فهرست مطالب

پژوهشهای تولیدات دامی - پیاپی 28 (تابستان 1399)
  • پیاپی 28 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/08/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • ناهید مژگانی*، محمدرضا سنجابی، عبدالحسین دلیمی، نرگس واسجی، الهه زارعی یوسف آباد صفحات 1-10

    هدف از این تحقیق بررسی اثر هم افزایی سویه های پروبیوتیک بومی جدا شده از دستگاه گوارش طیور با عصاره گیاهی در سلامت مخاط دستگاه گوارش (میکروفلور روده) و سیستم ایمنی جوجه های گوشتی بود. در این مطالعه اثر دو نوع پروبیوتیک (داخلی و خارجی)، فیتوبیوتیک (عصاره آویشن)، پروفیت (مخلوطی از عصاره آویشن و پروبیوتیک داخلی) و آنتی بیوتیک بر عملکرد، فراسنجه های بیوشیمایی خون، سیستم ایمنی و خصوصیات لاشه 336 قطعه جوجه گوشتی یک روزه در 6 تیمار و 4 تکرار در قالب طرح کاکلا تصادفی بررسی شد. جیره های آزمایشی از روز اول تا پایان دوره در اختیار جوجه ها قرار گرفت. جیره های آزمایشی از روز اول تا پایان دوره در اختیار جوجه ها قرار گرفت. نتایج آنالیز آماری نشان داد که افزودن پروفیت و هر دو نوع پروبیوتیک به جیره پایه جوجه های آزمایشی منجر به کاهش مصرف خوراک در مقایسه با تیمار شاهد و تیمار حاوی آنتی بیوتیک شد که اختلاف آن به لحاظ آماری معنی دار بود (05/0≥p). تمامی تیمارهای افزودنی سبب افزایش وزن نسبی بافت های لنفاوی طحال و بورس شدند. تیمارهای حاوی پروبیوتیک و پروفیت افزایش وزن بالاتری در مقایسه با تیمار حاوی فیتوبیوتیک (آویشن) داشتند که اختلاف آن به لحاظ آماری معنی دار است (05/0≥p). تیمارهای مختلف آزمایشی در مقایسه با تیمار شاهد موجب بهبود ضریب تبدیل شد که اختلاف آن به لحاظ آماری معنی دار بود (05/0≥p). افزودنی های خوراکی استفاده شده در این آزمایش منجر به بهبود عملکرد جوجه های گوشتی شد و در آینده می توانند به عنوان جایگزین آنتی بیوتیک ها در تغذیه طیور معرفی شوند.

    کلیدواژگان: پروبیوتیک، عصاره گیاهی، پروفیت، سیستم ایمنی، جوجه های گوشتی
  • سیده زهرا سروش، سید جواد حسینی واشان*، نظر افضلی، علی الله رسانی صفحات 11-21

    مطالعه حاضر به منظور بررسی اثرات افزودن عصاره برگ و روغن زیتون بر عملکرد رشد، خصوصیات لاشه، ریخت شناسی ایلیوم و گوارش پذیری مواد در مغذی بلدرچین ژاپنی اجرا شد. در این آزمایش درمجموع 528 قطعه بلدرچین ژاپنی 1 روزه به صورت آزمایش فاکتوریل 3×2 در قالب طرح کاملا تصادفی به 6 تیمار، 4 تکرار و 22 قطعه بلدرچین در هر تکرار اختصاص یافتند. تیمارهای آزمایشی شامل دو سطح عصاره برگ زیتون (صفر و 400 میلی گرم) و سه سطح روغن زیتون (صفر، 5/2 و 5 درصد) بود. در پایان آزمایش از هر تکرار 2 پرنده به طور تصادفی انتخاب و کشتار شد. یک سانتی متر از قسمت میانی ایلیوم برای ارزیابی بافت شناسی جدا شد. نتایج آزمایش نشان داد جوجه های تغذیه شده با سطح 5 درصد روغن زیتون در مقایسه با گروه شاهد از اضافه وزن بالاتری برخوردار بودند (05/0>p). جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی 5/2 درصد روغن زیتون کمترین خوراک مصرفی را نسبت به تیمار شاهد داشتند (05/0>p). روغن زیتون و عصاره برگ زیتون بر وزن نسبی اجزای لاشه تاثیری نداشت. عمق کریپت و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در پرنده های تغذیه شده با سطوح 5/2 و 5 درصد روغن زیتون نسبت به گروه شاهد به ترتیب کاهش و افزایش یافت (05/0>p). گوارش پذیری پروتیین، خاکستر، چربی، فسفر و انرژی در تیمار شاهد نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی به طور معنی داری پایین تر بود (05/0>p) بیشترین گوارش پذیری ظاهری فیبر مربوط به جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی 5 درصد روغن زیتون و تیمار حاوی 400 میلی گرم عصاره برگ زیتون بود (05/0>p). تغذیه بلدرچین با تیمار حاوی 5 درصد روغن زیتون و تیمار 5 درصد روغن زیتون به همراه 400 میلی گرم عصاره برگ، بیشترین گوارش پذیری کلسیم و انرژی را نشان دادند (05/0>p). یافته های حاضر پیشنهاد می کند که گنجاندن روغن زیتون تا سطح 5 درصد به جیره بلدرچین و عصاره برگ زیتون تا سطح 400 میلی گرم در کیلوگرم جیره، اثرات مفیدی بر عملکرد، ریخت شناسی ایلیوم و گوارش پذیری مواد مغذی پرنده دارد.

    کلیدواژگان: ارتفاع پرز، ایلئوم، ضریب تبدیل خوراک، گوارش پذیری پروتئین و چربی
  • غلامرضا اصلانی کرد کندی، میرداریوش شکوری*، حسین جانمحمدی صفحات 22-31

    هدف از این تحقیق،  بررسی تاثیر منابع مختلف فیبر و سطوح مختلف تریونین بر پاسخ رشد، قابلیت هضم مواد مغذی و برخی ویژگی های شیرابه گوارشی جوجه های گوشتی بود. در این آزمایش از تعداد 180 قطعه جوجه خروس گوشتی سویه راس 308 در قالب یک طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×2 با 5 تکرار و 6 جوجه در هر تکرار به مدت 24 روز استفاده شد. جیره ها حاوی دو منبع فیبر (پوسته نخود و تفاله چغندر قند) در سطح 5 درصد و سه سطح تریونین (90 ، 100 و 110درصد سطح توصیه شده) بودند. مطابق نتایج؛ اثر متقابل معنی داری بین منبع فیبر و سطح تریونین بر مصرف خوراک مشاهده شد (05/0>p)، به طوری که جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی تفاله چغندر قند مواجه با کمبود تریونین در مقایسه با جیره مشابه حاوی پوسته نخود مصرف خوراک کمتری داشتند. افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک جوجه ها تحت تاثیر اثر متقابل منبع فیبر و سطح تریونین قرار نگرفت. افزایش وزن پایین و ضریب تبدیل خوراک بالای جوجه ها در اثر مصرف تفاله چغندر قند نسبت به پوسته نخود مشاهده شد (05/0>p). قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی و چربی خام و نیز انرژی قابل متابولیسم ظاهری در اثر تغذیه تفاله چغندر قند در مقایسه با پوسته نخود کاهش یافت (05/0>p). کمبود تریونین جیره قابلیت هضم ماده آلی را کاهش داد (05/0>p). استفاده از تفاله چغندر قند در مقایسه با پوسته نخود موجب افزایش ph محتویات سنگدان و روده کور و ویسکوزیته شیرابه گوارشی ژژنوم و ایلیوم شد (05/0>p). وزن نسبی سنگدان در اثر پوسته نخود در مقایسه با تفاله چغندر قند افزایش یافت (05/0>p). در کل، تفاله چغندر قند نسبت به پوسته نخود با افزایش ویسکوزیته شیرابه گوارشی موجب کاهش قابلیت هضم مواد مغذی و افت عملکرد رشدی جوجه ها شد و اثر متقابل محسوسی بین منبع فیبر و سطح تریونین جیره به جزء بر مصرف خوراک مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: پوسته نخود، تفاله چغندر قند، ترئونین، عملکرد رشدی، جوجه گوشتی
  • ندا دیواری، روح الله کیان فر*، سید علی میرقلنج، حسین جانمحمدی صفحات 32-40

    در این مطالعه اثرات استفاده از دانه آمارانت خام و اتوکلاو شده بر عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ با استفاده از 168 قطعه مرغ تخم گذار لگهورن سویه Hy-line (W36) در سن 67 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تیمار، 6 تکرار و 4 پرنده در هر تکرار مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل آمارانت خام و اتوکلاو شده هر کدام در سطوح صفر (شاهد)، 5، 10 و 15 درصد بودند. در طول دوره آزمایش صفات کیفی تخم مرغ و صفات عملکردی پرندگان اندازه گیری شد. نتایج نشان داد در کل دوره تولید در مرغ های تغذیه شده با جیره شاهد در مقایسه با پرندگان تغذیه شده با جیره های حاوی سطوح مختلف دانه آمارانت خام و اتوکلاو شده، درصد تخم گذاری و وزن تخم مرغ  بیشتر و ضریب تبدیل غذایی پایین تر بود (01/0p<). مرغ های دریافت کننده آمارنت اتوکلاو شده نسبت به پرندگان دریافت کننده آمارانت خام درصد تولید و وزن تخم مرغ بالاتری و ضریب تبدیل پایین تری داشتند (05/0p<). مرغ های تغذیه شده با جیره حاوی آمارانت مصرف خوراک کمتری نسبت به کنترل داشتند (05/0p<). استفاده از آمارنت و فرآوری آن تاثیر معنی داری بر اکثر فراسنجه های کیفی داخلی و خارجی تخم مرغ نداشت. به طور کلی نتایج نشان داد که با افزایش سطح آمارانت عملکرد تولیدی مرغ ها کاهش یافت و فرآوری در همه سطوح باعث بهبود عملکرد گردید و این اثر در سطوح بالاتر آمارانت بیشتر بود.

    کلیدواژگان: دانه آمارانت، لگهورن، شبه غلات، پروفیل اسیدآمینه، تاج خروس
  • طاهره پاکزاد، حشمت الله خسروی نیا*، بهمن پریزادیان کاوان صفحات 41-49

    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر شکل فیزیکی خوراک بر عملکرد و پاسخ ایمنی سلولی و هومورال در جوجه‎های گوشتی تحت تنش مسمومیت با تتراکلریدکربن از سن 14 تا 42 روزگی اجرا شد. تعداد 468 قطعه جوجه گوشتی ماده سویه راس 308 برای بررسی شش تیمار در شش تکرار و 13 پرنده در هر تکرار مورد آزمایش قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل 3×2 در قالب طرح بلوک‎های کامل تصادفی انجام شد. تیمار‎های آزمایشی شامل گروه‎های تغذیه شده با جیره‎های مش، کرامبل و پلت با تزریق 5/0 میلی‎لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و بدون تزریق تتراکلریدکربن از روز 14 تا 28 آزمایش بودند. جوجه‎های گوشتی تغذیه شده با جیره‎های مش مصرف خوراک بیشتری در مقایسه با سایر گروه های آزمایشی داشتند (p<0/05). تزریق تتراکلریدکربن در جوجه‎های گوشتی سبب کاهش معنی‎دار درصد لنفوسیت ها و افزایش درصد مونوسیت ها و هتروفیل ها شد. (p<0/05). تزریق تتراکلریدکربن اختلاف معنی‎داری را در عیار آنتی‎بادی علیه ویروس آنفولانزا در سن 42 روزگی نشان داد (p<0/05). نتایج آزمایش نشان داد که شکل فیزیکی خوراک تاثیری بر پاسخ ایمنی در مرغ گوشتی نداشت ولی القاء مسمومیت کبدی با تتراکلریدکربن در جوجه‎های گوشتی به دلیل کاهش تعداد لنفوسیت ها می‎تواند ایمنی پرندگان را به طور منفی تحت تاثیر قرار دهد.

    کلیدواژگان: اندام‎های ایمنی، تتراکلریدکربن، جوجه گوشتی، شکل فیزیکی خوراک
  • عباس عبدالله بایز، حامد احمدی*، فرید شریعتمداری، محمدامیر کریمی ترشیزی صفحات 50-58

    هدف از انجام این تحقیق تعیین ترکیبات شیمیایی، میزان انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری (AME)، انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری تصحیح شده برای ازت (AMEn)، انرژی قابل سوخت و ساز حقیقی (TME) و انرژی قابل سوخت و ساز حقیقی تصحیح شده برای ازت (TMEn) در نمونه های ذرت، هم چنین پیش بینی محتوای انرژی توسط معادلات پیش بینی رگرسیونی بود. تعداد 30 نمونه ذرت از کارخانه های خوراک دام و طیور مختلف کشور تهیه شد. محتوای انرژی های مختلف هر نمونه ذرت در 4 تکرار به روش تغذیه دقیق اجباری اندازه گیری شد. تنایج آنالیز آزمایشگاهی نمونه ها نشان داد که میانگین ماده خشک، پروتیین خام، چربی خام، فیبر خام، خاکستر، نشاسته و گلوکز به ترتیب 02/90، 15/9، 28/3، 93/3، 45/1، 33/65 و 79/9 درصد بود و در نتایج آزمایشات مزرعه ای میانگین انرژی خام (GE)،AME ، AMEn، TME و TMEn به ترتیب 4375، 3284، 3219، 3873 و 3781 کیلوکالری بر کیلوگرم ماده خشک به دست آمد. با استفاده از پایگاه داده های به دست آمده معادلات رگرسیونی برای پیش بینی محتوای AME، AMEn، TME و TMEn از روی ترکیبات شیمیایی برازش شد. از این معادلات پیش بینی می توان به صورت کاربردی برای پیش بینی انرژی ذرت در کارخانه های خوراک طیور و یا مزارع پرورش طیور استفاده نمود.

    کلیدواژگان: انرژی قابل سوخت و ساز، پیش بینی، ذرت، معادله رگرسیونی
  • منصور کریمی، حسین عبدی بنمار*، جمال سیف دواتی، صیاد سیف زاده، محسن رمضانی صفحات 59-66

    هدف از این پژوهش بررسی اثرات مخمر ساکارومایسس سرویسیه و گلیسریدهای اسید بوتیریک بر عملکرد و فراسنجه های خونی و قابلیت هضم مواد مغذی در گوساله های شیرخوار هلشتاین بود.  در این تحقیق تعداد 32 راس گوساله هلشتاین با میانگین سنی 1 الی 8 روز و میانگین وزنی 1±38 کیلو گرم به صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 8 تکرار استفاده شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) جیره پایه بدون افزودنی، 2) جیره پایه به همراه 5 گرم مونوگیلیسرید بوتیرات، 3) جیره پایه به همراه 2 گرم مخمر ساکارومایسس سرویسیه، 4) جیره پایه + 2 گرم مخمر ساکارومایسس سرویسیه + 5 گرم گلیسریدهای اسید بوتیریک بودند. مصرف خوراک به صورت روزانه و وزن بدن در زمان تولد، 30 و 60 روزگی و در زمان شیرگیری در سن 75 روزگی ثبت و ضریب تبدیل غذایی برای هر گروه محاسبه شد. قابلیت هضم به روش نشانگر داخلی خاکستر نامحلول در اسید اندازه گیری شد. همچنین برای تعیین فراسنجه های خونی در زمان های 30 و 60 روزگی از سیاهرگ گردنی وداج خونگیری به عمل آمد. نتایج نشان داد که افزودن مخمر ساکارومایسس سرویسیه و گلیسریدهای اسید بوتیریک نتوانست مصرف خوراک گوساله ها را در ماه های اول و دوم و کل دوره آزمایشی تحت تاثیر قرار دهد. عامل متقابل مخمر ساکارومایسس سرویسیه و گلیسریدهای اسید بوتیریک اثر معنی داری بر وزن نهایی گوساله ها نداشت. همچنین افزایش وزن روزانه گوساله ها در ماه های اول و دوم در اثر افزودن مخمر ساکارومایسس سرویسیه و گلیسریدهای اسید بوتیریک بهبود نیافت. اما افزایش وزن روزانه در کل دوره پرورشی تحت تاثیر هر دو عامل مکمل مخمر (05/0=P)و مکمل بوتیرات (01/0=P) قرار گرفت. ضریب تبدیل غذایی گوساله های شیر خوار در ماه اول، دوم و کل دوره پرورشی نتوانست تحت تاثیر عامل مخمر و مکمل بوتیرات و اثرات متقابل آنها قرار گیرد. نتایج نشان داد که افزودن مخمر ساکارومایسس سرویسیه و گلیسریدهای اسید بوتیریک در جیره گوساله های هلشتاین اثر معنی داری بر فراسنجه های خونی (گلوکز، کلسترول، تری گلیسیرید، آلبومین، پروتیین کل، اوره خون و گلوبولین) در مقایسه با گروه شاهد ایجاد نکرد، اگرچه غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات در اثر تغذیه مکمل بوتیرات افزایش یافت (02/0=P). نتایج مربوط به قابلیت هضم نیز نشان داد که قابلیت هضم پروتیین خام تحت تاثیر عامل مکمل بوتیرات افزایش معنی داری داشت (02/0=P). با توجه به اثرات مثبت استفاده از گلیسرید های اسید بوتیریک بر افزایش وزن روزانه، غلظت خونی بتاهیدروکسی بوتیرات و قابلیت هضم پروتیین و ساکارومایسس سرویسیه بر افزایش وزن روزانه، استفاده همزمان از این مواد افزودنی برای گوساله های شیرخوار هلشتاین توصیه می شود.

    کلیدواژگان: عملکرد رشد، ساکارومایسس سرویسیه، منوگلیسریدهای بوتیرات، گوساله شیرخوار
  • مصطفی حسین آبادی، نورمحمد تربتی نژاد، تقی قورچی، عبدالحکیم توغدری* صفحات 67-74

    در این آزمایش از 15 راس گوساله نر هلشتاین تازه متولد شده که وزن اولیه آنها 5/4±41  کیلوگرم و سن آنها نیز یک هفتگی بود، استفاده شد. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تیمار و پنج تکرار انجام شد. تیمارها شامل: 1- تیمار شاهد بدون دانه کتان، 2- تیمار حاوی 5 درصد دانه کتان و3- تیمار حاوی 10 درصد دانه کتان بود. دانه کتان جایگزین ذرت و کنجاله سویا در جیره استارتر شد. کل دوره آزمایش 60 روز بود. جیره ها به صورت پلت در اختیار گوساله ها قرار گرفت. برای اندازه گیری قابلیت هضم مواد مغذی، نمونه گیری از مدفوع و خوراک مصرفی گوساله ها به مدت 5 روز در پایان دوره آزمایش انجام شد و سپس قابلیت هضم نمونه ها با استفاده از مارکر داخلی (خاکستر نامحلول در اسید) در آزمایشگاه انجام پذیرفت. همچنین خون گیری برای اندازه گیری فراسنجه های خونی در پایان دوره انجام شد. سطوح مختلف دانه کتان تاثیر معنی داری روی پارامترهای عملکردی از جمله وزن انتهای دوره، افزایش وزن روزانه، مقدار ماده خشک مصرفی روزانه و ضریب تبدیل خوراک نداشت. افزودن دانه کتان به استارتر گوساله ها تاثیر معنی داری روی قابلیت هضم ماده خشک (0498/0P=)، پروتیین خام (0067/0P=)، الیاف نامحلول در شوینده خنثی داشت (0249/0P=). تیمارهای دارای سطوح 10 درصد و 5 درصد به ترتیب بیشترین میزان قابلیت هضم ماده خشک را داشتند. بیشترین مقدار قابلیت هضم پروتیین خام و قابلیت هضم الیاف نامحلول در شوینده خنثی مربوط به تیمار دارای 5 درصد کتان بود. تیمارهای آزمایشی دارای سطوح مختلف دانه کتان تاثیر معنی داری روی مقدار نیتروژن اور ه ای خون داشت (0047/0P=) طوری که بیشترین میزان نیتروژن اوره ای خون به ترتیب مربوط به تیمارهای حاوی سطوح 5 درصد و 10 درصد دانه کتان بود. با توجه به اینکه تیمارها از نظر میزان ماده خشک، افزایش وزن روزانه، وزن نهایی گوساله ها معنی دار نبودند و همچنین به دلیل بهبود هضم مواد مغذی در تیمارهای دارای 5 درصد بذر کتان، توصیه می شود در جیره گوساله های شیرخوار  از سطح 5 درصد دانه کتان به عنوان منبع انرژی و پروتیین استفاده شود.

    کلیدواژگان: دانه کتان، عملکرد، قابلیت هضم مواد مغذی، گوساله شیرخوار
  • ذبیح الله نعمتی*، رشید صفری، نامدار کامرانی، مقصود بشارتی، محمدرضا شیخلو صفحات 75-83

    هدف از انجام این مطالعه، بررسی تاثیر سطوح مختلف آفلاتوکسین بر تولید گاز، فراسنجه های شکمبه ای و قابلیت هضم ماده خشک و آلی جیره غذایی گوسفند در شرایط آزمایشگاهی بود. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1-جیره غذایی بدون آفلاتوکسین و متانول (شاهد)، 2- جیره غذایی شاهد همراه با متانول 3- جیره غذایی همراه با متانول حاوی 400 نانوگرم آفلاتوکسین B1 در میلی لیتر، 4- جیره غذایی همراه با متانول حاوی 800 نانوگرم آفلاتوکسین B1در میلی لیتر 5- جیره غذایی همراه با متانول حاوی 1200 نانوگرم آفلاتوکسین B1در میلی لیتر مایع شکمبه بودند. برای اندازه گیری میزان تولید گاز و قابلیت هضم، از شیشه های مخصوص با حجم 100 میلی لیتر به روش کشت ثابت استفاده شد. تیمارها در زمان های0، 12، 24، 36، 48، 60، 72، 84، 96 ساعت انکوباسیون و میزان گاز تولیدی به کمک فشارسنج در دمای 39 درجه سانتی گراد اندازه گیری شد. نتایج به دست آمده نشان داد که تیمارهای دارای سطوح بالای آفلاتوکسین، به خصوص سطح 1200 نانوگرم درمیلی لیتر مایع شکمبه، سبب کاهش معنی داری در تولید گاز در مقایسه با تیمارهای فاقد آفلاتوکسین شدند. افزودن سطوح مختلف آفلاتوکسین B1 سبب کاهش معنی داری در قابلیت هضم ماده خشک و آلی، تولید توده میکروبی و عامل تفکیک پذیری در مقایسه با تیمار شاهد گردید. نتایج این مطالعه نشان داد شرایط تخمیری محیط کشت در سطح پایین آفلاتوکسین چندان تحت تاثیر قرار نمی گیرد و میکروارگانیسم های شکمبه ای توانایی خنثی سازی آفلاتوکسین را دارد. ولی با افزایش سطح آفلاتوکسین در جیره غذایی، میزان تولید گاز، تولید توده میکروبی، عامل تفکیک پذیری و قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت آفلاتوکسین سبب تغییر فرآیند های تخمیری شکمبه همراه با کاهش تجزیه پذیری مواد خوراکی می شود که این تغییرات وابسته به غلظت آفلاتوکسین B1 است.

    کلیدواژگان: آفلاتوکسین، تولید گاز، قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی
  • میثم زمانی، یدالله چاشنی دل*، اسدالله تیموری یانسری، محمد کاظمی فرد، حمید دلدار صفحات 84-95

    هدف از این مطالعه، بررسی اثر مخمر غنی از مانان الیگوساکارید و سین بیوتیک بر عملکرد رشد، برخی فراسنجه های خونی و ویژگی های کمی و کیفی لاشه بره های نر در زمان از شیرگیری بود. این تحقیق در قالب یک طرح کاملا تصادفی با روش فاکتوریل 3×2 با 6 تکرار روی 36 راس بره نر زل انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل، 1- تیمار شاهد بدون افزودن مکمل، 2- تیمار حاوی سطح 2 گرم سین بیوتیک، 3- تیمار حاوی سطح 2 گرم مانان الیگوساکارید (پری بیوتیک)، 4- تیمار حاوی سطح 2 گرم مانان الیگوساکارید (پری بیوتیک) و سطح 2 گرم سین بیوتیک، 5- تیمار حاوی سطح 4 گرم سین بیوتیک و 6- تیمار حاوی 2 گرم مانان الیگوساکارید (پری بیوتیک) و سطح 4 گرم سین بیوتیک در جیره مصرفی به ازای هر راس بره بود. بین تیمارهای آزمایشی از لحاظ ماده خشک مصرفی تفاوت معنی داری وجود نداشت. داده های افزایش وزن روزانه نشان داد که در روزهای 30 تا 60، تیمار 2 گرم سین بیوتیک و 2 گرم پری بیویتیک (03/0= P)، در روز 60 تا 90 تیمار 4 گرم سین بیوتیک و 2 گرم پری بیویتیک (03/0= P) و در روز 90 تا 110 آزمایش تیمار 2 گرم سین بیوتیک و 2 گرم پری بیویتیک (02/0= P) به طور معنی داری بالاتر از سایر تیمارها بود. بهترین ضریب تبدیل غذایی در روزهای صفر تا 30 و 30 تا 60، در تیمار 2 گرم سین بیوتیک (04/0= P) و در روز 60 تا 90 در تیمار 4 گرم سین بیوتیک و در روز صفر تا 110 آزمایش در تیمار 2 گرم سین بیوتیک (04/0= P) وجود داشت. غلظت گلوکز و لیپوپروتیین با دانسیته بالا در تیمار 4 گرم سین بیوتیک و 2 گرم پری بیوتیک (02/0= P)، غلظت کلسترول و نیتروژن اوره خون در تیمار شاهد (03/0= P) و پروتیین تام در تیمار 4 گرم سین بیوتیک و 2 گرم پری بیوتیک (02/0= P) به طور معنی داری بالاتر بود. در صفات وزن پیش از کشتار (03/0= P)، وزن لاشه گرم و سرد (03/0= P)، درصد لاشه گرم (02/0= P) و سرد (01/0= P)، درصد ران، سردست و همچنین pH گوشت و اکسیداسیون چربی عضله راسته (04/0= P) تفاوت معنی داری وجود داشت. آنالیز نهایی داده ها  نشان داد که در افزایش وزن روزانه، ضریب تبدیل غذایی و صفات کمی و کیفی لاشه، تیمار 4 حاوی 2 گرم مکمل سین بیوتیک و پری بیوتیک نسبت به سایر تیمارها دارای عملکرد بهتری بود.

    کلیدواژگان: مانان الیگوساکارید، سین بیوتیک، عملکرد رشد، فراسنجه های خونی، بره پرواری
  • آیلین صلحی اسکویی*، سید رضا هاشمی، سعید حسنی، امید عشایری زاده صفحات 96-106

    امروزه یکی از جایگزین های نوین آنتی بیوتیک ها، نانوذرات نقره است. نقره یکی از عناصری است که به علت فعالیت وسیع آنتی باکتریالی خود در فنآوری نانو از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر نانو نقره پوشش داده شده بر زیولیت بر عملکرد، مورفولوژی روده و جمعیت میکروبی دستگاه گوارش جوجه های گوشتی تحت شرایط تنش گرمایی بود. تعداد 375 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه کاب در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار، 5 تکرار و 15 قطعه جوجه گوشتی در هر تکرار توزیع شدند. تیمار های آزمایشی شامل: 1) جیره پایه، 2) جیره پایه دارای یک درصد زیولیت، 3) جیره پایه دارای یک درصد زیولیت که پوشش داده شده با 5/0 درصد نانو نقره، 4) جیره پایه دارای یک گرم در هر کیلو گرم اسید ارگانیک و 5) جیره پایه دارای یک درصد زیولیت پوشش داده شده با 5/0 درصد نانو نقره و یک گرم در هر کیلو گرم اسید ارگانیک بود.به منظور اندازه گیری وزن اندام های داخلی و شمارش جمعیت میکروبی دستگاه گوارش در روز های 21 و 42 و بررسی مورفولوژی روده در روز های 35 و 42 دوره پرورش دو قطعه جوجه از هر واحد آزمایشی کشتار شدند. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این است که کل دوره پرورش تیمار دارای نانوذرات نقره ضریب تبدیل بیشتری نسبت به سایر تیمار ها داشت. همچنین طول پرز در روز 35 دوره پرورش در تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی داری با تیمار شاهد داشت (05/0>p). در روز 42 دوره پرورش بیشترین طول پرز مربوط به تیمار نانوذرات نقره و نانوذرات نقره به همراه اسید آلی بود. تاثیر تیمار های آزمایشی بر نتایج جمعیت میکروبی دستگاه گوارش در روز های 21 و 42 دوره پرورش معنی دار نبود. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که نانوذرات نقره پوشش داده شده بر زیولیت و به همراه اسید آلی می تواند به عنوان یک افزودنی غذایی در شرایط تنش گرمایی بدون اثر سویی در تغذیه جوجه های گوشتی مورد استفاده قرار گیرند.

    کلیدواژگان: اسید ارگانیک، جمعیت میکروبی، جوجه گوشتی، عملکرد، مورفولوژی، نانو ذرات نقره
  • ابوالفضل قربانی*، اعظم فرضی صفحات 107-113

    هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر هم خونی بر برآورد فراسنجه های ژنتیکی صفات وزن در سنین مختلف در گوسفندان نژاد مغانی بود. در تحقیق حاضر از اطلاعات 11721 راس گوسفندان مغانی در ایستگاه اصلاح نژاد جعفر آباد مغان، از سال 1366 تا 1390 استفاده شد. فراسنجه های ژنتیکی با استفاده از مدل تک صفتی با و بدون در نظر گرفتن هم خونی به صورت کوواریت و طبقه بندی برآورد شدند. نرم افزارهای CFC و WOMBAT به ترتیب برای برآورد ضریب هم خونی و تاثیر هم خونی بر صفات استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس  نشان داد که اثرتصادفی حیوان و اثرهای ثابت سال-فصل، جنس و سن بر تمامی صفات مورد بررسی تاثیر معنی داری داشت (05/0 p<.). میانگین ضریب هم خونی جمعیت و افراد هم خون 4/0 و 67/1 درصد و 1/26 درصد از دام ها هم خون بودند. برآورد افت هم خونی برای صفات وزن تولد، 3، 6، 9، 12، 24، 36، 48 و 60 ماهگی به ترتیب 06/1-، 113/0، 126/0، 089/0-، 817/0، 054/0-، 687/0-، 717/2 و 139/0- کیلوگرم به دست آمد. وراثت پذیری مستقیم برای وزن های تولد، 3، 6، 9، 12، 24، 36، 48 و 60 ماهگی 17/0، 14/0، 10/0، 27/0، 16/0، 21/0، 20/0، 02/0 و 23/0 به ترتیب محاسبه شدند. نتایج نشان داد که قرار دادن هم خونی در مدل های برآورد پارامترهای ژنتیکی تاثیر کم تا متوسط بر برآورد وراثت پذیری داشت. همچنین نتایج نشان داد که می توان با افزایش استفاده از تلاقی های دور  با نرهای برترو مدیریت مناسب ژنتیکی در گله ها  از اثرات زیان بار ناشی از افزایش بیش از حد هم خونی جلوگیری نمود.

    کلیدواژگان: صفات وزن گوسفند مغانی، فراسنجه های ژنتیکی، هم خونی
  • یاسر آصفی، امیر رشیدی*، محمد رزم کبیر، رامین حبیبی مزرعه خلف صفحات 114-120

    در این پژوهش برای برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات زنده مانی و وزن تولد به ترتیب از 7202 و 6585 رکورد جمع آوری شده در طی سال های 1374 تا 1388 توسط ایستگاه اصلاح نژاد گوسفند مغانی جعفرآباد استفاده شد. پارامترهای ژنتیکی با 16 مدل مختلف در قالب مدل های دام، آستانه ای و پدری با روش REML و با استفاده از نرم افزارASReml  برآورد شدند. جهت تعیین مدل مناسب برای هر صفت از معیار اطلاعات آکاییک (AIC) استفاده شد. مدل دام مناسب برای آنالیز وزن تولد، شامل اثرات ژنتیکی افزایشی مستقیم، ژنتیکی افزایشی مادری و محیط مشترک بود. برای زنده مانی مدل دام شامل اثرات ژنتیکی افزایشی مستقیم، ژنتیکی افزایشی مادری، محیط دایمی مادری، محیط مشترک و کوواریانس بین ژنتیک افزایشی مستقیم و مادری بود. همچنین مدل دام مناسب برای آنالیز زنده مانی با استفاده از مدل پدری شامل اثرات ژنتیکی افزایشی مستقیم و محیط مشترک بود. وراثت پذیری مستقیم برای وزن تولد 02/0±09/0 بود. وراثت پذیری مستقیم زنده مانی با استفاده از مدل دام و پدری به ترتیب 002/070±0/0 و 02/0±05/0 بود، که پس از تصحیح به 22/0 و 15/0 افزایش یافت. همچنین وراثت پذیری زنده مانی با مدل آستانه ای 10/0±30/0 برآورد شد. همبستگی ژنتیکی، محیطی و فنوتیپی بین وزن تولد و زنده مانی به ترتیب 24/0±61/0، 02/0±08/0 و 01/0±07/0 برآورد شد. در نظر گرفتن عوامل محیطی از جمله اثرات محیطی مشترک برای برآورد نااریب پارامترهای ژنتیکی ضروری است.

    کلیدواژگان: گوسفند مغانی، وزن تولد، زنده مانی، پارامترهای ژنتیکی
  • مصطفی قادری زفره ایی*، آزاده ترابی، محمد اسماعیل پور، مینا سلیم پور، محمدحسین بناءبازی صفحات 121-135

    پژوهش حاضر به منظور تعیین نیم رخ بیانی عددی ژن های متفاوت بیان شده در نژادهای هلشتاین و کلیستانی و همچنین بررسی عملکرد پروتیین های پیش بینی شده از ژن های متفاوت بیان شده بین دو نژاد مذکور با استفاده از داده های RNA-Seq انجام شد.  در این مطالعه توالی کل mRNA خون گاو ماده هلشتاین آمریکا و گاو ماده کلیستانی پاکستان از طریق هم ردیفی و مکان یابی خوانش های RNA-Seq روی ژنوم مرجع گاو بدست آمد و سپس تعیین نیم رخ بیانی عددی ژن های متفاوت بیان شده انجام شد. تعداد 24616 ژن و 26716 ایزوفرم روی ترانسکریپتوم این دو نژاد شناسایی شدند که از این میان تعداد 41 ژن شناسایی شدند که تفاوت بیانی بسیار بالا و معنی داری را نشان دادند (000015p<). حدود یک سوم ژن‎هایی که عملکردشان بین دو نژاد متغیر بود، کدکننده آنزیم‎های هیدرولاز و پنج مورد از پروتیین‎های پیش بینی شده از جمله پروتیین‎های عامل رونویسی FosB/JunD، انکوژن FOS ، ساختار elonginb، زیرواحد عامل رونویسی AP-1، کمپلکس روی zif268 و عامل تنظیمی-رونویسی U2AF هستند که در تنظیم رونویسی و بیان ژن‎ها و ویرایش RNA نقش دارند. بررسی میان‏کنش شبکه ای بین پروتیین های پیش بینی شده از ژن های متفاوت بیان شده نشان داد که پروتیین‏ های پیش بینی شده در مسیرهای مختلفی مانند مسیر پیام‏دهی TNF، عفونت سالمونلایی، مسیر پیام‏دهی‏ MAPK و آرتریت روماتویید دخالت دارند. همچنین بررسی ها نشان داد نژاد هلشتاین و کلیستانی به علت قرار گرفتن در شرایط محیطی متفاوت و فاصله تکاملی، توانسته ‏اند با شرایط پیرامونی به خوبی سازگار شوند و این روند در سطح مولکولی از میزان بیان ژن‏های اختصاصی  شناسایی شده در این پژوهش کاملا قابل  فهم است. از دلایل تاییدکننده این پیشنهاد می‏توان به نقش بیشتر سامانه‏ی ایمنی در نژاد کلیستانی اشاره نمود که به علت قرار گرفتن در محیطی با آلودگی بالاتر در مقایسه با نژاد هلشتاین، میزان بیان پروتیین ‏های دارای خاصیت باکتریوسایدی (Cathelicidin 1) در آن بالا رفته و در نتیجه فعالیت سامانه‎ی ایمنی در آن افزایش یافته است. همچنین در این پژوهش مشخص شد که ژن IL1B بیشترین درجه تعامل ژن-دارو را با داروی Canakinumab دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در مقایسه های بین نژادی، نگاه دقیق به فعالیت پروتیین هایی که توسط ژن های متفاوت بیان می شوند می توانند تفاوت نژادی در سطح ملکولی را بهتر توضیح دهند.

    کلیدواژگان: گاو هلشتاین، RNA-Seq، ایزوفرم، شبکه برهم کنش پروتئینی
  • پروین شورنگ*، مریم رهبر، مهدی بهگر، فرحناز معتمدی سده صفحات 136-141

    به منظور تعیین دز مناسب پرتوتابی گاما برای افزایش تحرک و زنده مانی اسپرم گاو پس از یخ گ شایی و مطالعه اثرات پرتو بر مقدار مالون دی آلدیید و میزان شکست DNA اسپرم، نمونه های اسپرم منجمد در داخل ظرف ازت با دزهای صفر، 1/0، 3/0، 5/0، 7/0 و 9/0 گری پرتو گاما پرتوتابی شد. آنالیز کمی و کیفی اسپرم قبل و بعد از پرتوتابی با استفاده از سامانه CASA1 انجام شد. ویژگی های مورفولوژیکی و میزان زنده مانی پس از رنگ آمیزی با ایوزین- نگروزین مورد مطالعه قرار گرفت. مقدار مالوندی آلدهید منی با استفاده از روش تیوباربیتوریک اسید اندازه گیری و شکست DNA اسپرم با استفاده از روش کامت سنجش شد. داده های آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با استفاده از نرم افزار آماری SAS آنالیز شد. طبق نتایج به دست آمده اثر پرتوتابی بر تحرک و زنده مانی اسپرم معنی دار بود (05/0 p<). مقدار مالون دی آلدیید منی در دزهای مختلف پرتو گاما با تیمار شاهد تفاوت نداشت (05/0p>). طبق نتایج کامت، فراسنجه های شکست DNA اسپرم های پرتوتابی شده، به جز دز 9/0 گری گاما با تیمار شاهد تفاوت نداشت (05/0p>). باتوجه به نتایج این پژوهش پرتوتابی با دز 7/0 گری گاما می تواند بدون اثرات منفی بر اسپرم و منی، سبب بهبود تحرک و زنده مانی اسپرم بعد از یخ گشایی شود.

    کلیدواژگان: پرتوتابی گاما، تحرک، زنده مانی، اسپرم گاو
|
  • Naheed Mojgani*, Mohammad Reza Sanjabi, Mohammad Hossien Dalimi, Narges Vaseji, Zareie Yousef Abad Elahe Pages 1-10

    The purpose of current study was to investigate the synergistic effects of indigenous probiotic strains isolated from the gastrointestinal tract with herbal extracts on gastrointestinal mucosa health (intestinal microflora) and immunity of broiler chicks. In current study, the effect of two types of probiotics (Iranian and foreign products respectively), phytobiotic (thyme extract), profit (a mixture of thyme extract and probiotic) and antibiotics on broiler chicken’s performance were evaluated. Experimental diets provided from day one to end of the period. Statistical analysis results show that adding profits and both probiotics to the diet of chicks leads to a significant decrease in feed intake compared to the control and antibiotic treatment (p≤0.05). All supplements increased the relative weight of lymphatic tissues of the spleen and bursa. Probiotics and prophylaxis treatments had a significant higher weight gain than phytobiotic (Thyme) treatment (p≤0.05). Experimental treatments compared to control treatment significantly improved FCR (p≤ 0.05). Dietary additives can improve the immune system and adding them to broiler chicks diet lead to improving performance and in the future can be introduced as an alternative to antibiotics in poultry feeding.

    Keywords: Probiotic, Herbal extract, Profit, Immune System, Broiler Chicken
  • Seyyedeh Zahra Soroush, Seyyed Javad Hosseini-Vashan*, Nazar Afzali, Ali Allahressani Pages 11-21

    The present study was conducted to determine the effects of olive extract leaf and olive oil on growth performance, nutrient digestibility, carcass characteristics and intestinal morphology in Japanese quail. A total of 528 Japanese quail chicks 1-days-old were allocated to 6 treatments group with 4 replicates each containing 22 birds. This study was performed in a 2×3 factorial experiment with completely randomized design. Experimental treatments were included two levels of olive leaf extract (0, and 400 mg/kg) and three levels of olive oil (0, 2.5 and 5%). The results was revealed that the average daily weight gain were significantly increased in diet containing 5 % of olive oil compared to control group (P<0.05). The diet containing 2.5 percent olive oil decreased average daily feed intake as compare to control diet (P<0.05). The ileum  histomorphometry showed that crypt depth and height villus to crypt depth ratio in birds received 2.5 and 5% olive oil decreased and increased compared with control group, respectively (P<0.05). The results showed that the apparent digestibility of protein, ash, fat, phosphorus and energy in the control group was significantly lower than other treatments (P<0.05). The apparent digestibility of fiber was higher in the treatment containing 5% olive oil and the treatment containing 400 mg/kg diet of olive leaf extract (P <0.05). Diet containing 5% olive oil had the highest metabolizable energy compared to the other experimental groups (P <0.05). In conclusion, the findings of this study suggests that dietary inclusion of olive oil up to 5 percent had benefit effects on quail production indices.

    Keywords: Feed conversion ratio, Ileum, Oil, protein digestibility, Villus Height
  • Gholamreza Aslani Kordkandi, Mir Daryoush Shakouri*, Hossein Janmohammadi Pages 22-31

    The aim of this study was to survey the effect of different dietary fiber source and thereonine levels on growth response, nutrients digestibility and some digesta characteristics of broiler chickens. A total of 180 day-old male Ross 308 chicks were used  in a completely randomized design with a factorial arrangement of 2×3 with 4 replicates of 6 birds each for a period of 24 days. The diets consisted of two fiber sources (pea hull and sugar beet pulp) with 5 percent and three levels of threonine (90, 100 1nd 110 percent of recommended level). According to the results, a significant interaction was found between fiber source and threonine level on feed intake (P<0.05), where the chickens on sugar beet pulp containing diet with deficient threonine consumed lower feed than those on similar diet containing pea hull. There were no significant interactions between fiber source and threonine level on birds’ weight gain and feed conversion ratio. Lower weight gain and higher feed conversion ratio were observed by sugar beet pulp than pea hull (P<0.05). Digestibility of dry matter, organic matter and crude fat, as well as apparent metabolizable energy was decreased by inclusion of sugar beet pulp in the diet (P<0.05). Deficiency of threonine in the diet decreased the digestibility of organic matter (P<0.05). The use of sugar beet pulp decreased pH value of gizzard and cecal digesta, and increased the viscosity of jejunal and ileal digesta in comparison with pea hull (P<0.05). Relative weight of gizzard was increased by pea hull compared with sugar beet pulp (P<0.05). In conclusion, compared with pea hull, sugar beet pulp by increasing digesta viscosity decreased nutrients digestibility and broiler performance, and except for feed intake, non-remarkable interaction was illustrated between fiber source and threonine level.

    Keywords: Chickens, Pea hull, Performance, Sugar beet pulp, Threonin
  • Neda Divari, Ruhollah Kianfar*, Seyed Ali Mirghelenj, Hossein Janmohammadi Pages 32-40

    This study was conducted to evaluate the effects of raw and autoclaved Amaranth grain on the performance and egg quality of layer hens. For this purpose 168 Leghorn laying hens strain Hy-line W36 at 67 weeks of age were allocated in completely randomized design with 7 treatments and 6 replicates of 4 birds. Treatments include raw and autoclaved Amaranth each at 0, 5, 10 and 15%. The egg external an internal quality and productive performance of the hens were measured during the experiment. The results showed that, during the whole experiment period, the percentage of egg production, egg weight and egg mass were significantly lower in the birds fed the diets containing different levels of crude and autoclaved amaranth compared to the birds fed the control diet (P<0.05). Also birds fed diets containing different levels of crude and autoclaved amaranth had a significantly higher FCR than the control birds (P<0.05). Amaranth autoclaving reduces the anti-nutritional effects and improves bird performance (P<0.05). Hens fed with diets contain amaranth compared with control group had lower feed intake (P<0.05). Raw and autoclaved amaranth has no effect on egg external and internal quality. Overall, the results showed that with increasing of the Amaranth level in the diet, production performance reduced but autoclaving improved bird performance.

    Keywords: Autoclaving, Amaranth Grain, Leghorn, Amino acid profile, Pseudo-cereal
  • Tahereh Pakzad, Heshmatollah Khosravinia*, Bahman Parizadian Kavan Pages 41-49

    This study was conducted to examine the effects of physical form of diet on humoral and cellular immune responses in broiler chickens exposed to carbon tetrachloride stress in days 10 to 42 of age. The 2×3 factorial experiment performed in a randomized complete block design with 468 broilers in 6 treatments and 6 replicates of 13 birds each. The treatments consisted combinations of a grower diet in three physical form (mash, pellet and crumble) and injection of carbon tetrachloride (0 and 0.5 ml/kg of body weight). Birds fed with mash diet consumed greater feed and broilers fed with the same diet in crumble form had the lowest feed intake (P<0.05). The injection of carbon tetrachloride in broilers decreased lymphocytes (P<0.05). Greater percentage of monocytes and neutrophils were observed in the birds injected with carbon tetrachloride (P<0.05). Carbon tetrachloride injection resulted in a significant decrease in antibody titer against influenza at 42 days of age (P<0.05). It was concluded that carbon tetrachloride poisoning independent of diet physical form, may impress immune response in broiler chicken due to reduced lymphocytes.

    Keywords: Broiler chickens, Carbon tetrachloride, Immune system, Physical form of diet
  • Abbas Abdullah Baiz, Hamed Ahmadi*, Farid Shariatmadari, Mohammad Amir Karimi Torshizi Pages 50-58

    The purpose of this study was to determine the contents of chemical compositions, apparent metabolizable energy (AME), apparent metabolizable energy corrected for nitrogen (AMEn), true metabolizable energy (TME), true metabolizable energy corrected for nitrogen (TMEn), in corn samples, as well as to predict diferrent energy contents of corn samples given their chemical components. A total of 30 samples were colleted from Iranian poultry feed plants. Metabolizable energy criterias of each sample were obtained by percision feeding method with 4 replications. Based on laboratory assessments, average of dry matter, crude protein, crude fat, crude fiber, ash, starch and glucose were 90.02, 9.15, 3.28, 3.93, 1.45, 65.33 and 9.79 (% of DM), respectively. In farm experiments, the gross energy, AME, AMEn, TME and TMEn were obtained as 4375, 3284, 3219, 3873, and 3781 )kcal/kg DM(, respectively. Using provided database, multiple regression equations were developed for predicting different values of AME, AMEn, TME and TMEn based on chemical composition in corn samples. These system of equations can be used practically for predicting energy of corn samples in poultry feed manufactures and poultry farms.

    Keywords: Corn, Metabolizable energy, Prediction, Regression equation
  • Mansour Karimi, Hossein Abdibenemar*, Jamal Seifdavati, Sayyad Seifzadeh, Mohsen Ramezani Pages 59-66

    The aim of this study was to investigate the effects of saccharomyces cerevisiae yeast and butyrate monoglycerides on the performance, blood parameters and nutrients digestibility in suckling Holstein calves. For this experiment, 32 newly-born Holstein calves (average age 1-8 days; average weight 38±1 kg) were used in a completely randomized design with 2×2 factorial arrangement, 4 treatments and 8 replications. The experimental treatments were: 1) Basal diet without any additive (control), 2) Basal diet with 5 g per day of butyrate monoglycerides, 3) Basal diet with 2 g per day of saccharomyces cerevisiae yeast, 4) Basal diet + 2 g of saccharomyces cerevisiae yeast + 5 g per day of butyrate monoglycerides. Feed intake was measured daily. Body weight changes were recorded at birth, d 30 and 60 after birth and d 75 on the weaning time and feed conversion ratio was calculated for each group. Nutrient digestibility was measured by using acid insoluble ash as the internal marker. For determination of blood parameters, blood samples were taken from jugular vein on d 30 and 60. The results showed that the addition of saccharomyces cerevisiae and butyrate glycerides did not affect feed intake in the first and second months, and in the whole experimental period. Saccharomyces cerevisiae yeast and butyrate glycerides interaction had no significant effect on the final weight of calves. Daily weight gain of calves in the first and second months were not affected by the addition of yeast and butyrate supplements or their interaction. Total daily weight gain affected significantly by effects of feeding saccharomyces cerevisiae (P=0.05) and butyrate glycerides (P=0.01). The results showed that the addition of saccharomyces cerevisiae and glycerides of butyrate did not influence blood concentrations of glucose, cholesterol, triglyceride, albumin, total protein, blood urea and globulin whereas blood beta-hydroxy butyrate concentration increased by feeding butyrate supplement (P=0.02). Feeding butyrate supplement increased significantly protein digestibility (P=0.05). Based on the positive effects of butyrate monoglycerides on average daily gain, blood beta-hydroxy butyrate concentration and crude protein digestibility and the effects of saccharomyces cerevisiae on daily weight gain, use of these two feed additives can be recommended for Holstein suckling calves.

    Keywords: Growth Performance, Saccharomyces Cerevisiae, Butyrate Monoglycerides, Suckling Calves
  • Mostafa Hosseiabadi, Normohammad Torbatinejad, Taghi Ghoorchi, Abdolhakim Toghdory* Pages 67-74

    In this experiment, we used 15 newborn Holstein male calves that their initial weight was 41 ± 4.5 kg and their age was one week. The experiment was conducted in a completely randomized design with three treatments and five replications. Treatments included: 1- control treatment without flaxseed, 2- treatment containing 5% flaxseed and 3- treatment containing10% flaxseed. Flaxseed replaced corn and soybean meal in the starter diet. The whole experiment period was 60 days. The rations were given as pellets to the calves. To measure nutrient digestibility, fecal and feed intake of calves were sampled for 5 days at the end of the experiment and then the digestibility of the samples was done using an internal marker (acid insoluble ash) in the laboratory. Blood samples were taken to measure blood parameters at the end of the experiment period.  Different levels of flaxseed had no significant effect on performance parameters such as final weight, daily weight gain, daily dry matter intake and feed conversion ratio. Addition of calf seed to starter calves had a significant effect on digestibility of dry matter (p=0.0498), crude protein (p=0.0067), and insoluble fiber in neutral detergent (p=0.0249). Treatments containing 10% and 5% levels had the highest dry matter digestibility, respectively. The highest digestibility of crude protein and digestibility of insoluble fiber in neutral detergent were related to 5% flaxseed treatment. Experimental treatments with different levels of flaxseed had a significant effect on blood urea nitrogen content (p=0.0047), so that the highest urea nitrogen content was obtained for treatments containing 5% and 10% flaxseed, respectively. Due to the fact that treatments on the amount of dry matter, daily weight gain, final weight of calves were not significant and also due to improved digestibility of nutrients in treatments with 5% flaxseed, it is recommended to use 5% of flaxseed as a source of energy and protein in the diet of dairy calves.

    Keywords: Flaxseed, Performance, Nutrient Digestibility, Pre-weaning Calf
  • Zabihollah Nemati*, Rashid Safari, Namdar Kamrani, Magsoud Besharati, Mohammadreza Sheikhlou Pages 75-83

    The aim of this study was to investigate the effect of different levels of aflatoxin on the gas production, in vitro fermentation parameters, dry matter and organic matter digestibility of sheepchr('39')s diet. This experiment was conducted in a completely randomized design with 5 treatments and 4 replicate per treatment. The treatments included 1.diet without aflatoxin and methanol (control), 2.control with methanol, 3.diet containing 400 ng / ml of aflatoxin B1, 4.diet containing 800 ng / ml of aflatoxin B1, and 5.diet containing 1200 ng / ml of aflatoxin B1 in ruminal fluid. Treatments were incubated at 0, 12, 24, 36, 48, 60, 72, 84, 96 hours and the amount of gas produced was measured using a barometer at 39 °C. The results showed that treatments with high levels of aflatoxin, especially 1200 ng / ml rumen fluid, significantly decreased gas production compared to those without aflatoxin. Addition of different levels of aflatoxin significantly decreased dry matter and organic matter digestibility, microbial mass production, and biodegradability index compared to control group. The results of this study showed that rumen microorganisms have the ability to neutralize aflatoxin at low levels and fermentation conditions are not significantly affected. With increasing level of aflatoxin in the diet, the gas production, digestibility of dry matter and organic matter, and also microbial mass production and PF was reduced. Therefore, it can be concluded that aflatoxin modifies ruminal fermentation processes with reduced nutrient degradability, which is dependent on aflatoxin concentration.

    Keywords: Aflatoxin, Gas production, Digestibility of dry matter, organic matter
  • Meysam Zamani, Yadollah Chashnidel*, Asdolah Teymori Yansari, Mohammad Kazemifard, Hamid Deldar Pages 84-95

    This study investigated the effect of yeast riched with hydrolyzed mannan oligosacharid and symbiotic on growth performance, blood parameters and carcasses charchtristics in weaning male lambs. This study was carried out in a completely randomized design with factorial arrangement of 3*2 with 6 replicates on 36 male lambs. Treatments included: 1-control without supplementation, 2-treatment containing 2.0 grams of synbiotic, 3-treatments containing 2.0 grams of oligosaccharide (prebiotic), 4-treatment containing 2.0 g of mannose oligosaccharide (prebiotic) and 2.0 g of synbiotic, 5-treatment containing 4.0 g of synbiotic and 6-treatment containing 2.0 g of mannose oligosaccharide (prebiotic) and 4.0 g of synbiotic in the diet per lamb. There was no significant difference between the treatments in terms of dry matter intake. Daily weight gain data showed that on days 30 to 60, 2.0 g of synbiotic and 2.0 g of prebiotic (P= 0.03), on days 60 to 90 of 4.0 g of synbiotic and 2.0 g of prebiotic (P= 0.03) and 2.0 g synbiotic and 2.0 g prebiotic (P= 0.02) were significantly higher on days 90 to 110 than other treatments. The best feed conversion ratio at days 0 to 30 and 30 to 60, at 2.0 g synbiotic treatment (P= 0.04) and at day 60 to 90 at 4.0 g synbiotic treatment and at day 0 to 110 trials was 2.0 g of synbiotic (P= 0.04). Concentration of glucose and HDL in 4.0 g synbiotic and 2.0 g prebiotic (P= 0.02), cholesterol and BUN concentration in control (P= 0.03) and total protein in 4.0 g synbiotic and 2.0 grams of prebiotic (P= 0.02) was significantly higher. There was a significant differences in pre-slaughter weight (P= 0.03), hot and cold carcass weight (P= 0.03), percentage of hot carcass (P= 0.02) and percentage of cold carcass (P= 0.01), thigh percentage, meat pH and TBARS significant differences were found. The final data analysis showed that in daily weight gain, feed conversion ratio and the quantitative and qualitative traits of carcass, treatment 4 containing 2.0 g of synbiotic and prebiotic supplement had better performance than other treatments.

    Keywords: Oligosaccharide manan, Synbiotic, Growth performance, Blood parameters, Fattening lamb
  • Iilin Silhi Oskouyi*, Seyed Reza Hashemi, Saeed Hasani, Omid Ashayerizade Pages 96-106

    Nowadays silver nanoparticles are being considered as an alternative to antibiotics. Silver is one of the most important elements in nanotechnology due to extensive antibacterial activity. The aim of present experiment was to evaluate the effect of silver nanoparticles coated on zeolite and organic acids on performance, intestinal morphology, gastrointestinal microbial population and carcass characteristics in broiler chickens under heat stress conditions. A total of 375 day-old (Cobb 500) broiler chickens were randomly assigned to 5 treatment groups consisting of 5 replicates of 15 birds in each. Treatments included: (1) basal diet, (2) basal diet containing 1% zeolite, (3) basal diet containing 1% of zeolite-coated with 0.5% silver nanoparticles, (4) Basal diet containing 1 g/kg a mixture of organic acids and (5) Basal diet containing 1% of zeolite-coated with 0.5% of silver nanoparticles and 1g/kg a mixture of organic acids. Two chickens per each replicate were slaughtered on days 21 and 42 for measuring of the internal organs weight and microbial population enumerating, and on days 35 and 42 for morphology of the intestine. The experimental results showed that silver nanoparticles had higher feed conversion rate compared with other treatments. Also, villi length was significantly different between treatments and control group on d 35 of experiment (P<0.05). The silver nanoparticles treatment and the silver nanoparticles with organic acids treatment had the highest villi length on 42 d of experiment (P<0.05). The effect of experimental treatments had no significant effect on gastrointestinal microbial population on d 21 and 42 of experiment (P>0.05). In conclusion, the results of present study showed that silver nanoparticles coated on zeolite with organic acid could be used as a feed additive with no adverse effect under heat stress condition in broilers chicken treatments.

    Keywords: Broiler, Microbial population, Morphology, Organic acid, Performance, Silver nanoparticles
  • Abolfazl Ghorbani*, Azam Farzi Pages 107-113

    The aim of this study was to investigate the effect of inbreeding on the estimation of genetic parameters of weight traits at different ages in Moghani sheep. In the present study, the information of 11721 Moghani sheep in Jafarabad Moghan breeding station from 1987 to 2011 was used. Genetic parameters were estimated using single trait model with covariate and classification and without inbreeding. CFC and WOMBAT software were used to estimate the inbreeding coefficient and the effect of inbreeding on traits, respectively. The results of analysis of variance showed that the random effect of the animal and the fixed effects of year-season, sex and age had a significant effect on all the studied traits (P <0.05). The mean inbreeding for all animals and inbreed animal were 0.4% and 1.67% respectively. Totally, 26.1 % of all the animals were inbred. The inbreeding depression for body weight traits at birth, 3, 6, 9, 12, 24, 36, 48 and 60-months of age was respectively, -1.06, 0.113, 0.126, -0.089, 0.817, -0.054, -0.687, 2.717 and -0.139 kg, per 1% increase in individual coefficient. Direct heritability for birth weights, 3, 6, 9, 12, 24, 36, 48 and 60 months were calculated 0.17, 0.14, 0.10, 0.27, 0.16, 0.21, 0.20, 0.02 and 0.23 respectively. The results showed that the inclusion of inbreeding in models for estimating genetic parameters had a low to moderate effect on the estimation of heritability. The results also showed that the harmful effects of excessive inbreeding could be prevented by increasing the use of distant crosses with superior males and proper genetic management in herds.

    Keywords: Moghani sheep weight traits, Genetic parameter, Inbreeding
  • Yaser Asefi, Amir Rashidi*, Mohamad Razm Kabir, Ramin Habibi Mazrae Khalaf Pages 114-120

    Genetic parameters for birth weight and survival traits were estimated using data collected from 1995 to 2009 in Jafarabad Moghani Sheep Breeding Station. Number of observation for survival and birth weight were 7202 and 6585, respectively. Genetic parameters were estimated using restricted maximum likelihood (REML) procedure under 16 different models, including animal, threshold and sire models using ASReml software. The most appropriate model for each trait was determined based on Akaike’s Information Criterion (AIC) method. The appropriate model for birth weight was included direct additive genetic, maternal additive genetic and common litter effects. Also, the animal model for lamb survival were included direct additive genetic, maternal additive genetic, maternal permanent environmental, common litter effects and covariance between direct and maternal additive genetic effects. The appropriate sire model for lamb survival was included sire direct additive genetic and common litter effects. Estimated direct heritability for birth weight was 0.09±0.02. The direct heritabilities for survival with animal model and sire model was 0.070±0.002 and 0.05±0.02, which after correction was changed to 0.22 and 0.15, respectively. Also, the estimation of heritability for lamb survival from threshold model was 0.30±0.10. Genetic, environmental and phenotypic correlation between birth weight and lamb survival were 0.61±0.24, 0.08±0.02 and 0.07±0.01, respectively. Consideration of environmental factors, including common litter effects, is essential for unbiased estimation of genetic parameters.

    Keywords: Moghani Sheep, Birth Weight, Lamb Survival, Genetic Parameters
  • Mostafa Ghaderi-Zafrehei*, Azadeh Torabi, Mohammad Esmaeilpour, Mina Salimpour, Mohammad Hossein Bonabazi Pages 121-135

    This study was performed to determine the digital expression profile of different genes expressed in Holstein and Cholistani breeds as well as to evaluate the performance of predicted proteins derived from differentially expressed genes between these two breeds using RNA-Seq data. For this purpose, the whole mRNA sequence for a blood sample of American Holstein and Pakistani Cholistani cattle populations was obtained and by sequencing and locating RNA-Seq reads on the bovine reference genome and determining the digital expression profile, the differentially expressed genes were obtained. The results of this study showed that there were 24616 genes and 26716 isoforms on the transcriptome of these two breeds, out of which, 41 genes were identified with substantial and significant differential expression (P <0.000015). It was also found that approximately one-third of genes whose functions is altered accros two breeds, encode hydrolase enzymes, five of the predicted proteins, FOS Fos proto-oncogene proteins, AP-1 transcription factor subunit, the vhl-elonginc-elonginb structure, transcription factor FosB/ JunD bZIP domain, T yeast U2AF complex pseudomonas aeruginosa transcriptional regulator PA2196 and zif268 zinc finger-dna complex that are involved in transcriptional regulation and RNA editing. Investigation of network interactions between predicted proteins from differentially expressed genes showed that predicted proteins are involved in different pathways such as TNF signaling pathway, Salmonella infection, MAPK signaling pathway and rheumatoid arthritis. Overall, these two breeds were found to be well-adapted to environmental conditions due to different environmental conditions and evolutionary distance and this coordination at the molecular level of the expression of specific genes was found in this study. One of the reasons supporting this is the greater role of the immune system in the Cholistani breed due to its higher exposition to contamination than the Holstein breed that led the expression of bactericidal proteins (Cathelicidin 1) was up regulaged, as a result, the activity of the immune system might be improved. The study also found that the IL1B gene had the highest degree of gene-drug interaction with Canakinumab drug.The results of this study indicate that in breed comparisons, a close look at the activity of proteins produced by different genes could better explain breed differences at the molecular level.

    Keywords: Holstein cattle, RNA-Seq, Isoform, Protein interaction network
  • Parvin Shawrang*, Maryam Rahbar, Mehdi Behgar, Farahnaz Motamedi-Sede Pages 136-141

    This study was conducted to determine the suitable dose of gamma rays for increasing sperm motility and viability after thawing and to assess its effects on malondialdehyde concentration and the rate of sperm DNA strand breaks. Sperm samples in liquid nitrogen were irradiated at doses of zero, 0.1, 0.3, 0.5, 0.7 and 0.9 Gy. The sperm quality and quantity parameters were evaluated before and after irradiation using CASA system. Sperm morphology and viability were evaluated using Eosin-Nigrosin staining. Malondialdehyde concentration was determined based on thiobarbituric acid method and DNA strand breaks analyzed by Comet assay. Data were analyzed based on randomized complete block design by SAS Software. The results showed that irradiation influenced (P<0.05) on motility and viability of sperms. The semen malondialdehyde concentration had no significant differences among treatments (P>0.05). Based on the Comet assay result, DNA strand breaks parameters had no significant differences with the control group, except at dose of 0.9 Gy. The results of this study demonstrated that gamma irradiation at dose of 0.7 Gy could enhance the motility and viability of sperms after thawing without negative effect on semen and sperm quality.

    Keywords: Gamma irradiation, Motility, Viability, Bovine sperm