تلخ و سوزناک در آشفتگی فضایی بومی، فرهنگ خاص هورامان را به تصویر کشیده اند. در این تک بیت ها عشق و مفهوم آن بیشتر جنبه مادی و زمینی دارد. شاعر با توصیف محبوب، اگرچه گاهی به درجه ای می رسد که خالق محبوب را می ستاید؛ اما این ستایش تنها برای محبوب زمینی است. این مسیله بیانگر نکته های ریز پنهان در روابط اجتماعی و جلوه ای از فرهنگ حاکم در بافت جامعه است.

    کلیدواژگان: هورامی، گورانی، عشق، سروده های هورامی
  • عطیه آذرشب، اصغر عسگری خانقاه*، فریبا میراسکندری، علی باصری صفحات 157-185

    مقاله حاضر با روشی توصیفی تحلیلی و با هدف انجام تحلیل مضمونی کیفی قوم نگارانه، درپی بازخوانی و برشمردن مختصات مطالعاتی است که در حوزه فرهنگ و ادبیات عامه قوم بلوچ در دست است. بر این اساس، با ارایه شمایی کلی و توصیفی وبا دسته بندی و استخراج شاخصه های این آثار، ظرفیت های پژوهشی آن ها از نظر مولفه های نظری و روشی ارزیابی شده است. بر اساس یافته ها، می توان دو دسته از آثار را در این حوزه شناسایی کرد؛ نخست، آثاری که در آن ها صرفا به جمع آوری داده ها و یا انتظام بخشی به متون فولکلوریک بلوچی بسنده شده است و دوم، آثاری که پژوهشگران سعی کرده اند شرح هایی درباره متون جمع آوری شده از سوی خود یا دیگران، ارایه کنند. وجود و حضور چنین مختصات ارزشمندی سبب غنای ظرفیت های تحقیقی این آثار شده است. این ظرفیت ها در چهار محور اصلی جای می گیرد که عبارت اند از: داشتن توصیفات دقیق و انجام تحلیل تفسیری؛ توجه به عوامل و بسترهای شکل گیری موضوعات مورد مطالعه؛ پرداختن به موضوعات به منزله جزیی از یک سازوکار کلی در فرهنگ؛ صورت دادن طبقه بندی و ارایه مقولات و الگوهای معنایی. بر همین مبنا، در نهایت و بر پایه بینشی مردم شناختی، نوعی چشم انداز ترسیم شد که با تکیه بر آن می توان به شناخت عمیق تری از ساختارهای ذهنی و اندیشگانی خالقان فرهنگ و ادبیات عامه بلوچی دست یافت..

    کلیدواژگان: ادبیات عامه بلوچ، بلوچستان، بینش مردم شناختی، تفسیر کیفی، فرهنگ عامه بلوچ
  • عظیم جباره ناصرو* صفحات 187-216

    قصه ها بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات عامه را شکل می دهند. این بخش از فرهنگ عامه، جلوه گاه باورها، اندیشه ها و شیوه های زندگی مردم هر ملت است. قصه های هر منطقه، به ویژه قصه های شفاهی، بستری مناسب برای واکاوی باورهای اساطیری و توتمی آن قوم است. در این پژوهش یکی از رایج ترین قصه های منطقه کوهمره سرخی استان فارس با عنوان قصه «دختر و آهو» واکاوی شده است. هدف این پژوهش در گام نخست، ثبت قصه ای است که تاکنون در هیچ منبعی نیامده و در گام دوم، بررسی بن مایه های اساطیری قصه، به روش توصیفی تحلیلی است. روش پژوهش در این جستار، میدانی و کتابخانه ای است؛ نگارنده نخست به روش میدانی، این روایت را از 5 نفر از روستاییان شنیده و ضبط کرده و سپس با سنجش روایت های مختلف با یکدیگر، کامل ترین روایت را مبنا قرار داده است. در گام بعد، با استفاده از منابع کتابخانه ای، بن مایه های اساطیری قصه استخراج و بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد باورهای اساطیری در همه محورهای داستان، گاه آشکارا و گاه نمادین و رمزآلود دیده می شود. نگارنده کوشیده است این بن مایه ها را در بخش های زیر بررسی کند: 1. خلاصه روایت شفاهی؛ 2. بلوط شهیدو، درختی مقدس در منطقه کوهمره سرخی؛ 3. دخیل بستن بر درخت به امید بارداری؛ 4. تولد دختر شگفت انگیز درخت و زاده شدن او از تنه درخت؛ 5. روییدن گیاه از خون شخصیت بی گناه قصه؛ 6. نقش پریان در قصه؛ 7. مو به عنوان ابزار باروری؛ 8. دفن کردن استخوان؛ 9. درخت زندگی؛ 10. سفر به جهان زیرین/ مردگان در خواب؛ 11. گذر از هفت خان.

    کلیدواژگان: درخت مقدس، پری، درخت زندگی، دخیل بستن، باروری، جهان زیرین
  • رضا پیش قدم، علی درخشان*، شیما ابراهیمی، اعظم جنتی عطایی صفحات 217-252

    ضرب المثل ها عبارات زبانی کوتاه به نظم یا نثر هستند که با ساختاری روان نشان دهنده بخشی از فرهنگ و تفکرات مردم جامعه ای اند که آنان را به کار می برند. از این رو، معمولا نسل به نسل منتقل می شوند و با مداقه و موشکافی می توان به ریشه های تاریخی و فرهنگی مستتر در آنان دست یافت. با این توضیح ضرب المثل ها را می توان زباهنگ (زبان + فرهنگ) درنظر گرفت که نشان دهنده نوع نگرش، فرهنگ و تفکرات ارزشی مردم هر جامعه هستند. یکی از مواردی که در ضرب المثل های زبان فارسی مشهود است، تفکر مثبت نگری است که می توان آن را نوعی زباهنگ درنظر گرفت. در پژوهش حاضر نگارندگان با استفاده از بخش های هشت گانه الگوی SPEAKING هایمز (1967) به واکاوی زباهنگ «مثبت نگری» در ضرب المثل های زبان فارسی پرداخته اند. بدین منظور تعداد 99621 ضرب المثل زبان فارسی که نشان دهنده فرهنگ و تفکرات اقوام ایرانی و جامعه فارسی زبان اند، موشکافی شدند. از این تعداد، به منظور بررسی تفکر مثبت نگری، 777 ضرب المثل که بار عاطفی مثبت داشتند، یادداشت و به منزله داده های پژوهش درنظر گرفته شدند. این مثل ها به صورت کیفی و توصیفی در پرتو الگوی هایمز تحلیل شدند تا مشخص شود که زباهنگ مذکور در ضرب المثل های زبان فارسی به چه صورتی نمود پیدا کرده است و اهداف پربسامد آن، چه مواردی را دربر می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد اهداف پربسامد استفاده از زباهنگ مثبت نگری به موارد پند و نصیحت (30 درصد)، دعوت به شادی و نشاط (3 درصد)، اغراق و بزرگ نمایی (5 درصد)، تشویق به اتحاد و همکاری (4 درصد)، دعا در حق مخاطب (2 درصد)، پای بندی به عقاید مذهبی (27 درصد)، ترغیب به صبر در کارها (8 درصد)، و شکرگزاری (2 درصد) اختصاص یافته است که در بافت های رسمی و غیررسمی با لحن های متفاوتی مانند لحن نصیحت آمیز (45 درصد)، تعریفی (8 درصد)، امیدوارانه (36 درصد)، طنزآمیز (8 درصد) و دعایی (4 درصد) به‎کار رفته اند. از آن جایی که بالاترین بسامد از نظر هدف در زباهنگ «مثبت نگری» متعلق به پند و نصیحت دادن به طرف مقابل است و لحن نصیحت آمیز نیز بیشترین مورد کاربرد لحن را به خود اختصاص داده است، به نظر می رسد با توجه به فرهنگ قوی و غیرمستقیم گویی ایرانیان، آنان به صورت ضمنی نظرات خود را در قالب پند و نصیحت به دیگران منتقل می سازند.

    کلیدواژگان: زباهنگ، مثبت نگری، الگوی SPEAKING هایمز، ضرب المثل
  • محمود عینی فعلی، قاسم صحرائی*، علی حیدری صفحات 253-281

    در بین پادشاهان ایران زمین، شاه عباس اول صفوی چهره ای شاخص است که در قصه های عامه راه یافته است. در قصه های منسوب به او، ویژگی های برجسته ای یافت می شود که به دلیل بسامد بیشتر، نظر محققان را به خود جلب کرده است. هدف نگارندگان این مقاله، تحلیل ویژگی های برجسته مندرج در قصه های شاه عباس اول و تبیین خاستگاه این ویژگی هاست. روش پژوهش حاضر، از نظر هدف، تحلیلی توصیفی و از نظر گردآوری اطلاعات بر پایه مطالعات کتابخانه ای بوده است. نگارندگان با مراجعه به کتابخانه و جست وجو در میان منابع معتبر، تمامی قصه های موجود درمورد شاه عباس اول را گردآوری کرده و سپس ویژگی های برجسته و خاستگاه آن ها را یافته و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که این ویژگی ها یا منشا تاریخی دارند و یا از اندیشه پدیدآورندگان قصه ها، سرچشمه گرفته اند. برخی از این ویژگی ها، مختص شاه عباس و برخی دیگر خصلت های عمومی پادشاهان هستند. احساس ندای غیبی، درویش مسلکی، شبگردی، ساده پوشی، دانایی و زیرکی، علاقه به هنر، نغزگویی، برآوردن آرزوها، حل کردن مشکلات، ازدواج با فقرا و پذیرش خواری، از ویژگی های مختص به این پادشاه هستند و قدرتمندی، عدالت و انصاف، پذیرفتن قضا و قدر، دلسوزی و ترحم، مجازات ظالمان و بخشش (عطا و بخشش، و بخشیدن مالیات)، از ویژگی های مشترک بین این پادشاه و دیگر پادشاهان است. در این مقاله تلاش شده است که ویژگی های برجسته مندرج در قصه های شاه عباس، جمع آوری شود و بر پایه خاستگاه آن ها، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بر این اساس، خواننده به اهداف و زوایای پنهان این ویژگی ها پی می برد و با پدیدآورندگان آن ها آشنا می شود.

    کلیدواژگان: ادبیات عامه، شاه عباس، قصه های شاه عباس، ویژگی های قصه های شاه عباس
  • علیرضا شاه حسینی* صفحات 285-320

    از گذشته های دور، یکی از پیشه های اصلی ساکنان مناطق بیابانی، شترداری بوده است. شرایط اقتصادی و اقلیمی و پیشینه فرهنگی، ایلات و کویرنشینان را شیفته شتر کرده بود، نه فقط به دلیل اینکه شتر شاهرگ اقتصادی آنان بوده است، بلکه بدین سبب که روابط عاطفی و دوستانه دیرینه ای با این حیوان برقرار کرده بودند. شتر در فرهنگ و ادبیات مردم استان سمنان بازتاب گسترده ای یافته است. هدف از این تحقیق، گردآوری و تحلیل ویژگی های شتر در دو بخش صفات صوری و عرضی در ادبیات عامه مردم استان سمنان به ویژه شترداران و ساربانان است. شیوه دستیابی به داده ها، گردآوری میدانی با ابزار جست وجوی شنیداری اعم از پرسش و پاسخ (مصاحبه) بوده و در تحلیل و استدراک داده ها از دانش های اهل فن بهره گرفته شده است. بازتاب شتر را می توان در ترانه ها، مثل ها، آواها، چیستان ها و باورها ملاحظه کرد. این ترانه ها، داستان ها، ضرب المثل ها و غیره در کل بیانگر اندیشه ها، آرزوها، بیم و امیدها، غم ها و خوشی های این مردم و گذشته تاریخی آن و به عبارت دیگر بیانگر روان شناسی اجتماعی و نانوشته آنان است. این مقاله حاصل پژوهشی است که با استناد به مطالعات میدانی و مصاحبه با ساربانان و شترداران و مطالعات کتابخانه فراهم آمده است. باورها، ضرب المثل ها، چیستان ها، ترانه ها، حکایت ها و افسانه های مردم استان سمنان به ویژه شترداران و ساربانان در این پژوهش بیان شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که شتر  به ویژه در بین شترداران حوزه کویری استان سمنان، نقش مهمی در ادبیات عامه (ترانه ها، ضرب المثل ها، افسانه ها، آواها و باورها و...) دارد. این مقاله نخستین بررسی تحلیلی در این زمینه است.

    کلیدواژگان: شترداری، ادبیات شفاهی، باورهای عامه، ساربانی شتر، استان سمنان
|
  • Masoumeh Bazrafshan, Marziyeh Sadeghzadeh, S.Mehdi Kheir Andish* Pages 1-30

    Individuation is a term used in analytical psychology to characterize the integration of human psyche. Relying on clinical experiments as well as evidence from world-renowned legends and myths, Murdoch has identified a circular psychological travel pattern for womenchr('39')s individuation. The present study examined the fitness of the heroine’s individuation journey in Persian fairy tales considering the stages of the psychological cycle. The results of the study, while confirming the general conformity of the tales with Murdoch’s psychological cycle, have identified three different subsets for the Iranian fairy tales centered on a heroine. The first subset, including more than fifty percent of the studied stories, are the fairy tales which fully coordinates with Murdochchr('39')s psychological cycle for the heroine individuation; the second subset corresponds only to the first part of the intended cycle; finally, the third subset corresponds only to the second half of the Murdochchr('39')s psychological cycle. The psychological implications of these three subsets and the overall conclusion are also discussed in the article.

    Keywords: Individuation, heroine, Iranian fairy tales, psychological cycle, Murdock
  • Hosein Imanian* Pages 31-63

    Nowruz has been the most prestigious and celebrated custom of the Iranian holiday since the ancient times, for which Iranians have always done preparation before the beginning of the New Year, and have spent days holding rituals as a sign indicating their eagerness and enthusiasm. The advent of Islam, which entailed the conversion of many Iranians to Islam and their adherence to its rituals, never diminished the prosperity of this holiday, but added a touch of Islamic glamour to the event, encouraging a more glorious celebration. Arabic texts of the first centuries (AH) highlight the name of an itinerant group called “As’hab al-Samajah”, who staged comic and entertaining performances in Baghdad, Syria, and Egypt. We believe that these are the very Mirs of Nowruz. Many of the rituals performed during the Mir Nowruzi ceremonies in Baghdad and Cairo may have been forgotten, and therefore, we would have a clearer picture of this Iranian celebration if we investigate these rituals. In this article, we went through a brief background of the Mir Nowruzi, and then dealt with the etymology of the word “Samajah”, which we think has its roots in the Persian word “Simache”, meaning ‘a mask’, which has also been used in the Arabic texts in this sense. Then, we have mentioned the reports of the Arabic texts about this category and have studied the rituals that had taken place in this carnival atmosphere. It is ascertained from these reports that the masked people had their public performance on stage in the first three days of Nowruz, where the caliphs and the other key figures had occasionally supported them and at times imposed sanctions on them.

    Keywords: Nowruz, Mir Nowruzi, performance, As’hab al-Samajah, Simache, Arabic texts
  • Ebrahim Zaheri*, Rohalla Karimi Pages 65-91

    Love is one of the most important topics reflected in Bilalchr('39')s folk poems in Bakhtiari culture. This study aims to see which story, dimensions of love, and the type of romantic relationship are highlighted in Bilalchr('39')s poems. The theoretical basis of the research is Sternbergchr('39')s love theory and the method of analysis is qualitative. In Bilalchr('39')s poems, at the ideal level, all three dimensions of love: intimacy, passion, and commitment, are represented, and love is perfect; but on the level of reality, due to the difficulty of achieving all three dimensions, love is formed by a type of romantic or stupid love, which causes the lover and the beloved to be attracted to each other only emotionally, i.e. their romantic relationship is superficial. In terms of the type of love story, the story of art is more prominent in these poems, based on which the lover is seen as a statue whose beauties the lover enjoys watching. The limited reflection of the story of self-sacrifice and the story of addiction in these poems make the lover feel satisfied with his relationship. On the other hand, the woman feels important in the position of the lover, and consequently her life gains meaning.

    Keywords: Bakhtiari popular literature, Bilal poetry, Sternberg, love triangle, love story
  • Masoume Yasami Far, Mohammed Khosravi Shakib*, Masood Sepahvandi Pages 93-123

    Mythology has always been associated with new capabilities from a different perspective, which highlights the explanation, understanding, and spiritual energy of the literary works for the reader. Through the archetype of the herochr('39')s journey, Campbell tries to show that most of the heroes in folk tales need to go through certain stages in order to gain self-knowledge, spiritual perfection, and spiritual and material gifts. Silent City is one of the folk tales of Lorestan province, which embeds the flawless archetype of Campbellchr('39')s "Heroic Journey", and represents three main stages of "departure", "arrival" and "return". The protagonist, going through the physical and spiritual stages, finds a harmonious and godly existence by which he can have a useful possession of the physical world. In this story, traces of myths, religions, and insights, related to the creation of man and the world of creation, are much prevalent.

    Keywords: The story of the Silent City, Joseph Campbell, archetype, the hero's journey
  • Kuorosh Amini* Pages 125-155

    Falling in love is one of the main concepts which is central in almost all ethnicities and folklore literature. In this study, Gourani is defined as the native poems of Hourami, not in the sense of lyrics. Gourani is mostly in the form of single-verse poem. Each verse embeds all the meaning independently. Falling in love, besides praising the nature and to some extent the national epics, is the main theme of Hourami’s anthology. The study borrows a descriptive-analytic research method based on the survey data and the analysis of the individual folklore verses of Hourami. The aim of the study is to investigate the themes of romantic Gouranis of Hourami. To this end, 50 verses were selected from Noudsheh city and analyzed accordingly. The findings suggest that women of Hourami have such a significant place in a large number of romantic Gouranis that they are sometimes on the same ground to that of the verses about men. One of the main aspects of Gouranis is the sadness evoked because of the distance from the beloved. In these poems, women cry out their bitter and sad love songs in the chaotic conditions of their native land. In these single-verse poems, love has a material and worldly meaning. The poet praises the beloved so much that the creator is praised instead, but this is merely for praising the worldly beloved. This shows the underlying issues in the social relation and the general cultural paradigm of the society.

    Keywords: Hourami, Gourani, love, Hourami’s songs
  • Atiye Azarshab, Asqar Askari Khanghah*, Fariba MirEskandari, Ali Baseri Pages 157-185

    This article, with a descriptive-analytical method and with the aim of conducting a thematic-qualitative ethnographic analysis, seeks to study the features that are in the folklore of the Balochi people. Therefore, by describing, classifying, and extracting the features of these works, their research capacities have been evaluated in terms of theoretical and methodological aspects. Based on the findings, two categories of works can be identified in this area; first, works in which only Balochi folklore texts are collected; second, the works that scholars have attempted to provide interpretations of. These features have enriched the research capacity of these works. These capacities are grouped in four main categories as: accurate descriptions and interpretive analysis; attention to the factors and contexts of the formation of the subjects under study; looking at issues as a part of an overall mechanism in culture; the classification and presentation of categories and semantic patterns. Therefore, based on the anthropological insight, a kind of perspective was drawn that can be used to gain a deeper understanding of the mental and intellectual structures of the creators of Balochi folklore.

    Keywords: Baloch folklore, Balochistan, anthropological insight, qualitative interpretation
  • Azim Jabbareh Naserou* Pages 187-216

    Tales are important parts of folk literature and culture. This part of folk culture is a manifestation of the beliefs, ideas, and the life styles of the people of each nation. The tales of each region, especially the oral ones, provide an appropriate context for exploring the mythological and totemic beliefs of the natives. Accordingly, the tale of Girl and Gazelle, which is one of the most common tales of the Kumereh Sorkhi region in the Fars province of Iran, is analyzed in this study. The author tried to record this tale first via field method, which has not been recorded in any sources, and then study the mythological themes of the tale through the descriptive-analytical method. The results of the study show that the mythological beliefs are seen vividly, or symbolically and mysteriously in all pivots of the tale. The study tried to analyze these themes in different parts: the oak tree of ‘Martyr’, a holly tree in the region of Kuhmereh Sorkhi, the call on the tree to become pregnant, the birth of the girl from the trunk of a special tree, the growth of a plant from the blood of the innocent character of the tale, the role of fairies in the tale, hair as a fertility tool, burying the bones, the tree of life, the journey to the world of the dead in dream, and passing through seven or several labors.

    Keywords: Holly tree, fairy, life tree, fertility, call on tree, underworld
  • Reza Pishghadam, Ali Derakhshan*, Shima Ebrahimi, Jannati Ataei Pages 217-252

    Proverbs are short utterances in verse or prose, showing parts of the culture of people using them. They will be transmitted to the next generations and their origins can be traced. They can be considered a case of cultuling, that is (culture in language), and demonstrate the culture, worldview and the attitude of the speakers. The present study, a qualitative one, aimed to investigate the “positive thinking” cultuling in Persian proverbs from the viewpoint of the SPEAKING model of Hymes (1967). To this end, of the total 99621 Persian proverbs, 777 proverbs were delineated to include the “Positive Thinking” cultuling. The researchers were seeking to find different ends of using the proverbs by Persian speakers. The data were investigated by two Applied linguists professors and an M.A graduate in Linguistics. The most recurrent ends of using proverbs encompass giving advice 101 cases (30%), good wish 7 cases (2%), religious beliefs 92 cases (27%), encouraging to be patient 27 cases (8%), being grateful 7 cases (2%), being happy 9 cases (3%), showing exaggeration 16 cases (5%) and solidarity and cooperation 13 cases (4%). The keys include admonitory 83 cases (45%), praising 14 cases (8%), hopeful 67 cases (36%), humorous 14 cases (8%) and good wish 7 cases (4%). The findings show that among all, the most occurring end, of using the “positive thinking” cultuling in Persian proverbs accrues giving advice (30%) and the most recurrent key, accrues admonitory (45%). The multiplicity of the cases of advice and admonitory displays the indirectness of Iranians. The paper concludes with some implications.

    Keywords: Language, culture, cultuling, Hymes’s SPEAKING Model, proverbs
  • Mahmood Eini Feili, Ghasem Sahraei*, Ali Heidari Pages 253-281

    Among the kings of Iran, Shah Abbas I, in Safavid period, is a prominent figure who is mentioned in popular tales. In the stories attributed to him, there are outstanding features that have attracted the attention of researchers due to their high frequency. The purpose of this study is to analyze the salient features contained in the stories of Shah Abbas I and to explain the origin of these features. The method of the present study was analytical-descriptive in terms of purpose and based on library studies in terms of data collection. Visiting the library and searching through reliable sources, the authors have collected all the available stories about Shah Abbas I and then analyzed their salient features and origins. Research findings show that these characteristics are either of historical origin or originated from the imagination of the creators of the stories. Some of these characteristics are specific to Shah Abbas and others are general characteristics of kings. Feelings of the unseen voice, professional dervishes, nightlife, simplicity, wisdom and shrewdness, interest in art, gossip, fulfilling desires, solving problems, marrying the poor and accepting humiliation are some of the characteristics of this king. On the other hand, power, justice and fairness, acceptance of judgment and justice, compassion and mercy, punishment of the oppressors and forgiveness (bestowal and forgiveness, and forgiving taxes) are common features for Shah Abbas and other kings. In this article, an attempt has been made to collect the salient features contained in the stories of Shah Abbas and to analyze them based on their origin. Accordingly, the reader realizes the hidden goals of these features and becomes acquainted with their creators.

    Keywords: popular literature, Shah Abbas, Shah Abbas stories, characteristics of Shah Abbas stories
  • Alireza Shah Hosseini* Pages 285-320

    Camel breeding has been one of the main occupation of desert dwellers since the ancient times. The climatic, economic, and cultural conditions have fascinated tribes and desert dwellers with camel breeding. Camel is an important source of their economy; therefore, they have a longstanding emotional relationship with the animal.  Camels are widely reflected in the culture and literature of the people in Semnan. The purpose of this study is to collect and analyze the characteristics of camels in two dimensions of formal and transverse attributes in Semnan folk literature, particularly among camel owners. The data were collected through field study and interview. Moreover, the expert’s knowledge has been used in the data analysis. The results show that camels play an important role in the folk literature such as songs, proverbs, myths, sounds and beliefs, in the desert territory of Semnan province, the review of which is presented in the study.

    Keywords: Camel breeding, oral literature, folk beliefs, cameleer, Semnan province